نقدآگین
12.2K subscribers
3.86K photos
3.4K videos
93 files
9.1K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
— در ستایشِ صداقت و صراحت، علیه مجذوبان و بزک‌گران شر

✍🏻 #فریدون_فرخ

💬 اشو: محمدِ خونخوار
«می‌گویی محمد برای دین شمشیر کشید؟ خب پس کجاست این دین؟ کدام دین؟!

نتیجۀ آن شمشیر کشیدن چیزی نبود جز اینکه جمعی مسلمانِ خونخوار به وجود آورد.

نتیجۀ آن شمشیر چه بود؟ جز اینکه ۱۴۰۰ سال است مسلمانان سراسر جهان خون می‌ریزند؟
سرها را می‌بُرند و به کشتار خود همچنان ادامه می‌دهند؟


و وقتی به نام دین چنین می‌کنند و آدم می‌کشند، ما سکوت می‌کنیم و تلخی‌اش را به روی خودمان نمی‌آوریم؛ این زهر را چنان سرمی‌کشیم که انگار داریم شهد می‌نوشیم!

خمینی که خودش را جانشین محمد می‌داند و حالا مقام امامت دارد، در همین یک سال می‌دانی چند نفر را به قتل رسانده؟ اصلا حساب و کتابش را داری؟

جالب اینجاست که درحالیکه هر روز در ایران مردم را به دار می‌آویزند، همۀ دنیا در مقابل او سکوت می‌کند!

زبانِ همۀ مردم بند آمده از اینکه هر روز خون می‌ریزند، اما چون به نامِ دین است، آن را عینِ ثواب و خیر می‌بینند؛

و این زنجیره قتل و کشتار همچنان ادامه دارد
...»


🍂 قیاس میان «تیغِ برهنه و بی‌رحم کلامِ اشو» و «ذهنِ کپک‌زده، فسیل‌شده و اسلام‌‌پناهِ امثالِ میرحسین موسوی»، شاه‌کلیدِ درکِ فلاکتِ تاریخی ماست. این قیاس، پاسخی‌ست صریح به این معمای خونین که چرا جنبش ۸۸ در نیمه‌راه عقیم ماند، اخته شد و شکست خورد؛ و چرا نیم‌قرن است که یوغِ سنگینِ «داعشِ شیعه» را بر گردن داریم و همچنان در دایره‌ای باطل می‌چرخیم.

🍂 ما دهه‌هاست که تاوانِ سنگینِ یک «توهمِ جمعی» را می‌پردازیم؛ توهمِ اینکه می‌توان با اتکا به کسانی که خودشان معمارانِ وحشت و شیفتۀ «دوران طلاییِ جنایت» بوده‌اند، به آزادی رسید. چه ساده‌لوحانه گمان می‌کردیم کسانی که دل در گروِ «آن جانیِ بیدار» دارند، می‌توانند منجیِ ما باشند. ما عمر، جوانی و سرمایه‌های ملی‌مان را در مسلخِ «اصلاحاتِ تدریجی» قربانی کردیم و در بازیِ مضحک و مهوعِ انتخاب میانِ «آخوندِ قاتل» و «آخوندِ فاشیست» اسیر شدیم؛ تنها به این امیدِ واهی و مازوخیستی که شاید هیولایِ دین‌خو، روزی دموکرات شود، یا با پنبه سر بریدن را جایگزینِ ساتور کند!

🍂 شکستِ ما ناشی از نفهمیدنِ «ذات» بود؛ ناشی از جهلی عمیق نسبت به هستۀ سختِ توحش و درنده‌خوییِ نهفته در «نصوصِ اصلی» حکومتِ دینی. مشکل ما قرائتِ بد از دین نبود، مشکل خودِ متن بود. میرحسین و هم‌قطارانِ استمرارطلبش، تنها جرأت داشتند سطحی از شاخ‌وبرگ‌های خشکیدۀ این «درختِ زقوم» را هرس کنند و هرگز شهامتِ نگریستن به ریشۀ خون‌آلودِ آن را نداشتند؛ همان ریشه‌ای که اشو بدونِ تعارف و لکنت، آن را نشانه رفته است. آن‌ها می‌خواستند با حفظِ تقدسِ چارچوب، محتوا را اندکی مدرن کنند؛ تلاشی عبث همچون بزک کردنِ یک جسد متعفن.

🍂 همین محافظه‌کاری، همین لکنتِ زبان در برابرِ مقدسات، و همین ترس از رویارویی با «اصلِ شر»، ما را به این‌همه هزینه‌دادن‌های بیهوده، فرسایشی و قطره‌چکانی کشاند. اگر همان آغاز، به‌جای دل‌خوش کردن به سراب‌هایی چون «تعدیلِ مذهب»، «جمهوری‌خواهیِ دینی» و «اسلامِ رحمانی»، یک‌بار برای همیشه چشمانمان را باز می‌کردیم و همچون اشو، تیغِ نقد را بر شاهرگِ این تقدسِ دروغین می‌کشیدیم، کار را یکسره می‌کردیم.

🍂 اگر شجاعتِ دیدنِ واقعیتِ عریان را داشتیم و می‌پذیرفتیم که از دلِ این چاه، آبی گرم نمی‌شود و تنها خون می‌جوشد، امروز ناچار نبودیم که نسل‌درنسل، خون و عمر و آینده‌مان را قطره‌قطره به پایِ این بتِ خون‌آشام بریزیم. راهِ نجات هرگز از کوچهٔ بن‌بستِ «اصلاح» نمی‌گذشت؛ راه نجات،
تنها و تنها از بزرگراهِ «انکارِ تمامیتِ این ساختارِ مقدس‌مآبِ داعشی و فرو ریختنِ تمامیِ بت‌های ذهنی و عینی می‌گذشت.

🍂 می‌بایست بسیار زودتر ملتفت می‌شدیم که امثال عبدالکریم سروش، که با برساختن مفاهیم موهومی همچون «پیامبر اقتدارگرا»، به توجیه تئوریکِ بنیان‌گذار این سریال از خلافت‌های داعشی - طالبانی می‌پرداختند، سرانجام در بزنگاه‌های تاریخی، شمشیر را از رو می‌بندند و جانبِ سرکوبگرانِ حکومتِ داعشیِ شیعه را خواهند گرفت. کار این جماعت به جایی رسید که در مدحِ «خویشتن‌داری» جلادان و «کم‌کشتن» معترضان، اشعار پست‌مدرن سرودند و با وقاحت، مردمِ به‌جان‌آمده را به بیگانگان منتسب کردند که در میان‌شان نفوذ کرده‌اند!

🍂 این مولوی‌خوان‌های ملعون‌ِ عقیده‌پرستِ عقده‌ای، عینا گفتمان و ادبیات دستگاه سرکوب را در تحقیر و تخطئۀ رهبرانی که ملت در خیابان‌ها فریادشان زدند، بازتولید کردند. غایتِ تمام تقلاهاشان، چیزی جز حفظ و استمرارِ حکومت وحشتِ اسلامی خمینی نبود و نیست؛ همان سیستمی که سروش و موسوی و خاتمی و...، تا همین چند سال قبل، نعلین‌لیسِ درگاهش بودند و امروز نگران فروریختنِ بنایی هستند که خود در پی‌ریزی‌اش شریک جرم‌اند.

.


#نقد_اسلام #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 آیا واقعا این اسلام اون اسلام نیست؟!

از نکات جالب دربارۀ شخصیت‌های مدعیِ «عقلِ سرد»ی چون زیدآبادی این است که از سویی، با اسم رمزِ «خشونت‌پرهیزی»، آن هم بلافاصله پس از کشتار بیش از ۵۲ هزار ایرانی در طی ۲ روز، اتهام خشونت را متوجهِ مردمِ نامسلح می‌کنند، بجای اینکه از توحش حکومتِ اسلامی که مجهز به فقهِ داعشیست بگویند! و از سوی دیگر، برای حفظِ ایدئولوژی «داعشی‌گری، سرکوب و خشونت»، چنان تقلا می‌کنند که آدم تعجب می‌کند که اینها هیچ نسبتی با تاریخِ ایران، فراسوی یاوه‌های مرتضی مطهری داشته‌اند؟ آخر خشونت‌پرهیزی شما را باور کنیم یا نازیسم‌پرستی شما را که حتی در حوزۀ عقیده و بیان نیز برای ایرانیان حد و مرز قائل می‌شوید و با سرکوب، می‌کوشید همه را مجبور به احترام به عقاید نازیستی - فاشیستیِ خود کنید؟ آن هم با مصادرۀ اسامی بزرگانی چون حافظ و خیام و رازی که هر چه بزرگی دارند، از اخلاق و خردِ ایرانی‌شان است و آن شجاعتی که در نقد و کنایه به عقاید خرافی و داعشی داشته‌اند.

از طرف دیگر، حتی در هنگامۀ «هولوکاست ایرانی‌»، دلنگرانِ خاک فلسطین‌اند! یعنی حتی وسط فاجعۀ ایدئولوژیِ فلسطین‌گرا، خون ایرانی پشیزی برایشان ارزش ندارد.
#سم_هفته

🔷 سندرم شریعتی:‌ جراحی روی مومیایی!

🔸این جماعتِ «حکیم‌باشی» که نام‌شان را روشنفکر گذاشته‌اند، از شریعتی و گلسرخی گرفته تا فردید و بازرگان و عبدالکریمی و سروش و این جنسِ بنجلِ «لیبرالیسم اسلامی»: جنت‌خواه، همه‌شان جاده‌صاف‌کن‌های همان جهلِ مقدس‌اند که «نکبت ۵۷» را ساخت. شریعتی معجونِ چرک‌وخونی را ساخت که در آن سوسیالیسم را با روضه‌خوانی مخلوط شده‌بود، و حالا این کاریکاتور شریعتی دارد تفاله‌های همان دیگ را دوباره گرم می‌کند. اینها همان «رجاله‌»هایی‌اند که می‌خواهند با کلماتِ دهان‌پرکن، برای این بن‌بستِ تاریخی، سوراخِ فرار بتراشند.

🔸خنده‌دار است، نه؟ می‌گویند «شیعه ضربه‌گیر ایران بود»! مثل این است که بگویی «طنابِ دار»، ضربه‌گیرِ گردن است تا سرِ آدم به زمین نخورد! این‌ها مذهب را سنگر معرفی می‌کنند، اما نمی‌گویند که این سنگر، قرن‌هاست که به گورستانِ آرزوهای این ملت تبدیل شده‌است. ادعا می‌کنند دشمنی با شیعه، خیانت به ایران است؛ اما کیست که نداند همین اصرار بر هویتِ فرقه‌ای، چطور ریشۀ این سرزمین را مثل موریانه خورده‌است؛ می‌خواهند «لکاتۀ» تاریخ را به جای «فرشتۀ» نجات قالب کنند.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین، فریب بزرگ؟

🔸#ژواکیم_کارلس_گارسیا (معرفی) تحلیلی انتقادی و تاریخی از ریشه‌های ادیان، به‌ویژه یهودیت و مسیحیت ارائه می‌دهد و با تکیه بر یافته‌های باستان‌شناسی، زبان‌شناسی و دیدگاه‌های روان‌کاوانه‌ای چون فروید، مدعی است که ادیان ابراهیمی محصول تطور و بازنویسی اسطوره‌های بسیار کهن‌تر هستند.

۱. ریشه‌های باستانی و بازنویسی نهایی

* نظریه فروید:
او به سخن فروید استناد می‌کند که ما دین یهود را تنها در شکل نهایی و ویرایش‌شده‌اش (دوران پس از تبعید بابل، حدود قرن ۵ تا ۳ پیش از میلاد) می‌شناسیم.

* تلاش برای حذف ردپای گذشتگان: یهودیان در تدوین نهایی متون خود (تَنَخ یا همان عهد عتیق)، تلاش کردند تأثیرات تمدن‌های مصر، بین‌النهرین، کنعان و سومر را حذف کنند تا دین خود را وحیانی و بی‌رقیب جلوه دهند.

* سینکرتیسم (آمیختگی دینی): مفاهیمی مانند «خدای واحد» از مصر (دوران آخناتون)، داستان‌های آفرینش و طوفان از سومر و بابل، و مبارزه خیر و شر از کنعان و اوگاریت وارد یهودیت شده‌اند.

۲. اکتشافات باستان‌شناسی و نقض ادعای وحیانی بودن

* لوح‌های اوگاریت (۱۹۲۸): کشف این لوح‌ها در سوریه نشان داد که بسیاری از آیینها، القاب خدایان و حتی سبک نوشتاری متون مقدس، هزاران سال پیش از یهودیت در فرهنگ کنعانی وجود داشته‌است.

* گوبکلی‌تپه (ترکیه): این سایت با قدمت ۱۲۰۰۰ سال نشان می‌دهد که میل به امر قدسی و انجام آیین‌های مذهبی بسیار پیش از کشاورزی، خط و حتی مفهوم «گناه نخستین» وجود داشته است. گوبکلی‌تپه نشان می‌دهد که بشر در ابتدا به دنبال «اتصال به کل هستی» بود، نه به دنبال «راضی کردن یک خدای خشمگین». مفهوم «خدا به عنوان پلیس اخلاقی» هزاران سال بعد و برای کنترل جوامع شهری اختراع شد.

۳. تغییر ماهیت مفاهیم در ترجمه

* از ماده به معنا: واژگان عبری که باری فیزیکی و مادی داشتند در ترجمه‌های یونانی (سبعینیه) به مفاهیم انتزاعی تبدیل شدند. برای مثال «کابود» (سنگینی و جرم فیزیکی حضور خدا) به «دوکسا» (جلال و شهرت معنوی) تغییر یافت.

* اهلی کردن خدا: توصیفات خشن و فیزیکی از خدا در متون کهن (مانند خدایی که بوی گوشت سوخته او را آرام می‌کند) در ترجمه‌های مدرن تلطیف شده است تا با تصور امروزی از «خدای عشق» سازگار شود. [بررسی بیشتر]

۴. مفاهیم بنیادین معنویت پیش از ادیان سازمان‌یافته

🔻سه مفهوم کلیدی را در معنویت‌های اولیه شرح می‌دهد:

* انیمیسم (جاندارانگاری): این باور که همه اجزای طبیعت روح دارند. این نگاه باعث احترام به محیط‌زیست می‌شد، برخلاف ادیان مدرن که طبیعت را صرفاً منبعی برای استثمار انسان می‌دانند.

* توتِم: نماد پیوند معنوی یک قبیله با یک عنصر طبیعی. توتم نه یک بت برای پرستش، بلکه نماد هویت و تبار مشترک بود.

* مانا: نیرویی غیرشخصی و قدرتمند که در اشیاء یا افراد وجود دارد. سخنران این مفهوم را با «مسح کردن» در یهودیت مقایسه می‌کند و می‌گوید این قدرت بعدها توسط طبقه کاهنان برای ایجاد سلسله‌مراتب قدرت قبضه شد.

۵. مذهب به مثابه ابزار کنترل و قدرت

* مشروعیت از آسمان: در تمدن‌های بین‌النهرین و مصر، پادشاهان مدعی بودند قدرتشان از آسمان نازل شده است. این ادعا نه برای معنابخشی به زندگی، بلکه برای کنترل انبار غله، تقویم و مالیات بود.

* منفعت قربانی: سخنران می‌پرسد اگر خدایان اسطوره‌ای بودند، قربانی‌ها برای چه کسی بود؟ پاسخ او: قربانی‌ها برای حفظ «ساختار قدرت» بود. دودی که به آسمان می‌رفت نمادین بود، اما گوشت و غله نصیب طبقه کاهنان می‌شد.

۶. منطق قربانی و خون

* خدای گرسنه: در متون کهن (مانند حماسه گیلگمش یا سفر لاویان خدایان از بوی خون و چربی سوخته لذت می‌برند. سخنران به آیین‌های قربانی کردن کودکان در کنعان و داستان قربانی کردن اسحاق اشاره می‌کند و می‌گوید این منطقِ «خون برای آرام کردن خشم خدا» ریشه در تاریخ دارد.

* شراب و بخور: استفاده از «شِکار» (نوشیدنی مست‌کننده) بر روی مذبح برای ایجاد بخارات الکلی و تخدیرکننده بود تا حضور خدا را در فضایی مه‌آلود و سنگین بازسازی کنند.

۷. تقابل دیدگاه مصری و یهودی (مَعَت در برابر گناه نخستین)

* مَعَت (Maat): در مصر باستان، جهان بر پایه تعادل و عدالت (معت) بود. انسان با گناه به دنیا نمی‌آمد، بلکه وظیفه داشت با اعمال عادلانه مانع از ورود آشوب (ایسفت) شود
.
* گناه نخستین: در مقابل، سنت یهودی-مسیحی انسان را «اسباب‌بازی شکسته» و گناهکار ذاتی معرفی کرد. این روایت، انسان را برای رستگاری به نهاد مذهبی وابسته کرد.

سخنران تأکید می‌کند کتاب مقدس کلام خدا نیست، بلکه کلام انسان‌هایی‌ست که اسطوره‌های کهن را برای اهداف سیاسی - اجتماعی زمان خود بازنویسی کرده‌اند. او دعوت می‌کند که با شناخت این ریشه‌ها، از «فریب بزرگ» ادیان سازمان‌یافته رها شده و به حقیقتی بیدار و بدون فیلترهای جزم‌اندیشانه (دگماتیسم) دست یابیم.



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🩸تکرارِ تاریخ توسط حکومتِ داعشی

کلیپ اول مربوط می شود به اعتراضات ۱۹ دی در اردبیل
کلیپ دوم عاشورای ۸۸ تهران

🔸همان‌گونه که در ادامه فیلم می‌بینید مشابه این اتفاق در عاشورای سال ۸۸ نیز افتاد و خودروی پلیس با زیر گرفتن معترضین چند ایرانی را به‌قتل رساند. در آن سال رادان که جانشین نیروی انتظامی بود گفت، مردم ماشین پلیس را دزدیدند و با آن کشته‌سازی کردند! حال این بار باید بگویند موساد ماشین‌های پلیس را دزدیده و چندین اغتشاش‌گر را با هم و بشیوۀ اشرار و اراذل و اشغال‌گران کشته‌است!

🔺لعنت بر آل عبدالکریمی، لعنت بر آل خاتمی، لعنت بر آل پزشکیان و لعنت بر آل روحانی، که هرچه خون از این مردم ریخته شود، از دروغ‌گویی، رذالت، خون‌شویی و خدمت به حکومتِ داعشی دست برنداشتند. تباه‌تر و حرامی‌تر از سرکوبگران و سیاست‌مدارانِ خادم خلیفه، روشنفکر و دانشگاهی‌ای‌ست که خادم چنین کارخانۀ آدم‌کشی و توحشی‌ شده‌است. ایدئولوژی چپ چنان فرد را می‌تواند مسخ کند که در ذیلِ‌ حکومت داعش و کرۀ شمالی هم برای ما روضۀ غزه و لس‌آنجلس را بخواند، اما نوبتِ هموطنان خودش که می‌رسد، علنا از قتل‌عام‌های و جنایات صدام حسین هم دفاع کند!



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جماعتی که نظر را حرام می‌گویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال


🔺سعدی در این بیت با زبانی انتقادی و طعنه‌آمیز به ریاکاری و وارونگی اخلاقی می‌تازد؛ «نظر» نماد نگاه انسانی، عشق، تأمل و حتی اندیشیدن آزاد است و وقتی جماعتی آن را حرام می‌شمارند، یعنی با هرگونه دیدنِ حقیقت، زیبایی یا دیگری دشمن‌اند، اما همان جماعت خون خلق را حلال می‌کنند، یعنی به نام دین یا اخلاق، خشونت، حذف و کشتن انسان‌ها را مجاز می‌دانند.

🔺سعدی تضاد هولناک میان وسواس بر ظواهر و بی‌اعتنایی به جان انسان را افشا می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه دینداریِ بی‌خرد و بدونِ وجدانِ مشترکِ انسانی، ارزش‌ها را معکوس می‌سازد:
نگاه که می‌تواند سرچشمه فهم و مهر باشد گناه شمرده می‌شود، اما خون که نهایت حرمت را دارد بی‌ارزش می‌گردد!


🔺در عمق معنا، سعدی هشدار می‌دهد که وقتی اخلاق از امر مشترک و وجدانی تهی می‌شود و به اجرایِ آداب شریعت فروکاسته یا مسخ می‌شود، شریعت به ابزاری برای خشونت بدل می‌شود، و چنین جماعتی نه نگهبان دین، که تهدیدی برای جان و معنای هر معنویتِ اصیل‌اند.

.


#آخوندیسم



🌾 @Naqdagin
🔸#جاویدنام #حمید_مهدوی، آتش‌نشان اهل مشهد بود که در روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه با شلیک ماموران سرکوبگر به گلویش، در این شهر کشته شد. بی‌شک کشته‌شدن یک نیروی آتش‌نشان در کشتار و قتل‌عام سراسری، ذاتاً ماهیت خبری مهمی دارد اما در مورد حمید مهدوی، یک ویژگی خاص، او را متمایزتر کرد.

🔸حمید در طول اعتراضات مشهد، در میان معترضان حاضر بود و یک ویدیو که پیش از این در صدای آمریکا هم منتشر شده، از حمید مهدوی وجود دارد که یکی از تیرخوردگان را بر دوش‌ خود گرفته تا او را از مهلکه‌ای که در خیابان‌های مشهد وجود دارد، نجات دهد. این شجاعت که برآمده از همان روحیه آتش‌نشانان است، در میان انبوه خبرهای تلخ آن روزها گم شد، اما زمانی که خبر رسید آن فردی که به مجروحان کمک می‌کرد آتش‌نشانی است به نام حمید مهدوی که به دست سرکوبگرانِ حکومت اسلامی کشته شده، او تبدیل به یک قهرمان شد.

🔸طرح‌های گرافیکی زیادی هم در تمجید از این قهرمان مشهدی خیزش ۱۴۰۴ منتشر شده و از جمله رسول خادم با انتشار یکی از آنها در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«عاقبت به‌خیر شدی مرد! چه قماری کردی عزیز! همه‌اش برد بود!».


🔸حمید علاوه بر شغل رسمی خود در آتش‌نشانی مشهد، نوعی اینفلئونسر حوزه کار خودش هم بود. صفحه اینستاگرام او با حدود ۱۶ هزار فالوئر، پر بود از ویدیوهایی با محتوای آموزشی و گاه سرگرمی. آخرین پست او دو روز قبل از آغاز اعتراضات دی‌ماه بود که در آن نوشته بود:
«شاید سهم من در این دنیا، شغلی باشد که نزد خدا برایم شفاعت کند».

حالا زیر پست‌های قبلی او پر شده از کامنت‌های مردم که او را در قامت یک قهرمان ملی ستوده‌اند.

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -

.


#انقلاب_ملی #ایران



🌾 @Naqdagin
📘دموکراسی کالا نیست، اما آزادی گاهی از لوله‌ی تفنگ می‌گذرد!

🔸ادعای گلشیفته فراهانی مبنی بر اینکه «من به دخالت نظامی خارجی برای آوردن دموکراسی اعتماد ندارم این روش هیچ وقت کار نکرده»، بیش از آنکه یک حقیقت تاریخی باشد، ناشی از لکنتِ فکریِ چپ‌گرایانۀ اوست که حاصل بار آمدن در خانواده‌‌ای حزب‌توده‌ای است؛ خانواده‌ای که او را به دستبوسیِ قاسم سلیمانی کشاند تا حدی که نیرویِ برجستۀ فاشیسم شیعی، و مسئولِ ترور و سرکوبِ ملتِ ایران و سوریه را، مثل پدرش، با عنوانِ «قهرمان ملی» ستایش کند.

تاریخ به ما می‌گوید دخالت نظامی کار کرده است، به شرطی که اراده‌ی ملی و زیرساخت آماده باشد: در آلمان و ژاپن، ماشین جنگیِ فاشیسم با نیروی خارجی درهم کوبیده شد تا مردمِ به اسارت درآمده، فرصت تنفس و بنای دموکراسی را پیدا کنند. در پاناما و کره‌جنوبی، حضور قدرت خارجی بود که بن‌بست استبداد را شکست.

ایشان در کشوری (🇫🇷فرانسه) این سخن را می‌گوید که اگر دخالت نظامی متفقین نبود، هنوز زیر پوتین‌های نازی‌ها له می‌شد. 🇩🇪 اگر دخالت نظامی نبود، آلمان و ژاپن هنوز در جهنمِ توهماتِ پیشوا و امپراتور می‌سوختند. 🇰🇷 اگر دخالت نظامی نبود، امروز تمام شبه‌جزیره کره، مانند بخش شمالی‌اش، یک پادگانِ گرسنه و تاریک بود.

🗣 گفتنِ اینکه «نیروی خارجی کار نمی‌کند»، یعنی دادنِ چک سفید امضا به دیکتاتورها برای سرکوبِ ابدی. بله، دموکراسی صادراتی نیست، اما «آزادسازی» گاهی تنها راه نجات است. نباید اجازه داد تروماهای عراق و افغانستان، ضرورتِ تاریخیِ درهم‌شکستنِ ساختارهای تبهکار را به فراموشی بسپارد. ملتِ ایران از هیچ نظر مشابه با مردم افغانستان و عراق نیستند، و پیش‌گام‌ترین ملت‌ها در مشروطه‌خواهی و آزادی‌خواهی و نقد خرافات بوده‌اند، و از لحاظِ تاریخی نیز قدیمی‌ترین تمدنِ تاریخ. آمارها و شعارها نیز گویاست که ایرانیان چه فاصلۀ نجومی‌ای با مردم کشورهایی چون لیبی و عراق و افغانستان و سوریه دارند.

نیروی خارجی می‌تواند «مانع» (دیکتاتور) را بردارد، اما «بنای دموکراسی» کارِ خودِ ملت است. اشتباه گلشیفته و هم‌فکرانش اینجاست که «برداشتنِ چکمه‌ی جلاد» را با «ساختنِ خانه» اشتباه می‌گیرند. دخالت نظامی جاده‌صاف‌کن است، نه معمار؛ و انکارِ این جاده‌صاف‌کن، یعنی رها کردن مردم در چنگال هیولایی که با دیپلماسی و التماس از پا در نمی‌آید.

🚩🚩🚩 سوابقِ حزبیِ خانوادۀ فراهانی:

🎭 بهزاد فراهانی (پدر)
او برجسته‌ترین چهره‌ی سیاسی این خانواده است. بهزاد فراهانی از جوانی به جریان‌های مارکسیستی گرایش داشت. حزب توده: او به طور رسمی عضو حزب توده ایران بود. فعالیت‌های او در این حزب چنان جدی بود که حتی پس از انقلاب و در زمان یورش به تشکیلات حزب توده در اوایل دهه ۶۰، مدتی را در زندان سپری کرد. او همواره از مدافعان سرسخت تئاتر کارگری و ادبیات سوسیالیستی بوده و هنوز هم در مصاحبه‌هایش دغدغه‌های عدالت‌خواهانه با ادبیات چپ سنتی را تکرار می‌کند.

🎭 فهیمه رحیمی‌نیا (مادر)
او نیز همسر و همراه بهزاد فراهانی در فعالیت‌های هنری و سیاسی بوده است. 🚩 گرایش تشکیلاتی: او نیز مانند همسرش دارای گرایش‌های تند چپ بود و در محافل هنری-سیاسی نزدیک به حزب توده فعالیت می‌کرد. در واقع آشنایی و ازدواج این دو نفر در بستر همین فعالیت‌های مشترک سیاسی و تئاتری شکل گرفت.

🎬 آذرخش فراهانی (برادر)
اگرچه او بیشتر به عنوان موزیسین و نقاش شناخته می‌شود، اما در محافل هنری از او به عنوان فردی با عقاید آنارشیستی و چپ رادیکال یاد می‌شود که به نوعی ادامه دهنده همان سنت فکری خانواده در قالبی مدرن‌تر است.

📺 کلیشه‌زدگیِ چپ جهانی و انقلاب ایران
📺 سکوتِ کرکننده‌ی چپ در برابر ملتِ ایران
📺 سم هریس: چرا هیچ‌کس از ایرانی‌ها حمایت نمی‌کند
📺 چرا هیچ‌کس از ایرانی‌ها حمایت نمی‌کند
📺 سوزان سانتاگ؛ چپِ عصیانگر علیه «فاشیسمِ کمونیسم، چپ محور مقاومتی، چپِ پست‌مدرن و چپِ ضدجنگ»
📺 حمله‌ی تند و روشنگرانه‌ی نماینده‌ی یونانیِ اروپا به نادیده‌گرفتن ملت ایران

.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⁨انسان اگر الله متعال را فراموش کند، دست به چه جنایات و کشتارهای هزاران هزار انسان به سبب «منافع» و «هوای نفس» می زند!

🎤برشی از سخنان مولانامحمدطیب در مراسم نماز جمعه مسجدنور ایرانشهر/ ۱۰ بهمن ۴


🔺آخوند شیعه چند قرن برای حسین و زیر ۱۰۰ نفر کشتۀ مسلح و بقولِ فقهِ اسلامی «باغی بر حکومت اسلامی»، روضه‌خوانی کرد و زیارت‌عاشورا خواند و سخنرانی کرد و عزاداری کرد و بر سر و سینه کوبید و اشک خرید، اما نوبت به جنایاتی رسید که کربلا مقابلش یک شوخی هم حساب نمی‌شد، بدل به مومیایی‌هایِ کر و کور و لال‌مانی گرفته‌ شد، و این منحصر به آخوندهای داخل ایران هم نمی‌شود، بلکه مدعیان شیعه در عراق و لبنان نیز یک میلیونیوم شرف و شعورِ آخوند سنیِ داخل ایران را از خود نشان نداده‌اند. این‌جاست که مشخص می‌شود، مساله‌ی مذهب تماما سیاسی‌ - اقتصادی است و ربطی به حقیقت و اخلاق ندارد. اگر حکومتِ هم‌‌تیم و هم‌فرقه‌ایِ من بکشد، مباح است و لازم نیست عمامه درآورم و فتوا دهم و حتی ابراز همدردی کنم؛ جنایت فقط از خارجِ هم‌فرقه‌ای‌های من محکوم است!

🩸سلام بر شهدا - ایستادگان مقابلِ «شهوتِ قدرتِ» بی‌حد علی خامنه‌ای و روحانیت شیعه -



🌾 @Naqdagin
#جاویدنام #مریم_زردشت، پزشک ساکن شیراز، که در اوایل انقلاب ملی برای کمک به مجروحان و کادر درمان به مرودشت رفته بود، در بیمارستان مورد حمله قرار گرفت و پس از یک هفته بستری در بخش مراقبت‌های ویژه، جان باخت


چطور تروریست‌های خارجی ملتو کشتن، اما افراد متعددی از کادر درمان که خواستن مجروحان ترور را بنا به وظیفه نجات بدن، در بازداشت و در زندان و تحت آزار بسر می‌برند یا کشته‌شدند؟

لعنت به دروغ‌فروشان و تک‌تک‌ خون‌شویانی که در عصر اینترنت و گوشی‌های دوربین‌دار، این چنین خودفروشی کردند تا نشان دهند والدینشان تماما با لقمه‌های حرام این‌ها را پرورش دادند و به جانِ ملت خود انداختند. این لعنت‌ها، دیری نخواهد بود که دامنِ تک‌تکِ شما را خواهد گرفت. شمایی که در لباسِ روشنفکر و استاد دانشگاه و اهل فلسفه و... به رسانه‌های حکومتی آمدید و برای منافعِ دو روزه‌تان، هر همکاری‌ِ بی‌شرفانه‌ای را در سرکوبِ ملتِ خود کردید. مفت خودتان را فروختید. مفت آبروی خانواده‌تان را فروختید. بسیاری از سلبریتی‌هایی که از آن‌ها به زشتی یاد کردید، و حتی بقال‌-چقال‌ها، نشان دادند یک تار موی‌شان بر لشکری از شما خودفروشانِ خودشیفتۀ مردم‌آزار می‌ارزد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘زیباکلام و تکرار بی‌فکرِانۀ مغالطاتِ انقلاب‌هراسان

✍🏻دکتر #قربان_عباسی

🍂 امروز ویدئویی کوتاه از صادق زیبا کلام استاد بازنشسته دانشگاه تهران شنیدم که با حالتی التماس گونه می گوید ای مردم ای ‏جوانان انقلاب نکنید چون انقلاب ختم به خیر نمی شود و از این خزعبلات تکراری که سال هاست به عنوان یک استمرارطلب ‏فرسوده درحال بلغور آنهاست.نوشته زیر پاسخی است به این ورشکسته سیاسی-اخلاقی فاقد تخیل سیاسی.‏

🍂 تحلیل مواضع چهره‌هایی چون صادق زیباکلام، مستلزم کالبدشکافی یک «پارادوکس روانی-سیاسی» است. تضاد میان ستایش از ‏انقلاب ۵۷ و ترساندن نسل امروز از هرگونه دگرگونی بنیادین، بیش از آنکه یک استدلال علمی باشد، نشانه‌ای از تصلب فکری و ‏انسداد تخیل سیاسی است‎.‎

🍂 خطای استراتژیک و معرفت‌شناختی اساتیدی که امروز ردای «انقلاب‌هراسی» بر تن کرده‌اند، در غلبه‌ دادنِ تجربه شخصی بر ‏منطق تحولات تاریخی است. آن‌ها که روزگاری در شور و گداز سال ۵۷، انقلاب را «شکوهمند» می‌نامیدند، امروز نه از ‏موضع علم، بلکه از موضعِ «پدری شکست‌خورده» سخن می‌گویند که چون محصولِ کاشتِ خود را تلخ یافته، اصرار دارد که ‏خاکِ تاریخ برای همیشه سترون شده است‎.‎

🍂 بزرگترین خطای استدلالی این افراد، فرضِ «تکرارِ ابدیِ شکست» است. آن‌ها معتقدند چون انقلاب ۵۷ به نتایج دلخواه نرسید، پس ‏هرگونه کنش انقلابی در ایران لزوماً به همان چاه خواهد افتاد. این یک دترمینیسم (جبرگرایی) کور است. تاریخ، آزمایشگاه ‏شیمی نیست که با ترکیب همان عناصر، دقیقاً همان انفجار رخ دهد. جامعه ایرانِ ۱۴۰۴، از نظر آگاهی طبقاتی، نسبت با مذهب، ‏پیوند با جهان و مطالبات مدنی، با جامعه ۵۷ تفاوت ماهوی دارد. اصرار بر اینکه «چون آن زمان نشد، پس هرگز نخواهد شد»، ‏توهین به تکاملِ عقلانی یک ملت است‎.‎

🍂 انقلاب‌هراسان، «نظم موجود» را هرچقدر هم فرسوده، بر «آشوبِ احتمالیِ تغییر» ترجیح می‌دهند. این نوعی فلسفه سیاسیِ لرزان ‏است که می‌گوید: «بمان و تدریجی بمیر، اما برای زندگیِ نو خطر نکن.» آن‌ها فراموش کرده‌اند که انقلاب‌ها نه از سر تفنن، بلکه ‏از سرِ ضرورت و زمانی رخ می‌دهند که اصلاحات به بن‌بستِ کامل رسیده باشد. وقتی استادی با التماس می‌گوید «انقلاب نکنید»، ‏در واقع دارد به مردم می‌گوید با «مرگ تدریجی» کنار بیایند؛ چرا که او قدرت تصورِ نظمی نوین را از دست داده است‎.‌‏ در حالی ‏که در زندگی شخصی خود به خاطر ابتلا به سرطان جسم خود را به دست جراحان می سپارد و هرگز حاضر به مرگ تدریجی ‏نیست.‏

🍂 چطور می‌توان از انقلاب ۵۷ به عنوان یک نقطه عطفِ شکوهمند یاد کرد اما نسلِ امروز را بابتِ طلبِ دگرگونی ملامت نمود؟ این ‏برخورد، ناشی از یک اشرافیتِ فکریِ خودخواهانه است. آن‌ها سهمِ خود را از «تغییر» گرفته‌اند و حالا که در دوران ‏بازنشستگی به دنبال آرامش هستند، هزینه‌ی تغییر را برای نسل جوان «گزاف» می‌بینند. این «خزعبلاتِ عاطفی»، در واقع تلاش برای ‏بیمه کردنِ خاطراتِ نوستالژیک خودشان است، نه دلسوزی برای آینده‌ی جوانان‎.‎

🍂 در فلسفه سیاسی، انقلاب یک فرآیندِ زایمان است؛ سخت، دردناک اما معطوف به حیات. مدعیانی چون زیباکلام، تعمداً ‏انقلاب را با «فروپاشی اجتماعی» جابجا می‌گیرند تا با ایجاد رعب، فلجِ سیاسی ایجاد کنند. آن‌ها نمی‌خواهند بپذیرند که انقلاب، ‏برآیندِ اراده‌ی ملی برای خروج از «بن‌بست» است. ترساندنِ یک ملت از «تغییر بنیادین»، به بهانه‌ی اینکه ممکن است نتیجه بدتر شود، ‏مانند این است که به بیماری سرطانی بگوییم جراحی نکن، چون ممکن است زیر عمل بمیری؛ پس بمان و با تومورت ذوب شو‎!‎

🍂 آقای زیباکلام و همفکرانشان باید بدانند که مشروعیتِ کنشِ سیاسی را نه خاطراتِ شکست‌خورده‌ی پیرمردان، بلکه «اراده‌ی ‏معطوف به آزادیِ» جوانان تعیین می‌کند. تاریخ ثابت کرده است که هیچ استدلالِ «هراس‌افکنانه‌ای» نمی‌تواند جلوی ضرورتِ ‏تاریخی را بگیرد‎.‎

🍂 خزعبلات و ترهات زیبا کلام و امثالهم در واقع ضجه‌های طبقه‌ای است که حس می‌کند قطار تاریخ در حال عبور از روی ریل‌های ‏کهنه‌ی ذهنی آن‌هاست. آن‌ها نه از شکستِ انقلابِ بعدی، بلکه از بی‌اعتبار شدنِ تحلیل‌های خودشان می‌ترسند‎.‎

🍂 و سخن آخر اینکه چه کسی گفته است همه انقلاب ها الزاماً ختم به خیر نمی شوند؟ آیا لازم است برای به اصطلاح استاد علوم ‏سیاسی هم فهرستی از انقلاب های موفق جهان تهیه کنیم؟ اگر با خواست و استدلال ایشان بود الان همه کشورهای اروپای شرقی ‏باید کماکان زیر چکمه کمونیستهای روسی بودند. یا هندیان کماکان زیر سیطره و استعمار بریتانیای کبیر نفس می کشیدند و ایالات ‏امریکا نیز باج‌گزار و خراج ده انگلستان! تصورکنید نامبرده در زمان انقلاب بردگان بود و به اسپارتاکوس می گفت انقلاب نکن زندگی در بردگی بی دردسر است!!!‏

@nasaksara

.


#استمرارطالبان



🌾 @Naqdagin
Forwarded from فلسفه و دانش
به تازگی کمپین و هشتگی از طرف جمهوری خواهان راه افتاده به نام« از دموکراسی بگو» ، گفتم بد نیست نظر خودم رو درباره این کمپین بگم:

🟡این کمپین با جملات تک خطی صرفا جریان پادشاهی رو هدف گرفته، و تلاش دارد دمکراسی رو در برابر پادشاهی قرار دهد.

🟡این کمپین در این شرایط که هنوز به چهلم جانباختگان نرسیده ایم در تلاش است که نام جانباختگان رو به دست فراموشی بسپارد.

🟡این کمپین مشخصا در اتاق فکر رژیم می‌آید زیرا هیچ ربطی به انقلاب ملی ندارد، هیچ نماد، هیچ سمبل و چیزی از انقلاب ملی در اون نیست.

🟡این کمپین، تماماً اخبار انقلاب ملی را نادیده می‌گیرد. اعتصاب دانشجویان،کناره‌گیری ورزشکاران، صدای دادخواهان. بیشتر یک جریان انحرافی‌‌ست از تحولات اخیر ایران

🟡کمپین دموکراسی ظاهر فریبنده‌ای دارد، انگار قرار است نوید چیز خوبی را بدهد اما، محفلی شده که بسیاری از اصلاح طلبان در آن اعلام حضور کنند. با لایه‌ای از واژه‌های خوش آهنگ، دوباره دست به فعالیت سیاسی بزنند. بدون آنکه هزینه سیاسی در قبال انتخاب پزشکیان داده باشند.

از دموکراسی بگو در واقع سرپوشی است روی ضعف جمهوری خواهان، آنان خود خوب دریافته‌اند که وزنه سیاسی خود را از دست داده‌اند، دیگر هیچ شعاری که بشود آن را مصادره کرد و با آن فاندی گرفت و باندی جمع کرد، داده نشده. انقلاب ملی موجی است که قرار از روی آنها گذر کند و سر ایستادن هم نداره.
من هشدار میدم که این کمپین تا روزهای دیگر به دشمنی عریان با انقلاب ملی بدل می‌شود، تا جایی که با نوشته‌هایی مواجه خواهیم شد، خوشحال از کشتار جهل هزار ایرانی‌اند. چون اونها به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، به خیابان رفتند.


✍️اشکان بابادی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM