ΑпτiгeligioпΑгcives
177 subscribers
107 photos
2 videos
42 files
58 links
✍🏼 Text channel: @AntiReligion

Scientific,
historical
philosophical
psychology
sociology and ...
.
.
.
Download Telegram
به عقیده‌ی نویسنده مجازات زنان زناکار در تاریخ ایران رواج داشته و نوزاد نامشروع اغلب کشته می‌شد.
او به نقل از گزارش سازمان عفو بین‌الملل تعداد سنگسارشدگان را در طول ۲۲ سال پس از ایجاد جمهوری اسلامی ۱۱۰ نفر ذکر می‌کند. آمار نشان می‌دهد که یک پنجم تمام قتل‌هایی که در ایران اتفاق می‌افتد مربوط به مسائل ناموسی و سکسی‌اند. 

در این کتاب بحث مفصلی درباره‌ی تاریخ همجنس‌گرایی در ایران، برخورد سیاست و مذهب با آمیزش دو مرد و نحوه‌ی برخورد همجنسگرایان با سکسوالیته‌ی خویش در بخش چهارم ارائه می‌شود. روابط همجنسگرایانه از دیرباز در تاریخ ایران وجود داشته و با وجود حرام شدن در اسلام از بین نرفته است. مولف با این همه روابط عشقی میان مردان در ایران را به طور عام بر مبنای برابری نمی‌داند و به تفصیل در مورد تفاوت‌های عمده میان فرهنگ سنتی همجنسگرایی در ایران و دنیای غرب توضیح داده است. 

با توجه به مرد مدار بودن منابع، اطلاعات موجود درباره لزبی‌گری و روابط عاشقانه میان زنان در ایران بسیار اندک است. خواهرخوانده‌گی یکی از رسم‌های سده‌های پیشن بوده که در چهارشنبه‌ی آخر سال در مساجد مخصوصی بعضی از زنان با هم عقد خواهر خوانده‌گی می‌بستند که از نظر مردم رابطه‌ای سکسی به حساب می‌آمده است. رسم خواهر خوانده‌گی حتی تا ۱۳۱۰ هم وجود داشت.
صبوری و دقت نویسنده در ارائه دیدگاه‌های متنوع از موضوعات، نقل قول‌های خواندنی و روانی نثر جذابش از ویژگی‌های این اثر خواندنی است. ترجمه‌ی روان فارسی این کتاب به همت #محسن_مینوخرد انجام شده و انتشارات فردوسی در سوئد آن را منتشر کرده است.

در ادامه نوشتار فوق بخشی از این کتاب ارزشمند با عنوان #سکس_پیش_از_زناشویی را برای همراهان آماده کرده ایم و در پایان نسخه الکترونیکی کتاب را جهت دانلود و مطالعه در دسترس قرار داده ایم.

⚠️ فقط نکته ای را متذکر می‌شویم که خواندن این بخش حاوی مضامین و الفاظیست که ممکن است برای برخی مناسب نباشد! با سپاس از همراهی شما عزایزان...
#سکس_پیش_از_زناشویی

#اسلام می پذیرد که کشش سکسی در #بشر بسیار نیرومند است، ولی تاکید دارد که #رابطه_های_سکسی همه باید در چارچوب #زناشویی انجام شوند؛ و #شیعه دو صورت از زناشویی را به رسمیت می‌شناسد: عقدی نکاح و مدت دار (مُتعه). این است که سکسِ پیش از زناشویی یا بیرون از زناشویی به لحاظ مذهبی و اجتماعی ممنوع است. از تجربه ی سکسی پیش از زناشویی پسران و دختران چندان گزارشی به دست ما نرسیده، زیرا این موضوع بیش از خود سکس (در زناشویی) #تابو بوده است.

ویلز (wills) با اشاره به وضعیت دهه های ۱۸۷٠ و۱۸۸٠ می نویسد، «این کار زشت پیش از ازدواج از دختران بسیار کم سر می زند؛ و زن ایرانی از این نظر بسی شایسته تر از خواهر اروپایی اش است.» البته دختران مجالی برای سکس پیش از زناشویی نداشتند، زیرا همه چهارچشمی می پایدندشان تا دخترکی شان از دست نرود و آبروی خانواده محفوظ بماند. این است که پدرمادران پس از اولین عادت ماهانه ی دختر تلاش می کردند شوهرش بدهند، گاه هم زودتر.

البته بعید بود که دختران نُه ساله گرایشی به تماس سکسی داشته باشند، گرچه بسیاری را در این سن به شوهر می دادند. ولی مشکل آن قدرها زنان نبودند، مگر مردها بودند که پُر خواهش تر از زنان بودند و نیز این بود که میل سکسی پیش از ازدواج سخت سرکوب می شد و نیاز به گریزگاهی داشت.
دخترها و پسرها را از همان کودکی نمی گذاشتند باهم بازی کنند مبادا کارهایی باهم بکنند که نباید.

«بچه ها را به حال خود نمی‌گذراند بازی کنند. بچه‌ای که می خواهد با بچه همسایه یا با همشاگردی اش بازی کند، مادر همراهش می رود، گرچه بسیار کم پیش می آید که بچه ای به خانه ی همسایه ای برود یا با غریبه ها رفت و آمد کند. روی هم رفته، بچه ها با برادر و خواهر زاده ها بازی می کنند آن هم با حضور مادران. دختر بچه ها را چهارچشمی می پایند. تابوهای فرهنگی که برای دور کردن بچه ها از امور زیان بخش به ویژه رابطه با غریبه ها ساخته شده بودند از دستیابی به اطلاعات درباره ی بازی سکسی جلوگیری می کردند.»

پسران پیش از بلوغ از مراحل مختلف دگرگونی های بدن زن و نیز مرحله های آبستنی و شیردهی آگاهی به دست می آوردند. آنها را به سرای زنانه نیز می بردند و بنابرین «با خواهران شان به گفتگوهایی گوش می دادند ناروا برای گوش های بچه ها. شعر های کودکان نیز دارای اطلاعات سکسی ای بودند درباره ی دهان و کون و آلت های تناسلی. از این گذشته، مادران پسربچه ها را به گرمابه ی عمومی می بردند و آن ها زن های برهنه را می دیدند. دیگر این با زن های توی گرمابه بود که سن پسرها را برای رفتن به گرمابه مناسب تشخیص بدهند یا نه. روشن است که مردان تصویرهایی را که در کودکی در گرمابه عمومی دیده بودند در بزرگسالی به یاد می آوردند.»
از فعالیت های سکسی پسران و مردان جوان پیش از ازدواج اطلاعات چندانی در دست نداریم، ولی بنا به اطلاعاتی که از سده بیستم داریم، جوانان پیش از ازدواج سکس داشتند. چنان که هم جلق می زدند و هم با مردها و حیوانات نزدیکی می کردند، با دختران نیز رابطه هایی به هم می رسانیدند. نزد یهودیان «جلق زدن از دیدگاه دینی سخت ناپسند است ولی همه این کار را می کنند. منابع خبری ادعا می‌کنند پسر که به سنی برسد که بتواند منی برجهاند، پیش روسپی مسلمانی می بردندش؛ در گذشته برای چاره کردن این مشکل او را زن می دادند.» مسلمانان ثروتمند برای پسرهاشان صیغه می گرفتند، درحالی که پسران تنگدستان به کون مرزی با پسربچه ها و حیوانات روی می آوردند.
پسرهای بالغ به زن های شوهردار اهل حالی که در خانه تنها بودند نیز سر میزدند و عشق و حال می کردند. گویا این در روستاهای بزرگ هم اتفاق می افتاده. چنان که جوانان روستای دارآباد در دهه ۱۳۳٠ ادعا می کردند که «با زن های شوهر دار پول داری» که در دل هوای تنوع و خوشگذرانی داشتند، یا شوهران شان را بی کفایت می دانستند، سَر و سِر داشتند.

گاه نیز پیش می آمد که پسران یا مردان آشنایان یا افراد خانواده ی دخترها اغلب به خلاف میل این ها باشان رابطه ی سکسی برقرار می کردند. این رابطه ی با محارم حتی بیش از سکس پیش از ازدواج تابو شمرده می شد. گرچه از این موارد آگاهی چندانی نداریم، زیرا معمولا خانواده صداش را در نمی آورد، ولی این رابطه در بسیاری از، اگر نه در همه ی موارد شکل تجاوز پیدا می کرد که البته چون تجاوزگر از اعضای خانواده بود کسی از آن باخبر نمی‌شد. اگر تجاوزگری بیرون از اعضای خانواده مچ اش گیر می افتاد مجازات می شد.

فون پوستر از رخ دادن چنین پیشامدهایی در ۱۶۲۲ گزارش می دهد. در اصفهان چهار پاسبان دختری را که دیر از گرمابه بیرون آمده بود گرفتند و به خانه ی خود بردند و هشت روز به وی تجاوز کردند و سپس خفه اش کردند. این جنایت و جنایتکاران فاش که شدند، شاه عباس اول دستور داد دست و پای پاسبانان را ببرند. ولی چه به سر دختر می آمد که بهش تجاوز می شد؟ در یک مورد در استان فارس در دهه ۱۹۷٠ اتفاق افتاد، مردی به نامزد پیشین اش تجاوز می کند، و دختر با آن که هنوز باکره است ناگریز می شود با تجاوزگر ازدواج کند زیرا هیچ کس دیگری حاضر نمی شد به زنی بگیردش. شاید او خوشبخت هم بود زیرا دختری که بهش تجاوز می شد جاش توی روسپی خانه بود!
گرچه سکس پیش از ازدواج گاهی دست می داد، ولی کم تر با دختربچه ها بود. اگر چنین چیزی اتفاق می افتاد کار بچه بازها بود که با دخترکان نابالغ در می آمیختند، به ویژه، خویشاوندان و شوهران پیر از آنها سواستفاده ی سکسی می کردند. مهر تایید زدن بر چیزی که جای دیگر سواستفاده ی جنسی از کودکان تلقی میشود، معلوم است که خودِ همان را موجب میشود. از این رو، همین خود بر تربیت کودکان و به ویژه دختران و نحوه ی سرپرستی شان تاثیر می گذارد. همچنین بدین معناست که اگر چنین سواستفاده‌ای پیش بیاید، برای این که آبروی خانواده نرود، به جای مجرم، دختر مجازات می شود.

چون که پس از نه ساله شدن دختر می توان هر وقتی او را شوهر داد به لحاظ شرعی پذیرفتنی ست که دخترکی را به مردی در هر سن و سالی شوهر داد و تن اش را به اختیار مرد سپرد. شکی نیست که این در زمره ی مصادیق سواستفاده ی جنسی بالقوه از کودکان است. یکی از قوی ترین بحث هایی که در ایران می شود که نباید سرپرستی کودکان به ویژه دختران، را به مادر سپرد این است که زن که دوباره شوهر کند بچه ها در خطر سواستفاده ی جنسی از طرف شوهر جدید قرار می گیرند. سواستفاده ی جنسی از کودکان به ویژه دختران بیشتر توسط عموها و پسرعموها که باهم زیر یک سقف زندگی می کنند پیش می آید. در چنین مواردی مادر سرزنش می شود که چرا خوب از بچه هاش مراقبت نکرده و چندان یخه ی مجرم را نمی چسبند. پلیس کاری به کار سواستفاده ی جنسی از کودکان در خانواده ندارد و جایی هم نیست که به داد بچه ها برسد. اگر از پسر بچه ای که در خانه ای نوکری می کند سواستفاده جنسی شود، پدر مادرش دیگر نمی گذارند در آن خانه کار کند. تنها موردی که پای پلیس به میدان کشیده می شود وقتی ست که به کلفت جوانی تجاوز شود، تازه آن هم اگر دخترکی اش بر کارش مقدم باشد.
دختران مسلمان در مدرسه ی یهودی شیراز برای دختران همکلاسی یهودی شان با لفت و لعاب از ماجراهای سکسی شان داستان ها تعریف می کردند. البته پاره ای از این داستان ها هم ساختگی بودند، زیرا دختران به علت دیر ازدواج کردن و جدایی از پسران در اجتماع، «هم کنجکاوی سکسی داشتند و هم ناکامی سکسی.» این بر سر دو راهی بودن را مهوش در دهه ۱۳۲٠ به خوبی نشان داده است:

یک دختر کاشی ایستاده بود سر زمین و
پسری داشت رد می شد. دختره
با لهجه ی غلیط کاشانی به پسره گفت:

بهم نگاه نکن، وگرنه جیغ می زنم.
پسره نگاه کرد. دختره گفت:

نزدیکتر نیا، وگرنه جیغ می زنم.
پسره آمد نزدیکتر، دختره گفت:

دیگر نزدیکتر نیا، وگرنه جیغ می زنم.
پسره باز هم آمد نزدیکتر، دختره گفت:

نزدیک نزدیک نیا وگرنه جیغ می زنم.
پسره آمد نزدیک نزدیک، دختره گفت:

دست بهم نزن، وگرنه جیغ می زنم.
پسره دست بهش زد، دختره گفت:

دست به پستان هام نزن، وگرنه جیغ می زنم.
پسره دست گذاشت روی پستان هاش، دختره گفت:

ماچم نکن، وگرنه جیغ می زنم. پسره ماچش کرد. دختره گفت:

دست به نافم نزن، وگرنه جیغ می زنم.
پسره دست گذاشت رو نافش، دختره گفت:

اگر دستت را پایین تر ببری جیغ می زنم.
پسره دستتش را برد پایین تر، دختره گفت:

اون را توش نکن، وگرنه جیغ می زنم.
پسره اون را کرد توی دختره، دختره با عشوه و ناز گفت: وای خداجون، بیرونش نیار! وگرنه جیغ می زنم.
چون که #هنجارهای_سنتی پیش از زناشویی هنوز در ایران به قوت خود باقی اند، جوانان شهری کنونی، که به علت هزینه ی سنگین #ازدواج نمی توانند زود زن بگیرند و راه و چاره ی دیگری چون دیسکو در دهه چهل و پنجاه هم وجود ندارد، دوست دختر می گیرند و مهمانی هایی برگزار می کنند و حسابی با هم عشق و حال می کنند. ممکن است کار به سکس پیش از ازدواج هم بکشد، که معمولا برای حفظ باکره گی دختر از سپوختن در وی خودداری می کنند.

در این باره جوانان گویا پند عبید زاکانی را به گوش می گیرند: «دختر همسایه را از کون بگایید و گرد مُهر بکارت مگردید تا طریق امانت و دیانت و شفقت مسلمانی و حق همسایگی به جای آورده باشید و نیز به وقت عروسی دخترک در محل تهمت نباشد و از داماد خجالت نکشد و پیش خدا و خلق روسفید باشد.»

پسران همچنین برای برآوردن نیاز سکسی شان به جنده بازی روی می آورند، و این گرایشی ست که گویا در این دو دهه رو به افزایش گذاشته است.

📚 https://t.me/AntiReligion/121

🔚 پایان...

📎 #ویلم_فلور #محسن_مینوخرد #تاریخ_اجتماعی_روابط_سکسی_در_ایران #سکس_پیش_از_زناشویی #اسلام #بشر #رابطه_های_سکسی #زناشویی #شیعه #تابو #هنجارهای_سنتی #ازدواج #متعه #نقددین #زندگی_سکسی #فحشا #همجنسگرایی #تاریخ_ایران #روسپیگری #زن #سیاست #سکس #سکسوالیته #حرمسرا #استقلال_اقتصادی #فرهنگ_ایرانی
#ASocialHistoryOfSexualRelationsInIran
#WillemFloor #MohsenMinookherad
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives
📚 مقاله شماره: #پنجاه_و_دو

📝 عنوان: اگر خُدا بخواهد...

🆔 https://t.me/AntiReligionArchives/770
تکنیک دین این است که ارزش زندگانی را کاهش دهد و تصویر جهانی واقعی را به طور وهم آمیخته ای دگرگون کند و شرط این کار ترساندن عقل است.

دین به قیمت تثبیت نابالغی روحی به وسیله ی اعمال فشار و کشاندن انسان ها به جنون جمعی، بسیاری از آنان را از نوروز فردی مصون می کند اما دیگر کار چندانی نمی کند. راه های بسیاری برای انسانها در دستیابی به سعادت وجود دارند اما هیچ یک به یقین معلوم نیست که به آنجا برسد.

حتی #دین هم نمیتواند به وعده ی خود وفا کند، وقتی فرد مومن نهایتا مجبور شود از مشیت الهی سخن بگوید، اقرار می کند که تنها چیزی که در حال رنج به مثابه ی تسلی و سرچشمه ی لذت برایش باقی مانده است تسلیم بی چون و چراست و اگر حاضر به اطاعت بی چون و چرا است پس احتمالا می توانست از رفتن به بیراهه اجتناب کند. یعنی می توانست از ابتدا تن به #مشیت_الهی دهد و کوششی نکند.

در این نوشتار مروری خواهیم داشت بر کارکرد و نقش #خدا در جوامع دین زده.
در سال‌های پس از انقلاب، لطیفه‌ای در میان مردم رواج داشت و آن این که آموزگاری از دانش‌آموزی پرسیده بود، دو دوتا چند تا می‌شود، و او پاسخ داده بود: #اگر_خدا_بخواهد چهارتا! این لطیفه به فضای به‌شدت مذهبی شده‌ی جامعه‌ی #ایران در آن سال‌ها، بویژه در یکی از حوزه‌های آموزشی اشاره می‌کرد که در آن قاعدتا باید #عقل و #دانش حرف اول را بزند و نه امور دینی و ایمانی.
البته اینکه در #فرهنگ_دینی ما، «خدا» از دیرباز همواره در میان مردم حضوری همه‌جانبه داشته و ورد زبان همگان بوده و ایرانیان در ظاهر هم شده یکی از «باخداترین» مردم دنیا هستند، نکته‌ی تازه‌ای نیست. اما نظام #جمهوری_اسلامی در این چهار دهه حیات نکبت‌بار خود موفق شده این #خدامحوری را چنان در پهنا و ژرفای جامعه بتازاند و نهادینه کند که امروز کمتر جمله‌ای می‌توان از دهان یک ایرانی شنید که در آن واژه‌ی «خدا» چندبار تکرار نشود. همه برای «باخدا» نشان دادن خود، با دیگران در رقابت‌اند!
البته نباید گمان کرد که این پدیده تنها به مردم عادی و به قول معروف «عوام» منحصر است. اساسا به آنان حرجی هم نیست، چرا که اغلب ناچارند دشواری‌ها و ناکامی‌های زندگی را با تمکین به #قضا_و_قدر برای خود تحمل‌پذیر کنند یا بکوشند با توسل به یک #قادر_متعال بر ناتوانی خود مرهم بگذارند. مشکل اما آنجاست که «خواص» و «نخبگان» ما نیز ‌دچار همین آفت‌اند.

اینکه مسئولان این نظام به اقتضای ایدئولوژی و موقعیت خود همگی در هر موضوعی پای #خدا را به میان می‌کشند، البته عجیب نیست و به تلاش و نیاز آنان برای نگه‌داشتن جامعه در چنگ #مذهب و #خرافات، و همزمان #سلب_مسئولیت از خویشتن از گذرگاه احاله دادن همه‌ی امور به «آسمان» برمی‌گردد. برای نمونه از دهان مقامات کشوری و لشکری جمهوری اسلامی بارها شنیده‌ایم که: «اگر خدا بخواهد رشد اقتصادی خواهیم داشت»، یا «اگر خدا بخواهد برجام به موفقیت خواهد رسید»، یا «به یاری خداوند موشک دوربرد و سانتریفیوژ مدرن خواهیم ساخت». این‌ها البته همانطور که گفتیم در یک «فرهنگ آخوندپرور» و «حکومت امام زمانی» نباید عجیب باشد!
خنده‌دار زمانی است که ما دائما با حضور «خدا» در گفتار کسانی روبرو می‌شویم که مثلا دارند درباره‌ی امور کاملا تخصصی خود سخن می‌گویند. برای نمونه، پزشک جراحی که قرار است عمل خطرناکی روی بیماری انجام دهد، به او دلداری می‌دهد که: «اگر خدا بخواهد همه چیز خوب پیش خواهد رفت». این پزشک با چنین سخنی در واقع هدف دوگانه‌ای را برآورده می‌سازد: نخست اینکه بیمار را دعوت می‌کند، پیش از علم پزشکی به #لطف_الهی امید ببندد و دوم و مهم‌تر اینکه پیشاپیش از خود به عنوان پزشک جراح سلب مسئولیت می‌کند، تا اگر بیمار به دلیلی زیر عمل تلف شد، مسئولیت مرگ او بر گردن خدا باشد!
ابعاد این ماجرا چنان گسترده شده که ما در #جامعه همه جا با جلوه‌های آن روبرو هستیم: مهندسی که قرار است پلی بسازد، در برابر دوربین تلویزیون می‌گوید: «اگر خدا بخواهد ساخت این پل را تا پایان سال تمام می‌کنیم». کار به حوزه‌ی ورزش کشور نیز کشیده شده و بازیکن فوتبال در برابر دوربین خبرنگاران می‌گوید: «اگر خدا می‌خواست و پنالتی گل می‌شد، بازی را برده بودیم»؛ و بدین‌سان نه فقط ناکارآمدی خود در زدن ضربه‌ی پنالتی و واکنش خوب دروازه‌بان حریف را لاپوشانی می‌کند، بلکه همزمان توپ را هم به زمین «خدا» می‌اندازد!
#مشیت_الهی یکی از مفاهیم مهم در ادیان ابراهیمی است و کارکرد چندجانبه‌ای دارد. این مفهوم ناظر بر روالی است که خداوند از آن طریق بر همه چیز در هستی حاکم است و کنترل کامل همه چیز را در اختیار دارد. بنابراین هدف «مشیت الهی» به انجام رساندن #اراده‌ی_خداوند است. البته در غرب تحت تاثیر هجوم عقل و عقب‌نشینی ایمان، سرانجام تئولوژی مسیحی برای اینکه خداوند مسئول گزینش‌های گناه‌آلود آدمی قلمداد نشود، ناچار شد بپذیرد که اگر چه خداوند همه چیز را با تدبیر خویش مقدر کرده است، اما به مسئولیت اخلاقی انسان‌ها تجاوز نمی‌کند و انسان‌ها مسئول اعمال وجدانی خویش‌اند. این‌ رویکرد باعث شد که انسان غربی اگر هم به «مشیت الهی» باور داشته باشد، دست‌کم ناچار شود مسئولیت رفتار اخلاقی خویشتن را بپذیرد.
در #اسلام اما وضع به گونه‌ی دیگری است؛ از «هجوم عقل» هیچ نشانه‌ای در میان نیست و برعکس همه‌جا با عقب‌نشینی عقل در برابر ایمان روبرو هستیم! آموزه‌های قرآن درباره‌ی «مشیت الهی» ـ که بیشترشان هم از تئولوژی مسیحی دزدیده شده ـ کاملا التقاطی و متناقض است و بحث‌های کلامی در این زمینه به نتایج روشنی نرسیده است. مسلمانان هم از این نابخردی و تشتت فکری کمال استفاده را می‌کنند تا از خویشتن سلب مسئولیت کنند و حتی در بسیاری موارد به بهانه‌ی «دینداری» و «تبعیت از اراده‌ی الهی» رفتارهای ضداخلاقی خود را توجیه کنند.

«خدا» هم در این میان به #ابزاری برای #ریاکاری و #دروغگویی و #مسئولیت‌گریزی تبدیل شده که به یاری آن می‌توان هر قصوری را توجیه کرد. بیهوده نیست که امروزه در میهن ما، «خداوند» همه جا حضور دارد: هم در امور کشورداری، هم در صنایع موشکی و هسته‌ای، هم در اتاق عمل و پل‌سازی و هم حتی در محوطه‌ی جریمه‌ی زمین فوتبال!
البته ایکاش حضور «خداوند» فقط به این عرصه‌ها محدود بود. با برآمد «هیولای اسلامگرایی»، استفاده از ابزاری به نام «خداوند» عملا در زندگی روزمره، بیش از هر چیز به پشتوانه‌ای برای آدمکشی و تبهکاری تبدیل شده است. امروزه در منطقه‌ی خاورمیانه هیچ مسلمانی یافت نمی‌شود که برای ریختن خون همکیش خود، به «الله» متوسل نگردد!

حضور خدا نوعی افق اخلاقی که در کارکرد دین تعریف می‌شود را برای جامعه مطرح کرده است. تجربه ایران و دیگر جوامع دین زده نشان می‌دهد که این افق زمانی می‌تواند کارا و مطلوب باشد که دین به جایگاه اصلی خود باز گردد و سودای حکومت به نام امر قدسی و دخالت همه جانبه در عرصه عمومی را از سر بدر کند. کسانی که به نام خدا پیام‌آور خشونت، تبعیض و عدم تحمل و سرکوب خودی و غیرخودی هستند در عمل هر فاجعه‌ای را ممکن ساخته‌اند.

#اخلاق_دینی و #معنویت_حکومتی بر خلاف انتظار نه تنها مانع از سرکوب، #فساد و #غارت، #دروغ و #تقلب نشده که بسیاری از پدیده‌های منفی به نام امر قدسی صورت گرفته‌اند و یا #توجیه می‌شوند و این پدیده به روند #فروپاشی_اخلاقی جامعه شتاب بخشیده است. وقتی به نام خدا همه چیز ممکن می‌شود رابطه با ارزش‌های معنوی و اخلاقی هم #ریاکارانه و تهی از معنا می‌شوند و چون صورتک بر چهره افراد پرده بر دنیای درونی واقعی آنها می‌کشد.

🔚 پایان...

📎 #اگر_خدا_بخواهد #مشیت_الهی #ایران #عقل #دانش #فرهنگ_دینی #جمهوری_اسلامی #خدامحوری #قضا_و_قدر #قادر_متعال #خدا #مذهب #خرافات #سلب_مسئولیت #لطف_الهی #اراده‌ی_خداوند #اسلام #ریاکاری #دروغگویی #مسئولیت‌گریزی #اخلاق_دینی #معنویت_حکومتی #فساد #غارت #تقلب #توجیه #فروپاشی_اخلاقی
#AntiReligion
🗂 @AntiReligionArchives