ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


حداقل = کمینه، دستِ‌کم، کمترین، کَمَش، کمترینانه، کمی، کمیست، نیتوم

حداکثر= بیشینه، دستِ‌بالا، بیشترین، بیشی، وِشیست، چندتُم

نمونه:
حداقل دما ۱۰ و حداکثر دما ۲۰ است =
کمینه‌ی دما ۱۰ و بیشینه‌ی دما ۲۰ است

این حداقل کاری بود که می‌شد کرد =
این کمترین کاری بود که می‌شد کرد

حداقل و حداکثر حقوق کارگران اعلام شد =
کَمَش و بیشیِ دستمزد کارگران به آگاهی رسید

این مجسمه حداقل مال صد سال قبل است =
این پیکره دستِ‌کم از آنِ سد سال پیش است

فکر می‌کنم حداکثر شصت‌هزارتومان بیارزد =
گمان کنم دستِ‌بالا شست‌هزارتومان بیَرزد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
📖🖋
@AdabSar

موشی در خانه‌ی صاحب مزرعه تله‌موش ديد. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد. ماری دمش در تله‌موش گیر کرد و زن مزرعه‌دار را که آنجا بود گزيد. از مرغ برايش سوپ درست کردند و گوسفند را برای عيادت‌کنندگان سر بريدند. زن مزرعه‌دار زنده نماند و گاو را هم برای مراسم ترحيم کشتند و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به مشکلی که به ديگران ربط نداشت فکر می‌کرد.

@AdabSar
📖🖋
برگردان به #پارسی_پاک

موشی در خانه‌ی خاوندِ کشت‌زاری تله‌ی موشی ديد و مرغ و گوسفند و گاو را آگاه کرد.
همه گفتند: بود و باشِ تله‌ی موش، تنگنایی برای توست و ما را میانه‌یی با آن نیست.
ماری دمش در تله‌ی موش گیر کرد و زنِ دارنده‌ی آن کِشتمان را که آنجا بود سخت گزيد.
از مرغ برايش آش درست کردند و گوسفند را برای بیمارپرسان سر بريدند.
شوربختانه زن آن مرد باغ‌دار زنده نماند و گاو را در سوگواری وی کشتند. در اين بازه‌ی زمانی موش از سوراخ ديوار نگاه می‌کرد و به تنگنایی که به ديگران میانه‌یی نداشت، می‌اندیشید!

از نسک #کلیله_و_دمنه
بازنویسی به پارسی پاک: #بلال_ریگی

پی‌نوشت:
خاوند←صاحب
میانه‌یی نبود←ربطی نداشت
بیمارپُرسان←عیادت‌کنندگان

@AdabSar
📖🖋
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام
بجای "متکی" که فکر کنم تازیه چی میشه گفت؟
برای شهید چه کلمه پارسی هست؟
وقت هم تازیه؟
بجای عالیه چی میتونیم بگیم؟
خیلی سپاسگزارم از شما


🔅پاسخ ادبسار

برای "متکی" بنگرید به t.me/AdabSar/7366
برای "شهید" بنگرید به t.me/AdabSar/7408
برای "عالی" بنگرید به t.me/AdabSar/7389
برای "وقت" بنگرید به t.me/AdabSar/7446

📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


"وَخت" واژه‌ای آریایی است و "وَقت" اَرَبیده‌ی(مُعربِ) آن است. همانند واژه‌ی آریایی "نَخش" که به‌نادرست "نَقش" نوشته و خوانده می‌شود.

🔻وَقت = وَخت، هنگامه، هنگام، گاه، گه، زمان، روزگار
🔻آنوَقت = آنوَخت، آنگاه، آن‌هنگام، آن‌زمان
🔻ازدواج موقت = زناشویی ناپایا
🔻اوقات = وخت‌ها، هنگام‌ها، گاه‌ها، زمان‌ها
🔻اوقات تلخی = ترشرویی، خشمگینی، تندی
🔻اوقات فراغت = وَخت‌های آسایش، وخت آسایش، زمان آزاد
🔻بدون فوت وقت = بی‌درنگ
🔻بعضی اوقات = برخی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻بعضی وقت‌ها = برخی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻پاره‌وقت = (Part time)، پاره‌وخت
🔻تعیین وقت = زمان‌کردن
🔻تمام‌وقت = (Full time)، پیوسته، پیوسته‌کار
🔻چه وقت = چه وخت، کِی
🔻خوشوقت = خوشوخت، خوشنود، شاد، خُرم
🔻دراسرع وقت = با شتاب، درکمترین زمان، هرچه زودتر، بسیار زود، بسیار تند
🔻دفع‌الوقت کردن = زمان‌گذرانی، امروز و فردا کردن
🔻سر وقت = سر وخت، به‌هنگام
🔻گاهی اوقات = گاهی وخت‌ها، پاره‌ای زمان‌ها، گاهی، هر از چند گاهی، هر از گاهی، گاهگاهی
🔻موقت = گذرا، گذران، زودگذر، چند گاهه، ناپایا
🔻موقتا = گذران، گذرا، کوتاه‌زمان
🔻موقتی = گذرا، گذران، زودگذر، چند گاهه، ناپایا
🔻وقت آزاد = وخت آزاد
🔻وقت استراحت = وخت آسودن، زمان غُنایش/غُنودَن
🔻وقت اضافه/اضافی = وخت افزوده
🔻وقت بخیر = وخت به نیکی، وخت خوش
🔻وقت به وقت = وخت به وخت، گاه به گاه، هر از گاه
🔻وقت تلف‌کردن = وخت هرز دادن، وخت‌کشتن، زمان‌کُشی
🔻وقت خوش = وخت خوش
🔻وقت‌دادن = وخت‌دادن، زمان‌دادن
🔻وقت سحر = وخت پگاه، شَبگیر
🔻وقت‌شناس = وخت‌شناس، گاه‌شناس، زمان‌شناس
🔻وقت‌شناسی = وخت‌شناسی، گاه‌شناسی، زمان‌شناسی
🔻وقت قبلی = وخت پیشین
🔻وقت‌کُشی = وخت‌کُشی، زمان‌کُشی
🔻وقت‌گذرانی = وخت‌گذرانی، زمان‌کُشی
🔻وقت‌گیر = وخت‌گیر، زمان‌بَر
🔻وقت محدود = وخت مَرزین، زمان اندک
🔻وقت ملاقات = وخت دیدار، زمان هم‌دیداری
🔻وقت مناسب = وخت پسندیده، زمان دَرخور
🔻وقت‌نشناس = وخت‌نشناس، زمان‌ناشناس
🔻وقت بی وقت = وخت بی وخت، گاه و بیگاه، گاه به گاه، پیوسته، همیشه، پیاپی
🔻وقتی = وختی، وختی که، هنگامی، هنگامی که، زمانی، زمانی که
🔻وقتی که = وختی که، هنگامی که، زمانی که
🔻هر وقت = هر وخت، هرگاه، هر زمان، هر هنگام
🔻همان وقت = همان وخت، همان زمان، همان هنگام، همان گاه
🔻همه وقت = همه وخت، همیشه
🔻هیچ وقت = هیچ وخت، هیچ گاه، هرگز

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#وقت #وقتی #اوقات #موقت #موقتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

تلفیق قشنگ عسل و شیر همین است
چشم‌ات عسلی، روی تو همرنگ رجب‌ها

روز و شب من بی‌تو گذشتند ولی سخت
روز، اول تیر و شب یلدا همه شب‌ها

از روی تو عیبی نتوانند بگیرند
نه از چپ و نه راست، نه اصلاح‌طلب‌ها

ماه رمضانی همه‌ی عمر برایم
حسرت به دلم از لب‌ات این باغ رطب‌ها

مثل نفس حضرت عیساست دم تو
این شهر پر از زندگی و بسته مطب‌ها

با فکر تو هذیان و غزل گفتم و گفتند
دیوانه‌ی شهر است و از این دست لقب‌ها

جز نام تو بر هیچ مرا واکنشی نیست
وقتی به کما می‌روم از سمت عصب‌ها!

#محمود_ذبیحی
@AdabSar
💫

دیگر چه بلایی‌ست غم انگیزتر از این

من بار سفر بستم و یک شهر نفهمید!

#فرامرز_عرب_عامری
@AdabSar
💫

مَلِکا، مَهَا، نِگارا، صَنَما، بُتا، بَهارا

متحیرم ندانم، که تو خود چه نام داری؟

#سعدی
فرستنده #مهین_دری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


محدود = مرزمند، کرانمند، کراندار، برین، برینومند، کناره‌مند، کنارمند، مرزین، دیواربند، میدان، کرانه‌پذیر، کـَناراکـُمند، سَرُومند، سامانُمند، ویمَندُمند(پارسی پهلوی)، سومه‌دار، ساماندار، اندک، کم، ناچیز، زی‌یافته(زی=حد شرعی)

محدودات = دیواربندان، سامانداران، مرزین‌ها

محدود به = در مرز

محدوده = گستره، مرزگاه، چارچوب، چارچوبَه، تنگنا، دیواربند، ساماندار، مرزین

محدودیت = تنگنا، کرانمندی، چارچوب، سهمانْمندی، کـَناراکـُمندی، مرزینی

نامحدود = بی‌مرز، نامرز، بیکران، بی‌کرانه، بی‌شمار، اَکـَناراک، اَسَهمان(پارسی پهلوی)

نمونه:
ثروت نامحدودی دارد =
دارایی بیکرانی دارد

دنیا محدود است یا نامحدود؟ =
جهان مرزمند است یا بی‌مرز؟

محدودیت‌های ترافیکی اعلام شد =
چارچوب‌های شدآمدی به آگاهی رسید

اراضی او با یک دیوار محدود شده است =
زمین‌های او با یک دیوار مرزمند شده است

قدرت نامحدود، فساد نامحدود را باعث می‌شود =
توان نا ‌مرز، تباهی بی‌مرز را برمی‌انگیزد

مطلب امروز محدود به کلمه‌ی "محدود" است =
جستار امروز در مرز واژه‌ی "محدود" است

از این محدوده خارج نخواهیم شد =
از این مرزگاه بیرون نخواهیم رفت

امکانات محدودی داریم =
توانمندی‌های کرانمندی داریم
توانایی‌های ناچیزی داریم
داشته‌های کمی داریم

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
باز هزارآوای مستِ شروه‌هایم ناله کرد:

ای گران‌خوابان سنگین‌سایه‌‌ی دیوانه‌خوی!

آهِ ما روزی رسد آتش زند دامان‌تان!


#بلال_ریگی
سروده به پارسی پاک
شروه ← شعر
@AdabSar
🔅پرسش شما

درود و پسین خوش
معنای نام رایان را در ادبسار خود بگذارید
با سپاس

🔅پاسخ ادبسار👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«رایان»
💎💎 نام پسرانه‌ی "رایان" نامی چندکشوری است. این نام در پارسی برپایه‌ی "رای" به مانَـک اندیشمند، اندیشیدن، سامان دادن، درست کردن، رایزنی کردن، خرد و دانایی، سامان دادن اندیشه و پالایش اندیشه‌‌ها و داده‌ها است.

💎💎 "رایان" از کارریشه(مصدر) رایاندن به مانی سنجیدن، تراز کردن و رایشگر نیز هست. در واژه‌ی "رایانه" مانند واژه‌ی پوشه، رایان+ه(نام ابزار) است. درباره‌ی خاستگاه و دگردیسی‌های این نام دو دیدگاه نزدیک به هم داریم.

💎💎 واژه‌ی "رای"، ریشه در واژه‌ی هند و آریایی Reg به چمار(معنی) سامان دادن، دارد.
گمان می‌رود این واژه در پارسی باستان Radz و Rad و در پارسی میانه یا پهلوی Ray شده است.
از بن‌واژه‌ی کهن "رتس"، در پارسی پهلوی چندین واژه پدید آمد. همچون Rayenag به مانی(معنی) رهبر و راهنما، همچنین واژگان رایانیدن، رایانیدین و راینیتین که در پارسی امروز رایاندن شده و کاربرد کمی دارد.
همچنین گفته می‌شود"رادزستا" در پارسی میانه و "راست" در پارسی امروز از این ریشه هستند.

💎💎 برای آشنایی با یکی از برجسته‌ترین دیدگاه‌ها درباره‌ی نام "رایان" و آشنایی با مانک این نام در دیگر کشورها به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4650

💎💎به باور دهخدا، "رایان" نامی بر پایه‌ی واژه‌ی "راه" و به چم راهنما است.
همچنین شماری نیز می‌گویند این نام سد در سد ریشه‌ی ایرلندی دارد و نامی پارسی نیست.

💎💎 یکی از باورهای فراگیر این است که "رایان" در ایران باستان نیز به مانی پادشاه بود؛ ولی این دیدگاه از پایه نادرست است.


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 رامشین، راشین، رامک، رایکا، پریان، پرنیان و...
👦🏻 رادبُد، رادمان، رادمن، رادمند، رایمند، رامان و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#رایان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

گفتاوَرد(مناظره) خسرو و فرهاد:

بگفت از دل شدی عاشق بدین‌سان؟
بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان

بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟
بگفت آری، چو خواب آید! کجا خواب؟

بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟
بگفت این چشم دیگر آرَمَش پیش

بگفتا گر نیابی سوی او راه؟
بگفت از دور شاید دید در ماه

بگفت از عشق کارت سخت زار است
بگفت از عاشقی خوش‌تر چه کار است؟

#نظامی
@AdabSar
💫

زندگی چیست به جز لحظه‌ خندیدن تو

صبح یعنی کــه چراغانی‌ام از لبخندت

#معصومه_صابر
@AdabSar
💫

کــــدام بال تــــرازو شکسته است رفیق
که با جماعت نیــــرنگ هم‌تـــراز شدی؟

تمام‌ شهر به بن‌بست خورده است و دریغ
تو هم که پنجــره بودی به دره باز شدی

#احسان_افشاری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آمیتیس» یا «آمِـتیس»
"آمی‌‌تیس" نامی کهن و دخترانه است. این نام در پارسی باستان به چم گل سرخ بود و امروز نام گونه‌ای سنگ زیبا به رنگ بنفش است که در گوهرسازی کاربرد دارد. "آمیتیس" به تازگی برای نام‌گذاری دختران نیز به‌کار می‌رود.

🔍 پیشینه:
درباره‌ی پیشینه‌ی این نام داستان‌ها گوناگون‌اند.

-"آمیتیس" یا "آمِـتیس" نام شاهدخت ایرانی، دختر "هووخشتر"، نوه‌ی "کیاکسار" پادشاهان "ماد" و خواهرزن کوروش هخامنشی بود که پس از پایان نبردهای شام، ماد و بابِل، به خواست پدرش به همسری "بُختُنَسَر"(بخت‌النصر) پادشاه بابِل(مصر کنونی) درآمد. "بُختُنَسَر" باغ‌های آویزان(معلق) بابِل را که از شگفتی‌های هفتگانه‌ی جهان است، برای همسرش "آمیتیس" ساخت. زیرا "آمیتیس" برای دوری از میهن بی‌تابی می‌کرد.

-"آمی‌تیس" نام دختر آژی‌دهاگ (ایختوویگو)، واپسین پادشاه ماد و نوه‌ی هووخشتره بود که به همسری "بُختُنَسَر" درآمد.

-خشایارشاه نیز دختری به نام "آمی‌تیس" داشت. ولی "آمی‌تیس" پرآوازه، خواهر خشایارشاه و همسر "اوتانن" سردار هخامنشی بود. در کهن‌نگاری‌ها از این زن به فَرنام(عنوان) زیباترین دختر آسیا یاد شده است. وی در کشورداری نیز زنی دارای بُرِش(نفوذ) و هوشمندی فراوان بود.

-نام دختر داریوش یکم از همسر دومش، آمیتیس بود.

-"آمی‌تیس" دختر آستاژ (پادشاه ماد) و خواهر "ماندانا" مادر کوروش سوم بود که پس از شکست پدرش در جنگ با کوروش سوم(کوروش بزرگ)، همسر دوم کوروش شد. در آن زمان این پیوند ناروا نبود. ولی داستان همسری کوروش و آمی‌تیس چندان روشن و ارجدار(معتبر) نیست.

🌱ریشه:
گروهی از زبان‌شناسان "آمیتیس" را واگویش(تلفظ) یونانی از نام پارسی باستانِ "اومَتی" می‌دانند. "اومتی" برابر پارسی واژه‌ی اوستایی هومئیتی (humaiti) و به چم «دارای اندیشه‌ی نیک» است.
در پارسی باستان(پارسی هخامنشی و پیش از آن)، "هومائیتا" یا "هومائیتیا" یا "هومائیتی" آمیخته از "هو"(خوب، خوش، نیکو)+"مائیتا"(اندیشه و پندار) بود. بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌ها، "هومائیتا" در روزگار ماد و پارس، نامی دخترانه بود و کهن‌نگاران یونانی نیز این نام ایرانی را، "آمِتیس"، "آمیتیس"، "اَمیتیس" و گاه "اِمِتیس" نوشته‌اند. واژه‌ی "آمیتا" یا "اُمیت" در زبان سنسکریت(هندی باستان) با "هومائیتا" پارسی باستان هم‌ریشه است.
"امید" نیز گونه‌ی پارسی "آمیتا" است.

#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


حدود = نزدیکِ، نزدیک به، پیرامون، دامنه، کم‌و‌بیش، اندازه‌ها، کوستَک‌ها(پارسی پهلوی)، آیین‌ها

حدودا = کم‌وبیش، نزدیک به، نزدیک، کمابیش، پیرامون، نزدیکی، نزدیکان

حدودی = اندازه‌ای

نمونه:
تا حدودی با عملکردش آشنا شدیم =
تا اندازه‌ای با کارکردش آشنا شدیم

حدود اختیار هر فرد را مشخص کرد =
دامنه‌ی توانِش هر کس را بازشناساند

حدودا چقدر از راه را رفته‌ایم؟ =
کمابیش چه اندازه از راه را رفته‌ایم؟

حدودا نصفی از راه را رفته‌ایم =
نزدیک به نیمی از راه را رفته‌ایم

حدود سه فرسخ از راه مانده است =
نزدیکِ سه فرسنگ از راه مانده است

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar

☀️ آشنایی با جشن‌های ایرانی
☀️ جشن آغاز تابستان

💦💦 در آغازین روز تابستان، جشن‌های پرشمار و باستانی این موسم(فصل) آغاز می‌شد و واپسین روز خرداد نیز جشنی برای پیشواز جشن‌های تابستانی بود.
در ایران آغاز هر موسم بهانه‌ای برای جشن بود و در گاهشماری گاهنباری ایران، فرارسیدن تابستان آغاز سال نو و جشن‌های سال نو بود. در این زمان چله‌ی تموز(تموز به چمار گرمای سخت) نیز آغاز می‌شد و تا دهم امردادماه دنباله داشت.
جشن‌های تابستان، جشن‌های گرامیداشت آب و آفتاب بودند و بیشتر جشن‌هایی که در چله‌ی تموز برگزار می‌شد، یک ریشه داشت.

💦💦 با آمدن تابستان، خورشید بیش از هر زمان دیگری در آسمان و در بالاترین جایگاه است و روز نخست تیرماه، بلندترین روز سال شمرده می‌شود. از سویی مردم جهان باستان به پدیده‌های کیهانی دلبستگی بسیاری داشتند و رویدادهای کیهانی را با باورهایشان می‌آمیختند.
ایرانیان برای بازشناسی(تشخیص) روز نخست تابستان و دگرگونی تابستانی از سازه‌های خورشیدی و گاهشمار آفتابی همچون "چهارتاغی" بهره می‌بردند که هنوز از یک نمونه از آن در نیاسر کاشان بهره‌برداری می‌شود.

💦💦 جشن "روز زیادی" در واپسین روز خرداد برای پیشواز فرارسیدن بلندترین روز سال و آغاز تابستان برگزار می‌شد و گفته می‌شود که برای همین نام خرداد به مانک رسایی را برای این ماه برگزیدند.

💦💦 در پگاه یکم تیر و همزمان با سر زدن خورشید، زنان اسپند دود می‌کردند و ورودی خانه را آب و جارو می‌کردند.
یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های یکم تیر، برگزاری یادبودی برای گرامیداشت جانسپاران میهن بود. به باور پیشینیان در این روز بسیاری از ایرانیان باستان در راه پاسداری از خاک میهن جان سپردند. اکنون این آیین در میان زرتشتیان برگزار می‌شود.

💦💦 امروز در یکم تیر گرامیداشت چله‌ی تموز در استان خراسان و جشن آب‌پاشونک در چند شهر میانی کشور همچون اراک و فراهان برگزار می‌شود. در جشن آب‌پاشونک، مردم در گردشگاه‌ها و دشت‌ها آب‌بازی می‌کنند. این آیین همسان و هم‌ریشه با جشن آبریزگان در میانه‌ی تیر است.

💦💦 در سال ۲۰۱۴ زایش(میلادی)، هندوستان توانست روز یکم تیر را با نام روز جهانی یوگا و با آیین‌های "درود بر خورشید" در سازمان کشورهای همبسته(ملل متحد) نیز آیینمَند(رسمی) کند. ولی بسیار پیش از هند، آیین‌های گرامیداشت خورشید و هماهنگی با آن در آیین مهرپرستی یا میتراگرایی ایرانیان پدید آمده بود.

@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
______________________
برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان
#رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان
#هاشم_رضی
۳- گاهشماری و جشن‌های ملی ایرانیان
#ذبیح_الله_صفا
______________________
#فرهنگ_ایران #چله_تموز #تیرگان
#جشن_آغاز_تابستان #آب_پاشونک

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻نقشه (شهر، کشور، جهان) = بوم‌نامه، ره‌نامه، نگاره، زمین‌نگار، زمین‌نما، جهان‌نما
🔻نقشه (دزدی) = برنامه، گرنامه
🔻نقشه (ساختمان) = بـَرنـِگار، افکنه، اندازنامه، پردازمان، نیرنگ، گَرته
🔻نقشه‌برداری = نگاره‌برداری، گَرته‌برداری
🔻نقشه جغرافیایی = نگاره‌ی گیتایی، گیتی‌نگاره
🔻نقشه‌کشی = گیتی‌نگاری، پایه‌ریزی، برنامه‌ریزی
🔻نقشه‌کشیدن = نگارَکیدن، برنامه‌‌ریختن

✍️نمونه:
🔺پیش از رفتن به سفر، نقشه‌ی مقصد را تهیه کرد =
پیش از راهی شدن، ره‌نامه‌ی آماجگاه را فراهم کرد

🔺نقشه‌ی تراکم جمعیت ایران=
نگاره‌ی انبوهی مردم ایران

🔺نقشه‌ی شومی در سر داشت =
برنامه‌ی شومی در سر داشت

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نقشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

باچتر آبی‌ات به خیابان که آمدی
حتمن بگو به ابر، به باران، که آمدی

نم‌نم بیا به سمت قراری که در من است
از امتداد خیس درختان که آمدی!

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده‌رویی‌ات بنمایان که آمدی

فواره‌های یخ‌زده یکباره وا شدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که آمدی

زیبایی رهاشده در شعرهای من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی

پیش از شما خلاصه بگویم ـ ادامه‌ام
نه احتمال داشت نه امکان، که آمدی

گنجشگها ورود تو را جار می‌زنند
آه ای بهار گمشده... ای آن‌که آمدی!

#فرهاد_صفریان

@AdabSar
💫

آغوش من برای همیشه از آنِ توست

سلول تنگ سینه‌ی من، انفرادی است

#غلامرضا_طریقی
@AdabSar