📻 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
🎙#آرمین_لنگرودی، دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط
📕پوتین و عفوِ کودککشِ سریالی و آدمخوارِ شیطانپرست
📺 رمزپردازی مفهوم شیطان در اروپا
📺چرا ویولن را ساز «شیطان» یا ساز «مرگ» میدانند؟
📺 زندگیِ مخفیِ یک شخصیتِ جادوباور
📺 روانکاویِ گرایش به «جادو و جادوگری»
📺 راهکار ساده برای اینکه بفهمیم سحر شدیم یا خیر!
📻خرافات و حکومت اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#آرمین_لنگرودی، دکتر #محسن_بنائی
🗄پست مرتبط
📕پوتین و عفوِ کودککشِ سریالی و آدمخوارِ شیطانپرست
📺 رمزپردازی مفهوم شیطان در اروپا
📺چرا ویولن را ساز «شیطان» یا ساز «مرگ» میدانند؟
📺 زندگیِ مخفیِ یک شخصیتِ جادوباور
📺 روانکاویِ گرایش به «جادو و جادوگری»
📺 راهکار ساده برای اینکه بفهمیم سحر شدیم یا خیر!
📻خرافات و حکومت اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
@Naqdagin
🎧 آیا خداناباوران شیطانپرست هستند؟
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#آرمین_لنگرودی و دکتر #محسن_بنائی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت (۱)
— همسر اول آدم قبل از حوا
🍂 لیلیت، زن اول آدم، موجودیست که بهدلیل ابهام در بخشی از کتابهای مذهبی قدیمی جان گرفتهاست. داستانی که از داستان شناختهشده آفرینش انسان متفاوت است و بر اساس آن، آدم قبل از حوا، همسر دیگری داشت که به دلیل اختلاف نظرش با آدم و اصراری که به برابری زن با مرد داشت، از دست آدم در بهشت فرار کرد.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— همسر اول آدم قبل از حوا
🍂 لیلیت، زن اول آدم، موجودیست که بهدلیل ابهام در بخشی از کتابهای مذهبی قدیمی جان گرفتهاست. داستانی که از داستان شناختهشده آفرینش انسان متفاوت است و بر اساس آن، آدم قبل از حوا، همسر دیگری داشت که به دلیل اختلاف نظرش با آدم و اصراری که به برابری زن با مرد داشت، از دست آدم در بهشت فرار کرد.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت (۲)
— زنِ فراریِ آدم
🍂 براساس روایتی متفاوت از داستان آفرینش، قبل از حوا، خدا زنی را به اسم لیلیت بعنوان همسر آدم خلق کردهبود، اما لیلیت که خودش رو برابر با آدم میدید، حاضر به تبعیت از اون نبود و در نهایت، از باغ عدن فرار میکنه.
🍂 در ویدیوی قبلی (همسر اول آدم قبل از حوا) دربارۀ اصل داستان آفرینش و لیلیت صحبت شد. در این ویدیو جزییات بیشتری از داستان لیلیت بیان میشود.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زنِ فراریِ آدم
🍂 براساس روایتی متفاوت از داستان آفرینش، قبل از حوا، خدا زنی را به اسم لیلیت بعنوان همسر آدم خلق کردهبود، اما لیلیت که خودش رو برابر با آدم میدید، حاضر به تبعیت از اون نبود و در نهایت، از باغ عدن فرار میکنه.
🍂 در ویدیوی قبلی (همسر اول آدم قبل از حوا) دربارۀ اصل داستان آفرینش و لیلیت صحبت شد. در این ویدیو جزییات بیشتری از داستان لیلیت بیان میشود.
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
🍂 لیلیث در اساطیر کهن میانرودان خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت میدادهاند. نخستین بار چهره لیلیث در میان گروهی از خدایان بادها و طوفانهای سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم میخورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیث را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کردهاند. در افسانهها و روایات یهود، لیلیث در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در ترجمه انگلیسی شاه جیمز کتاب اشعیای نبی به عنوان جغد ذکر شدهاست. در منابع متاخر یهودی، مثل تلمود بابلی، از لیلت به عنوان همسر اول آدم نام برده شدهاست. البته بسیاری از منابع سنتی ربانی، از جمله ابن میمون و مناخیم میری، وجود لیلیث را رد میکنند. از او در منابع مندائی نیز یاد شدهاست.
🗄پست مرتبط
📕در باب ختنه
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 لیلیث در اساطیر کهن میانرودان خدای طوفان بوده و او را به بادها نسبت میدادهاند. نخستین بار چهره لیلیث در میان گروهی از خدایان بادها و طوفانهای سومری در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد به چشم میخورد که به لیلیتو موسوم بودند. بسیاری از صاحبنظران پیدایش نام لیلیث را در زمانی حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح ارزیابی کردهاند. در افسانهها و روایات یهود، لیلیث در اساطیر یهودی به عنوان یکی از خدایان شب و در ترجمه انگلیسی شاه جیمز کتاب اشعیای نبی به عنوان جغد ذکر شدهاست. در منابع متاخر یهودی، مثل تلمود بابلی، از لیلت به عنوان همسر اول آدم نام برده شدهاست. البته بسیاری از منابع سنتی ربانی، از جمله ابن میمون و مناخیم میری، وجود لیلیث را رد میکنند. از او در منابع مندائی نیز یاد شدهاست.
🗄پست مرتبط
📕در باب ختنه
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی (+)
🍂 کیومرث در روایتهای شاهنامه، اولین پادشاه ایران زمین خوانده شدهاست که در کوه خانه داشت و لباسهایی از جنس پوست حیوانات میپوشید. اما در روایت آفرینش ایرانیان باستان، کیومرث نخستین انسانی بود که از بخشی از یک بدن ساخته شده از آتش مینویی خلق شد و در جریان حملۀ اهریمن و نیروهایش به دنیای آفریدۀ اورمزد، جان خود را از دست داد. از نطفۀ کیومرث مشی و مشیانه پدید آمدند که معادل آدم و حوا در روایتهای سامیِ آفرینش هستند.
⌚️فهرست زمانی
00:00 نخستین انسان ایرانی
00:41 آغازگر پادشاهی در ایرانزمین
03:04 نخستین انسان
07:50 مرگ کیومرث
🗄پستهای مرتبط
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 کیومرث در روایتهای شاهنامه، اولین پادشاه ایران زمین خوانده شدهاست که در کوه خانه داشت و لباسهایی از جنس پوست حیوانات میپوشید. اما در روایت آفرینش ایرانیان باستان، کیومرث نخستین انسانی بود که از بخشی از یک بدن ساخته شده از آتش مینویی خلق شد و در جریان حملۀ اهریمن و نیروهایش به دنیای آفریدۀ اورمزد، جان خود را از دست داد. از نطفۀ کیومرث مشی و مشیانه پدید آمدند که معادل آدم و حوا در روایتهای سامیِ آفرینش هستند.
⌚️فهرست زمانی
00:00 نخستین انسان ایرانی
00:41 آغازگر پادشاهی در ایرانزمین
03:04 نخستین انسان
07:50 مرگ کیومرث
🗄پستهای مرتبط
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آدم و حوا در اساطیر ایران (+)
— پردهای از نخستین دروغگوهای تاریخ
🍂 مشی و مشیانه، نخستین زن و مرد در اساطیر ایران، چهل سال بعد از آن به دنیا آمدند که کیومرث در پی توطئههای اهریمن، کشتهشد و تخمهاش بر زمین ریخت. از این تخمه، مشی و مشیانه همچون یک ریواس سبز شدند و بعد از آن که به پیکر آدمیان درآمدند، روان به درون آنها وارد شد.
🗄پست مرتبط
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پردهای از نخستین دروغگوهای تاریخ
🍂 مشی و مشیانه، نخستین زن و مرد در اساطیر ایران، چهل سال بعد از آن به دنیا آمدند که کیومرث در پی توطئههای اهریمن، کشتهشد و تخمهاش بر زمین ریخت. از این تخمه، مشی و مشیانه همچون یک ریواس سبز شدند و بعد از آن که به پیکر آدمیان درآمدند، روان به درون آنها وارد شد.
🗄پست مرتبط
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اسطورۀ آفرینش انسان (+)
🗄پست مرتبط
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
📺 آدم و حوا در اساطیر ایران
📺 لیلیت؛ اولین انسان-زن (۱) (۲) (۳)
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🗄پست مرتبط
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
📺 آدم و حوا در اساطیر ایران
📺 لیلیت؛ اولین انسان-زن (۱) (۲) (۳)
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 خالقِ واقعی آدم و حوا
— آفرینشِ انسان در باورِ مانی
🍂 در باور مانی، اهریمن بعد از حسادتی که به دنیای نور، تحتِ امر زروان داشت، در پی آن برآمد که با دزدیدنِ بخشی از نورهای دنیای زروان، نسخۀ مشابهی از این دنیا را بسازد. او اولین انسانها را که تحت عنوان آدم و حوا در روایتهای مذهبی معرفی میشوند، بعنوان نسخههایی کپی شده از دو ایزد آفریدۀ زروان ساخت.
🗄پست مرتبط
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آفرینشِ انسان در باورِ مانی
🍂 در باور مانی، اهریمن بعد از حسادتی که به دنیای نور، تحتِ امر زروان داشت، در پی آن برآمد که با دزدیدنِ بخشی از نورهای دنیای زروان، نسخۀ مشابهی از این دنیا را بسازد. او اولین انسانها را که تحت عنوان آدم و حوا در روایتهای مذهبی معرفی میشوند، بعنوان نسخههایی کپی شده از دو ایزد آفریدۀ زروان ساخت.
🗄پست مرتبط
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خلقت آدم و حوا زیر ذرهبین
@Naqdagin
🎧 آدم و حوا چگونه از اساطیر باستان به تورات و قرآن رسیدند
🎙#مدی (مهدی اهرابی)، پژوهشگر ادیان هندو-اروپایی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مدی (مهدی اهرابی)، پژوهشگر ادیان هندو-اروپایی و...
#نقد_ادیان #اسطورهشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
عصر روشنگری 🎬
🎥 بهترین کار در جهان | به مناسبت ۱۲ خرداد، سالروز تولد استاد مصطفی ملکیان
💎@asre_roshangary
💎@asre_roshangary
📘ذکر شیخنا و مولانا مصطفی ملکیان
آن فیلسوف حوزۀ اخلاق، آن محبوب جملۀ عشاق، آن متفکر بیادعا، آن آمده از شهرضا، آن خارجکنندۀ مریدان از منگی، آن چرخگوشت فرهنگی، آن پروژۀ «معنویت و عقلانیت» را طراح، آن در کار روشنگری و ایضاح، آن مهندسی را نیمه رها کرده، آن بساط جمعیتی هوا کرده، آن شارح سخن فیلسوفان بصورت یکدرمیان و پسوپیش، آن خوشتیپالعرفا با موی بلند و ریش، فخر زمان، ممنوعالصوتوالبیان، شیخنا و مولانا استاد مصطفی ملکیان (کثرالله تَطَوره العزیز) از اکابر معنویان جهان بود و جهد و عزمی تام داشت و زندگی خوش و خوب و ارزشمند را دوستتر میداشت و عِرق ملی هیچ نداشت.
در فضلیت او همین بس که در کار احصا بود و هر چیز دستش میرسید احصا کرد. او را گفتند: «امروز چه احصا کردی؟» گفت: «۱۴ نوع تنهایی و ۲۸ گونه محبت و ۷ جور حسادت». پس از آن، وانت خرید و بلندگو بر آن گذاشت و به خیابان میشد و فریاد میزد: «احصاااییه احصااا» و زن و مرد بر طریقش میرفتند و همهچیزشان احصا میکرد و پول میگرفت و نیکو شغلی بود! اعلی الله مقامه.
در ابتدای کار او آوردهاند که چون وقت ولادتش آمد، از تولد سر باز میزد و چرتکه در درست گرفته بود و حسابوکتاب میکرد. طبیبان گفتند: «چیکار میکنی داداش؟» و بیا بیرون کار داریم. گفت: «دارم حساب میکنم که زندگی ارزش زیستن دارد یا نه؟» پس چون تاملاتش تمام شد، گفت: «جهنم و ضرر!» و به کُلش رضا داد و متولد شد.
نقل است که حاضرجواب بود و هر سوالی را پاسخی داشت. بهوقت صباوت، او را دیدند سر کلاس به خواب رفته. گفتند: «مگه اینجا جای خوابیدنه؟» گفت: «این خواب نیست. در حال طمانینه همراه با بی اطمینانیام» و خمیازه کشید. دیگر روز دیدند شیشۀ خانه همسایه شکانده. گوشش گرفتند. گفت: «"سِلفَ"م شیشه رو نشکونده، "ایگو"ام شکونده» و چون معنای حرفش نفهمیدند، پس-گردنیاش زدند.
در خبر است که یکپارچه بود و ساحاتش حجره و حفره هیچ نداشت. روزی سرما خوردهبود و به مطب شد. طبیب گفت: «تو را چه شده؟» تاملی کرد و گفت: «در ساحت احساسات و عواطف و هیجانات، حس ضعف دارم و در ساحت خواستهها، نیاز به خواب دارم، و در ساحت گفتار، صدایم عوض شده و در ساحت کردار، سخت راه میروم و در ساحت باورها، معتقدم که دچار سرماخوردگی شدهام». آوردهاند که طبیب چون این سخن بشنید، فقط در نسخه نبشت: «بستری» و دیگر هیچ نگفت!
مناقبِ او بسیار و محامد او بی شمار است. او را گفتند: «چه گویی در باب روشنفکری دینی؟» گفت: «شما چه گویید در باب پیتزای قرمه سبزی؟». مریدی از او وصیت خواست. گفت: «وصیت کنمت به سکوت که افضلِ اعمال است»؛ پس دو ساعت و نیم در بابِ سکوت برایش سخن گفت رحمه الله علیه!
در اخبار غریبه آورده اند که سوئیچ پدر کِش رفتهبود و با ماشین تو خیابان ویراژ داده و تصادف کردهبود؛ چون پدر شرح ماجرا خواست، جواب داد: «تقریر حقیقت کنم یا تقلیل مرارت؟» پدر چوب دستیاش برداشت و گفت: «الآن درخواست شفاعت هم بکنی فایده نداره!» و با چوب دور حیاط دنبالش میدوید.
دیگر روز او را دیدند در شارع عام، آهنگ بابا کرم در هندزفری گذاشته و حرکات موزونکنان میگذشت. مغرضی از کنار ونِ گشت ارشاد، صدایش زد: «فیلسوفم! یه لحظه تشریف میاری اینجا؟» و خواست بازداشتش کردن و تا چهارراه وزار بردن. مصطفی چون اوضاع پس دید، گفت: «این اسمش ایماژ است و استعارهای از زندگی است و فواید بسیار دارد» و ماجرا را جمع کرد. پس از آن، هر روز تا محل کار ایماژکنان و افادهریزان میرفت و گاه فریاد میزد: «این کمره؟» و مریدان در قفای او پاسخ میدادند: «آری این چنین است!».
شبی در خواب شیخنا و مولانا بودا را دید که میگفت: «داداش! مصطفی! من انقدر هم که تو میگی جمله قصار نگفتم؛ ولی باز خودت میدونی»؛ پس از خواب برخاست و همان جمله یادداشت کرد.
در مصاحبهای، مصطفی را پرسیدند: «اگر به گذشته برمیگشتی کدام کار خود اصلاح میکردی؟» گفت: «اسفار اربعه رو با خودآموز و کتابهای کمک آموزشی گاج پاس میکردم، ولی سر کلاس نمیرفتم» و در این سخن نکتهها بود برای تاملکنندگان.
آوردهاند نویسندۀ بیخردِ نادانی در وصف حالش تذکره نبشت. مصطفی بر او بخشید و خطای نگارشش نگرفت و به رویش نیاورد رحم الله علیه.
چون وقت وفاتش نزدیک شد، قابض الروح بر او وارد شد، گفت: «خواهی چطور از این دنیا روی؟». مصطفی تاملی کرد و گفت: «در این سوال شما در اصل، سه سوال نهفته است؛ عنایت کردید؟ که من برای سوال اول، سه نکته و برای سوال دوم، یک نکته و برای سوال سوم، دو نکته برای گفتن دارم که برای گفتنِ نکتۀ اول، از سوال اول، باید سه موضوع را شرح دهم و برای نکتۀ دوم احتیاج به دو مقدمه...» و همین طور میگفت و با قابضالروح میرفت، رحمه الله علیه. پس چون از دنیا رفت، هاتفی ندا سر داد: «آن که میخواست رنج کمتری بکشید، رفت؛ ولی آخرش هم نفهمیدیم که "الف، ب است" یا نیست!».
آن فیلسوف حوزۀ اخلاق، آن محبوب جملۀ عشاق، آن متفکر بیادعا، آن آمده از شهرضا، آن خارجکنندۀ مریدان از منگی، آن چرخگوشت فرهنگی، آن پروژۀ «معنویت و عقلانیت» را طراح، آن در کار روشنگری و ایضاح، آن مهندسی را نیمه رها کرده، آن بساط جمعیتی هوا کرده، آن شارح سخن فیلسوفان بصورت یکدرمیان و پسوپیش، آن خوشتیپالعرفا با موی بلند و ریش، فخر زمان، ممنوعالصوتوالبیان، شیخنا و مولانا استاد مصطفی ملکیان (کثرالله تَطَوره العزیز) از اکابر معنویان جهان بود و جهد و عزمی تام داشت و زندگی خوش و خوب و ارزشمند را دوستتر میداشت و عِرق ملی هیچ نداشت.
در فضلیت او همین بس که در کار احصا بود و هر چیز دستش میرسید احصا کرد. او را گفتند: «امروز چه احصا کردی؟» گفت: «۱۴ نوع تنهایی و ۲۸ گونه محبت و ۷ جور حسادت». پس از آن، وانت خرید و بلندگو بر آن گذاشت و به خیابان میشد و فریاد میزد: «احصاااییه احصااا» و زن و مرد بر طریقش میرفتند و همهچیزشان احصا میکرد و پول میگرفت و نیکو شغلی بود! اعلی الله مقامه.
در ابتدای کار او آوردهاند که چون وقت ولادتش آمد، از تولد سر باز میزد و چرتکه در درست گرفته بود و حسابوکتاب میکرد. طبیبان گفتند: «چیکار میکنی داداش؟» و بیا بیرون کار داریم. گفت: «دارم حساب میکنم که زندگی ارزش زیستن دارد یا نه؟» پس چون تاملاتش تمام شد، گفت: «جهنم و ضرر!» و به کُلش رضا داد و متولد شد.
نقل است که حاضرجواب بود و هر سوالی را پاسخی داشت. بهوقت صباوت، او را دیدند سر کلاس به خواب رفته. گفتند: «مگه اینجا جای خوابیدنه؟» گفت: «این خواب نیست. در حال طمانینه همراه با بی اطمینانیام» و خمیازه کشید. دیگر روز دیدند شیشۀ خانه همسایه شکانده. گوشش گرفتند. گفت: «"سِلفَ"م شیشه رو نشکونده، "ایگو"ام شکونده» و چون معنای حرفش نفهمیدند، پس-گردنیاش زدند.
در خبر است که یکپارچه بود و ساحاتش حجره و حفره هیچ نداشت. روزی سرما خوردهبود و به مطب شد. طبیب گفت: «تو را چه شده؟» تاملی کرد و گفت: «در ساحت احساسات و عواطف و هیجانات، حس ضعف دارم و در ساحت خواستهها، نیاز به خواب دارم، و در ساحت گفتار، صدایم عوض شده و در ساحت کردار، سخت راه میروم و در ساحت باورها، معتقدم که دچار سرماخوردگی شدهام». آوردهاند که طبیب چون این سخن بشنید، فقط در نسخه نبشت: «بستری» و دیگر هیچ نگفت!
مناقبِ او بسیار و محامد او بی شمار است. او را گفتند: «چه گویی در باب روشنفکری دینی؟» گفت: «شما چه گویید در باب پیتزای قرمه سبزی؟». مریدی از او وصیت خواست. گفت: «وصیت کنمت به سکوت که افضلِ اعمال است»؛ پس دو ساعت و نیم در بابِ سکوت برایش سخن گفت رحمه الله علیه!
در اخبار غریبه آورده اند که سوئیچ پدر کِش رفتهبود و با ماشین تو خیابان ویراژ داده و تصادف کردهبود؛ چون پدر شرح ماجرا خواست، جواب داد: «تقریر حقیقت کنم یا تقلیل مرارت؟» پدر چوب دستیاش برداشت و گفت: «الآن درخواست شفاعت هم بکنی فایده نداره!» و با چوب دور حیاط دنبالش میدوید.
دیگر روز او را دیدند در شارع عام، آهنگ بابا کرم در هندزفری گذاشته و حرکات موزونکنان میگذشت. مغرضی از کنار ونِ گشت ارشاد، صدایش زد: «فیلسوفم! یه لحظه تشریف میاری اینجا؟» و خواست بازداشتش کردن و تا چهارراه وزار بردن. مصطفی چون اوضاع پس دید، گفت: «این اسمش ایماژ است و استعارهای از زندگی است و فواید بسیار دارد» و ماجرا را جمع کرد. پس از آن، هر روز تا محل کار ایماژکنان و افادهریزان میرفت و گاه فریاد میزد: «این کمره؟» و مریدان در قفای او پاسخ میدادند: «آری این چنین است!».
شبی در خواب شیخنا و مولانا بودا را دید که میگفت: «داداش! مصطفی! من انقدر هم که تو میگی جمله قصار نگفتم؛ ولی باز خودت میدونی»؛ پس از خواب برخاست و همان جمله یادداشت کرد.
در مصاحبهای، مصطفی را پرسیدند: «اگر به گذشته برمیگشتی کدام کار خود اصلاح میکردی؟» گفت: «اسفار اربعه رو با خودآموز و کتابهای کمک آموزشی گاج پاس میکردم، ولی سر کلاس نمیرفتم» و در این سخن نکتهها بود برای تاملکنندگان.
آوردهاند نویسندۀ بیخردِ نادانی در وصف حالش تذکره نبشت. مصطفی بر او بخشید و خطای نگارشش نگرفت و به رویش نیاورد رحم الله علیه.
چون وقت وفاتش نزدیک شد، قابض الروح بر او وارد شد، گفت: «خواهی چطور از این دنیا روی؟». مصطفی تاملی کرد و گفت: «در این سوال شما در اصل، سه سوال نهفته است؛ عنایت کردید؟ که من برای سوال اول، سه نکته و برای سوال دوم، یک نکته و برای سوال سوم، دو نکته برای گفتن دارم که برای گفتنِ نکتۀ اول، از سوال اول، باید سه موضوع را شرح دهم و برای نکتۀ دوم احتیاج به دو مقدمه...» و همین طور میگفت و با قابضالروح میرفت، رحمه الله علیه. پس چون از دنیا رفت، هاتفی ندا سر داد: «آن که میخواست رنج کمتری بکشید، رفت؛ ولی آخرش هم نفهمیدیم که "الف، ب است" یا نیست!».
📘تناقضات عقلانیت و روشنفکری با دینداری
— برشی از مصاحبۀ استاد مصطفی ملکیان
🍂 من همین دورنگری را داشتم که فهمیدم سروکار آقایان به اینجا میافتد؛ از اول گفتم، بیاییم حقیقت را بازگو کنیم که ما نمیتوانیم هم عقلانی باشیم و هم متدین. اما این آقایان که هنوز اصرار دارند روشنفکر دینی هستند، اینطور روشنفکر دینی ماندند که از آیات فقهی میگذرند، برای بسیاری از آیات قرآن هم که معنای حقیقی قائل نیستند و معنای مجازی برای آن قائلند، بسیاری از آیات قرآن را هم که میگویند جزء ذاتیات قرآن نیست و از عرضیات قرآن است و اختصاص دارد به زمانی دون همهی زمانهای دیگر، مکانی دون همهی مکانهای دیگر و اوضاع و احوالی غیر از سایر اوضاع و احوال. خب من میپرسم دیگر از دین چی باقی ماند؟ بعد به من میگویند تو خودت هم که این کار را میکنی؟ من هم میگویم نه، من هیچوقت این کار را نمیکنم، من همیشه گفتهام باید نهایت امانت را برای پیام قرآن قائل باشیم.
🍂 نسبت دادهاند به امام فخر رازی که در خبرش گفته: "ایهاالناس، «محمد تازی» یعنی محمد عرب اینچنین گفته است، من «محمد رازی» آنچنان گفتهام"؛ یعنی میخواسته بگوید ایهاالناس! اگر سخن محمد تازی را میخواهید، او معتقد است «الف، ب است»، اگر سخن محمد رازی را میخواهید، او معتقد است «الف، ب نیست». حالا هرکدامتان میخواهید، دنبال محمد تازی بروید، و هرکدامتان میخواهید، دنبال محمد رازی بروید!
🍂 این به نظر من کمال صداقت را نشان میدهد؛ چون آدم نباید سخن حضرت محمد و پیامبر اسلام را تحریف کند، سخن هیچ انسانی را ما حق نداریم تحریف کنیم، چه برسد به سخن فرد بزرگی مثل پیامبر اسلام.
🍂 باید بگویم ایهاالناس! «میخواهید التزام به قرآن و پیامبر داشته باشید» الف، ب است؛ اما «به اعتقاد بنده»، الف، ب نیست، حالا خودتان انتخاب کنید من حرفم را با صداقت میزنم و سخن پیامبر را تحریف نمیکنم. حالا متاع کفر و دین بیمشتری نیست؛ هرکسی میتواند انتخاب کند که برود سراغ صحبت پیامبر یا صحبت من.
🍂 مسلّم است که من اگر این صحبت را به قاطبهی مسلمانان بگویم، میروند سراغ پیامبر خودشان؛ خب بروند! مشکلی نیست؛ آزادی است و ما باید «فکر» را مغتنم بدانیم؛ حالا اگر ۲، ۳ تا، ۵ تا و ۱۰ تا سخن من را پسندیدند، خب بیایند اینجا؛ ولی وقتی آمدند، باید بدانند که از زیر چتر رسول خدا بیرون رفتند و اگر زیر چتر رسول خدا هستند، یقین داشتهباشند که زیر چتر رسول خدا هستند.
🍂 اینکه من بیایم سخن قرآن و پیامبر اسلام را همهی محتوایش را بیرون بکشم و حرفها و نظریههای خودم را قرار بدهم و بعد به مردم بگویم که این همان سخن خداست، این به نظر من، نه بهلحاظ اخلاق علمی و نه بهلحاظ علم هرمنوتیک، درست نیست [...]
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۸۸ واژه
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— برشی از مصاحبۀ استاد مصطفی ملکیان
🍂 من همین دورنگری را داشتم که فهمیدم سروکار آقایان به اینجا میافتد؛ از اول گفتم، بیاییم حقیقت را بازگو کنیم که ما نمیتوانیم هم عقلانی باشیم و هم متدین. اما این آقایان که هنوز اصرار دارند روشنفکر دینی هستند، اینطور روشنفکر دینی ماندند که از آیات فقهی میگذرند، برای بسیاری از آیات قرآن هم که معنای حقیقی قائل نیستند و معنای مجازی برای آن قائلند، بسیاری از آیات قرآن را هم که میگویند جزء ذاتیات قرآن نیست و از عرضیات قرآن است و اختصاص دارد به زمانی دون همهی زمانهای دیگر، مکانی دون همهی مکانهای دیگر و اوضاع و احوالی غیر از سایر اوضاع و احوال. خب من میپرسم دیگر از دین چی باقی ماند؟ بعد به من میگویند تو خودت هم که این کار را میکنی؟ من هم میگویم نه، من هیچوقت این کار را نمیکنم، من همیشه گفتهام باید نهایت امانت را برای پیام قرآن قائل باشیم.
🍂 نسبت دادهاند به امام فخر رازی که در خبرش گفته: "ایهاالناس، «محمد تازی» یعنی محمد عرب اینچنین گفته است، من «محمد رازی» آنچنان گفتهام"؛ یعنی میخواسته بگوید ایهاالناس! اگر سخن محمد تازی را میخواهید، او معتقد است «الف، ب است»، اگر سخن محمد رازی را میخواهید، او معتقد است «الف، ب نیست». حالا هرکدامتان میخواهید، دنبال محمد تازی بروید، و هرکدامتان میخواهید، دنبال محمد رازی بروید!
🍂 این به نظر من کمال صداقت را نشان میدهد؛ چون آدم نباید سخن حضرت محمد و پیامبر اسلام را تحریف کند، سخن هیچ انسانی را ما حق نداریم تحریف کنیم، چه برسد به سخن فرد بزرگی مثل پیامبر اسلام.
🍂 باید بگویم ایهاالناس! «میخواهید التزام به قرآن و پیامبر داشته باشید» الف، ب است؛ اما «به اعتقاد بنده»، الف، ب نیست، حالا خودتان انتخاب کنید من حرفم را با صداقت میزنم و سخن پیامبر را تحریف نمیکنم. حالا متاع کفر و دین بیمشتری نیست؛ هرکسی میتواند انتخاب کند که برود سراغ صحبت پیامبر یا صحبت من.
🍂 مسلّم است که من اگر این صحبت را به قاطبهی مسلمانان بگویم، میروند سراغ پیامبر خودشان؛ خب بروند! مشکلی نیست؛ آزادی است و ما باید «فکر» را مغتنم بدانیم؛ حالا اگر ۲، ۳ تا، ۵ تا و ۱۰ تا سخن من را پسندیدند، خب بیایند اینجا؛ ولی وقتی آمدند، باید بدانند که از زیر چتر رسول خدا بیرون رفتند و اگر زیر چتر رسول خدا هستند، یقین داشتهباشند که زیر چتر رسول خدا هستند.
🍂 اینکه من بیایم سخن قرآن و پیامبر اسلام را همهی محتوایش را بیرون بکشم و حرفها و نظریههای خودم را قرار بدهم و بعد به مردم بگویم که این همان سخن خداست، این به نظر من، نه بهلحاظ اخلاق علمی و نه بهلحاظ علم هرمنوتیک، درست نیست [...]
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🔖 ۱۳۸۸ واژه
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
تناقضات عقلانیت و روشنفکری با دینداری
— برشی از مصاحبۀ استاد مصطفی ملکیان من همین دورنگری را داشتم که فهمیدم سروکار آقایان به اینجا میافتد؛ از اول گفتم، بیاییم حقیقت را بازگو کنیم که ما نمیتوانیم هم عقلانی باشیم و هم متدین، اما این آقایان که هنوز اصرار دارند روشنفکر دینی هستند، اینطور روشنفکر…
نقدآگین
@Naqdagin – فلسفۀ هگل بهزبان ساده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📘تناقضات عقلانیت و روشنفکری با دینداری — برشی از مصاحبۀ استاد مصطفی ملکیان 🍂 من همین دورنگری را داشتم که فهمیدم سروکار آقایان به اینجا میافتد؛ از اول گفتم، بیاییم حقیقت را بازگو کنیم که ما نمیتوانیم هم عقلانی باشیم و هم متدین. اما این آقایان که هنوز اصرار…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— آیا مصطفی ملکیان هنوز مسلمان است و این چه اهمیتی دارد؟
✍🏻#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا مصطفی ملکیان هنوز مسلمان است و این چه اهمیتی دارد؟
✍🏻#علیرضاموثق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۱/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
1️⃣ من بهشکل عام، همانطور که پیش از این گفتهام، بر این گمانم که تحققِ اسلام در جهان جدید، با امتناع مواجه است و اسلام «در مسما» مُردهاست و «تنها نام بیمسمایش لقلقۀ زبانهاست»، و نیز بر این باورم که بخش مهمی از چالشهای اجتماعی ما، بهخاطر سنگینیِ جسد اسلام بر دوش ماست؛ زیرا فرآیندِ کفنودفنش در قبرستانِ تاریخ، نیازمندِ زمان است.
🍂 بهنظرم عموم مردم ما (اعم از عارف و عامی)، مانند دکتر عبدالکریم سروش، تقریباً همهچیزِ اسلام را تغییر دادهاند (از خدا و روح و معاد و جهنم و بهشت و جهانشناسی و کیهانشناسی تا فقهش) و چیزی دیگر برساختهاند، اما نامِ اسلام بر آن مینهند. البته عدهای از اصحابِ اسلامِ داعشی و اصیل، که هنوز گرفتارِ فرآیندِ استحاله و قبض و بسطِ روشنفکرانِ دینی نشدهاند، چون غریق، در حال دست و پا زدن و چنگ انداختن به هر خاشاکی هستند؛ اما وقتی نیک نظر میکنیم، میبینیم که حتی آنها نیز در حال دور زدنِ الله هستند؛ از جمله جمهوری اسلامی از مجرایِ «مجمع تشخیصِ مصلحت نظام». آقایان صبح در شورای نگهبان یک مصوبۀ مجلس را به خاطر تضاد با «شرعِ محمدی و عصرِ حجر-حجازی» رد میکنند و ظهرِ همان روز در مجمعِ تشخیص، از بابِ «اضطرار و مصلحت» و بهخاطرِ «اقتضائاتِ جهان جدید» تصویبش می کنند(!).
2️⃣ در قرآن، روح علاوه بر زمانِ مرگ، در هنگام خواب نیز از بدن قبض میشود (انعام: ۶۰) و یا معاد در قرآن، جسمانیست و نیز در بهشت و جهنم، لذتها و دردهایِ جسمانی وعده داده شدهاست (یس: ۷۸-۷۹ و یس: ۵۲ و قیامه: ۳-۴ و طه: ۵۵ و نور: ۲۴ و بقره: ۲۵۹ و مرسلات: ۴۲ و واقعه: ۲۱ و زخرف: ۳۱ و توبه: ۳۵ و...) و یا شخصِ مرتد و یا کافرِ به اسلام تا ابد به جهنم میرود و تمامِ اعمالِ نیکش ضایع و باطل میگردد (بقره: ۲۱۷ و ابراهیم: ۱۸ و محمد: ۲۵-۲۸ و زمر: ۶۵ و انعام: ۸۸ و توبه: ۱۷) و یا در جهنم اصنافِ مجازاتهای خشن و خوفناک تصویر شدهاست (غاشیه: ۶-۷ و دخان: ۴۳-۴۶ و حاقه: ۳۵-۳۷ و ابراهیم: ۴۹-۵۰) و یا به دلالتِ کثیری از آیات قرآن، الله (یعنی تصورِ مَولف/مولفین قرآن از خداوند) «متشخصِ انسانوار» یا حداقل «متشخص» است؛ در قرآن، الله خالقِ جهان و مالک و اربابِ آن است و نه خودِ «هستی-هستومندها» در تمامیتش.
🍂 صرفنظر از این موارد، در اسلام، حقوقِ زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد باهم برابر نیست و در آن، تبعیضِ حقوقی و ساختاری وجود دارد. در اسلام، دالِ مرکزی، «ارادۀ قدرت» است که با «مثلثِ سرکوب» (یا جزیه و باجِ سبیل، یا مرگ و شمشیر، و یا اسلام و خراج به خلیفه) محقق میشود. در اسلام، «قطعِ دستوپا» وجود دارد و انسانها باید «عبد و بردۀ یکسری گزاره» باشند که با مغالطۀ «خداوند می فرماید که...»، سخن الله دانسته شدهاست. آنها باید چون یک جسد، خودشان را تسلیمِ این آموزهها کنند تا به جهنم نروند؛ لذا در اسلام، «تعبد و جزم و جمود»، عقلانیت و عدالت و معنویت و حریت و اخلاق را میخشکاند.
🍂 با این وصف، چطور میتوان در ظرفِ عدل و اخلاق و عقلِ قرن ۲۱ (بدون استحاله کردنِ اسلام چون دکتر سروش)، اسلام را محقق کرد؟ البته وقتی محقق میشود نیز داعش خلق میشود.
3️⃣ برخی چون دکتر سروش، در عینِ اینکه قرآن را «خوفنامۀ جهادی و بردگی» و مثنوی را «عشقنامۀ غیرجهادی و آزادگی» مینامند و همهچیز دینشان با اسلام (تا آنجا که از قرآن و سنتِ نبوی قابل فهم است) تفاوت دارد، اما اصرار دارند که به استنادِ خواندنِ چند شعر در مدحِ محمد بن عبدالله و یک نمازی اقامه کردن، هنوز مسلماناند (البته به پسر دکتر سروش گفتهام که بیایید این نماز را نیز به اقتفایِ «عرضیاتِ دین» تغییر دهید و خیال خودتان را راحت کنید!).
🍂 لکن در این میان، مصطفی ملکیان بهصراحت از اسلام خارج شدهاست و ذکر این نکته بیضرر به نظر می رسد؛ زیرا حکومتِ ولایتِ مطلقۀ فقیهِ آخوندی و استبداد دینی، چنان گرفتارِ نتایجِ اسلامِ محمدی و دلار خدا تومانی و خطرِ شورشِ لشکر گرسنگان و بحران خشکسالیِ فراگیر و... است که مرتدکشی، دردی از دردهایِ پرشمار و بیدرمانش، دوا نمیکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۱/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
1️⃣ من بهشکل عام، همانطور که پیش از این گفتهام، بر این گمانم که تحققِ اسلام در جهان جدید، با امتناع مواجه است و اسلام «در مسما» مُردهاست و «تنها نام بیمسمایش لقلقۀ زبانهاست»، و نیز بر این باورم که بخش مهمی از چالشهای اجتماعی ما، بهخاطر سنگینیِ جسد اسلام بر دوش ماست؛ زیرا فرآیندِ کفنودفنش در قبرستانِ تاریخ، نیازمندِ زمان است.
🍂 بهنظرم عموم مردم ما (اعم از عارف و عامی)، مانند دکتر عبدالکریم سروش، تقریباً همهچیزِ اسلام را تغییر دادهاند (از خدا و روح و معاد و جهنم و بهشت و جهانشناسی و کیهانشناسی تا فقهش) و چیزی دیگر برساختهاند، اما نامِ اسلام بر آن مینهند. البته عدهای از اصحابِ اسلامِ داعشی و اصیل، که هنوز گرفتارِ فرآیندِ استحاله و قبض و بسطِ روشنفکرانِ دینی نشدهاند، چون غریق، در حال دست و پا زدن و چنگ انداختن به هر خاشاکی هستند؛ اما وقتی نیک نظر میکنیم، میبینیم که حتی آنها نیز در حال دور زدنِ الله هستند؛ از جمله جمهوری اسلامی از مجرایِ «مجمع تشخیصِ مصلحت نظام». آقایان صبح در شورای نگهبان یک مصوبۀ مجلس را به خاطر تضاد با «شرعِ محمدی و عصرِ حجر-حجازی» رد میکنند و ظهرِ همان روز در مجمعِ تشخیص، از بابِ «اضطرار و مصلحت» و بهخاطرِ «اقتضائاتِ جهان جدید» تصویبش می کنند(!).
2️⃣ در قرآن، روح علاوه بر زمانِ مرگ، در هنگام خواب نیز از بدن قبض میشود (انعام: ۶۰) و یا معاد در قرآن، جسمانیست و نیز در بهشت و جهنم، لذتها و دردهایِ جسمانی وعده داده شدهاست (یس: ۷۸-۷۹ و یس: ۵۲ و قیامه: ۳-۴ و طه: ۵۵ و نور: ۲۴ و بقره: ۲۵۹ و مرسلات: ۴۲ و واقعه: ۲۱ و زخرف: ۳۱ و توبه: ۳۵ و...) و یا شخصِ مرتد و یا کافرِ به اسلام تا ابد به جهنم میرود و تمامِ اعمالِ نیکش ضایع و باطل میگردد (بقره: ۲۱۷ و ابراهیم: ۱۸ و محمد: ۲۵-۲۸ و زمر: ۶۵ و انعام: ۸۸ و توبه: ۱۷) و یا در جهنم اصنافِ مجازاتهای خشن و خوفناک تصویر شدهاست (غاشیه: ۶-۷ و دخان: ۴۳-۴۶ و حاقه: ۳۵-۳۷ و ابراهیم: ۴۹-۵۰) و یا به دلالتِ کثیری از آیات قرآن، الله (یعنی تصورِ مَولف/مولفین قرآن از خداوند) «متشخصِ انسانوار» یا حداقل «متشخص» است؛ در قرآن، الله خالقِ جهان و مالک و اربابِ آن است و نه خودِ «هستی-هستومندها» در تمامیتش.
🍂 صرفنظر از این موارد، در اسلام، حقوقِ زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد باهم برابر نیست و در آن، تبعیضِ حقوقی و ساختاری وجود دارد. در اسلام، دالِ مرکزی، «ارادۀ قدرت» است که با «مثلثِ سرکوب» (یا جزیه و باجِ سبیل، یا مرگ و شمشیر، و یا اسلام و خراج به خلیفه) محقق میشود. در اسلام، «قطعِ دستوپا» وجود دارد و انسانها باید «عبد و بردۀ یکسری گزاره» باشند که با مغالطۀ «خداوند می فرماید که...»، سخن الله دانسته شدهاست. آنها باید چون یک جسد، خودشان را تسلیمِ این آموزهها کنند تا به جهنم نروند؛ لذا در اسلام، «تعبد و جزم و جمود»، عقلانیت و عدالت و معنویت و حریت و اخلاق را میخشکاند.
🍂 با این وصف، چطور میتوان در ظرفِ عدل و اخلاق و عقلِ قرن ۲۱ (بدون استحاله کردنِ اسلام چون دکتر سروش)، اسلام را محقق کرد؟ البته وقتی محقق میشود نیز داعش خلق میشود.
3️⃣ برخی چون دکتر سروش، در عینِ اینکه قرآن را «خوفنامۀ جهادی و بردگی» و مثنوی را «عشقنامۀ غیرجهادی و آزادگی» مینامند و همهچیز دینشان با اسلام (تا آنجا که از قرآن و سنتِ نبوی قابل فهم است) تفاوت دارد، اما اصرار دارند که به استنادِ خواندنِ چند شعر در مدحِ محمد بن عبدالله و یک نمازی اقامه کردن، هنوز مسلماناند (البته به پسر دکتر سروش گفتهام که بیایید این نماز را نیز به اقتفایِ «عرضیاتِ دین» تغییر دهید و خیال خودتان را راحت کنید!).
🍂 لکن در این میان، مصطفی ملکیان بهصراحت از اسلام خارج شدهاست و ذکر این نکته بیضرر به نظر می رسد؛ زیرا حکومتِ ولایتِ مطلقۀ فقیهِ آخوندی و استبداد دینی، چنان گرفتارِ نتایجِ اسلامِ محمدی و دلار خدا تومانی و خطرِ شورشِ لشکر گرسنگان و بحران خشکسالیِ فراگیر و... است که مرتدکشی، دردی از دردهایِ پرشمار و بیدرمانش، دوا نمیکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اهمیتِ خروج از اسلامِ مصطفی ملکیان
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۲/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان پنج دورۀ فکری داشتهاست و دوستدارانِ او، نباید «ملکیان پنجم» را با «ملکیانِ مسلمان» خلط کنند. اما بیاییم در «عالمِ خیال»، فرض کنیم که ملکیان خودش اذعان کند که مسلمان است، اما این سخن او، چیزی را در عالم واقع تغییر نمیدهد؛ زیرا کسی که حتی وجودِ «خدای نامتشخص» را «قابل اثبات» نمیداند و «لاادری» است، چطور میتواند بر سر نمازش شهادت دهد که محمد بن عبدالله، رسولِ یک «خدای متشخصِ انسانوار» است؟ و یا کثیری از خرافاتِ مندرج در متنِ قرآن (مثل خلقتِ جن از آتش و خلقت ناگهانیِ آدم و حوا بجای دگرگشت تدریجی گونهها و ۱۹ عدد بودنِ دربانهای جهنم و شهابسنگِ دونده دنبالِ شیاطین و هفتآسمان و هفتزمین و رفتنِ یونس در شکم ماهی) را تصدیق نماید؟
🍂 ایشان بهصراحت، نقل به مضمون میگوید که:
🍂 بهعبارتی، ایشان خودش به صراحت میگوید که مسلمان نیست؛ بعد، برخی اصرار دارند که مسلمان است و به گزارههایی از گذشتۀ ماقبلِ «ملکیانِ پنجم» استناد میکنند، لکن من ادعایِ اشخاص را از منظر فلسفی (نه فقهی) برای مسلمان و یا نامسلمان تلقی کردنشان کافی نمیدانم؛ زیرا ممکن است شخصی ادعا کند که مسلمان است (مثل دکتر سروش)، اما آنچه اسلام مینامد، با آنچه از قرآن و سنت نبوی میفهمیم، منطبق نباشد و بدین ترتیب، ممکن است، یا عامداً و عالماً ادعایی خلاف واقع کند، و یا خودآگاهی نداشتهباشد و بدون علم و عمد چنین ادعایی نماید. به همین سیاق، ممکن است شخصِ دیگری، خود را مسلمان نداند، اما آرا و افکارش با آموزههای اسلام منطبق باشد.
🍂 با این وصف، باید ببینیم که کدام آرا و نظراتِ مصطفی ملکیان با قرآن و سنت نبوی منطبق است؟ آیا مصطفی ملکیان به الله باور دارد؟ وجود خدا (آن هم خدای «متشخصِ انسانوار و سخنگو و عالم و عادل و قادر مطلق» که پستچی و نامهرسان و رسول دارد) را قابلِ اثبات و تصدیق میداند؟ آیا خدای نامتشخص، میتواند اراده بورزد و خلق کند و فرشته و رسول بفرستد و سخن بگوید و سخن (دعا) گوش کند و امر نماید و معجزه کند؟ آیا مصطفی ملکیان باور دارد که قرآن سخن الله است؟ آیا او وثاقتِ تاریخی قرآن را تصدیق می کند؟ آیا مصطفی ملکیان احکامِ وایکینگی و عصرِ حجر-حجازیِ اسلام و «قطعِ دست و پا، شلاق، قصاص، به صلیب کشیدن، سنگسار، جوازِ سپوختنِ دختربچۀ ۹ ساله در قالبِ ازدواج، نجاستِ کفار، جوازِ قتل مرتد، جوازِ تعددِ همسر برای مردها و نابرابریِ حقوقی بین زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد» را عادلانه و عاقلانه میداند و یا ظالمانه و جاهلانه؟ آیا به معاد جسمانی و قبضشدنِ روح در هنگام خواب و به جهنم و بهشتِ قرآنی باور دارد؟ آیا ایشان معتقد است که اسلام، کامل است؟ (تبیاناً لکل شیء) و در آن خطاهای علمی (هفت آسمان و هفت زمین و شهاب سنگ دونده دنبال شیاطینِ بوالفضول و خلقتِ شش روزه و یا شش دوره ای جهان و...) وجود ندارد؟ آیا وی گمان میکند که اسلام با حقوق بشر و آزادی و دموکراسی (یا با عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانیِ ما) سازگار است؟ و...
🔺در صورتی که برای تک تک این گزارهها و باورها، میتوان از آرایِ ملکیانِ پنجم، شواهدِ نقیض آورد. به امام زمان و غیب شدن یک انسان و عصمت کودک ۸ ساله و اعتقاداتِ خاصِ شیعیان فعلاً ورود نمیکنم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ملکیان هنوز مسلمان است؟ و اهمیت آن چیست؟
(۲/۳)
✍🏻#علیرضاموثق
🍂 مصطفی ملکیان پنج دورۀ فکری داشتهاست و دوستدارانِ او، نباید «ملکیان پنجم» را با «ملکیانِ مسلمان» خلط کنند. اما بیاییم در «عالمِ خیال»، فرض کنیم که ملکیان خودش اذعان کند که مسلمان است، اما این سخن او، چیزی را در عالم واقع تغییر نمیدهد؛ زیرا کسی که حتی وجودِ «خدای نامتشخص» را «قابل اثبات» نمیداند و «لاادری» است، چطور میتواند بر سر نمازش شهادت دهد که محمد بن عبدالله، رسولِ یک «خدای متشخصِ انسانوار» است؟ و یا کثیری از خرافاتِ مندرج در متنِ قرآن (مثل خلقتِ جن از آتش و خلقت ناگهانیِ آدم و حوا بجای دگرگشت تدریجی گونهها و ۱۹ عدد بودنِ دربانهای جهنم و شهابسنگِ دونده دنبالِ شیاطین و هفتآسمان و هفتزمین و رفتنِ یونس در شکم ماهی) را تصدیق نماید؟
🍂 ایشان بهصراحت، نقل به مضمون میگوید که:
«روشنفکرِ دینی نیست؛ زیرا قائمۀ روشنفکری، استدلالگرایی و عقلانیت است و قائمۀ دین، تعبد و مآلاً این دو با یکدیگر تضاد دارند و من میخواهم روشنفکر باشم و خود را روشنفکر معنوی مینامم».
🍂 بهعبارتی، ایشان خودش به صراحت میگوید که مسلمان نیست؛ بعد، برخی اصرار دارند که مسلمان است و به گزارههایی از گذشتۀ ماقبلِ «ملکیانِ پنجم» استناد میکنند، لکن من ادعایِ اشخاص را از منظر فلسفی (نه فقهی) برای مسلمان و یا نامسلمان تلقی کردنشان کافی نمیدانم؛ زیرا ممکن است شخصی ادعا کند که مسلمان است (مثل دکتر سروش)، اما آنچه اسلام مینامد، با آنچه از قرآن و سنت نبوی میفهمیم، منطبق نباشد و بدین ترتیب، ممکن است، یا عامداً و عالماً ادعایی خلاف واقع کند، و یا خودآگاهی نداشتهباشد و بدون علم و عمد چنین ادعایی نماید. به همین سیاق، ممکن است شخصِ دیگری، خود را مسلمان نداند، اما آرا و افکارش با آموزههای اسلام منطبق باشد.
🍂 با این وصف، باید ببینیم که کدام آرا و نظراتِ مصطفی ملکیان با قرآن و سنت نبوی منطبق است؟ آیا مصطفی ملکیان به الله باور دارد؟ وجود خدا (آن هم خدای «متشخصِ انسانوار و سخنگو و عالم و عادل و قادر مطلق» که پستچی و نامهرسان و رسول دارد) را قابلِ اثبات و تصدیق میداند؟ آیا خدای نامتشخص، میتواند اراده بورزد و خلق کند و فرشته و رسول بفرستد و سخن بگوید و سخن (دعا) گوش کند و امر نماید و معجزه کند؟ آیا مصطفی ملکیان باور دارد که قرآن سخن الله است؟ آیا او وثاقتِ تاریخی قرآن را تصدیق می کند؟ آیا مصطفی ملکیان احکامِ وایکینگی و عصرِ حجر-حجازیِ اسلام و «قطعِ دست و پا، شلاق، قصاص، به صلیب کشیدن، سنگسار، جوازِ سپوختنِ دختربچۀ ۹ ساله در قالبِ ازدواج، نجاستِ کفار، جوازِ قتل مرتد، جوازِ تعددِ همسر برای مردها و نابرابریِ حقوقی بین زن/مرد و کافر-مرتد/مسلمان و برده/آزاد» را عادلانه و عاقلانه میداند و یا ظالمانه و جاهلانه؟ آیا به معاد جسمانی و قبضشدنِ روح در هنگام خواب و به جهنم و بهشتِ قرآنی باور دارد؟ آیا ایشان معتقد است که اسلام، کامل است؟ (تبیاناً لکل شیء) و در آن خطاهای علمی (هفت آسمان و هفت زمین و شهاب سنگ دونده دنبال شیاطینِ بوالفضول و خلقتِ شش روزه و یا شش دوره ای جهان و...) وجود ندارد؟ آیا وی گمان میکند که اسلام با حقوق بشر و آزادی و دموکراسی (یا با عقلانیت و عدالت در ظرفِ زمانیِ ما) سازگار است؟ و...
🔺در صورتی که برای تک تک این گزارهها و باورها، میتوان از آرایِ ملکیانِ پنجم، شواهدِ نقیض آورد. به امام زمان و غیب شدن یک انسان و عصمت کودک ۸ ساله و اعتقاداتِ خاصِ شیعیان فعلاً ورود نمیکنم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin