ادب‌سار
12.6K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

یک شب
حوالی همین ساعت
یک شب بخیر
گفتی و
یک عمرِ بیدارم!


#آذر_آزادی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«آدرینا»، «آدرین»، «آدریان» و «آذر»

🔥🔥 با آنکه گفته می‌شود نام‌های آدرینا و آدرین، نام‌های اروپایی به چم دریا و آب هستند، ولی می‌توان آن‌ها را نام‌های چندکشوری به شمار آورد. در ایران نیز این نام‌ها ریشه در واژه‌ی کهن "آتـَر" دارند.

🔥🔥 بن‌واژه‌ی اوستایی "آتَر" یا "آثَر" به چمار(معنی) آتش است. این واژه در گذر زمان "آدَر" نیز نوشته و خوانده می‌شد؛ مانند نام آرتا که به گفته‌ی زبان‌شناسان اگر دگرگون می‌شد، آردا گفته می‌شد. "آتَر" در پارسی پهلوی به "آتور" و "آتخش" و در پارسی امروز به "آذر" دگرگون شد. (یشت‌ها و برهان قاطع)

🔥🔥 "آذر" یا آتش نام روز نهم هر ماه در گاهشماری باستانی بود و در آیین مزدیسنا، نام یکی از ایزدان بود که او را پسر اهورامزدا می‌خواندند.(فرهنگ نام‌های ایرانشهری)

🔥🔥 همچنین واژه‌ی "آدْرَ" در اوستایی به مانک(معنی) آبرومند، سربلندی، مهر ورزیدن و دوست داشتن بود. ولی این نام‌ها از بن‌واژه‌ی "آتَر" برآمده‌اند.

🔥🔥 بر پایه‌ی سنگ‌نبشه‌های بیستون کرمانشاه، آدرین یا آترین یا آسرین شاید نام سرداری در روزگار داریوش است که سرکشی کرد و خود را فرمانروای خوزستان خواند.(گنجینه‌ی نام‌های ایرانی) گمان می‌شود او پسر اوپَدرَم بود.
از سویی گفته می‌شود که او بانویی نامدار از نزدیکان کمبوجیه بود که در برابر داریوش شورید.

🔥🔥 در میان این نام‌ها، نام "آترین" کهن‌تر است و نام‌های آترینا، آدرین، آدرینا، آذر و... پس از آن پدید آمدند.
این گروه از نام‌ها به مانک پرشور، آتشین، زیبارو و سرخ‌رو هستند.

🔥🔥 برای آشنایی با نام‌های "آترین"، "آتریسا"، "آترینا" و گروه نام‌های وابسته به "آتر"، به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5188

🔥🔥 نام‌های همسان، آمیختگی و چمار نام‌ها:
- آدرینا = آترینا ← آدر+ین(پسوند بستگی)+ا(پسوند نام‌ساز) ← آتشین، برافروخته، زیبا

- آدرین = آذرین = آترین = آسرین ← آدر+ین(پسوند بستگی) ← زیبارو، پرشور، آتشین

- آدریان = آدُران = آذران ← آدر+ان(پسوند چندینگی) ← آتشگاه، آتش فراوان، پرشور

🔥🔥 پیشینه‌ی کاربرد نام‌ها:
- آدرین: نام چکادی(قله‌ای) در نزدیکی شهر خوی در آذربادگان باختری(آذربایجان غربی)

- آدریان: آتشگاهی چون تالار برای گردهمایی زرتشتیان و بجا آوردن آیین‌های دینی و گروهی.

- آدریان: نام روستایی در کنار کوه آتشگاه اسپهان(اصفهان)

- ادریان: نام شهری در میشیگان امریکا

- آدریانوس: نام یکی از سرداران پرآوازه‌ی رومی که از دوستداران فرهنگ و ادب بود.

- آدریانا و آدرین: نامی پرکاربرد در امریکا و انگلیس.


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 آبگین، آبنوش، آپامه، آذربه، آذرین، آمتیس، آفرین، آویش، آوند، آیرین، آرمیتا، آرمیتی و...
👦🏻 آسرین، آبنوس، آبتین، آتبین، آروین، آدیش، آذربان، آذین، آرتا، آرتین، آرتمن و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردیلو
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#آدرینا #آدرین #آدریان #آذر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

و شهریورت باد پیروزگر
به نام و بزرگی و فرّ و هنر!
#شاهنامه #فردوسی


🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 جشن شهریورگان یا آذرجشن

🍃🍂 شهریورگان یکی از جشن‌های بسیار کهن ده روز نخست شهریور، از دسته‌ی جشن‌های دوازدگانه‌ی سال در ایران باستان بود که پس از پیدایش کیش زرتشتی، ریخت دینی یافت. این جشن در گاه‌شماری کهن ایرانی برابر با روز چهارم شهریور(شهریور روز از شهریور ماه) بود.
واژه‌ی شهریور برگرفته از واژه اوستایی "خشَترَه وَئیریَه"(کشور یا شهریاری + آرزو)، به چمار شهر و شهریاری شایسته، آرزو شده و نیرومند است.
شهریور نام یکی از فرشتگان است که در جهان مینوی نماینده‌‌ی شهریاری نیرومند خدا و در جهان گیتایی یا زمین، نگاهبان توپال‌ها (فلزات) و جنگ‌ابزارهاست. او خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان و دستگیر نیازمندان است.
شهریور میان ایزدان که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند، پس از بهمن، جایگاه دوم را دارد.

🍃🍂 ابوریحان بیرونی شهریورگان را که روز دستگیری از تهیدستان بود، روز دوستی و آرزو می‌نامید و در آثارالباقیه آن را "آذرجشن" یا جشن آتش می‌خواند. جشن‌های آذرگان، سده و سوری دیگر جشن‌های آتش هستند، هرچند که در بیشتر جشن‌های ایرانی، آتش‌افروزی یکی از آیین‌ها بود.
بیرونی از زبان زادویه (موبد زرتشتی که آگاهی بسیاری از آیین‌های ایرانی به بیرونی داده) نوشته که شهریورگان جشنی خانگی است. این جشن در گذشته آغاز زمستان و سرما بود که آتش‌های بزرگ در خانه‌ها می‌افروختند و خدا را می‌ستودند و برای خوردن خوراک و دیگر شادمانی‌ها گرد هم می‌آمدند. آن‌ها باور داشتند این آتش سرمای زمستان و چیزهایی را که برای گیاهان زیان‌آور است، از میان می‌برد.

🍃🍂 آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می‌گویند. در گذشته‌های دور، سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشت. بهار و پاییز هم بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. یک گمان این است که شهریورگان همان آذرگان است که در پایان تابستان بزرگ برگزار می‌شد و با دگرگونی در گاهشماری(تقویم) به چهار موسم(فصل) به دو جشن بخش شده است.

🍃🍂 در شاهنامه، دو جا از شهریور نام برده شده؛ یکی آنجا که رستم نزد کی‌خسرو می‌رود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه می‌کند.
دیگری داستان رفتن بهرام گور به شکارگاه و کشتن شیران است که بر پایه‌ی شاهنامه، روزی بود که "ابر شهریور" برآمد و همه‌جا پر از سیاهی شد.

🍃🍂 شهریور، شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش است.
در اوستا، به‌ویژه نسک گات‌ها پس از ستایش شهریور، از شهریاری مینویی، ویژگی‌های اینگونه شهریاری و کشورداری سخن رفته است.
"مرتو(انسان) از میان آن دو همچون راست‌کردار و پیشرفت‌دهنده و افزاینده منش پاک را برای خود برمی‌گزیند. ای مزدا، پس هیچگاه پاسبان و رهبر دروغین و فریبکار با خودنمایی و مردم فریبی به پاکی از برای نام نیک و یاد نیک بهره‌مند نگردد."
در نسک(کتاب) دینکرد آمده که بدترین پادشاه، آن بددین و بدکنشی است که کُشنده‌ی بی‌گناهان باشد و پادافره یا کیفر، سزای آن کسی است که چنین دروغگویی را پادشاه کند.

🍃🍂 در نسک پهلوی بندهش آمده که گیاه شاهسپرغم یا شاهسپرم(ریحان) گیاه ویژه‌ی شهریور است. بوی شادی‌آفرین آن اندوه روان را می‌پالاید و چونان بوی پادشاهی است.
ابوالقاسم آخته نوشته است که شهریورگان، جشن کشاورزان بود. در پایان تابستان و هنگام برداشت فراورده‌های کشاورزی، کشاورزان دست‌رنج خود را می‌دیدند و شاد می‌شدند. از سویی برای کشت پاییزه نیز آماده می‌شدند که با نیایش و آیین‌های شاد همراه بود.

🍃🍂 در سده‌‌های دیرتر، ایرانیان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و دادن خوراک به تهیدستان، برای شادباش‌گویی نزد پادشاه می‌رفتند. همچنین توپال‌های کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می‌کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می‌پرداختند.
امروز نیز در شهرهای کویری و گرم، چون یزد و کرمان، شهریورگان را گرامی می‌دارند.

🍃🍂 امروز زرتشتیان روز شهریورگان را به شوند(دلیل) نماد شهریاری بر درون، خرد و رفتار، روز پدر نامیده‌اند. از سویی شهریور فرشته‌ی نرینه به شمار می‌رفت. در ایران باستان روز نخست دی‌ماه روز خواهر و برادر، جشن بهمنگان در بهمن‌ماه روز پدر و اسپندگان(سپندارمذگان) روز زن، مادر و زایش بود. اکنون بهمنگان روز جانوران سودمند است.

🍃🍂 هم‌زمان با روز شهریورگان، روز جشن بمو و جان سپردن مانی، پیامبر کیش مزدیسنا در میان مانویان بود.


#پریسا_امام_وردی
______________
بن‌مایه‌ها:
۱- حماسه‌سرایی در ایران
#ذبیح_الله_صفا
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان
#هاشم_رضی
۳- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران
#ابوالقاسم_آخته
______________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 افسانه‌ی شهریورگان

🔱🔱 افسانه‌ی شهریورگان، بازگوی‌ نبرد نخستین آدم روی زمین، گیومرت/گیومرتن (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه، گیومرت با یاری فرشته‌ی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز می‌شود.

🔱🔱 گیومرت، در اوستا "گیه مرتن" و در پهلوی "گیومرت/گیومرد" به چمار زنده‌ی میرا یا جان نیستی‌پذیر است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا را دریافت و از این روی با نام "نخست اندیش" از وی یاد شده است. درباره او در فروردین‌یشت از نیپیک(کتاب) یشت‌ها نوشته شده: "فَرَوَشی گیومرت اَشَون را می ستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره‌مزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمین‌های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد."

🔱🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» می‌خوانیم که "اهورامزدا(خدا) همه‌ی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید، هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد" سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و درباره‌ی شهریور نوشته: "چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توان از میان بردن توپال نباشد."

🔱🔱 در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و به چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم نیز ناراسته(غیرمستقیم) درباره‌ی نبرد کردن آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است. "ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران، سی سال زیست". ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او، فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود، از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.

🔱🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آن‌ها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته، می‌توان در آثارالباقیه بیرونی یافت: شهریور، روز چهارم از شهریورماه است و برای هم‌زمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشته‌ای است که به گوهر هفت‌گانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپال‌ها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آن‌ها بستگی دارد، نگهبان است.

🔱🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانه‌ای ایران پس از گیومرس، بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها، آن‌ها را به دشت‌ها کشاند و "کشاورزی" را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یک‌جانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.

🔱🔱 با نگر به این نبردهای افسانه‌ای، گفته می‌شود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژه‌ی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگان‌ها و دژها برگزار می‌کردند و برای ارزشی که توپال‌ها داشتند، ابزار جنگی را پاک نگه می‌داشتند.

🔱🔱 بر پایه‌ی آگاهی‌های به‌جا مانده از ساسانیان، پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آن‌ها در جای نمناک، گناه شمرده می‌شد.
"داراب پالتن" در فرضیات‌نامه نوشته است: شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنه‌کاران، دهشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیین‌های شهریورگان است.

🔱🔱 با این‌همه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما درباره‌ی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازش‌های پی‌درپی از میان رفته و آنچه می‌دانیم ناچیز است.
افسانه‌ی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.


#پریسا_امام_وردی
__________
برگرفته از:
۱- تارنمای ایران‌بوم
۲- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران
نویسنده: #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا
گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش
گزارش #مهرداد_بهار
__________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 شهریورگان و زادروز داراب

💫👑 در "شاهنامه‌ی فردوسی"، چهارم شهریور و هم‌زمان با جشن شهریورگان زادروز "داراب"، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. شماری از شاهنامه‌پژوهان "داراب" را همان "کوروش هخامنشی" و چهارم شهریور را زادروز کوروش می‌دانند.
به گمان آن‌ها، زمان زندگی "داراب" در داستان‌های ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافته‌های تازه‌ای درباره‌ی کوروش به دست دهد.

💫👑 از سویی، در افسانه‌ها و بر پایه‌ی شاهنامه، نشانه‌های "کیخسرو" نزدیک به کوروش هخامنشی است. همچنین "فریدون" هم بی‌پیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که پیروان بیشتری دارد این است که "داراب" بیشترین همسانی را با "داریوش هخامنشی" دارد.

💫👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش هم‌زمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، نیرومند و دادگر است.

💫👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌ی باستانی "رویدادنامه‌ی نبونئید"(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.

💫👑 بر پایه‌ی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان می‌رود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانروایی‌اش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تخته‌های گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.


برگرفته از: تارنمای خردگان
نویسنده: #مجید_خالقیان
______________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن #زادروز_کوروش #کوروش

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
Forwarded from ادب‌سار
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 افسانه‌ی شهریورگان

🔱🔱 افسانه‌ی شهریورگان، بازگوی‌ نبرد نخستین آدم روی زمین، گیومرت/گیومرتن (کیومرث) با اهریمن است. در این افسانه، گیومرت با یاری فرشته‌ی شهریور بر اهریمن پیروز شده و دوران پیروزی و شهریاری آدمیان بر زمین آغاز می‌شود.

🔱🔱 گیومرت، در اوستا "گیه مرتن" و در پهلوی "گیومرت/گیومرد" به چمار زنده‌ی میرا یا جان نیستی‌پذیر است. گیومرت نخستین کسی است که اندیشید و آموزش و منش اهورامزدا را دریافت و از این روی با نام "نخست اندیش" از وی یاد شده است. درباره او در فروردین‌یشت از نیپیک(کتاب) یشت‌ها نوشته شده: "فَرَوَشی گیومرت اَشَون را می ستاییم، نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهوره‌مزدا گوش فرا داد و از او خانواده و سرزمین‌های ایرانی و نژاد ایرانیان پدید آمد."

🔱🔱 در بخش چهارم نیپیک(کتاب) «بندهش» می‌خوانیم که "اهورامزدا(خدا) همه‌ی فرشتگان را به همکاری در نبرد آفریدگان چنان گمارَد و ایستانَد که چون اهریمن آید، هرکس آن دشمن خویش را به نبرد فراز گیرد" سپس به خویشکاری(وظیفه) هر یک از فرشتگان در این نبرد مینوی پرداخته و درباره‌ی شهریور نوشته: "چهارم از مینویان شهریور است. او از آفرینش ماتکیک(مادی)، توپال(فلز) را به خویش گرفت.[…] توپال را استواری از آسمان است.[…] اهریمن را توان از میان بردن توپال نباشد."

🔱🔱 در بخش پنجم به تازش اهریمن بر آفرینش و به چگونگی نبرد گیومرت با اهریمن پرداخته و در بخش هشتم نیز ناراسته(غیرمستقیم) درباره‌ی نبرد کردن آفریدگان گیتی با اهریمن و پیوند شهریور با شهریاری گیومرت سخن گفته است. "ششم نبرد را گیومرت کرد. از آن جا که بر سپهر گیومرت پیدا بود، در تازش اهریمن به نبرد اختران و اباختران، سی سال زیست". ولی نبرد گیومرت و اهریمن با مرگ گیومرت به پایان نرسید و پس از مرگ او، فرزندانش با اهریمن جنگیدند که به نابودی دیوان و از کار افتادگی اهریمن انجامید. این آغاز شهریاری مردمان بر جهان بود. از آن جا که تن گیومرت از توپال(فلز) ساخته شده بود، از تن او هفت گونه توپال پدید آمد.

🔱🔱 نشان این هفت گونه توپال را که در بندهش از آن‌ها و پیوندشان با گیومرت سخن رفته، می‌توان در آثارالباقیه بیرونی یافت: شهریور، روز چهارم از شهریورماه است و برای هم‌زمان شدن دو نام جشن است و آن را شهریورگان گویند. شهریور فرشته‌ای است که به گوهر هفت‌گانه مانند زر(طلا)، سیم(نقره) و دیگر توپال‌ها که ساختاوری(صنعت) و پایداری جهان و مردم به آن‌ها بستگی دارد، نگهبان است.

🔱🔱 در داستان هوشنگ پیشدادی و دومین پادشاه افسانه‌ای ایران پس از گیومرس، بخش پیدایش آهن در پیوند با شهریورگان است:
هوشنگ نخستین مرتوی(انسان) زمین بود که با دانش خود "آهن" را از دل سنگ بیرون آورد و با شناخت آن پیشه‌ی آهنگری بنیاد نهاد و بدان تبر، اره و تیشه ساخت. سپس با ساختن جوی‌ها بر سر دریاها، آن‌ها را به دشت‌ها کشاند و "کشاورزی" را پدید آورد شد. پس زندگی کوچی نیز به یک‌جانشینی و شهرنشینی دگرگون شد.

🔱🔱 با نگر به این نبردهای افسانه‌ای، گفته می‌شود جشن شهریورگان در ایران باستان ویژه‌ی سپاهیان بوده و در آن زمان جشن شهریورگان را در پادگان‌ها و دژها برگزار می‌کردند و برای ارزشی که توپال‌ها داشتند، ابزار جنگی را پاک نگه می‌داشتند.

🔱🔱 بر پایه‌ی آگاهی‌های به‌جا مانده از ساسانیان، پاک نگاه نداشتن توپال و رها کردن آن‌ها در جای نمناک، گناه شمرده می‌شد.
"داراب پالتن" در فرضیات‌نامه نوشته است: شادی کردن، روزی دادن به لشکریان، بخشودن گنه‌کاران، دهشمندی به نیازمندان، دیدار با بزرگان و فرماندهان از آیین‌های شهریورگان است.

🔱🔱 با این‌همه گفتنی است بخش بزرگی از آگاهی ما درباره‌ی جشن شهریورگان با گذر زمان و تازش‌های پی‌درپی از میان رفته و آنچه می‌دانیم ناچیز است.
افسانه‌ی شهریورگان با اندکی دگرگونی به کیش مانوی نیز راه یافت.


#پریسا_امام_وردی
__________
برگرفته از:
۱- تارنمای ایران‌بوم
۲- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران
نویسنده: #ابوالقاسم_آخته
۳- اوستا
گزارش #جلیل_دوستخواه
۴- بندهش
گزارش #مهرداد_بهار
__________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
Forwarded from ادب‌سار
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

و شهریورت باد پیروزگر
به نام و بزرگی و فرّ و هنر!
#شاهنامه #فردوسی


🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 جشن شهریورگان یا آذرجشن

🍃🍂 شهریورگان یکی از جشن‌های بسیار کهن ده روز نخست شهریور، از دسته‌ی جشن‌های دوازدگانه‌ی سال در ایران باستان بود که پس از پیدایش کیش زرتشتی، ریخت دینی یافت. این جشن در گاه‌شماری کهن ایرانی برابر با روز چهارم شهریور(شهریور روز از شهریور ماه) بود.
واژه‌ی شهریور برگرفته از واژه اوستایی "خشَترَه وَئیریَه"(کشور یا شهریاری + آرزو)، به چمار شهر و شهریاری شایسته، آرزو شده و نیرومند است.
شهریور نام یکی از فرشتگان است که در جهان مینوی نماینده‌‌ی شهریاری نیرومند خدا و در جهان گیتایی یا زمین، نگاهبان توپال‌ها (فلزات) و جنگ‌ابزارهاست. او خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان و دستگیر نیازمندان است.
شهریور میان ایزدان که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند، پس از بهمن، جایگاه دوم را دارد.

🍃🍂 ابوریحان بیرونی شهریورگان را که روز دستگیری از تهیدستان بود، روز دوستی و آرزو می‌نامید و در آثارالباقیه آن را "آذرجشن" یا جشن آتش می‌خواند. جشن‌های آذرگان، سده و سوری دیگر جشن‌های آتش هستند، هرچند که در بیشتر جشن‌های ایرانی، آتش‌افروزی یکی از آیین‌ها بود.
بیرونی از زبان زادویه (موبد زرتشتی که آگاهی بسیاری از آیین‌های ایرانی به بیرونی داده) نوشته که شهریورگان جشنی خانگی است. این جشن در گذشته آغاز زمستان و سرما بود که آتش‌های بزرگ در خانه‌ها می‌افروختند و خدا را می‌ستودند و برای خوردن خوراک و دیگر شادمانی‌ها گرد هم می‌آمدند. آن‌ها باور داشتند این آتش سرمای زمستان و چیزهایی را که برای گیاهان زیان‌آور است، از میان می‌برد.

🍃🍂 آشکار نیست که چرا به شهریورگان جشن آتش می‌گویند. در گذشته‌های دور، سال دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ داشت. بهار و پاییز هم بیش از ۳هزار سال درازا ندارند. یک گمان این است که شهریورگان همان آذرگان است که در پایان تابستان بزرگ برگزار می‌شد و با دگرگونی در گاهشماری(تقویم) به چهار موسم(فصل) به دو جشن بخش شده است.

🍃🍂 در شاهنامه، دو جا از شهریور نام برده شده؛ یکی آنجا که رستم نزد کی‌خسرو می‌رود و آغاز به بزرگداشت و ارجمند شمردن شاه می‌کند.
دیگری داستان رفتن بهرام گور به شکارگاه و کشتن شیران است که بر پایه‌ی شاهنامه، روزی بود که "ابر شهریور" برآمد و همه‌جا پر از سیاهی شد.

🍃🍂 شهریور، شهریاری آرمانیِ خرد، رها و آزاد از روش و کیش است.
در اوستا، به‌ویژه نسک گات‌ها پس از ستایش شهریور، از شهریاری مینویی، ویژگی‌های اینگونه شهریاری و کشورداری سخن رفته است.
"مرتو(انسان) از میان آن دو همچون راست‌کردار و پیشرفت‌دهنده و افزاینده منش پاک را برای خود برمی‌گزیند. ای مزدا، پس هیچگاه پاسبان و رهبر دروغین و فریبکار با خودنمایی و مردم فریبی به پاکی از برای نام نیک و یاد نیک بهره‌مند نگردد."
در نسک(کتاب) دینکرد آمده که بدترین پادشاه، آن بددین و بدکنشی است که کُشنده‌ی بی‌گناهان باشد و پادافره یا کیفر، سزای آن کسی است که چنین دروغگویی را پادشاه کند.

🍃🍂 در نسک پهلوی بندهش آمده که گیاه شاهسپرغم یا شاهسپرم(ریحان) گیاه ویژه‌ی شهریور است. بوی شادی‌آفرین آن اندوه روان را می‌پالاید و چونان بوی پادشاهی است.
ابوالقاسم آخته نوشته است که شهریورگان، جشن کشاورزان بود. در پایان تابستان و هنگام برداشت فراورده‌های کشاورزی، کشاورزان دست‌رنج خود را می‌دیدند و شاد می‌شدند. از سویی برای کشت پاییزه نیز آماده می‌شدند که با نیایش و آیین‌های شاد همراه بود.

🍃🍂 در سده‌‌های دیرتر، ایرانیان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و دادن خوراک به تهیدستان، برای شادباش‌گویی نزد پادشاه می‌رفتند. همچنین توپال‌های کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می‌کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می‌پرداختند.
امروز نیز در شهرهای کویری و گرم، چون یزد و کرمان، شهریورگان را گرامی می‌دارند.

🍃🍂 امروز زرتشتیان روز شهریورگان را به شوند(دلیل) نماد شهریاری بر درون، خرد و رفتار، روز پدر نامیده‌اند. از سویی شهریور فرشته‌ی نرینه به شمار می‌رفت. در ایران باستان روز نخست دی‌ماه روز خواهر و برادر، جشن بهمنگان در بهمن‌ماه روز پدر و اسپندگان(سپندارمذگان) روز زن، مادر و زایش بود. اکنون بهمنگان روز جانوران سودمند است.

🍃🍂 هم‌زمان با روز شهریورگان، روز جشن بمو و جان سپردن مانی، پیامبر کیش مزدیسنا در میان مانویان بود.


#پریسا_امام_وردی
______________
بن‌مایه‌ها:
۱- حماسه‌سرایی در ایران
#ذبیح_الله_صفا
۲- گاهشماری و جشن های ایران باستان
#هاشم_رضی
۳- جشن‌ها و آیین‌های شادمانی در ایران
#ابوالقاسم_آخته
______________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
Forwarded from ادب‌سار
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

🔥 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🔥 شهریورگان و زادروز داراب

💫👑 در "شاهنامه‌ی فردوسی"، چهارم شهریور و هم‌زمان با جشن شهریورگان زادروز "داراب"، یکی از پادشاهان داستانی ایران است. شماری از شاهنامه‌پژوهان "داراب" را همان "کوروش هخامنشی" و چهارم شهریور را زادروز کوروش می‌دانند.
به گمان آن‌ها، زمان زندگی "داراب" در داستان‌های ایرانی نزدیک به کوروش است و شاید یافته‌های تازه‌ای درباره‌ی کوروش به دست دهد.

💫👑 از سویی، در افسانه‌ها و بر پایه‌ی شاهنامه، نشانه‌های "کیخسرو" نزدیک به کوروش هخامنشی است. همچنین "فریدون" هم بی‌پیوند با کوروش نیست و همسانی بسیاری با او دارد.
ولی باور روشنی که پیروان بیشتری دارد این است که "داراب" بیشترین همسانی را با "داریوش هخامنشی" دارد.

💫👑 شاید از آنجایی زادروز کوروش هم‌زمان با جشن شهریورگان دانسته شده که شهریورگان روز شهریار آرمانی، نیرومند و دادگر است.

💫👑 آنچه باید بدانیم این است که روز بزرگداشت کوروش در هفتم آبان، زادروز این پادشاه خوشنام نیست.
هفتم آبان روز گام نهادن کوروش به بابِـل است. بر پایه‌ی سنگ‌نبشته‌ی باستانی "رویدادنامه‌ی نبونئید"(ستون ۳، بند ۱۸)، روز سوم ماه Arahsamna بابلی، کوروش به شهر بابِل رسید و مردم بابِل با شادی به پیشواز او رفتند. این روز برابر با ۲۹ اکتبر و هفتم آبان است.

💫👑 بر پایه‌ی آگاهی به دست آمده از دو تخته(لوح) گِلی در بابل، گمان می‌رود که درگذشت کوروش ۵۳۰سال پیش از زایش(میلاد) و در نهمین سال از فرمانروایی‌اش، روزی میان ۲۲ امرداد تا دهم شهریور باشد. در این تخته‌های گلی، روز بابلی برابر با ۲۲ امرداد آغاز نهمین سال فرمانروایی کوروش و دهم شهریور همان سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه است.


برگرفته از: تارنمای خردگان
نویسنده: #مجید_خالقیان
______________
#فرهنگ_ایران #شهریورگان #آذرجشن #آذر_جشن #زادروز_کوروش #کوروش

@AdabSar
🔥🔥🔥🔥
@AdabSar

یا بیا آسوده خاطر کن ز این تن‌ها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا

تا شدم بازیچه‌ی دستِ دلِ خودخواهِ خود
می‌کشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا

زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟

نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
می‌برد چون موج گه پایین و گه بالا مرا

رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا

لحظه‌ای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظه‌ای دیگر برآید بانگِ‌ واویلا مرا

چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بی‌پروا مرا

کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا

هرچه می‌خواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا

«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشق‌بازی می‌کند آخر بلندآوا مرا

#آذر_اصفهانی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

یا بیا آسوده خاطر کن ز این تن‌ها مرا
یا برو بگذار با خود یکدمی تنها مرا

تا شدم بازیچه‌ی دستِ دلِ خودخواهِ خود
می‌کشد گاهی در اینجا گاه در آنجا مرا

زندگی چون قایقی بر روی دریای غم است
کِی رساند قایقِ غم ساحلِ دریا مرا؟

نیست آرامی ز توفانِ بلای روزگار
می‌برد چون موج گه پایین و گه بالا مرا

رهگذار عشق باشم زین دیار نیستی
احتمال رفتن است امروز یا فردا مرا

لحظه‌ای گر دل شود آرام از دست زمان
لحظه‌ای دیگر برآید بانگِ‌ واویلا مرا

چند با درد و غمت ای روزگارا ساختن؟
سوختم، آزاد کن ای چرخ بی‌پروا مرا

کو رفیقِ یکدلی کو محرمی کو را زبان
کو یکی یاری در این دوران وانفسا مرا

هرچه می‌خواهی ز من امروز یا فردا بپرس
چون نخواهی کرد دیگر بعد از این پیدا مرا

«آذرا» رسم و ره عشق است رنج روزگار
عشق‌بازی می‌کند آخر بلندآوا مرا

#آذر_اصفهانی
@AdabSar
@AdabSar

چو من کیست چیده ثمر از لب تو
که گیلاس خوردم سحر از لب تو

بجویند گیلاس بی‌دانه مردم
نیابند جایی مگر از لب تو

به یک جو نگیرد لب حوض کوثر
هر آن لب که یابد خبر از لب تو

به چشمان ما تخم آبی گذارد
تبسم بچیند چو پر از لب تو

چو «آذر» نگویم غزل پنج بیتی
که دشوار باشد سفر از لب تو

#آذر_سلیم
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

یک شب
حوالی همین ساعت
یک شب بخیر
گفتی و
یک عمرِ بیدارم!


#آذر_آزادی
@AdabSar
💫

چو زلف خویش برهم زد به یک نَظّاره کارم را
چو چشم خود سیه کرد از نگاهی روزگارم را

مگر خود پیش‌تر با او بگویم حالِ زارم را
که بعد از من کسی آگه نخواهد کرد یارم را

#آذر_بیگدلی
@AdabSar
💫

تا فکر تو افتاده در اندیشه‌ی ما
عشق تو گرفته تا رگ و ریشه‌ی ما

هرلحظه به رنگ تازه‌ای آید دل
صدرنگ شده دلِ هنرپیشه‌ی ما

#آذر_اصفهانی
@AdabSar
💫

دو نگاهی که کردمت همه‌عمر
نرود تا قیامت از یادم

نگهِ اولین که دل بردی
نگهِ آخرین که جان دادم

#آذر_بیگدلی
@AdabSar
@AdabSar

یاران قفسم را به عبث در مگشایید
من را بگذارید و به پرواز درآیید

من بندیِ او هستم و دلشادم از این بند
زین بیشتر افسانه به باطل مسُرایید

گل‌گشت و تماشا همه از آنِ شما باد
از پای من این بندِ بلا را مگشایید

زآشفته به جز خاطرِ آشفته مجویید
دیگر به سراغ منِ دیوانه میایید

من تشنه‌ی دردم نروم در پی درمان
او آب حیات است سرابم منمایید

پُر باد شما را همه پیمانه‌ی امید
جامِ غمِ سکرآور ما را مَرُبایید

ما مردصفت از همه عالم بگذشتیم
از خود نگذشتید که نامرد شمایید

از شمع به جز شعله‌ی شوریده مجویید
من آذرم و بیهُده بر من مگرایید

#آذر_خواجوی
@AdabSar
💫

هر کس کُنَد ز دیدن روی تو منع من

منعش نمی‌کنم که ندیده‌ست روی تو

#آذر_بیگدلی
@AdabSar