💫
تو خودت خواسته بودی كه پريشان بشوی
راهی اين سفر بی سرو سامان بشوی
عاقبت بوسهی من ضامن لبهايت شد
مصلحت نيست شما راهی زندان بشوی
يوسف گم شدهام باز به چاه افتاده است
تو خودت ميل نكردی كه به كنعان بشوی
من به كميابی چشمان تو عادت كردم
تو خودت پيله شدی زيره به كرمان بشوی
بعد از اين دست منو دامن آن سرو بلند
نيست در شهر نگاری كه تو آسان بشوی
من دخيلم به سر زلف تو بستم هيهات
مشهدا حيف بود اين كه تو تهران بشوی !
#سعید_دولتی
@AdabSar
تو خودت خواسته بودی كه پريشان بشوی
راهی اين سفر بی سرو سامان بشوی
عاقبت بوسهی من ضامن لبهايت شد
مصلحت نيست شما راهی زندان بشوی
يوسف گم شدهام باز به چاه افتاده است
تو خودت ميل نكردی كه به كنعان بشوی
من به كميابی چشمان تو عادت كردم
تو خودت پيله شدی زيره به كرمان بشوی
بعد از اين دست منو دامن آن سرو بلند
نيست در شهر نگاری كه تو آسان بشوی
من دخيلم به سر زلف تو بستم هيهات
مشهدا حيف بود اين كه تو تهران بشوی !
#سعید_دولتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
«نقاش» و «نقاشی» واژههایی بیگانه هستند که جایگزین پارسی زیباتر و شیواتری دارند:
نقاش = نگارگر، نخشگر(نقشگر)، رنگکار
نقاشباشی = سر نگارگر
@AdabSar
نقاشخانه = نگارخانه
نقاشی= نگاره، نگارین، نگارگری، رنگکاری
نقاشی آبرنگ = نگارگری آبرنگ، آبنگاری
نقاشی دیواری = نگارگری دیواری، دیوارنگاری
نقاشی رنگ روغن = نگارگری روغنی
نقاشی کشیدن = نگاشتن
طرح نقاشی = پیشنگاره
نمونه:
پدرام نقاش ماهری است =
پدرام نگارگر چیرهدستی است
این خانه احتیاج به نقاشی دارد=
این خانه نیاز به رنگکاری دارد
یک نقاشی از صورت من کشید=
یک نگاره از چهرهی من کشید
*دنباله دارد
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
«نقاش» و «نقاشی» واژههایی بیگانه هستند که جایگزین پارسی زیباتر و شیواتری دارند:
نقاش = نگارگر، نخشگر(نقشگر)، رنگکار
نقاشباشی = سر نگارگر
@AdabSar
نقاشخانه = نگارخانه
نقاشی= نگاره، نگارین، نگارگری، رنگکاری
نقاشی آبرنگ = نگارگری آبرنگ، آبنگاری
نقاشی دیواری = نگارگری دیواری، دیوارنگاری
نقاشی رنگ روغن = نگارگری روغنی
نقاشی کشیدن = نگاشتن
طرح نقاشی = پیشنگاره
نمونه:
پدرام نقاش ماهری است =
پدرام نگارگر چیرهدستی است
این خانه احتیاج به نقاشی دارد=
این خانه نیاز به رنگکاری دارد
یک نقاشی از صورت من کشید=
یک نگاره از چهرهی من کشید
*دنباله دارد
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
✨شب شکفتن
شبانگاهان که شیدایی، شکوفان میکند گل را
به جیغش جغد جادوگر، پریشان میکند گل را
سیاهی بر نمیتابد، به جایی ره نمییابد
شباهنگام و تنهایی، هراسان میکند گل را
شباویزی به کوکویش، شباهنگی به سوسویش
به افشان کردن بویش، شتابان میکند گل را
چه بیسامان سری دارد، هوای دلبری دارد
پگاهان سهره با چَهچَه، بسامان میکند گل را
به شبنم چهره میشوید، کنارش غنچه میروید
رخ آرایی، به زیبایی، نمایان میکند گل را
پرستو پونه میبوید، چکاوک چامه میگوید
سرودی سهره میخواند، که خندان میکند گل را...
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
✨شب شکفتن
شبانگاهان که شیدایی، شکوفان میکند گل را
به جیغش جغد جادوگر، پریشان میکند گل را
سیاهی بر نمیتابد، به جایی ره نمییابد
شباهنگام و تنهایی، هراسان میکند گل را
شباویزی به کوکویش، شباهنگی به سوسویش
به افشان کردن بویش، شتابان میکند گل را
چه بیسامان سری دارد، هوای دلبری دارد
پگاهان سهره با چَهچَه، بسامان میکند گل را
به شبنم چهره میشوید، کنارش غنچه میروید
رخ آرایی، به زیبایی، نمایان میکند گل را
پرستو پونه میبوید، چکاوک چامه میگوید
سرودی سهره میخواند، که خندان میکند گل را...
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
سروده به #پارسی_پاک
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅پالایش زبان پارسی احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، باسِنایش، با گرامیداشت احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگارکه ، گمان میرود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552) احتیاطا = از روی دوراندیشی…
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
اخیرا = بهتازگی، تازنگ، واپسینگاه، در زمان بازپسین، در این نزدیکیها، در این روزها، چندی پیش، پس از همه، سپس
ایضا = (Idem، لاتینی تازیشده)، هاس، اَیدی، بِنیز، نیز، و نیز، و نیز هم، اَندی، هم، باز هم، همچنین، گذشته از این
باطنا = نهانی، درونی، در پنهانی، پنهانی، در بنیاد، در شکم
بعضا = برخی، پارهای، تکوتوک، گاه، گاهی
تادبا = از سر ادب
✍نمونه:
آیا اخیرا سردرد شدیدی داشته اید؟ =
آیا بهتازگی سردرد سختی داشتهاید؟
آیا در این روزها سردرد سختی داشتهاید؟
اخیرا کمی سردرد داشت =
چندی پیش کمی سردرد داشتم
بسیاری از مشکلات را حل کردیم و اخیرا این مشکل هم حل شد =
بسیاری از گرهها را گشودیم و پس از همه این گرفتاری هم چاره شد
ایضا میتوان از این تکنولوزی استفادههای دیگری هم کرد =
همچنین میتوان از این فناوری بهرههای دیگری هم برد
در ظاهر دوستش بود و باطناً بقتل او مصمم =
آشکارا دوستش بود و در پنهانی به کشتناش استوار
ظاهر خوبی داشت ولی باطنا عذابآور بود =
بیرون خوبی داشت ولی درونی رنجآور بود
باربرهای بازار بعضا لیسانسهاند=
باربرهای بازار برخی کارشناساند
باربرهای بازار تکوتوک کارشناسی دارند
بعضا دیده شده که بعضی از روی تفریح دست به سرقت میزنند =
گاهی دیده شده که برخی از روی سرخوشی دست به دزدی میزنند
با وجود عدم اطمینان به انتخابش، تادبا بر نظر وی صحه گذاشتند =
با همهی نگرانی از گزینشاش، از روی ادب رایاش را پذیرفتند
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
اخیرا = بهتازگی، تازنگ، واپسینگاه، در زمان بازپسین، در این نزدیکیها، در این روزها، چندی پیش، پس از همه، سپس
ایضا = (Idem، لاتینی تازیشده)، هاس، اَیدی، بِنیز، نیز، و نیز، و نیز هم، اَندی، هم، باز هم، همچنین، گذشته از این
باطنا = نهانی، درونی، در پنهانی، پنهانی، در بنیاد، در شکم
بعضا = برخی، پارهای، تکوتوک، گاه، گاهی
تادبا = از سر ادب
✍نمونه:
آیا اخیرا سردرد شدیدی داشته اید؟ =
آیا بهتازگی سردرد سختی داشتهاید؟
آیا در این روزها سردرد سختی داشتهاید؟
اخیرا کمی سردرد داشت =
چندی پیش کمی سردرد داشتم
بسیاری از مشکلات را حل کردیم و اخیرا این مشکل هم حل شد =
بسیاری از گرهها را گشودیم و پس از همه این گرفتاری هم چاره شد
ایضا میتوان از این تکنولوزی استفادههای دیگری هم کرد =
همچنین میتوان از این فناوری بهرههای دیگری هم برد
در ظاهر دوستش بود و باطناً بقتل او مصمم =
آشکارا دوستش بود و در پنهانی به کشتناش استوار
ظاهر خوبی داشت ولی باطنا عذابآور بود =
بیرون خوبی داشت ولی درونی رنجآور بود
باربرهای بازار بعضا لیسانسهاند=
باربرهای بازار برخی کارشناساند
باربرهای بازار تکوتوک کارشناسی دارند
بعضا دیده شده که بعضی از روی تفریح دست به سرقت میزنند =
گاهی دیده شده که برخی از روی سرخوشی دست به دزدی میزنند
با وجود عدم اطمینان به انتخابش، تادبا بر نظر وی صحه گذاشتند =
با همهی نگرانی از گزینشاش، از روی ادب رایاش را پذیرفتند
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
گفتم بدوم تا تو همه فاصلهها را
تا زودتر از واقعه گویم گلهها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سختترین زلزلهها را
پر نقش تر از نقش دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصلهها را
ما تلخیِ "نه" گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بلهها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچلهها را
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئلهها را
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar
گفتم بدوم تا تو همه فاصلهها را
تا زودتر از واقعه گویم گلهها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سختترین زلزلهها را
پر نقش تر از نقش دلم بافتهای نیست
از بس که گره زد به گره حوصلهها را
ما تلخیِ "نه" گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس بلهها را
بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچلهها را
یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئلهها را
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar
💫
آوازِ قو میشوم و
لحظهی رفتن اندکی
میشکنم سکوت را
گوشسپاری ار تو هم
میشنوی نوای بینوایِ این فلوت را
#طاهره_کشاورز
@AdabSar
آوازِ قو میشوم و
لحظهی رفتن اندکی
میشکنم سکوت را
گوشسپاری ار تو هم
میشنوی نوای بینوایِ این فلوت را
#طاهره_کشاورز
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
سبکهای مختلف نقاشی = شیوههای گوناگون نگارگری:
آبستره(انتزاعی) = پنداشتی
آوانگارد = پیشگام
@AdabSar
امپرسیونیسم = پندارگرایی، برداشتگرایی، دریافتگری
پستمدرنیسم = فرا نوینی، پسانوینی، پسانوگرایی
رآلیسم(واقعگرایی) = فربودگرایی، راستینگی
کوبیسم = کنجنگاری، کنجگرایی
مدرنیسم = نوگرایی، نوجویی، کنونگری
پوینتیلیسم = تیل تیل(نقطه نقطه)، تیل چینی(نقطه چینی)
مینیاتور = نازکنگاری، ریزهکاری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
سبکهای مختلف نقاشی = شیوههای گوناگون نگارگری:
آبستره(انتزاعی) = پنداشتی
آوانگارد = پیشگام
@AdabSar
امپرسیونیسم = پندارگرایی، برداشتگرایی، دریافتگری
پستمدرنیسم = فرا نوینی، پسانوینی، پسانوگرایی
رآلیسم(واقعگرایی) = فربودگرایی، راستینگی
کوبیسم = کنجنگاری، کنجگرایی
مدرنیسم = نوگرایی، نوجویی، کنونگری
پوینتیلیسم = تیل تیل(نقطه نقطه)، تیل چینی(نقطه چینی)
مینیاتور = نازکنگاری، ریزهکاری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
عید = جشن، روزبه، بزم، سور(عید مذهبی)، خواران(پارسی پهلوی)، شادی کردن
عید اَضحَی = (عید قربان)، جشن گوسپندکشان
عید غدیر خم = جشن آبگیر خم
عید فطر = جشن روزهگشا
عید قربان = جشن گوسپندکشان
عید مذهبی = سور(پارسی پهلوی)
عید نوروز = جشن نوروز
عید ولادت = جشنِ زادروز، زادسور، زادجشن، زاجسور
عیدی = شادیانه، روزبهانه، نیوِک، دستلاف
نمونه:
عیدتان مبارک =
بزمتان شاد باد
نوروزتان پیروز
چشنتان فرخنده باد
عید سعید نوروز را تبریک میگویم =
جشن نوروز بهروز را شادباش میگویم
عیدی دادن در عید نوروز، از رسوم قدیمی ایرانی است =
شادیانه دادن در جشن نوروز، از آیینهای کهن ایرانی است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
عید = جشن، روزبه، بزم، سور(عید مذهبی)، خواران(پارسی پهلوی)، شادی کردن
عید اَضحَی = (عید قربان)، جشن گوسپندکشان
عید غدیر خم = جشن آبگیر خم
عید فطر = جشن روزهگشا
عید قربان = جشن گوسپندکشان
عید مذهبی = سور(پارسی پهلوی)
عید نوروز = جشن نوروز
عید ولادت = جشنِ زادروز، زادسور، زادجشن، زاجسور
عیدی = شادیانه، روزبهانه، نیوِک، دستلاف
نمونه:
عیدتان مبارک =
بزمتان شاد باد
نوروزتان پیروز
چشنتان فرخنده باد
عید سعید نوروز را تبریک میگویم =
جشن نوروز بهروز را شادباش میگویم
عیدی دادن در عید نوروز، از رسوم قدیمی ایرانی است =
شادیانه دادن در جشن نوروز، از آیینهای کهن ایرانی است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷💠🔷
@AdabSar
▪️به فارسی
ای ساقیا مستانه رو، آن یار را آواز ده
گر او نمیآید بگو، آن دل که بُردی باز ده
بنگر که مشتاق توام، مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام، آن دل که بُردی باز ده
از عشق تو شاد آمدم، از هجر آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم، آن دل که بردی باز ده
#مولانا
✨🖋برگردان به #پارسی_پاک
چمانیا مستانه رو، آن یار را آواز ده
گر او نمیآید بگو، آن دل که بُردی باز ده
بنگر که خواهان تواَم، شیدای غمناک توام
گرچه که من خاک تواَم، آن دل که بُردی باز ده
از دوشِشَت شاد آمدم، از دوری آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم، آن دل که بردی باز ده
برگرداننده و فرستنده: #سعید_باقری
بازنگری و ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
▪️به فارسی
ای ساقیا مستانه رو، آن یار را آواز ده
گر او نمیآید بگو، آن دل که بُردی باز ده
بنگر که مشتاق توام، مجنون غمناک توام
گرچه که من خاک توام، آن دل که بُردی باز ده
از عشق تو شاد آمدم، از هجر آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم، آن دل که بردی باز ده
#مولانا
✨🖋برگردان به #پارسی_پاک
چمانیا مستانه رو، آن یار را آواز ده
گر او نمیآید بگو، آن دل که بُردی باز ده
بنگر که خواهان تواَم، شیدای غمناک توام
گرچه که من خاک تواَم، آن دل که بُردی باز ده
از دوشِشَت شاد آمدم، از دوری آزاد آمدم
پیش تو بر داد آمدم، آن دل که بردی باز ده
برگرداننده و فرستنده: #سعید_باقری
بازنگری و ویرایش: #ادبسار
@AdabSar
💠🔷💠🔷
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مازیار»
"مازیار"، نامی پسرانه و ایرانی به چم دارای کوه ماز، بزرگ و نام یکی از بزرگان و فرمانروایان تپورستان(مازندران کنونی) بود.
این نام ماهزیار، ماه ایزدیار، مهزیار و مازدیار نیز خوانده میشود.
مازیار، فرزند "ونداد هرمز" و از دودمان "سوخرا" بود و آیین زرتشتی داشت. وی در زمان "مامون" به فرمانروایی تپورستان، رویان و دماوند برگزیده شد و سپس با همراهی دستیارش "افشین" با "بابک خرمدین" همپیمان شدند تا به فرمانروایی "مامون عباسی" و فرمانروایی تازیان بر ایران پایان دهند.
ولی برادرش "کوهیار" با اندیشهی دستیابی به فرمانروایی تپورستان، کوششهای مازیار را به گوش مامون رساند. مازیار در کنار بابک خرمدین در بغداد کشته و پیکرش در آتش سوزانده شد.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مازیار»
"مازیار"، نامی پسرانه و ایرانی به چم دارای کوه ماز، بزرگ و نام یکی از بزرگان و فرمانروایان تپورستان(مازندران کنونی) بود.
این نام ماهزیار، ماه ایزدیار، مهزیار و مازدیار نیز خوانده میشود.
مازیار، فرزند "ونداد هرمز" و از دودمان "سوخرا" بود و آیین زرتشتی داشت. وی در زمان "مامون" به فرمانروایی تپورستان، رویان و دماوند برگزیده شد و سپس با همراهی دستیارش "افشین" با "بابک خرمدین" همپیمان شدند تا به فرمانروایی "مامون عباسی" و فرمانروایی تازیان بر ایران پایان دهند.
ولی برادرش "کوهیار" با اندیشهی دستیابی به فرمانروایی تپورستان، کوششهای مازیار را به گوش مامون رساند. مازیار در کنار بابک خرمدین در بغداد کشته و پیکرش در آتش سوزانده شد.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
تو آسمانی و من ریشه در زمین دارم
همیشه فاصلهای هست داد از این دارم
قبول کن که گذشته است کار من از شک
که سالهاست به تنهاییام یقین دارم
تو نیز دغدغهات از دقایقت پیداست
مرا ببخش اگر چشم نکته بین دارم
بخوان و پاک کن و نام خویش را بنویس
به دفتر غزلم هرچه نقطه چین دارم
کسی هنوز عیار تو را نفهمیدست
منم که از تو به اشعار خود نگین دارم
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar
تو آسمانی و من ریشه در زمین دارم
همیشه فاصلهای هست داد از این دارم
قبول کن که گذشته است کار من از شک
که سالهاست به تنهاییام یقین دارم
تو نیز دغدغهات از دقایقت پیداست
مرا ببخش اگر چشم نکته بین دارم
بخوان و پاک کن و نام خویش را بنویس
به دفتر غزلم هرچه نقطه چین دارم
کسی هنوز عیار تو را نفهمیدست
منم که از تو به اشعار خود نگین دارم
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar
goo.gl/BDka6u
به برم بازآ
چون مرغِ پریده از آشیان
گذر کن بر تن این رخنه درختِ پیر
چون نسیم خنک آن شب،
نیمش رام، نیمش شکسته خطِ آسمانِ شهر
گذر کن دوباره از لابهلای این گیسوان بینصیب از باد
نگهم کن دگر باره مرا
بینی چو نالان شدنم، بی تو بسر نشدنم را؟
چگونه گذشت ایام تا سحرم؟
غروب دریا خبر از داغی، این تنها ثمرم
محبوبم بنشین و دگر باره مرا...
و شانه بکش این خرمنم!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
به برم بازآ
چون مرغِ پریده از آشیان
گذر کن بر تن این رخنه درختِ پیر
چون نسیم خنک آن شب،
نیمش رام، نیمش شکسته خطِ آسمانِ شهر
گذر کن دوباره از لابهلای این گیسوان بینصیب از باد
نگهم کن دگر باره مرا
بینی چو نالان شدنم، بی تو بسر نشدنم را؟
چگونه گذشت ایام تا سحرم؟
غروب دریا خبر از داغی، این تنها ثمرم
محبوبم بنشین و دگر باره مرا...
و شانه بکش این خرمنم!
#فرنوش_حمیدی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
راز دل با لاله گفتم، سهره و پروانه هم
آسمان خندید و من خندیدم و دیوانه هم
ساغرستانی که رفتم ساغر ارزان بود و خوب
مست، گشتم بیخود از خود، میگر و میخانه هم
بت ستودم از بتستانی که در فرخار بود
دل به لرزیدن درآمد، بتگر بتخانه هم
گفته بودم بار دیگر ترک مستی میکنم
سنگ راهم شد نگاهت، خندهی مستانه هم
بس که در بازار دل، دیوانه بازی کردهام
لب به اندرزم گشاید آشنا، بیگانه هم
سهرهگون در این قفس بییار و بیکس ماندهام
گریه دارد روزگارم، آب داند، دانه هم
دل به راهی میرود، اندیشه بر راهی دگر
میکند ناسازاری، این سر پیرانه هم
زنده بودن گوشهی ویرانه هم شد زندگی؟
میگریزد از من اکنون جغد در ویرانه هم
در زدم از میسرای شهر و کس نگشود درب
بسته شد درها به رویم، پردهی رایانه هم
آتشی در دل، فروزان دارم از بیداد کیش
گر گرفته تار و پودم، این "لت" پایانه هم...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
✍پینوشت:
۱- در این سروده تنها واژههای "تَرک" و "قفس" تازی هستند.
۲- فرخار ← بتخانه
لت ← بند، مصرع (در اینجا)
میگر ← ساقی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
راز دل با لاله گفتم، سهره و پروانه هم
آسمان خندید و من خندیدم و دیوانه هم
ساغرستانی که رفتم ساغر ارزان بود و خوب
مست، گشتم بیخود از خود، میگر و میخانه هم
بت ستودم از بتستانی که در فرخار بود
دل به لرزیدن درآمد، بتگر بتخانه هم
گفته بودم بار دیگر ترک مستی میکنم
سنگ راهم شد نگاهت، خندهی مستانه هم
بس که در بازار دل، دیوانه بازی کردهام
لب به اندرزم گشاید آشنا، بیگانه هم
سهرهگون در این قفس بییار و بیکس ماندهام
گریه دارد روزگارم، آب داند، دانه هم
دل به راهی میرود، اندیشه بر راهی دگر
میکند ناسازاری، این سر پیرانه هم
زنده بودن گوشهی ویرانه هم شد زندگی؟
میگریزد از من اکنون جغد در ویرانه هم
در زدم از میسرای شهر و کس نگشود درب
بسته شد درها به رویم، پردهی رایانه هم
آتشی در دل، فروزان دارم از بیداد کیش
گر گرفته تار و پودم، این "لت" پایانه هم...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
✍پینوشت:
۱- در این سروده تنها واژههای "تَرک" و "قفس" تازی هستند.
۲- فرخار ← بتخانه
لت ← بند، مصرع (در اینجا)
میگر ← ساقی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
«وَِ اِلّا» واژهای تازی است که به سادکی میتوان آن را با واژهی پارسی «وگرنه» جایگزین نمود.
وَِ اِلّا = وگرنه
@AdabSar
نمونه:
بدون گواهینامه رانندگی نکنید، وَِ اِلّا جریمه میشوید =
بی گواهینامه رانندگی نکنید، وگرنه کیفر میشوید
بی گواهینامه رانندگی نکنید، وگرنه تاوان میدهید
آب مهریهی گل بود، وَِ اِلّا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را (حمیدرضا برقعی)=
آب کابین گل بود، وگرنه خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
«وَِ اِلّا» واژهای تازی است که به سادکی میتوان آن را با واژهی پارسی «وگرنه» جایگزین نمود.
وَِ اِلّا = وگرنه
@AdabSar
نمونه:
بدون گواهینامه رانندگی نکنید، وَِ اِلّا جریمه میشوید =
بی گواهینامه رانندگی نکنید، وگرنه کیفر میشوید
بی گواهینامه رانندگی نکنید، وگرنه تاوان میدهید
آب مهریهی گل بود، وَِ اِلّا خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را (حمیدرضا برقعی)=
آب کابین گل بود، وگرنه خورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💫
چیزی گم است در من، از آرزو فراتر
مانند جان شیرین، زان نیز پر بها تر
در جستجوی اویم، یا در سراغ اکسیر
من هرچه خستهپا تر او نیز کیمیا تر
گاهی که در نگاهی مییابمش شگفتا
من سنگ میشوم او، از لحظهها رهاتر
حس میکنم هم اینک گمگشته من اینجاست
این سان که گشتهام باز از لال بی صدا تر
حال مرا ببینید، باور کنید این اوست
جز او که میکشاند من را به ناکجاتر؟
گمگشته من ای کاش باشد تو باشی ای عشق
بر خــــود نمیپسندم درد از تـــو بی دوا تر
معیار عاشقی چیست؟ آیا هنوز باید
با درد و داغِ این راز گردیم آشنا تر؟
گفتی که بگذر از من، از خویش هم گذشتم
شاید سراغ داری از من خوش آزماتر؟
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar
چیزی گم است در من، از آرزو فراتر
مانند جان شیرین، زان نیز پر بها تر
در جستجوی اویم، یا در سراغ اکسیر
من هرچه خستهپا تر او نیز کیمیا تر
گاهی که در نگاهی مییابمش شگفتا
من سنگ میشوم او، از لحظهها رهاتر
حس میکنم هم اینک گمگشته من اینجاست
این سان که گشتهام باز از لال بی صدا تر
حال مرا ببینید، باور کنید این اوست
جز او که میکشاند من را به ناکجاتر؟
گمگشته من ای کاش باشد تو باشی ای عشق
بر خــــود نمیپسندم درد از تـــو بی دوا تر
معیار عاشقی چیست؟ آیا هنوز باید
با درد و داغِ این راز گردیم آشنا تر؟
گفتی که بگذر از من، از خویش هم گذشتم
شاید سراغ داری از من خوش آزماتر؟
#محمد_علی_بهمنی
@AdabSar