ادب‌سار
12.8K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
@AdabSar

هرچند اینکه سخت شکستی دلِ من است
غمگین مشو که شیشه برای شکستن است

من دوستی به‌ جز تو ندارم قسم به عشق
هرکس که غیر از این به تو گفته‌ست دشمن است

چشمان من مسیرِ تو را گم نمی‌کنند
فانوس اشک‌های من از بس که روشن است

هرکس که دامنِ مژه‌اش تر نمی‌شود
باید یقین کنیم که آلوده‌دامن است

از دیدنم دوباره پریشان شدی ببخش
چون خوابِ بد، سزای من «از یاد بردن» است

#حسین_دهلوی
@AdabSar
💫

گرچه با دوریِ او زندگی‌ام نیست ولی

یادِ او می‌دمدم جان به رگ و پوست هنوز

#سیمین_بهبهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

از یاد تو بر نداشتم دست هنوز
دل هست به یادِ نرگست مست هنوز

گر حال مرا حبیب پرسد گویید
بیمار غمت را نفسی هست هنوز!

#شهریار
@AdabSar
💚🤍❤️ @AdabSar

بخوانیم که در این روزهای تلخ که ما انباشته از اندوه رخدادهای میهن هستیم، در گذشته، چه گذشته!
بخش نخست

🇮🇷 روز نوزدهم دی امسال، نخستین پول ایران که پولی جهانی بود، ۲۵۱۵ ساله شد. دانگ(سکه) داریک یا دَریک نخستین پول رواگ‌مند(رایج) در جهان بود. بر پایه‌ی نوشته‌ی خورای‌شناسان(مستشرقین)، نخستین دانگ یکسان جهان با تراز و اییار(وزن و عیار) یکسان و در زمان داریوش هخامنشی ساخته می‌شد. نگاشتن چهره‌ی سران و پادشاهان بر روی پول نیز از زمان داریوش آغاز شد و نام داریک نیز برگرفته از نام داریوش بود. دانگ داریک تا پایان پادشاهی هخامنشیان، پول رواگ‌دار(رایج) بود. بسیاری از میهن‌دوستان پیشنهاد داده‌اند که امروز نام پول ایران از ریال که اسپانیایی و تومان که تُرکی است، به نام ایرانی داریک دِگر شود(تغییر کند).
فرتور(عکس) پیوست این نوشتار دانگ داریک است.

🇮🇷 بیستم دی برابر با دهم ژانویه سال ۶۲ پیش از زایش(ق.م)، روز بزرگ‌ترین شکست روم و خوربران(غرب) از ایران بود. در این روز پُمپِی از سرداران و سران روم گفت که سوریه و سرزمین‌های همسایه آن بخشی از سرزمین روم خواهند بود. در آن زمان سوریه بزرگ‌تر از امروز و پایتخت آن انتاکیه در ترکیه کنونی بود. بخش‌هایی از اردن و لبنان نیز خاک سوریه بودند. این سخن پمپی پس از ۴۰ روز به آگاهی پادشاه ایران رسید و او گفت که دست رومیان را از خورآی(شرق) مدیترانه کوتاه می‌کنیم. این سرزمین‌ها یا باید از آن ایران باشند و یا خودسالار(مستقل) شوند. با این پاسخ، روم آهنگ جنگ کرد و ۹ سال پس از آن به سوریه لشکر کشید. سردار سپهبد سورنا در کارهه(حران) در مرز کنونی سوریه و ترکیه، سپاه روم را به سختی در هم شکست. کهن‌نگاران این پیروزی در این جنگ را بزرگ‌ترین پیروزی خورآی بر خوربران از هزاره‌های گذشته تاکنون می‌دانند. خورای‌شناسان نیز نوشته‌اند که با میهن‌پرستی ایرانیان، برتری روش‌های جنگی و جنگ‌افزارهای پیشرفته، این جنگ به پیروزی انجامید.

🇮🇷 در روز ۲۱ دی یا دهم ژانویه سال ۷۹۸ ترسایی، پسران آذَرَک که به ستیز با فرمانروایی عرب برخاسته بودند، سپاه عباسی را نیز شکست دادند. سپاه عباسی برای سرکوب آنان راهی سیستان شده بود. این بپاخیزی بزرگ‌ترین خیزش با سازوبرگ یا جنگ‌افزار برای کوتاه کردن دست بیگانه از فرمانروایی ایران بود. سال‌ها پس از آن رادمان پورماهک(یعقوب لیث صفاری) از سیستان برخاست تا کوشش پسران آذرک را دنبال کند و پیروز هم شد. آنان می‌گفتند ما برای مسلمان بودن، ناگزیر نیستیم که فرمانروایی و فرهنگ عرب‌ها را بپذیریم یا زبان پارسی را فراموش کنیم.

#روزشمار نیاکان
💚🤍❤️ @AdabSar
https://plink.ir/6aeGX
💚🤍❤️ @AdabSar

بخوانیم که در این روزهای تلخ که ما انباشته از اندوه رخدادهای میهن هستیم، در گذشته، چه گذشته!
بخش دوم

🇮🇷 در روز ۲۲ دی ماه برابر با ۱۲ ژانویه ۹۱۴ ترسایی، امیراحمد از پادشاهان سامانی در کاخ خود در بخارا به دست پیشکارانش کشته شد. امیراحمد سامانی سخن گفتن به زبان عربی را آزاد کرده بود. ولی این کار خوشایند نزدیکان او نبود. امیراسماعیل سامانی پدر امیراحمد از پرچمداران پارسی کردن زبان کشور بود. امیراسماعیل درباریان و مردم را از عربی سخن گفتن بازداشته بود و نزدیکان او از رای امیراحمد دلخور و بیزار بودند.

🇮🇷 جولای ۱۹۱۸ و ۴ ماه پیش از به پایان رسیدن جنگ جهانی نخست، زمان جان‌ستانی(اعدام) ۱۴ افسر برجسته ایران به دست انگلیس و بی‌هیچ روشنگری بود. این افسران برای پشتیبانی از خاک میهن با نیروهای انگلیسی که بی‌سویگی(بی‌طرفی) خود را زیرپا گذاشته بودند، درگیر شدند. جان‌ستانی آنان در آستانه‌ی پیمان وثوق‌الوله با انگلیسی‌ها بود.
گفته‌اند که این کار برای ترساندن پادورزان(مخالفان) پیمان‌نامه انجام شد. انگلیس برای فریب مردم ایران گفته بود که نیروهای خود را از کشور ما بیرون می‌برد. ولی بندهای "پیمان‌نامه وثوق‌الدوله" نشان می‌داد که انگلیس می‌تواند سرپرستی کشور ما را در دست بگیرد. در روز ۲۲ دی‌ماه همین سال خانواده‌های افسران کشته‌شده راهپیمایی بزرگی در برابر کاخ گلستان برپا کردند ولی از احمدشاه نیز کاری برنیامد.

🇮🇷 نخستین واکنش و خشم ایرانیان به هفت کشور همسایه شاخاب پارس(خلیج فارس) و به دنبال نامیدن "شاخاب پارس" به نام ساختگی "خلیج عربی" در روز هفدهم دی‌ماه سال ۱۳۵۴ آغاز شد، در روز ۲۴ دی بسیار بالا گرفت.
این واکنش پس از نامگذاری یک بنگاه پیام‌رسانی به نام "خبرگزاری خلیج عربی" آغازید. به دنبال آن کارتار(دولت) ایران، فرستادگان این کشورها را فراخواند و این نامگذاری را یک دسیسه نامید. سپس گفت که نام ۲۵۰۰ ساله شاخاب پارس دگریده نمی‌شود(تغییر نمی‌کند). انگیزش و تیزبینی ایرانیان به نام این شاخاب همچنان دنباله دارد.

🇮🇷 روز ۲۵ دی، روز درخشانی در کارنامه ایران است. در این روز برابر با ۲۵ ژانویه ۹۴۶ ترسایی، احمد دیلمی(معزالدوله) بغداد را گرفت، المستكفی بیست‌ودومین فرمانروای عباسی را برکنار كرد و با اين کار، فرمانروایی سراسر ایران دوباره به دست ایرانیان افتاد. برای دستیابی به این آرمان کسانی چون ماکان و مرداویز از مازندران و دیلمان، بابک خرمدین از آذربادگان، سیستانی‌ها (ایرانیان خاوری كه امروز افغان خوانده می‌شوند) همچون صفاریان، خراسانی‌ها و به‌ويژه سامانيان کوشیده، جنگیده و جان باخته بودند. پس از آن علی، احمد و حسن دیلمی پسران بويه از پيروان و دستياران مرداويز که میهن‌گرا بودند، آرزوها و انديشه‌های او را دنبال كردند. نویسندگان اروپایی روز گرفتن کاخ عباسی در بغداد را روزی همچون بنیان نهادن پادشاهی هخامنشی به دست کوروش و روزی همچون پیروزی بزرگ اشکانیان بر سپاه روم خوانده‌اند.

#روزشمار نیاکان
💚🤍❤️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻طغیان = نافرمانی، گردنکشی، سَرکشی، خودسَری، گستاخی، شورش، سَرپیچی، خروش
🔻طغیان آب = کوهه، خیزاب، آشوب شدن دریا و رود و مانند آن
🔻طغیان عواطف = بَرجوشیدن مهربانی‌ها، جوشِش مهر
🔻طغیان قلم = سَرکشی کِلک
🔻طغیان‌کردن = بَرجوشیدن، جوشِش، آشوب‌شدن
🔻طغیانی = سرکش، نافرمان

نمونه:
🔺ظلم حاکم به طغیان مردم منجر شد =
ستم فرمانروا به خروش مردم انجامید

🔺صبر مردم لبریز شده و سر به طغیان برداشتند =
شکیبایی مردم لبریز شده و سر به شورش برداشتند
یردباری مردم به پایان رسید و شوریدند

🔺بارش بی‌وقفه‌ی باران موجب طغیان رودخانه شد =
بارش بی‌ایست باران مایه‌ی آشوب‌شدن رودخانه شد
بارش یکریز باران مایه‌ی بَرجوشیدن رودخانه شد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#طغیان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

به خیر اوست ولی شر حساب خواهد شد
گل است و وقت نوازش خراب خواهد شد

چقدر شرم در او وقت خنده شیرین است
که قند توی دل آدم آب خواهد شد

دمی که وا شود اخمش ز هم دو ابرویش
چو شاه‌بیتِ غزل‌های ناب خواهد شد

رُخش همین که بیفتد درون فنجانم
در آن هرآنچه که باشد شراب خواهد شد

هوا اگرچه پر از ابرهای تیره شده
همین که سر برسد آفتاب خواهد شد

برای من به بزرگی رسیده از این‌رو
به اسم کوچک از این پس خطاب خواهد شد

#جواد_منفرد

@AdabSar
💫

مرا از خود رها كردی و بالِ پرزدن دادی

اگر این است آزادی مرا بی‌بال‌وپر گردان

#فاضل_نظری
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

ای از شب هجر بوده ناشاد!
برخیز که رهسپار شد شب

صبح آمد و بر دمید خورشید
از رحمت حق مباش نومید

#ملک_الشعرای_بهار
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔷پارسی‌گویی هماره جایگزین‌کردن واژه‌ای پارسی به‌جای واژه‌ی بیگانه نیست. گاهی می‌توان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژه‌ها پارسی‌اند، ولی به‌گونه‌ای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو می‌شوند.
در پی، شماری از این واژه‌ها را می‌آوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاری‌مان کنید.

#ابلق= اَبلَک
#اذناب= دُنب‌ها، دم‌ها
#ذنب= دُنب، دم، دنبال، دنباله
#اریکه= اورنگ
#اسفنج= اسپَنگِه
#جزاء= (جِزیَه‌ها)، گَزیَت‌ها
#جند= گُند، سپاه، یاوران
#جندی= گُندی، سپاهی
#جندی_شاپور= گُندی‌شاپور
#جنود= گُندها، سپاهان
#جوال= گَوال
#جوالدوز= گَوالدوز
#جیره= گیره، روزیانه
#خفه= خپه
#خناق= خُناک
#قلیان= غَلیان
#مهمیز= مِهمیخ

🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
t.me/AdabSar/9495


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

صدوهفتادونه ستاره شبی
روی دشت برهنه باريدند
صدوهفتادونه گل قرمز
مرگ را با دو چشم خود دیدند

صدوهفتادونه گل پرپر
صدوهفتادونه كبوتر پر
صدوهفتادونه پسر دختر
با چه جرم و گناه كوچیدند؟

ای‌زمینی كه پست و نامردی
سخت خونخواره‌ای وخونسردی
دخترانی به خاكت افتادند
كه همه مهر و ماه و ناهیدند

آسمان كاش زیر و رو بشوی
تیغ در گُرده و گلو بشوی
كاش با مرگ روبرو بشوی
كشتگان تو ماه و خورشیدند

زندگی خانه‌ات خراب شود
جسم و جان تو آسياب شود
دلت از درد و غم کباب شود
كه زن و مرد از تو رنجیدند

با هزاران هزار استغفار
ای‌خدا صاحب كم و بسیار
صدوهفتادونه نفر بیدار
از چه رو خواب مرگ می‌دیدند؟

#محمود_اکرامی_فر
@AdabSar
💫
این روزها 
بادبادک مرگ 
در آسمان شهرم
بدجور نخ می‌دهد
مانده‌ام 
تا دلم را
از هوای بیگانه‌ات تهی 
و سر آخر 
بی هوا 
جلای وطن کنم...

#مهناز_الله_وردی
@AdabSar
رستم از زابل پیام انتظاری داشته
آن که عز و آبرو در سینه‌هامان کاشته

گفته فرزندان ایران تشنه همیاری‌اند
کی عزیزان دیارم لایق این خواری‌اند

خانه احساسشان درگیر سیل است وفنا
دست‌های جمله کوتاه است و مشغول دعا

«ما ز یاران چشم یاری داشتیم» اماچه دیر
می‌رسد بر گوش بالامنصبان داد و نفیر

نوشدارو مانده در پیچ وخم تردید و شک
رفته از حال و هوا سهراب‌های بی‌کلک

می‌رسد تهمینه از هر گوشه‌ای چشم‌انتظار
پس کی از این ابر پیدا می‌شود رنگ بهار

گوییا از زال باید خواست تا آتش زند
یک پر سیمرغ و تیری در کف آرش زند

تا گذارد در کمان تدبیر بکر و تازه‌ای
روی ما راهی گشاید،روزنی،دروازه‌ای

رستما اینجا همه دلداده‌اند و بی‌ریا
یک‌کمی خوابند وعاشق یک‌کمی هم سرهوا

چشم و قلب و سینه‌های جملگی سوی وطن
از برای عزتش پوشیده هر لحظه کفن

پس نباید مضطرب بود و پریشان و نژند
می‌رهد آهوی درد جمله حتما از کمند

جرعه‌ای صبر و ته یک استکان دلواپسی
از تو و از ما بسازد مرهمی بر بی‌کسی

وسع ما شعر و شعور است و سر سوزن وفا
مرد میدان تواَم ای پهلوان باصفا

باش با «راحم» که دم کرده شوید و شاتره
بهتر است از آن کباب کبک و تیهو و بره

#جواد_رحیمی
@AdabSar
💚🤍❤️ @AdabSar

#تخت_جمشید پارسه
سراینده #هما_ارژنگی


ای تخت سرفراز که سر سوده‌ای به ناز
بر سینه‌ی ستبر و شکیبای کوهسار
ای قصه‌گوی پیر که بنهفته‌ای به دل
صدها نشان ز شوکت دیرین به یادگار
ای جشنگاه مهر که تا آسمان به پاست
شاهین بخت و فر همای تو پایدار

بنگر چگونه با همه‌ی جان و هستی‌ام
بر خاک پاک پر گهرت بوسه می‌زنم
چون پیچکی به گرد بلندای هر ستون
تاری ز مهر سینه‌ی بی‌تاب می‌تنم

ای یادگار اوج و شکوه گذشته‌ها
ای شاهکار دانش و فرهنگ دیرپا

آن دورهای دور
آن روزها که سینه‌ی خونین این زمین
در چنگ خشم و پنجه‌ی بیداد می‌شکست
دروازه‌ات که درگه مهر است و سروری
چون روزنی به بارگه داد و یاوری
بر روی مردمان از هر تبار و کیش
با هر نژاد و رنگ باز و گشاده بود

وان تختگاه جم
آنجا که برگزیده‌ی مردان روزگار
با مهر و همدلی
دور از دروغ و کین
بر دادگر شهنشه یاریگر زمین
می‌خواند آفرین
چونان نگین به بام هنر ایستاده بود

ای تخت جم‌نشان
هر سو که رو کنم
گنجینه‌ای ز دانش و فر آیدم به پیش
گویی که هورمزد
خاک تو را ز کان هنر آفریده است

شاهین شیرپیکر بنشسته در فراز
فرخ‌نشانه‌ای ز شکوه و توانگری‌ست
بر هر ستون بر شده بر پهنه‌ی سپهر
پیدا تلاش و دانش مردان گوهری‌ست
وان نقش‌های مانده ز دوران به یادگار
زیبانماد رامش و پیمان و یاوری‌ست

ای بارگاه مهر و هنر ای شکسته‌پر
با آن‌که دشمنانه به کین‌ات گداختند
وز پیکر ستبر تو ویرانه ساختند
با آنکه در شکست تو بس تیغ آختند
چون گوهری به گنج هنر شاهواره‌ای
در آسمان کشور جم ماه‌پاره‌ای

شاهنشهان تو
آن رهروان راستی و مهر و مردمی
آنان که با یگانه‌ی دانا اهورمزد
در هر زمانه یارترین یار بوده‌اند
بر این نگاره‌های ماندنی و سنگ‌های سخت
با خامه‌ی امید
زیباترین سرود جهان را سروده‌اند

باشد که این سرود خروشنده همچو رود
بر دشت خشک و تشنه‌ی میهن روان شود
باشد که طفل گمشده‌ی شادی و امید
با خنده و ترانه‌ی آزادگی به لب
شادان در آید از ره و این خاک غمزده
جانی دوباره یابد و ایران جوان شود


**پی‌نوشتِ سراینده: فردید(منظور) از سرود در این چامه، سخن داریوش است که گوید «این کشور پارس که اهورامزدایم به من سپرد زیبا و نیک‌مردم است. باشد که اهورامزدا آن را از خشکسالی و دروغ و دشمن بپایاد. من این را به نماز خواسته‌ام. خدای بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید، که آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید».

🇮🇷 plink.ir/r6Cue
تخت جمشید - هما ارژنگی
@AdabSar
ای تخت سرفراز
که سر سوده‌ای به ناز
بر سینه‌ی ستبر و شکیبای کوهسار

ای قصه‌گوی پیر
که بنهفته‌ای به دل
سد{صد}ها نشان ز شوکت دیرین به یادگار...

چامه‌ای برای #تخت_جمشید
سروده و آوای زیبای بانو #هما_ارژنگی

🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگی‌ست که جریان دارد

زندگی درد قشنگی‌ست، بجز شب‌هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟!
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!

خواب بد دیده‌ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سَر و سِریست که با موی پریشان دارد

"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگی‌ست که جریان دارد...

#علی_صفری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

يک لحظه واقعن بد و يک لحظه عالی‌ام

اين روزها به لطف تو حالی به حالی‌ام

#جواد_منفرد
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

یاری که نکو بخشد و بد بخشاید
گر ناز کند وگر نوازد شاید

روی تو نکوست من بدانم دلخوش
کز روی نکو به‌جز نکویی ناید

#عراقی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
👍1
Audio
💔🇮🇷 آتش و آب
سراینده و گوینده: #هما_ارژنگی
۲۵ دی ۱۳۹۸

این چامه را به یاد عزیزان پرکشیده و بی‌گناهی که درآسمان، بازیچه‌ی ترکش وآتش شدند، و برای عزیزانی که در خشم سیلاب گرفتار آمده‌اند، سروده‌ام.
آنگاه که با نابخردی، آرامش زمین و آسمان را بر هم می‌زنیم، جز مرگ و ویرانی توشه‌ای برنمی‌گیریم.


توفانی‌ام، چون موج دریا بی‌قرارم
دیگر توان دم فروبستن ندارم

اینجا، هوای مرگ و کشتار قناری‌ست
تنها صدا، آوای تلخ سوگواری‌ست

در ماتم گل‌های خون‌آلود و پرپر
بر سفره‌ی اشک و عزا بنشسته مادر

اینجا، حراجستان گل‌های بهار است
دل‌های باغ و باغبانش داغدار است

اینجا، زمین و آسمان با ما به جنگ‌اند
آزرده دل از موشک و تیر و تفنگ‌اند

وین سنگدل تنداب نابشگون و غران
کاین سان ز جا برمی‌کَنَد سامان و بنیان

پژواک خشمی سهمگین و آتشین است
پاداَفرَهی* توفنده بر چهر زمین است

گویی که هر موج
پرخاشگر در گوش ما گوید به فریاد
آن شب‌رو مست
آن آتشین تیری که بر مرغان عاشق
راه سفر بست
از دامن این خاک برجست!


*پادافره:کیفر
💚🤍❤️ @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نجیب = آزاده، نِژاده، کاووس، والاگوهر، والاتَبار، نیک‌نژاد، نیک‌گوهر، پاک‌زاد، پاک‌نهاد، پاک‌دامن، آیریا، گزیده، برگزیده
🔻نجیبانه = آزادوار
🔻نجابت = آزادمَنِشی، آزادگی، بزرگواری، والاگوهری، وارستگی، نیک‌نهادی، پاک‌نژادی، نِژادِگی، ریشه‌داری
🔻نجیب‌زاده = والاتَبار، آزادمَنش، خوش‌پیوند، خوش‌زاد، خوب‌زاد، نِژادِه
🔻نجیب‌زادگی = بِه‌زایِشی، خوبزادی، نِژادِگی، نیک‌نژادی
🔻نانجیب = بد نَهاد، بد سِرشت، بد گوهر، دُشنِژاد(دُش=بد)، بی‌آزَرم، فرومایه
🔻نانجیبی = دُشنِژادی(دُش=بد)، بد گوهری، بی‌آزرمی، فرومایگی

نمونه:
🔺نجیب خطا نکند، نانجیب وفا =
نیک‌نهاد لغزش نکند، بد نَهاد پیمانداری
نِژاده کژکاری نکند، دُشنِژاد توزِش

🔺نجابت از سر و رویش می‌بارید =
بزرگواری از سر و رویش می‌بارید

🔺نجابتِ زیاد، کثافت است =
پاک‌نهادی بسیار، ناپاکی است

🔺نجیب‌زادگی عنوانی ارثی است =
نیک‌نژادی پاژنامی بَرماندی است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نجیب #نجابت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸