نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.41K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
⚠️ باتوجه به پیشبینی‌های متعدد انجام شده، امشب، احتمال وقوع زلزله‌‌ی بسیار خطرناک بالاست.
لازم هست که برای امنیت خودتون امشب تا صبح در فضای باز بمانید.

مراقب سلامت جان و فکر خود باشید.

@daneshagahi

.


#این_آخرین_نبرده



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚩 نمی‌ترسم، ٤٧ ساله (با سرکارآمدن حکومتِ نکبتِ اسلامی) که مرده‌ام

I’m not afraid. I’ve been dead for 47 years—since the Islamic Republic came to power.



😍♥️ سیل بی‌پایان جمعیت بجنورد
📺 نام اثر: باران فراوانی و آزادی 🧘🏻‍♂️♥️✌🏻
😍 به شجاعان‌تان چشم بدوزید
📺 آبدانانِ قهرمان، خوار چشمِ سروش‌های حکومتی

.


#ایران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چپی‌های حکومتی و محور مقاومتی بعضاً می‌گویند
«دوران انقلاب گذشته است ما در عصر پساانقلاب زندگی می‌کنیم» پس هر تلاشی بی‌حاصل است.


🔺🔻انقلاب در معنای چپی تو، بله! گذشته است و دیگر جایی انقلاب کومونیستی نمی‌کنند. اما سرچ کن بیین در چند ده سال اخیر، چند حکومت استبدادی واژگون گشته‌اند، حال به هر ترتیبی.

🔻حال به گزارش هوش مصنوعی اینها روی داده است:

۱. موجِ دموکراسی‌خواهی در اروپا و آمریکای لاتین (دهه ۷۰ و ۸۰)


• پرتغال (۱۹۷۴): «انقلاب میخک» که به طولانی‌ترین دیکتاتوری اروپا (سالازار/کاتانو) پایان داد.

• اسپانیا (۱۹۷۵): با مرگ فرانکو، گذار به دموکراسی کلید خورد (نمونه‌ای از فروپاشی استبداد کلاسیک).

• یونان (۱۹۷۴): سرنگونی رژیم سرهنگ‌ها.

• آرژانتین (۱۹۸۳): سقوط خونتای نظامی پس از شکست در جنگ مالویناس.

• برزیل (۱۹۸۵): پایان دو دهه دیکتاتوری نظامی.

• شیلی (۱۹۹۰): پایان دوران پینوشه از طریق رفراندوم و فشار مدنی.

۲. فروپاشیِ بلوک شرق (۱۹۸۹ - ۱۹۹۱)


این بزرگترین موجِ سرنگونی استبداد در تاریخ معتبر است که چپِ ارتدوکس هنوز با آن کنار نیامده است:

• لهستان، مجارستان، چکسلواکی (انقلاب مخملی): سقوط رژیم‌های توتالیتر در ۱۹۸۹.

• رومانی (۱۹۸۹): سقوط و اعدام چائوشسکو (تنها نمونه خشونت‌آمیز در بلوک شرق).

• آلبانی (۱۹۹۱): سقوط رژیمِ انور خوجه، بسته‌ترین حکومت اروپا.

• فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱): پایانِ امپراتوریِ ایدئولوژیک.

۳. آسیا و آفریقا (دهه ۸۰ تا امروز)


• فیلیپین (۱۹۸۶): انقلاب «قدرت مردم» و فرار فردیناند مارکوس.

• کره جنوبی (۱۹۸۷): خیزش مردمی که به دیکتاتوری نظامی پایان داد.

• اندونزی (۱۹۹۸): سقوط سوهارتو پس از ۳۲ سال قدرت مطلق در پی بحران اقتصادی (مشابهت با دغدغه‌های ۴۰۴).

• آفریقای جنوبی (۱۹۹۴): پایان رژیم آپارتاید.

• زئیر / کنگو (۱۹۹۷): سقوط موبوتو سه‌سه سکو.

۴. قرن بیست و یکم (موج بهار عربی و پس از آن)


• صربستان (۲۰۰۰): سرنگونی اسلوبودان میلوشویچ با جنبش «اتپور».

• عراق (۲۰۰۳): سرنگونی صدام حسین (مداخله خارجی).

• تونس و مصر (۲۰۱۱): سقوط بن‌علی و مبارک در پی خیزش‌های بهار عربی.

• لیبی (۲۰۱۱): سقوط و مرگ معمر قذافی.

• سودان (۲۰۱۹): برکناری عمر البشیر پس از ۳۰ سال دیکتاتوری.

.


#چپ_ایرانی #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔸تو این وضعیت یک عده که عاشق خوردن برچسب روشنفکر هستن جای حمایت از مردم خودشون دارن با جملات اسکار وایلد و ویکتور هوگو و... خودارضایی می‌کنن. شرم بر شما. فرقی با خری که پالان‌اش پر از کتابه ندارین. 🔸برای نمونه [بنگرید به کانالی که ریپلای زدم]: فهرستی از مداخلات…
🔸این پست مورد ریپلای که بازنشر از یک کانال دیگر بود، برخی به‌عنوان «نمادِ فحاشی» در نقدآگین دانسته بودند.

🔸وقتی نگاه شخص بر محور سوءظن و بدبینی استوار شده‌باشد، چنین رخ می‌دهد که ساده‌ترین کلام‌های طنز‌ که به شخص خاصی نیز اشاره نداشته را نیز با عنوانِ فحاشی برچسب می‌زنیم.

🔸ضروری‌ست تا توضیح دهیم که اگه در اینستاگرام کمی با محتواهای ترند شده آشنا بودید، این ویدیو بی‌شکک به چشم‌تان آمده‌بود، که بخش درونِ []، ارجاع به این طنز تصویری در «سوءفهمِ مفاهیم و کلماتی ساده» در تجمعی در خارج کشور بود، که ویدیویش پیوست شده‌است.

🔸نقدآگین هم هرگز خود را به یک گرایش سیاسی محدود نکرده‌ و بخشی از ایرانیان و گرایش‌شان را لایقِ حذف و لعن و تحقیر ندانسته، و از گرایش‌های مختلفِ جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه در آن مطلب گذاشته شده‌است از گذشته تا امروز، و برخلاف برخی جریان‌ها که دچار عقدۀ پهلوی‌اند، و شبانه‌روز در زیر فاشیسم اسلامی، در حال براندازیِ نظام سابق و نظامِ محتمل اینده، یا عقدۀ غرب‌ستیزی‌اند و در حال نابودی امپریالیسم و صهیونیسم، صرفا رضا پهلوی را به عنوان یکی از مهمترین نیروهای برانداز می‌داند. برای بعد از ج.ا، تصمیم با نظرِ احادِ مردم است، و نقد هر فرم سیاسی و شخصیت هم باید برای همیشه آزاد باشد؛ هر نظامی که بالا بیاید، مقدس نیست و بری از خطا، چه جمهوری و چه مشروطه.

🔸بسیاری مستندها و متن‌ها در نقد رضا شاه و محمدرضا شاه و رضا پهلوی هم در برهه‌های مختلف نشر و بازنشر و ترجمه کرده‌ایم، و چنین نبوده و نیست که پهلویست باشیم؛ صرفا چون مثل برخی کنج عافیت و سکوت و پرداختن به مباحث روزمره و نامرتبط به جنبش مردم را انتخاب نکردیم، یا به دشمنانِ فرضی بیگانه غربی حمله نکردیم.

🔸متاسفانه بخشی از ایرانیان گرفتار ذهنی عمیقا دوقطبی‌اند، یا فردی و جریانی را قدیس می‌کنند و توان شنیدن نقدها بدان را ندارند و هر نقدی را با فحاشی‌های رکیک پاسخ می‌دهند، یا بدل به موضوع نفرت و کینۀ دائمی و مادام‌العمر خود می‌کنند، و توانِ دیدن نقاط مثبت یا پتانسیل‌های مفید آن برای جامعه را ندارند. نقد ولی نیازمند نگاهی نسبی و تاریخی و دیدن وجوه مثبت و منفی هر فرد و جریان است. عمل سیاسی هم حسابش از ایده‌آل‌گرایی و تنزه‌طلبی و نگاه نجس‌بین و نجس‌سازِ رایج میان برخی جریان‌های افراطی چپ و راست جداست.
براندازانِ شبانه‌روزیِ پهلوی، حال، حذفِ «زن، زندگی، آزادی» از بیوی پیچش، بعد این همه سال حمایت را، نماد سلطه‌طلبی و ضدزن بودنش، و خیزش برای استبداد جا می‌زنند. جالب است که همزمان، حمایت تمام‌قد رضا پهلوی از جنبش «زن، زندگی آزدی» و بقای چندسالۀ این شعار در بیوی پیجش را، نماد تقلا برای مصادرۀ جنبش معرفی می‌کنند!

این بیماری‌ست و نه نقد. وقتی شما هر کاری از جانبِ یک فرد که نسبت به او هراس یا کینه یا حسادت دارید انجام شود را به بدترین معنا تعبیر می‌کنید، شما بیمارید. این بیماری، بی‌شک عللی در واقعیت‌های تاریخیِ این نیم‌قرنه هم دارد، و بی‌ربط به تاریخ نیست که از دلش خمینی که ابلهانه قدیس می‌دیدش، یا مشتی مفعولان ولایی که جنتی جلویتان می‌انداخت، و امثال سروش، شبستری و... به آزادی‌خواهانی نستوه و صدیق بزک می‌کردند، بدل به چنان موجودات دژخیم و ارتجاعی‌ و خائنی شدند.

اساسا دموکراسی بر نوعی شکاکیت دائم به نهاد قدرت و ذاتِ بشر مرتبط است. اما در بیماری، شک‌گرایی معقول به بدبینی بیمارگونه، انفعال و براندازی پیش‌دستانۀ نظام خیالی آتی، حتی قبل نزدیکی به براندازی فاشیست‌های کنونی، بدل می‌شود، و به بحث‌های انتزاعی بی‌پایان.
عقدۀ پهلوی چیست؟
نمونه‌ای آشکار از عقدۀ پهلوی

🔸فکر نکنید چنین انسان‌هایی، مشتی الوات هستند، همان‌طور که فاجعۀ ۵۷ را فقط عوام بی‌سواد رقم نزدند (جدا از خطاها و خیانت‌های جدی شاه)، بلکه روشنفکران گرفتارِ چپ‌زدگی و ایدئولوژیک‌اندیشی‌ای که کراوات‌زده بودند و به سارتر و کامو و افلاطون و مارکس و... ارجاع می‌دادند، رقم زدند. از دانشجو تا استاد، چنین بیمارگونه و «ج.ا»پسند در حال براندازیِ رقیب خود با انواع فحش‌های شیک و تهمت‌های خنده‌دار با سطحی‌ترین نوعِ مغالطات هستند، و بعد، تنها حامیان رضا پهلوی، و ملتِ کف خیابان که برخلاف بسیاری از ما هزینه می‌‌دهند، را «فحاش و فاشیست و..» معرفی می‌کنند، و با این تکنیکِ پروپاگاندایی ذهن بچه‌شیعه‌، که «من فحش می‌خورم از جانبِ برخی، پس ایدۀ دیگری بکل شر است و فحش‌ساز، و ایده‌های من حق و مظلوم!»، دنبال پر کردنِ خلاءهای جدیِ تئوریک خود، و ناتوانی‌شان در فهم جامعه و دیگری‌ها، هستند.

🔸دربارۀ این جنون یا عقده یا بیماری، که حقیقتا در ناخودآگاهِ نسلی‌ست که تروماها و خیانت‌های بزرگ متعدد دیده، به‌علت سواد نیمه‌کاره و تسلط ایدئولوژی‌های چپ و ناخودآگاه بر خودآگاه، در اینجا دقیقتر صحبت شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘در دفاع از انقلاب ملی

✍🏻 #آرمان_امیری

🍂 حسام سلامت، در یادداشتی، (در اینستاگرام بخوانید) با مقایسه‌ی ضمنی دو جنبش ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، جنبش نخست را حامل بار «آزادی‌خواهانه» قلمداد کرده، اما در برابر جنبش دوم این ابهام را به میان کشیده که این جنبش اساساً خواستار چیست؟ به‌ویژه آنکه هیچ سخنی از آزادی نمی‌گوید، حتی نام مشخصی ندارد، و تنها در صورت «ترجمه»ی شعارهایش است که امکانی برای فهم یا نقد آن پدید می‌آید. در مقابل، به زعم او، جنبش «زن، زندگی، آزادی» با صراحتی که در تکرار واژه‌ی «آزادی» داشت، بی‌نیاز از ترجمه بود و آشکارا خواستار نفی هرگونه سلطه.

🍂 نقد من دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود: آیا به‌راستی چنین بود؟ آیا آن جنبش واقعاً بی‌نیاز از ترجمه بود؟ و اگر چنین است، آیا کسی می‌تواند به سادگی توضیح دهد که «آزادی» در آن جنبش دقیقاً به چه معنا بود؟

🍂 پیشاپیش به نظر می‌رسد که آقای سلامت خوانش مشخص خود را از معنای آزادی ارائه می‌دهد: «نفی هرگونه سلطه». من نمی‌خواهم صرفاً یادآوری کنم که تعبیر آزادی به «نفی سلطه» خود مصداقی از ترجمه است؛ بلکه می‌خواهم یک گام جلوتر بروم و بپرسم: این «نفی هرگونه سلطه» خود به چه معناست؟ آیا می‌توان آن را به شکلی روشن و بی‌ابهام ترجمه کرد؟

🍂 نگاهی کوتاه به تاریخ اندیشه نشان می‌دهد که در نخستین صورت‌بندی‌های جمهوری‌خواهانه، آزادی در معنای «نفی سلطه» تعریف مشخصی داشت. در اندیشه‌ی سیسرون و دیگر رومیان، آزادی (libertas) به‌معنای «در معرض اراده‌ی دلبخواهی دیگری قرار نداشتن» بود. این تعریف در نگاه نخست به تعبیر سلامت شباهت دارد، اما این شباهت بسیار فریبنده است، چرا که مفهوم سلطه در طول زمان دستخوش دگرگونی‌های عمیقی شد.

🍂 در اندیشه‌ی کارل مارکس، آزادی همچنان با نفی سلطه گره خورده بود، اما سلطه دیگر نه اراده‌ای خودسرانه، بلکه وضعیتی ساختاری و طبقاتی بود. در این خوانش، کل نظم سرمایه‌داری مصداق سلطه به شمار می‌رفت و آزادی، تنها در نابودی تمام این نظام معنا می‌یافت. اما این پایان ماجرا نبود.

🍂 در ادامه، آنارشیست‌ها، میشل فوکو و بسیاری از اندیشمندان پست‌مدرن، مفهوم سلطه را بیش از پیش گسترش دادند. اکنون هر نظمی واجد سلطه بود: خانواده، رابطه‌ی پدر و فرزندی، زبان، نژاد، جنسیت. در این «سلطه‌بازار» بی‌پایان، البته که «دولت» هم به‌مثابه‌ی نماد «سلطه‌ی مطلق» ظاهر شد. بدین‌ترتیب، مفاهیمی چون قانون، و حکومت قانون که در اندیشه‌ی کلاسیک می‌توانستند ابزار رهایی از اراده‌ی دلبخواهی باشد، در این خوانش‌ها به صورتی وارونه به «ابزار اعمال سلطه‌ی دولت» تغییر معنا داد.

🍂 بدین ترتیب، در حالی‌که در فهم عمومی بخش بزرگی از شهروندان جهان، آزادی همچنان وضعیتی است که در آن یک «دولت ملی» با ابزار قانون از حقوق انسان‌ها حمایت می‌کند، در گفتمانی که به نظر می‌رسد یادداشت سلامت در دل آن به سر می‌برد، رهایی از سلطه، به چماقی برای ستیز با تمامی اشکال جهان آشنای مدنیت حقوقی، قانونی و دولتی تبدیل می‌شود که هیچ نظم ساختاری را بر نمی‌تابد و الزامات دولت ملی را به رسمیت نمی‌شناسد، چرا که پیش از همه‌ی این‌ها، به هزار یک پیچش کلامی از پذیرش اصل بنیادین و ابتدایی مفهوم «ملت بودگی» شانه خالی می‌شود.

ادامه‌ی این یادداشت را از اینجا بخوانید یا از گزینه instant view استفاده کنید.

@DivaneSara

.


#سیاست #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘در دفاع از انقلاب ملی ✍🏻 #آرمان_امیری 🍂 حسام سلامت، در یادداشتی، (در اینستاگرام بخوانید) با مقایسه‌ی ضمنی دو جنبش ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، جنبش نخست را حامل بار «آزادی‌خواهانه» قلمداد کرده، اما در برابر جنبش دوم این ابهام را به میان کشیده که این جنبش اساساً خواستار…
🔺این متنِ تحلیلی - انتقادیِ #آرمان_امیری، یک متن بسیار دقیق و عمیقه، حتما با دقت و تامل بخوانید و بازنشر حداکثری کنید. بخش بزرگی از اساتید تولیدی نظام دانشگاهیِ جمهوری اسلامی، حتی یک متن شبیه این متنِ آرمان امیری را در تمام عمرشان نمی‌توانند تولید کنند؛ از امثال عبدالکریمی نگویم که شبیه به تب‌زده‌ای چون احمد فردید وراجی می‌کند و مدام خودش و دانشگاه را روسیاه می‌کند، بنحوی که سلبریتی‌هایی چون ترانه علیدوستی و علی دایی و وریا غفوری مقابلش نابغه‌اند و مظهر شرف و شعور.

🔺اصلا و اصلا مرعوب عنوان‌ها نشید. دکتر شریعتی وقتی عنوانِ «دکت»ر را برای خودش بدست آورد که به مدد انقلابِ حسینی‌ - ابوذری‌ ۵۷، چندان دکتر بودن بدل به مضحکه‌ای تمام‌عیار و همه‌جایی نشده‌بود، ولی همو چنان ذهنِ بیمار و دین‌خو و ایدئولوژیکی داشت که با مواضعِ پر از خطای روشی و تحلیلی و تخیلی‌اش، در نیم‌قرن آتش زدن به زندگی و بخت یک ملت، در چندین نسل پیاپی، و حتی جنایاتِ فرامنطقه‌ای ج.ا سهمیم است، بخاطر ورود ِهیجان‌زده به عرصه‌ای که چیزی فراسوی ایدئولوژی‌های چپی با روکشِ اسلام‌گرایی برای عرضه نداشت.

.


#چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵۷ی کیست؟ با ساده‌ترین جملات

کسی که در ۵۷ فرق‌های جدیِ خمینی و شاه و حتی بختیار را نفهمید، و فرق ضرورت اصلاح با فشار مدنی با انقلاب، وقتی رهبر جنبش، یک داعشیِ تمام‌عیار با کتاب حکومت اسلامی و سابقۀ حمایت از شیخ فضل‌الله نوری و نواب صفویِ تروریست بود و جریان‌های ایدئولوژیک دچار جنونِ غرب‌/ایران‌ستیزی حامی‌اش.

و در امروز، بعد از این همه کشتار، فساد و رذالت و وقاحتِ خمینی و خامنه‌ای، که اگر نسبت بگیریم، یک هزارمش را هم شاه نکرد، فرق خمینی و خامنه‌ای و پهلوی را نمی‌فهمد،

و فرقِ رقیب با دشمنی که بر گلوی عزیزانش نیم‌قرن سیطره زده را نمی‌فهمد،

و فرق مشروطۀ پادشاهی با استبداد سلطنتی را نمی‌فهمد،

و فرقِ قبول موقت رهبریِ براندازی، با تعیین نظام آینده را نمی‌فهمد،

و فرق میهن‌دوستی با ناسیونالیسم نازیستی/فاشیستی را نمی‌فهمد،

ولی، تصور می‌کرد و حتی هنوز می‌کند، که میان پزشکیان و جلیلی، و میانِ روحانی و رئیسی، و میان خاتمی و ناطق، و میان هاشمی و احمدی‌نژاد، دریایی از فرق است، به‌نحوی که ارزشش را دارد برای رای دادن تبلیغ کند و سخنرانی، علاوه بر اینکه در صف صندوق بیعت با ولایت‌مطلقۀ‌فقیه بایستد.



🌾 @Naqdagin
فرق یک ۵۷ی دچار عقدۀ حاد پهلوی با یک بشر نرمال، اعم از جمهوری‌خواه/مشروطه‌خواه، یا بدون گرایش سیاسی، چیست؟

اولی حتی یک پست در ستایش/حمایت از این ملت به‌جان آمده، که ذره‌ای از شجاعتش در وجود امثال او نیست، منتشر نمی‌کند؛ چه رسد به اینکه بخواهد فراخوانی را بازنشر کند، چه رسد که خودش نیز به دریای ملت بپیوندد و خطر کند،

اما با کمال وقاحت، حذف یک شعار از بیو، بعدِ ۳ سال از جنبش، و رسیدن به بخش مهمی از اهداف جنبش را، معادلِ ریاکاری و سلطه‌طلبی و تمامیت‌خواهی و نقشه‌های شوم و...، جا می‌زند، و دقیقا در روز اتحاد ملت، که از توماج صالحیِ و مهدی یراحی چپ‌گرا که خوانندگان جنبش مهسا بوده‌اند، تا مادر ستار که دادخواه شجاعِ خون کارگر مقتول به دست نکبتِ ولایت‌فقیه و جمهوری اسلامی بوده به میدان آمده‌اند، به عقده‌گشایی‌های قدیمش امتداد می‌دهد.

انگار نه انگار این ملت اصلا در خیابان با جانشان بازی می‌کنند، و اگر تو شرف این را نداری که در خیابان باشی یا از خیابان حمایتی کنی، حداقل کمی شرف هم بد نیست که سکوتی موقت و چند روزه پیشه کنی! نترس، رژیم فاشیستی - داعشی‌ای که امثال تو به ایران حقنه کردید، به همین سادگی‌ها نمی‌افتد!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «عقده پهلوی» و اثرات مخرب آن

🎙دکتر #محسن_بنائی

این بحثی علمی و تاریخی و روان‌شناختی‌ست، و ربطی به این پندارِ خام و شیعه‌صفتانه ندارد که خاندان پهلوی بری از خطاهای کوچک و بزرگ بوده‌اند، و هر که آن‌ها را نقد کند، ولو نقدی رادیکال، دچار عقدۀ پهلوی‌ست.

طرح‌کننده این بحث، خود از ناقدان جدی پهلوی‌ها بوده و هست. در اینجا، صرفا به بررسی علمی یک پدیدۀ خاص و شگفت‌انگیز و آسیب‌زا در میان بظاهر اپوزیسیون و منتقدانِ جدیِ جمهوری اسلامی پرداخته شده‌است.


🔸دکتر محسن بنائی، نویسنده و تاریخ‌پژوه در این برنامه به مفهوم «عقده‌پهلوی» از زوایای مختلف پرداخته‌است. آقای بنائی پیش از آغاز «قیام ملی» مردم در ایران پس از قتل حکومتی «مهسا امینی»، در یادداشتی تحت عنوانِ «عقده پهلوی» به بررسی دیدگاه‌ مخالفان چشم‌بسته ملی‌گرایان و حکومت پادشاهی پرداخته بود. دکتر بنائی به آسیب‌های جریان همراستا در بحثِ «عقده‌پهلوی» نیز پرداخته است.

🔻مقاله دکتر محسن بنائی درخصوص «عقده پهلوی»

https://news.gooya.com/2022/08/post-67448.php

.



#چپ_ایرانی #نقد_چپ #عقده_پهلوی #شاهزاده_رضا_پهلوی #ایران #ملی_گرایی



🌾 @Naqdagin
محسن بنایی؛ عقده پهلوی و اثرات مخرب آن
🎧 «عقده پهلوی» و اثرات مخرب آن

🎙دکتر #محسن_بنائی

این بحثی علمی و تاریخی و روان‌شناختی‌ست، و ربطی به این پندارِ خام و شیعه‌صفتانه ندارد که خاندان پهلوی بری از خطاهای کوچک و بزرگ بوده‌اند، و هر که آن‌ها را نقد کند، ولو نقدی رادیکال، دچار عقدۀ پهلوی‌ست.

طرح‌کننده این بحث، خود از ناقدان جدی پهلوی‌ها بوده و هست. در اینجا، صرفا به بررسی علمی یک پدیدۀ خاص و شگفت‌انگیز و آسیب‌زا در میان بظاهر اپوزیسیون و منتقدانِ جدیِ جمهوری اسلامی پرداخته شده‌است.


🔸دکتر محسن بنائی، نویسنده و تاریخ‌پژوه در این برنامه به مفهوم «عقده‌پهلوی» از زوایای مختلف پرداخته‌است. آقای بنائی پیش از آغاز «قیام ملی» مردم در ایران پس از قتل حکومتی «مهسا امینی»، در یادداشتی تحت عنوانِ «عقده پهلوی» به بررسی دیدگاه‌ مخالفان چشم‌بسته ملی‌گرایان و حکومت پادشاهی پرداخته بود. دکتر بنائی به آسیب‌های جریان همراستا در بحثِ «عقده‌پهلوی» نیز پرداخته است.

🔻مقاله دکتر محسن بنائی درخصوص «عقده پهلوی»

https://news.gooya.com/2022/08/post-67448.php

.



#چپ_ایرانی #نقد_چپ #عقده_پهلوی #شاهزاده_رضا_پهلوی #ایران #ملی_گرایی



🌾 @Naqdagin
Forwarded from مهدی نصیری
سلام و درود بر ایرانیان
کانال من در تلگرام با نام ایران آزاد و آباد ساعتی پیش هک و از دسترس من خارج شد.
این کانال جدید من است، لطفا در معرفی آن در این روزهای تاریخی همکاری فرمایید‌.

سپاسگزارم.‌

مهدی نصیری
https://t.me/iraneazadvaabad
Forwarded from مهدی نصیری
📘جمهوری‌خواهان و ندیدنِ ضرورت‌های «انقلاب» و «دموکراسی»


.



#اپوزینشقد



🌾 @Naqdagin