نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 اینهمه که موضوع به رسمیت شناخته شدن فلسطین رو در سطح دنیا بزرگ کرده‌اند، نمیگن فایده‌ش برای مردم چیه. بیش از ۱۰۰ کشور دنیا فلسطین رو به رسمیت می‌شناسند، در حالی که فقط ۱۲ کشور دنیا تایوان رو به رسمیت می‌شناسند.

🍂 شهروند تایوانی در قله درآمدی دنیاست، و فلسطینی داره در قعر فلاکت زندگی می‌کنه. تایوان دنیا رو وابسته محصولات های‌تک خودش کرده که ابرقدرت‌های دنیا بش حسادت می‌کنند، و فلسطین تبدیل شده به بزرگترین گدای سیاره زمین!

🍂 ایرانی هم زیاد این به رسمیت شناخته شدن رو جدی گرفته بود. دنیا رو میذاشت رو سرش وقتی برای اولین‌بار به جام‌جهانی صعود کرد. فکر کرد خیلی مهمه که توی یه گروه ۳۲ تایی از کشورها قرار بگیری. قله‌های هیمالیا رو فتح می‌کرد و پرچم حکومت رو میبرد بالاسر و فکر می‌کرد خیلی مهمه اون بالا یه اثری از ایران هم باشه‌.

🍂 حالا داره چونه میزنه تا منبع آب رو به دو برابر قیمت چین بش نفروشند با اینکه بش گفته بودند ایران تو پتروشیمی خیلی پیشرفت کرده ولی باید خوراک مفت بش بدیم تا بتونه رقابت کنه، و دنبال لامپ ال‌ای‌دی باتری‌دار میگرده که بتونه ببره توالت، چون تایم قطعی برق از برنامه روتین مثانه‌ش جلو زده.

🍂 تو استادیوم شعار میداد «پرچم فلسطینو بکن تو کونت». حالا پرچمی که بالای قله برده بود هم باید بکنه همونجا. تازه داره میفهمه بهتر بود ایران رو هم کسی به رسمیت نمیشناخت ولی عوضش آب و برق و اینترنت و یه زندگی نرمال داشتیم.

✍🏻 #اریک

.


#سیاست #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin |‌ @anarchonomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نظام دانشگاهی که توسط ج.ا اِشغال و آشغال شده‌، به چنان انحطاطی رسیده‌ که برای شنیدنِ ابتدایی‌ترین مباحث دنیای امروز، که با واقعیت‌ها اندک نسبتی دارد و فاصله‌اش با پروپاگاندا را حفظ کرده، باید پای سخن یک آخوندِ شیعه بنشینیم که در مقابل چپی دانشگاهی ایستاده، که افکارِ رادیکالِ امثال او، از اوایل انقلاب تا به امروز، ج.ا را در جنونِ غرب‌ستیزی و ستیز با کشورهای دنیا راسخ‌تر کرده‌است.

🔸امر طنزآلود ماجرا اینجاست که این آخوند، خود به خرافۀ امام زمان باور دارد و ساعت‌ها برای آن استدلال طرح کرده، اما عقل عملی‌اش در برخورد با واقعیت‌های سختِ جمهوری اسلامی به حدی بیدار شده که در مقابل پروپاگاندا و تبلیغات حکومتی بایستد. او فریاد می‌زند: «بس کنید! این ویرانگری کشور برای اوهام امت‌گرایانه و توهم توطئه را متوقف کنید! از اسرائیل بیاموزید حرکت در مسیر توسعۀ اقتصادی را». این وضعیت، تصویری گویا از عمق فاجعه‌ای‌ست که نیم‌قرن در نهادهای علمی و فکری ما برقرار بوده‌است، و این مَثَل که «چپ [لااقل از نوع محور مقاومتی] هرگز نفهمید و نخواهد فهمید» را برجسته‌تر می‌کند.

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۱/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

🍂 در دنیای سیاست، نوع نگاه یک حاکمیت به تاریخ و هویت ملی خود، بازتاب‌دهندهٔ ماهیت و ایدئولوژی آن است. سخنان علی لاریجانی، از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی، درباره تحقیر تاریخ ایران پیش از اسلام، نمونه‌ای گویا از این مسئله است. این اظهارات نه یک اتفاق صرف، بلکه نتیجه یک گفتمان ریشه‌دار در ساختار جمهوری اسلامی است که با بررسی تطبیقی آن با کشورهای دیگر دنیا، می‌توان به درک عمیق‌تری از پیامدهای آن دست یافت.

🔶 تحقیر تاریخ به مثابه ابزار ایدئولوژیک: نمونه علی لاریجانی

🍂 علی لاریجانی در سخنرانی خود در سال ۱۳۸۲، ایران پیش از حمله اعراب را «بدوی‌تر» و عقب‌افتاده‌تر از قبایل ساکن در شبه‌جزیره عرب می‌خواند.

🔻او در بخشی از این سخنرانی می‌گوید:
«(در امپراطوری ساسانی) جریان علمی در ایران وجود نداشت. اینکه بعضی از ایران‌گراها در مورد حمله اعراب به ایران و نفوذ اسلام در ایران می‌گویند که ما در اینجا یک حکومتی داشتیم پر از علم و دانش، اسلام که آمد در این‌ها تخته شد و یا دروغ‌هایی در مورد آتش‌سوزی کتابخانه‌ها که واقعا سند تاریخی ندارد. ما در ایران یک مشت ملت بی‌سواد داشتیم که علاقه داشتند به بی‌سوادیشان».

«ایران کاملا عقب‌افتاده بود مگر در یک رشته خاص مثل فنون نظامی، اسلحه‌سازی و موسیقی و رقص و ساختن آلات و ابزار تجمل و خوشگذرانی. توی این‌ چیزها وضعشون خوب بود. اما از نظر تکنیک و دانش و فلسفه و حکمت و این چیزها خبری نبود».


🔺لاریجانی همچنین ادعا کرده بود که معماری، شعر، و هنر ایرانی تنها بعد از اسلام معنا پیدا کرده و ایرانِ قبل از اسلام نه تنها تمدنی قابل توجه نداشته، بلکه ایرانی‌ها از فهم مفاهیم بنیادین علمی نیز بی‌بهره بوده‌اند.

🍂 این گفتار، ریشه در ایدئولوژی انقلابی جمهوری اسلامی دارد که برای مشروعیت بخشیدن به خود، به نفی و حذف کامل گذشته پیش از انقلاب می‌پردازد. این گفتمان به جای اینکه هویت ملی را بر پایهٔ تداوم تاریخی بنا کند، به دنبال ساختن هویتی جدید بر مبنای یک روایت مذهبی خاص است. در این چارچوب، هرآنچه خارج از این روایت باشد، «جاهلیت» و بی‌ارزش تلقی می‌شود.

🔶 آنالیز گفتار لاریجانی: تقابل با واقعیت‌های تاریخی

🔻سخنان لاریجانی از نظر تاریخی و علمی به شدت قابل نقد است و با شواهد موجود تناقض آشکار دارد. تحلیل دقیق اظهارات او نشان می‌دهد که این سخنان نه یک تحلیل تاریخی، بلکه ابزاری ایدئولوژیک برای تخریب گذشته است:

انکار پیشرفت علمی و فلسفی: ادعای «نبود جریان علمی و فلسفی» در دوران ساسانی، با واقعیت‌های تاریخی در تضاد است. در آن دوره، دانشگاه گندی‌شاپور یکی از مهم‌ترین مراکز علمی جهان بود که پزشکان، فیلسوفان و دانشمندان از نقاط مختلف دنیا در آن به تبادل دانش می‌پرداختند.

تحقیر هنر و فرهنگ: تقلیل فرهنگ ساسانی به «رقص و آواز»، چشم‌پوشی آگاهانه از میراثی غنی است. طاق کسری، نقش‌برجسته‌های ساسانی در طاق بستان و بیستون، و فلزکاری شگفت‌انگیز آن دوران، گواه تمدنی پیشرفته و هنری فاخر هستند.

☑️ توان نظامی و صنعت اسلحه
: ارتش ساسانی، به‌ویژه سواره‌نظام سنگین آن (سواران)، برای قرن‌ها یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان بود. توسعه زره، شمشیر و دیگر ادوات جنگی برای چنین ارتشی، نیازمند صنعت پیشرفته و دانش متالورژی بود که خود نشانه‌ای از سطح بالای تکنولوژی و علم است، نه یک جامعه بدوی.

☑️ سازمان کشوری و دیوان اداری: مدیریت یک امپراتوری گسترده، از بین‌النهرین تا آسیای میانه، نیازمند یک سیستم مالیاتی، دیوان اداری و کشورداری بسیار پیچیده بود که با ادعای «بی‌سوادی» کاملاً در تضاد است.

☑️ گستردگی ادیان و آزادی‌های مذهبی: ایران ساسانی، با وجود اینکه دین رسمی‌اش زرتشتی بود، در عمل یک امپراتوری چندفرهنگی و چندمذهبی به شمار می‌رفت. مسیحیان، یهودیان، مانویان، و بودائیان در آن حضور داشتند. این گستردگی مذهبی، با رویکرد تقابلی اسلام که غیرمسلمانان را به سه گزینۀ «اسلام، جزیۀ با خفت یا قتال» (برای اهل کتاب) و در بسیاری موارد دیگر تنها به «اسلام یا قتال» محدود می‌کرد، تفاوت اساسی داشت؛ خود همین رویکرد به‌تنهایی گویای قد و قامت دو فرهنگ است.

🪚 پارادوکس هویتِ وام‌گرفته: تلاشی ناکام برای حذف گذشته

🔻در تحلیل دقیق‌تر، با پارادوکسی مواجهیم که ایدئولوژی جمهوری اسلامی را از درون دچار تناقض می‌کند. این نظام، در حالی که گذشته را تحقیر می‌کند، برای ساخت هویت جدید، مجبور است از همان گذشته وام بگیرد:

☑️ استفاده از نام‌ها و اسطوره‌ها: همچنان از اسامی اسطوره‌ای نظیر «کاوه»، «آرش»، «رخش» در ابزارهای نظامی استفاده می‌شود.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۲/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

☑️ دوگانگی نمادین
: گفتمانی که از یک سو «ایرانیان پیشا اسلام را فاسد و بی‌فرهنگ» می‌خواند، از سوی دیگر نمادهای آن را برای تهییج ملی‌گرایی در جنگ یا بحران‌ها به کار می‌گیرد. نمونه‌ای اخیر از این تناقض، اجرای سرود «ای ایران» به خواست رهبر جمهوری اسلامی، پس از درگیری نظامی با اسرائیل بود. این رویداد، که تلاشی آشکار برای ایجاد هم‌افزایی عاطفی میان دین و میهن بود، نشان داد که این تلفیق بیشتر از سر نیاز به بسیج عمومی است تا باور به همزیستی اصیل این دو حوزه، و واکنش‌های عمومی نیز این بن‌بست ایدئولوژیک و خودآگاهی به استفادۀ ابزاری را نمایان ساخت.

🔺این دوگانگی هویتی نه‌تنها نشانه‌ی بحران، بلکه نشان می‌دهد که حذف حافظه ملی ممکن نیست؛ حتی برای کسانی که آن را نفی می‌کنند.

🔶 خلأ حافظه تاریخی و ساختار «روایت مصنوعی»: جایگزینی تاریخ با اسطوره‌های ایدئولوژیک

🍂 زمانی که یک حاکمیت، پیوند خود با تاریخ را قطع می‌کند، ناگزیر می‌شود برای مشروعیت‌بخشی، به روایت‌های مصنوعی و برساخته ایدئولوژیک روی آورد. در غیاب یک حافظه تاریخی پیوسته و معنادار، ایدئولوژی مجبور است تاریخ را نه‌تنها بازخوانی، بلکه بازآفرینی کند—و این نه با تکیه بر واقعیت‌های تاریخی، بلکه با خلق «اسطوره‌های مفید برای قدرت» صورت می‌گیرد.

🔻در جمهوری اسلامی، ما شاهد شکل‌گیری چنین روایت‌های بدلی هستیم:

☑️ جایگزینیِ کوروش با نمادهای غیرملی، خشکه‌مقدس، ناروادار و بی‌تدبیر نظیر علی: نمادهای تاریخی مشروعیت سیاسی ایران (مانند کوروش یا داریوش) کنار گذاشته می‌شوند و به‌جای آن‌ها چهره‌هایی از تاریخ صدر اسلام به عنوان الگوی حکومت‌داری معرفی می‌شوند، بی‌آنکه بستر فرهنگی و تمدنی آن‌ها با ایران هم‌راستا باشد و قد و قامتی در حد حکمرانیِ جامعۀ پویا و چندفرهنگیِ ایران را داشته‌باشند.

☑️ ساخت اسطوره‌ی یکدست از انقلاب ۵۷: این روایت، نه‌تنها تاریخ پیشاانقلابی را حذف می‌کند، بلکه تنوع و تعارضات داخلی انقلاب را نیز سانسور کرده و فقط یک قرائت رسمی از آن باقی می‌گذارد.

☑️ تقدیس چهره‌های جدید به جای میراث کهن: چهره‌هایی مانند شهدای مدافع حرم یا مدافع انقلاب، با جایگزینی کامل نمادهای اسطوره‌ای تاریخی به‌عنوان «الگوی اخلاق، فداکاری و وطن‌دوستی» مطرح می‌شوند، اما در فضایی فاقد ارتباط تاریخی و حافظه تمدنی.

🔺در غیاب یک حافظه تاریخی پذیرفته‌شده، جامعه ناگزیر درگیر دوگونه حافظه‌ی متعارض می‌شود: یکی حافظه رسمی و مصنوعی که توسط قدرت تولید و تکرار می‌شود، و دیگری حافظه پنهان و سنتی که در ناخودآگاه جمعی و در نهادهای غیررسمی، مانند خانواده، هنر، و ادبیات باقی می‌ماند.

🔺نتیجه این دوپارگی، چیزی است که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «تروما یا زخم حافظه تاریخی» یاد می‌کنند؛ زخمی که بازتولید می‌شود، سر باز می‌کند، و از طریق رادیکالیسم، نوستالژی افراطی، و حتی جنبش‌های اعتراض‌محور، خود را به صورت‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی بروز می‌دهد.

🔶 تأثیر تحقیر تاریخ بر روان جمعی: بحران اعتماد به خود

🍂 تحقیر نظام‌مند تاریخ ملی، تنها یک پروژه‌ی سیاسی برای پاکسازی حافظه تاریخی نیست، بلکه ضربه‌ای عمیق به روان جمعی جامعه نیز وارد می‌آورد. در چنین فضایی، ملت‌ها نه‌فقط گذشته‌ی خود را از دست می‌دهند، بلکه دچار نوعی گسست عاطفی با خویشتن تاریخی‌شان می‌شوند. این گسست، در بلندمدت، به بحران هویت و بی‌اعتمادی به «خودِ فرهنگی» منجر می‌شود.

🍂 از منظر روان‌شناسی اجتماعی و تحلیل‌های حافظه‌پژوهان مانند موریس هالبواکس، تاریخ نه صرفاً مجموعه‌ای از وقایع، بلکه بنیانی روانی برای «خودآگاهی جمعی» است. ملتی که به‌دروغ ولی به‌شکلی مدوام، شنیده‌است پیش از نقطه‌ای خاص از تاریخ، هیچ نبوده یا «جاهل» و «بدوی» بوده، به تدریج حسّ ارزشمندی تاریخی خود را از دست می‌دهد. این پدیده، نوعی سرکوب مزمن در ناخودآگاه جمعی ایجاد می‌کند که آثار آن در سطوح مختلف جامعه، از سیاست‌زدگی افراطی گرفته تا بی‌هویتی فرهنگی، به‌وضوح مشهود است.

🍂 چنان‌که افرادی مانند فرانتس فانون نیز هشدار داده‌اند، تحقیر مستمر هویت پیشااستعماری (یا در اینجا پیشاانقلابی - پیشا اسلامی) یک ملت، منجر به نوعی اختلال شخصیتی در سطح ملی می‌شود؛ جایی که ملت‌ها دیگر نمی‌دانند به کدام «من» باید وفادار بمانند: «منِ تحقیرشدهٔ تاریخی» یا «منِ تحمیلیِ ایدئولوژیک». نتیجهٔ این شکاف، 1️⃣ شکل‌گیری شخصیت‌های فرهنگی دوپاره، 2️⃣ اعتماد به نفس جمعی آسیب‌دیده، و نوعی 3️⃣ بی‌ثباتی روانی و فرهنگی مزمن است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۳/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

🍂 در چنین شرایطی، تحقیر گذشته نه‌تنها یک «روایت تحریف‌شده»، بلکه یک نوع خشونت روانی بر حافظهٔ ملی محسوب می‌شود. این خشونت، در نسل‌های جوان که به دنبال معنا، ریشه و افتخار هستند، آثار مخرب‌تری دارد. چراکه آن‌ها در پی هویت خویش، نه با تاریخ واقعی خود، بلکه با یک تاریخِ انکارشده از سوی ایدئولوژی‌ای تمامیت‌خواه و دیگری‌ستیز مواجه می‌شوند. نتیجه، شکل‌گیریِ نسلی‌ست که یا به کل از تاریخ خود می‌بُرد، یا دچار سرخوردگی و بحران معنای تاریخی می‌شود.

🔶 پیامدهای اقتصادی و دیپلماتیک تحقیر تاریخ

🔻تحقیر تاریخ یک ملت، پیامدهای اقتصادی و دیپلماتیک ملموسی نیز دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود:

1️⃣ کاهش سرمایه‌ی گردشگری: تاریخ و تمدن ایران یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های بالقوه برای جذب گردشگر است. اما وقتی یک حکومت، بخش عمده‌ای از تاریخ خود (از جمله دوران ساسانی، هخامنشی و قاجار و حتی پهلوی) را تحقیر یا نفی می‌کند، در عمل یک سرمایه‌ی عظیم اقتصادی را از دست می‌دهد. توریست‌ها برای دیدن ویرانه‌های «جاهلیت» نمی‌آیند، بلکه برای مشاهده‌ی میراثی که حکومت خودش به آن افتخار می‌کند، سفر می‌کنند.

2️⃣ از دست دادن «قدرت نرم»: تاریخ یک کشور، ابزاری برای دیپلماسی فرهنگی و افزایش نفوذ در جهان است. وقتی مقامات رسمی از تاریخ یک ملت با تحقیر یاد می‌کنند، در عمل اعتبار فرهنگی و «قدرت نرم» کشور را در سطح بین‌المللی تضعیف می‌کنند. کشورهای موفق، از میراث تاریخی خود برای جذب سرمایه، تقویت پیوندهای فرهنگی و حتی ایجاد ائتلاف‌های سیاسی استفاده می‌کنند (مثل استفاده‌ی چین از جاده ابریشم جدید یا تأکید ترکیه بر میراث عثمانی).

3️⃣ بیگانگی با نخبگان ملی‌گرا: گفتار تحقیرآمیز نسبت به گذشته، باعث بیگانگی نخبگان، هنرمندان، مورخان و روشنفکرانی می‌شود که به میراث فرهنگی خود افتخار می‌کنند. این افراد، که می‌توانستند سرمایه‌ی انسانی مهمی برای توسعه‌ی کشور باشند، در برابر گفتمان حکومتی موضع می‌گیرند و همین امر، به شکاف میان دولت و ملت دامن می‌زند که خود یک بحران اقتصادی و اجتماعی پنهان است.

🔶 اگر ترامپ/نتانیاهو سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا/اسرائیل می‌گفت، چه می‌شد؟

🍂 با توجه به اینکه علی لاریجانی قرار است پس از جنگ ۱۲ روزه، ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده بگیرد، سخنان او درباره تاریخ ایران اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این اظهارات در چارچوب یک ایدئولوژی امت‌گرای شیعی تا بنِ دندان فاشیستی که ذاتاً حذف‌گراست و هیچ هویتی خارج از دایرۀ تنگی از مطیعان و ذوبانِ فرقه را به رسمیت نمی‌شناسد.

📌 اگر اظهاراتی مشابه آنچه لاریجانی درباره تاریخ پیشا-اسلامی ایران گفت، از سوی یک مقام بلندپایه در اسرائیل یا آمریکا مطرح می‌شد، نتیجه‌اش حذف سیاسی و طرد کامل آن فرد بود. او نه تنها از صحنه قدرت محو می‌شد، بلکه اعتبار اجتماعی و رسانه‌ای خود را نیز از دست می‌داد.

🔺دلیل این تفاوت فاحش، نگاه متفاوت به تاریخ در این کشورهاست. در حالی که در ایران تاریخ به ابزاری در خدمت ایدئولوژی امت‌گرا و اسلامی تبدیل شده، در کشورهایی چون آمریکا و اسرائیل، تاریخ ستون تثبیت هویت ملی محسوب می‌شود و تحقیر آن به معنای تضعیف کل بنیان‌های کشور است.

🔻تاریخ در آمریکا🇺🇸: متنی مقدس با روایتی در حال تکامل

🍂 در ایالات متحده، با وجود آنکه تاریخ تمدنی‌اش تنها به چند قرن محدود می‌شود، گفتمان ملی به شکلی عمیق با تقدس‌بخشی به گذشته گره خورده است. «پدران بنیان‌گذار»، قانون اساسی، انقلاب استقلال و جنگ داخلی نه تنها رویدادهایی تاریخی، بلکه به مثابه «متون مقدس سکولار» تلقی می‌شوند که بنیان‌های هویتی این کشور بر آن‌ها استوار است.

🍂 هرگونه حمله تحقیرآمیز به این ارکان، با واکنش‌های شدید اجتماعی، اخلاقی و رسانه‌ای مواجه می‌شود. اما این تقدس در میان جریان‌های مختلف، یکسان نیست. در حالی که محافظه‌کاران این تاریخ را تقریباً بی‌نقص و مقدس می‌بینند، لیبرال‌ها آن را متنی محترم اما قابل نقد می‌دانند که باید به صورت مداوم برای رفع تناقضاتش (مانند برده‌داری یا کشتار بومیان آمریکا) به آن رجوع کرد.

🔺به همین دلیل، هویت ملی آمریکا بیش از آنکه بر یک ایدئولوژی ثابت و حذف‌گرا بنا شده باشد، حافظه‌محور و اسطوره‌ساز است. در این نگاه، تاریخ نه یک مانع که باید انکار شود، بلکه یک منبع غنی برای هویت‌سازی و غرور ملی محسوب می‌شود؛ هویتی که هم به دستاوردهای گذشته افتخار می‌کند و هم به خطاهای آن اذعان دارد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۴/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

🔻اسرائیل🇮🇱: ایدئولوژی بر شانه‌های تاریخ کهن

🍂 ایدئولوژی ملی‌گرایی یهود از آغاز بر بازسازی و احیای حافظه تاریخی قوم یهود بنا شد. در این گفتمان، نه تنها اسطورۀ بازگشت به «ارض موعود» و داستان‌های کتاب مقدس، بلکه هویت پادشاهی‌های عهد عتیق، عناصر بنیادین مشروعیت دولت اسرائیل را شکل می‌دهند. این رویکرد، تاریخ را به ابزاری قدرتمند برای توجیه و تثبیت وجودی تبدیل کرده است:

▪️پیوند باستان‌شناسی و سیاست: در اسرائیل، باستان‌شناسی تنها یک علم نیست، بلکه ابزاری سیاسی برای اثبات پیوند ناگسستنی یهودیان با سرزمین باستانی خود است. هر کشف باستان‌شناختی، به عنوان سند دیگری برای مشروعیت حاکمیت فعلی معرفی می‌شود.

▪️تاریخ به مثابه مشروعیت حیاتی: هرگونه نفی گذشته یهود، به‌معنای انکار و نفی مشروعیت حال است. برای این دولت-ملت، تاریخ نه فقط یک افتخار، بلکه بنیان بقاء سیاسی و مشروعیت بین‌المللی محسوب می‌شود. به همین دلیل، در اسرائیل «تاریخ‌ستیزی» یا «تحقیر گذشته» به عنوان یک اقدام ضدامنیتی و خطرناک تلقی می‌شود.

▪️هم‌سویی نهادهای قدرت: ساختار آموزشی، سینما، رسانه و حتی ارتش اسرائیل، همگی در خدمت تقویت این حافظۀ تاریخی هستند. ارتش، خود را ادامه‌دهنده راه جنگجویان باستانی می‌داند و آموزش‌وپرورش، روایت ملی را از دل متون کهن بازتولید می‌کند.

🔺اگرچه در اسرائیل مثل آمریکا نقد تاریخ وجود دارد، اما نوع این نقد با گفتمان حاکم در ایران متفاوت است. در آمریکا و اسرائیل، نقد تاریخ (مانند بررسی مسئله برده‌داری یا جنگ‌های داخلی) بیشتر در چارچوب بازنگری در روایت ملی و به چالش کشیدن آن صورت می‌گیرد. این نقد، هرچند سخت و بی‌رحمانه باشد، در پی کشف حقیقت است و در نهایت به یک روایت پیچیده‌تر و کامل‌تر از هویت ملی منجر می‌شود.

🔺اما در ایران، گفتمان حاکم به جای نقد، به نفی کامل و ایدئولوژیک تاریخ پیشااسلامی می‌پردازد. این گفتار، با هدف جایگزین کردن یک تاریخ ملی با یک هویت جدید امت‌گرا، تلاش می‌کند تا ریشه‌های تمدنی کشور را از اساس از بین ببرد. به همین دلیل، در آمریکا و اسرائیل، یک مقام بلندپایه اساساً چنین سخنانی را در مخیله خود راه نمی‌دهد، چه رسد به آنکه بر زبان آورد. چرا که می‌داند تحقیر تاریخ، تضعیف مستقیم بنیان‌های هویتی و مشروعیتی کشور است و نتیجه آن، حذف فوری از قدرت خواهد بود.

🌍 تحقیر تاریخ: یک پدیده‌ی جهانی یا یک استثناء ایرانی؟

🔻برای درک عمیق‌تر تفاوت گفتار جمهوری اسلامی در تحقیر تاریخ با سایر دولت‌ها، نگاهی گذرا اما دقیق به چند نمونه مهم دیگر بیندازیم:

🔻چین🇨🇳: تلفیق تمدن کهن با ایدئولوژی نوین

🍂 در زمان مائو و انقلاب فرهنگی چین (دهه ۱۹۶۰)، هدف اصلی از بین بردن «چهار کهنه» بود: کهنه‌های فرهنگی، افکار، آداب و رسوم. در این دوران، هر چیزی که به تاریخ، فلسفه، دین و سنت‌های کهن چین مربوط می‌شد (از جمله آثار کنفوسیوس، معابد بودایی و هنر سنتی)، به عنوان نمادهای واپس‌گرایی و ضدانقلاب شناخته شد.

🔨 ارتش سرخ جوان، با شعار «مرگ بر چهار کهنه»، به تخریب معابد، موزه‌ها و آثار باستانی پرداخت. در این پروژه، تاریخ هزاران ساله چین به طور کامل نفی شد تا یک هویت جدید و ایدئولوژیک بر پایه کمونیسم ایجاد شود.

🔺با این حال، این تلاش نیز در نهایت شکست خورد. پس از پایان انقلاب فرهنگی، حاکمیت چین به تدریج به اهمیت تاریخ و سنت‌های کهن برای بقای هویت ملی پی برد. امروز، دولت چین با سرمایه‌گذاری‌های عظیم، تلاش می‌کند تا همان تاریخ باستانی را که روزی نماد انحطاط می‌دانست، به عنوان پشتوانه اقتدار و مشروعیت خود بازسازی و تبلیغ کند.

🔺هیچ مقام چینی اجازه ندارد تاریخ چین باستان را به‌صورت تحقیرآمیز نفی کند، حتی اگر ایدئولوژی او مارکسیستی باشد.

این مثال به وضوح نشان می‌دهد که نفی و تخریب ریشه‌های تاریخی یک ملت، پروژه‌ای شکست‌خورده است که در بلندمدت، همان تاریخ نفی‌شده با قدرت بیشتری بازمی‌گردد.

🔻فرانسه🇫🇷: میراث به‌مثابه سرمایه هویت ملی

🍂 در فرانسه، هویت ملی بر پایۀ یک روایت تاریخی پیوسته و فراگیر شکل گرفته است که رویدادهای مختلف را به هم پیوند می‌دهد. این روایت تاریخی، حتی پس از وقوع تحولات بنیادین، هرگز نفی نشده، بلکه در قالب‌های جدید بازسازی و نهادینه شده است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۵/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

🔸تداوم تاریخی از امپراتوری تا جمهوری:
فرانسه توانست با وجود گسست‌های بزرگ سیاسی (مانند انقلاب کبیر که به سلطنت پایان داد)، یک روایت یکپارچه از تاریخ خود ایجاد کند. این روایت، از تمدن گل‌ها، تا رومی‌ها، تا امپراتوری شارلمانی و سپس سلسله‌های پادشاهی را در بر می‌گیرد و آن را به انقلاب و جمهوری‌های مدرن پیوند می‌زند. این پیوستگی به مردم فرانسه این حس را می‌دهد که بخشی از یک تمدن چند هزار ساله هستند.

🔸بازسازی در قالب نهادهای مدرن:
جمهوری لائیک فرانسه، به جای نفی گذشته، آن را به عنوان یک سرمایه ملی «تملک و بازسازی» کرد. برای مثال:
▪️موزه‌ها
: موزه لوور، که زمانی کاخ پادشاهان بود، به بزرگترین موزه ملی فرانسه تبدیل شد تا میراث فرهنگی را به همه مردم ارائه دهد.

▪️آموزش عمومی: در نظام آموزشی فرانسه، تاریخ به عنوان ستون اصلی شهروندی و هویت ملی تدریس می‌شود. دانش‌آموزان به تاریخ پادشاهان، انقلاب و دوران روشنگری به عنوان اجزای ضروری هویت خود می‌نگرند.

▪️نمادگرایی: بناهای تاریخی مانند کاخ ورسای به جای تخریب، به نمادهای قدرت و شکوه گذشته تبدیل شدند که اکنون بخشی از افتخار ملی محسوب می‌شوند.

🔸تابوی تحقیر تاریخ:
در فرانسه، هرگونه تحقیر ریشه‌های تاریخی (مثلاً شارلمانی یا فرهنگ لاتین) یک تابوی سیاسی است؛ زیرا وحدت ملی دقیقاً بر بستر همین روایت شکل گرفته است. یک مقام رسمی که چنین گفتاری داشته باشد، فوراً بی‌اعتبار شده و از صحنه سیاست حذف خواهد شد، چرا که این عمل به معنای تضعیف ستون‌های اصلی هویت و مشروعیت کشور است.

🔻ژاپن🇯🇵: سنت در کنار تکنولوژی مدرن
ژاپن نمونه‌ای نادر و موفق از کشوری است که توانسته بدون قطع پیوند با گذشته، به مدرنیته دست یابد. این کشور به جای نفی ریشه‌های تاریخی خود، آن‌ها را با دقت در ساختار جدید جامعه ادغام کرده است.

🔸انتقال قدرت و حفظ نماد
: پس از جنگ جهانی دوم، امپراتوری ژاپن از یک حاکمیت مطلق و مقدس به یک نهاد نمادین و صرفاً تشریفاتی تبدیل شد. این تغییر، به ژاپن اجازه داد تا بدون نابودی کامل سنت‌های تاریخی، مدرن شود. امپراتور به عنوان نماد وحدت ملی باقی ماند، اما قدرت سیاسی به دولت منتخب منتقل شد. این روند، شبیه به «حذف» نبود، بلکه نوعی «تبدیل» بود.

🔸حضور سنت در زندگی مدرن:
آیین‌های باستانی و سنت‌های کهن ژاپن، مانند آیین شینتو، همچنان در زندگی روزمره و دولتی حضور پررنگی دارند. این سنت‌ها به عنوان میراث فرهنگی گرامی داشته می‌شوند و به جامعه حس پایداری و هویت می‌بخشند.

🔸مواجهه نقادانه با تاریخ جنگ:
ژاپن پس از فاجعه جنگ جهانی دوم، به جای نفی یا تحقیر کامل آن تاریخ، با آن به صورت انتقادی مواجه شد. این کشور در قانون اساسی جدید خود، حق آغاز جنگ را برای همیشه کنار گذاشت و به یک رویکرد صلح‌طلبانه روی آورد. این اقدام، به معنای پاک کردن گذشته نبود، بلکه یک تعهد ملی برای درس گرفتن از آن و عدم تکرار اشتباهات بود. این «حافظه انتقادی»، ستون اصلی هویت جدید ژاپن پس از جنگ است.

🔺
این رویکرد به آن‌ها اجازه داد که با حفظ پیوند با گذشته، به سوی آینده حرکت کنند. به همین دلیل، یک مقام سیاسی ژاپن هرگز نمی‌تواند بخشی بزرگی از تاریخ کشورش را «جاهلیت و بدوی» بخواند؛ چرا که چنین اظهاراتی به معنای نابودی تمام سرمایه‌های هویتی و فرهنگی کشور و حذف فوری از صحنه سیاسی است.

🔶 ایرانِ امروز🇮🇷 در تضاد با روند جهانی


🍂 در این مقایسۀ تطبیقی، جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود نظام‌هایی‌ست که پروژۀ ملت‌سازی را با انکار یا تحقیر گذشتۀ تاریخی آغاز کرده و ادامه می‌دهد. در حالی که دیگر کشورها از تاریخ برای تقویت انسجام اجتماعی و مشروعیت استفاده می‌کنند، گفتارهایی مانند اظهارات لاریجانی، حافظۀ تاریخی را به عامل واگرایی، تحقیر و انقطاع بدل می‌سازند. در نتیجه، گفتار تحقیرآمیز نسبت به تاریخ ملی، نه‌فقط در ایران، بلکه در هیچ‌یک از کشورهای موفق و باثبات، مشروعیت سیاسی ندارد. حذف تاریخ، به جای حل بحران هویت، خود عامل بازتولید و شدیدِ بحران است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 «لعن‌های زیارت عاشورا» جعلیاتِ قرن نهم‌اند! 🎙آیت‌الله #کمال_حیدری 🔻سندیت‌سنجی 📕کلینی و اصول کافی؟ 📺 سندیتِ دعای کمیل 📕نهج‌البلاغه و علی؟ 📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره 📕دعای عرفه و حسين؟ 📕نهج‌البلاغه در ترازوی قرآن 📺 نهج‌البلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن…»
📘فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امت‌گرا
اگر ترامپ سخنِ لاریجانی را دربارۀ آمریکا می‌گفت، چه می‌شد؟
(۶/۶)
✍🏻 #عبدالله_کشمیری

🔶 مقایسه با پروژه‌های «انقلابیِ حذف تاریخ» (نمونه: اتحاد جماهیر شوروی)

🔻مقایسه‌های قبلی ما، جز چین در دوران سیطرۀ نگاهِ تاریخ‌ستیزِ کمونیستی، عمدتاً با کشورهایی بود که تاریخ را ستایش یا بازسازی می‌کنند. اما برای درک کامل پدیده «حذف تاریخ»، لازم است آن را با رژیم‌های انقلابی دیگری مقایسه کنیم که آن‌ها نیز برای تثبیت قدرت خود، سعی در پاک‌سازی گذشته داشتند. در این میان، مقایسه با اتحاد جماهیر شوروی بسیار روشنگر است:

☑️ هدف مشابه: خلق «انسان نوین»: درست همان‌طور که جمهوری اسلامی به دنبال خلق «انسان انقلابی» بود و هست، بلشویک‌ها نیز در دهه‌های اول قدرت خود، پروژه‌ای به نام «انسان نوین شوروی» را دنبال می‌کردند. این پروژه، مستلزمِ نفیِ کامل «گذشتۀ منحط تزاری» و «فرهنگ عقب‌مانده‌ی دینی و فئودالی» بود. آن‌ها نیز تاریخ، ادبیات، هنر، و معماری قبل از انقلاب اکتبر را تحقیر و نابود کردند.

☑️ عاقبت مشابه: شکست در حذف کامل حافظه: با وجود تمام تلاش‌های شوروی برای از بین بردن کلیساها، مجسمه‌ها و نمادهای امپراتوری روسیه، آن‌ها در حذف کامل حافظه‌ی جمعی شکست خوردند. در نهایت، با فروپاشی شوروی، بخش عظیمی از مردم روسیه به سرعت به همان حافظه تاریخی انکارشده‌ی خود بازگشتند و نمادهایی مانند کلیسای ارتدوکس، تزارها و قهرمانان ملی پیشاانقلابی را احیا کردند. این روند نشان می‌دهد که حذف حافظۀ یک ملت، تلاشی ناموفق و موقتی‌ست.

🔶 خاتمۀ کلام


🔺گفتار تحقیرآمیز علی لاریجانی (و امثال او که در ارکانِ حکومت حضور داشته و دارند) دربارۀ تاریخ ساسانی، شباهت عمیقی به گفتمان انقلابی شوروی دارد. هر دو تلاش برای جایگزینی یک هویت طبیعی و تاریخی با یک هویت ایدئولوژیک و مصنوعی بودند. اما تاریخ نشان می‌دهد که این پروژه‌ها در بلندمدت محکوم به شکست‌اند؛ زیرا حافظه‌ی تاریخی، یک نیروی مقاوم و پایدار است که به‌راحتی از بین نمی‌رود. این مقایسه نشان می‌دهد که پروژه‌ی جمهوری اسلامی در ایران نیز به لحاظ تاریخی و تئوریک، سرنوشتی مشابه خواهد داشت و هزینه‌های آن برای تاریخ‌سازی و امت‌سازی، مانند سایر پروژه‌های پرهزینۀ نظام، در مسیری بی‌فرجام و باطل تلف می‌شود.

🔺سخنان علی لاریجانی، فراتر از یک اظهارنظر شخصی است؛ این سخنان نمادی از یک گفتمان انقلابی و رادیکال است که برای بقای خود، ناگزیر از نفی هویت تاریخی یک ملت است. این رویکرد در تضاد کامل با اکثر کشورهای با ثبات و مشروعیت دنیا قرار دارد که بقا و مشروعیت خود را در پاسداری از گذشته خود می‌دانند. در این کشورها حافظه تاریخی یکی از ابزارهای اصلی تولید هویت، مشروعیت، و انسجام ملی است. حتی در رژیم‌های ایدئولوژیک (چین کمونیست)، نوعی تلفیق با تاریخ پیشاایدئولوژیک دیده می‌شود. از همین رو، این تناقض، مرز میان دو نوع نظام سیاسی را نشان می‌دهد: یکی که بقای خود را در حذف و سرکوب و تحقیرِ گذشته می‌بیند و دیگری که بقای خود را در پاس‌داشت و احترام و بزرگ‌داشتِ آن.

🔻گفتمان جمهوری اسلامی با حذف، تحقیر و تخریب تاریخ پیشااسلامی ایران، یک پارادوکس بنیادین خلق می‌کند:

هویتی که از گذشته خود شرم دارد، نمی‌تواند آینده‌ای قابل اتکا بنا کند.

حکومتی که حافظه جمعی را دشمن خود بداند، دائماً باید حافظه‌ای جعلی تولید کند.


مردمی که تاریخ‌شان تحقیر شده، یا به «نوستالژی رادیکال» پناه می‌برند، یا در «بی‌هویتی»، «انفعال» یا «طغیان» فرو می‌روند.


🔺این وضعیت نه‌تنها از نظر فرهنگی، بلکه از منظر پایداری سیاسی نیز خطرناک است؛ چرا که دولت‌ - ‌ملت، بدون روایت تاریخی مشترک، به پروژه‌ای نامشروع و شکننده تبدیل می‌شود.

🔻عبدالله کشمیری
📺 تلاقی اسلام و فاشیسم: تاریخ‌زدایی از هویت ملی
📕سماعِ سروش بر جسدِ الله
مبتذل‌سازیِ شر و نفیِ ضمنی وحی با تشریحِ بقایِ انگلی اسلام
📕نواندیشی دینی: خودویرانگری با لبخند
نجات اسلام با انتحارِ آن به‌صورت تدریجی؟

.


#سیاست #حکومت_اسلامی #جامعه #ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 شرم‌ساری و پوزش‌خواهیِ صادقانه و اصیل
کالایی نایاب در بساط ۵۷ی‌ها

1️⃣ مادر عصمت:
«من از ایران و ایرانی بابت ۵۷ معذرت می‌خوام»


🔻عصمت وطن‌پرست، معروف به «مادر عصمت» که ۱۱ نفر از اعضای خانواده‌اش در دهۀ ۶۰ اعدام شدند، با شجاعت تمام از اشتباهات صورت گرفته که منجر به انقلاب ۵۷ شد عذرخواهی کرد و گفت:
«ما ۵۷ی‌ها یادمون می‌ره که چی کار کردیم با کشور خودمون

ما ایران را نابود کردیم

منم یکی‌شون بودم؛ همه می‌گن من نبودم! اما من بودم! من یکی بودم!

من از ایران و ایرانی معذرت می‌خوام. من از ایرانی که داره نابود می‌شه، معذرت می‌خوام

من از مادرایی که بچه‌هاشون واقعا داغون شد؛ همه بچه‌ها قتل‌عام شدن، معذرت می‌خوام

می‌گن ما که نبودیم! من نبودم، اون بود! اون نبود، اون بود! اما ما همه‌مون بودیم!

خیابونا پر بود، یادتون نره.

اما الان فراموش می‌کنی خاوران را،

فراموش می‌کنی مادران با چنگ و ناخن خاوران را پیدا کردند، و بچه‌هاشون قتل‌عام شدن،


فراموش می‌کنی در جهرم چقدر جوان ریختند در قنات؛

فراموش می‌کنی که ایران داره نابود می‌شه و مردم یک چکه آب ندارند

فراموش می‌کنی که مردم ایران تو چه وضعیتی هستند

فراموش می‌کنی که می‌ری بیانیۀ موسوی رو امضا می‌کنی؛ که باز این رژیم بمونه و خاوران‌ها بیشتر بشه؛ جوون‌هایی که در زندان‌ها هستند، بازم قتل‌عام بشن


اگر روزی منم خواستم بیانیۀ موسوی رو امضا کنم و فراموشی گرفتم، دور خونۀ ما پر از دریاچه است، یکی پیدا بشه منو هل بده تا خودم رو بدبخت نکنم!


مادر عصمت که اهل شهرستان جهرم است، پس از کشته‌شدن اعضای خانواده‌اش به ناچار ایران را ترک کرد و راهی کشور سوئد شد. مادر عصمت در تمام این سال‌ها صدای دادخواهی‌اش لحظه‌ای خاموش نشده و با وجود غم بزرگ ازدست‌دادن عزیزانش و دوری اجباری از وطن، همچنان دادخواه خون قربانیان جنایات جمهوری اسلامی است. حکومتی که از همان ابتدای روی‌کار‌آمدن از کوچک‌ترین قساوتی نسبت به مخالفان خود فروگذار نکرد.
@Tavaana_TavaanaTech

2️⃣ #فریدون_فرخ

🔺توصیه می‌کنم سخنان این زنِ آزاده که فرزندانش حامی تمام‌عیارِ انقلابِ ۵۷ بودند و به قربان‌گاه آن رفتند را حداقل ۲ بار گوش دهید. خیلی از مسائل، با شنیدن و لمس کردن و دیدن درک می‌شود، و نه فقط خواندنِ متنی بدون حس.

🔺به تمام خدایان زنده و مرده سوگند، یک اپسیلون از شجاعت و شرافت و صداقتِ این شیرزن، در کمتر کسی از جماعتِ ۵۷ی یافت می‌شود؛ چه پدران و مادران شما، چه مریم رجوی که همچنان در خیانت راسخ است و این بار رؤیای ایران‌براندازِ خودمختاری قومی را تبلیغ می‌کند تا شاید مزدی بگیرد یا توجهی بخرد از برخی؛ چه مسعود رجوی که از گور برخاست و بر خون یارانش لگد زد و از نخست‌وزیرِ اعدام حمایت کرد تا اپوزیسیونی که عقدۀ مشترکِ ۵۷ی‌هاست را بزند و از ضرورتِ حفظ حقوقِ موسوی به درگاهِ ولایت ناله کند؛ چه خود موسویِ ذوب در «آن جان بیدار» که حتی یک‌بار هم حاضر نشده به نقش خود و آن جانِ جانی و بنیاد نظام دینی در فجایع تاریخی اشاره کند؛ چه خاتمی و کروبی، و چه سروش، که با بی‌شرمی بر دریای خون و لجن نیم‌قرنه چشم می‌بندد و می‌گوید:
«اگر میان شاه و خمینی مجبور به انتخاب شوم، باز هم خمینی را ترجیح می‌دهم؛ چون باسوادترین سیاستمدار تاریخ ایران و جهان بود».

چه صادق زیباکلام که کلیت ایدئولوژی نظام را زده، اما وقتی حرف اصلی را باید بزند، اسلحه را به سمت مردم بی‌دفاعِ خودش می‌گیرد و با اعدام‌چی دهۀ ۶۰ عکس یادگاری می‌اندازد و مداحِ زندان می‌شود؛ چه بیژن عبدالکریمی که وقتی تا نوک سر در لجن ۵۷ و فلاکتش فرو رفته و می‌بیند فلاکت چند نسل را، باز به‌شکلی حیرت‌آور به بازتولید گفتمانِ شکست‌خوردۀ «محور مقاومت» می‌پردازد که کمرِ همان انقلاب ۵۷ را شکست و مایۀ عبرتش کرد؛ یعنی توبه‌ در شانش نیست، و توبۀ ملی از ۵۷ را با چند مغلطۀ بسیجی‌وار مساوی نابودیِ ایران جا می‌زند. و البته، نسبت به دریای خونی که نیم‌قرن برای هیچ ریخته شده کور است، مثل دریای خون سوریان، و فقط خونِ فلسطینی برایش رنگین است.

🔺این افراد شاید در زندگی شخصی انسان‌هایی نجیب و حتی در سطحِ درون‌گروهی اهل ایثار باشند، اما در سطح ملی، شرافت نیاز به حساسیت فوق‌العاده و شجاعتی ویژه دارد؛ حساسیتی که دردها و رنج‌های دیگری‌ها را پس نزند و فراموش نکند، هرچقدر هم دردها کثرت یابد و کمرشکن شود، و شجاعتِ اعتراف زجرآور به خبط تاریخی خود بعنوان شریکِ جرم در این دردهای میهن‌سوز. شجاعتِ آن‌که حتی اگر هر لحظه آمادگی‌اش را نداری، لااقل هر ۱۰ سال، بایستی و اعتراف کنی؛ خصوصا وقتی نتیجۀ آن‌ خطاها از هر چیز آشکارتر شده‌است، و خودت هم چوب‌خور آن اشتباهاتِ اساسی‌ات شده‌ای! نترسی که بگویی اشتباهاتی اساسی کردم در فلان موضوعات و باز هم ممکن است بکنم و شرمنده‌ام با تمام وجود؛ چراکه این اشتباهات من، بهای سنگینی برای همه داشت.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیاست‌ورزی برپایۀ عمل‌گرایی یا ناخودآگاهی؟

🎙دکتر #محسن_بنائی


.


#سیاست #استمرارطالبان #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا ج.ا مسیرِ مصر را می‌رود؟ (+)

🔸جنگ اکتبر ۱۹۷۳، یا همون جنگ یوم کیپور، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نبردهای قرن بیستم در خاورمیانه بود. در این جنگ، ائتلاف سوریه و مصر در یک حمله غافلگیرکننده به اسرائیل، به‌دنبال بازپس‌گیری سرزمین‌هایی بودن که در جنگ شش‌روزه از دست داده بودن.

🔸اما این جنگ فقط یه درگیری نظامی نبود؛ پشت صحنه‌ی این نبرد، رقابت‌های ابرقدرت‌ها، تغییرات مهم در استراتژی کشورهای عربی، و آغاز دورانی جدید از دیپلماسی منطقه‌ای رقم خورد. مصر بعد از این جنگ، تصمیم تاریخی صلح با اسرائیل رو گرفت و همین ماجرا مسیر آینده‌ی خاورمیانه رو تغییر داد.

🔻توی این ویدئو، داستان کامل جنگ اکتبر رو مرور می‌کنیم:
چرا این جنگ شروع شد؟

چه اتفاقاتی در جبهه مصر و سوریه افتاد؟

واکنش آمریکا، شوروی و دیگر قدرت‌ها چه بود؟

و در نهایت، این جنگ چطور راه رو برای پیمان کمپ دیوید و صلح مصر و اسرائیل باز کرد؟


.


#آینه_تاریخ #سیاست #نظامی #بین‌الملل #خاورمیانه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا دین دیگر منطقی نیست؟

🔷 نگاهی تحلیلی به جایگاه دین در دنیای مدرن

ویدئو استدلالی جامع و چندوجهی را مطرح می‌کند با این مضمون که دین در دنیای مدرن دیگر منطقی نیست. این تحلیل با بررسی ریشه‌های تاریخی و تکاملی دین آغاز می‌شود و سپس به تضاد آن با پیشرفت‌های علمی، ماهیت متون مقدس، تحول اخلاق انسانی و تأثیرات اجتماعی آن می‌پردازد. در نهایت، با مطرح کردن مفاهیمی چون معنای زندگی و مسئولیت انسانی، به این نتیجه می‌رسد که در عصر حاضر، نیازی به دین برای اخلاقی زیستن و یافتن هدف وجود ندارد.

🔷 ریشه‌های تاریخی و توجیه علمی

دین در دورانی شکل گرفت که بشر درک علمی محدودی از جهان داشت. در گذشته، پدیده‌های طبیعی مانند طلوع و غروب خورشید، زلزله‌ها، بیماری‌ها و مرگ برای انسان مرموز و ترسناک بودند. در چنین فضایی، دین به عنوان ابزاری برای توضیح این پدیده‌ها و ایجاد آرامش درونی پدیدار شد. با این حال، با پیشرفت‌های علمی چشمگیر، بسیاری از شکاف‌های دانش که زمانی با توجیهات دینی پر می‌شدند، اکنون با توضیحات علمی پر شده‌اند. علم به ما نشان داده که چگونه خورشید می‌درخشد، چرا زمین می‌لرزد و دلایل بیولوژیکی بیماری‌ها چیست. این پیشرفت‌ها، فضای کمتری برای توجیهات ماورایی باقی گذاشته و به نوعی نیاز به دین برای پاسخگویی به این پرسش‌ها را کاهش داده است.

🔷 نقصان متون مقدس و تکامل اخلاق

🍂 کتاب‌هایی مانند انجیل و قرآن در جوامع پیشاعلمی شکل گرفته‌اند و حاوی قوانینی قبیله‌ای و فرهنگی هستند که اغلب با دانش و ارزش‌های مدرن سازگار نیستند. برای مثال، این متون فاقد هرگونه اشاره به مفاهیم بنیادین علمی مانند DNA یا کهکشان‌ها هستند.

🍂 در کنار این، مسئله اخلاق نیز به چالش کشیده می‌شود. همچنین می‌دانیم که اخلاق انسانی، مستقل از دین تکامل یافته و حس درست و غلط ما با رشد جوامع و افزایش همدلی تغییر کرده است.

🎖تغییرات بزرگی مانند لغو برده‌داری نه از طریق وحی الهی، بلکه از طریق پیشرفت‌های انسانی و اخلاقی جوامع به دست آمده است. این امر نشان می‌دهد که اخلاق می‌تواند خارج از چارچوب دین وجود داشته و حتی به شکلی انعطاف‌پذیرتر و کارآمدتر تکامل یابد.

🔷 تناقض با شواهد و تأثیرات اجتماعی

🎖 یکی دیگر از بحث‌های مهم ویدئو، مسئله ایمان در برابر شواهد است. در حالی که ما برای مهم‌ترین تصمیمات زندگی خود، مانند مسائل پزشکی یا ایمنی، به شواهد و منطق تکیه می‌کنیم، دین از ما می‌خواهد که بدون شواهد، به بزرگترین ادعاهای خود ایمان داشته باشیم.

🔺این تضاد، در دنیای مدرن که بر پایه داده و شواهد بنا شده، برجسته می‌شود. علاوه بر این، این ویدئو به تأثیرات اجتماعی دین می‌پردازد و بیان می‌کند که دین اغلب با واقعیت‌های علمی در تضاد قرار می‌گیرد و منجر به انکار مسائلی مانند تغییرات اقلیمی، مخالفت با واکسن‌ها و محدودیت حقوق بشر می‌شود. این وضعیت می‌تواند باعث تفرقه و حتی خشونت در جوامع شود. از سوی دیگر، با دسترسی آسان به اطلاعات از طریق اینترنت، افراد بیشتری می‌توانند ادعاهای دینی را بررسی کنند و همین امر باعث کاهش وابستگی مذهبی در بخش‌های تحصیل‌کرده و متصل به دنیای مدرن شده است.

🔷 معنای زندگی و مسئولیت انسانی

🍂 در بخش پایانی، این ویدئو به سؤالات فلسفی عمیق‌تری می‌پردازد. به جای اینکه معنا و هدف زندگی را چیزی از پیش تعیین شده یا هدیه‌ای الهی بدانیم، آن را باید یک پروژه انسانی بدانیم. بر اساس این دیدگاه، معنای زندگی کشف نمی‌شود، بلکه توسط خود انسان خلق می‌شود. این امر هرچند ممکن است مسئولیت بزرگی را بر دوش انسان بگذارد، اما به زندگی ارزشی بی‌بدیل می‌بخشد، زیرا هر لحظه آن ارزشمند و شکننده است. این دیدگاه در نهایت بر مسئولیت انسانی تأکید می‌کند؛ مسئولیت کاهش رنج‌ها، پیشبرد اخلاق و ایجاد هدف در دنیایی که زیبایی آن، حتی با وجود چالش‌ها، از هر توهمی زیباتر است.

📺 «باور» چیست؟
📺 فرشتگان، اجنه و شیاطینِ؛ خزعل ماجدی
📺 چرا «دیوها/خدایان/اجنه» را ساختیم؟
📺 چرا شیطان را ساختیم؟
📕و تو چه می‌دانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 شیطان رجیم ١
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
📻 خداناباوران شیطان‌پرستند؟

📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📻خلاصه‌ای از گفت‌وگوها درباب دین طبیعی
📓مسیر پیامبری (صدیقه وسمقی)
📕چه بسیار بیهوده‌سخن‌ها که زیاده به‌درازا کشید!
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📻 روشنفکر دینی مانند مرد دو زنه!
📻 روشنفکری و دینداری: تناقض‌ها در کجاست؟
📺 دگرگشتِ خدایِ پدرِ اسلام/مسیحیت (یهودیت)
📻 «دین‌داری گزینشی» در ترازو

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا خدا خالق انسان است یا افسانه‌ای باستانی؟ (+)


⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب:

💡 0:00 - مفهوم خدا و ریشه‌های آن
📚 3:42 - تعریف پیچیده خدا در طول تاریخ
🧠 5:01 - ریشه‌های روانشناختی، فروید
🏛 8:08 - نشانه‌های اولیه خدا
😨 12:16 - ترس و اعتقاد به خدا
🌍 14:15 - خدا در تمدن‌های بین‌النهرین، مصر و ایران
📖 19:12 - خدا در ادیان ابراهیمی
🧐 24:08 - نقد مفهوم خدا: شجاع‌الدین شفا
📜 27:48 - افسانه‌های آفرینش در قرآن
⚡️ 40:06 - نقد عقاید مورد پدیده‌های طبیعی
🌌 49:06 - نقد هفت آسمان و هفت زمین
🔬 51:36 - آفرینش جهان از هیچ
🔚 54:47 - نتیجه‌گیری نهایی

🔻خدا، فلسفه و دین
📺 دگرگشت خدای یهودیت
📓علم و دین: پنج پرسش
📻 خدای حسین نصر در ترازو
📻 خداشناسی دینانی در ترازو
📺 بزرگ‌ترین چالش اعتقاد به خدا چیست؟
📺 آیا اخلاق بر ستون خدایان ادیان استوار است؟
📺 از کشیشی پرشور تا بی‌خدایی قاطع
📺 بحث خدا: هریس و داوکینز
📺 مناظرۀ «فرگشت‌گرا» / «خلقت‌گرا»
📺 بی‌نهایت محاله؟
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور/آتئیست
📺 آیا براهین خدا قانع‌کننده‌اند؟

.


#نقد_ادیان #روان‌کاوی #فروید



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM