Telegram
نقدآگین
📘تعبد و استمناء
(۵/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🔶 گزارش و نقد اجمالی دلایل حرمتِ خودارضائی
🔸 قسمت اول: بررسی دلالت قرآن بر ممنوعیت استمناء.
در قرآن، هیچ آیهای به واژه و اصطلاح «استمناء» و مترادف آن، اشاره ننمودهاست. همچنین، آیات «مصرّح، واضح و مستقیمی» پیرامون این مسأله وجود ندارد؛ توگویی در صدر اسلام، یا عمل خودارضائی رایج نبودهاست، و یا این که این عمل نزد پیامبر و خداوند، آن چنان قابل توجه و مهم نبودهاست تا بخواهد در قرآن مجید، بدان اشارت نماید. در هر صورت، علما و فقهای اسلامیِ پس از صدر اسلام (چه شیعه و چه سنی)، به یک پارگراف از قرآن، جهت توجیه حرمت استمناء، استشهاد نمودهاند. استشهاد ایشان به قرآن، فقط به این پارگراف اختصاص دارد، که در سورۀ مؤمنین و معارج، عین هم، تکرار شده است:
🔻برخی از اندیشمندان، اشکالات متعددی به استشهاد بر این پارگراف از قرآن برای استدلال بر حرمت خودارضائی، وارد کردهاند:
۱. در مکی بودن و مدنی بودن این آیه، شبهه وجود دارد. بعنوان نمونه، عدهای از علمای قرآنی، سورۀ مؤمنین را مکی برشمردهاند؛ ولی برخی از اندیشمندان نیز، بهعلت وجود برخی مسائل آیات همانند زکات، مکی بودن این سوره را زیر سؤال بردهاند. همین شبهه، میتواند در «روحِ معنایی» سوره و این پاراگراف مورد استشهاد، تأثیرگذار باشد. بنابراین ابتدا برای تفسیر دقیق آیات، مناسب است تکلیف مکی و مدنی بودن این دو سوره و نیز ترتیب نزول آیات آنها مشخص گردد.
۲. مهمترین کلیدواژۀ آیۀ مورد استشهاد، واژه «لِفُرُوجِهِمْ» میباشد؛ معنای این واژه در میان برخی اندیشمندان، مناقشهآمیز است. بعنوان نمونه، بعضی از علمایِ قرآنیِ معاصر، «فرج» را در این پارگراف، آلت تناسی زن یا مرد ندانستهاند، بلکه معنای فرج را «شکاف عبا» و مفهوم اصطلاح «حفظ فرج» را، مواظبت از باز شدن شکاف جلوی عبا دانستهاند. به عبارت دیگر، چون اعرابِ جاهلی صدر اسلام، پوشش زیرین (همانند شورت امروزی) نداشتهاند، در هنگام نشست و برخاست، اندام تناسلیشان مشخص میگشتهاست؛ بنابراین در این آيه، به ایشان تذکر اخلاقی دادهشدهاست که، عبای خود را بهگونهای محافظت کنید که «از شکاف عبایتان»، بدنتان نمایان نگردد، مگر زنان و کنیزانتان که مجازند ببینند؛ و این مواجهۀ آنها، اشکالی ندارد.
۳. برخی از اندیشمندان نیز گفتهاند که با فرض پذیرش اینکه معنای فرج، آلت تناسی زن و مرد باشد؛ مدلول این آیه «نامشخص» است. دلالت این پاراگراف، میتواند سه گونه باشد:
الف. حفظ فروج از زنا؛ به قرینه دو کلیدواژه «أَزْوَاجِهِمْ» و «مَا مَلَكَتْ».
ب. حفظ فروج از زنا و لواط؛ به قرینۀ حالیه جامعۀ صدر اسلام؛ به اینکه دو عمل «زنا و لواط» در صدر اسلام رایج بودهاست. پس بنابراین، آیه در صدد این تذکر است که وقتی شما زن و کنیز در اختیار دارید، نباید به دنبال عمل زنا و لواط بروید.
ج. حفظ فروج از هر عمل جنسی، به صورت مطلق؛ که فقط اعمال جنسی با زنان و کنیزان در این اطلاق، استشنا شدهاست. بنابراین، هرگونه مدلولنمایی برای استشهاد به این آیه، نیاز به شواهد و قرائن محکم تاریخی ـ قرآنی دارد، والا باید گفت که مدلول این آیه «نامشخص» است؛ و حتی برخی از علمای اسلامی تصریح دارند که این آیه، «دلالت بر عموم» و اطلاق ندارد.
۴. نهایتاً، برخی نیز عقیده دارند که بر فرض این که منظور از فرج، آلت تناسلی باشد، و مراد از حفظ فروج نيز، محافظت از «هر عمل جنسی» باشد؛ دلالت حرمت خودارضائی به استناد این آیه، مشمول «وضعیتِ ضرورت» نیست، یعنی به قرینه «وجودِ زن و کنیز»، تذکر دادهشدهاست که خودتان را از هر عمل جنسی، همانند استمناء، حفظ کنید؛ بنابراین دلالت آیه، شامل وضعیت شخصی که زن و کنیز ندارد، به نسبتِ عمل خودارضائی، نمیگردد.
۲. بررسی دلالت احادیث، بر ممنوعیت استمناء
حدود ۱۲ روایت و حدیث در منابع روایی شیعه وجود دارد، که فقها در فتوای بر حرمت استمناء به آنها استشهاد نمودهاند؛ و بیشتر آنها در کتاب وسایل الشیعه شیخ حر عاملی (باب ۲۸ و ۳) جمعآوری شدهاند، و منقول از کتابهای: کافی، تهذیب، استبصار، فقیه، خصال و فقهالرضا میباشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۵/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🔶 گزارش و نقد اجمالی دلایل حرمتِ خودارضائی
🔸 قسمت اول: بررسی دلالت قرآن بر ممنوعیت استمناء.
در قرآن، هیچ آیهای به واژه و اصطلاح «استمناء» و مترادف آن، اشاره ننمودهاست. همچنین، آیات «مصرّح، واضح و مستقیمی» پیرامون این مسأله وجود ندارد؛ توگویی در صدر اسلام، یا عمل خودارضائی رایج نبودهاست، و یا این که این عمل نزد پیامبر و خداوند، آن چنان قابل توجه و مهم نبودهاست تا بخواهد در قرآن مجید، بدان اشارت نماید. در هر صورت، علما و فقهای اسلامیِ پس از صدر اسلام (چه شیعه و چه سنی)، به یک پارگراف از قرآن، جهت توجیه حرمت استمناء، استشهاد نمودهاند. استشهاد ایشان به قرآن، فقط به این پارگراف اختصاص دارد، که در سورۀ مؤمنین و معارج، عین هم، تکرار شده است:
«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْعَادُونَ».
🔻برخی از اندیشمندان، اشکالات متعددی به استشهاد بر این پارگراف از قرآن برای استدلال بر حرمت خودارضائی، وارد کردهاند:
۱. در مکی بودن و مدنی بودن این آیه، شبهه وجود دارد. بعنوان نمونه، عدهای از علمای قرآنی، سورۀ مؤمنین را مکی برشمردهاند؛ ولی برخی از اندیشمندان نیز، بهعلت وجود برخی مسائل آیات همانند زکات، مکی بودن این سوره را زیر سؤال بردهاند. همین شبهه، میتواند در «روحِ معنایی» سوره و این پاراگراف مورد استشهاد، تأثیرگذار باشد. بنابراین ابتدا برای تفسیر دقیق آیات، مناسب است تکلیف مکی و مدنی بودن این دو سوره و نیز ترتیب نزول آیات آنها مشخص گردد.
۲. مهمترین کلیدواژۀ آیۀ مورد استشهاد، واژه «لِفُرُوجِهِمْ» میباشد؛ معنای این واژه در میان برخی اندیشمندان، مناقشهآمیز است. بعنوان نمونه، بعضی از علمایِ قرآنیِ معاصر، «فرج» را در این پارگراف، آلت تناسی زن یا مرد ندانستهاند، بلکه معنای فرج را «شکاف عبا» و مفهوم اصطلاح «حفظ فرج» را، مواظبت از باز شدن شکاف جلوی عبا دانستهاند. به عبارت دیگر، چون اعرابِ جاهلی صدر اسلام، پوشش زیرین (همانند شورت امروزی) نداشتهاند، در هنگام نشست و برخاست، اندام تناسلیشان مشخص میگشتهاست؛ بنابراین در این آيه، به ایشان تذکر اخلاقی دادهشدهاست که، عبای خود را بهگونهای محافظت کنید که «از شکاف عبایتان»، بدنتان نمایان نگردد، مگر زنان و کنیزانتان که مجازند ببینند؛ و این مواجهۀ آنها، اشکالی ندارد.
۳. برخی از اندیشمندان نیز گفتهاند که با فرض پذیرش اینکه معنای فرج، آلت تناسی زن و مرد باشد؛ مدلول این آیه «نامشخص» است. دلالت این پاراگراف، میتواند سه گونه باشد:
الف. حفظ فروج از زنا؛ به قرینه دو کلیدواژه «أَزْوَاجِهِمْ» و «مَا مَلَكَتْ».
ب. حفظ فروج از زنا و لواط؛ به قرینۀ حالیه جامعۀ صدر اسلام؛ به اینکه دو عمل «زنا و لواط» در صدر اسلام رایج بودهاست. پس بنابراین، آیه در صدد این تذکر است که وقتی شما زن و کنیز در اختیار دارید، نباید به دنبال عمل زنا و لواط بروید.
ج. حفظ فروج از هر عمل جنسی، به صورت مطلق؛ که فقط اعمال جنسی با زنان و کنیزان در این اطلاق، استشنا شدهاست. بنابراین، هرگونه مدلولنمایی برای استشهاد به این آیه، نیاز به شواهد و قرائن محکم تاریخی ـ قرآنی دارد، والا باید گفت که مدلول این آیه «نامشخص» است؛ و حتی برخی از علمای اسلامی تصریح دارند که این آیه، «دلالت بر عموم» و اطلاق ندارد.
۴. نهایتاً، برخی نیز عقیده دارند که بر فرض این که منظور از فرج، آلت تناسلی باشد، و مراد از حفظ فروج نيز، محافظت از «هر عمل جنسی» باشد؛ دلالت حرمت خودارضائی به استناد این آیه، مشمول «وضعیتِ ضرورت» نیست، یعنی به قرینه «وجودِ زن و کنیز»، تذکر دادهشدهاست که خودتان را از هر عمل جنسی، همانند استمناء، حفظ کنید؛ بنابراین دلالت آیه، شامل وضعیت شخصی که زن و کنیز ندارد، به نسبتِ عمل خودارضائی، نمیگردد.
۲. بررسی دلالت احادیث، بر ممنوعیت استمناء
حدود ۱۲ روایت و حدیث در منابع روایی شیعه وجود دارد، که فقها در فتوای بر حرمت استمناء به آنها استشهاد نمودهاند؛ و بیشتر آنها در کتاب وسایل الشیعه شیخ حر عاملی (باب ۲۸ و ۳) جمعآوری شدهاند، و منقول از کتابهای: کافی، تهذیب، استبصار، فقیه، خصال و فقهالرضا میباشند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تعبد و استمناء
(۶/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 از این ۱۲ روایت، ۲ روایت تکراری میباشد. از ۱۰ روایت باقی مانده، ۲ روایتِ زیر، استمناء را «جایز» دانستهاست:
🔻۲ روایت نیز بر «حرام بودن خودارضائی» دلالت دارند؛ که معارض ۲ روایت قبلی هستند. در این میان، ۶ روایت هم، دربارۀ موضوع استمناء «ساکت»اند و یا دلالت آنها برای مسألۀ خودارضائی، «محل ابهام» است، و یا حداقل، «تام» نیست. مهمترین مسأله در این روایات، دو نکته است:
الف. سند تمامی این ده ـ دوازده روایت، مخدوش هستند.
به این معنی که یا «سند ندارند»، یا سندشان «مرسل» (ارسال ابتدایی و افتادگی میانی) است» یا سند «مشوش» دارند. این ادعا که اسناد روایات مورد استشهاد در مسأله استمناء از لحاظ سندی «مخدوش» هستند، مورد قبول فقهای معاصر است؛ تنها برخی از فقها، یک یا دو روایت را از لحاظ سندی درست دانستهاند، که همان ۲ روایت نیز سندشان «قابل قبول نیست»؛ بعنوان نمونه، بهترین سند در روایات استمناء، از این قرار است:
🔺وضعیت این سند هم، به دلایل متعددی، «علیهالسلام» نیست.
ب. راویان اسنادِ موردنظر، مشکلدار هستند
در اسناد روایات دال بر حرمت استمناء، و چه در اسناد روایاتی که دلالت آنها بر حرمت خودارضائی تام نیست، افراد «مهمل، مجهول و ضعیف یا کذّاب» و نیز افرادی از اهل «فرق واقفه و منحرفۀ تشیع» وجود دارند.
🔻سوای این دو نکته، ملاحظاتی نیز پیرامون این روایات قابل تأمل است:
۱. احادیث و روایات مورد استشهاد برای حرمت استمناء، روایاتی «کوتاه و کم عبارت» هستند، و مشکل احادیثِ کوتاه، وجود کمترین سیاق برای فهم «معنی، مفهوم و مدلول» روایت است.
۲. غالب و بیشتر روایات دربارۀ خودارضائی، منقول از پیروان فرق منحرفِ «واقفیِ» تشیع (همانند: «فطحی، زیدی» و...) هستند.
❓اکنون این سؤالات قابل تأمل میباشند که: چرا اکثر راویان احادیث استمناء، «واقفی» هستند؟ آیا ارتباطی میان فقه و عقائد مذهبی این فرقِ تشیع، با مسأله استمناء وجود دارد؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۶/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 از این ۱۲ روایت، ۲ روایت تکراری میباشد. از ۱۰ روایت باقی مانده، ۲ روایتِ زیر، استمناء را «جایز» دانستهاست:
۱. «سَأَلْتُهُ عَنِ الدَّلْكِ فَقَالَ نَاكِحُ نَفْسِهِ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ» (کافی، ۵/۵۴۰).
۲. «رَجُلٍ يَعْبَثُ بِيَدَيْهِ حَتَّى يُنْزِلَ قَالَ لَا بَأْسَ بِهِ وَ لَمْ يَبْلُغْ بِهِ ذَاكَ شَيْئاً» (تهذیب، ۱۰/۶۴).
🔻۲ روایت نیز بر «حرام بودن خودارضائی» دلالت دارند؛ که معارض ۲ روایت قبلی هستند. در این میان، ۶ روایت هم، دربارۀ موضوع استمناء «ساکت»اند و یا دلالت آنها برای مسألۀ خودارضائی، «محل ابهام» است، و یا حداقل، «تام» نیست. مهمترین مسأله در این روایات، دو نکته است:
الف. سند تمامی این ده ـ دوازده روایت، مخدوش هستند.
به این معنی که یا «سند ندارند»، یا سندشان «مرسل» (ارسال ابتدایی و افتادگی میانی) است» یا سند «مشوش» دارند. این ادعا که اسناد روایات مورد استشهاد در مسأله استمناء از لحاظ سندی «مخدوش» هستند، مورد قبول فقهای معاصر است؛ تنها برخی از فقها، یک یا دو روایت را از لحاظ سندی درست دانستهاند، که همان ۲ روایت نیز سندشان «قابل قبول نیست»؛ بعنوان نمونه، بهترین سند در روایات استمناء، از این قرار است:
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ اَلْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيعَبْدِاَللَّهِ(ع)» (کافی، ۵/۵۰۴).
🔺وضعیت این سند هم، به دلایل متعددی، «علیهالسلام» نیست.
ب. راویان اسنادِ موردنظر، مشکلدار هستند
در اسناد روایات دال بر حرمت استمناء، و چه در اسناد روایاتی که دلالت آنها بر حرمت خودارضائی تام نیست، افراد «مهمل، مجهول و ضعیف یا کذّاب» و نیز افرادی از اهل «فرق واقفه و منحرفۀ تشیع» وجود دارند.
🔻سوای این دو نکته، ملاحظاتی نیز پیرامون این روایات قابل تأمل است:
۱. احادیث و روایات مورد استشهاد برای حرمت استمناء، روایاتی «کوتاه و کم عبارت» هستند، و مشکل احادیثِ کوتاه، وجود کمترین سیاق برای فهم «معنی، مفهوم و مدلول» روایت است.
۲. غالب و بیشتر روایات دربارۀ خودارضائی، منقول از پیروان فرق منحرفِ «واقفیِ» تشیع (همانند: «فطحی، زیدی» و...) هستند.
❓اکنون این سؤالات قابل تأمل میباشند که: چرا اکثر راویان احادیث استمناء، «واقفی» هستند؟ آیا ارتباطی میان فقه و عقائد مذهبی این فرقِ تشیع، با مسأله استمناء وجود دارد؟
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘تعبد و استمناء
(۷/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 به نظر میرسد چون استدلال فقها به یک آیه (مکرر) از قرآن، برای تبیین حرمت مسأله استمناء، «تام» نیست؛ و همچنین، احادیث اندک پیرامونِ خودارضائی دارای «معارض» و «دلالت ناتمام» و «اسناد مخدوش» هستند؛ مناسب است تا حکم فقهی حرمت خودارضائی را به نسبتِ منابع دینی، «مسکوت» بگذاریم، و متوسل به «پژوهشهای تجربی و علمی روشمند»، برای پشتیبانی حکم این مسأله شویم. به این معنی که، اگر علوم جدیدِ «پزشکی، روانشناسی، جامعهشناسی» و مانند آنها، مطالعات مرتبطی دربارۀ مزایا و فواید استمناء و یا مضرات و معایب این عمل دارند، آرای ایشان را ملاک قبح و حسنِ خودارضائی قرار دهیم.
.
🍂 اما در این جا یک نکتۀ مهم باقی خواهد ماند؛ بالاخره، فقهایی از فرق اسلامی هستند که بر مبنای مبانی خاص خود، علاقمند هستند تا استمناء را «حرام» اعلام کنند. اکنون لازم است ایشان موضعِ استدلالی خود را در «دوران» امر میان انجام «عمل گناهِ استمناء» و «دیگر گناهان همعرض یا بزرگتر»، روشن نمایند، و از فرارِ پاسخگویی به این شکل که بگویند: «هر دو گناه است و باید ترک شوند» خودداری نمایند. به عبارت دیگر، جدای از حکم کلی «حرمت خودارضائی»، فقها لازم است تا حکم استمناء در موارد ضروتِ مختلف و متنوع را تبیین کنند؛ همانند:
۱. ضرورتهای فقهی متعارض در انجام خودارضائی.
۲. ضرورتهای اخلاقی مقابل در انجام استمناء.
۳. ضرورتهای پزشکیِ متنوع در انجام خودارضائی.
۴. ضرورتهای حقوقی متضاد در انجام استمناء.
و ...
.
🔸نکته
به نظر میرسد که اگر مثلاً دوران امر میان گناه بزرگتر و عمل استمناء باشد، میتوان بر اساس برخی شواهد فقهی، روایی و قرآنی، عمل خودارضائی را مجاز دانست. بعنوان نمونه، همانگونه که فقها در «رشوه دادن برای دفع ظلم»، نظر مساعد دارند و نمیفرمایند «هر دو گناه هستند و باید ترک شوند»، و یا در مسأله «جواز دروغگویی» براى موارد متعدد، و یا «جواز افشای بیماری مسری یک بیمار، برای جلوگیری از تسری عمومی» و مثالهای بسیار دیگر، «فتاوای اختصاصی» دارند، و نمىگویند «هر دو عمل گناه است و باید ترک شوند».
🍂 همچنین، بعنوان شاهد قرآنی برای جواز استمناء در مواقع ضرورت نیز، شاید بتوان آیات متعددی را نشانه گرفت؛ مثلاً، داستان حضرت لوط، آنجا که میفرماید: «يَا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ».
❓سؤال آخر
تا چندی دیگر، «رباتهای هوشمند انساننما» در دسترس مردم قرار خواهند گرفت؛ آیا عمل جنسی با این رباتها و استمناء از طریق ایشان، حرام است؟
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۷/۷)
✍🏻 #کاظم_استادی
🍂 به نظر میرسد چون استدلال فقها به یک آیه (مکرر) از قرآن، برای تبیین حرمت مسأله استمناء، «تام» نیست؛ و همچنین، احادیث اندک پیرامونِ خودارضائی دارای «معارض» و «دلالت ناتمام» و «اسناد مخدوش» هستند؛ مناسب است تا حکم فقهی حرمت خودارضائی را به نسبتِ منابع دینی، «مسکوت» بگذاریم، و متوسل به «پژوهشهای تجربی و علمی روشمند»، برای پشتیبانی حکم این مسأله شویم. به این معنی که، اگر علوم جدیدِ «پزشکی، روانشناسی، جامعهشناسی» و مانند آنها، مطالعات مرتبطی دربارۀ مزایا و فواید استمناء و یا مضرات و معایب این عمل دارند، آرای ایشان را ملاک قبح و حسنِ خودارضائی قرار دهیم.
.
🍂 اما در این جا یک نکتۀ مهم باقی خواهد ماند؛ بالاخره، فقهایی از فرق اسلامی هستند که بر مبنای مبانی خاص خود، علاقمند هستند تا استمناء را «حرام» اعلام کنند. اکنون لازم است ایشان موضعِ استدلالی خود را در «دوران» امر میان انجام «عمل گناهِ استمناء» و «دیگر گناهان همعرض یا بزرگتر»، روشن نمایند، و از فرارِ پاسخگویی به این شکل که بگویند: «هر دو گناه است و باید ترک شوند» خودداری نمایند. به عبارت دیگر، جدای از حکم کلی «حرمت خودارضائی»، فقها لازم است تا حکم استمناء در موارد ضروتِ مختلف و متنوع را تبیین کنند؛ همانند:
۱. ضرورتهای فقهی متعارض در انجام خودارضائی.
۲. ضرورتهای اخلاقی مقابل در انجام استمناء.
۳. ضرورتهای پزشکیِ متنوع در انجام خودارضائی.
۴. ضرورتهای حقوقی متضاد در انجام استمناء.
و ...
.
🔸نکته
به نظر میرسد که اگر مثلاً دوران امر میان گناه بزرگتر و عمل استمناء باشد، میتوان بر اساس برخی شواهد فقهی، روایی و قرآنی، عمل خودارضائی را مجاز دانست. بعنوان نمونه، همانگونه که فقها در «رشوه دادن برای دفع ظلم»، نظر مساعد دارند و نمیفرمایند «هر دو گناه هستند و باید ترک شوند»، و یا در مسأله «جواز دروغگویی» براى موارد متعدد، و یا «جواز افشای بیماری مسری یک بیمار، برای جلوگیری از تسری عمومی» و مثالهای بسیار دیگر، «فتاوای اختصاصی» دارند، و نمىگویند «هر دو عمل گناه است و باید ترک شوند».
🍂 همچنین، بعنوان شاهد قرآنی برای جواز استمناء در مواقع ضرورت نیز، شاید بتوان آیات متعددی را نشانه گرفت؛ مثلاً، داستان حضرت لوط، آنجا که میفرماید: «يَا قَوْمِ هَٰؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ».
❓سؤال آخر
تا چندی دیگر، «رباتهای هوشمند انساننما» در دسترس مردم قرار خواهند گرفت؛ آیا عمل جنسی با این رباتها و استمناء از طریق ایشان، حرام است؟
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘وحشت مردها از سرشت خویش
— پیرامون علل روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
🗄پست مرتبط
📕اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون علل روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
🗄پست مرتبط
📕اسلام و معضلِ «اختلال در سیمکشیِ مغز»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وحشتِ مردها از سرشتِ خویش
— پیرامون عللِ روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) عموم مردها خودارضایی و استمناء کردهاند و یا میکنند؛ آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از مردها تجربهٔ جلق زدن را داشتهاند (در جایی آمار ۹۸ درصد هم دیدهام). تجربهٔ سکس با محارم (مادر و خواهر و امثالهم) در خواب را نیز باید به تجربهٔ جلق زدن افزود.
۲) در جهان سنت، عکسِ جنیفر لوپز و یا سایتِ پورن برای تهیهٔ سوژهٔ ذهنی و تصویرسازی از اندام زنها برای خودارضایی وجود نداشت؛ لذا منبعِ تهیهٔ سوژهٔ ذهنی برای جلق زدنِ مردها، همین زنهای کوچه و بازار و دوست و فامیل بود و مردها باید پدر خودشان را در میآوردند تا چند سانتیمتر ساقِ پا و سینه پیدا میکردند و بعد، به سرعت به گوشهای خلوت میخزیدند و با تصویرسازی و تخیل، میجلقیدند.
۳) مردها با «قیاس به نفس» و با شنیدنِ وضعیتِ روانشناختیِ مردهای دیگر در گفتگوهای خصوصی با آنها، از این قضیه مطلع میشدند و به خاطرِ احساسِ گناهِ جنسی و نیز انحصارگرایی و خودخواهی و خودشیفتگی، میترسیدند که خواهر و مادر و زن و بچهٔ خودشان، سوژهٔ جلق زدنِ دیگر مردها شوند؛ اما عموماً «از جلق زدن با نوامیسِ دیگران» به اندازهٔ «جلق زدن با نوامیسِ خودشان توسط دیگران» وحشت نداشتند.
۴) در عالم سنت، عموماً «قدرت» نزد مردها بود؛ زیرا جنگها و مشاغل، عموماً با نیرویِ یدی پیوند داشت و از آن تغذیه میکرد و مثل زمان حاضر، علم و تکنولوژی مطرح نبود تا زنها (که غالباً به لحاظ جسمی از مردها ضعیفتر هستند) نیز بتوانند در آن زمینه عرض اندام و جلوهگری کنند؛
🔺لذا مردها توانستند با زور، زنها را به پستوی خانه محدود کنند یا برای رهایی از ترسِ «جلق زدن»، یک گونیِ سیاه و چاقچور روی سر زنها بکشند.
🍂 واضح است که کسی نمیتواند در ملاءِ عام به یک زن تجاوز جنسی کند تا مردها نگران آسیبِ فیزیکی دیدنِ زنها به واسطهٔ تحریک جنسیِ مردها باشند.
🍂 از طرف دیگر، یکسری از مردها که مقداری هوششان از مردهای دیگر بیشتر بود، شروع کردند با «کاسهکلکبازی» و مغالطه، برای این رفتار ظالمانه (یعنی حجاب اجباری برای زنها و فرستادن آنها به پستوی خانه)، اصناف توجیه تئوریک با صبغهٔ اخلاقی و یا شرعی دست و پا کردن و بافتن، اما چون در عموم مردها نوعی حماقت خاص وجود دارد، شعورشان نرسید که حتی زن چادری یا حتی «گنبد مساجد» که شبیه به پستان زنان است نیز میتواند سبب تحریک جنسی و یا سوژهٔ جلق زدن باشد(!) و به نوعی با «خود-گول-مالی»، سر خودشان را شیره مالیدند و با پوشاندن مو و ساقِ پا و خلاصه هر قسمت از بدن زن که میتوانستند و حتی با «پنهان کردن صدای زنها از گوش مردها»، برای فرار از این ترس، یعنی فیالواقع، ترس از سرشتِ بدوی و حشریِ خودشان، اقدام کردند.
🍂 نقل است که در قدیم، مردها از اینکه گالشِ پلاستیکیِ ناموسشان جلوی دربِ خانه و در معرضِ دید باشد، میترسیدند و بهتبع آن، مانعِ این امر میشدند تا مبادا مردهای دیگر با دیدن گالشِ پلاستیکی، به یادِ پایِ نوامیسشان بیافتند و وفق تحلیل این نوشتار، پا و بدن آنها را برای جلق زدن، در تخیلشان تداعی کنند(!) و یا مردها در جلوی مردهای دیگر، زنشان را با نام پسر بزرگشان خطاب مینمودند؛ برای مثال او را حسین صدا میکردند(!) و یا هنوز که هنوز است، عکس زنها عموماً در اعلامیهٔ فوتشان نشان داده نمیشود، ولو مرحومه یک پیرزن باشد(!)
۵) شاید ادعا و گمان شود که برخی از بانوان به صورتِ «اختیاری» حجاب اسلامی را انتخاب میکنند، اما در اینجا باید توجه داشت که:
اولاً) آنها در ذیل نرمافزاری که مردها در طول تاریخ مردسالار تهیه کردهاند و در مغزشان فرو رفتهاست تنفس و تفکر میکنند و از پشت آن «لنز کبود و ظالمانه» به جهان مینگرند.
ثانیاً) قضیهٔ «حیا و عفت و تعادل در قوهٔ شهوت» و یا پرهیز از «تبرج و عطشِ جلبِ توجه» و رشد در روند هرم مازلو، ربطی ضروری به حجاب «اسلامی-داعشی-طالبانی» ندارد و میتوان بدون حجاب اسلامی نیز فرهیخته و عفیف و اخلاقی و متعادل بود و بالعکس، با حجاب اسلامی و چادر نیز میتوان بیعفت و بیحیا و رذل و نامتعادل و اهل تبرج بود.
ثالثاً) همانطور که در فوق اشاره شد، ماشاءالله جلوی تحریکِ جنسیِ مردهایِ رشدنایافته و بدوی که مغزشان بهجای فسفر، پر است از «تستوسترون» را با پوششِ چادر نیز نمیتوان گرفت و باید فکری برای آموزش و اصلاحِ روانِ رنجورِ ایشان و درمان «سندروم آلت بیقرار» کرد.
#مردان #زنان #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— پیرامون عللِ روانشناختیِ حجاب اجباری
✍🏻 #علیرضاموثق
۱) عموم مردها خودارضایی و استمناء کردهاند و یا میکنند؛ آمارها نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد از مردها تجربهٔ جلق زدن را داشتهاند (در جایی آمار ۹۸ درصد هم دیدهام). تجربهٔ سکس با محارم (مادر و خواهر و امثالهم) در خواب را نیز باید به تجربهٔ جلق زدن افزود.
۲) در جهان سنت، عکسِ جنیفر لوپز و یا سایتِ پورن برای تهیهٔ سوژهٔ ذهنی و تصویرسازی از اندام زنها برای خودارضایی وجود نداشت؛ لذا منبعِ تهیهٔ سوژهٔ ذهنی برای جلق زدنِ مردها، همین زنهای کوچه و بازار و دوست و فامیل بود و مردها باید پدر خودشان را در میآوردند تا چند سانتیمتر ساقِ پا و سینه پیدا میکردند و بعد، به سرعت به گوشهای خلوت میخزیدند و با تصویرسازی و تخیل، میجلقیدند.
۳) مردها با «قیاس به نفس» و با شنیدنِ وضعیتِ روانشناختیِ مردهای دیگر در گفتگوهای خصوصی با آنها، از این قضیه مطلع میشدند و به خاطرِ احساسِ گناهِ جنسی و نیز انحصارگرایی و خودخواهی و خودشیفتگی، میترسیدند که خواهر و مادر و زن و بچهٔ خودشان، سوژهٔ جلق زدنِ دیگر مردها شوند؛ اما عموماً «از جلق زدن با نوامیسِ دیگران» به اندازهٔ «جلق زدن با نوامیسِ خودشان توسط دیگران» وحشت نداشتند.
۴) در عالم سنت، عموماً «قدرت» نزد مردها بود؛ زیرا جنگها و مشاغل، عموماً با نیرویِ یدی پیوند داشت و از آن تغذیه میکرد و مثل زمان حاضر، علم و تکنولوژی مطرح نبود تا زنها (که غالباً به لحاظ جسمی از مردها ضعیفتر هستند) نیز بتوانند در آن زمینه عرض اندام و جلوهگری کنند؛
🔺لذا مردها توانستند با زور، زنها را به پستوی خانه محدود کنند یا برای رهایی از ترسِ «جلق زدن»، یک گونیِ سیاه و چاقچور روی سر زنها بکشند.
🍂 واضح است که کسی نمیتواند در ملاءِ عام به یک زن تجاوز جنسی کند تا مردها نگران آسیبِ فیزیکی دیدنِ زنها به واسطهٔ تحریک جنسیِ مردها باشند.
🍂 از طرف دیگر، یکسری از مردها که مقداری هوششان از مردهای دیگر بیشتر بود، شروع کردند با «کاسهکلکبازی» و مغالطه، برای این رفتار ظالمانه (یعنی حجاب اجباری برای زنها و فرستادن آنها به پستوی خانه)، اصناف توجیه تئوریک با صبغهٔ اخلاقی و یا شرعی دست و پا کردن و بافتن، اما چون در عموم مردها نوعی حماقت خاص وجود دارد، شعورشان نرسید که حتی زن چادری یا حتی «گنبد مساجد» که شبیه به پستان زنان است نیز میتواند سبب تحریک جنسی و یا سوژهٔ جلق زدن باشد(!) و به نوعی با «خود-گول-مالی»، سر خودشان را شیره مالیدند و با پوشاندن مو و ساقِ پا و خلاصه هر قسمت از بدن زن که میتوانستند و حتی با «پنهان کردن صدای زنها از گوش مردها»، برای فرار از این ترس، یعنی فیالواقع، ترس از سرشتِ بدوی و حشریِ خودشان، اقدام کردند.
🍂 نقل است که در قدیم، مردها از اینکه گالشِ پلاستیکیِ ناموسشان جلوی دربِ خانه و در معرضِ دید باشد، میترسیدند و بهتبع آن، مانعِ این امر میشدند تا مبادا مردهای دیگر با دیدن گالشِ پلاستیکی، به یادِ پایِ نوامیسشان بیافتند و وفق تحلیل این نوشتار، پا و بدن آنها را برای جلق زدن، در تخیلشان تداعی کنند(!) و یا مردها در جلوی مردهای دیگر، زنشان را با نام پسر بزرگشان خطاب مینمودند؛ برای مثال او را حسین صدا میکردند(!) و یا هنوز که هنوز است، عکس زنها عموماً در اعلامیهٔ فوتشان نشان داده نمیشود، ولو مرحومه یک پیرزن باشد(!)
۵) شاید ادعا و گمان شود که برخی از بانوان به صورتِ «اختیاری» حجاب اسلامی را انتخاب میکنند، اما در اینجا باید توجه داشت که:
اولاً) آنها در ذیل نرمافزاری که مردها در طول تاریخ مردسالار تهیه کردهاند و در مغزشان فرو رفتهاست تنفس و تفکر میکنند و از پشت آن «لنز کبود و ظالمانه» به جهان مینگرند.
ثانیاً) قضیهٔ «حیا و عفت و تعادل در قوهٔ شهوت» و یا پرهیز از «تبرج و عطشِ جلبِ توجه» و رشد در روند هرم مازلو، ربطی ضروری به حجاب «اسلامی-داعشی-طالبانی» ندارد و میتوان بدون حجاب اسلامی نیز فرهیخته و عفیف و اخلاقی و متعادل بود و بالعکس، با حجاب اسلامی و چادر نیز میتوان بیعفت و بیحیا و رذل و نامتعادل و اهل تبرج بود.
ثالثاً) همانطور که در فوق اشاره شد، ماشاءالله جلوی تحریکِ جنسیِ مردهایِ رشدنایافته و بدوی که مغزشان بهجای فسفر، پر است از «تستوسترون» را با پوششِ چادر نیز نمیتوان گرفت و باید فکری برای آموزش و اصلاحِ روانِ رنجورِ ایشان و درمان «سندروم آلت بیقرار» کرد.
#مردان #زنان #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 نگاهی به عوارضِ روانیِ «اعتیاد به پورن و خودارضایی» (+) 📅 ۲۸ می -امروز- روز جهانی خودارضایی است [اطلاعت بیشتر]. 🗄پست مرتبط 📕آنچه دربارهٔ «اعتیاد به خودارضایی» باید بدانید 📺 خودارضایی چه عوارض و چه فوایدی داره؟ #چیستا #زیستروان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
📓شاهنامۀ فردوسی و فلسفۀ تاریخ ایران ✍🏻 #مرتضی_ثاقبفر 🍂 این کتاب با فلسفۀ تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارد و ویژگیهایی را به تصویر میکشد که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانیان دارند. #شاهنامه #فردوسی دریای حکمت، معرفت، فلسفه، اخلاق و درس زندگی است…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتوگو با #کیرن_ستیا نویسندۀ کتابِ «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰ سالگی در فکر خرید موتورسیکلت هستید؟ اگر پاسخ مثبت است، ممکن است دچار بحران میانسالی شدهباشید. کیرن ستیا توصیههایی برای شما دارد که براساس باورهای برخی از فلاسفۀ بزرگ تاریخ است. کیرن نویسندۀ کتاب “راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی" و استاد فلسفه در دانشگاه MIT و فارغالتحصیل دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون است. من برت تاملینسون هستم و اینجا میخوام چند سوال از کیرن ستیا دربارۀ کتاب راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی بپرسم.
***
+ چنانچه از عنوان کتاب شما برمیآید کتاب شما یک راهنمای فلسفی است. اما برداشت من از کتاب این است که برآمده از نوعی تجربۀ شخصی هم هست. برای شما چه علائمی وجود دارد که متوجه میشود که دارید یک بحران میانسالی یا چیزی شبیه به آن را تجربه میکنید؟
من بسیار خوشحال شدم که آن احساس را «بحران میانسالی» مینامند. بله بحران میانسالی. منظورم این است که بخشی از پیشینۀ این موضوع این بود که من فوقالعاده خوششانس بودهام. در پریسنتون دکترا گرفتهام، شغل دانشگاهی داشتهام سخت کار کردهام و در مسیر مورد علاقهام قرار داشتم. یک نقطهای بود که من به نوعی عقبنشینی کردم، نفسی کشیدم و به نوعی به زندگی خود و شکل زندگیای که در ۱۵-۲۰ سال گذشته انجام ندادهام نگاه کردم و فهمیدم که من در حال انجام کاری بودم که همیشه میخواستم، جاهطلبیهای من درست در همان مسیری که دوست داشتم به جلو رفته بودند و این حس به من منتقل شد که واقعاً دوست دارم همین کار را ادامه بدهم.
هرچند بهنظر میرسید که ارزش آن را داشتهباشد که یک کلاس دیگر بردارم یا مقالۀ دیگری بنویسم، اما ناگهان به فکر چیزهایی که در زندگی میخواستم، اما به آنها نرسیده بودم و جاهطلبیهایی که قبلاً داشتهام را در این ۲۰ سال کنار گذاشتهام، افتادم. آن چیزها قرار نبود دیگر برای من اتفاق بیفتند. من بهنوعی تحت تأثیر این احساس قرار گرفتم و از نظر احساسی سردرگم شدم. زیرا این سرگشتگی وجود داشت که نمیفهمیدم آیا چیزهایی که به دست آورده ام دقیقاً همان چیزهایی بود که میخواستم؟ آنطور که من خوششانس و موفق بودم چگونه میتوانست با این احساس کسالت و سردرگمی نسبت به کاری که انجام می دادم جور در بیاید. این همان نقطهای بود که من نگران خودم شدم و به دوستانم گفتم که دچار بحران میانسالی شدهام.
+ و به نظر میرسد که این یکی از عناصر اصلی احساسات میانسالیست که لزوماً به معنای شکست نیست. منظورم این است که شما میتوانید از بسیاری جهات موفق و برجسته باشید. و با این حال دستاوردها به نوعی جلوۀ خود را از دست بدهند یا تکراری به نظر برسند یا چیزی شبیه این. و سپس ذهن شما شروع به پرسهزدن میکند. با خودش فکر میکند که چه میشد اگر من شاعر یا چیز دیگری بودم؟ این چیزی است که شما در کتاب دربارۀ آن مینویسید.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۵ دقیقه
🔖 ۲۸۹۳ واژه
#فلسفیدن #تجربه_زیسته #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
«راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی»
گفتوگو با کیرن ستیا نویسنده کتاب «راهنمای فلسفی مواجهه با میانسالی» 🍂 آیا از روزمرگی و تکرار در زندگی حرفهای یا شخصی خود خسته شدهاید؟ آیا مدام افسوس میخورید یا با خود تصور میکنید چه نوع زندگی دیگری میتوانستید داشتهباشید؟ آیا برای اولین بار در ۴۰…
نگاهی به معنا و زندگی
@Naqdagin
🎧نگاهی به معنا و زندگی
— نگاهی فلسفی به هدف و معنای زندگی، خودکشی و استعارههای زندگی و تیپهای روانی
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی فلسفی به هدف و معنای زندگی، خودکشی و استعارههای زندگی و تیپهای روانی
🎙دکتر #عبدالحمید_ضیایی
#فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📕سپاسگزاریم که جهت همافزایی هرچه بیشتر، دو #آزمون نقدآگین را برای دوستان و آشنایان و گروههایی که در آنها عضوید، ارسال میکنید: 📝🧑🏼💻 شرکت در آزمون ۱ ❓دیۀ یک مرد شیعه، طبق رأی فلاسفهٔ تمدن بزرگ نوین اسلامی (چون حضرت علامه مصباح یزدی و حضرت علامه طباطبایی)…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#آزمون ۲
ذوالقرنین، با توجه به جزئیاتی که دربارۀ او و داستان زندگیاش در قرآن نقل شده، کیست؟
ذوالقرنین، با توجه به جزئیاتی که دربارۀ او و داستان زندگیاش در قرآن نقل شده، کیست؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مسعود درخشان؛ از ایدهپردازی دولتسایه تا همکاری با جریانآکادمی و تحصیل فرزند در اسرائیل
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 دکتر مسعود درخشان، متفکر و اقتصاددانِ ترازِ نظام اسلامی و محبوبِ ولایت است. مریدان او را «پرفسور» میخوانند. محسن رضایی، حجتالله عبدالمالکی و یاسر جبرائیلی از شاگردان خلفش هستند.
🍂 درخشان، از چهرههای مهم دانشگاه امام صادق است، حامی سختِ اسلامیکردن علوم انسانی است و پیشبرندهی اقتصاد اسلامی. روایت او از «اقتصاد مقاومتی» مورد تکریم و تأیید رهبری بودهاست.
🍂 پرفسور، بهشکلی بیمارگونه غربستیز و ضد لیبرال است و در این ستیز هم اندکی انصاف ندارد. از دموکراسیِ ليبرال عمیقاً بیزار است. از رالز تا نوزیک، از کینز تا هایک، برای او سروته یککرباساند.
🍂 در اندیشهی درخشان، این روضه و روضهخوانی است که اصالت و تقدم دارد. از استاد اقتصاد انتظار این است که درسِ علمی دهد، اما گویا خود استاد، تبحّر بیشتری در روضهخوانی دارد. اقتصاددان روضهخوان ما، ناله میکند که اگر ائمه اطهار را نداشتیم، چه خاکی بر سر میکردیم؟ مثل غربیها، باید میرفتیم زیرِ پرچم لاک و رالز و هایک. ولی باید شاکر باشیم که امامان را داریم. در روضهی پرفسور، سزا نیست شیعهی امیرالمؤمنین، «نوکری» رالز و هایک و لاک و مارکس را کند و تعریف «آزادی» را از اینها بگیرد. آموختن و تعلیم، نوکریکردن است. تشیّع، منبع همهچیز است و هرچیزی را باید از دل آن بیرون کشید؛ از تعریف آزادی و تئوری عدالت تا اقتصاد و سیاست.
🍂 پرفسور، فروتنی علمی را زیر پا مینهد و متکبّرانه، رالز و نوزیک را نافیلسوفانی زبانباز میداند. چون «نظریاتی» نداشتند، «عدالتِ انصافی رالز» و «عدالتِ استحقاقی نوزیک»، نظریّه نبودند، «بازی با کلمات» بودند. نظریّه یعنی «اقتصاد مقاومتی»(!).
🍂 معلوم هم نیست «فیلسوفان معاصر» کیستند که چنین نظری دارند، لابد علامه(!) مصباح میگوید اینها «فیلسوفان بزرگشده» هستند؛ یعنی «دستگاه سیاسی آمریکا» از رالز و نوزیک، تصویرسازی و چهرهسازی کرده است. نشانهاش هم تقدیر کلینتون از رالز*. خلاصه، رالز و نوزیک اصلاً در حدّ و اندازهای نیستند که بتوانیم برای حل مسئلهی عدالت از آنها بهره ببریم.
🍂 نظام اسلامی، از هنرهایش عالمسازی از علمستیزان و نخبهسازی از سفلگان بوده است. هزار جامهی علمی برایشان میبافد، کافیست این جامهها پاره شوند، میبینیم چیزی جز سفاهت و حماقت و شیّادی و حیلهگری زیرشان نبوده است و اگر نامی دارند، به برکت امکانات و امتیازات حکومتی بوده است.
🍂 پرفسور درخشان، یکی از این مثالهاست که در کنار مهدی گلشنی، داوری اردکانی و احمد فردید مینشیند؛ جمعِ بیمایهی احمقها و شیّادهای سیاسی و فلسفی و علمی.
🍂 البته که هم رالز هم نوزیک، مُدافعِ دموکراسیِ لیبرال بودند. هردو در سنت لیبرالی اندیشیدند. چه عدالتِ انصافی و چه عدالتِ استحقاقی هردو، در چارچوبِ لیبرالیسم جای میگیرند و هردو به تقدّم آزادی باور دارند. هرچند که نظریّهی رالز بیشتر اصلاحگرایانه است و نظریّهی نوزیک بیشتر توجیهگرایانه. عدالتِ انصافی، دموکراسیِ لیبرال را بیشتر به سمت عدالت اجتماعی و دولت رفاهی هدایت میکند و عدالتِ استحقاقی، به سوی اختیارگرایی و دولتِ کمینه. با تمام تفاوتها امّا هردو بههرحال لیبرالیستیاند. و این نه ننگ و عیب بلکه فخر و امتیاز است. دموکراسیِ لیبرال سزاوار دفاع است نه دشنام، همچنان که سزاوار اصلاح است نه انقلاب. ننگ آن است که آدم عملهی استبداد و توجیهگر ستمگری باشد و یاوه بهنام علم بفروشد.
* ایراد مسعود درخشان از رالز، ما را به یاد حرف فردید میاندازد در مورد پوپر. همچنان که درخشان تقدیر کلینتون را عیب میداند، فردید هم مقدمهنوشتن اشمیت بر پوپر را نقصی در کار پوپر میدانست و به تندی گفته بود «هلموت اشمیت که مغز نامتفکّرش عبارت از پوپر است با آن مقدّمهای که در پوپر دارد».
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 درخشان، از چهرههای مهم دانشگاه امام صادق است، حامی سختِ اسلامیکردن علوم انسانی است و پیشبرندهی اقتصاد اسلامی. روایت او از «اقتصاد مقاومتی» مورد تکریم و تأیید رهبری بودهاست.
🍂 پرفسور، بهشکلی بیمارگونه غربستیز و ضد لیبرال است و در این ستیز هم اندکی انصاف ندارد. از دموکراسیِ ليبرال عمیقاً بیزار است. از رالز تا نوزیک، از کینز تا هایک، برای او سروته یککرباساند.
🍂 در اندیشهی درخشان، این روضه و روضهخوانی است که اصالت و تقدم دارد. از استاد اقتصاد انتظار این است که درسِ علمی دهد، اما گویا خود استاد، تبحّر بیشتری در روضهخوانی دارد. اقتصاددان روضهخوان ما، ناله میکند که اگر ائمه اطهار را نداشتیم، چه خاکی بر سر میکردیم؟ مثل غربیها، باید میرفتیم زیرِ پرچم لاک و رالز و هایک. ولی باید شاکر باشیم که امامان را داریم. در روضهی پرفسور، سزا نیست شیعهی امیرالمؤمنین، «نوکری» رالز و هایک و لاک و مارکس را کند و تعریف «آزادی» را از اینها بگیرد. آموختن و تعلیم، نوکریکردن است. تشیّع، منبع همهچیز است و هرچیزی را باید از دل آن بیرون کشید؛ از تعریف آزادی و تئوری عدالت تا اقتصاد و سیاست.
🍂 پرفسور، فروتنی علمی را زیر پا مینهد و متکبّرانه، رالز و نوزیک را نافیلسوفانی زبانباز میداند. چون «نظریاتی» نداشتند، «عدالتِ انصافی رالز» و «عدالتِ استحقاقی نوزیک»، نظریّه نبودند، «بازی با کلمات» بودند. نظریّه یعنی «اقتصاد مقاومتی»(!).
🍂 معلوم هم نیست «فیلسوفان معاصر» کیستند که چنین نظری دارند، لابد علامه(!) مصباح میگوید اینها «فیلسوفان بزرگشده» هستند؛ یعنی «دستگاه سیاسی آمریکا» از رالز و نوزیک، تصویرسازی و چهرهسازی کرده است. نشانهاش هم تقدیر کلینتون از رالز*. خلاصه، رالز و نوزیک اصلاً در حدّ و اندازهای نیستند که بتوانیم برای حل مسئلهی عدالت از آنها بهره ببریم.
🍂 نظام اسلامی، از هنرهایش عالمسازی از علمستیزان و نخبهسازی از سفلگان بوده است. هزار جامهی علمی برایشان میبافد، کافیست این جامهها پاره شوند، میبینیم چیزی جز سفاهت و حماقت و شیّادی و حیلهگری زیرشان نبوده است و اگر نامی دارند، به برکت امکانات و امتیازات حکومتی بوده است.
🍂 پرفسور درخشان، یکی از این مثالهاست که در کنار مهدی گلشنی، داوری اردکانی و احمد فردید مینشیند؛ جمعِ بیمایهی احمقها و شیّادهای سیاسی و فلسفی و علمی.
🍂 البته که هم رالز هم نوزیک، مُدافعِ دموکراسیِ لیبرال بودند. هردو در سنت لیبرالی اندیشیدند. چه عدالتِ انصافی و چه عدالتِ استحقاقی هردو، در چارچوبِ لیبرالیسم جای میگیرند و هردو به تقدّم آزادی باور دارند. هرچند که نظریّهی رالز بیشتر اصلاحگرایانه است و نظریّهی نوزیک بیشتر توجیهگرایانه. عدالتِ انصافی، دموکراسیِ لیبرال را بیشتر به سمت عدالت اجتماعی و دولت رفاهی هدایت میکند و عدالتِ استحقاقی، به سوی اختیارگرایی و دولتِ کمینه. با تمام تفاوتها امّا هردو بههرحال لیبرالیستیاند. و این نه ننگ و عیب بلکه فخر و امتیاز است. دموکراسیِ لیبرال سزاوار دفاع است نه دشنام، همچنان که سزاوار اصلاح است نه انقلاب. ننگ آن است که آدم عملهی استبداد و توجیهگر ستمگری باشد و یاوه بهنام علم بفروشد.
* ایراد مسعود درخشان از رالز، ما را به یاد حرف فردید میاندازد در مورد پوپر. همچنان که درخشان تقدیر کلینتون را عیب میداند، فردید هم مقدمهنوشتن اشمیت بر پوپر را نقصی در کار پوپر میدانست و به تندی گفته بود «هلموت اشمیت که مغز نامتفکّرش عبارت از پوپر است با آن مقدّمهای که در پوپر دارد».
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @shahrvand_sabz
نقدآگین
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 گویا مخارجِ دنیویِ بهشت بردن از تصور خارج است!
⁉️تازه این یک دولتِ بهظاهر لائیک است، اگر گوینده بودجههای «اقتصاد مقاومتی» را میدید، چطور سکته میزد؟
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه حقوق معلمان بودهاست [اینجا].
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⁉️تازه این یک دولتِ بهظاهر لائیک است، اگر گوینده بودجههای «اقتصاد مقاومتی» را میدید، چطور سکته میزد؟
📊 جمعیت تحت پوشش آموزش و پرورش در ایران، بیش از ۱۶ میلیون نفر است. درحالیکه تعداد روحانیون سراسر کشور حداکثر ۱۳۰ هزار نفر (۰.۰۰۸ یا هشتهزارم جمعیت آموزش و پرورش) برآورد میشود. با این وجود، بودجه نهادهای مرتبط با حوزۀ علمیه در ۱۳ سال گذشته، ۱.۵ برابر بودجه حقوق معلمان بودهاست [اینجا].
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin