This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ نفوذیهای اصلی و مهاجرانِ غیرقانونی
🎙 #حسن_آقامیری
▪️افغانستانی نمیدونه امروز سردار سپاه با دو تا معاون کجا جلسه داره…
▪️افغانستانی نمیدونه باقری امشب کجا میخوابه...
▪️افغانستانی نمیدونه منبع موشکهای ما کجاست…
▪️نفوذ جایی دیگه هست… اینا میخوان لاپوشونی کنن.
▪️خروج مهاجران غیرقانونی، باید ضابطهمند و محترمانه باشد؛ نه همان بساط بلبشویی که جمهوری اسلامی در مابقی مسائل نشان داده، و بر محور باجگیری و تحقیر و تهدید و شوآف است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
🎙 #حسن_آقامیری
▪️افغانستانی نمیدونه امروز سردار سپاه با دو تا معاون کجا جلسه داره…
▪️افغانستانی نمیدونه باقری امشب کجا میخوابه...
▪️افغانستانی نمیدونه منبع موشکهای ما کجاست…
▪️نفوذ جایی دیگه هست… اینا میخوان لاپوشونی کنن.
▪️خروج مهاجران غیرقانونی، باید ضابطهمند و محترمانه باشد؛ نه همان بساط بلبشویی که جمهوری اسلامی در مابقی مسائل نشان داده، و بر محور باجگیری و تحقیر و تهدید و شوآف است.
📕کارنامهٔ شکدم (۱: بازبینی یک موج | ۲: «اربعین نابترین شکل مقاومت است»)
📺 شکدم: حجاب بر سر، قرآن در دست!
📺 مصاحبۀ جنجالی شکدم (مقایسۀ خامنهای با خدا)
📕ضرورت تحلیل راهبردی نفوذ
📕امنیت در مذبحِ ایدئولوژی
📕وقتی "احساس" بر "حقیقت" میتازد
📺 دمی با کاترین پرز شکدم
📺 صفروف و کاترین شکدم
📺 از اسارت اسلام تا رهایی (كاترين شكدم: ارتداد اسلام گروگانگیری است)
📺 چپی جاهل یا نفوذیِ بیگانه؟
📺 مواضع متناقض علی علیزاده؛ نفوذی یا احمق؟
📕نفوذیها را دریابید!
📕 ترامپ، علیز و «سلامِ پایان»گفتنِ مکرر!
📻عملیاتِ نفوذِ وهمی
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @TahlilZamane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸شبکۀ «فرانس ۲۴» ادعا کرده که ویدیوی حمله به زندان اوین و تخریب آن، ساختۀ «هوش مصنوعی» بوده و یک نمونۀ شبیه به آن نیز خودش ساخته و نمایش دادهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#جالب #هوش_مصنوعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیندۀ آتشبس
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
🔸این ویدئو مناظرهایست که به تحلیل عمیق آینده آتشبس میان ایران و اسرائیل پس از یک درگیری ۱۲ روزه میپردازد. در این بحث، دیدگاههای متفاوتی درباره ماهیت این درگیری، تأثیر آن بر مردم و حکومت ایران، و سناریوهای احتمالی آینده مطرح میشود.
🔸زیباکلام معتقد است جنگ تمامعیار رخ نداده و به عدم توجیه اخلاقی همسویی با دشمن خارجی اشاره میکند، در حالی که کیان درگیری را بین مردم ایران و جمهوری اسلامی میداند و بر تغییر تعریف جنگ در عصر حاضر تأکید دارد. این مناظره به موضوعاتی چون تأثیر جنگ بر سرکوب داخلی، نقش اپوزیسیون، و چشمانداز روابط بینالمللی ایران نیز میپردازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
🔸این ویدئو مناظرهایست که به تحلیل عمیق آینده آتشبس میان ایران و اسرائیل پس از یک درگیری ۱۲ روزه میپردازد. در این بحث، دیدگاههای متفاوتی درباره ماهیت این درگیری، تأثیر آن بر مردم و حکومت ایران، و سناریوهای احتمالی آینده مطرح میشود.
🔸زیباکلام معتقد است جنگ تمامعیار رخ نداده و به عدم توجیه اخلاقی همسویی با دشمن خارجی اشاره میکند، در حالی که کیان درگیری را بین مردم ایران و جمهوری اسلامی میداند و بر تغییر تعریف جنگ در عصر حاضر تأکید دارد. این مناظره به موضوعاتی چون تأثیر جنگ بر سرکوب داخلی، نقش اپوزیسیون، و چشمانداز روابط بینالمللی ایران نیز میپردازد.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
آیندۀ آتشبس
@Naqdagin
🎧 آینده آتشبس
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:51 - طرح موضوع بحث
4:23 - درگیری بین مردم ایران و ج.ا
14:03 - جنگ تمامعیار بین ایران و اسرائیل رخ نداده
15:36 - پرسش درباره منطق بمباران زندان اوین
17:34 - اشاره میزبان به "عملیات نظامی" به جای "جنگ"
21:20 - بسیاری از ایرانیان، جمهوری اسلامی را نماینده ایران نمیدانند
26:23 - تعریف جنگ تغییر کرده و بیشتر درباره تأثیر بر ذهنهاست
28:25 - درگیری میتواند با درک رهبران ایران از "پایان بازی" خاتمه یابد
36:50 - عدم توجیه اخلاقی برای همسویی با دشمن خارجی
47:10 - بحث درباره تأثیر اقدامات اپوزیسیون
57:24 - بحث درباره احتمال رادیکالیزه شدن فضای سیاسی
01:04:37 - احتمال افزایش سرکوب داخلی کوتاهمدت و امید به آزادیهای مدنی
01:14:27 - تأثیر درگیری بر مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا
01:17:14 - حمایت از پادشاهی دموکراتیک سکولار برای ایران
01:18:37 - احتمال استراتژی اسرائیل مشابه لبنان جنوبی
01:23:14 - روسیه خواهان سقوط رژیم فعلی ایران نیست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙 #صادق_زیباکلام و #بیژن_کیان (مشاور سابق ترامپ) و #احمد_وخشیته
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:
0:51 - طرح موضوع بحث
4:23 - درگیری بین مردم ایران و ج.ا
14:03 - جنگ تمامعیار بین ایران و اسرائیل رخ نداده
15:36 - پرسش درباره منطق بمباران زندان اوین
17:34 - اشاره میزبان به "عملیات نظامی" به جای "جنگ"
21:20 - بسیاری از ایرانیان، جمهوری اسلامی را نماینده ایران نمیدانند
26:23 - تعریف جنگ تغییر کرده و بیشتر درباره تأثیر بر ذهنهاست
28:25 - درگیری میتواند با درک رهبران ایران از "پایان بازی" خاتمه یابد
36:50 - عدم توجیه اخلاقی برای همسویی با دشمن خارجی
47:10 - بحث درباره تأثیر اقدامات اپوزیسیون
57:24 - بحث درباره احتمال رادیکالیزه شدن فضای سیاسی
01:04:37 - احتمال افزایش سرکوب داخلی کوتاهمدت و امید به آزادیهای مدنی
01:14:27 - تأثیر درگیری بر مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا
01:17:14 - حمایت از پادشاهی دموکراتیک سکولار برای ایران
01:18:37 - احتمال استراتژی اسرائیل مشابه لبنان جنوبی
01:23:14 - روسیه خواهان سقوط رژیم فعلی ایران نیست
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #استمرارطالبان #اپوزیشنقد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیندهای چندوجهی
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه (+)
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸دکتر مهدی مطهرنیا تمسخر رهبر ایران توسط دونالد ترامپ را "رنجآور" و "توهینآمیز" توصیف میکند، بهویژه از آن جهت که رهبر ایران، تجسم قدرت ایران در حال حاضر است.
🔸او تأکید میکند که ایالات متحده، به ویژه تحت رهبری ترامپ، "گهواره قدرت" در نظام بینالملل باقی خواهد ماند. به گفته مطهرنیا، اسرائیل دیگر "شریک حیاتی" آمریکا نیست، بلکه صرفاً "نقش حیاتی" را در خاورمیانه عربی ایفا میکند و باید توسط نیویورکنشینان یهودی کنترل شود.
🔸این مناقشه محصول یک "جنگ مینیاتوری" از سال ۲۰۱۸ است که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی و حملات دقیق علیه ج.ا آغاز شده و هدف آن رویارویی با چالش ج.ا است که به تهدیدی برای نظم منطقهای و امنیت بینالملل بدل شده است.
🔸دکتر مطهرنیا رویکرد ترامپ را به یک "بازیگر دیوانه" تشبیه میکند که در دوره اول ریاستجمهوریاش بر اساس پارادایم "آشوب" و دکترین "ابهام" عمل میکرد و اکنون به عنوان "معمار نظم نوین جهانی" با راهبرد "فشار دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی" ظاهر شده است.
🔸او توضیح میدهد که "تغییر رژیم" از دیدگاه آمریکا لزوماً به معنای براندازی حکومت نیست، بلکه به معنای تغییر "شیوه حکمرانی" جمهوری اسلامی برای پذیرش قواعد بازیهای جهانی و تبدیل شدن به یک "کشور نرمال" است. این امر برای یک نظام ایدئولوژیک، غیرممکن به نظر میرسد و لذا آمریکا به دنبال یک "تغییر کمهزینه و مؤثر" است که شامل "انتقال از درون و ساخت دولت آینده از برون" میشود؛ فرآیندی شبیه به جراحی یک "غده بدخیم" برای حذف کامل آن.
🔸مطهرنیا هشدار میدهد که آتشبس کنونی "بسیار شکننده" است. او احتمال تجزیه ایران را کم میداند، زیرا این امر منجر به بیثباتی گسترده در منطقه خواهد شد که مورد نظر آمریکا نیست.
🔸وی ایرانیان را تشویق میکند که با افزایش "دانایی"، اتحاد خود را تقویت کرده، با جهل و خرافات مبارزه کنند و برای "توسعه ملی" و "شکوه ایران"، هوشمندانه و متحدانه عمل کنند، نه اینکه انرژی خود را صرف درگیریهای داخلی و نزاعهای نخبگان کنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه (+)
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
🔸دکتر مهدی مطهرنیا تمسخر رهبر ایران توسط دونالد ترامپ را "رنجآور" و "توهینآمیز" توصیف میکند، بهویژه از آن جهت که رهبر ایران، تجسم قدرت ایران در حال حاضر است.
🔸او تأکید میکند که ایالات متحده، به ویژه تحت رهبری ترامپ، "گهواره قدرت" در نظام بینالملل باقی خواهد ماند. به گفته مطهرنیا، اسرائیل دیگر "شریک حیاتی" آمریکا نیست، بلکه صرفاً "نقش حیاتی" را در خاورمیانه عربی ایفا میکند و باید توسط نیویورکنشینان یهودی کنترل شود.
🔸این مناقشه محصول یک "جنگ مینیاتوری" از سال ۲۰۱۸ است که با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته، هوش مصنوعی و حملات دقیق علیه ج.ا آغاز شده و هدف آن رویارویی با چالش ج.ا است که به تهدیدی برای نظم منطقهای و امنیت بینالملل بدل شده است.
🔸دکتر مطهرنیا رویکرد ترامپ را به یک "بازیگر دیوانه" تشبیه میکند که در دوره اول ریاستجمهوریاش بر اساس پارادایم "آشوب" و دکترین "ابهام" عمل میکرد و اکنون به عنوان "معمار نظم نوین جهانی" با راهبرد "فشار دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی" ظاهر شده است.
🔸او توضیح میدهد که "تغییر رژیم" از دیدگاه آمریکا لزوماً به معنای براندازی حکومت نیست، بلکه به معنای تغییر "شیوه حکمرانی" جمهوری اسلامی برای پذیرش قواعد بازیهای جهانی و تبدیل شدن به یک "کشور نرمال" است. این امر برای یک نظام ایدئولوژیک، غیرممکن به نظر میرسد و لذا آمریکا به دنبال یک "تغییر کمهزینه و مؤثر" است که شامل "انتقال از درون و ساخت دولت آینده از برون" میشود؛ فرآیندی شبیه به جراحی یک "غده بدخیم" برای حذف کامل آن.
🔸مطهرنیا هشدار میدهد که آتشبس کنونی "بسیار شکننده" است. او احتمال تجزیه ایران را کم میداند، زیرا این امر منجر به بیثباتی گسترده در منطقه خواهد شد که مورد نظر آمریکا نیست.
🔸وی ایرانیان را تشویق میکند که با افزایش "دانایی"، اتحاد خود را تقویت کرده، با جهل و خرافات مبارزه کنند و برای "توسعه ملی" و "شکوه ایران"، هوشمندانه و متحدانه عمل کنند، نه اینکه انرژی خود را صرف درگیریهای داخلی و نزاعهای نخبگان کنند.
.
#سیاست #ایران #بینالملل#حکومت_اسلامی #آمریکا #اسرائیل #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
@Naqdagin
🎧چشمانِ ترامپ و دیدنِ آیندهای چندوجهی
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 - مقدمه و موضع مطهرنیا در قبال توهینهای امثال #علی_علیزاده
7:00 - تحلیل مناقشه اخیر ایران و اسرائیل و واکنش ترامپ: طرح موضوع پیام آیتالله خامنهای مبنی بر "له شدن" اسرائیل و واکنش تمسخرآمیز ترامپ، و پخش بخشهایی از صحبتهای ترامپ.
10:00 - مفهوم "شریک حیاتی" در برابر "بازیکن حیاتی" و کنترل آمریکا بر اسرائیل
13:00 - تحول دکترین آمریکا در قبال ایران و "جنگ مینیاتوری": توضیح روند بهرهبرداری آمریکا از گفتمان انقلابی ایران، تبدیل جنگ نامتعادل به جنگ معلق، و شروع "جنگ مینیاتوری" با ایران از سال ۲۰۱۸ بر اساس "دکترین هزار ضربه چاقو"
16:00 - مدل "مکعب اقدام" ترامپ: تضعیف، تحقیر، تخریب: تحلیل اقدامات ترامپ در قبال ایران بر اساس "مکعب اقدام" و تمسخر رهبر ایران بعنوان نمونهای از تحقیر
20:00 - معماری "نظم نوین جهانی" و تغییر رژیم از منظر آمریکا: تشریح نقش ترامپ بعنوان "معمار نظم نوین جهانی" و هدفش برای ایران بعنوان کشوری بدون جاهطلبی نظامی و منطقهای یا با رژیم کاملاً تسلیمشده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی تحولات جنگ ۱۲ روزه
🎙دکتر #مهدی_مطهرنیا
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
0:00 - مقدمه و موضع مطهرنیا در قبال توهینهای امثال #علی_علیزاده
7:00 - تحلیل مناقشه اخیر ایران و اسرائیل و واکنش ترامپ: طرح موضوع پیام آیتالله خامنهای مبنی بر "له شدن" اسرائیل و واکنش تمسخرآمیز ترامپ، و پخش بخشهایی از صحبتهای ترامپ.
10:00 - مفهوم "شریک حیاتی" در برابر "بازیکن حیاتی" و کنترل آمریکا بر اسرائیل
13:00 - تحول دکترین آمریکا در قبال ایران و "جنگ مینیاتوری": توضیح روند بهرهبرداری آمریکا از گفتمان انقلابی ایران، تبدیل جنگ نامتعادل به جنگ معلق، و شروع "جنگ مینیاتوری" با ایران از سال ۲۰۱۸ بر اساس "دکترین هزار ضربه چاقو"
16:00 - مدل "مکعب اقدام" ترامپ: تضعیف، تحقیر، تخریب: تحلیل اقدامات ترامپ در قبال ایران بر اساس "مکعب اقدام" و تمسخر رهبر ایران بعنوان نمونهای از تحقیر
20:00 - معماری "نظم نوین جهانی" و تغییر رژیم از منظر آمریکا: تشریح نقش ترامپ بعنوان "معمار نظم نوین جهانی" و هدفش برای ایران بعنوان کشوری بدون جاهطلبی نظامی و منطقهای یا با رژیم کاملاً تسلیمشده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘دو کلمه
✍🏻#یدالله_کریمیپور
🔻هفتهای میشود آتشبس برقرار شدهاست؛ ولی شبح آغاز دوباره نبرد، بمباران و موشکباران، شهروندان ابران و اسراییل را در هراسی ژرف فرو بردهاست؛ تا جایی که به جمهوری اسلامی برمیگردد، چنین فضای خوفناک و نابودگری، تنها با دو تصمیم استراتژیک پُرخِرَد، روشن و آسان بهکلی برطرف میشود:
🔻واقع امر آن است که پشت بایستگی این دو دگرگونی، سه برهان سنگین حقوقی خفته است:
۱- نخست آن که از ۱۹۳ عضو ملل متحد، ۱۹۲ عضو، استراتژی دوستی یا رفع دشمنی قهرآمیز را با اسرائیل پیگیرند. تنها استثنا جمهوری اسلامی است؛
۲- از این ۱۹۳ ملت- دولت، ۱۶۴ واحد اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ولی آن ۲۹ کشور دیگر، غیر از ایران، بعلاوه ۱۱۲ کشور دیگر، موافق تشکیل کشور مستقل فلسطینی هستند، ولی این سیاست را از راههای صلح آمیز و حقوقی پیگیری می کنند؛
۳- افزون بر ۱۶۴ کشوری که اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ۵ عضو دائم شورای امنیت نیز دارای بهترین مناسبات با این دولتند و ۲۷ کشور از جمله ایالات متحده، چک، بریتانیا و...حامی همهجانبه دفاعی اسرائیل بودهاند.
🔺به گمانم این دو کلمه، یعنی رفع دشمنی قهرآمیز با اسراییل و احیای مناسبات جامع با ایالات متحده، رویکردیست که خواه و ناخواه، دیر یا زود (به گمانم بیشینه تا پایان سال جاری خورشیدی) رخ خواهد داد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @karimipour_k
✍🏻#یدالله_کریمیپور
🔻هفتهای میشود آتشبس برقرار شدهاست؛ ولی شبح آغاز دوباره نبرد، بمباران و موشکباران، شهروندان ابران و اسراییل را در هراسی ژرف فرو بردهاست؛ تا جایی که به جمهوری اسلامی برمیگردد، چنین فضای خوفناک و نابودگری، تنها با دو تصمیم استراتژیک پُرخِرَد، روشن و آسان بهکلی برطرف میشود:
۱- رفع دشمنی با اسرائیل؛
۲- زندهسازی مناسبات جامع با ایالات متحده.
🔻واقع امر آن است که پشت بایستگی این دو دگرگونی، سه برهان سنگین حقوقی خفته است:
۱- نخست آن که از ۱۹۳ عضو ملل متحد، ۱۹۲ عضو، استراتژی دوستی یا رفع دشمنی قهرآمیز را با اسرائیل پیگیرند. تنها استثنا جمهوری اسلامی است؛
۲- از این ۱۹۳ ملت- دولت، ۱۶۴ واحد اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ولی آن ۲۹ کشور دیگر، غیر از ایران، بعلاوه ۱۱۲ کشور دیگر، موافق تشکیل کشور مستقل فلسطینی هستند، ولی این سیاست را از راههای صلح آمیز و حقوقی پیگیری می کنند؛
۳- افزون بر ۱۶۴ کشوری که اسرائیل را به رسمیت می شناسند، ۵ عضو دائم شورای امنیت نیز دارای بهترین مناسبات با این دولتند و ۲۷ کشور از جمله ایالات متحده، چک، بریتانیا و...حامی همهجانبه دفاعی اسرائیل بودهاند.
🔺به گمانم این دو کلمه، یعنی رفع دشمنی قهرآمیز با اسراییل و احیای مناسبات جامع با ایالات متحده، رویکردیست که خواه و ناخواه، دیر یا زود (به گمانم بیشینه تا پایان سال جاری خورشیدی) رخ خواهد داد.
.
#حکومت_اسلامی #سیاست #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @karimipour_k
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۱/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 در سپهر پرچالش سیاست خاورمیانه، گاه رویدادهایی رخ میدهند که نه تنها توجهات را به خود جلب میکنند، بلکه فرصتی برای تأمل در تفاوتهای عمیق ساختارهای حکمرانی در منطقه فراهم میآورند. یکی از این رویدادها، خبر در حال بررسی پیرامون احتمال کنارهگیری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از صحنه سیاسی در ازای دریافت عفو است. این واقعه، ما را به پرسش بنیادی رهنمون میکند:
🔶⚖️ پرونده نتانیاهو و قدرت قانون: نمایانگر یک واقعیت مغفول
🔺این صحنه، فارغ از قضاوت درباره شخص نتانیاهو یا سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده یک واقعیت مهم در یک نظام دموکراتیک (هرچند با چالشهای خاص خود) است: اینکه قانون و دستگاه قضایی، در تئوری و تا حد زیادی در عمل، میتواند حتی بالاترین مقام اجرایی را نیز مورد پیگرد قانونی قرار دهد و او را وادار به پاسخگویی، مواجهه با پیامدهای حقوقی، یا حتی کنارهگیری از قدرت کند. این فرآیند پاسخگویی، حتی در میانه جنگ و در شرایطی که نتانیاهو زیر شدیدترین حملات دشمنان اسرائیل قرار داشته است، متوقف نشد و قوای قضاییه مستقل به کار خود ادامه دادند. در چنین سیستمی، هیچ کس، حتی قدرتمندترین فرد، فراتر از قانون نیست.
🔸درسی مغفول برای حکمرانی کشورهای اسلامی
🔻حال باید پرسید:
فقدان این رویداد، ریشه در چند محور اساسی در حکمرانی و ساختار سیاسی این کشورها دارد:
1️⃣ ضعف یا فقدان استقلال دستگاه قضایی: در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، قوه قضائیه یا فاقد استقلال حقیقی از قوای مجریه و نهادهای بالادستی (مانند بیت رهبری) است، یا به شدت تحت تأثیر نفوذهای سیاسی قرار دارد. این امر مانع از آن میشود که دستگاه قضا بتواند بدون ملاحظات سیاسی، پروندههای مقامات عالیرتبه را به طور جدی پیگیری کرده و احکام عادلانه را بدون ترس از تبعات سیاسی صادر کند. در ایران، نمونههایی از پیگرد قضایی مقامات ارشد اغلب در چارچوب تسویه حسابهای داخلی یا سیاسی رخ میدهد، نه در نتیجه عملکرد مستقل و بیطرفانه سیستم قضایی در قبال بالاترین سطوح قدرت؛ روسای قوای سهگانه و رهبر و نهادهای زیرنظر او نیز همیشه استثنا بودهاند.
2️⃣ عدم کارایی مکانیسمهای پاسخگویی: در این کشورها، سازوکارهای دموکراتیک و نهادی برای پاسخگو کردن رهبران – نظیر پارلمانهای قدرتمند، رسانههای آزاد و مستقل، جامعه مدنی فعال و نهادهای نظارتی بیطرف – یا وجود ندارند، یا به شدت ضعیف و فاقد قدرت تأثیرگذاری هستند. در ایران، مجلس شورای اسلامی در عمل ابزار قدرتمندی برای نظارت بر رهبری و نهادهای زیر نظر او نیست؛ رسانهها به شدت کنترل میشوند؛ و جامعه مدنی با محدودیتهای فراوان روبهرو است. این فقدان، به رهبران اجازه میدهد تا بدون ترس از عواقب قانونی یا سیاسی، به حکمرانی خود ادامه دهند.
3️⃣ میل به بقا در قدرت و فقدان فرهنگ کنارهگیری: در بسیاری از کشورهای اسلامی، رهبران تمایل شدیدی به چسبیدن به قدرت دارند و فرهنگ کنارهگیری مسالمتآمیز، حتی در صورت وجود اتهامات جدی یا فقدان مشروعیت عمومی، نهادینه نشده است. در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه رهبر به صورت مادامالعمر و با اختیارات مطلقه تعریف شده است که امکان هیچگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری را فراهم نمیکند. انتقال قدرت اغلب از طریق وراثت، کودتا، یا انقلاب صورت میگیرد، نه از طریق سازوکارهای قانونی و قضایی داخلی. سابقهای برای بازخواست و مجازات رهبران بلندپایۀ بهاصطلاح خودی در قدرت وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
🍂 در سپهر پرچالش سیاست خاورمیانه، گاه رویدادهایی رخ میدهند که نه تنها توجهات را به خود جلب میکنند، بلکه فرصتی برای تأمل در تفاوتهای عمیق ساختارهای حکمرانی در منطقه فراهم میآورند. یکی از این رویدادها، خبر در حال بررسی پیرامون احتمال کنارهگیری بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از صحنه سیاسی در ازای دریافت عفو است. این واقعه، ما را به پرسش بنیادی رهنمون میکند:
"چرا صحنههایی مشابه، که در آن حتی قدرتمندترین رهبران نیز در برابر قانون و نهادهای داخلی پاسخگو هستند و ممکن است مجبور به کنارهگیری شوند، در کشورهایی چون ایران و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی، هرگز رخ ندادهاست؟"
🔶⚖️ پرونده نتانیاهو و قدرت قانون: نمایانگر یک واقعیت مغفول
🔻احتمال کنارهگیری نتانیاهو از صحنه سیاسی قوت گرفت
▪️یک رسانه عبری زبان فاش کرد، براساس پیشنهادی که پشتپرده در رژیم صهیونیستی در حال بررسی و چانهزنی است، احتمالا بنیامین نتانیاهو بنا به درخواست ترامپ مورد عفو قرار گرفته و در مقابل از صحنه سیاسی هم کنارهگیری خواهد کرد.
▪️چون براساس قوانین اسرائیل و قانون داخلی کنست، نتانیاهو بعد از محکوم شدن در دادگاه دیگر واجد شرایط نامزدی در انتخابات آتی نخواهد شد و تا ۷ سال آینده اجازه نخست وزیری را هم نخواهد داشت.
▪️یکی از حقوقدانان صهیونیست هم با تایید این مسئله گفت، تنها راه عفو نتانیاهو (فرار نخستوزیر از زندان) همین راه است، اما چانه زنیها در این رابطه ادامه دارد.| تسنیم
@tejaratnews
🔺این صحنه، فارغ از قضاوت درباره شخص نتانیاهو یا سیاستهای اسرائیل، نشاندهنده یک واقعیت مهم در یک نظام دموکراتیک (هرچند با چالشهای خاص خود) است: اینکه قانون و دستگاه قضایی، در تئوری و تا حد زیادی در عمل، میتواند حتی بالاترین مقام اجرایی را نیز مورد پیگرد قانونی قرار دهد و او را وادار به پاسخگویی، مواجهه با پیامدهای حقوقی، یا حتی کنارهگیری از قدرت کند. این فرآیند پاسخگویی، حتی در میانه جنگ و در شرایطی که نتانیاهو زیر شدیدترین حملات دشمنان اسرائیل قرار داشته است، متوقف نشد و قوای قضاییه مستقل به کار خود ادامه دادند. در چنین سیستمی، هیچ کس، حتی قدرتمندترین فرد، فراتر از قانون نیست.
🔸درسی مغفول برای حکمرانی کشورهای اسلامی
🔻حال باید پرسید:
چرا چنین صحنهای در بسیاری از کشورهای اسلامی (که مدعی کتاب معجزهآمیز قرآن و یا داشتن اسطورۀ عدالت در تاریخ، علی، بعنوان الگوی سیاسی هستند)، از جمله ایران، هرگز مشاهده نمیشود؟
فقدان این رویداد، ریشه در چند محور اساسی در حکمرانی و ساختار سیاسی این کشورها دارد:
1️⃣ ضعف یا فقدان استقلال دستگاه قضایی: در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، قوه قضائیه یا فاقد استقلال حقیقی از قوای مجریه و نهادهای بالادستی (مانند بیت رهبری) است، یا به شدت تحت تأثیر نفوذهای سیاسی قرار دارد. این امر مانع از آن میشود که دستگاه قضا بتواند بدون ملاحظات سیاسی، پروندههای مقامات عالیرتبه را به طور جدی پیگیری کرده و احکام عادلانه را بدون ترس از تبعات سیاسی صادر کند. در ایران، نمونههایی از پیگرد قضایی مقامات ارشد اغلب در چارچوب تسویه حسابهای داخلی یا سیاسی رخ میدهد، نه در نتیجه عملکرد مستقل و بیطرفانه سیستم قضایی در قبال بالاترین سطوح قدرت؛ روسای قوای سهگانه و رهبر و نهادهای زیرنظر او نیز همیشه استثنا بودهاند.
2️⃣ عدم کارایی مکانیسمهای پاسخگویی: در این کشورها، سازوکارهای دموکراتیک و نهادی برای پاسخگو کردن رهبران – نظیر پارلمانهای قدرتمند، رسانههای آزاد و مستقل، جامعه مدنی فعال و نهادهای نظارتی بیطرف – یا وجود ندارند، یا به شدت ضعیف و فاقد قدرت تأثیرگذاری هستند. در ایران، مجلس شورای اسلامی در عمل ابزار قدرتمندی برای نظارت بر رهبری و نهادهای زیر نظر او نیست؛ رسانهها به شدت کنترل میشوند؛ و جامعه مدنی با محدودیتهای فراوان روبهرو است. این فقدان، به رهبران اجازه میدهد تا بدون ترس از عواقب قانونی یا سیاسی، به حکمرانی خود ادامه دهند.
3️⃣ میل به بقا در قدرت و فقدان فرهنگ کنارهگیری: در بسیاری از کشورهای اسلامی، رهبران تمایل شدیدی به چسبیدن به قدرت دارند و فرهنگ کنارهگیری مسالمتآمیز، حتی در صورت وجود اتهامات جدی یا فقدان مشروعیت عمومی، نهادینه نشده است. در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه رهبر به صورت مادامالعمر و با اختیارات مطلقه تعریف شده است که امکان هیچگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری را فراهم نمیکند. انتقال قدرت اغلب از طریق وراثت، کودتا، یا انقلاب صورت میگیرد، نه از طریق سازوکارهای قانونی و قضایی داخلی. سابقهای برای بازخواست و مجازات رهبران بلندپایۀ بهاصطلاح خودی در قدرت وجود ندارد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۲/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
4️⃣ جایگاه "فرد" در برابر "قانون": یک مثال عینی از ایران و مقایسه با اسرائیل:
در بسیاری از این سیستمها، جایگاه و اقتدار رهبر (چه مذهبی و چه سیاسی) فراتر از قانون و نهادها تعریف میشود. او خود را مجری قانون نمیداند، بلکه خود را منبع قانون و وجودی فرای هر قانون (و رسانه و نظارت و پاسخگویی) میداند، نه تابعی از آن (و به احدی جز خدا، بعد از مرگ، خود را پاسخگو نمیداند). در ایران، نظریه "ولایت فقیه مطلقه" رهبر را در جایگاهی قرار میدهد که تصمیمات او مافوق قوانین عادی است و هیچ نهاد یا فردی حق بازخواست او را ندارد. این دیدگاه، عملاً راه را برای هرگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری میبندد.
🟥 نمونهی بارز این ناتوانی در پاسخگویی و اعمال قانون بر مقامات عالیرتبه، به نحوهی مدیریت بحران کرونا و پیامدهای آن در ایران بازمیگردد. با وجود تلفات سنگین جانی و نارضایتیهای گسترده، و در پی فرمان رهبری مبنی بر ممنوعیت واردات واکسنهای غربی (آمریکایی و انگلیسی) که از سوی بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوقی به عنوان عامل اصلی تشدید فاجعه و افزایش چشمگیر قربانیان مطرح شد، تعدادی از حقوقدانان و فعالان سیاسی از جمله آقایان مصطفی نیلی و محمدرضا فقیهی، به صراحت از رهبر جمهوری اسلامی به اتهام "کشتار بخش بزرگی از مردم" شکایت کردند.
❌ اما، این شکایات نه تنها به پیگیری قضایی یا حتی تحقیقات رسمی منجر نشد، بلکه فعالان و وکلای پیگیر این پرونده با دستگیریها، محاکمهها و محکومیت به زندان مواجه شدند. در واقع، هیچگونه مکانیسم قانونی برای بازخواست یا محاکمه بالاترین مقام کشور، و حتی خدمتکار منصبوبِ او (بهاصطلاح رئیسجمهور)، در مورد تصمیمی با پیامدهای فاجعهبار آن تصمیم برای جان میلیونها نفر وجود نداشت و عملاً این پرونده مسکوت ماند.
📌📌📌مقایسه با اسرائیل و دستگاه قضایی دموکراتیک: اگر در اسرائیل، نخستوزیر یا مقام ارشدی دستوری مشابه در مورد ممنوعیت واکسنها صادر میکرد که منجر به تلفات دههاهزار نفر میشد، تقریباً به طور قطع با تحقیقات گسترده پارلمانی، فشار شدید رسانهای و عمومی، و پیگردهای جدی قضایی (شامل احتمال طرح اتهامات کیفری یا مجبور به استعفا) مواجه میشد. دستگاه قضایی اسرائیل، با وجود تمام انتقادات، سابقه رسیدگی به پروندههای مقامات ارشد (حتی نخستوزیران سابق) را دارد و اجازه نمیدهد چنین اتهاماتی بدون بررسی قانونی و پاسخگویی مسکوت بماند. فاصله این دو رویکرد، نمایانگر شکاف عمیق میان یک نظام دموکراتیک (با اشکالاتش) که در آن قانون حاکمیت دارد، و یک نظام اقتدارگرا که در آن فرد فراتر از قانون است، میباشد.
🔶ریشههای تمایز در پاسخگویی
❓چرا اسرائیل توانست و میتواند، و بسیاری از کشورهای اسلامی نتوانستند؟
— از چالشهای حکمرانی تا استقلال قوه قضائیه
🍂 در پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا صحنههایی چون محاکمه یا کنارهگیری رهبران ارشد تحت فشار قانون، در یک دولت نسبتاً نوتأسیس مانند اسرائیل مشاهده میشود، اما در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، پدیدهای غریب و غایب است، لازم است به عوامل پیچیده و درهمتنیدهای بپردازیم. این تمایز عمیق، ریشه در تفاوتهای بنیادین در تاریخ، فلسفه حکمرانی، ساختار نهادی، و پویاییهای اجتماعی دارد.
۱. میراث تاریخی و فلسفه بنیانگذاری دولت:
▪️بسیاری از کشورهای اسلامی (از جمله ایران): این کشورها اغلب میراثدار قرنها استبداد بومی و سپس تأثیرات دوران استعمار هستند. ساختارهای قدرتمند و غیرپاسخگو، و فرهنگ سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت، ریشه در این گذشته دارد. دولتها اغلب با تکیه بر سنتهای سلطنتی، مذهبی (در اشکال خاص خود) یا نظامی، شکل گرفتهاند که در آن، حاکم فراتر از قانون عادی تلقی میشده است.
▪️اسرائیل: بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، اسرائیل توسط مهاجرانی بنیاد نهاده شد که بسیاری از آنها از بستر دموکراسیهای غربی (بهویژه اروپای مرکزی و شرقی) میآمدند و تجربهی مستقیم رنج ناشی از فقدان قانون، استبداد و نژادپرستی را داشتند. پروژه ملتسازی اسرائیل، از همان ابتدا، بر مبنای تأسیس یک دولت مدرن، دموکراتیک، قانونمدار و با نهادهای مستقل پیریزی شد. ضرورت بقا در منطقهای خصمانه، نیاز به انسجام داخلی میان جامعهای بسیار متنوع، و آرمان ریشهدار ایجاد پناهگاهی امن، این ایده را که "قانون باید حاکم باشد" به یکی از اصول اساسی بنیانگذاران تبدیل کرد. استقلال قوه قضائیه، نه یک انتخاب ثانویه، بلکه ستون فقرات این پروژه بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
4️⃣ جایگاه "فرد" در برابر "قانون": یک مثال عینی از ایران و مقایسه با اسرائیل:
در بسیاری از این سیستمها، جایگاه و اقتدار رهبر (چه مذهبی و چه سیاسی) فراتر از قانون و نهادها تعریف میشود. او خود را مجری قانون نمیداند، بلکه خود را منبع قانون و وجودی فرای هر قانون (و رسانه و نظارت و پاسخگویی) میداند، نه تابعی از آن (و به احدی جز خدا، بعد از مرگ، خود را پاسخگو نمیداند). در ایران، نظریه "ولایت فقیه مطلقه" رهبر را در جایگاهی قرار میدهد که تصمیمات او مافوق قوانین عادی است و هیچ نهاد یا فردی حق بازخواست او را ندارد. این دیدگاه، عملاً راه را برای هرگونه پیگرد قانونی یا اجبار به کنارهگیری میبندد.
🟥 نمونهی بارز این ناتوانی در پاسخگویی و اعمال قانون بر مقامات عالیرتبه، به نحوهی مدیریت بحران کرونا و پیامدهای آن در ایران بازمیگردد. با وجود تلفات سنگین جانی و نارضایتیهای گسترده، و در پی فرمان رهبری مبنی بر ممنوعیت واردات واکسنهای غربی (آمریکایی و انگلیسی) که از سوی بسیاری از کارشناسان و فعالان حقوقی به عنوان عامل اصلی تشدید فاجعه و افزایش چشمگیر قربانیان مطرح شد، تعدادی از حقوقدانان و فعالان سیاسی از جمله آقایان مصطفی نیلی و محمدرضا فقیهی، به صراحت از رهبر جمهوری اسلامی به اتهام "کشتار بخش بزرگی از مردم" شکایت کردند.
❌ اما، این شکایات نه تنها به پیگیری قضایی یا حتی تحقیقات رسمی منجر نشد، بلکه فعالان و وکلای پیگیر این پرونده با دستگیریها، محاکمهها و محکومیت به زندان مواجه شدند. در واقع، هیچگونه مکانیسم قانونی برای بازخواست یا محاکمه بالاترین مقام کشور، و حتی خدمتکار منصبوبِ او (بهاصطلاح رئیسجمهور)، در مورد تصمیمی با پیامدهای فاجعهبار آن تصمیم برای جان میلیونها نفر وجود نداشت و عملاً این پرونده مسکوت ماند.
📌📌📌مقایسه با اسرائیل و دستگاه قضایی دموکراتیک: اگر در اسرائیل، نخستوزیر یا مقام ارشدی دستوری مشابه در مورد ممنوعیت واکسنها صادر میکرد که منجر به تلفات دههاهزار نفر میشد، تقریباً به طور قطع با تحقیقات گسترده پارلمانی، فشار شدید رسانهای و عمومی، و پیگردهای جدی قضایی (شامل احتمال طرح اتهامات کیفری یا مجبور به استعفا) مواجه میشد. دستگاه قضایی اسرائیل، با وجود تمام انتقادات، سابقه رسیدگی به پروندههای مقامات ارشد (حتی نخستوزیران سابق) را دارد و اجازه نمیدهد چنین اتهاماتی بدون بررسی قانونی و پاسخگویی مسکوت بماند. فاصله این دو رویکرد، نمایانگر شکاف عمیق میان یک نظام دموکراتیک (با اشکالاتش) که در آن قانون حاکمیت دارد، و یک نظام اقتدارگرا که در آن فرد فراتر از قانون است، میباشد.
🔶ریشههای تمایز در پاسخگویی
❓چرا اسرائیل توانست و میتواند، و بسیاری از کشورهای اسلامی نتوانستند؟
— از چالشهای حکمرانی تا استقلال قوه قضائیه
🍂 در پاسخ به این پرسش کلیدی که چرا صحنههایی چون محاکمه یا کنارهگیری رهبران ارشد تحت فشار قانون، در یک دولت نسبتاً نوتأسیس مانند اسرائیل مشاهده میشود، اما در بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله ایران، پدیدهای غریب و غایب است، لازم است به عوامل پیچیده و درهمتنیدهای بپردازیم. این تمایز عمیق، ریشه در تفاوتهای بنیادین در تاریخ، فلسفه حکمرانی، ساختار نهادی، و پویاییهای اجتماعی دارد.
۱. میراث تاریخی و فلسفه بنیانگذاری دولت:
▪️بسیاری از کشورهای اسلامی (از جمله ایران): این کشورها اغلب میراثدار قرنها استبداد بومی و سپس تأثیرات دوران استعمار هستند. ساختارهای قدرتمند و غیرپاسخگو، و فرهنگ سیاسی مبتنی بر تمرکز قدرت، ریشه در این گذشته دارد. دولتها اغلب با تکیه بر سنتهای سلطنتی، مذهبی (در اشکال خاص خود) یا نظامی، شکل گرفتهاند که در آن، حاکم فراتر از قانون عادی تلقی میشده است.
▪️اسرائیل: بر خلاف بسیاری از کشورهای منطقه، اسرائیل توسط مهاجرانی بنیاد نهاده شد که بسیاری از آنها از بستر دموکراسیهای غربی (بهویژه اروپای مرکزی و شرقی) میآمدند و تجربهی مستقیم رنج ناشی از فقدان قانون، استبداد و نژادپرستی را داشتند. پروژه ملتسازی اسرائیل، از همان ابتدا، بر مبنای تأسیس یک دولت مدرن، دموکراتیک، قانونمدار و با نهادهای مستقل پیریزی شد. ضرورت بقا در منطقهای خصمانه، نیاز به انسجام داخلی میان جامعهای بسیار متنوع، و آرمان ریشهدار ایجاد پناهگاهی امن، این ایده را که "قانون باید حاکم باشد" به یکی از اصول اساسی بنیانگذاران تبدیل کرد. استقلال قوه قضائیه، نه یک انتخاب ثانویه، بلکه ستون فقرات این پروژه بود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون (۳/۳)
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
۲. ایدئولوژی بنیانگذار و نسبت آن با حاکمیت قانون:
▪️برخی کشورهای اسلامی (مانند ایران): در بعضی از این کشورها، تفسیرهای خاص از اسلام سیاسی (مانند نظریه ولایت فقیه مطلقه در ایران یا دیگر اشکال حکمرانی شریعتمدار) میتواند به این منجر شود که قانون الهی (آنگونه که توسط یک مرجع دینی تفسیر میشود) بالاتر از قانون وضعی بشر و محدودیتهای قانون اساسی برای رهبر قرار گیرد. این امر، تفکیک قوا را تضعیف کرده و پاسخگویی رهبر را در برابر نهادهای غیردینی یا حتی خود مردم بیمعنا ساختهاست.
▪️اسرائیل: اگرچه اسرائیل "دولت یهودی" است و هویت یهودی در قوانین آن نقش دارد، اما نظام حقوقی آن عمدتاً بر پایه اصول حقوقی غربی و دموکراتیک (مانند کامنلا) بنا شده است. دستگاه قضایی، بهویژه دادگاه عالی، از استقلال بسیار بالایی برخوردار است و در بسیاری از موارد توانایی بازبینی قضاییِ (judicial review) قوانین و تصمیمات دولت و حتی کنست را دارد. این نهاد مستقل، قدرت سیاسی را تابعِ قانون میکند و هرگز زیر یوغ مستقیم اقتدار دینی یا سیاسی قرار نگرفته است، حتی در میانه شدیدترین مباحثات ایدئولوژیک بر سر هویت دولت.
۳. طراحی نهادی و سازوکارهای پاسخگویی:
▪️کشورهای اسلامی: در بسیاری از این کشورها، تفکیک قوای حقیقی ضعیف است. قوه مجریه (یا یک نهاد فرادست مانند رهبری) بر قوای مقننه و قضائیه سلطه دارد. نهادهای نظارتی ضعیف، رسانهها تحت کنترل، و جامعه مدنی سرکوب شدهاند. این فقدان نهادهای مستقل، امکان نظارت مؤثر بر رهبران و بازخواست آنها را از بین میبرد.
▪️اسرائیل: سیستم سیاسی اسرائیل با وجود ائتلافهای شکننده، از نهادهای دموکراتیک مستحکمی برخوردار است. کنست (پارلمان) نقش نظارتیِ قویای دارد. دادگاه عالی اسرائیل، همانطور که در مورد پرونده نتانیاهو (حتی در میانه جنگهای مختلف و تحت شدیدترین فشارهای امنیتی از جمله خطر ترور) دیدیم، به عنوان یک نهاد بیطرف و قدرتمند عمل میکند که میتواند تصمیمات دولت را به چالش بکشد و مقامات ارشد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در واقع، این تنها پرونده نتانیاهو نیست؛ موارد مشابهی نیز در مقامات بالای اسرائیل رخ داده است که طی آن، رؤسای جمهور و نخستوزیران سابق به اتهامات مختلف (مانند فساد) مورد پیگرد قرار گرفته، محاکمه شده و حتی به زندان محکوم شدهاند. این استمرار و شمولیت قانون، حتی بر بالاترین سطوح قدرت و در حساسترین شرایط (نظیر وضعیت جنگی و تهدیدهای امنیتی)، نشاندهنده استقلال دستگاه قضایی است. رسانهها (هرچند با سوگیریهای خاص خود) آزاد هستند و جامعه مدنی فعال است. این ساختار نهادی، تضمینی محکم برای پاسخگویی است.
۴. فرهنگ سیاسی و پویاییهای اجتماعی:
▪️کشورهای اسلامی: فرهنگ سیاسی در بسیاری از این جوامع، به دلیل سالها استبداد، به سمت انفعال سیاسی متمایل شده است. مشارکت شهروندان در بازخواست قدرت ضعیف است و فضای عمومی برای نقد اغلب بسته است.
▪️اسرائیل: جامعه اسرائیل، با وجود تمام اختلافات داخلی، دارای یک فرهنگ سیاسی بسیار فعال و مشارکتی است. سنت اعتراضات عمومی، فعالیتهای جامعه مدنی و پیگیریهای رسانهای در این کشور بسیار قوی است. فشارهای خارجی (تهدیدات امنیتی) نیز، به جای اینکه لزوماً منجر به تمرکز قدرت و سرکوب داخلی شود، گاه به طور پارادوکسیکال، بر اهمیت انسجام داخلی، مشروعیت دموکراتیک و حفظ حاکمیت قانون تأکید میگذارد؛ چرا که اینها برای بقا و تقویت روحیه عمومی حیاتی تلقی میشوند.
🔷 پیامدها و درسی برای آینده:
🍂 فقدان صحنههایی نظیر آنچه برای نتانیاهو در حال رقم خوردن است، پیامدهای منفی عمیقی بر حکمرانی خوب، توسعه سیاسی و اجتماعی، و شکلگیری دموکراسیهای پایدار در کشورهایی مانند ایران و سایر کشورهای اسلامی دارد. این وضعیت، به فساد، سوءاستفاده از قدرت، و استبداد دامن میزند و نارضایتیهای پنهان را تا سر حد انفجار انباشته میکند.
🍂 در نهایت، پرونده نتانیاهو – فارغ از هرگونه قضاوت درباره شخص وی – یک درس بزرگ برای جهان اسلام دارد: اهمیت قانونمداری، استقلال قوه قضائیه، و وجود نهادهای پاسخگو برای سلامت سیاسی و ثبات بلندمدت هر جامعهای حیاتی هستند. تا زمانی که این نهادها ضعیف باشند و بالاترین مقامات در برابر قانون پاسخگو نباشند، این کشورها در بحرانهای عمیقتر و دور باطل استبداد و ناآرامی گرفتار خواهند ماند. این صحنه، فراخوانی است برای تأمل در ساختارهایی که مانع از تحقق عدالت و قانون برای همگان میشوند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر
✍🏻#محمود_کریمی
۲. ایدئولوژی بنیانگذار و نسبت آن با حاکمیت قانون:
▪️برخی کشورهای اسلامی (مانند ایران): در بعضی از این کشورها، تفسیرهای خاص از اسلام سیاسی (مانند نظریه ولایت فقیه مطلقه در ایران یا دیگر اشکال حکمرانی شریعتمدار) میتواند به این منجر شود که قانون الهی (آنگونه که توسط یک مرجع دینی تفسیر میشود) بالاتر از قانون وضعی بشر و محدودیتهای قانون اساسی برای رهبر قرار گیرد. این امر، تفکیک قوا را تضعیف کرده و پاسخگویی رهبر را در برابر نهادهای غیردینی یا حتی خود مردم بیمعنا ساختهاست.
▪️اسرائیل: اگرچه اسرائیل "دولت یهودی" است و هویت یهودی در قوانین آن نقش دارد، اما نظام حقوقی آن عمدتاً بر پایه اصول حقوقی غربی و دموکراتیک (مانند کامنلا) بنا شده است. دستگاه قضایی، بهویژه دادگاه عالی، از استقلال بسیار بالایی برخوردار است و در بسیاری از موارد توانایی بازبینی قضاییِ (judicial review) قوانین و تصمیمات دولت و حتی کنست را دارد. این نهاد مستقل، قدرت سیاسی را تابعِ قانون میکند و هرگز زیر یوغ مستقیم اقتدار دینی یا سیاسی قرار نگرفته است، حتی در میانه شدیدترین مباحثات ایدئولوژیک بر سر هویت دولت.
۳. طراحی نهادی و سازوکارهای پاسخگویی:
▪️کشورهای اسلامی: در بسیاری از این کشورها، تفکیک قوای حقیقی ضعیف است. قوه مجریه (یا یک نهاد فرادست مانند رهبری) بر قوای مقننه و قضائیه سلطه دارد. نهادهای نظارتی ضعیف، رسانهها تحت کنترل، و جامعه مدنی سرکوب شدهاند. این فقدان نهادهای مستقل، امکان نظارت مؤثر بر رهبران و بازخواست آنها را از بین میبرد.
▪️اسرائیل: سیستم سیاسی اسرائیل با وجود ائتلافهای شکننده، از نهادهای دموکراتیک مستحکمی برخوردار است. کنست (پارلمان) نقش نظارتیِ قویای دارد. دادگاه عالی اسرائیل، همانطور که در مورد پرونده نتانیاهو (حتی در میانه جنگهای مختلف و تحت شدیدترین فشارهای امنیتی از جمله خطر ترور) دیدیم، به عنوان یک نهاد بیطرف و قدرتمند عمل میکند که میتواند تصمیمات دولت را به چالش بکشد و مقامات ارشد را مورد پیگرد قانونی قرار دهد. در واقع، این تنها پرونده نتانیاهو نیست؛ موارد مشابهی نیز در مقامات بالای اسرائیل رخ داده است که طی آن، رؤسای جمهور و نخستوزیران سابق به اتهامات مختلف (مانند فساد) مورد پیگرد قرار گرفته، محاکمه شده و حتی به زندان محکوم شدهاند. این استمرار و شمولیت قانون، حتی بر بالاترین سطوح قدرت و در حساسترین شرایط (نظیر وضعیت جنگی و تهدیدهای امنیتی)، نشاندهنده استقلال دستگاه قضایی است. رسانهها (هرچند با سوگیریهای خاص خود) آزاد هستند و جامعه مدنی فعال است. این ساختار نهادی، تضمینی محکم برای پاسخگویی است.
۴. فرهنگ سیاسی و پویاییهای اجتماعی:
▪️کشورهای اسلامی: فرهنگ سیاسی در بسیاری از این جوامع، به دلیل سالها استبداد، به سمت انفعال سیاسی متمایل شده است. مشارکت شهروندان در بازخواست قدرت ضعیف است و فضای عمومی برای نقد اغلب بسته است.
▪️اسرائیل: جامعه اسرائیل، با وجود تمام اختلافات داخلی، دارای یک فرهنگ سیاسی بسیار فعال و مشارکتی است. سنت اعتراضات عمومی، فعالیتهای جامعه مدنی و پیگیریهای رسانهای در این کشور بسیار قوی است. فشارهای خارجی (تهدیدات امنیتی) نیز، به جای اینکه لزوماً منجر به تمرکز قدرت و سرکوب داخلی شود، گاه به طور پارادوکسیکال، بر اهمیت انسجام داخلی، مشروعیت دموکراتیک و حفظ حاکمیت قانون تأکید میگذارد؛ چرا که اینها برای بقا و تقویت روحیه عمومی حیاتی تلقی میشوند.
🔷 پیامدها و درسی برای آینده:
🍂 فقدان صحنههایی نظیر آنچه برای نتانیاهو در حال رقم خوردن است، پیامدهای منفی عمیقی بر حکمرانی خوب، توسعه سیاسی و اجتماعی، و شکلگیری دموکراسیهای پایدار در کشورهایی مانند ایران و سایر کشورهای اسلامی دارد. این وضعیت، به فساد، سوءاستفاده از قدرت، و استبداد دامن میزند و نارضایتیهای پنهان را تا سر حد انفجار انباشته میکند.
🍂 در نهایت، پرونده نتانیاهو – فارغ از هرگونه قضاوت درباره شخص وی – یک درس بزرگ برای جهان اسلام دارد: اهمیت قانونمداری، استقلال قوه قضائیه، و وجود نهادهای پاسخگو برای سلامت سیاسی و ثبات بلندمدت هر جامعهای حیاتی هستند. تا زمانی که این نهادها ضعیف باشند و بالاترین مقامات در برابر قانون پاسخگو نباشند، این کشورها در بحرانهای عمیقتر و دور باطل استبداد و ناآرامی گرفتار خواهند ماند. این صحنه، فراخوانی است برای تأمل در ساختارهایی که مانع از تحقق عدالت و قانون برای همگان میشوند.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #خاورمیانه #اسرائیل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتهامات نتانیاهو چیست و چه درسهایی برای ما دارد؟
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۱/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
📌مقدمهای برای بررسی جزئیتر پروندههای فساد نتانیاهو و اهمیت آنها
🍂 در خاورمیانهای که حاکمیت قانون اغلب در مسلخِ مصلحت، شریعت، ایدئولوژی دینی و اتوریتهمداری است، دقت و پیگیری دستگاه قضایی اسرائیل در رسیدگی به اتهامات فساد علیه بالاترین مقام اجرایی کشور — یعنی نخستوزیر وقت — یک استثناء و نقطهٔ تأمل است. اینکه بتوان نخستوزیر یک کشور را، در جنگلِ خاوردیوانۀ خدا-امامساز از اهالی قدرت، بدلیل دریافت هدایا، معاملات مشکوک با رسانهها یا اعطای امتیازات اقتصادی به بخش خصوصی در برابر مزایای شخصی، پای میز محاکمه کشید، نشان از کارکرد نسبی نظارت نهادهای مستقل دارد؛ حتی اگر روند آن طولانی و پرکشمکش باشد.
🍂 اما در ج.ا، مدعی پیروی از عدالتِ علی، ساختار قدرت عملا اجازه نمیدهد که هیچکس از طبقۀ حاکم، بویژه رهبر و نهادهای زیرنظرش و خودیهای منتسب به او، مورد سؤال یا نقد حقوقی و علنی قرار گیرد. مقام رهبری در ایران نهتنها از هرگونه نظارت واقعی مصون است، بلکه با ساختن چهرهای مقدس و معصوم، ماورایی و الهی، عملاً نقدپذیری را از ساختار قدرت حذف کردهاند. رسانههای رسمی، بودجههای عمومی و نهادهای شبهعلمی و دینی، همگی در خدمت تثبیت این تصویرند. برای مثال، مؤسسات مذهبی چهرههایی مانند جوادی آملی و مصباح یزدی، و نهادهای رسمی مانند صداوسیما و شهرداریها، همگی با استفاده از اموال مردم و بودجههای عمومی، در خدمت تبلیغ «ولایت فقیه» و مقدسسازی از مصداق آن هستند. تبلیغاتی که در هیچ نظام لیبرالدموکراتی به این شکل سازمانیافته و رانتی برای احدی صورت نمیگیرد؛ چون در این کشورها خرج کردن از بودجه عمومی برای تبلیغ شخص، مصداق سوءاستفاده از منابع عمومیست و میتواند پیگرد قضایی، جریمه و حتی عزل از مقام بدنبال داشتهباشد. از نظر روانی و اجتماعی هم چنین کاری نشانهای از قدرتطلبی و عوامفریبی تلقی میشود، نه مشروعیت. این روند در ایران نهتنها نشانۀ فساد ساختاری، بلکه سوءاستفاده از ایمان مذهبی مردم برای توجیه تمرکز قدرت است.
🔻موارد پرشمار بیعدالتی و عدم پاسخگویی در ایران، مؤید همین مسئلهاند:
1️⃣ بابک زنجانی، نماد فساد عظیم اقتصادی، پس از چند سال بهظاهر حبس در بخش VIP زندان، بصورت ناگهانی آزاد شد، بدون هیچ توضیح یا شفافسازی در مورد اموال بازنگشته به مردم.
2️⃣ سعید طوسی، قاری مورد علاقه رهبر، با وجود شکایتهای متعدد قربانیان کودک مبنی بر تعرض جنسی، تنها برای اتهامات فرعی محاکمه و در نهایت تبرئه شد و هرگز بابت اتهامات اصلی تعرض پاسخگو نگردید و هیچ حبسی را نگذراند. حتی پس از علنی شدن اتهاماتش، تصاویر او همچنان با افتخار از تلویزیون رسمی کشور پخش شد.
3️⃣ ک.ص، امام جمعه تهران، با رسوایی زمینخواری موسوم به «ازگلگیت» مواجه شد، اما نهتنها پاسخگو و محاکمه نشد، بلکه همچنان در جایگاه مذهبی و رسمی خود باقی ماند تا مردم را به تقوای از نوع تقوای بندگیِ قدرت و ثروت و نفاق و دروغهای بزرگ دعوت کند.
4️⃣ پروندۀ بزرگ «هولدینگ یاس»، که بازوی اصلی بنیاد تعاون سپاه بود و میلیاردها دلار فساد و رانت در پروژههای شهری و اقتصادی در آن افشا شد. رقم یکی از پروندههای فساد مرتبط با این هلدینگ ۱۳ هزار میلیارد تومان اعلام شد (فایل صوتی لو رفته از محمدباقر قالیباف در زمان شهرداری تهران به آن مربوط بود). اما نهتنها مقامات اصلی پشت این پرونده هرگز محاکمه نشدند، بلکه رهبر بجای شفافسازی یا دستور پیگرد قضایی، بدون اشاره به مدرک بیّنی چون فایل صوتی مذکور، این افشاگریها را "لجنپراکنی" دشمن علیه ارکان انقلاب و سپاه خواند و عملاً دستور به «بایکوت خبری و جلوگیری از ادامه افشاگریها» داد (سخنرانی ع.خ، بهمن ۱۴۰۰).
5️⃣ تقلب بزرگ در بورسیههای تحصیلی: تعداد زیادی بورسیه تحصیلی غیرقانونی و خارج از ضابطه به افراد خاص و نورچشمیها اعطا شده بود. هنگامی که رضا فرجیدانا، وزیر وقت علوم، تحقیقات و فناوری، اقدام به افشای این تخلفات و تلاش برای شفافسازی و ابطال بورسیههای غیرقانونی کرد، با فشار شدید و مخالفت مستقیم رهبر جمهوری اسلامی مواجه شد. خامنهای در واکنش به این افشاگریها، از "برخی جنجالها در مورد بورسیهها" انتقاد کرد و عملاً از وزیر علوم حمایت نکرد، که این امر به برکناری زودهنگام فرجیدانا از وزارت علوم منجر شد و پرونده بورسیهها نیز به سرنوشت نامعلومی دچار گشت.
🔺در چنین فضایی که شاکی در خطر است، نه متهم؛ که رسانه و افکار عمومی حق ندارند از قدرت سؤال کنند؛ مقایسه با یک نظام سکولار مانند اسرائیل که در آن، نخستوزیر وقت به اتهام فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت، تحت پیگرد قرار میگیرد، بسیار روشنگر است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۱/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
📌مقدمهای برای بررسی جزئیتر پروندههای فساد نتانیاهو و اهمیت آنها
🍂 در خاورمیانهای که حاکمیت قانون اغلب در مسلخِ مصلحت، شریعت، ایدئولوژی دینی و اتوریتهمداری است، دقت و پیگیری دستگاه قضایی اسرائیل در رسیدگی به اتهامات فساد علیه بالاترین مقام اجرایی کشور — یعنی نخستوزیر وقت — یک استثناء و نقطهٔ تأمل است. اینکه بتوان نخستوزیر یک کشور را، در جنگلِ خاوردیوانۀ خدا-امامساز از اهالی قدرت، بدلیل دریافت هدایا، معاملات مشکوک با رسانهها یا اعطای امتیازات اقتصادی به بخش خصوصی در برابر مزایای شخصی، پای میز محاکمه کشید، نشان از کارکرد نسبی نظارت نهادهای مستقل دارد؛ حتی اگر روند آن طولانی و پرکشمکش باشد.
🍂 اما در ج.ا، مدعی پیروی از عدالتِ علی، ساختار قدرت عملا اجازه نمیدهد که هیچکس از طبقۀ حاکم، بویژه رهبر و نهادهای زیرنظرش و خودیهای منتسب به او، مورد سؤال یا نقد حقوقی و علنی قرار گیرد. مقام رهبری در ایران نهتنها از هرگونه نظارت واقعی مصون است، بلکه با ساختن چهرهای مقدس و معصوم، ماورایی و الهی، عملاً نقدپذیری را از ساختار قدرت حذف کردهاند. رسانههای رسمی، بودجههای عمومی و نهادهای شبهعلمی و دینی، همگی در خدمت تثبیت این تصویرند. برای مثال، مؤسسات مذهبی چهرههایی مانند جوادی آملی و مصباح یزدی، و نهادهای رسمی مانند صداوسیما و شهرداریها، همگی با استفاده از اموال مردم و بودجههای عمومی، در خدمت تبلیغ «ولایت فقیه» و مقدسسازی از مصداق آن هستند. تبلیغاتی که در هیچ نظام لیبرالدموکراتی به این شکل سازمانیافته و رانتی برای احدی صورت نمیگیرد؛ چون در این کشورها خرج کردن از بودجه عمومی برای تبلیغ شخص، مصداق سوءاستفاده از منابع عمومیست و میتواند پیگرد قضایی، جریمه و حتی عزل از مقام بدنبال داشتهباشد. از نظر روانی و اجتماعی هم چنین کاری نشانهای از قدرتطلبی و عوامفریبی تلقی میشود، نه مشروعیت. این روند در ایران نهتنها نشانۀ فساد ساختاری، بلکه سوءاستفاده از ایمان مذهبی مردم برای توجیه تمرکز قدرت است.
🔻موارد پرشمار بیعدالتی و عدم پاسخگویی در ایران، مؤید همین مسئلهاند:
1️⃣ بابک زنجانی، نماد فساد عظیم اقتصادی، پس از چند سال بهظاهر حبس در بخش VIP زندان، بصورت ناگهانی آزاد شد، بدون هیچ توضیح یا شفافسازی در مورد اموال بازنگشته به مردم.
2️⃣ سعید طوسی، قاری مورد علاقه رهبر، با وجود شکایتهای متعدد قربانیان کودک مبنی بر تعرض جنسی، تنها برای اتهامات فرعی محاکمه و در نهایت تبرئه شد و هرگز بابت اتهامات اصلی تعرض پاسخگو نگردید و هیچ حبسی را نگذراند. حتی پس از علنی شدن اتهاماتش، تصاویر او همچنان با افتخار از تلویزیون رسمی کشور پخش شد.
3️⃣ ک.ص، امام جمعه تهران، با رسوایی زمینخواری موسوم به «ازگلگیت» مواجه شد، اما نهتنها پاسخگو و محاکمه نشد، بلکه همچنان در جایگاه مذهبی و رسمی خود باقی ماند تا مردم را به تقوای از نوع تقوای بندگیِ قدرت و ثروت و نفاق و دروغهای بزرگ دعوت کند.
4️⃣ پروندۀ بزرگ «هولدینگ یاس»، که بازوی اصلی بنیاد تعاون سپاه بود و میلیاردها دلار فساد و رانت در پروژههای شهری و اقتصادی در آن افشا شد. رقم یکی از پروندههای فساد مرتبط با این هلدینگ ۱۳ هزار میلیارد تومان اعلام شد (فایل صوتی لو رفته از محمدباقر قالیباف در زمان شهرداری تهران به آن مربوط بود). اما نهتنها مقامات اصلی پشت این پرونده هرگز محاکمه نشدند، بلکه رهبر بجای شفافسازی یا دستور پیگرد قضایی، بدون اشاره به مدرک بیّنی چون فایل صوتی مذکور، این افشاگریها را "لجنپراکنی" دشمن علیه ارکان انقلاب و سپاه خواند و عملاً دستور به «بایکوت خبری و جلوگیری از ادامه افشاگریها» داد (سخنرانی ع.خ، بهمن ۱۴۰۰).
5️⃣ تقلب بزرگ در بورسیههای تحصیلی: تعداد زیادی بورسیه تحصیلی غیرقانونی و خارج از ضابطه به افراد خاص و نورچشمیها اعطا شده بود. هنگامی که رضا فرجیدانا، وزیر وقت علوم، تحقیقات و فناوری، اقدام به افشای این تخلفات و تلاش برای شفافسازی و ابطال بورسیههای غیرقانونی کرد، با فشار شدید و مخالفت مستقیم رهبر جمهوری اسلامی مواجه شد. خامنهای در واکنش به این افشاگریها، از "برخی جنجالها در مورد بورسیهها" انتقاد کرد و عملاً از وزیر علوم حمایت نکرد، که این امر به برکناری زودهنگام فرجیدانا از وزارت علوم منجر شد و پرونده بورسیهها نیز به سرنوشت نامعلومی دچار گشت.
🔺در چنین فضایی که شاکی در خطر است، نه متهم؛ که رسانه و افکار عمومی حق ندارند از قدرت سؤال کنند؛ مقایسه با یک نظام سکولار مانند اسرائیل که در آن، نخستوزیر وقت به اتهام فساد مالی و سوءاستفاده از قدرت، تحت پیگرد قرار میگیرد، بسیار روشنگر است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتهامات نتانیاهو چیست و چه درسهایی برای ما دارد؟
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۲/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺اگر در مشتی از خروار مذکور، اندکی درنگ کنیم و بیتعصب و از سر تأمل، به این بیندیشیم که چرا قرآن تنها ربا را «جنگ با خدا و پیامبر» نامیده و این تعبیر خشن و بیسابقه را تنها برای این فعل بکار برده، درمییابیم که مسئله فقط به یک فعل اقتصادی ختم نمیشود، بلکه به ساختاری از ستم و بهرهکشی سیستماتیک بازمیگردد که زندگی مادی انسانها را در تنگنا و فلاکت میفشارد. ربا، شکل آشکار و عریان سلطهجویی بر نیازمند است؛ نوعی تصاحب حیات و جان انسانهاست، و از همین روست که چنان تعبیر سهمگین و قاطعی دربارهاش آمده است.
🔺اما اگر ربا، واسطۀ در مضیقه قرار دادن زندگیِ مادی انسانها، «جنگ با خدا» تلقی شده، پس سوءاستفادهی تاریخی، سازمانیافته، و مرگبار از دین، فروختن دین در بازار قدرت و ثروت، ساختن معبدی از ریا بهنام دین و تبدیل ایمان به ابزار استحمار و استبداد، چیزی بسیار فراتر از «جنگ با خدا»ست. این دیگر تنها مبارزه با ارادهی الهی نیست، بلکه «قتل و به مثلهکشیدنِ آشکارِ خدا و دین» است؛ یعنی خشکاندن سرچشمهی قدسی در قلب جامعه، و تبدیل آن به زهدان تاریکی که در آن هیچ نوری از معنا و حقیقت باقی نمیماند.
🔺در جنگ (با خدا)، هنوز این احتمال هست که خدا (یاریدهندگانش) پیروز شود. اما در حکومتهایی که دین را به ابزار قدرت بدل میکنند ـــ چنانکه در قرون وسطای اروپا شاهد بودیم ـــ روح خدا، حقیقت دین، و جوهر ایمان، امکانِ امید ورزیدن به تغییر، در مسلخ قدرت قربانی میشود و تنها کالبدی بیجان، تنها نامی بیمسمی، تنها پوستهای تقدیسشده اما تهی از معنا از آن باقی میماند.
🔺🔺در برابر «رباخوار» میتوان صفآرایی کرد، او را به مبارزه طلبید و امیدی به پیروزی داشت، اما در برابر «خداخوار» چه میتوان کرد؟ آنکه جامهی پیامبران را دزدیده، و با زبان وحی، «منطق فرعون» را بازتولید میکند، آنکه نهتنها ادعای پیامبری، بلکه در عمل ادعای خدایی و «زبان خدا» بودن دارد، و چونان فرعونِ مصر، بر کرسی قدرت تکیه زده و در سیمای حکمران ظاهر میشود تا زمزمه کند: «أنا ربکم الأعلی». و نباید گمان کرد که این جمله، صرفاً یک ادعای لفظی یا نوعی توهم کودکانه بودهاست. هیچ حاکمی آنقدر سادهلوح نیست که با زبان، آفرینش آسمان و زمین را به خود نسبت دهد و گمان برد که مردم چنین سخنی را بیچونوچرا خواهند پذیرفت. ادعای فرعون، نه در لفظ، که در ساختار حکمرانیاش نهفته بود. او خدایی نمیکرد چون «چنین گفت»، بلکه چون «چنین عمل میکرد».
🔺فرعون، خود را خدا معرفی نکرد تا از مردم عبادت کلامی بگیرد، بلکه ساختاری ساخت که در آن، حاکم تصمیم میگرفت که چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد، چه کسی بگوید و چه کسی خاموش بماند، چه کسی ثروت داشته باشد و چه کسی در فقر بپوسد. فرعون، نان میداد و نان میبُرید، قانون میساخت و قانون را زیر پا میگذاشت، و همهچیز را با نام «نظم، امنیت و حافظت از دیانت» توجیه میکرد:
این همان «خدایی کردنِ ساختاری» است؛ خدایی زمینی و تمامیتخواه، که چون در جایگاه قدرت نشسته، ارادهاش را بر تمام ساحتهای زندگی مردم تحمیل میکند.
🔺ادعای خدایی فرعون، بهواقع، ادعای مالکیت بر انسان بود. او میخواست نهفقط جسم، بلکه جان و ضمیر انسانها را در اختیار داشته باشد. حکمرانی او، تسلط بر گرسنگی و ترس و عقیده بود؛ چیزی که تنها خداوند باید بر آن حکم براند، اما فرعون با ابزار سرکوب و رعب و فریب، آن را از آنِ خود کرده بود.
🔺در این میان، باید فرق نهاد میان چنین ادعای سلطهگرانهای با آنچه در عرفان، از زبان کسانی چون حلاج شنیدهایم. حلاج نیز «أنا الحق» گفت، اما دعویاش نه برای فرمانروایی، که بنا بر فنا در ذات الهی بود؛ ادعایی که نه از قدرت، که از ناتوانی، نه از سلطه، که از سلوک میآمد. نه از منیّت، که از محوِ خود در نور بینام و نشانِ حقیقت. حلاج نگفت: «أنا ربکم الأعلی»، نگفت که من حاکم شما هستم، و مالکِ اموال، ناموس، جان و آبرویتان هستم، و اجازۀ وارد کردنتان به جنگ و صلح و تحریم و فلاکت اقتصادی، و تعیین تصمیمهایتان در زندگی، و تعیین عقاید و سبک زندگیتان مسلطام. او تنها «أنا الحق» گفت؛ و این جمله، گرچه در ظاهر آتشافروز و گزنده بود، اما در باطن، ترجمانی از بیخودی عارفانه بود. سخن او، اگر به چشم دل نگریسته شود، از جنس عبودیت است نه ربوبیت؛ از جنس خضوع است نه سلطه. اما همان یک جمله، کافی بود تا فقیهان قدرتمدار، او را بر چوبۀ دار بنشانند؛ چرا که در عالم قدرت، حتی زمزمهای از آزادی جان نیز خطرناک است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۲/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🔺اگر در مشتی از خروار مذکور، اندکی درنگ کنیم و بیتعصب و از سر تأمل، به این بیندیشیم که چرا قرآن تنها ربا را «جنگ با خدا و پیامبر» نامیده و این تعبیر خشن و بیسابقه را تنها برای این فعل بکار برده، درمییابیم که مسئله فقط به یک فعل اقتصادی ختم نمیشود، بلکه به ساختاری از ستم و بهرهکشی سیستماتیک بازمیگردد که زندگی مادی انسانها را در تنگنا و فلاکت میفشارد. ربا، شکل آشکار و عریان سلطهجویی بر نیازمند است؛ نوعی تصاحب حیات و جان انسانهاست، و از همین روست که چنان تعبیر سهمگین و قاطعی دربارهاش آمده است.
🔺اما اگر ربا، واسطۀ در مضیقه قرار دادن زندگیِ مادی انسانها، «جنگ با خدا» تلقی شده، پس سوءاستفادهی تاریخی، سازمانیافته، و مرگبار از دین، فروختن دین در بازار قدرت و ثروت، ساختن معبدی از ریا بهنام دین و تبدیل ایمان به ابزار استحمار و استبداد، چیزی بسیار فراتر از «جنگ با خدا»ست. این دیگر تنها مبارزه با ارادهی الهی نیست، بلکه «قتل و به مثلهکشیدنِ آشکارِ خدا و دین» است؛ یعنی خشکاندن سرچشمهی قدسی در قلب جامعه، و تبدیل آن به زهدان تاریکی که در آن هیچ نوری از معنا و حقیقت باقی نمیماند.
🔺در جنگ (با خدا)، هنوز این احتمال هست که خدا (یاریدهندگانش) پیروز شود. اما در حکومتهایی که دین را به ابزار قدرت بدل میکنند ـــ چنانکه در قرون وسطای اروپا شاهد بودیم ـــ روح خدا، حقیقت دین، و جوهر ایمان، امکانِ امید ورزیدن به تغییر، در مسلخ قدرت قربانی میشود و تنها کالبدی بیجان، تنها نامی بیمسمی، تنها پوستهای تقدیسشده اما تهی از معنا از آن باقی میماند.
🔺🔺در برابر «رباخوار» میتوان صفآرایی کرد، او را به مبارزه طلبید و امیدی به پیروزی داشت، اما در برابر «خداخوار» چه میتوان کرد؟ آنکه جامهی پیامبران را دزدیده، و با زبان وحی، «منطق فرعون» را بازتولید میکند، آنکه نهتنها ادعای پیامبری، بلکه در عمل ادعای خدایی و «زبان خدا» بودن دارد، و چونان فرعونِ مصر، بر کرسی قدرت تکیه زده و در سیمای حکمران ظاهر میشود تا زمزمه کند: «أنا ربکم الأعلی». و نباید گمان کرد که این جمله، صرفاً یک ادعای لفظی یا نوعی توهم کودکانه بودهاست. هیچ حاکمی آنقدر سادهلوح نیست که با زبان، آفرینش آسمان و زمین را به خود نسبت دهد و گمان برد که مردم چنین سخنی را بیچونوچرا خواهند پذیرفت. ادعای فرعون، نه در لفظ، که در ساختار حکمرانیاش نهفته بود. او خدایی نمیکرد چون «چنین گفت»، بلکه چون «چنین عمل میکرد».
🔺فرعون، خود را خدا معرفی نکرد تا از مردم عبادت کلامی بگیرد، بلکه ساختاری ساخت که در آن، حاکم تصمیم میگرفت که چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد، چه کسی بگوید و چه کسی خاموش بماند، چه کسی ثروت داشته باشد و چه کسی در فقر بپوسد. فرعون، نان میداد و نان میبُرید، قانون میساخت و قانون را زیر پا میگذاشت، و همهچیز را با نام «نظم، امنیت و حافظت از دیانت» توجیه میکرد:
فرعون گفت: «بگذارید موسی را بکشم و او خدای خود را بخواند. من میترسم که دین شما را دگرگون کند یا در زمین فساد بهپا کند».
این همان «خدایی کردنِ ساختاری» است؛ خدایی زمینی و تمامیتخواه، که چون در جایگاه قدرت نشسته، ارادهاش را بر تمام ساحتهای زندگی مردم تحمیل میکند.
🔺ادعای خدایی فرعون، بهواقع، ادعای مالکیت بر انسان بود. او میخواست نهفقط جسم، بلکه جان و ضمیر انسانها را در اختیار داشته باشد. حکمرانی او، تسلط بر گرسنگی و ترس و عقیده بود؛ چیزی که تنها خداوند باید بر آن حکم براند، اما فرعون با ابزار سرکوب و رعب و فریب، آن را از آنِ خود کرده بود.
🔺در این میان، باید فرق نهاد میان چنین ادعای سلطهگرانهای با آنچه در عرفان، از زبان کسانی چون حلاج شنیدهایم. حلاج نیز «أنا الحق» گفت، اما دعویاش نه برای فرمانروایی، که بنا بر فنا در ذات الهی بود؛ ادعایی که نه از قدرت، که از ناتوانی، نه از سلطه، که از سلوک میآمد. نه از منیّت، که از محوِ خود در نور بینام و نشانِ حقیقت. حلاج نگفت: «أنا ربکم الأعلی»، نگفت که من حاکم شما هستم، و مالکِ اموال، ناموس، جان و آبرویتان هستم، و اجازۀ وارد کردنتان به جنگ و صلح و تحریم و فلاکت اقتصادی، و تعیین تصمیمهایتان در زندگی، و تعیین عقاید و سبک زندگیتان مسلطام. او تنها «أنا الحق» گفت؛ و این جمله، گرچه در ظاهر آتشافروز و گزنده بود، اما در باطن، ترجمانی از بیخودی عارفانه بود. سخن او، اگر به چشم دل نگریسته شود، از جنس عبودیت است نه ربوبیت؛ از جنس خضوع است نه سلطه. اما همان یک جمله، کافی بود تا فقیهان قدرتمدار، او را بر چوبۀ دار بنشانند؛ چرا که در عالم قدرت، حتی زمزمهای از آزادی جان نیز خطرناک است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتهامات نتانیاهو چیست و چه درسهایی برای ما دارد؟
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۳/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حال، تصور کنید کسی را که:
او هرچند در زبان ادعای خالق بودن ندارد، اما در مقام عمل ادعایِ آشکارِ خدایی میکند. نه بمثابه مظهر لطف، که بهمثابهی آینهی خشم، انتقام، و سلطه.
🍂 آنکس را که نه تنها ادعای «حق بودن» دارد، بلکه میخواهد تفسیر حق نیز تنها از او برخیزد؛ آنکه نه از سر عشق، بلکه از بطن قدرت سخن میگوید؛ نه از راه دل، که از راه سرنیزه و قانون. اینجاست که «خداخوار» متولد میشود: موجودی که در ظاهر به خدا و دین تکیه زده، اما در باطن، همان «منطق فرعون» را پیاده میکند. بله، او نیز ادعای خدایی را در قالب شعار بر زبان نمیآورد، بلکه آن را در زیرساختهای سیاسی و اقتصادی، در رسانه، مدرسه، خطبهها، قانون و زندانها جا میدهد.
🍂 او خدای قانون است، خدای تفسیر (برای مثال اوست که معنای «مستضعفین» را بنا به اقتضای روز تغییر میدهد و قدرت سیاسی خود را مصداق واقعی آن میداند)، خدای حق و ناحق؛ هر آنچه بخواهد «حلال» میشود، هر آنچه نپسندد، «حرام». شریعت را نه برای رهایی انسان، که برای مهار او بهکار میگیرد. دین را از سرچشمۀ رحمت جدا میسازد و به کارخانۀ ایدئولوژی و سرکوب میسپارد. و آنگاه که دین، نه بمثابه نور، که بمثابه چماق فرود میآید، دیگر نه ایمان زنده میماند، نه انسان.
🍂 در چنین ساختاری، انسانِ دیندار، دیگر نه بندۀ خدا، که بردۀ حکومت است؛ نه مخلوق آزاد و مختار، که مأمورِ مطیع و خاموش و عروسک خیمهشببازیِ «همیشه در صحنه». این انسانِ اسیر، دیگر توان گفتن و اندیشیدن مستقل ندارد، حتی توان پرسش ندارد؛ چرا که هر پرسش، تهدیدیست برای نظامی که خود را نمایندۀ خدا بر زمین میداند. اینجاست که معنا و حقیقت دین به دست فراموشی سپرده میشود و بجای آن، تکرار فرمولهای خشک، تشریفات بیروح، و خشونت ساختاری جایگزین میگردد.
🔺و اینجاست که حتی موسی، با آنهمه معجزه و قدرت آسمانی، در برابر اقتدار نظاممند و ریشهدواندۀ فرعونی، راهی جز هجرت برای نجات اندکمومنان خسته از زنجیر و زخم، نمیبیند. نه از سر شکست، که برای حفظ ایمان؛ نه برای فرار، که برای حفاظت از اصالت. در مقابل حکومتی که همزمان با زبان خدا سخن میگوید و با منطق طاغوت عمل میکند، دیگر نه دعوت سودی دارد، نه معجزه، نه اصلاح، و نه حتی قیام. تنها راه، عبور است. هجرت از ظلمتی که خود را نور مینامد برای حفظ جان و جانِ ایمان.
🍂 ضروری دیدم در مقدمۀ بحثِ مقایسۀ سیاسی، گریزی کوتاه به مقولهای بنیادین بزنم: خداخواری. در حالی که رباخواری و بیحجابی، بعنوان گناهان بزرگ، مکرراً هدف حملهٔ مراجع و دینداران رسمی قرار میگیرند — از جمله چهرههایی چون جوادی آملی که در آن موضوع نیز عملا جز شعارهایی بیاثر از گلویشان بیرون نمیآید — مسئلهٔ عمیقتر و ریشهایترِ خداخواری (یعنی سوءاستفاده از نام خدا و کشتن اوِ در اذهان عمومی برای توجیه قدرت و سرکوب) کاملا به فراموشی سپرده شدهاست.
🍂 در تضاد با علمایی چون نائینی در دوران مشروطه، امروز اغلب این مدعیان دیانت، نه انذاردهندهٔ قدرت، که عابدان درگاه استبداد دینی و رانتگیران برای موسسات مختلف خود و کاسهلیسان گوسالهٔ سامریِ ولایت و سگانِ پاچهگیر خلق شدهاند. آنها نهتنها ظلم را نمیبینند، بلکه آن را تقدیس و توجیه میکنند.
🍂 تأسفبارتر آنکه همان حکومتی که اینان آن را «نامشروع» و «تجسم شر» میخوانند (اسرائیل)، در عمل، قوۀ قضاییهای ساخته که به مراتب عادلانهتر با مردم و حاکمانش برخورد میکند. دستکم در آنجا، قانون میتواند گریبان بالاترین مقام اجرایی را بگیرد، و رسانه میتواند بدون هراس، قدرت را به چالش بکشد؛ نه آنکه ابزار پرستش اصحاب قدرت و رواج شرک، بردگی و سفلگی باشد.
حال، به بحث اصلی بازگردیم:
📌 اما چرا باید به تفاوتهای دو کشور جدیتر اندیشید؟
🍂 این مقایسۀ تاریخی ما را به تجربهای بزرگ در تاریخ ایران میبرد: جنگهای ایران و روس در دورۀ قاجار. در آن زمان، ایران کشوری با تاریخ و تمدنی کهن بود که خود را «بزرگ» میدانست، اما از نظر نهادها، ارتش مدرن و دیوانسالاری کارآمد، بسیار عقبتر از روسیۀ تزاری بود. روسیهای که گرچه تازه مدرن شده بود، ولی ساختارهای اداری و نظامی منظمتری داشت. شکست ایران در این جنگها تلنگری بود که نشان داد تنها داشتن تمدن و گذشته باشکوه کافی نیست؛ آنچه سرنوشت یک ملت را در دنیای مدرن رقم میزند، کیفیت نهادهایش، قدرت قانون، و توان تکنولوژیک اوست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۳/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 حال، تصور کنید کسی را که:
همزمان هم دعوی خدایی و تقدس و عصمت و برگزیدی دارد،
هم ابزار سرکوب در اختیارش است،
هم دیانت را به نام خود مصادره کرده،
و هم ساختار اقتصادی، سیاسی و امنیتی را چون چنگال مرئی و نامرئی در زندگی مردم فروبرده است.
او هرچند در زبان ادعای خالق بودن ندارد، اما در مقام عمل ادعایِ آشکارِ خدایی میکند. نه بمثابه مظهر لطف، که بهمثابهی آینهی خشم، انتقام، و سلطه.
🍂 آنکس را که نه تنها ادعای «حق بودن» دارد، بلکه میخواهد تفسیر حق نیز تنها از او برخیزد؛ آنکه نه از سر عشق، بلکه از بطن قدرت سخن میگوید؛ نه از راه دل، که از راه سرنیزه و قانون. اینجاست که «خداخوار» متولد میشود: موجودی که در ظاهر به خدا و دین تکیه زده، اما در باطن، همان «منطق فرعون» را پیاده میکند. بله، او نیز ادعای خدایی را در قالب شعار بر زبان نمیآورد، بلکه آن را در زیرساختهای سیاسی و اقتصادی، در رسانه، مدرسه، خطبهها، قانون و زندانها جا میدهد.
🍂 او خدای قانون است، خدای تفسیر (برای مثال اوست که معنای «مستضعفین» را بنا به اقتضای روز تغییر میدهد و قدرت سیاسی خود را مصداق واقعی آن میداند)، خدای حق و ناحق؛ هر آنچه بخواهد «حلال» میشود، هر آنچه نپسندد، «حرام». شریعت را نه برای رهایی انسان، که برای مهار او بهکار میگیرد. دین را از سرچشمۀ رحمت جدا میسازد و به کارخانۀ ایدئولوژی و سرکوب میسپارد. و آنگاه که دین، نه بمثابه نور، که بمثابه چماق فرود میآید، دیگر نه ایمان زنده میماند، نه انسان.
🍂 در چنین ساختاری، انسانِ دیندار، دیگر نه بندۀ خدا، که بردۀ حکومت است؛ نه مخلوق آزاد و مختار، که مأمورِ مطیع و خاموش و عروسک خیمهشببازیِ «همیشه در صحنه». این انسانِ اسیر، دیگر توان گفتن و اندیشیدن مستقل ندارد، حتی توان پرسش ندارد؛ چرا که هر پرسش، تهدیدیست برای نظامی که خود را نمایندۀ خدا بر زمین میداند. اینجاست که معنا و حقیقت دین به دست فراموشی سپرده میشود و بجای آن، تکرار فرمولهای خشک، تشریفات بیروح، و خشونت ساختاری جایگزین میگردد.
🔺و اینجاست که حتی موسی، با آنهمه معجزه و قدرت آسمانی، در برابر اقتدار نظاممند و ریشهدواندۀ فرعونی، راهی جز هجرت برای نجات اندکمومنان خسته از زنجیر و زخم، نمیبیند. نه از سر شکست، که برای حفظ ایمان؛ نه برای فرار، که برای حفاظت از اصالت. در مقابل حکومتی که همزمان با زبان خدا سخن میگوید و با منطق طاغوت عمل میکند، دیگر نه دعوت سودی دارد، نه معجزه، نه اصلاح، و نه حتی قیام. تنها راه، عبور است. هجرت از ظلمتی که خود را نور مینامد برای حفظ جان و جانِ ایمان.
🍂 ضروری دیدم در مقدمۀ بحثِ مقایسۀ سیاسی، گریزی کوتاه به مقولهای بنیادین بزنم: خداخواری. در حالی که رباخواری و بیحجابی، بعنوان گناهان بزرگ، مکرراً هدف حملهٔ مراجع و دینداران رسمی قرار میگیرند — از جمله چهرههایی چون جوادی آملی که در آن موضوع نیز عملا جز شعارهایی بیاثر از گلویشان بیرون نمیآید — مسئلهٔ عمیقتر و ریشهایترِ خداخواری (یعنی سوءاستفاده از نام خدا و کشتن اوِ در اذهان عمومی برای توجیه قدرت و سرکوب) کاملا به فراموشی سپرده شدهاست.
🍂 در تضاد با علمایی چون نائینی در دوران مشروطه، امروز اغلب این مدعیان دیانت، نه انذاردهندهٔ قدرت، که عابدان درگاه استبداد دینی و رانتگیران برای موسسات مختلف خود و کاسهلیسان گوسالهٔ سامریِ ولایت و سگانِ پاچهگیر خلق شدهاند. آنها نهتنها ظلم را نمیبینند، بلکه آن را تقدیس و توجیه میکنند.
🍂 تأسفبارتر آنکه همان حکومتی که اینان آن را «نامشروع» و «تجسم شر» میخوانند (اسرائیل)، در عمل، قوۀ قضاییهای ساخته که به مراتب عادلانهتر با مردم و حاکمانش برخورد میکند. دستکم در آنجا، قانون میتواند گریبان بالاترین مقام اجرایی را بگیرد، و رسانه میتواند بدون هراس، قدرت را به چالش بکشد؛ نه آنکه ابزار پرستش اصحاب قدرت و رواج شرک، بردگی و سفلگی باشد.
حال، به بحث اصلی بازگردیم:
📌 اما چرا باید به تفاوتهای دو کشور جدیتر اندیشید؟
🍂 این مقایسۀ تاریخی ما را به تجربهای بزرگ در تاریخ ایران میبرد: جنگهای ایران و روس در دورۀ قاجار. در آن زمان، ایران کشوری با تاریخ و تمدنی کهن بود که خود را «بزرگ» میدانست، اما از نظر نهادها، ارتش مدرن و دیوانسالاری کارآمد، بسیار عقبتر از روسیۀ تزاری بود. روسیهای که گرچه تازه مدرن شده بود، ولی ساختارهای اداری و نظامی منظمتری داشت. شکست ایران در این جنگها تلنگری بود که نشان داد تنها داشتن تمدن و گذشته باشکوه کافی نیست؛ آنچه سرنوشت یک ملت را در دنیای مدرن رقم میزند، کیفیت نهادهایش، قدرت قانون، و توان تکنولوژیک اوست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتهامات نتانیاهو چیست و چه درسهایی برای ما دارد؟
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۴/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 در همان زمان که مظفرالدینشاه فرمان مشروطه را امضا میکرد و ایران گامهای اولیه خود را در مسیر قانونخواهی برمیداشت، در اروپا و روسیه، اندیشمندان و نخبگان یهودی، در کنار دیگر پیشگامان، نقشی برجسته در توسعهی تکنولوژیهای نوین، پیشبرد علوم مدرن، و ترویج مفاهیم دولت قانونمحور ایفا میکردند. کشوری چون اسرائیل، که در قرن بیستم از دل بحران پدید آمد، با تکیه بر همین نهادهای مدرن، رسانههای آزاد، دادگستری مستقل و سرمایهگذاری روی علم و فناوری، امروز در میانه خاورمیانه به الگویی نهادینهشده از توسعه تکنولوژیک و ثبات نهادی تبدیل شده؛ در حالی که ایران، با تجربهای دیرینهتر از قانونخواهی در مشروطه، دوباره در حلقهای از استبداد دینی و نهادیِ ناکارآمد و ویرانگر گرفتار آمدهاست.
🔻امروز، مقایسۀ ایران و اسرائیل چنین درسی به ما میدهد: اسرائیل کشوریست با مساحتی حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع (یک هفتادوپنجم ایران)، با جمعیتی بسیار کمتر؛ دولتی که تنها در ۱۹۴۸ میلادی تأسیس شده است؛ یعنی بسیار متأخرتر از ایران که تاریخی چند هزار ساله دارد. اما این کشور کوچک و تازهتأسیس توانسته است به مدد نهادهای مدرن، شفافیت، رسانههای مستقل و نظارت قضایی، بارها و بارها قدرتمندترین مقامهایش را به پای میز محاکمه و مجازات بکشاند.
🔷 حال به بررسی «پروندههای فسادِ» بنیامین نتانیاهو میپردازیم:
1️⃣ پرونده ۱۰۰۰ (پرونده هدایا)
▪️این پرونده مربوط به اتهاماتیست که نتانیاهو و همسرش، سارا، هدایای بسیار گرانقیمت و لوکسی را از افراد ثروتمند و میلیاردر دریافت کردهاند.
اتهام اصلی: کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸سیگار برگ و شامپاین: نتانیاهو متهم است که از "آرنون میلچان" (تهیهکننده هالیوودی) و "جیمز پکر" (میلیاردر استرالیایی)، بطور منظم و برای سالها، مقادیر زیادی سیگار برگ و شامپاین صورتی گرانقیمت دریافت کرده است. ارزش این هدایا به صدها هزار دلار میرسد.
❓در ازای چه خدمتی؟
🔸دادستانها مدعیاند که او در ازای این هدایا، به این افراد ثروتمند در امور تجاری یا شخصیشان کمک کرده است؛ مثلا تلاش برای گرفتن معافیتهای مالیاتی برای میلچان در اسرائیل، یا کمک به او در مورد ویزای آمریکا. اتهام این است که دریافت این هدایا، نوعی "رشوه" یا دستکم "تضاد منافع" بوده که به اعتماد عمومی به نخستوزیری لطمه زده است.
2️⃣ پرونده ۲۰۰۰ (پرونده روزنامه یدیعوت آحارونوت)
🔸این پرونده مربوط به اتهام یک "معامله پنهانی" بین نتانیاهو و مالک یکی از بزرگترین روزنامههای اسرائیل است.
اتهام اصلی: کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸معامله برای پوشش خبری: نتانیاهو متهم است که با "آرنون موزس"، ناشر روزنامه پرتیراژ "یدیعوت آحارون" یک گفتگوی مخفیانه داشته است. در این گفتگو، نتانیاهو ظاهراً به موزس پیشنهاد داده که در ازای پوشش خبری مثبتتر و مطلوبتر از نتانیاهو در روزنامه یدیعوت آحارونوت، او نفوذش را به کار میگیرد تا فعالیت و تیراژ روزنامه رقیب یدیعوت (یعنی روزنامه رایگان "اسرائیل هیوم" که اتفاقاً حامی نتانیاهو بود) را محدود کند یا کاهش دهد.
❓چرا این کار مشکل داشت؟
🔸اتهام این است که نتانیاهو از قدرت خود بعنوان نخستوزیر برای دستکاری و کنترل رسانهها و بهبود تصویر عمومی خود در ازای یک منفعت تجاری برای ناشر روزنامه (کاهش رقابت) استفاده کرده است.
3️⃣ پرونده ۴۰۰۰ (پرونده بزک/والا)
🔸این پرونده جدیترین و پیچیدهترین اتهام علیه نتانیاهوست و شامل اتهام "رشوه" میشود. این پرونده ارتباطی بین تصمیمات دولتی به نفع یک شرکت بزرگ و پوشش رسانهای مثبت برای نتانیاهو را بررسی میکند.
اتهام اصلی: رشوه، کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸شرکت بزک و وبسایت والا:"بزک" بزرگترین شرکت مخابراتی اسرائیل است. "والا نیوز" هم یک وبسایت خبری محبوب است. هر دوی اینها در آن زمان تحت کنترل "شائول آلوویچ" (سهامدار اصلی بزک) بودند.
🔸معامله بزرگ: دادستانها مدعی هستند که نتانیاهو در زمانی که هم نخستوزیر و هم برای مدتی وزیر ارتباطات بود، تصمیمات دولتی و مقرراتی را به نفع شرکت بزک اتخاذ کرده است. این تصمیمات شامل موافقت با ادغامهای بزرگ یا حذف موانع قانونی بوده که منافع مالی عظیمی برای بزک و شائول آلوویچ داشته است.
❓در ازای چه چیزی؟
🔸در ازای این تسهیلات و حمایتهای دولتی، وبسایت خبری "والا نیوز" (که متعلق به آلوویچ بود) پوشش خبری بسیار مثبت، جانبدارانه و مطلوب از نتانیاهو و خانوادهاش ارائه میداده است. این پوشش شامل حذف اخبار منفی، برجسته کردن اخبار مثبت و حتی تغییر مقالات به نفع او بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ خدایانِ منبر و شمشیر
(۴/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
🍂 در همان زمان که مظفرالدینشاه فرمان مشروطه را امضا میکرد و ایران گامهای اولیه خود را در مسیر قانونخواهی برمیداشت، در اروپا و روسیه، اندیشمندان و نخبگان یهودی، در کنار دیگر پیشگامان، نقشی برجسته در توسعهی تکنولوژیهای نوین، پیشبرد علوم مدرن، و ترویج مفاهیم دولت قانونمحور ایفا میکردند. کشوری چون اسرائیل، که در قرن بیستم از دل بحران پدید آمد، با تکیه بر همین نهادهای مدرن، رسانههای آزاد، دادگستری مستقل و سرمایهگذاری روی علم و فناوری، امروز در میانه خاورمیانه به الگویی نهادینهشده از توسعه تکنولوژیک و ثبات نهادی تبدیل شده؛ در حالی که ایران، با تجربهای دیرینهتر از قانونخواهی در مشروطه، دوباره در حلقهای از استبداد دینی و نهادیِ ناکارآمد و ویرانگر گرفتار آمدهاست.
🔻امروز، مقایسۀ ایران و اسرائیل چنین درسی به ما میدهد: اسرائیل کشوریست با مساحتی حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع (یک هفتادوپنجم ایران)، با جمعیتی بسیار کمتر؛ دولتی که تنها در ۱۹۴۸ میلادی تأسیس شده است؛ یعنی بسیار متأخرتر از ایران که تاریخی چند هزار ساله دارد. اما این کشور کوچک و تازهتأسیس توانسته است به مدد نهادهای مدرن، شفافیت، رسانههای مستقل و نظارت قضایی، بارها و بارها قدرتمندترین مقامهایش را به پای میز محاکمه و مجازات بکشاند.
🔷 حال به بررسی «پروندههای فسادِ» بنیامین نتانیاهو میپردازیم:
1️⃣ پرونده ۱۰۰۰ (پرونده هدایا)
▪️این پرونده مربوط به اتهاماتیست که نتانیاهو و همسرش، سارا، هدایای بسیار گرانقیمت و لوکسی را از افراد ثروتمند و میلیاردر دریافت کردهاند.
اتهام اصلی: کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸سیگار برگ و شامپاین: نتانیاهو متهم است که از "آرنون میلچان" (تهیهکننده هالیوودی) و "جیمز پکر" (میلیاردر استرالیایی)، بطور منظم و برای سالها، مقادیر زیادی سیگار برگ و شامپاین صورتی گرانقیمت دریافت کرده است. ارزش این هدایا به صدها هزار دلار میرسد.
❓در ازای چه خدمتی؟
🔸دادستانها مدعیاند که او در ازای این هدایا، به این افراد ثروتمند در امور تجاری یا شخصیشان کمک کرده است؛ مثلا تلاش برای گرفتن معافیتهای مالیاتی برای میلچان در اسرائیل، یا کمک به او در مورد ویزای آمریکا. اتهام این است که دریافت این هدایا، نوعی "رشوه" یا دستکم "تضاد منافع" بوده که به اعتماد عمومی به نخستوزیری لطمه زده است.
2️⃣ پرونده ۲۰۰۰ (پرونده روزنامه یدیعوت آحارونوت)
🔸این پرونده مربوط به اتهام یک "معامله پنهانی" بین نتانیاهو و مالک یکی از بزرگترین روزنامههای اسرائیل است.
اتهام اصلی: کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸معامله برای پوشش خبری: نتانیاهو متهم است که با "آرنون موزس"، ناشر روزنامه پرتیراژ "یدیعوت آحارون" یک گفتگوی مخفیانه داشته است. در این گفتگو، نتانیاهو ظاهراً به موزس پیشنهاد داده که در ازای پوشش خبری مثبتتر و مطلوبتر از نتانیاهو در روزنامه یدیعوت آحارونوت، او نفوذش را به کار میگیرد تا فعالیت و تیراژ روزنامه رقیب یدیعوت (یعنی روزنامه رایگان "اسرائیل هیوم" که اتفاقاً حامی نتانیاهو بود) را محدود کند یا کاهش دهد.
❓چرا این کار مشکل داشت؟
🔸اتهام این است که نتانیاهو از قدرت خود بعنوان نخستوزیر برای دستکاری و کنترل رسانهها و بهبود تصویر عمومی خود در ازای یک منفعت تجاری برای ناشر روزنامه (کاهش رقابت) استفاده کرده است.
3️⃣ پرونده ۴۰۰۰ (پرونده بزک/والا)
🔸این پرونده جدیترین و پیچیدهترین اتهام علیه نتانیاهوست و شامل اتهام "رشوه" میشود. این پرونده ارتباطی بین تصمیمات دولتی به نفع یک شرکت بزرگ و پوشش رسانهای مثبت برای نتانیاهو را بررسی میکند.
اتهام اصلی: رشوه، کلاهبرداری و خیانت در امانت.
❓ماجرا چه بود؟
🔸شرکت بزک و وبسایت والا:"بزک" بزرگترین شرکت مخابراتی اسرائیل است. "والا نیوز" هم یک وبسایت خبری محبوب است. هر دوی اینها در آن زمان تحت کنترل "شائول آلوویچ" (سهامدار اصلی بزک) بودند.
🔸معامله بزرگ: دادستانها مدعی هستند که نتانیاهو در زمانی که هم نخستوزیر و هم برای مدتی وزیر ارتباطات بود، تصمیمات دولتی و مقرراتی را به نفع شرکت بزک اتخاذ کرده است. این تصمیمات شامل موافقت با ادغامهای بزرگ یا حذف موانع قانونی بوده که منافع مالی عظیمی برای بزک و شائول آلوویچ داشته است.
❓در ازای چه چیزی؟
🔸در ازای این تسهیلات و حمایتهای دولتی، وبسایت خبری "والا نیوز" (که متعلق به آلوویچ بود) پوشش خبری بسیار مثبت، جانبدارانه و مطلوب از نتانیاهو و خانوادهاش ارائه میداده است. این پوشش شامل حذف اخبار منفی، برجسته کردن اخبار مثبت و حتی تغییر مقالات به نفع او بوده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اتهامات نتانیاهو چیست و چه درسهایی برای ما دارد؟
(۵/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
❓چرا جدیست؟
🔸این پرونده به دلیل اتهام "رشوه" (که بالاترین اتهام فساد است) و همچنین استفاده از قدرت دولتی برای دستکاری رسانهها و منافع شخصی، از بقیه جدیتر تلقی میشود.
🔺نتانیاهو هر سه اتهام را رد کرده و مدعی است که اینها مصداق "شکار جادوگر" هستند و تلاشهای رسانهها و مخالفان سیاسی برای برکناری او. محاکمه او همچنان در جریان است و روند قانونی آن طولانی و پیچیده خواهد بود.
🔚 در یک نظام سالم، حتی بالاترین مقامها هم زیر تیغ شفاف و علنیِ قانون قرار دارند. اما در یک نظام بیمار، تیغ قانون تنها بر گلوی منتقدان و مردم عادی فرود میآید. بررسی روند پروندههای نتانیاهو، فرصتیست تا ببینیم چرا «شفافیت»، «پاسخگویی» و «تفکیک قوا» نه تزئینی، بلکه ضرورتی حیاتی برای آزادی و عدالتاند.
🎥 رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ صاحبانِ شمشیر و منبر
🍂 در میان اتهامات فساد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پروندههایی نظیر "۴۰۰۰" (بزک/والا) به روشنی از نقش رسانههای خصوصی در تبانی و دریافت رشوه برای منافع سیاسی و اقتصادی حکایت دارند. این موضوع، پرسش مهمتری را پیش میکشد:
در ادامه به بررسی این نسبت و تفاوتها میپردازیم.
📌 رسانه ملی در اسرائیل چطور عمل میکند و چرا این مقایسه مهم است؟
🍂 رسانه ملی اسرائیل (که به نام «کان» یا KAN شناخته میشود) به طور رسمی اسم کاملش «هیئت پخش عمومی اسرائیل» ست. در سال ۲۰۱۷ جانشین «رادیو و تلویزیون اسرائیل» قدیمی شد.
🔺هیئت مدیره و مدیرکل این رسانه با فرآیندی منصوب میشوند که در آن: دولت (وزیر ارتباطات) و کمیتهای مستقل درگیر هستند. اما مهمترین نکته این است که این انتصابات پس از مراحل بررسی شایستگی حرفهای و تأیید یک کمیته مشورتی مستقل انجام میشود.
🔺🔺🔺به بیان ساده: دولت (و در رأسش نخستوزیر) نمیتواند مستقیماً و به تنهایی رئیس رسانه ملی را منصوب یا عزل کند.
🔍 آیا این رسانه موظف است از نخستوزیر یا رئیسجمهور مدح بگوید؟
🔸خیر! بر اساس قانون اسرائیل، «کان» باید «بیطرف» باشد و نمایندۀ طیفهای مختلف جامعه باشد. حتی اگر نخستوزیر (مثلاً نتانیاهو) از «کان» انتقاد کند یا فشار بیاورد، طبق قانون، رسانه موظف به پوششِ «انتقادی و مستقل» است.
🔺گزارشهای تحقیقی و انتقادی از خود نتانیاهو و احزاب حاکم، بارها در همین رسانه ملی پخش شده؛ بدون اینکه مثل ایران، خبرنگار بازداشت یا رسانه تعطیل شود!
📌 تفاوت کلیدی با ایران:
👳🏿♂️ در ایران، رئیس سازمان صداوسیما، بهشکل مستقیم و انحصاری توسط رهبر، ولی فقیه منصوب میشود. این رسانه هم عملاً و رسماً در خدمت تبلیغات رهبر و جناح حاکم است و حتی قانوناً موظف به «ترویج ولایت فقیه» است. نه تنها رئیس رسانه ملی از سوی یک کمیته مستقل یا با تأیید پارلمان منصوب نمیشود، بلکه رسانه ملی حق انتقاد از رهبر را اساساً ندارد.
🔷 نبرد دیرینهی قانون و قدرت
🍂 آنچه در این بررسی آشکار شد، چرخهایست که تاریخ بارها به ما یادآوری کرده است: در یک سو، نظامی که حتی رهبرانش زیر تیغ قانون میایستند و رسانه حق پرسش (یا به تعبیرِ علیبنابیطالب «تکلیفِ نقد و پرسش» (حق من [حاکم] بر شما، ....خیرخواهی (نصیحت) در آشکار و نهان [است])) دارد؛ در سوی دیگر، نظامی که رسانه تنها برای مدح قدرت ساخته میشود و مردم عادی زیر تیغ قانون میمانند. پروندههای فساد نتانیاهو دوباره همان سؤال بزرگ را پیش میکشد: آیا قدرت در خدمت ملت است یا ملت در خدمت تثبیت قدرتِ یک اقلیت؟
🔸درسی از تاریخ و چشمانداز تحول
🍂 تاریخ ایران سرشار از چنین نقاط عطفی بودهاست. شکستهای سهمگین در جنگهای ایران و روسیه در قرن نوزدهم، به رغم تلخی، به بیداری ملی و درک ضرورت اصلاحات عمیق منجر شد و در نهایت، مسیر را برای جنبش مشروطه و مطالبۀ قانون و محدود کردن قدرت مطلق هموار ساخت.
🍂 امروز، در پی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و مواجهه با پیامدهای عمیق آن، این پرسش مطرح میشود که:
این تقابل دیرینه میان قانون و اقتدار، نهتنها یک مسئلۀ حقوقی، بلکه امری سرنوشتساز برای آیندۀ ملت ماست. ملتی که بهای سنگین غیبت قانون و بیپروایی قدرت را میپردازد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۵/۵)
✍🏻 #محمود_کریمی
❓چرا جدیست؟
🔸این پرونده به دلیل اتهام "رشوه" (که بالاترین اتهام فساد است) و همچنین استفاده از قدرت دولتی برای دستکاری رسانهها و منافع شخصی، از بقیه جدیتر تلقی میشود.
🔺نتانیاهو هر سه اتهام را رد کرده و مدعی است که اینها مصداق "شکار جادوگر" هستند و تلاشهای رسانهها و مخالفان سیاسی برای برکناری او. محاکمه او همچنان در جریان است و روند قانونی آن طولانی و پیچیده خواهد بود.
🔚 در یک نظام سالم، حتی بالاترین مقامها هم زیر تیغ شفاف و علنیِ قانون قرار دارند. اما در یک نظام بیمار، تیغ قانون تنها بر گلوی منتقدان و مردم عادی فرود میآید. بررسی روند پروندههای نتانیاهو، فرصتیست تا ببینیم چرا «شفافیت»، «پاسخگویی» و «تفکیک قوا» نه تزئینی، بلکه ضرورتی حیاتی برای آزادی و عدالتاند.
🎥 رسانه: از چشمانِ بینای دموکراسی تا گوسالۀ سامریِ صاحبانِ شمشیر و منبر
🍂 در میان اتهامات فساد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پروندههایی نظیر "۴۰۰۰" (بزک/والا) به روشنی از نقش رسانههای خصوصی در تبانی و دریافت رشوه برای منافع سیاسی و اقتصادی حکایت دارند. این موضوع، پرسش مهمتری را پیش میکشد:
وقتی رسانههای خصوصی میتوانند تا این حد ابزار قدرت شوند، رابطهی رسانههای دولتی با حاکمیت در کشورهایی چون ایران و اسرائیل چگونه است؟ و چه تفاوتی در سازوکار و میزان استقلال آنها از قدرت سیاسی وجود دارد؟
در ادامه به بررسی این نسبت و تفاوتها میپردازیم.
📌 رسانه ملی در اسرائیل چطور عمل میکند و چرا این مقایسه مهم است؟
🍂 رسانه ملی اسرائیل (که به نام «کان» یا KAN شناخته میشود) به طور رسمی اسم کاملش «هیئت پخش عمومی اسرائیل» ست. در سال ۲۰۱۷ جانشین «رادیو و تلویزیون اسرائیل» قدیمی شد.
🔺هیئت مدیره و مدیرکل این رسانه با فرآیندی منصوب میشوند که در آن: دولت (وزیر ارتباطات) و کمیتهای مستقل درگیر هستند. اما مهمترین نکته این است که این انتصابات پس از مراحل بررسی شایستگی حرفهای و تأیید یک کمیته مشورتی مستقل انجام میشود.
🔺🔺🔺به بیان ساده: دولت (و در رأسش نخستوزیر) نمیتواند مستقیماً و به تنهایی رئیس رسانه ملی را منصوب یا عزل کند.
🔍 آیا این رسانه موظف است از نخستوزیر یا رئیسجمهور مدح بگوید؟
🔸خیر! بر اساس قانون اسرائیل، «کان» باید «بیطرف» باشد و نمایندۀ طیفهای مختلف جامعه باشد. حتی اگر نخستوزیر (مثلاً نتانیاهو) از «کان» انتقاد کند یا فشار بیاورد، طبق قانون، رسانه موظف به پوششِ «انتقادی و مستقل» است.
🔺گزارشهای تحقیقی و انتقادی از خود نتانیاهو و احزاب حاکم، بارها در همین رسانه ملی پخش شده؛ بدون اینکه مثل ایران، خبرنگار بازداشت یا رسانه تعطیل شود!
📌 تفاوت کلیدی با ایران:
👳🏿♂️ در ایران، رئیس سازمان صداوسیما، بهشکل مستقیم و انحصاری توسط رهبر، ولی فقیه منصوب میشود. این رسانه هم عملاً و رسماً در خدمت تبلیغات رهبر و جناح حاکم است و حتی قانوناً موظف به «ترویج ولایت فقیه» است. نه تنها رئیس رسانه ملی از سوی یک کمیته مستقل یا با تأیید پارلمان منصوب نمیشود، بلکه رسانه ملی حق انتقاد از رهبر را اساساً ندارد.
🔷 نبرد دیرینهی قانون و قدرت
🍂 آنچه در این بررسی آشکار شد، چرخهایست که تاریخ بارها به ما یادآوری کرده است: در یک سو، نظامی که حتی رهبرانش زیر تیغ قانون میایستند و رسانه حق پرسش (یا به تعبیرِ علیبنابیطالب «تکلیفِ نقد و پرسش» (حق من [حاکم] بر شما، ....خیرخواهی (نصیحت) در آشکار و نهان [است])) دارد؛ در سوی دیگر، نظامی که رسانه تنها برای مدح قدرت ساخته میشود و مردم عادی زیر تیغ قانون میمانند. پروندههای فساد نتانیاهو دوباره همان سؤال بزرگ را پیش میکشد: آیا قدرت در خدمت ملت است یا ملت در خدمت تثبیت قدرتِ یک اقلیت؟
🔸درسی از تاریخ و چشمانداز تحول
🍂 تاریخ ایران سرشار از چنین نقاط عطفی بودهاست. شکستهای سهمگین در جنگهای ایران و روسیه در قرن نوزدهم، به رغم تلخی، به بیداری ملی و درک ضرورت اصلاحات عمیق منجر شد و در نهایت، مسیر را برای جنبش مشروطه و مطالبۀ قانون و محدود کردن قدرت مطلق هموار ساخت.
🍂 امروز، در پی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و مواجهه با پیامدهای عمیق آن، این پرسش مطرح میشود که:
آیا این رویارویی نیز میتواند به مثابه یک کاتالیزور عمل کند؟ آیا تجربهی این جنگ و فشارهای ناشی از آن (چه خارجی و چه داخلی)، میتواند به درسی بنیادین برای مردم ایران بدل شود تا بر اساس آن، ساختاری نوین را بر پایۀ حاکمیت قانون و پاسخگوییِ بدون استثناء بنا نهند؟
این تقابل دیرینه میان قانون و اقتدار، نهتنها یک مسئلۀ حقوقی، بلکه امری سرنوشتساز برای آیندۀ ملت ماست. ملتی که بهای سنگین غیبت قانون و بیپروایی قدرت را میپردازد.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin