نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام (+)
محمد #مجتهد_شبستری و #سم_هریس

🔸ما از هوش مصنوعی برای ساختن یک شخصیت مسلمان و یک شخصیت نامسلمانِ مخالف اسلام استفاده کردیم و اون‌ها رو در یک مناظره روبروی هم قرار دادیم تا درباره‌ی نقش و جایگاه اسلام در دنیای امروز بشر با همدیگه بحث کنن.

🔸همچنین این دو شخصیت به طور خاص درباره مسئله حجاب اجباری در اسلام با همدیگه بحث خواهند کرد.

🔸متن این مناظره تماماً بدون هرگونه دستکاری توسط هوش مصنوعی (کلاود ۳.۵ سونِت) نوشته شده. صداها توسط گوینده‌های واقعی ضبط شده، اما با هوش مصنوعی تغییر داده شده.

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین

📺 مناظرۀ هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📕بردگانِ جنسی در اسلام و روشنفکری دینی
📕آیا خداوند دین نازل کرده‌است؟
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنه‌ای دربارۀ برنامۀ هسته‌ای
📺 مناظرۀ هوش مصنوعیِ ولایی با هوش مصنوعیِ ملی‌گرا
📻 چطور هوش مصنوعی می‌تواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟

.


#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #زنان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تمامِ ادیان ساختۀ ذهنِ بشرند و بخشی از مشکل

🎙#کریشنا_مورتی


.


#نقد_ادیان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دربارۀ کینه‌توزیِ کورِ چپ‌زدگان نسبت به زبان فارسی
قوم‌گرایان و روایت‌سازیِ ایدئولوژیک دربارۀ جایگاهِ زبان‌ها

✍🏻 #مزدا_محمددوست


.


#چپ_ایرانی #ایران #نقد_روشنفکران #نقد_چپ #استوری‌خوان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ ترس‌های بزرگ‌سالی (+)


📁 پست‌ مرتبط
📺 روان‌کاویِ فرافکنی بر فرزندان

.


#تجربه_زیسته



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘آموختنِ زیستن در سپهر "ندانستن‌ها"
(۱/۳)
✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 ریچارد فاینمن در اینجا البته از ذوق شخصی‌اش می‌گوید ولی آنچه بیان می‌کند، به‌هیچ‌وجه "شخصی" نیست، "روح عصر روشنگری" است! می‌خواهم در این یادداشت، نور متمرکز را بر "زیستن در شکاکیت" که فاینمن می‌گوید بیفکنم تا رونمایی از "عاطفه" مهمی کرده‌باشم که به معنایی پرچم "عصر روشنگری" بود.

🍂 شکاکیت البته تبارشناسی دیرینی دارد. کهن‌ترینی که می‌شناسیم، "سوفیست‌های" یونان باستان بودند. این‌ها که آماج اصلی سقراط و افلاطون بودند، اهل‌فکری که آموزگارانِ "فن خطابه/جدل" شدند.

🍂 سوفیست‌ها بر آن بودند که هیچ حقیقتی "دانسته" نیست، پس "سخن" تنها به‌کارِ بر کرسی نشاندنِ "اعتقادات"ای می‌آید که ما آدم‌ها داریم ولی هیچیک هیچ حجت محکمی بر درستی‌شان نداریم.
این، ایستاری "واقع‌گرا" بود، زیرا می‌دیدند که آدم‌ها در متن‌وبستر آن‌که "هیچ امر دانسته‌‌ی قطعی موجود نیست"، چگونه برای "برحق‌نمایی" مواضع‌شان استدلال می‌کنند تا حرف خود را پیش برند.

🍂 پروتاگوراس و گرگیاس از برجسته‌ترین سوفیست‌هایی بودند که به‌برکت رسائل افلاطون آنان را می‌شناسیم؛ والا سوفیست‌ها اهل نوشتن نبودند؛ چیزی نمی‌دانستند که بخواهند بنویسند! "فن‌خطابه/جدل" هم مهارتی عملی‌ برای تحت‌تاثیر قراردادن مخاطب بود که یاد می‌دادند، نوشتنی نبود.
از این‌نظر سوفیست‌ها فروشندگان مهارتِ مجاب‌کردن بودند، یعنی بیش از آن‌که "اندیشمندان" باشند "صنفی از آموزگاران جدل" بودند. البته همین هم نشان می‌دهد که در عصرطلایی یونان، کالایِ "سخن" چقدر خواهان داشت که این‌ها "صنفِ" فروشندگانش شدند؛ این کم نکته‌ای نیست!

🍂 جریان سقراط/افلاطون توانست کار این "صنف" را با رونمایی از "مغالطه‌کاری" آنان از رونق بیندازد. اندکی بعدتر ارسطو "منطق" را تدوین نمود تا تعریف دقیقی از "مغلطه" به دست دهد. چنین شد که سوفیستی معنای مغلطه‌افکنی داد و این نسبت بر ناصیه تاریخی آنان حک شد تا صورت مُعَرَّبِ‌اش، "سفسطه" و "سوفسطایی"، به ما نیز رسید. مثل این بیت مولانا:
از سبب‌سازیش من شیدایی‌ام
وز سبب‌سوزیش سوفسطایی‌ام

در این مصرع دوم مولانا "سوفسطایی" را در معنایِ حذف‌ شده به‌قرینه معنویِ "شکاکیت" به‌کار می‌برد، که بسیار درست هم هست. می‌گوید وقتی خداوند سبب‌هایی را که گمان می‌کردم کار می‌کنند، ناکار می‌کند [توجه جنبی به اشعریگری مولانا داشته باشید!] من‌نیز همچون سوفسطائیان در دُرستی علم خودم نسبت به سبب‌بودن آن‌ها دچار شکاکیت می‌شوم!

🍂 سوفیست‌ها ورافتادند، اما میراث شکاکیت آنان ورنیفتاد بلکه در عصر "یونانی‌مآبی" (پسافتوحات اسکندر) به درجات، به اپیکوریان و رواقیون رسید. این‌ دو گروه، اندیشمندانِ جدی بودند، "صنفِ" سخن‌فروش نبودند. اما نسیم شکاکیت در بُن اندیشه‌ورزی هر دو گروه وزان بود. سرانجام مسیحیت بساط هردو گروه را برچید و طی سه‌قرن اول میلادی با کوبیدن میخِ "جزم‌هایش" بر صحیفه دل‌های مردم نقطه پایانی بر اندیشه‌ورزی یونانی نهاد: از سقراط/افلاطون/ارسطو گرفته تا اپیکوریان و رواقیون همگی روبیده شدند [درست در اینجاست که کفرِ نیچه‌ای کف می‌کند و از او یک "ضدمسیح" تمام‌عیار می‌سازد!]. حق آن‌است که این مقطع را نقطه آغاز "قرون‌وسطی" بگیریم، نه آن موضع دلبخواهِ قراردادی را که اهل تاریخ‌ برمی‌گیرند.

🍂 در جهان مسلمان‌ها که "تفلسف" طی دوره یونانی‌مآبی در آن گُل کرد، ولی بزودی با غلبه جزم‌اندیشی اشعریان منکوب شد تا ما نیز وارد "قرون‌وسطای" خود شدیم که دیگر از آن بیرون نیامدیم. فارابی و بوعلی درباره "شکاکیت" بحث کردند ولی جدی‌اش نگرفتند. چنان بحث‌هایی نزد ایشان بیشتر وجه "آرایه‌ای" داشت تا واقعی. می‌خواستند گفته‌باشند که "حواس‌شان به شبهات شکاکان هست".

🍂 در این ميان امام‌محمدغزالی طرفه "جدلی‌"ای بود، آن‌قدر که استادش، امام‌الحرمین جوینی، هرگاه قرار بود بحث‌داغی در مجلسی طرح شود، غزالی را همراه می‌برد تا به جان حریفانش بیندازد! غزالی که از این‌کودک‌صفتی "بالغ شد"، دروغ ذاتیِ "جدل" را شناخت تا از این مهارت چشمگیرش "توبه" کرد. او هم متوجه بود که در بُن خطابه/جدل "غیاب‌حقیقت" است که مستقر است! غزالی درپی حقیقت بود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin