🚀👳🏿♂️ با پول ۱۰ موشک، میتوانند مازوتها را استاندارد کنند!
🔻اسماعیل کهرم، مشاور پیشین سازمان حفاظت محیط زیست گفت:
🔻او افزود:
🔻او اضافه کرد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻اسماعیل کهرم، مشاور پیشین سازمان حفاظت محیط زیست گفت:
«هر موشکی که ساخته میشود دو میلیون دلار هزینه دارد، اگر مردم و سلامت مردم برای مسئولین مهم باشد، با پول ۱۰ موشک میتوانیم مازوتهایمان را استاندارد کنیم. نمیکنیم، برای اینکه اولویتها چیز دیگری است».
🔻او افزود:
«مازوت ما در ایران، ۷ برابر استاندارد جهانی سولفور دارد.»
🔻او اضافه کرد:
«کیفیت بنزینی هم که استفاده میکنیم مناسب نیست و خودروهای ما هم هست؛ ولی تاثیر مازوت به مراتب بیشتر از دیگر عوامل است.»
📺 آلودگی هوا، قتلِ کودکان و حجاببازیِ ج.ا
📺 مازوتسوزی امضای سیستمه!
📕آلودگی هوا: قتلعام خاموشی که دولت آن را امضا میکند🇮🇷
🪖 ۶۰ هزار میلیارد باقر - قاسم یعنی چه؟
📉 عدمالنفع ۱٫۳ تریلیون دلاری ایران از بحران هستهای
📺 ۴۵۰ میلیارد دلار یعنی چه؟
📈 تورم و بدهی ده ساله گذشته
🍽 سوءتغذیه در ایران
📈 هزاران میلیارد دلار خسارت
📊 از نیروگاه هستهای بوشهر تا نیروگاه هستهای امارات!
📺 غنیسازی چقدر خرج داشته و چرا ول کن نیستیم؟
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 آیا در قرآن تناقض وجود دارد؟ (+)
— خلاصهای از «نقد قرآن»، اثرِ ارزشمندِ دکتر سُها
🔻در این کتاب، نویسنده سعی کرده با بررسی مواردی مثل:
🔺نشان دهد که متن قرآن مانند متون انسانی قابل نقد و بررسی است.
⚠️ در این پادکست، ادعاها تنها نقل و بررسی میشوند، نه تحمیل نظر.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خلاصهای از «نقد قرآن»، اثرِ ارزشمندِ دکتر سُها
🔻در این کتاب، نویسنده سعی کرده با بررسی مواردی مثل:
1️⃣ تناقضات ظاهری در برخی آیات
2️⃣ تفاوت روایتها در داستانهای قرآنی
3️⃣ مسائل مربوط به تاریخ جمعآوری قرآن
4️⃣ و برخی ادعاهای علمی آیات
🔺نشان دهد که متن قرآن مانند متون انسانی قابل نقد و بررسی است.
⚠️ در این پادکست، ادعاها تنها نقل و بررسی میشوند، نه تحمیل نظر.
📻 قرآن در محکِ تاریخ
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
🔻تالیف قرآن
📺 قرآن از کجا آمده؟
📺 آفرینشِ قرآن
📺 متشابهات و سورههای کوتاه
— از سجع کاهنان تا قمع سائلان
📺 جنبش محمدی: از حقیقت تا تاریخسازی
📺 محمد قرآن را تفسیر نکرد!
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📺 آیا قرآن کار جمعی بوده؟
📻 گافها بمثابه امضا
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 عدالت در قرآن!
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
🔻احمد قبانچی
📺 کجای این آیات معجزست؟
📺 اعجاز ادبی قرآن؟!
📺 محمد صادق بود، اما قرآن کلام خدا نیست
📺 اعتماد غیرعقلانی محمد به مدعی جبرئیلی
📕معجزهٔ اثر انگشت
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📺 اینشتین در قرآن یا قرآن در توهم؟
📺 قرآن و ادعایِ میخ بودنِ کوهها
📕معجزهٔ کروی بودن زمین:
|بخش یکم: ربالمشرقین و المغربین
|بخش دوم: تخم شتر مرغ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی» قرآن
📺 نقد و بررسیِ «سورۀ بقره»
|یکم|دوم |سوم|چهارم| پنجم
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #بازنگری #خلاصه_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🥺🎅🏼 محکومیتِ الله/محمد با کتابِ [منسوب به] خودش!
🔻در متن زیر، جنابِ آقای #ایمان_سلیمانی امیری با ذکاوت، یک تناقضِ بزرگِ تاریخ اسلام با قرآن (و در واقع، برتریِ فهمِ فطری و وجدانیِ دختر محمد، از اللهِ ذهنِ مولفانِ قران که در این باب در مقالهای از جناب #حسین_میرصلاح پس از این پست، با عنوانِ «بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد؛ چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟» بیشتر سخن خواهد رفت) را عیان میکند:
🔺لازم است مختصرا بگوییم که سیره محمد و احکام و عباراتِ قرآن، هر دو برای منافع زمانی خاص از قدرتهای زمانه نگاشته شدهاند. احکامِ مربوط به چندهمسری در قرآن، که در خود قرآن نیز دچار تطور شد، برای منافع زمانه و عدهای خاص نگاشته شدهاند، و قصههای سیره نیز برای منافع عدهای خاص، و متاخرتر از قرآن، نگاشته شدهاند؛ یعنی میتوان گفت که بنا بر مطالعاتِ تاریخ انتقادی و نگاه تجدیدنظرطلبانه به تاریخ شکلگیری قرآن و اسلام، این روایتِ غالب بنا بر تاریختراشیِ عباسی و ذهنیتِ عمومی مسلمانان و ناقدان اسلام که:
صحیح نمیباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؟ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ چرا چیزی میگویید که عمل نمیکنید؟ نزد خدا بسیار ناپسند است که چیزی بگویید و عمل نکنید!» (۲ و ۳، صف)
🔻در متن زیر، جنابِ آقای #ایمان_سلیمانی امیری با ذکاوت، یک تناقضِ بزرگِ تاریخ اسلام با قرآن (و در واقع، برتریِ فهمِ فطری و وجدانیِ دختر محمد، از اللهِ ذهنِ مولفانِ قران که در این باب در مقالهای از جناب #حسین_میرصلاح پس از این پست، با عنوانِ «بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد؛ چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟» بیشتر سخن خواهد رفت) را عیان میکند:
🤨 استانداردهای دوگانۀ الله/محمد
🔘 پیامبر اسلام نیز گاه و بیگاه در مغالطهٔ معیارهای دوگانه اسیر بود؛ آنجا که به نفع خودش بود انجام مےداد و آنجا که به ضررش تمام مےشد، حق قانونیِ یک مسلمان را نادیده مےگرفت.
🔘 شاهدش خواستگاری علی بن ابےطالب از دختر «ابوجهل» است که وقتی خبرش را به پیامبر اسلام رساندند، عنوان نمود: دختر پیامبر خدا با دخترِ دشمنِ پیامبرِ خدا در یک خانه جمع نمےشوند. حال آنکه دختر ابوجهل مسلمان بود و علی نیز جز فاطمه همسر دیگری نداشت، و حق اسلامی او نیز بر تعدد زوجات، تا چهار عدد به رسمیت شناخته شده بود.
🔘 امّا همین پیامبر خدا که مدعی عدمِ جمع شدنِ دخترش با دخترِ دشمنش بود، «امّ حبیبه»، دختر ابوسفیان را که او نیز دشمنش بود -قبل از اسلام ابوسفیان- به عقد خویش درآورد.
🔘 عجیب است که دخترِ دشمنِ رسولِ خدا بودن اجازه و حقّ ازدواج را از او و مرد مورد نظرش که دختر پیامبر را در عقد نکاح دارد سلب مےکند، اما عقد دخترِ دشمنِ رسول خدا با خودِ رسول خدا هیچ منعی ندارد، و ایشان مشتاق زفاف با دخترِ دشمنش نیز مےشود؛ حتی اگر حد نصاب چهار نفر را نیز بگذراند.
🔺لازم است مختصرا بگوییم که سیره محمد و احکام و عباراتِ قرآن، هر دو برای منافع زمانی خاص از قدرتهای زمانه نگاشته شدهاند. احکامِ مربوط به چندهمسری در قرآن، که در خود قرآن نیز دچار تطور شد، برای منافع زمانه و عدهای خاص نگاشته شدهاند، و قصههای سیره نیز برای منافع عدهای خاص، و متاخرتر از قرآن، نگاشته شدهاند؛ یعنی میتوان گفت که بنا بر مطالعاتِ تاریخ انتقادی و نگاه تجدیدنظرطلبانه به تاریخ شکلگیری قرآن و اسلام، این روایتِ غالب بنا بر تاریختراشیِ عباسی و ذهنیتِ عمومی مسلمانان و ناقدان اسلام که:
محمدی بوده و احکامی دربارۀ چندهمسری و آزادیهای جنسی خودش و پیروانش آورده از زبانِ خدا، و بعد خودش در همان چند سال اول، نتوانسته قبول کند شمهای از این احکامِ الله در حقَ دخترش اجرا شوند،
صحیح نمیباشد.
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 عدالت در قرآن!
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📻 قرآن در محکِ تاریخ
📻 شکستِ مطلق در آزمونِ نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزِگی!
— کاوشی عمیق در مقالۀ "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش"
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
🔻تالیف قرآن
📺 قرآن از کجا آمده؟
📺 آفرینشِ قرآن
📺 متشابهات و سورههای کوتاه
— از سجع کاهنان تا قمع سائلان
📺 جنبش محمدی: از حقیقت تا تاریخسازی
📺 محمد قرآن را تفسیر نکرد!
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📺 آیا قرآن کار جمعی بوده؟
📻 گافها بمثابه امضا
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
.
#نقد_اسلام #بازنگری #نقد_قرآن #زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۱)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
مقدمه
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
***
🍂 یکی از گزافترین احادیثی که به محمد نسبت دادهاند، این ادعاست که «قطعا من برای "تکمیلِ مکارم اخلاق" مبعوث شدهام» (یعنی پیامبرانِ سابق، مکارمِ اخلاقیای را آموختند که محمد آنها را کامل کرد [و بحثِ این حدیث، جاهلیتِ دروغین و ادعاییِ عربِ پیش از اسلام نیست]).
🔺درحالیکه اگر صرفا به «احکام قرآن دربارهٔ زنان» (از چندهمسری، تا جوازِ طلاق یکطرفه، و تشویق مکرر به «تهدید و فشار روانی به زنان با این ابزار» (آن هم توسطِ اسوۀ پرهیزکاری امت)، و تقلیل زن به یک شیء مملوک و کشتزار جنسی که مرد به هر نحوی شخصا مطلوب دانست، میتواند به آن وارد شود، و عادیسازیِ تجاوز به زنان اسیر، حتی زنان شوهردار، و شرعیسازیِ و قبحزدایی از ضربوشتمِ زنان) نگاه کنیم، و از مغزشوییِ مسلطی که در جوامعِ تماما بستۀ اسلامی، حتی بر روشنفکرانِ بظاهر لائیک نیز حکمفرماست، خود را در فرآیندی بس صعب و تدریجی، پاکسازی کردهباشیم، تصویر یک «سقوطِ آزاد تمامعیار» از طبقۀ دوم مکارم اخلاقی، به طبقۀ هفتاد و هفتمِ دوزخ رذایل بشری را شاهدیم! این احکام نه مسیر فضایل اخلاقی ادیان سابق را تکمیل کردهاند، و نه جامعهای متعادلتر ساختهاند، ، بلکه نظامی آلتنرینهسالار (Phallocentric) را بشکلی حاد تشدید کردهاند که در آن، حقوق جنسی و اقتصادیِ مرد غالبا بر کرامت و آزادیِ و اولیهترین حقوقِ زن پیشی گرفتهاست و این میراثِ شوم تا به امروز حکمفرما ماندهاست.
🔺چنین نظام بدعتآمیزی [نسبت به حکمت عیسی مسیح]، نهفقط بیشمار زن معمولی، بلکه حتی نزدیکترین افراد به محمد و خاندان علی را، گرفتار رنجوعذابهایی خوردکننده و خورندۀ روح و روان، و شعلهورسازندۀ حسادتهای مهلک و کشمکشهای دائمی تا سر حد قتل یا ایجادِ فرقههای متخاصمِ متعدد کردهاست، و درهای دوزخ را در جوامع اسلامی تا به امروز گشودهاست. تراژدی مرگِ امام نهم، تنها یکی از نمونههای آشکار این پیامدهای ستونِ شدیدا کجِ قرآن و سنت نبویست، نه یک استثنا یا حادثهٔ مجزا.
🍂 در قرآن، چندهمسری حقی شرعی برای مرد است، و از او انتظار میرود که میان چند زن «عدل» برقرار کند؛ حکمی که در عمل—حتی صدر اسلام—غیرقابل تحقق بودنش آشکار شدهاست، و حتی خود قرآن نیز عدالت را از منظر ارضای هوسهای بینهایت نرِ قبیله تعریف میکند!
🔻عدالتی که قرآن ترسیم میکند، نه یک موازنۀ اخلاقی، بلکه یک «چکلیستِ امتیازاتِ مردانه» است. عدالت قرآنی یعنی:
🙇🏼♀️🏆🙇🏻♀️🙇🏼♀️ محمد حق دارد هرچه بنیۀ بدنش کشید، با کنیزها (دختران و زنانِ ربودهشده و اسیر، ولو زنِ شوهر-فرزند-دارِ اسیر)، یا دخترخالهها و دختر داییها و دختر عمهها و دختر عموها و فامیلهای دور و نزدیک، و زنی که خودش را به او تقدیم کند (هبه)، سکس کند. او حتی حق دارد با تازهعروسِ جوانش و یا زنِ شوهردارِ یهودی (مانند صفیه یا جویریه) که شوهر و پدرش و قوم و قبیلهاش را در همان روز یا چند روز قبل کشتار و غارت کرده و زیر شکنجه کشته، همخوابه شود!
🔺این اوجِ قساوت در لوایِ دین است که در تاریخ ادیان بیسابقه است. هیچ پیامبری از پیامبران ادیان سامی و غیرسامی و حتی شاهانِ ناپیامبری چون سلیمان و داوود، چنین شقی و سنگدل و بیشرم و بندهٔ شهوت بنحوی بیترمز و خطقرمز اخلاقی نبودهاند.
🔺تصور کنید زنی را که هنوز خون پدر و شوهرش بر دستانِ فاتح خشک نشده، همان شب به بسترِ قاتل و شکنجهگر عزیزانش میبرند و نامش را «ازدواجِ مقدس» میگذارند. این نه عدالت، بلکه «تجاوزِ شرعی» به «معنایِ دین و انسان» و روانِ زنیست که در سوکِ سوگواریست؛ حتی حیوانات نیز توانِ تابآوردنِ چنین حدی از تعرض را ندارند. کجایِ حکمتِ مسیح اجازه میداد که با فرودستتر از فرودستانِ جامعه، یعنی «اسرای جنگ» چنین رفتارِ وحشیانه و متجاوزانهای شود؟ این قانون، بذرِ نفرتی ابدی را در دلِ زنان میکاشت، و بعدها آتشِ همین خشم و نفرتهای عمیقا انسانی، در خانۀ فرزندان علی فوران کرد.
(ادامه دارد) [قسمت دوم: اینجا]
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۱)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
مقدمه
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
***
🍂 یکی از گزافترین احادیثی که به محمد نسبت دادهاند، این ادعاست که «قطعا من برای "تکمیلِ مکارم اخلاق" مبعوث شدهام» (یعنی پیامبرانِ سابق، مکارمِ اخلاقیای را آموختند که محمد آنها را کامل کرد [و بحثِ این حدیث، جاهلیتِ دروغین و ادعاییِ عربِ پیش از اسلام نیست]).
🔺درحالیکه اگر صرفا به «احکام قرآن دربارهٔ زنان» (از چندهمسری، تا جوازِ طلاق یکطرفه، و تشویق مکرر به «تهدید و فشار روانی به زنان با این ابزار» (آن هم توسطِ اسوۀ پرهیزکاری امت)، و تقلیل زن به یک شیء مملوک و کشتزار جنسی که مرد به هر نحوی شخصا مطلوب دانست، میتواند به آن وارد شود، و عادیسازیِ تجاوز به زنان اسیر، حتی زنان شوهردار، و شرعیسازیِ و قبحزدایی از ضربوشتمِ زنان) نگاه کنیم، و از مغزشوییِ مسلطی که در جوامعِ تماما بستۀ اسلامی، حتی بر روشنفکرانِ بظاهر لائیک نیز حکمفرماست، خود را در فرآیندی بس صعب و تدریجی، پاکسازی کردهباشیم، تصویر یک «سقوطِ آزاد تمامعیار» از طبقۀ دوم مکارم اخلاقی، به طبقۀ هفتاد و هفتمِ دوزخ رذایل بشری را شاهدیم! این احکام نه مسیر فضایل اخلاقی ادیان سابق را تکمیل کردهاند، و نه جامعهای متعادلتر ساختهاند، ، بلکه نظامی آلتنرینهسالار (Phallocentric) را بشکلی حاد تشدید کردهاند که در آن، حقوق جنسی و اقتصادیِ مرد غالبا بر کرامت و آزادیِ و اولیهترین حقوقِ زن پیشی گرفتهاست و این میراثِ شوم تا به امروز حکمفرما ماندهاست.
🔺چنین نظام بدعتآمیزی [نسبت به حکمت عیسی مسیح]، نهفقط بیشمار زن معمولی، بلکه حتی نزدیکترین افراد به محمد و خاندان علی را، گرفتار رنجوعذابهایی خوردکننده و خورندۀ روح و روان، و شعلهورسازندۀ حسادتهای مهلک و کشمکشهای دائمی تا سر حد قتل یا ایجادِ فرقههای متخاصمِ متعدد کردهاست، و درهای دوزخ را در جوامع اسلامی تا به امروز گشودهاست. تراژدی مرگِ امام نهم، تنها یکی از نمونههای آشکار این پیامدهای ستونِ شدیدا کجِ قرآن و سنت نبویست، نه یک استثنا یا حادثهٔ مجزا.
🍂 در قرآن، چندهمسری حقی شرعی برای مرد است، و از او انتظار میرود که میان چند زن «عدل» برقرار کند؛ حکمی که در عمل—حتی صدر اسلام—غیرقابل تحقق بودنش آشکار شدهاست، و حتی خود قرآن نیز عدالت را از منظر ارضای هوسهای بینهایت نرِ قبیله تعریف میکند!
🔻عدالتی که قرآن ترسیم میکند، نه یک موازنۀ اخلاقی، بلکه یک «چکلیستِ امتیازاتِ مردانه» است. عدالت قرآنی یعنی:
🙇🏼♀️🏆🙇🏻♀️🙇🏼♀️ محمد حق دارد هرچه بنیۀ بدنش کشید، با کنیزها (دختران و زنانِ ربودهشده و اسیر، ولو زنِ شوهر-فرزند-دارِ اسیر)، یا دخترخالهها و دختر داییها و دختر عمهها و دختر عموها و فامیلهای دور و نزدیک، و زنی که خودش را به او تقدیم کند (هبه)، سکس کند. او حتی حق دارد با تازهعروسِ جوانش و یا زنِ شوهردارِ یهودی (مانند صفیه یا جویریه) که شوهر و پدرش و قوم و قبیلهاش را در همان روز یا چند روز قبل کشتار و غارت کرده و زیر شکنجه کشته، همخوابه شود!
🔺این اوجِ قساوت در لوایِ دین است که در تاریخ ادیان بیسابقه است. هیچ پیامبری از پیامبران ادیان سامی و غیرسامی و حتی شاهانِ ناپیامبری چون سلیمان و داوود، چنین شقی و سنگدل و بیشرم و بندهٔ شهوت بنحوی بیترمز و خطقرمز اخلاقی نبودهاند.
🔺تصور کنید زنی را که هنوز خون پدر و شوهرش بر دستانِ فاتح خشک نشده، همان شب به بسترِ قاتل و شکنجهگر عزیزانش میبرند و نامش را «ازدواجِ مقدس» میگذارند. این نه عدالت، بلکه «تجاوزِ شرعی» به «معنایِ دین و انسان» و روانِ زنیست که در سوکِ سوگواریست؛ حتی حیوانات نیز توانِ تابآوردنِ چنین حدی از تعرض را ندارند. کجایِ حکمتِ مسیح اجازه میداد که با فرودستتر از فرودستانِ جامعه، یعنی «اسرای جنگ» چنین رفتارِ وحشیانه و متجاوزانهای شود؟ این قانون، بذرِ نفرتی ابدی را در دلِ زنان میکاشت، و بعدها آتشِ همین خشم و نفرتهای عمیقا انسانی، در خانۀ فرزندان علی فوران کرد.
(ادامه دارد) [قسمت دوم: اینجا]
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
✍🏻 #محمود_کریمی
🔸تقابل تاریخیِ روشنفکرانِ نقاد (مانند علی شریعتی و عبدالکریم سروش) با نهاد تاریخی روحانیت، چیزی بیش از یک دعوای ایدئولوژیک بودهاست؛ این تقابل، مرزِ میانِ سوژۀ فکریِ مقاوم و سوژۀ فکریِ ولایی را ترسیم میکند. تفاوت سوژههای نقادی چون عبدالرحیم سلیمانی اردستانی (و در بعد سیاسی: محمدتقی اکبرنژاد)، با فردیدیهای محور-مقاومتیای چون بیژن عبدالکریمی، دقیقا در میزانِ «هزینهپردازی» در برابر «همنوایی» با ساختار سیاسی - فقهیِ قدرت نهفته است.
🔸عبدالکریمی و امثال او، با تلاش برای کسب اعتبار در پرتو نامِ چهرههایی چون علی شریعتی، در واقعیتِ تاریخی، مسیری متضاد را پیمودهاند و بدل به کاریکاتوری دلقکوار از او شدند. شریعتی در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، با همان طبقهای درافتاد که امروز ستون اصلی قدرت سیاسی را تشکیل میدهد. این جریان نقد در زمانی صورت گرفت که چهرهٔ واقعی این طبقه نه برای ایرانیان و نه برای روشنفکران جهان آشکار بود؛ زمانی که نهتنها روحانیت هالهای قدسی در میان مردم داشت (تا حد توهمِ رؤیتِ خمینی در ماه)، بلکه نقد نهاد دین نه تنها تابو، بلکه شدیداً پرهزینه و خطرناک بود.
۱. شریعتی: مینِ فکری زیرِ پایِ اقتدارِ مقدس
🔻شریعتی در فضایِ فکریِ سالهای پیش از انقلاب، یک «مینِ فکری» بود که زیر پای دو نهاد بطور همزمان منفجر شد: سلطنت پهلوی و روحانیتِ سنتی.
الف. تابوشکنیِ ساختاری: آشکارسازیِ طبقه روحانی
🔸بزرگترین دستاورد شریعتی، «آشکارسازیِ سیاسیِ طبقۀ روحانی» بود. در زمانی که روحانیتْ هالهای قدسی داشت و نماد امام معصوم بود، شریعتی با تفکیکِ رادیکال و محوریِ: «تشیع علوی» (انقلابی و آرمانی) و «تشیع صفوی» (تشریفاتی، مماشاتگر و همسوی قدرت) عملا روحانیتِ تاریخی و سنتی مداحِ قدرت و حامیِ وضع موجود را به چالش کشید. این افشاگری، ستونِ فقراتِ اجتماعی روحانیتِ سنتی را هدف قرار داد و اقتدار آنان را از یک نهادِ معنوی به یک طبقهٔ سیاسی-اقتصادی تنزل داد.
ب. هزینۀ فکری و بایکوتِ اجتماعی
🔸فشارهای شدید روحانیان مشهد و قم، از آیتالله میلانی گرفته تا شبکههای سنتی بازار، در بستهشدن حسینیه ارشاد و ممنوعالسخنرانیشدن او نقشی تعیینکننده داشت. هزینهای که شریعتی پرداخت، بیشتر از جانب شبکهای نامرئیتر و پیچیدهتر به نام «اقتدارِ مقدس» برآمد.
🔸آنها حسینیه ارشاد را «نهادِ انحراف» معرفی کردند و عملا حکم به «بایکوت اجتماعی و مذهبی» شریعتی دادند. شریعتی با موجی از شبنامهها، تکفیرها، لعننامهها روبهرو شد و در نهایت اندکی پس از فرار از ایران، در ساوتهمپتون درگذشت.
۲. سروش: نقدِ معرفتی و هزینهٔ تبعید
🔸همین الگو دربارهٔ عبدالکریم سروش، پس از انقلاب، تکرار شد. سروش پس از فاصلهگرفتن از دستگاه رسمی، نقدِ خود را به قلمروِ مقدستر و حساسترِ معرفتِ دینی و شریعتِ نهادینهشده در فقه شیعه برد. او بهسرعت آماج حملات نیروهای فشار، تهدیدهای خیابانی، لعننامههای حوزه و محدودیتهای حکومتی قرار گرفت.
🔸جلسات سخنرانیاش بارها توسطِ بسیجیانِ خامنهای مورد یورش سازمانیافته قرار گرفت و در نهایت ناچار به ترک کشور شد. خودِ سروش بصراحت اذعان کرد که «هیچکس مانند روحانیت» دستگاه فشار دائمی علیه روشنفکران ایجاد نکرده است. این فشارها از همان «طبقهٔ مقدسنمای سنتی» برمیآمد که اکنون کنترلِ دولت را در دست دارد.
۳. تفاوتِ جوهری: فروشِ حیثیتِ فکری
🔸مسیرِ در پیش گرفته شده توسط امثال عبدالکریمی، در تضاد کامل با مسیرِ این دو روشنفکرِ هزینهداده قرار دارد. گفتمانِ عبدالکریمی نرم، مجیزگو و کاملا همسو با قدرت مستقر و روحانیت است. او نهتنها هزینهای نمیپردازد، بلکه با دستگاهِ پروپاگاندا و اطلاعاتِ حکومت در سرکوب، بدنامسازی و پروندهسازی برای روشنفکرانِ منتقد همکاری علنی میکند.
🔸اگر شریعتی و سروش، فنّ تمجید دائمی از نهاد دین و مدح قدرت مستقر و «مالیدن بیپایان» را بلد بودند، نه با تکفیری روبرو میشدند، نه لعن، نه پیگرد، نه تبعید. این تفاوت، خطِ خونینِ جدایی است:
🔺آنچه امثال عبدالکریمی انجام میدهند، نه تنها «روشنفکری» نیست، بلکه دقیقاً حرکتی «ضد آرمانِ جریانِ روشنفکری» است. آنها صرفاً نقش «فیلترِ توجیهی» را برای ساختارِ قدرت ایفا میکنند و به نامِ فلسفه و نقدِ غرب، مشغول به «دفاع از استبداد دینی» هستند. این رویکرد، در نهایت، نه مقاومت است، نه نقد، بلکه فروشِ حیثیتِ فکری در ازای کسبِ امنیت و مشتی تریبون حکومتیست. این تفاوت، خطِ خونینِ جداییِ میان «سوژۀ مقاومِ مدرن» (که هزینهٔ استقلالِ فکری را میپردازد) و «سوژۀ ولایی» (که منافعِ تسلیمِ فکری را درو میکند) را ترسیم میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
✍🏻 #محمود_کریمی
🔸تقابل تاریخیِ روشنفکرانِ نقاد (مانند علی شریعتی و عبدالکریم سروش) با نهاد تاریخی روحانیت، چیزی بیش از یک دعوای ایدئولوژیک بودهاست؛ این تقابل، مرزِ میانِ سوژۀ فکریِ مقاوم و سوژۀ فکریِ ولایی را ترسیم میکند. تفاوت سوژههای نقادی چون عبدالرحیم سلیمانی اردستانی (و در بعد سیاسی: محمدتقی اکبرنژاد)، با فردیدیهای محور-مقاومتیای چون بیژن عبدالکریمی، دقیقا در میزانِ «هزینهپردازی» در برابر «همنوایی» با ساختار سیاسی - فقهیِ قدرت نهفته است.
🔸عبدالکریمی و امثال او، با تلاش برای کسب اعتبار در پرتو نامِ چهرههایی چون علی شریعتی، در واقعیتِ تاریخی، مسیری متضاد را پیمودهاند و بدل به کاریکاتوری دلقکوار از او شدند. شریعتی در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، با همان طبقهای درافتاد که امروز ستون اصلی قدرت سیاسی را تشکیل میدهد. این جریان نقد در زمانی صورت گرفت که چهرهٔ واقعی این طبقه نه برای ایرانیان و نه برای روشنفکران جهان آشکار بود؛ زمانی که نهتنها روحانیت هالهای قدسی در میان مردم داشت (تا حد توهمِ رؤیتِ خمینی در ماه)، بلکه نقد نهاد دین نه تنها تابو، بلکه شدیداً پرهزینه و خطرناک بود.
۱. شریعتی: مینِ فکری زیرِ پایِ اقتدارِ مقدس
🔻شریعتی در فضایِ فکریِ سالهای پیش از انقلاب، یک «مینِ فکری» بود که زیر پای دو نهاد بطور همزمان منفجر شد: سلطنت پهلوی و روحانیتِ سنتی.
الف. تابوشکنیِ ساختاری: آشکارسازیِ طبقه روحانی
🔸بزرگترین دستاورد شریعتی، «آشکارسازیِ سیاسیِ طبقۀ روحانی» بود. در زمانی که روحانیتْ هالهای قدسی داشت و نماد امام معصوم بود، شریعتی با تفکیکِ رادیکال و محوریِ: «تشیع علوی» (انقلابی و آرمانی) و «تشیع صفوی» (تشریفاتی، مماشاتگر و همسوی قدرت) عملا روحانیتِ تاریخی و سنتی مداحِ قدرت و حامیِ وضع موجود را به چالش کشید. این افشاگری، ستونِ فقراتِ اجتماعی روحانیتِ سنتی را هدف قرار داد و اقتدار آنان را از یک نهادِ معنوی به یک طبقهٔ سیاسی-اقتصادی تنزل داد.
ب. هزینۀ فکری و بایکوتِ اجتماعی
🔸فشارهای شدید روحانیان مشهد و قم، از آیتالله میلانی گرفته تا شبکههای سنتی بازار، در بستهشدن حسینیه ارشاد و ممنوعالسخنرانیشدن او نقشی تعیینکننده داشت. هزینهای که شریعتی پرداخت، بیشتر از جانب شبکهای نامرئیتر و پیچیدهتر به نام «اقتدارِ مقدس» برآمد.
🔸آنها حسینیه ارشاد را «نهادِ انحراف» معرفی کردند و عملا حکم به «بایکوت اجتماعی و مذهبی» شریعتی دادند. شریعتی با موجی از شبنامهها، تکفیرها، لعننامهها روبهرو شد و در نهایت اندکی پس از فرار از ایران، در ساوتهمپتون درگذشت.
۲. سروش: نقدِ معرفتی و هزینهٔ تبعید
🔸همین الگو دربارهٔ عبدالکریم سروش، پس از انقلاب، تکرار شد. سروش پس از فاصلهگرفتن از دستگاه رسمی، نقدِ خود را به قلمروِ مقدستر و حساسترِ معرفتِ دینی و شریعتِ نهادینهشده در فقه شیعه برد. او بهسرعت آماج حملات نیروهای فشار، تهدیدهای خیابانی، لعننامههای حوزه و محدودیتهای حکومتی قرار گرفت.
🔸جلسات سخنرانیاش بارها توسطِ بسیجیانِ خامنهای مورد یورش سازمانیافته قرار گرفت و در نهایت ناچار به ترک کشور شد. خودِ سروش بصراحت اذعان کرد که «هیچکس مانند روحانیت» دستگاه فشار دائمی علیه روشنفکران ایجاد نکرده است. این فشارها از همان «طبقهٔ مقدسنمای سنتی» برمیآمد که اکنون کنترلِ دولت را در دست دارد.
۳. تفاوتِ جوهری: فروشِ حیثیتِ فکری
🔸مسیرِ در پیش گرفته شده توسط امثال عبدالکریمی، در تضاد کامل با مسیرِ این دو روشنفکرِ هزینهداده قرار دارد. گفتمانِ عبدالکریمی نرم، مجیزگو و کاملا همسو با قدرت مستقر و روحانیت است. او نهتنها هزینهای نمیپردازد، بلکه با دستگاهِ پروپاگاندا و اطلاعاتِ حکومت در سرکوب، بدنامسازی و پروندهسازی برای روشنفکرانِ منتقد همکاری علنی میکند.
🔸اگر شریعتی و سروش، فنّ تمجید دائمی از نهاد دین و مدح قدرت مستقر و «مالیدن بیپایان» را بلد بودند، نه با تکفیری روبرو میشدند، نه لعن، نه پیگرد، نه تبعید. این تفاوت، خطِ خونینِ جدایی است:
🔺آنچه امثال عبدالکریمی انجام میدهند، نه تنها «روشنفکری» نیست، بلکه دقیقاً حرکتی «ضد آرمانِ جریانِ روشنفکری» است. آنها صرفاً نقش «فیلترِ توجیهی» را برای ساختارِ قدرت ایفا میکنند و به نامِ فلسفه و نقدِ غرب، مشغول به «دفاع از استبداد دینی» هستند. این رویکرد، در نهایت، نه مقاومت است، نه نقد، بلکه فروشِ حیثیتِ فکری در ازای کسبِ امنیت و مشتی تریبون حکومتیست. این تفاوت، خطِ خونینِ جداییِ میان «سوژۀ مقاومِ مدرن» (که هزینهٔ استقلالِ فکری را میپردازد) و «سوژۀ ولایی» (که منافعِ تسلیمِ فکری را درو میکند) را ترسیم میکند.
.
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_روشنفکران #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شکاکیت و جستجوگری را باید تا گور حمل کرد
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی
📕سوژۀ مقاومِ مدرن یا سوژۀ ولایی؟
— شریعتی و سروش و روحانیت نقاد در برابر نهیلیسمِ چپِ فردیدی - حکومتی
📕بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🔻آیتالله کمال حیدری
📺 وجود خدا هم قابلِ رد و بحث است
📺 قرآن و کتک زدن زنان؟
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 امامت جزء اصول دین است؟!
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
🔻سندیتسنجی
📺 قصص قرآن و ردالشمس افسانهاند
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 سندیتِ احادیثِ شیعه، از جمله اصول کافی؟
.
#تفکر_انتقادی #نواندیشی #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
📕قسمت اول
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔸این مقاله پس از تماشایِ بخشی از سخنانِ نقادانۀ آخوند #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی دربارۀ نقشِ امام جواد شیعیان در رقمزدنِ مرگ خودش، و بیمعنا بودنِ عزاداری برای چنین مرگهایی از مشاهیر و امامانِ و مقدسینِ شیعه، در مناظرهای با موضوعِ «مظلومیت و شهادت حضرت زهرا؟» نگاشته شدهاست.
📕قسمت اول
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
.
#نقد_قرآن #نقد_اسلام #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘بدعتِ [قرآنی - عباسی] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۲)
🎅🏼💋💄 مانیفست استبدادِ مذکر: وقتی الله «کارگزارِ هوس» میشود
🔺در اینجا قرآن جایِ «شاکی» و «متهم» را عوض میکند. مردی که خیانت کرده (و خلاف تعهداتِ نوبتبندیِ خودش)، مورد حمایتِ خداست و زنی که اعتراض میکند، «افشاگرِ اسرار و خائن» نامیده میشود. این یعنی در منطقِ قرآنی، «حفظِ آبرویِ هوسرانیِ مرد» از «آرامشِ روانی و حدودِ یک زن» واجبتر است.
🔺با کنار هم نهادنِ آیات ۴ و ۵ تحریم و ۵۱ احزاب، عطر یک متن دینی را حس نمیکنیم؛ بلکه با یک «تکنولوژی سرکوب» مواجهیم که تمام کائنات را بسیج میکند تا کوچکترین اصطکاک در حرمسرای محمد را، به نفعِ او و علیه زنان پایان دهد!! این آیات، سندِ رسوایِ تبدیلِ «خداوندِ قهار و ذوجلال» به «بادیگاردِ شخصی» یک رهبرِ پیرِ چند قبیلۀ عرب است.
🎬 پردۀ اول: آرایشِ جنگی علیه «زن معترض» (سوره تحریم)
🎅🏼 در ماجرای سوره تحریم، جرمِ دو زن (حفصه و عایشه) چیست؟ افشای شکستنِ نوبتِ همبستری آن هم در خوابگاهِ همسر با کنیز او (ماریه). در یک رابطۀ نرمال، این یک اختلافِ زناشویی ساده و طبیعی است. اما واکنشِ «الله» حیرتانگیز است!
🔻🧜🏻♀️🧚🏻♀️🐉🧞♂️🚁 قرآن یک «مانورِ نظامیِ کیهانی» علیه دو زنِ بیدفاع راه میاندازد:
🔺🦸🏻♂️این پارانویکترین تصویرِ ممکن از یک پیامبر است. مردی که برای ساکت کردنِ همسرانش، نهتنها خدا، که جبرئیل و حتی لشکرِ فرشتگان و تمامِ مردانِ صالحِ تاریخ را به رخ میکشد!
🔍🧠 روانکاویِ محمد در اینجا: این آیه نشاندهندهی یک «ایگویِ شکننده» (Fragile Ego) است که تحملِ کوچکترین نافرمانی در حریمِ خصوصیاش را ندارد. او نیاز دارد که اقتدارش در اتاقخواب، با اقتدارش در عرش گره بخورد. هر نقدی به رفتارِ جنسی یا عاطفی او، بلافاصله به «جنگ با خدا» ترجمه میشود.
🏹🍰🍕 تهدیدِ بعدی، تیرِ خلاص است:
🔺🔻این یعنی زن در این سیستم، یک «قطعهی تعویضی» است. اگر این قطعه (زن) کارکردش (سرویسدهیِ بیچونوچرا) مختل شود، سیستم هشدار میدهد که
🔺🙇🏻♀️🙇🏼♀️🙇♀️🔺 صفاتی که برای زنانِ جایگزین شمرده میشود (مسلم، مؤمن، قانت، تائب)، همگی اسم رمزِ «اطاعتِ محض و بیصدا» هستند.
🔺یعنی مرد بعد از ازدواج، بجای برآوردنِ خواستههای زنان، آنها را در صورتِ اصرار بر خواستههای مشروعشان (مانند درخواست نفقه بیشتر یا اعتراض به وضعیت)، با زبانِ قرآن تهدید به طلاق یکطرفه و جایگزینی با زنانی بهتر (مسلمانتر و مطیعتر) کند.
🔺این تهدید، تمامِ امنیتِ روانیِ زن را گروگان میگیرد. زن در این سیستم حق ندارد «بخواهد»، حق ندارد «اعتراض کند» و حق ندارد «ناراضی باشد»؛ وگرنه با اهرمِ «تعویض» روبرو میشود. درست مانند کالایی که اگر خوب کار نکند، با مدلی جدیدتر جایگزین میشود.
🔺🔻این نگاهِ کالایی و شهوتپرستانه، دقیقاً نقطۀ مقابلِ حکمتِ گوهربارِ عیسی مسیح است که پیوند زناشویی را «ابدی و مقدس» میدانست، و درخواست طلاق جز در هنگام خیانت را «زنا و فحشایِ آشکار»:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
(۲)
🎅🏼💋💄 مانیفست استبدادِ مذکر: وقتی الله «کارگزارِ هوس» میشود
اگر شما دو نفر به سوی خدا توبه کنید (بهتر است)، زیرا دلهایتان متمایل به انحراف شده است! و اگر علیه او (پیامبر) همپشتی کنید، قطعاً خداوند، جبرئیل، صالح مؤمنان و پس از آن، فرشتگان پشتیبان او خواهند بود[👽😱🙀🤣]
اگر او شما را طلاق دهد، امید است که پروردگارش همسرانی بهتر از شما، تسلیم، مومن، فروتن و مطیع، پیوسته توبهکار [سر به زیر و با حس گناه شدید، با عزتِ نفس پایین و توسریخور]، عابد، و روزهدار [بیخرج و برج]؛ اعم از بیوه و باکره، به او بدهد 🙂😈😂 [۴ و ۵ تحریم].
🔺در اینجا قرآن جایِ «شاکی» و «متهم» را عوض میکند. مردی که خیانت کرده (و خلاف تعهداتِ نوبتبندیِ خودش)، مورد حمایتِ خداست و زنی که اعتراض میکند، «افشاگرِ اسرار و خائن» نامیده میشود. این یعنی در منطقِ قرآنی، «حفظِ آبرویِ هوسرانیِ مرد» از «آرامشِ روانی و حدودِ یک زن» واجبتر است.
(محمد!) میتوانی هر یک از آنان (همسران) را که میخواهی به تأخیر اندازی (نوبتش را عقب بیاندازی) و هر کدام را که میخواهی نزد خود جای دهی🫢؛ و اگر هر یک از کسانی را که کنار گذاشته بودی، دوباره طلب کنی، گناهی بر تو نیست😎. این (اختیار) برای اینکه چشم آنان روشن گردد(😬) و غمگین نشوند(🤭) و همگی به آنچه به آنان دادهای خشنود گردند، مناسبتر است😑؛ و خداوند آنچه را که در دلهای شماست میداند؛ و خداوند دانا و بردبار(!) است (احزاب: ۵۱)
🔺با کنار هم نهادنِ آیات ۴ و ۵ تحریم و ۵۱ احزاب، عطر یک متن دینی را حس نمیکنیم؛ بلکه با یک «تکنولوژی سرکوب» مواجهیم که تمام کائنات را بسیج میکند تا کوچکترین اصطکاک در حرمسرای محمد را، به نفعِ او و علیه زنان پایان دهد!! این آیات، سندِ رسوایِ تبدیلِ «خداوندِ قهار و ذوجلال» به «بادیگاردِ شخصی» یک رهبرِ پیرِ چند قبیلۀ عرب است.
🎬 پردۀ اول: آرایشِ جنگی علیه «زن معترض» (سوره تحریم)
🎅🏼 در ماجرای سوره تحریم، جرمِ دو زن (حفصه و عایشه) چیست؟ افشای شکستنِ نوبتِ همبستری آن هم در خوابگاهِ همسر با کنیز او (ماریه). در یک رابطۀ نرمال، این یک اختلافِ زناشویی ساده و طبیعی است. اما واکنشِ «الله» حیرتانگیز است!
🔻🧜🏻♀️🧚🏻♀️🐉🧞♂️🚁 قرآن یک «مانورِ نظامیِ کیهانی» علیه دو زنِ بیدفاع راه میاندازد:
«اگر علیه او همپشتی کنید، قطعاً 1️⃣ الله، 2️⃣ جبرئیل، 3️⃣ صالح مؤمنان، 4️⃣ و پس از آن، فرشتگان، پشتیبان او خواهند بود!».
🔺🦸🏻♂️این پارانویکترین تصویرِ ممکن از یک پیامبر است. مردی که برای ساکت کردنِ همسرانش، نهتنها خدا، که جبرئیل و حتی لشکرِ فرشتگان و تمامِ مردانِ صالحِ تاریخ را به رخ میکشد!
🔍🧠 روانکاویِ محمد در اینجا: این آیه نشاندهندهی یک «ایگویِ شکننده» (Fragile Ego) است که تحملِ کوچکترین نافرمانی در حریمِ خصوصیاش را ندارد. او نیاز دارد که اقتدارش در اتاقخواب، با اقتدارش در عرش گره بخورد. هر نقدی به رفتارِ جنسی یا عاطفی او، بلافاصله به «جنگ با خدا» ترجمه میشود.
🏹🍰🍕 تهدیدِ بعدی، تیرِ خلاص است:
«اگر شما را طلاق دهد، خدا همسرانی بهتر... مطیع، عابد، باکره و... به او میدهد.»
🔺🔻این یعنی زن در این سیستم، یک «قطعهی تعویضی» است. اگر این قطعه (زن) کارکردش (سرویسدهیِ بیچونوچرا) مختل شود، سیستم هشدار میدهد که
⚠️ مدلهای «ارتقاءیافته» (Upgrade شده) در انبارِ الهی موجود است.
🔺🙇🏻♀️🙇🏼♀️🙇♀️🔺 صفاتی که برای زنانِ جایگزین شمرده میشود (مسلم، مؤمن، قانت، تائب)، همگی اسم رمزِ «اطاعتِ محض و بیصدا» هستند.
🔺یعنی مرد بعد از ازدواج، بجای برآوردنِ خواستههای زنان، آنها را در صورتِ اصرار بر خواستههای مشروعشان (مانند درخواست نفقه بیشتر یا اعتراض به وضعیت)، با زبانِ قرآن تهدید به طلاق یکطرفه و جایگزینی با زنانی بهتر (مسلمانتر و مطیعتر) کند.
🔺این تهدید، تمامِ امنیتِ روانیِ زن را گروگان میگیرد. زن در این سیستم حق ندارد «بخواهد»، حق ندارد «اعتراض کند» و حق ندارد «ناراضی باشد»؛ وگرنه با اهرمِ «تعویض» روبرو میشود. درست مانند کالایی که اگر خوب کار نکند، با مدلی جدیدتر جایگزین میشود.
🔺🔻این نگاهِ کالایی و شهوتپرستانه، دقیقاً نقطۀ مقابلِ حکمتِ گوهربارِ عیسی مسیح است که پیوند زناشویی را «ابدی و مقدس» میدانست، و درخواست طلاق جز در هنگام خیانت را «زنا و فحشایِ آشکار»:
📌📌📌 «هرکس زنش را به هر علتی جز خیانت طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، زناکار محسوب میشود» (متی فصل ۱۹ آیه ۴).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin