Telegram
نقدآگین
📺 ازغدی کذاب بزرگترین دروغ را گفت و مجری را هم شوکه کرد!
وقتی ایرانیها تازه از ۲۰۱۰ به پیادهروی اربعین اضافه شدهاند،
هر دو پسر واقعی نلسون ماندلا سالها قبل فوت کردهاند،
و چگوارا اساساً هیچ پسری نداشته است.
با این حال، ادعا میشود «پسر نلسون ماندلا» و «پسر چگوارا» در اربعین دیده شدهاند.
این فقط یک خطای لفظی نیست؛
نمونهای روشن از ساخت روایت سیاسی بدون کمترین پایبندی به واقعیت است.
وقتی حقیقت اهمیتی ندارد،
اسطورهسازی جای تاریخ را میگیرد
و دروغ، ابزار مشروع تبلیغ ایدئولوژیک میشود.
🔍 صحتسنجی
📝 تحلیل صحتسنجی (Fact-Check) و استدلال
۱. خطاهای بنیادین واقعیتسنجی (Fact-Check)
۱. ورود ایرانیها به اربعین
* ادعا: ایرانیها «تازه» از ۲۰۱۰ به پیادهروی اربعین اضافه شدهاند.
* واقعیت: حضور پررنگ ایرانیها به شکل سازمانیافته پس از سقوط صدام (۲۰۰۳) و بهطور گسترده از حدود ۲۰۱۰ افزایش یافت. این حضور سابقه چندین ساله دارد و شروع آن «تازه» از ۲۰۱۰ نبوده است.
* مغایرت (نمره صحتسنجی): جزئی. (حضور سازمانیافته از اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد).
۲. پسر نلسون ماندلا در اربعین
* ادعا: پسر نلسون ماندلا در اربعین دیده شده است.
* واقعیت: هر دو پسر واقعی نلسون ماندلا (ماکگاتو و ماکازیوه) سالها پیش از ۲۰۱۰ فوت کردهاند. ماندلا تنها یک پسرخوانده (تِمبی) داشت که او نیز در سال ۱۹۶۹ فوت کرد.
* مغایرت (نمره صحتسنجی): بزرگ و قطعی. (غیرممکن از نظر زمانی و زیستی.)
۳. پسر چهگوارا در اربعین
* ادعا: پسر چهگوارا در اربعین دیده شده است. (بر اساس فرض اینکه چهگوارا اساساً پسری نداشته است.)
* واقعیت: چهگوارا سه دختر (آلیدا، سیلیا، کایمی) و دو پسر (کامبلو و ارنستو) داشت. بنابراین، ادعای «اساساً هیچ پسری نداشته است» نادرست است. اما حضور پسران او (کامبلو یا ارنستو) در مراسم اربعین نیازمند اثبات و مستندات مستقل است.
* مغایرت (نمره صحتسنجی): جزئی. (چهگوارا پسر داشته، اما حضور این افراد در اربعین مستلزم تأیید مستقل است و احتمالاً معرفی اشتباه بوده است.)
نتیجه صحتسنجی: ادعای اصلی مربوط به «پسر ماندلا» و «پسر چهگوارا» (با فرض اینکه فردی واقعی نبوده که بعداً خود را معرفی کند) به احتمال بسیار قوی نادرست و ساختگی است.
۲. ریشههای ساخت این روایتها
تحلیل متن از چرایی ساخت این روایتها دقیق است:
* ۱. اسطورهسازی سیاسی (Myth-Making):
هدف اصلی این روایتها تزریق پیامی ایدئولوژیک است: "اربعین، نقطه تلاقی تمام جریانات آزادیبخش جهان است." با متصل کردن این مراسم به اسطورههای شناخته شدهای چون نلسون ماندلا (نماد مبارزه با آپارتاید و نژادپرستی) و چه گوارا (نماد انقلاب ضد امپریالیستی)، تلاش میشود تا اربعین از یک رویداد صرفاً مذهبی شیعی، به یک نمایشگاه جهانی مقاومت تبدیل شود.
* ۲. بیاهمیت بودن حقیقت (Post-Truth):
در جنگ روایتها و تبلیغات ایدئولوژیک، حقیقت تاریخی و بیوگرافیک اهمیت ثانوی پیدا میکند. مهم این است که اثر روانی و عاطفی لازم ایجاد شود. باورپذیری برای مخاطبی که از جزئیات بیوگرافی این رهبران بیاطلاع است، صرفاً با شنیدن نامهای بزرگ به دست میآید.
* ۳. استفاده از دروغ به عنوان ابزار مشروع:
وقتی هدف نهایی (ترویج یک ایدئولوژی یا سیاست) در نظر حامیان روایت، مقدس تلقی شود، هر ابزاری از جمله تحریف واقعیت یا دروغ صریح برای رسیدن به آن هدف، از نظر اخلاقی مشروع شمرده میشود. این همان منطق «هدف وسیله را توجیه میکند» در حوزه پروپاگاندا است.
جمعبندی
همانطور که متن اشاره کرد، این نمونه فراتر از یک خطای خبری ساده است. این یک مثال برجسته از مهندسی روایت است؛ جایی که واقعیتهای تاریخی و بیوگرافیک، عمداً نادیده گرفته میشوند تا یک پیوند عاطفی و سیاسی (مثلاً پیوند مقاومت ضد امپریالیستی با یک رویداد مذهبی) در ذهن مخاطب ایجاد شود.
👈 تصحیح و اطلاعات بیشتر اینجا (حضور نوهی ماندلا و نتیجهی گاندی در پیاده روی اربعین!)
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📺 ازغدی کذاب بزرگترین دروغ را گفت و مجری را هم شوکه کرد! وقتی ایرانیها تازه از ۲۰۱۰ به پیادهروی اربعین اضافه شدهاند، هر دو پسر واقعی نلسون ماندلا سالها قبل فوت کردهاند، و چگوارا اساساً هیچ پسری نداشته است. با این حال، ادعا میشود «پسر نلسون ماندلا»…
🔺حضور نوهی ماندلا و نتیجهی گاندی در پیاده روی اربعین!
😆 گندهگوی انقلاب (طبق ویکیپدیا: سخنران، نظریهپرداز توطئه) و اشغالگر منصبِ عضویتِ شورای عالی انقلاب فرهنگی و برنامههای صداوسیما برای سالهای متمادی (در رقابت با قرئتی)، فرق گاندی و چگوآرا را هم نمیداند، چه رسد به فرق بچه و نوه و نتیجه!
😆 احتمالا از بچهی ماندلا و چگوآرا، نوهی ماندلا و نتیجهی گاندی(!) منظورش بوده و تا هفت نسل یک سیاستپیشه عاقل مسیحی و سکولار (که برخلاف خمینی و خامنهای، تشنه و بردهی قدرت نبود و دنبالِ تحمیل آپارتاید مذهبی و فرو کردنِ مذهبی خاص توی کلهی ملت) و یک تروریستِ لامذهب (یا اگه تصحیح کنیم حرفش رو، یک مشرکِ هندوی خشونت/جنایت/ترور-پرهیز رو، به اعتبار اونا معتبر میدونه، جناب فیلسوف انقلاب و شریعتی دستهپنجم!
😝 یعنی این مشرکان و کفار هم سادات محسوب میشوند که با نوه و نتیجهشان خودارضایی مذهبی کنید؟ رسواییِ ابدیِ کاترین شکدم کافی نبود که از این خودحقیربینی، که هنوز هم مثل سابق، با اسمِ خارجیها میخواهید فقدانِ قوتِ معنایی و عقلانیِ مذهب و مناسکتان را جبران کنید، بهره میگیرید؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
😆 گندهگوی انقلاب (طبق ویکیپدیا: سخنران، نظریهپرداز توطئه) و اشغالگر منصبِ عضویتِ شورای عالی انقلاب فرهنگی و برنامههای صداوسیما برای سالهای متمادی (در رقابت با قرئتی)، فرق گاندی و چگوآرا را هم نمیداند، چه رسد به فرق بچه و نوه و نتیجه!
😆 احتمالا از بچهی ماندلا و چگوآرا، نوهی ماندلا و نتیجهی گاندی(!) منظورش بوده و تا هفت نسل یک سیاستپیشه عاقل مسیحی و سکولار (که برخلاف خمینی و خامنهای، تشنه و بردهی قدرت نبود و دنبالِ تحمیل آپارتاید مذهبی و فرو کردنِ مذهبی خاص توی کلهی ملت) و یک تروریستِ لامذهب (یا اگه تصحیح کنیم حرفش رو، یک مشرکِ هندوی خشونت/جنایت/ترور-پرهیز رو، به اعتبار اونا معتبر میدونه، جناب فیلسوف انقلاب و شریعتی دستهپنجم!
😝 یعنی این مشرکان و کفار هم سادات محسوب میشوند که با نوه و نتیجهشان خودارضایی مذهبی کنید؟ رسواییِ ابدیِ کاترین شکدم کافی نبود که از این خودحقیربینی، که هنوز هم مثل سابق، با اسمِ خارجیها میخواهید فقدانِ قوتِ معنایی و عقلانیِ مذهب و مناسکتان را جبران کنید، بهره میگیرید؟
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 اجرای هنرمندان:
🎻 سنتور: کازونه ایوازاکی
🥁 تنبک و دف: رای ریو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎻 سنتور: کازونه ایوازاکی
🥁 تنبک و دف: رای ریو
📺 بداههنوازی در دستگاه بیات ترک
📺 بودیم به خواب در شبستان عدم | بیدار شدیم و باز در خواب شدیم
.
#نوا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا قبل از اسلام عربها وجود داشتند؟
🔸این ویدیو خلاصهای از پژوهشهای جدید، بهویژه کتاب «تصور اعراب: هویت عربی و ظهور اسلام» نوشته پروفسور پیتر وِب (استاد دانشگاه لیدن)، را ارائه میدهد که فرضیه سنتی وجود یک هویت قومی یکپارچه و منسجم به نام «عرب» در شبه جزیره پیش از ظهور اسلام را به چالش میکشد.
۱. مبدأ هویت عربی: برچسبی بیرونی یا اختراع اسلامی؟
رد فرضیه اصالت و وحدت: این تحلیل استدلال میکند که مفهوم «عرب» به عنوان یک قوم متحد و دارای تبار مشترک، واقعیتی مربوط به ماقبل اسلام نبوده است.
* خاستگاه هویت فراگیر: هویت عربی به صورت یک هوشیاری و آگاهی جمعی گسترده، با ظهور دین اسلام و در پی تأسیس امپراتوری اسلامی شکل گرفت.
۲. شواهد تاریخی و باستانشناسی
الف) سوابق برونمنطقهای (آشوری، بابلی، یونانی-رومی):
* منابع آشوری (قدیمیترین اشاره): قدیمیترین ارجاعات (قرن نهم ق.م) با واژههایی چون «Arbā'u» و «Arbaya» ثبت شدهاند، اما این نامها به گروههای کوچنشین پراکنده در مرزهای غربی امپراتوری آشور (مناطق شام امروزی) اشاره دارند، نه به کل مردم شبه جزیره.
* معنای «Arbā'u»: این کلمه یک نام قومی یا نژادی نبوده، بلکه برچسبی اداری و بیرونی بوده که توسط آشوریان بر این گروهها اطلاق میشد و به معنای «غریبه»، «بیاباننشین غربی»، «بیتبار»، یا حتی در معنای استعاری «ملخ» یا «ویرانگر» به کار میرفت که نشاندهنده تهدیدآمیز بودن آنها برای امپراتوری بود.
* عدم پیوستگی: در کتب تاریخنویسی یا اساطیر عربی پس از اسلام، هیچ اشارهای به جنگها یا سوابق این گروههای باستانی با آشوریان نشده است.
* منابع یونانی و رومی: در عصر هلنیستی، نقشهکشان یونانی بودند که شبه جزیره را «آرابیا» (Arabia) نامیدند و یک پیوند جغرافیایی بین سرزمین و مردمش ایجاد کردند؛ این تفکر که «آرابیا» زادگاه قومی واحد به نام «عرب» است، بعدها پایه و اساس تصورات اروپاییان در مورد نژاد عرب شد.
ب) سوابق درونمنطقهای (کتیبههای شبه جزیره):
* سکوت کتیبههای محلی: هزاران کتیبه محلی مربوط به دوران ماقبل اسلام در سراسر شبه جزیره، از یمن تا سوریه، فاقد هرگونه حس یا ارجاع خودآگاهانه به یک هویت قومی مشترک و فراگیر به نام «عرب» هستند.
* اولویت هویت قبیلهای/منطقهای: مردم این مناطق خود را با نامهای محلی و قبیلهای خاص مانند حمْیَر، کِنْده، مَعَدْ و سَبأ میشناختند و هیچ نظام سیاسی واحدی آنها را متحد نمیکرد.
* کاربرد «عرب» برای بیگانگان: در موارد بسیار معدودی (حدود ۱۱ بار در ۱۵۰۰ سال) که واژهای شبیه «عرب» در کتیبههای یمنی دیده میشود، توسط پادشاهیهای محلی (مانند حِمیَر) برای اشاره به «کوچنشینان»، «مرتزقه»، «غربا» یا «دشمنان محتل» به کار رفته است؛ این امر نشان میدهد که مردمان متمدن یمن خود را «عرب» نمیدانستند.
۳. انگیزه و چرایی شکلگیری هویت عربی
* ضرورت سیاسی-نژادی: پس از فتوحات، اقلیت فاتحِ برآمده از شبه جزیره در میان جمعیتهای بومی و متمدن (مانند مصریان، ایرانیان، سوریها و بینالنهرینیها) قرار گرفتند. هویتسازی «عرب» به آنها امکان داد تا یک تمایز طبقاتی و نژادی-مذهبی برای خود ایجاد کنند.
* هدف از هویتسازی: «عرب» به عنوانی برای تفاخر و نشان دادن برتری و اصالت قومی فاتحان تبدیل شد و به آنها کمک کرد تا علیرغم اقلیت بودن، خود را از بقیه مسلمانان (مانند موالی و غیرعربها) متمایز سازند و مشروعیت سیاسی خود را حفظ کنند.
* زبان و قومیت: بر اساس این دیدگاه، حتی اسلام نیز «عرب» بودن را نه بر اساس نژاد، بلکه بر اساس «زبان» تعریف کرد («العربية اللسان»)، که این امر نیز در تقابل با ایجاد یک نژاد واحد قومی بود، اما بعدها برای اهداف سیاسی دستکاری شد.
* ریشه نظریه: این دیدگاه که هویت عربی یک سازه پس از اسلام است، اولین بار توسط دیوید هاینریش مولر (مستشرق اتریشی) در قرن ۱۹ مطرح شد، اما بعداً، به دلایل ایدئولوژیک و استعماری (نیاز غرب برای دستهبندی و کنترل یکپارچه منطقه) نظریه رقیب (وجود نژاد واحد عرب پیش از اسلام) توسط تئودور نولدکه مورد حمایت قرار گرفت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸این ویدیو خلاصهای از پژوهشهای جدید، بهویژه کتاب «تصور اعراب: هویت عربی و ظهور اسلام» نوشته پروفسور پیتر وِب (استاد دانشگاه لیدن)، را ارائه میدهد که فرضیه سنتی وجود یک هویت قومی یکپارچه و منسجم به نام «عرب» در شبه جزیره پیش از ظهور اسلام را به چالش میکشد.
۱. مبدأ هویت عربی: برچسبی بیرونی یا اختراع اسلامی؟
رد فرضیه اصالت و وحدت: این تحلیل استدلال میکند که مفهوم «عرب» به عنوان یک قوم متحد و دارای تبار مشترک، واقعیتی مربوط به ماقبل اسلام نبوده است.
* خاستگاه هویت فراگیر: هویت عربی به صورت یک هوشیاری و آگاهی جمعی گسترده، با ظهور دین اسلام و در پی تأسیس امپراتوری اسلامی شکل گرفت.
۲. شواهد تاریخی و باستانشناسی
الف) سوابق برونمنطقهای (آشوری، بابلی، یونانی-رومی):
* منابع آشوری (قدیمیترین اشاره): قدیمیترین ارجاعات (قرن نهم ق.م) با واژههایی چون «Arbā'u» و «Arbaya» ثبت شدهاند، اما این نامها به گروههای کوچنشین پراکنده در مرزهای غربی امپراتوری آشور (مناطق شام امروزی) اشاره دارند، نه به کل مردم شبه جزیره.
* معنای «Arbā'u»: این کلمه یک نام قومی یا نژادی نبوده، بلکه برچسبی اداری و بیرونی بوده که توسط آشوریان بر این گروهها اطلاق میشد و به معنای «غریبه»، «بیاباننشین غربی»، «بیتبار»، یا حتی در معنای استعاری «ملخ» یا «ویرانگر» به کار میرفت که نشاندهنده تهدیدآمیز بودن آنها برای امپراتوری بود.
* عدم پیوستگی: در کتب تاریخنویسی یا اساطیر عربی پس از اسلام، هیچ اشارهای به جنگها یا سوابق این گروههای باستانی با آشوریان نشده است.
* منابع یونانی و رومی: در عصر هلنیستی، نقشهکشان یونانی بودند که شبه جزیره را «آرابیا» (Arabia) نامیدند و یک پیوند جغرافیایی بین سرزمین و مردمش ایجاد کردند؛ این تفکر که «آرابیا» زادگاه قومی واحد به نام «عرب» است، بعدها پایه و اساس تصورات اروپاییان در مورد نژاد عرب شد.
ب) سوابق درونمنطقهای (کتیبههای شبه جزیره):
* سکوت کتیبههای محلی: هزاران کتیبه محلی مربوط به دوران ماقبل اسلام در سراسر شبه جزیره، از یمن تا سوریه، فاقد هرگونه حس یا ارجاع خودآگاهانه به یک هویت قومی مشترک و فراگیر به نام «عرب» هستند.
* اولویت هویت قبیلهای/منطقهای: مردم این مناطق خود را با نامهای محلی و قبیلهای خاص مانند حمْیَر، کِنْده، مَعَدْ و سَبأ میشناختند و هیچ نظام سیاسی واحدی آنها را متحد نمیکرد.
* کاربرد «عرب» برای بیگانگان: در موارد بسیار معدودی (حدود ۱۱ بار در ۱۵۰۰ سال) که واژهای شبیه «عرب» در کتیبههای یمنی دیده میشود، توسط پادشاهیهای محلی (مانند حِمیَر) برای اشاره به «کوچنشینان»، «مرتزقه»، «غربا» یا «دشمنان محتل» به کار رفته است؛ این امر نشان میدهد که مردمان متمدن یمن خود را «عرب» نمیدانستند.
۳. انگیزه و چرایی شکلگیری هویت عربی
* ضرورت سیاسی-نژادی: پس از فتوحات، اقلیت فاتحِ برآمده از شبه جزیره در میان جمعیتهای بومی و متمدن (مانند مصریان، ایرانیان، سوریها و بینالنهرینیها) قرار گرفتند. هویتسازی «عرب» به آنها امکان داد تا یک تمایز طبقاتی و نژادی-مذهبی برای خود ایجاد کنند.
* هدف از هویتسازی: «عرب» به عنوانی برای تفاخر و نشان دادن برتری و اصالت قومی فاتحان تبدیل شد و به آنها کمک کرد تا علیرغم اقلیت بودن، خود را از بقیه مسلمانان (مانند موالی و غیرعربها) متمایز سازند و مشروعیت سیاسی خود را حفظ کنند.
* زبان و قومیت: بر اساس این دیدگاه، حتی اسلام نیز «عرب» بودن را نه بر اساس نژاد، بلکه بر اساس «زبان» تعریف کرد («العربية اللسان»)، که این امر نیز در تقابل با ایجاد یک نژاد واحد قومی بود، اما بعدها برای اهداف سیاسی دستکاری شد.
* ریشه نظریه: این دیدگاه که هویت عربی یک سازه پس از اسلام است، اولین بار توسط دیوید هاینریش مولر (مستشرق اتریشی) در قرن ۱۹ مطرح شد، اما بعداً، به دلایل ایدئولوژیک و استعماری (نیاز غرب برای دستهبندی و کنترل یکپارچه منطقه) نظریه رقیب (وجود نژاد واحد عرب پیش از اسلام) توسط تئودور نولدکه مورد حمایت قرار گرفت.
🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📺 ریشههای مبهم عباسیان و نقش آنها در شکلگیری اولیه اسلام
📻 رمضان عباسی: مهندسی مناسک، ساخت یک امت
📻جغرافیای قرآن علیه تاریخسازی عباسی
— مکه: دریانوردی، کشاورزی و دامداری؟!
📺 تبارِ خرافۀ عذاب قبر
📕عباسیان: تغییر قبله و تحریف قرآن
📻 انفصال عباسیان از مسیحیت اموی
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (نقدآگین - بنائی)
یکم: یکم| دوم
دوم: یکم| دوم
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
.
#حکومت_اسلامی #نقد_اسلام #بازنگری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 دولت ملی و نظام جمهوری اسلامی
🔻این سخنرانی توسط #عبدالله_شهبازی یک تحلیل عمیق از ماهیت نظام جمهوری اسلامی و فاصله گرفتن آن از مفهوم «دولت ملی» در معنای مدرن است.
* دولت ایدئولوژیک و آرمانگرا: جمهوری اسلامی به عنوان یک «دولت مهندسی اجتماعی» یا «دولت آرمانگرا» شناخته میشود که هدفش بازسازی کل جامعه بر اساس ایدئولوژی خود است (شبیه به دولتهای توتالیتر مانند اتحاد جماهیر شوروی، یا مانیفستهای دینی کهن مانند کتاب عزرا).
* انقلاب ثروتمند و رانتی: انقلاب اسلامی به دلیل درآمد کلان نفتی، «ثروتمندترین انقلاب تاریخ» بوده است، که امکان تحقق آرمانهای بزرگ را به یک الیت ایدئولوژیک فرقهگرا داده است.
* منطق حکمرانی و آرمانگرایی جهانی: منطق اصلی حکمرانی، به ویژه از دیدگاه رهبر جمهوری اسلامی، نه توسعه ملی یا رفاه داخلی، بلکه انقلاب دائمی و صدور انقلاب است (که با مفهوم تروتسکی در مارکسیسم مقایسه میشود). آرمانهایی مانند «آزادی فلسطین» و «نابودی اسرائیل» در این منظومه آخرالزمانی بر منافع مادی و توسعهای (مثل خط لوله گاز) برتری دارند.
* شکاف در الیت: در طول زمان، شکافی بین نسل اول آرمانگرای انقلاب و نسلهای جدیدتر که به دنبال توسعه و تکنوکراسی بودند (اصلاحطلبان/کارگزاران) ایجاد شد. در نهایت، نسل جدیدی که از دل نظام رشد کرد، به دلیل فرصتطلبی و «فیک» بودن، جایگزین الیت اولیه شد.
* تهدید ژئوپلیتیک جدید (هوش مصنوعی): در دوران پس از ۷ اکتبر، توجه آمریکا مجدداً به خاورمیانه جلب شده است، نه به دلیل انرژی هستهای، بلکه به خاطر رقابت با چین در حوزه هوش مصنوعی. برای تأسیس زیرساختهای عظیم هوش مصنوعی در شبهجزیره عربستان (امنیت منطقه)، تداوم حیات جمهوری اسلامی در شکل کنونی آن، به یک مانع تبدیل شده است و آمریکا به دنبال تغییر این نظام است.
@abdollahshahbazi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻این سخنرانی توسط #عبدالله_شهبازی یک تحلیل عمیق از ماهیت نظام جمهوری اسلامی و فاصله گرفتن آن از مفهوم «دولت ملی» در معنای مدرن است.
* دولت ایدئولوژیک و آرمانگرا: جمهوری اسلامی به عنوان یک «دولت مهندسی اجتماعی» یا «دولت آرمانگرا» شناخته میشود که هدفش بازسازی کل جامعه بر اساس ایدئولوژی خود است (شبیه به دولتهای توتالیتر مانند اتحاد جماهیر شوروی، یا مانیفستهای دینی کهن مانند کتاب عزرا).
* انقلاب ثروتمند و رانتی: انقلاب اسلامی به دلیل درآمد کلان نفتی، «ثروتمندترین انقلاب تاریخ» بوده است، که امکان تحقق آرمانهای بزرگ را به یک الیت ایدئولوژیک فرقهگرا داده است.
* منطق حکمرانی و آرمانگرایی جهانی: منطق اصلی حکمرانی، به ویژه از دیدگاه رهبر جمهوری اسلامی، نه توسعه ملی یا رفاه داخلی، بلکه انقلاب دائمی و صدور انقلاب است (که با مفهوم تروتسکی در مارکسیسم مقایسه میشود). آرمانهایی مانند «آزادی فلسطین» و «نابودی اسرائیل» در این منظومه آخرالزمانی بر منافع مادی و توسعهای (مثل خط لوله گاز) برتری دارند.
* شکاف در الیت: در طول زمان، شکافی بین نسل اول آرمانگرای انقلاب و نسلهای جدیدتر که به دنبال توسعه و تکنوکراسی بودند (اصلاحطلبان/کارگزاران) ایجاد شد. در نهایت، نسل جدیدی که از دل نظام رشد کرد، به دلیل فرصتطلبی و «فیک» بودن، جایگزین الیت اولیه شد.
* تهدید ژئوپلیتیک جدید (هوش مصنوعی): در دوران پس از ۷ اکتبر، توجه آمریکا مجدداً به خاورمیانه جلب شده است، نه به دلیل انرژی هستهای، بلکه به خاطر رقابت با چین در حوزه هوش مصنوعی. برای تأسیس زیرساختهای عظیم هوش مصنوعی در شبهجزیره عربستان (امنیت منطقه)، تداوم حیات جمهوری اسلامی در شکل کنونی آن، به یک مانع تبدیل شده است و آمریکا به دنبال تغییر این نظام است.
@abdollahshahbazi
🔻عبدالله شهبازی
📺 گذار از جمهوری اسلامی و نیروهای سیاسی
📺 «شبکه» و «شوک بزرگ»
📻 بعدِ صلح غزه لحنها تغییر خواهد کرد
📻 گذار از جمهوری اسلامی چگونه خواهد بود؟
.
#سیاست #بینالملل #حکومت_اسلامی #خاورمیانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خانۀ عنکبوت یا «افسانههای تشیع»
— یک آخوند که میخواست فکر کند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یک آخوند که میخواست فکر کند
🔻سلیمانی اردستانی ۱
📺 دیدار با استاد ملکیان
📺 وحشتناکترین حرف
📺 عقلانیتستیزی حج
📕سوژۀ مقاوم مدرن یا سوژۀ ولایی؟
📺 وجود خدا هم قابلِ بحثه
🔻سلیمانی اردستانی ۲
📺 ناقدان اسلام موید قرائت شیعه؟
📺 حکومتِ اوباش
📺 دینِ «قبلِ بعثتِ محمد» از اسلامِ بهتر بود
🏞 بیت دزدان در مراسح ترحیم زمینخوار
📺 آشکار شدنِ ماهیت و تاریخِ روحانیت
📺 یک سوال و قیامتِ آخوندهای مفتخور
📺 این هم «استاد اخلاقِ» اصلاحطلبان حکومتی!
📕"جایگاهِ شرمآورِ مادر" در اسلام
📺 در قرآن مجازات اعدام نداریم!
📺 سرتا پای «جایگاه مادر» در اسلام افتضاحه
📻 دفاع از بشار؛ تکلیف یا مصلحت؟!
📺 نقد حکم ارتداد
📺 حکومت نمیتواند دینی باشد!
📺 حق عدم بیعت
📺 مردم ایران یا فلسطین؟ [قسمت یک | قسمت دو]
🔻سندیتسنجی
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 آیا فاطمه فرزندی بنام محسن داشته؟
📺 فاطمه؛ شخصیت تاریخی یا خیالی؟
📕شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 سندیتِ اصول کافی؟
📺 دربارۀ نقشِ شیخ محمدباقر مجلسی
📺 کمیل و مجلسی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
🔻بدعتهای شیعه
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
.
#نواندیشی #نواندیشی_دینی #نقد_شیعه #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from جنگاوران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرویس امنیتی اوکراین یک زیردریایی روسی را در نووروسیسک هدف قرار داد.
برای نخستین بار در تاریخ، سرویس امنیتی اوکراین از پهپادهای زیرسطحی «Sub Sea Baby» برای منفجر کردن یک زیردریایی روسی کلاس کیلو «وارشاویانکا» استفاده کرد. در نتیجه این انفجار، زیردریایی دچار آسیبهای بسیار جدی شد و عملاً از چرخه عملیاتی خارج گردید.
این زیردریایی حامل چهار پرتابگر موشک کروز «کالیبر» بود که روسیه از آنها برای حمله به خاک اوکراین استفاده میکند.
این عملیات بهصورت مشترک توسط اداره سیزدهم ضدجاسوسی نظامی سرویس امنیتی اوکراین و نیروی دریایی اوکراین انجام شد.
هزینه هر زیردریایی کلاس کیلو حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد میشود و با توجه به تحریمهای بینالمللی فعلی، ساخت یک زیردریایی مشابه میتواند تا ۵۰۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد.
همچنین باید یادآوری کرد که این زیردریایی آسیبدیده پیشتر بهدلیل موفقیت عملیاتهای ویژه انجامشده توسط پهپادهای دریایی سطحی «Sea Baby»، ناچار شده بود در بندر نووروسیسک باقی بماند؛ عملیاتی که باعث عقبنشینی شناورهای سطحی و زیردریاییهای روسیه از خلیج سواستوپل در کریمه اشغالی شد.
برای نخستین بار در تاریخ، سرویس امنیتی اوکراین از پهپادهای زیرسطحی «Sub Sea Baby» برای منفجر کردن یک زیردریایی روسی کلاس کیلو «وارشاویانکا» استفاده کرد. در نتیجه این انفجار، زیردریایی دچار آسیبهای بسیار جدی شد و عملاً از چرخه عملیاتی خارج گردید.
این زیردریایی حامل چهار پرتابگر موشک کروز «کالیبر» بود که روسیه از آنها برای حمله به خاک اوکراین استفاده میکند.
این عملیات بهصورت مشترک توسط اداره سیزدهم ضدجاسوسی نظامی سرویس امنیتی اوکراین و نیروی دریایی اوکراین انجام شد.
هزینه هر زیردریایی کلاس کیلو حدود ۴۰۰ میلیون دلار برآورد میشود و با توجه به تحریمهای بینالمللی فعلی، ساخت یک زیردریایی مشابه میتواند تا ۵۰۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد.
همچنین باید یادآوری کرد که این زیردریایی آسیبدیده پیشتر بهدلیل موفقیت عملیاتهای ویژه انجامشده توسط پهپادهای دریایی سطحی «Sea Baby»، ناچار شده بود در بندر نووروسیسک باقی بماند؛ عملیاتی که باعث عقبنشینی شناورهای سطحی و زیردریاییهای روسیه از خلیج سواستوپل در کریمه اشغالی شد.