ΑпτiгeligioпΑгcives
186 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
#خاستگاه_دین

در کانون فلسفه‌ی فویرباخ درباره‌ی دین، این اندیشه به چشم می‌خورد که در تصورات دینی مانند «ایده‌ی خدا» یا «نامیرایی روح»، #سرشت آدمی بازتاب یافته است و #طبیعت آدمی مقدمتا نه از طریق #خرد، بلکه از طریق حسیات متعین می‌گردد. در حالی که هگل در تصورات دینی، نطفه‌ای از حقیقت‌های معقول را می‌دید، فویرباخ بر این باور بود که دین در گوهر خود به #حسیات آدمی وابسته است. برای نمونه وی معتقد بود که «ایده‌ی خدا» بیانگر آرزوی آدمی برای دستیابی به قدرت و کمال است و #ایمان به «نامیرایی روح»، برخاسته از آرزوی آدمی برای داشتن عمر جاوید.
مهم‌ترین آثار فویرباخ در نقد دین، «سرشت مسیحیت» و «درس‌گفتارهایی درباره‌ی سرشت دین» نام دارد. در نخستین اثر که چاپ نخست آن به سال ۱۸۴۱ باز می‌گردد، درباره‌ی #تاریخ دین و خاستگاه و اشکال اولیه‌ی آن بررسی‌های چندانی صورت نگرفته است. ولی فویرباخ در همین اثر تصریح می‌کند که «دین، دوپارگی آدمی با خویشتن است». به دیگر سخن، آدمی #خدا را به عنوان ذاتی در برابر خود می‌نهد و این برابر نهاد، به انشقاقی میان خدا و آدمی و مآلا برآمد دین می‌انجامد.

وی سپس در «درس‌گفتارهایی درباره‌ی سرشت دین» که نخستین چاپ آن به سال ۱۸۵۱ بازمی‌گردد، دیدگاه‌های خود را درباره‌ی خاستگاه دین گسترش می‌دهد و مشخص‌تر می‌کند و علت پیدایش دین را #وابستگی آدمی به طبیعت و #ترس‌های او در این رابطه می‌داند. به گفته‌ی فویرباخ، احساس وابستگی، دلیل پیدایش دین است، ولی موضوع اولیه‌ی این #احساس_وابستگی، طبیعت است و بنابراین #طبیعت نخستین موضوع #دین است.

فویرباخ در این پیوند نمونه‌های فراوانی از ادیان طبیعی و اشکال تاریخی ادیان #چندخدایی ارائه می‌کند تا نشان دهد بیم از هیبت بلایای طبیعی و پدیده‌های طبیعت و نیز سپاسگزاری و نیایش پس از رفع این بلایا، در این احساس وابستگی چه نقشی داشته‌اند. او نتیجه می‌گیرد که خدایی‌کردن پدیده‌های طبیعت و پرستش آنها در میان اقوام طبیعی، نخستین و کهن‌ترین اشکال دین برای آدمی هستند.

فویرباخ «حس پایان‌پذیری» آدمی را نیز یکی دیگر از اشکال این احساس وابستگی می‌داند و تصریح می‌کند که در نتیجه‌ی این حس یا #آگاهی، آدمی به این موضوع پی می‌برد که موجودی #فانی است و روزی خواهد مرد. فویرباخ ادیان طبیعی را سرچشمه‌ی ادیان متاخر می‌داند و می‌افزاید که این ادیان نیز پیامد دوگانگی و تردید آدمی‌اند و در رابطه‌ی میان او و طبیعت پدید آمده‌اند.