🍂🌾🍁🌾🍂
🌾@AdabSar
🍁
پارسی سرودههای #صائب_تبریزی
گزینش و گردآوری: #بلال_ریگی
🌱🌾🌱
ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﻳﺨﺘﻦ ﺍﺷﮏ، ﺩﻝ ﻣﺎ
ﺍﺑﺮﻳﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﮕﺮ ﻣﺎﺳﺖ!
🌱🌸🌱
ﭼﺮﺍﻍ تنگدﺳﺘﺎﻥ، ﺧﺎﻣﺸﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻮﺍ ﮔﻴﺮﺩ،
ﺯ ﻣﺮﮒ ﺗﻠﺦ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﯽﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ!
🌿🌺🌿
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻮﻥ ﮐﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﺲ ﺯﻭﺭﯼ ﻧﺮﻓﺖ،
ﺍﻳﻦ ﮐﺸﺎﮐﺶ ﺩﺭ ﺭﮒ ﺟﺎﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟!
🍃🌻🍃
ﺍﺯ ﺑﺎﺩﻩ ﺧﺸﮏ ﻟﺐ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﻢ ﻳﮑﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺗﺎ ﺷﻴﺸﻪﺍﻡ ﺗﻬﯽ ﺷﺪﻩ، ﭘﻴﻤﺎﻧﻪ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
🍀🌷🍀
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪی ما ﺭﺍ ﻧﺨﺮﻳﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﯽ،
ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪی ﺍﻳﻦ ﺳﻨﮕﺪﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ؟
🍃
🌾@AdabSar
☘🌾🌱🌾🍀
🌾@AdabSar
🍁
پارسی سرودههای #صائب_تبریزی
گزینش و گردآوری: #بلال_ریگی
🌱🌾🌱
ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﻳﺨﺘﻦ ﺍﺷﮏ، ﺩﻝ ﻣﺎ
ﺍﺑﺮﻳﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﮕﺮ ﻣﺎﺳﺖ!
🌱🌸🌱
ﭼﺮﺍﻍ تنگدﺳﺘﺎﻥ، ﺧﺎﻣﺸﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻮﺍ ﮔﻴﺮﺩ،
ﺯ ﻣﺮﮒ ﺗﻠﺦ ﭘﺮﻭﺍ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﯽﺑﺮﮒ ﻭ ﻧﻮﺍﻳﺎﻥ ﺭﺍ!
🌿🌺🌿
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﻮﻥ ﮐﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﺲ ﺯﻭﺭﯼ ﻧﺮﻓﺖ،
ﺍﻳﻦ ﮐﺸﺎﮐﺶ ﺩﺭ ﺭﮒ ﺟﺎﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟!
🍃🌻🍃
ﺍﺯ ﺑﺎﺩﻩ ﺧﺸﮏ ﻟﺐ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻧﻢ ﻳﮑﯽ ﺍﺳﺖ،
ﺗﺎ ﺷﻴﺸﻪﺍﻡ ﺗﻬﯽ ﺷﺪﻩ، ﭘﻴﻤﺎﻧﻪ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ!
🍀🌷🍀
ﺩﻳﻮﺍﻧﻪی ما ﺭﺍ ﻧﺨﺮﻳﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻨﮕﯽ،
ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪی ﺍﻳﻦ ﺳﻨﮕﺪﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ؟
🍃
🌾@AdabSar
☘🌾🌱🌾🍀
🔅پرسش شما
با درود و سپاس از شما برای آگاهی خوبی که میدهید
۱-چم نام آدرینا چه میباشد
۲-واژه سپاسگذار درست است یا سپاسگزار
از شما خیلی سپاس دارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
با درود و سپاس از شما برای آگاهی خوبی که میدهید
۱-چم نام آدرینا چه میباشد
۲-واژه سپاسگذار درست است یا سپاسگزار
از شما خیلی سپاس دارم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آدرینا»، «آدرین»، «آدریان» و «آذر»
🔥🔥 با آنکه گفته میشود نامهای آدرینا و آدرین، نامهای اروپایی به چم دریا و آب هستند، ولی میتوان آنها را نامهای چندکشوری به شمار آورد. در ایران نیز این نامها ریشه در واژهی کهن "آتـَر" دارند.
🔥🔥 بنواژهی اوستایی "آتَر" یا "آثَر" به چمار(معنی) آتش است. این واژه در گذر زمان "آدَر" نیز نوشته و خوانده میشد؛ مانند نام آرتا که به گفتهی زبانشناسان اگر دگرگون میشد، آردا گفته میشد. "آتَر" در پارسی پهلوی به "آتور" و "آتخش" و در پارسی امروز به "آذر" دگرگون شد. (یشتها و برهان قاطع)
🔥🔥 "آذر" یا آتش نام روز نهم هر ماه در گاهشماری باستانی بود و در آیین مزدیسنا، نام یکی از ایزدان بود که او را پسر اهورامزدا میخواندند.(فرهنگ نامهای ایرانشهری)
🔥🔥 همچنین واژهی "آدْرَ" در اوستایی به مانک(معنی) آبرومند، سربلندی، مهر ورزیدن و دوست داشتن بود. ولی این نامها از بنواژهی "آتَر" برآمدهاند.
🔥🔥 بر پایهی سنگنبشههای بیستون کرمانشاه، آدرین یا آترین یا آسرین شاید نام سرداری در روزگار داریوش است که سرکشی کرد و خود را فرمانروای خوزستان خواند.(گنجینهی نامهای ایرانی) گمان میشود او پسر اوپَدرَم بود.
از سویی گفته میشود که او بانویی نامدار از نزدیکان کمبوجیه بود که در برابر داریوش شورید.
🔥🔥 در میان این نامها، نام "آترین" کهنتر است و نامهای آترینا، آدرین، آدرینا، آذر و... پس از آن پدید آمدند.
این گروه از نامها به مانک پرشور، آتشین، زیبارو و سرخرو هستند.
🔥🔥 برای آشنایی با نامهای "آترین"، "آتریسا"، "آترینا" و گروه نامهای وابسته به "آتر"، به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5188
🔥🔥 نامهای همسان، آمیختگی و چمار نامها:
- آدرینا = آترینا ← آدر+ین(پسوند بستگی)+ا(پسوند نامساز) ← آتشین، برافروخته، زیبا
- آدرین = آذرین = آترین = آسرین ← آدر+ین(پسوند بستگی) ← زیبارو، پرشور، آتشین
- آدریان = آدُران = آذران ← آدر+ان(پسوند چندینگی) ← آتشگاه، آتش فراوان، پرشور
🔥🔥 پیشینهی کاربرد نامها:
- آدرین: نام چکادی(قلهای) در نزدیکی شهر خوی در آذربادگان باختری(آذربایجان غربی)
- آدریان: آتشگاهی چون تالار برای گردهمایی زرتشتیان و بجا آوردن آیینهای دینی و گروهی.
- آدریان: نام روستایی در کنار کوه آتشگاه اسپهان(اصفهان)
- ادریان: نام شهری در میشیگان امریکا
- آدریانوس: نام یکی از سرداران پرآوازهی رومی که از دوستداران فرهنگ و ادب بود.
- آدریانا و آدرین: نامی پرکاربرد در امریکا و انگلیس.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آبگین، آبنوش، آپامه، آذربه، آذرین، آمتیس، آفرین، آویش، آوند، آیرین، آرمیتا، آرمیتی و...
👦🏻 آسرین، آبنوس، آبتین، آتبین، آروین، آدیش، آذربان، آذین، آرتا، آرتین، آرتمن و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردیلو
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آدرینا #آدرین #آدریان #آذر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آدرینا»، «آدرین»، «آدریان» و «آذر»
🔥🔥 با آنکه گفته میشود نامهای آدرینا و آدرین، نامهای اروپایی به چم دریا و آب هستند، ولی میتوان آنها را نامهای چندکشوری به شمار آورد. در ایران نیز این نامها ریشه در واژهی کهن "آتـَر" دارند.
🔥🔥 بنواژهی اوستایی "آتَر" یا "آثَر" به چمار(معنی) آتش است. این واژه در گذر زمان "آدَر" نیز نوشته و خوانده میشد؛ مانند نام آرتا که به گفتهی زبانشناسان اگر دگرگون میشد، آردا گفته میشد. "آتَر" در پارسی پهلوی به "آتور" و "آتخش" و در پارسی امروز به "آذر" دگرگون شد. (یشتها و برهان قاطع)
🔥🔥 "آذر" یا آتش نام روز نهم هر ماه در گاهشماری باستانی بود و در آیین مزدیسنا، نام یکی از ایزدان بود که او را پسر اهورامزدا میخواندند.(فرهنگ نامهای ایرانشهری)
🔥🔥 همچنین واژهی "آدْرَ" در اوستایی به مانک(معنی) آبرومند، سربلندی، مهر ورزیدن و دوست داشتن بود. ولی این نامها از بنواژهی "آتَر" برآمدهاند.
🔥🔥 بر پایهی سنگنبشههای بیستون کرمانشاه، آدرین یا آترین یا آسرین شاید نام سرداری در روزگار داریوش است که سرکشی کرد و خود را فرمانروای خوزستان خواند.(گنجینهی نامهای ایرانی) گمان میشود او پسر اوپَدرَم بود.
از سویی گفته میشود که او بانویی نامدار از نزدیکان کمبوجیه بود که در برابر داریوش شورید.
🔥🔥 در میان این نامها، نام "آترین" کهنتر است و نامهای آترینا، آدرین، آدرینا، آذر و... پس از آن پدید آمدند.
این گروه از نامها به مانک پرشور، آتشین، زیبارو و سرخرو هستند.
🔥🔥 برای آشنایی با نامهای "آترین"، "آتریسا"، "آترینا" و گروه نامهای وابسته به "آتر"، به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5188
🔥🔥 نامهای همسان، آمیختگی و چمار نامها:
- آدرینا = آترینا ← آدر+ین(پسوند بستگی)+ا(پسوند نامساز) ← آتشین، برافروخته، زیبا
- آدرین = آذرین = آترین = آسرین ← آدر+ین(پسوند بستگی) ← زیبارو، پرشور، آتشین
- آدریان = آدُران = آذران ← آدر+ان(پسوند چندینگی) ← آتشگاه، آتش فراوان، پرشور
🔥🔥 پیشینهی کاربرد نامها:
- آدرین: نام چکادی(قلهای) در نزدیکی شهر خوی در آذربادگان باختری(آذربایجان غربی)
- آدریان: آتشگاهی چون تالار برای گردهمایی زرتشتیان و بجا آوردن آیینهای دینی و گروهی.
- آدریان: نام روستایی در کنار کوه آتشگاه اسپهان(اصفهان)
- ادریان: نام شهری در میشیگان امریکا
- آدریانوس: نام یکی از سرداران پرآوازهی رومی که از دوستداران فرهنگ و ادب بود.
- آدریانا و آدرین: نامی پرکاربرد در امریکا و انگلیس.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آبگین، آبنوش، آپامه، آذربه، آذرین، آمتیس، آفرین، آویش، آوند، آیرین، آرمیتا، آرمیتی و...
👦🏻 آسرین، آبنوس، آبتین، آتبین، آروین، آدیش، آذربان، آذین، آرتا، آرتین، آرتمن و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردیلو
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آدرینا #آدرین #آدریان #آذر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تو حق نداری
عاشق کسی بمانی که
سالهاست رفته...
تو
مال کسی نیستی
که نیست
تو حق نداری
اسم دردهای مزمنت را
عشق بگذاری
میتوانی مدیون زخمهایت باشی
اما
محتاج آنکه زخمیات کرده
نه!
دست بردار
از این افسانههای بی سر و ته
که به نام عشق
فرصت عشق را
از تو میگیرد
آنکه تو را
زخمی خود میخواهد
آدم تو نیست
آدم نیست
و تو
سالهاست
حوای بیآدمی...
حواست نیست!
#افشین_یداللهی
@AdabSar
تو حق نداری
عاشق کسی بمانی که
سالهاست رفته...
تو
مال کسی نیستی
که نیست
تو حق نداری
اسم دردهای مزمنت را
عشق بگذاری
میتوانی مدیون زخمهایت باشی
اما
محتاج آنکه زخمیات کرده
نه!
دست بردار
از این افسانههای بی سر و ته
که به نام عشق
فرصت عشق را
از تو میگیرد
آنکه تو را
زخمی خود میخواهد
آدم تو نیست
آدم نیست
و تو
سالهاست
حوای بیآدمی...
حواست نیست!
#افشین_یداللهی
@AdabSar
@AdabSar
"زیانکارتر کار گفتی که چیست
که فرجام ازآن بد بباید گریست؟
🌸🌺🌸
چو چیره شود بر دلت بر هوا
هوا بگذرد همچو باد هوا
🌺🌸🌺
پشیمانی آرد بهفرجام سود
گل آرزو را نشاید بسود. ..."
#فردوسی
🌼🌺🌼
هفتهای بیپشیمانی و خوشفرجام پیش رو
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"زیانکارتر کار گفتی که چیست
که فرجام ازآن بد بباید گریست؟
🌸🌺🌸
چو چیره شود بر دلت بر هوا
هوا بگذرد همچو باد هوا
🌺🌸🌺
پشیمانی آرد بهفرجام سود
گل آرزو را نشاید بسود. ..."
#فردوسی
🌼🌺🌼
هفتهای بیپشیمانی و خوشفرجام پیش رو
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تحدید = سامانگری، کرانبَندی، مرزِش، مرزبندی، تیزنگریستن، تیزنگری
تعداد محدودی = شمار اندکی
حد اعلی = والاترین جایگاه، والاترین جا، بالاترین جا، جایگاه بالا، فرینه
حد سفلی = زیرینه
حد فاصل = میانه، میانک
حد ممکن = مرز شدنی، اندازهی شدنی، اندازهای که می شود، جایی که میشود
حد نصاب = (رکورد)، بِهاد، باژمَرز، مرزِ دهیک(=زکات)
حد وسط = میانگین، میانه، مرز، مرز میانین، مرز میانهی اوگ(=اوج) و پاگاه(=حضیض) در اختر شناسی، مرز میانهی پیشگفت و بازیافت در کـَرویز(=قیاس، منطق)
سرحد = مرز، کرانه
سرحدات = مرزها
سرحددار = مرزدار
✍نمونه:
مجلس، نظارت استصوابی "شورای نگهبان" را تحدید کرد =
مهستان، بازرسی درست انگارانهی "شورای نگهبان" را مرزبندی کرد
حد فاصل سیوسه پل و پل خواجو را لایروبی کردند =
میانهی سیوسه پل و پل خواجو را لایروبی کردند
تا حد ممکن تمسخرات او را تحمل کردیم =
تا جایی که میشد ریشخندهای او را تاب آوردیم
تا جایی که شدنی بود، لودگی های او را برتافتیم
حد وسط را در نظر گرفتند تا به توافق برسند =
میانگین را در نگر گرفتند تا به همسازی برسند
محبت را به حد اعلی رساند =
مهربانی را به والاترین جایگاه رساند
وقاحت را به حد اعلی رساند =
بیشرمی را به بالاترین جا رساند
تعدادشان به حد نصاب نرسید =
شمارشان به باژمَرز نرسید
تا سرحد مردن کتکش زدند =
تا مرز مُردن کتکش زدند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تحدید = سامانگری، کرانبَندی، مرزِش، مرزبندی، تیزنگریستن، تیزنگری
تعداد محدودی = شمار اندکی
حد اعلی = والاترین جایگاه، والاترین جا، بالاترین جا، جایگاه بالا، فرینه
حد سفلی = زیرینه
حد فاصل = میانه، میانک
حد ممکن = مرز شدنی، اندازهی شدنی، اندازهای که می شود، جایی که میشود
حد نصاب = (رکورد)، بِهاد، باژمَرز، مرزِ دهیک(=زکات)
حد وسط = میانگین، میانه، مرز، مرز میانین، مرز میانهی اوگ(=اوج) و پاگاه(=حضیض) در اختر شناسی، مرز میانهی پیشگفت و بازیافت در کـَرویز(=قیاس، منطق)
سرحد = مرز، کرانه
سرحدات = مرزها
سرحددار = مرزدار
✍نمونه:
مجلس، نظارت استصوابی "شورای نگهبان" را تحدید کرد =
مهستان، بازرسی درست انگارانهی "شورای نگهبان" را مرزبندی کرد
حد فاصل سیوسه پل و پل خواجو را لایروبی کردند =
میانهی سیوسه پل و پل خواجو را لایروبی کردند
تا حد ممکن تمسخرات او را تحمل کردیم =
تا جایی که میشد ریشخندهای او را تاب آوردیم
تا جایی که شدنی بود، لودگی های او را برتافتیم
حد وسط را در نظر گرفتند تا به توافق برسند =
میانگین را در نگر گرفتند تا به همسازی برسند
محبت را به حد اعلی رساند =
مهربانی را به والاترین جایگاه رساند
وقاحت را به حد اعلی رساند =
بیشرمی را به بالاترین جا رساند
تعدادشان به حد نصاب نرسید =
شمارشان به باژمَرز نرسید
تا سرحد مردن کتکش زدند =
تا مرز مُردن کتکش زدند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما
درود
اگه ممکنه درباره نام هیتا هم پیامی بگذارید.
سپاس از شما
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
درود
اگه ممکنه درباره نام هیتا هم پیامی بگذارید.
سپاس از شما
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دربارهی نام "هیتا"
"هیتا" به تنهایی واژهای است که کیستی و پیشینهی آن چندان روشن نیست.
این واژه در پارسی برشی نارسا(ناقص) و کارشناسی نشده از نام "آناهیتا" است. در شماری از تارنماها گفته شده که "هیتا" نام یکی از ایزدان یا ایزدبانوان ایران باستان است؛ ولی این داوخواهی(ادعا) برداشتی بیپایه، نادرست و از روی ناآگاهی است. "آناهیتا" از ایزدبانوان ایران باستان، به مانک پاک و بیآلایش بوده و "اهیتا" به چمار پلید، آلوده و ناپاک است.
برای دانستن بیشتر، با نام "آناهیتا" آشنا شوید:
t.me/AdabSar/4912
این روزها بیشتر ایرانیان در نامگذاری فرزندانشان دو گرایش دارند:
- میخواهند نامی مِهادین(اصیل) از تبار ایرانی برای فرزندشان بگذارند.
- میخواهند نامی تازه، به گوش ناآشنا، کمیاب، کوتاه و نوآورانه برگزینند.
این هر دو گرایش تبارگرایی و پویایی پسندیده است و برایند آن نامهای زیبایی است که این روزها کاربرد دارند. ولی گاهی هم از این نوآوریها، نامها یا واژگانی سربرمیآورند که کارشناسی نشدهاند، کیستی(هویت) آنها روشن نیست و مانک(معنی) خوبی ندارند.
"هیتا" واژهای است که ریشه در کشورهای آسیای خاوری(شرقی) همچون ژاپن و هند دارد.
از واژگان نزدیک به آن "هیتی" نام زبانی مرده در سرزمین آناتولی است.
"هیتا" در سازمان زادنِگاری(ثبت احوال) برای نامگذاری پذیرفته نمیشود.
#پریسا_امام_وردی
#هیتا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دربارهی نام "هیتا"
"هیتا" به تنهایی واژهای است که کیستی و پیشینهی آن چندان روشن نیست.
این واژه در پارسی برشی نارسا(ناقص) و کارشناسی نشده از نام "آناهیتا" است. در شماری از تارنماها گفته شده که "هیتا" نام یکی از ایزدان یا ایزدبانوان ایران باستان است؛ ولی این داوخواهی(ادعا) برداشتی بیپایه، نادرست و از روی ناآگاهی است. "آناهیتا" از ایزدبانوان ایران باستان، به مانک پاک و بیآلایش بوده و "اهیتا" به چمار پلید، آلوده و ناپاک است.
برای دانستن بیشتر، با نام "آناهیتا" آشنا شوید:
t.me/AdabSar/4912
این روزها بیشتر ایرانیان در نامگذاری فرزندانشان دو گرایش دارند:
- میخواهند نامی مِهادین(اصیل) از تبار ایرانی برای فرزندشان بگذارند.
- میخواهند نامی تازه، به گوش ناآشنا، کمیاب، کوتاه و نوآورانه برگزینند.
این هر دو گرایش تبارگرایی و پویایی پسندیده است و برایند آن نامهای زیبایی است که این روزها کاربرد دارند. ولی گاهی هم از این نوآوریها، نامها یا واژگانی سربرمیآورند که کارشناسی نشدهاند، کیستی(هویت) آنها روشن نیست و مانک(معنی) خوبی ندارند.
"هیتا" واژهای است که ریشه در کشورهای آسیای خاوری(شرقی) همچون ژاپن و هند دارد.
از واژگان نزدیک به آن "هیتی" نام زبانی مرده در سرزمین آناتولی است.
"هیتا" در سازمان زادنِگاری(ثبت احوال) برای نامگذاری پذیرفته نمیشود.
#پریسا_امام_وردی
#هیتا
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
🔷🔶🔷🔸🔹🔸
goo.gl/3PID2E
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آناهیتا/اَناهیتا»، «آناهید/اَناهید» و «ناهید»
"آناهیتا/اَناهیتا" یکی از کهنترین و زیباترین نامهای دخترانه ایرانی است.
این نام ریشهی اوستایی دارد و ایزدبانوی آبها (آبان)، ایزدبانوی آبهای آسمانی (باران)…
goo.gl/3PID2E
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آناهیتا/اَناهیتا»، «آناهید/اَناهید» و «ناهید»
"آناهیتا/اَناهیتا" یکی از کهنترین و زیباترین نامهای دخترانه ایرانی است.
این نام ریشهی اوستایی دارد و ایزدبانوی آبها (آبان)، ایزدبانوی آبهای آسمانی (باران)…
👍1
@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتباکاشانی
@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتباکاشانی
@AdabSar
💫
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
👥👥👥👥
@AdabSar
🔅پرسش شما
۱. واژه ی'ادب'تازی است. چرانام کانال خودراتازی نهاده اید؟؟(ادب سار)
۲. درود شما سرور ارجمندم
مخلص [...] هستم، عضو گروه ادب سار به مدیریت شما
یک پرسش، ادب واژه ای تازي است و سار پسوند پارسی این دو چگونه با هم می آییند؟
۳. درود بزرگوار. سپاس از تلاش زیبا و ارزنده ی شما.
بنده هم نگرانی شما رو دارم.
کاش می تونستید، یه واژه جایگزین برای "ادب" هم ، پیدا کنید. به ویژه اینکه در نام کانال تون هم هست. تندرست و کوشا و شاد باشید.
🔅پاسخ ادبسار
چندی است برخی از هموندانِ(اعضای) گرانمایه بر ما خرده میگیرند که چرا "ادبسار" که آرمانش پالایش زبان پارسی از واژگان بیگانه است، خود از واژهی تازی "ادب" در نام خود بهره برده است.
با سپاس از ریزنگری و دلسوزی این یاران ارجمند، به آگاهی همهی کسانی که شاید این گمان برایشان پیش آمده باشد میرساند که به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی (که در پی میآید)، واژه،ی "ادب" واژهای پارسی بوده است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامه پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
@AdabSar
🔅پرسش شما
۱. واژه ی'ادب'تازی است. چرانام کانال خودراتازی نهاده اید؟؟(ادب سار)
۲. درود شما سرور ارجمندم
مخلص [...] هستم، عضو گروه ادب سار به مدیریت شما
یک پرسش، ادب واژه ای تازي است و سار پسوند پارسی این دو چگونه با هم می آییند؟
۳. درود بزرگوار. سپاس از تلاش زیبا و ارزنده ی شما.
بنده هم نگرانی شما رو دارم.
کاش می تونستید، یه واژه جایگزین برای "ادب" هم ، پیدا کنید. به ویژه اینکه در نام کانال تون هم هست. تندرست و کوشا و شاد باشید.
🔅پاسخ ادبسار
چندی است برخی از هموندانِ(اعضای) گرانمایه بر ما خرده میگیرند که چرا "ادبسار" که آرمانش پالایش زبان پارسی از واژگان بیگانه است، خود از واژهی تازی "ادب" در نام خود بهره برده است.
با سپاس از ریزنگری و دلسوزی این یاران ارجمند، به آگاهی همهی کسانی که شاید این گمان برایشان پیش آمده باشد میرساند که به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی (که در پی میآید)، واژه،ی "ادب" واژهای پارسی بوده است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامه پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
اُدباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
ادبیات فارسی = ادبسار پارسی
ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
ادیبانه = ادبمَندانه
تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
تادُباٰ = از سر ادب
تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
اُدباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
ادبیات فارسی = ادبسار پارسی
ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
ادیبانه = ادبمَندانه
تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
تادُباٰ = از سر ادب
تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸