عذرخواهی از خشونتِ مقدس
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای ناشی از انگیزههای قدسی و دینی است؛ یعنی، به نام خدا، آدمکشی کردن و بردهسازی کردن و سر بریدن و به نام خدا اسیر و ویران کردن.
تمام جنگهای تاریخ ناشی از خشونت بوده است. هیچ خشونتی هم به تلخی خشونتِ مقدس نیست. ما نمونههای آن را در قرون وسطی دیدهایم که به نام خدا و دین چه کردند و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد.
منظور از جهل؛ نادانی و نفهمیدن مفهوم خدا و سوءبرداشت از مفاهیم قدسی است. اینها ناشی از کجاندیشی دین است. مفاهیم قدسی همه همینطور است که اگر درست فهمیده نشود، گمراهکننده میشود. چه باید کرد؟ باید وقت خودمان را برای پرورش اخلاق قبل از دینداری گذاشت.
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای ناشی از انگیزههای قدسی و دینی است؛ یعنی، به نام خدا، آدمکشی کردن و بردهسازی کردن و سر بریدن و به نام خدا اسیر و ویران کردن.
تمام جنگهای تاریخ ناشی از خشونت بوده است. هیچ خشونتی هم به تلخی خشونتِ مقدس نیست. ما نمونههای آن را در قرون وسطی دیدهایم که به نام خدا و دین چه کردند و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد.
منظور از جهل؛ نادانی و نفهمیدن مفهوم خدا و سوءبرداشت از مفاهیم قدسی است. اینها ناشی از کجاندیشی دین است. مفاهیم قدسی همه همینطور است که اگر درست فهمیده نشود، گمراهکننده میشود. چه باید کرد؟ باید وقت خودمان را برای پرورش اخلاق قبل از دینداری گذاشت.
📘پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟
— نه، جناب آقای محققداماد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
نخست آنکه عفو بفرمایید که "آیتالله" خطابتان نکردم، خود را هم "دکتر" خطاب نمیکنم، چون قصدی برای جلوهفروشی یا "ارعاب" ندارم؛ ما را سخن حق و وزین بسنده است. اما بعد:
دو تعبیر مبهم بهکار بردید: یکی "ارتقای اخلاقاسلامی"ست که من نمیدانم "اخلاقاسلامی" چیست تا ارتقایش چه باشد؛ دوم "تربیت نسلِ بیخشونت".
اخلاق، اخلاق است؛ اسلامی و کافری ندارد. آنچه اسلامی وکافری و مهندسی و رانندگی و ورزشی دارد، "اخلاق" (Morality) نیست، هنجار (Ethics) یا الگوی رفتار (Code of Conduct) است. "ارتقایِاخلاق" هم ترکیبِ مُهملی است مثل ارتقایِ هنر، یا ارتقایِ فلسفه، یا ارتقای اسطوره.
البته متوجهم که شما ارباب عمائم در "خطابیات" بار آمدهاید، ولی ماها که بارآمدگانِ علومتجربی هستیم، نوعاً شامّه تیزی برای لفّاظیهای تهی داریم که "خطابیات"، اعم از منبری و غیر آن، پُر از آنهاست. بنابراین اغماض بفرمایید که در ارزیابی یادداشتتان "مو را از ماست میکشم"؛ خلافِ اهلِ خطابیات، ما اهلِ علومتجربی و علومانسانی الفتی با حرفهای شکمی نداریم.
در قضیه "تربیت نسل بیخشونت"، انصاف بدهید که اینکار از هرکه برآید، از شما اسلامیان برنیاید. نیمنگاهی به مایهتاریخیِ دینتان کفایت بر یک کتابخانه تطویل کند؛ بهتر آنست که اگر داعیهدارِ عدمخشونت هستید، آن را از ایستارِ اسلامی و بدنهی سورههای مدنیِ قرآن طرح نفرمایید. میتوانید به صدر مسیحیت، یا آموزههای گوتاما بودا، یا خودیتر به "اسرارالتوحید" ابوسعید و لطایف از منتسبات به ابوالحسنخرقانی و امثال اینها واگذارش کنید، والا اسلامنبویِ قرآنی که در خشونت بالید و با خشونت پیشرفت و بر خشونت مستقر شد، ابداً مرجع مناسبی برای تبلیغِ خشونتپرهیزی نیست.
وارد خطابیاتی چون "نفی خشونتمقدس" نمیشوم که اگر واقعاً این نفی را بکنید، رقم بطلان بر سیره پیامبر و علیابنابیطالب کشیده باشید که این دومی را در زمانه خودش "قَتّالالعَرَب" لقب دادند، از بس که آدم کُشت! اجازه بدهید از این بگذرم و به قصه "کجاندیشیدینی" که ادعا فرمودید بپردازم:
جناب آقای محقق داماد، نمیشود در این یکونیمهزاره همه کُبارِ اهل شریعت و سیره و کلام و تفسیرِ اسلام "کج" فهمیده باشند و تنها شما درست فهم کرده باشید! ایننمیشود! هرگز نمیشود! در همچو وضعیتِ حیرتافکنی، قطعا عکسِ ادعای شما درست است. یعنی آنچه "کجاندیشیِ دینی"اش میخوانید، همان اصلِ "راستکیشی"، و آنچه راستاندیشیاش از اسلام گمان کردهاید، مصداقِ کجاندیشی است!
منتها شما در این وارونه جلوهدادنِ اسلام تنها نیستید که هیچ، اولین فرد نیز نیستید. ما حدود صدوپنجاه سال است که شاهد افتتاح "آرایشگاهِ اسلام" در جهان شدهایم. این آرایشگاه، نخست از جهان عرب یا ایران برنخاست، از شبهقاره هند برخاست که معروفتر از همه اقبال لاهوری بود، والا مشاطهگران بسیاری در شبهقاره برای اسلام بودند که بیخشان شاید به "داراشکوه" و "مجمعالبحرین"اش برسد، که فعلاً کاری به او ندارم که قصد و غرضش تقریب مسلمانها و هندوها بود که برادرِ اسلامپناه و شریعتمدارش کُشت!
"آرایشگاههای نوپدیدِ اسلام"، برای صورتِ مدرنپسند دادن به این دین افتتاح شدند. منتها امواج مُدهای زمانه مدرن متأسفانه سخت مُتلَوّن بوده است تا آرایشگاههای اسلام را در زحمت انداخت. مثلا علیشریعتی در آرایشگاهش، اسلام را مارکسیستی آراست، آنگاه که رونق بازار مارکسیسم در اوج بود. دکتر سروش، اسلام را عرفانی میآرایند که با ذوقِ New-age Spirituality غرب هم موافق میافتد و بویناکی تاراننده را از اسلامِ اهلشریعت پنهان میسازد تا شامه عاقلهها منزجر نشوند. شما هم مدتی است که در آرایشگاهتان اسلام را بزکِ خشونتپرهیزی میکنید که منطبق بر تازهترین مد و پسند زمانه حاضر است. نکته اینجاست که گویی خودِ واقعیِ این اسلامِ بیچاره را هیچکس نمیخواهد، تا دارندگانش بهناگزیر آرایشکردهاش را پشت ویترین میگذارند، بلکه اقبالی به او شود! چهره باید زیاده زشت و زننده باشد تا بازارگردانانِ او جز به بَزَکهایِ غلیظ از دکانش بیرون نیاورند!
اما در آخر، سخن از "پرورش اخلاق قبل از دینداری" زدید. عزیزا، از خود نپرسیدی که اگر اخلاق را بشود پیش از دینداری آموخت، پس چه نیازی به دین هست؟! و اگر خودِ دینداری نتواند "اخلاق" بیاموزد، پس او چه آموزَد؟ خم و راست شدنشِ نماز را، یا بر سر و سینه کوفتن خونِ حسین را، یا از بام تا شام روزه داشتن را؟! که چه بشود؟! البته ملتفت هستید که "دلخوش شدن"، پاسخ موجهی نیست؛ حتی اگر واقعیت باشد، گفتناش خلاف خطابیاتِ جلبکننده است، پس ناگفتنش اولیتر است.
در جامعهای که سخت ناامناش کردهاید، سلامت و در امان باشید.
— نه، جناب آقای محققداماد!
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
نخست آنکه عفو بفرمایید که "آیتالله" خطابتان نکردم، خود را هم "دکتر" خطاب نمیکنم، چون قصدی برای جلوهفروشی یا "ارعاب" ندارم؛ ما را سخن حق و وزین بسنده است. اما بعد:
دو تعبیر مبهم بهکار بردید: یکی "ارتقای اخلاقاسلامی"ست که من نمیدانم "اخلاقاسلامی" چیست تا ارتقایش چه باشد؛ دوم "تربیت نسلِ بیخشونت".
اخلاق، اخلاق است؛ اسلامی و کافری ندارد. آنچه اسلامی وکافری و مهندسی و رانندگی و ورزشی دارد، "اخلاق" (Morality) نیست، هنجار (Ethics) یا الگوی رفتار (Code of Conduct) است. "ارتقایِاخلاق" هم ترکیبِ مُهملی است مثل ارتقایِ هنر، یا ارتقایِ فلسفه، یا ارتقای اسطوره.
البته متوجهم که شما ارباب عمائم در "خطابیات" بار آمدهاید، ولی ماها که بارآمدگانِ علومتجربی هستیم، نوعاً شامّه تیزی برای لفّاظیهای تهی داریم که "خطابیات"، اعم از منبری و غیر آن، پُر از آنهاست. بنابراین اغماض بفرمایید که در ارزیابی یادداشتتان "مو را از ماست میکشم"؛ خلافِ اهلِ خطابیات، ما اهلِ علومتجربی و علومانسانی الفتی با حرفهای شکمی نداریم.
در قضیه "تربیت نسل بیخشونت"، انصاف بدهید که اینکار از هرکه برآید، از شما اسلامیان برنیاید. نیمنگاهی به مایهتاریخیِ دینتان کفایت بر یک کتابخانه تطویل کند؛ بهتر آنست که اگر داعیهدارِ عدمخشونت هستید، آن را از ایستارِ اسلامی و بدنهی سورههای مدنیِ قرآن طرح نفرمایید. میتوانید به صدر مسیحیت، یا آموزههای گوتاما بودا، یا خودیتر به "اسرارالتوحید" ابوسعید و لطایف از منتسبات به ابوالحسنخرقانی و امثال اینها واگذارش کنید، والا اسلامنبویِ قرآنی که در خشونت بالید و با خشونت پیشرفت و بر خشونت مستقر شد، ابداً مرجع مناسبی برای تبلیغِ خشونتپرهیزی نیست.
وارد خطابیاتی چون "نفی خشونتمقدس" نمیشوم که اگر واقعاً این نفی را بکنید، رقم بطلان بر سیره پیامبر و علیابنابیطالب کشیده باشید که این دومی را در زمانه خودش "قَتّالالعَرَب" لقب دادند، از بس که آدم کُشت! اجازه بدهید از این بگذرم و به قصه "کجاندیشیدینی" که ادعا فرمودید بپردازم:
جناب آقای محقق داماد، نمیشود در این یکونیمهزاره همه کُبارِ اهل شریعت و سیره و کلام و تفسیرِ اسلام "کج" فهمیده باشند و تنها شما درست فهم کرده باشید! ایننمیشود! هرگز نمیشود! در همچو وضعیتِ حیرتافکنی، قطعا عکسِ ادعای شما درست است. یعنی آنچه "کجاندیشیِ دینی"اش میخوانید، همان اصلِ "راستکیشی"، و آنچه راستاندیشیاش از اسلام گمان کردهاید، مصداقِ کجاندیشی است!
منتها شما در این وارونه جلوهدادنِ اسلام تنها نیستید که هیچ، اولین فرد نیز نیستید. ما حدود صدوپنجاه سال است که شاهد افتتاح "آرایشگاهِ اسلام" در جهان شدهایم. این آرایشگاه، نخست از جهان عرب یا ایران برنخاست، از شبهقاره هند برخاست که معروفتر از همه اقبال لاهوری بود، والا مشاطهگران بسیاری در شبهقاره برای اسلام بودند که بیخشان شاید به "داراشکوه" و "مجمعالبحرین"اش برسد، که فعلاً کاری به او ندارم که قصد و غرضش تقریب مسلمانها و هندوها بود که برادرِ اسلامپناه و شریعتمدارش کُشت!
"آرایشگاههای نوپدیدِ اسلام"، برای صورتِ مدرنپسند دادن به این دین افتتاح شدند. منتها امواج مُدهای زمانه مدرن متأسفانه سخت مُتلَوّن بوده است تا آرایشگاههای اسلام را در زحمت انداخت. مثلا علیشریعتی در آرایشگاهش، اسلام را مارکسیستی آراست، آنگاه که رونق بازار مارکسیسم در اوج بود. دکتر سروش، اسلام را عرفانی میآرایند که با ذوقِ New-age Spirituality غرب هم موافق میافتد و بویناکی تاراننده را از اسلامِ اهلشریعت پنهان میسازد تا شامه عاقلهها منزجر نشوند. شما هم مدتی است که در آرایشگاهتان اسلام را بزکِ خشونتپرهیزی میکنید که منطبق بر تازهترین مد و پسند زمانه حاضر است. نکته اینجاست که گویی خودِ واقعیِ این اسلامِ بیچاره را هیچکس نمیخواهد، تا دارندگانش بهناگزیر آرایشکردهاش را پشت ویترین میگذارند، بلکه اقبالی به او شود! چهره باید زیاده زشت و زننده باشد تا بازارگردانانِ او جز به بَزَکهایِ غلیظ از دکانش بیرون نیاورند!
اما در آخر، سخن از "پرورش اخلاق قبل از دینداری" زدید. عزیزا، از خود نپرسیدی که اگر اخلاق را بشود پیش از دینداری آموخت، پس چه نیازی به دین هست؟! و اگر خودِ دینداری نتواند "اخلاق" بیاموزد، پس او چه آموزَد؟ خم و راست شدنشِ نماز را، یا بر سر و سینه کوفتن خونِ حسین را، یا از بام تا شام روزه داشتن را؟! که چه بشود؟! البته ملتفت هستید که "دلخوش شدن"، پاسخ موجهی نیست؛ حتی اگر واقعیت باشد، گفتناش خلاف خطابیاتِ جلبکننده است، پس ناگفتنش اولیتر است.
در جامعهای که سخت ناامناش کردهاید، سلامت و در امان باشید.
Telegram
نقدآگین
عذرخواهی از خشونتِ مقدس
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای…
✍️ آیتالله محقق داماد
من بهعنوان یک روحانی نسبتاً سالخورده، از همهی ملت ایران عذرخواهی میکنم. ما نتوانستیم اخلاق اسلامی را ارتقا ببخشیم و نسل امروز را مهربان و رحیم و بدون خشونت تربیت کنیم.
سیاهترین و دشوارترین خشونت، خشونتهای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 «دروغِ بزرگِ» میرحسین موسوی
🎙#مهدی_خزعلی
🔸میرحسین موسوی جندان سوژۀ عجیبی نیست. موسوی همان پزشکیان است، همان حسن روحانی، همان محمد خاتمی، همان مهدی کروبی، همان مصطفی تاجزاده. همۀ آنهایی که عملا گذشتهی حکومتِ دینی را خیلی قابلدفاعتر از امروزش میدانند و معرفی میکند، و بنیادِ حکومتِ دینی و اسلام و الگوهای حکومت دینی (محمد و علی) را بدونِ جنایات بزرگ و کوچک میبینند و الگوی بشریت برای هدایت و حکمرانی توهم میکنند، و مشکل و سقوط را از نطقهای میدانند که سفرۀ انقلاب از آنها دریغ شد و دیگر آنها را در این غنیمتِ دادهشده توسطِ الله، شریک نکردند.
🔸اما بخشی از روشنفکران و کنشگرانِ چپ خارج از قدرت عجیباند که هنوز برای امثالِ او احترام قائلاند و بیانیههای شاعرانه و انتزاعی و تناقضآمیزش را، راهگشا میدانند، و او را شخصیتی میدانند که میتوان بدو وقعی نهاد و کاری از مواضعش برمیآید.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#مهدی_خزعلی
🔸میرحسین موسوی جندان سوژۀ عجیبی نیست. موسوی همان پزشکیان است، همان حسن روحانی، همان محمد خاتمی، همان مهدی کروبی، همان مصطفی تاجزاده. همۀ آنهایی که عملا گذشتهی حکومتِ دینی را خیلی قابلدفاعتر از امروزش میدانند و معرفی میکند، و بنیادِ حکومتِ دینی و اسلام و الگوهای حکومت دینی (محمد و علی) را بدونِ جنایات بزرگ و کوچک میبینند و الگوی بشریت برای هدایت و حکمرانی توهم میکنند، و مشکل و سقوط را از نطقهای میدانند که سفرۀ انقلاب از آنها دریغ شد و دیگر آنها را در این غنیمتِ دادهشده توسطِ الله، شریک نکردند.
🔸اما بخشی از روشنفکران و کنشگرانِ چپ خارج از قدرت عجیباند که هنوز برای امثالِ او احترام قائلاند و بیانیههای شاعرانه و انتزاعی و تناقضآمیزش را، راهگشا میدانند، و او را شخصیتی میدانند که میتوان بدو وقعی نهاد و کاری از مواضعش برمیآید.
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
▪️این خطا نیست؛ خط است!
✍🏻 #محمدجواد_اکبرین
هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد. او میگوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشتشدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند. این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانهای در سیستم حکمرانی و ماشین روایتسازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک میکند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشنتر درک کند.
یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیقتر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد میگوید: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند». حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برایشان شارژ میشد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزئیاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟
دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریعتر روی آورند تا از کارنامهشان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست. اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کردهاند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیمهای پهپادی موساد در تهران) تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این دادهها محاسبه میکنند.
سوم: دقیقاً همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جانباختگان دیماه نیز روایتسازی میکند و آنها را به «تیمهای هدایتشده از خارج» نسبت میدهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دیماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر دادهاند. این رویه در مورد وقایع دیماه، فاجعهبارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آنها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابانها به مراتب بیاعتبارتر است.
تضاد میان گفتههای سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان میدهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحرانها نخست شهروندانی را شکار میکند و سپس از آنها دشمنی میسازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزیهایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایتگری برای فریب و بقاست.
@Akbarin
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #محمدجواد_اکبرین
هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونهای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان میدهد. او میگوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشتشدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند. این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانهای در سیستم حکمرانی و ماشین روایتسازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک میکند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشنتر درک کند.
یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیقتر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد میگوید: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاههای دانشبنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشششان نگفته بودند برای کجا کار میکنند». حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرندهها برای عملیاتهای کور در تهران مونتاژ میشد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برایشان شارژ میشد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزئیاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟
دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریعتر روی آورند تا از کارنامهشان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست. اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کردهاند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیمهای پهپادی موساد در تهران) تحلیل میکنند و تصمیم میگیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این دادهها محاسبه میکنند.
سوم: دقیقاً همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دیماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جانباختگان دیماه نیز روایتسازی میکند و آنها را به «تیمهای هدایتشده از خارج» نسبت میدهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دیماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر دادهاند. این رویه در مورد وقایع دیماه، فاجعهبارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آنها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابانها به مراتب بیاعتبارتر است.
تضاد میان گفتههای سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان میدهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحرانها نخست شهروندانی را شکار میکند و سپس از آنها دشمنی میسازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزیهایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایتگری برای فریب و بقاست.
@Akbarin
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 در وضعیت استیصال، رویاهای دیگری را بفهمیم!
🎙#اسد_امیدی
🔻گفتم:
🔻گفتند:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙#اسد_امیدی
🔻گفتم:
«بنخفتی شهر!
همه شب
به نجوا
نگرانِ چه بودی؟»
🔻گفتند:
«برآمدنِ روز را
به دعا
شبزندهداری کردیم.
مگر به یُمنِ دعا
آفتاب
برآید»
.
#نقد_فرهنگ #زیستروان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تمایز حکومت غربگرای محتاجِ مشروعیت، و حکومت اسلامیِ غربستیزِ بیتفاوت به مشروعیت بینالمللی و داخلی
۱. تبیین دقیق ادعا
طرح مسئله:
۲. صحتسنجی تاریخی (دوران پهلوی)
* دسترسی به زندانها: این بخش از ادعا کاملاً مستند است. در اواخر سال ۱۳۵۵، محمدرضا پهلوی تحت فشار دولت کارتر، پروتکلهای نظارتی را پذیرفت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) از زندانهای اوین و قصر بازدید کرد و گزارشهای آنها مستقیماً بر کاهش برخوردهای فیزیکی در آن مقطع اثر گذاشت
* علت همکاری: دولت پهلوی پیوند استراتژیک و وابستگی شدیدی به بلوک غرب داشت و پذیرش ناظران بینالمللی را بهای لازم برای حفظ حمایت سیاسی و نظامی آمریکا میدانست.
۳. علتسنجی و تحلیل بنبست کنونی
با وجود وقوع فاجعهای با این ابعاد (بیش از ۳۳ هزار کشته)، چرا سازمانهای بینالمللی مانند قبل عمل نمیکنند؟
۱. بنبست در حقوق بینالملل (حاکمیت در برابر نظارت):
سازمان ملل متحد هیچ ابزار قانونی برای «ورود اجباری» به قلمرو یک کشور عضو ندارد، مگر تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل که مستلزم تایید شورای امنیت است. در دوران پهلوی، نظارتها «داوطلبانه» و برای حفظ وجهه پذیرفته میشد، اما اکنون دولت ایران رسماً اجازه ورود به گزارشگران ویژه (مانند گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران) را نمیدهد و این سازمانها ابزار پلیسی برای شکستن این سد ندارند.
۲. تغییر در ساختار قدرت جهانی (تأثیر وتو):
در صورت وقوع چنین کشتار وسیعی، شورای امنیت باید وارد عمل شود. اما برخلاف دهه ۵۰، امروزه بلوکبندیهای جدیدی (چین و روسیه) وجود دارند که هرگونه قطعنامه اجرایی یا مداخلهجویانه تحت عنوان «مسئولیت حمایت» (R2P) را به دلیل منافع ژئوپلیتیک خود وتو میکنند. این موضوع سازمان ملل را به یک نهاد صِرفاً «گزارشگر» تبدیل کرده است.
۳. ناکارآمدی اهرمهای فشار کلاسیک:
در گذشته، تهدید به قطع روابط یا فشارهای دیپلماتیک لرزه بر پیکره دولتها میانداخت. اما امروزه به دلیل تجربه سالها تحریم، دولت ایران نسبت به فشارهای سیاسیِ بدون ضمانت اجرایی، «مصونیت» یا «بیتفاوتی» پیدا کرده است. وقتی ناظر بینالمللی پشت مرز میماند و ابزار ورود ندارد، عملاً سرکشی به زندان غیرممکن میشود.
۴. جابهجایی اولویتها در سیاست بینالملل:
گاه سازمانهای بزرگ بینالمللی متهم میشوند که مسائل حقوق بشری را فدای پروندههای کلانتر (مثل توافقات اتمی یا ثبات منطقه) میکنند. در این تحلیل، سکوت یا انفعال در برابر ۳۳ هزار کشته میتواند ناشی از یک معامله سیاسی یا ترس از فروپاشی کل منطقه باشد که منجر به ترجیح «ثبات» بر «عدالت» میشود.
نتیجهگیری
تفاوت در این است که در دوران پهلوی، نظام سیاسی به «مشروعیت بینالمللی» نیاز داشت و به ناظران اجازه ورود داد، اما اکنون نظام سیاسی خود را ملزم به پاسخگویی به این نهادها نمیبیند. سازمان ملل نیز در برابر دولتی که درها را میبندد و از سوی قدرتهای بزرگ (دارای حق وتو) حمایت میشود، عملاً به بنبست اجرایی رسیده است و تنها به مستندسازی از راه دور بسنده میکند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
۱. تبیین دقیق ادعا
طرح مسئله:
«در زمان پهلوی، فشارهای بینالمللی باعث شد درهای زندانها به روی صلیب سرخ و ناظران باز شود؛ اما اکنون که با فاجعهای در ابعاد حداقل ۳۳ هزار کشته در عرض دو روز (۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴) روبرو هستیم، سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری عملاً هیچ حضور میدانی یا قدرت بازدارندگی برای ورود به زندانها و توقف کشتار ندارند.»
۲. صحتسنجی تاریخی (دوران پهلوی)
* دسترسی به زندانها: این بخش از ادعا کاملاً مستند است. در اواخر سال ۱۳۵۵، محمدرضا پهلوی تحت فشار دولت کارتر، پروتکلهای نظارتی را پذیرفت. کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) از زندانهای اوین و قصر بازدید کرد و گزارشهای آنها مستقیماً بر کاهش برخوردهای فیزیکی در آن مقطع اثر گذاشت
* علت همکاری: دولت پهلوی پیوند استراتژیک و وابستگی شدیدی به بلوک غرب داشت و پذیرش ناظران بینالمللی را بهای لازم برای حفظ حمایت سیاسی و نظامی آمریکا میدانست.
۳. علتسنجی و تحلیل بنبست کنونی
با وجود وقوع فاجعهای با این ابعاد (بیش از ۳۳ هزار کشته)، چرا سازمانهای بینالمللی مانند قبل عمل نمیکنند؟
۱. بنبست در حقوق بینالملل (حاکمیت در برابر نظارت):
سازمان ملل متحد هیچ ابزار قانونی برای «ورود اجباری» به قلمرو یک کشور عضو ندارد، مگر تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل که مستلزم تایید شورای امنیت است. در دوران پهلوی، نظارتها «داوطلبانه» و برای حفظ وجهه پذیرفته میشد، اما اکنون دولت ایران رسماً اجازه ورود به گزارشگران ویژه (مانند گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران) را نمیدهد و این سازمانها ابزار پلیسی برای شکستن این سد ندارند.
۲. تغییر در ساختار قدرت جهانی (تأثیر وتو):
در صورت وقوع چنین کشتار وسیعی، شورای امنیت باید وارد عمل شود. اما برخلاف دهه ۵۰، امروزه بلوکبندیهای جدیدی (چین و روسیه) وجود دارند که هرگونه قطعنامه اجرایی یا مداخلهجویانه تحت عنوان «مسئولیت حمایت» (R2P) را به دلیل منافع ژئوپلیتیک خود وتو میکنند. این موضوع سازمان ملل را به یک نهاد صِرفاً «گزارشگر» تبدیل کرده است.
۳. ناکارآمدی اهرمهای فشار کلاسیک:
در گذشته، تهدید به قطع روابط یا فشارهای دیپلماتیک لرزه بر پیکره دولتها میانداخت. اما امروزه به دلیل تجربه سالها تحریم، دولت ایران نسبت به فشارهای سیاسیِ بدون ضمانت اجرایی، «مصونیت» یا «بیتفاوتی» پیدا کرده است. وقتی ناظر بینالمللی پشت مرز میماند و ابزار ورود ندارد، عملاً سرکشی به زندان غیرممکن میشود.
۴. جابهجایی اولویتها در سیاست بینالملل:
گاه سازمانهای بزرگ بینالمللی متهم میشوند که مسائل حقوق بشری را فدای پروندههای کلانتر (مثل توافقات اتمی یا ثبات منطقه) میکنند. در این تحلیل، سکوت یا انفعال در برابر ۳۳ هزار کشته میتواند ناشی از یک معامله سیاسی یا ترس از فروپاشی کل منطقه باشد که منجر به ترجیح «ثبات» بر «عدالت» میشود.
نتیجهگیری
تفاوت در این است که در دوران پهلوی، نظام سیاسی به «مشروعیت بینالمللی» نیاز داشت و به ناظران اجازه ورود داد، اما اکنون نظام سیاسی خود را ملزم به پاسخگویی به این نهادها نمیبیند. سازمان ملل نیز در برابر دولتی که درها را میبندد و از سوی قدرتهای بزرگ (دارای حق وتو) حمایت میشود، عملاً به بنبست اجرایی رسیده است و تنها به مستندسازی از راه دور بسنده میکند.
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻کارشناس CBN:
➖➖➖
🌾@Naqdagin
رژیم اسلامی در دو روز بیشتر از صدام در طول طولانیترین جنگ قرن بیستم، غیرنظامیان ایرانی را کشته است.
📺 دفاعِ بدونِ روتوش از صدام حسین!
📕 تحلیل آماری و استانداردهای دوگانه بیژن عبدالکریمی در دفاع از جنایاتِ صدام حسین
📕جابجایی نقش متجاوز با پدر
📕مغالطات بیژن در مناظره با وریا
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻ابراهیم اصغرزاده، فعال اصلاحطلب که اخیرا بازداشت شد، در جریان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری (خرداد ۱۴۰۳):
🔺از ابراهیم اصغرزاده تا مجتهد شبستری و محمد فاضلی و احمد زیدآبادی و دیگران، نشان دادند که جز مسئولیتناپذیری خودشان، با وجود انبوهی مطالعه و تجربه تاریخی در همین نیمقرن، هیچ درسی نیاموختند که «ماهیت قدرت» و «ماهیتِ ماشینِ دولت مدرن» که به ایدئولوژیِ«توتالیتر و داعشی اسلامی» و «آخرالزمانباوری و اقلیتسالاریِ شیعه» هم مجهز شدهاست، چیست، و نمیتوان از ایدئولوژیای خطرناکتر و ارتجاعیتر از نازیسم، انتظار اصلاح و رعایتِ حقوق بشر را داشت.
پزشکیان کسیست که اگر در خیابانی در تهران یک تیر یا یک ساچمه به چشم یک دختر یا پسر ایرانی شلیک شود، استعفا میدهد
🔺از ابراهیم اصغرزاده تا مجتهد شبستری و محمد فاضلی و احمد زیدآبادی و دیگران، نشان دادند که جز مسئولیتناپذیری خودشان، با وجود انبوهی مطالعه و تجربه تاریخی در همین نیمقرن، هیچ درسی نیاموختند که «ماهیت قدرت» و «ماهیتِ ماشینِ دولت مدرن» که به ایدئولوژیِ«توتالیتر و داعشی اسلامی» و «آخرالزمانباوری و اقلیتسالاریِ شیعه» هم مجهز شدهاست، چیست، و نمیتوان از ایدئولوژیای خطرناکتر و ارتجاعیتر از نازیسم، انتظار اصلاح و رعایتِ حقوق بشر را داشت.
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
Telegram
نقدآگین
📘خیز برای اقتدارگراییِ عریان
— بررسی گذارِ جاعش از «پایداری وبری» به «بقای میلیتاریستی»
✍🏻 #کیوان_حسینی
🍂 شدت سرکوب اخیر نشان میدهد که جمهوری اسلامی، به شکلی آگاهانه قید مشروعیت را زده است؛ وضعیتی که میتوان آن را معامله نهایی میان مشروعیت و حفظ کنترل و قدرت توصیف کرد. به بیان دقیقتر، حکومت به این نتیجه رسیده که حفظ حداقلی از مشروعیت اجتماعی دیگر نه ممکن است و نه ضروری. و آنچه اولویت دارد، حفظ کنترل کوتاه مدت از طریق اعمال خشونت سازمانیافته و گسترده، مدیریت ترس و جلوگیری از شکاف در نیروهای سرکوب است.
🍂 در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، از ماکس وبر تا خوان لینز، مشروعیت یکی از پایههای اصلی پایداری نظم سیاسی توصیف شده است. اما پژوهشهای جدیدتر درباره اقتدارگرایی نشان میدهند که بسیاری از رژیمها میتوانند برای دورههایی قابل توجه، بدون مشروعیت اجتماعی معنادار، تنها از طریق ظرفیت سرکوب، انسجام نخبگان و کنترل اطلاعات به بقای خود ادامه دهند. لوکان وی و استیون لویتسکی در تحلیل «اقتدارگرایی رقابتی» نشان میدهند که رژیمها زمانی که احساس تهدید وجودی میکنند، اغلب از منطق «حکمرانی» به منطق «بقا» عقبنشینی میکنند؛ منطقی که در آن، هزینههای بلند مدت مشروعیت قربانی منافع کوتاه مدت کنترل میشود.
🍂 آنچه در ایران رخ داده، نه یک واکنش عصبی یا فروپاشی کنترل نشده، بلکه یک تصمیم محاسبه شده است. تمرکز سرکوب در بازه زمانی بسیار کوتاه، استفاده گسترده از خشونت مرگبار و همزمان، تولید یک روایت امنیتی درباره «دخالت خارجی» نشان میدهد که هدف اصلی، نه اقناع افکار عمومی، بلکه حفظ قدرت، تثبیت انسجام درون نظام و جلوگیری از ریزش نیروها بوده است.
🍂 و البته این استراتژی در درازمدت ناپایدار است. بر اساس پژوهشهای باربارا گیدز درباره رژیمهای اقتدارگرا، رژیمهایی که اینگونه پایگاه مردمی را از دست میدهند، اگرچه ممکن است مدتی دوام بیاورند، اما در بلند مدت با بحرانهایی شدیدتر، رادیکالتر و غیرقابلکنترلتر مواجه میشوند. سرکوبی که امروز «موفق» به نظر میرسد، بذر خشونتهای آینده را میکارد، تمایل افکار عمومی برای اندیشیدن به آینده دور را از بین میبرد و تخیل سیاسی را از ساخت آیندهای بهتر به انتقام و راضی کردن خشم همگانی سوق میدهد.
🍂 حالا ما با نظامی روبهرو هستیم که به جای مشروعیت (هر قدر حداقلی)، تنها و تنها با ابزارهای اعمال زور به حیاتش ادامه میدهد. هر قدر که چنین وضعیتی طولانیتر میشود، بر هزینههای فروپاشی نظام نیز افزوده خواهد شد.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— بررسی گذارِ جاعش از «پایداری وبری» به «بقای میلیتاریستی»
✍🏻 #کیوان_حسینی
🍂 شدت سرکوب اخیر نشان میدهد که جمهوری اسلامی، به شکلی آگاهانه قید مشروعیت را زده است؛ وضعیتی که میتوان آن را معامله نهایی میان مشروعیت و حفظ کنترل و قدرت توصیف کرد. به بیان دقیقتر، حکومت به این نتیجه رسیده که حفظ حداقلی از مشروعیت اجتماعی دیگر نه ممکن است و نه ضروری. و آنچه اولویت دارد، حفظ کنترل کوتاه مدت از طریق اعمال خشونت سازمانیافته و گسترده، مدیریت ترس و جلوگیری از شکاف در نیروهای سرکوب است.
🍂 در ادبیات کلاسیک علوم سیاسی، از ماکس وبر تا خوان لینز، مشروعیت یکی از پایههای اصلی پایداری نظم سیاسی توصیف شده است. اما پژوهشهای جدیدتر درباره اقتدارگرایی نشان میدهند که بسیاری از رژیمها میتوانند برای دورههایی قابل توجه، بدون مشروعیت اجتماعی معنادار، تنها از طریق ظرفیت سرکوب، انسجام نخبگان و کنترل اطلاعات به بقای خود ادامه دهند. لوکان وی و استیون لویتسکی در تحلیل «اقتدارگرایی رقابتی» نشان میدهند که رژیمها زمانی که احساس تهدید وجودی میکنند، اغلب از منطق «حکمرانی» به منطق «بقا» عقبنشینی میکنند؛ منطقی که در آن، هزینههای بلند مدت مشروعیت قربانی منافع کوتاه مدت کنترل میشود.
🍂 آنچه در ایران رخ داده، نه یک واکنش عصبی یا فروپاشی کنترل نشده، بلکه یک تصمیم محاسبه شده است. تمرکز سرکوب در بازه زمانی بسیار کوتاه، استفاده گسترده از خشونت مرگبار و همزمان، تولید یک روایت امنیتی درباره «دخالت خارجی» نشان میدهد که هدف اصلی، نه اقناع افکار عمومی، بلکه حفظ قدرت، تثبیت انسجام درون نظام و جلوگیری از ریزش نیروها بوده است.
🍂 و البته این استراتژی در درازمدت ناپایدار است. بر اساس پژوهشهای باربارا گیدز درباره رژیمهای اقتدارگرا، رژیمهایی که اینگونه پایگاه مردمی را از دست میدهند، اگرچه ممکن است مدتی دوام بیاورند، اما در بلند مدت با بحرانهایی شدیدتر، رادیکالتر و غیرقابلکنترلتر مواجه میشوند. سرکوبی که امروز «موفق» به نظر میرسد، بذر خشونتهای آینده را میکارد، تمایل افکار عمومی برای اندیشیدن به آینده دور را از بین میبرد و تخیل سیاسی را از ساخت آیندهای بهتر به انتقام و راضی کردن خشم همگانی سوق میدهد.
🍂 حالا ما با نظامی روبهرو هستیم که به جای مشروعیت (هر قدر حداقلی)، تنها و تنها با ابزارهای اعمال زور به حیاتش ادامه میدهد. هر قدر که چنین وضعیتی طولانیتر میشود، بر هزینههای فروپاشی نظام نیز افزوده خواهد شد.
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رژیم درماندۀ آخوندی به ۹۰ میلیون ایرانی پیامک داده که «مذاکرات با آمریکا خوب پیش میرود!». ۴۵ سال نانِ شعار «مرگ بر آمریکا» را خورد، پرچم آتش زد و هزینه انزوایش را از سفره مردم برداشت. حالا اما کارد چنان به استخوان رسیدهاست که...
🔸 بهبهانۀ این استندآپ، باید به حقیقتی بزرگتر اشاره کرد: در برابرِ این حجم از جنایتهای سبعانه و دروغهای وقیحانه، ما یک سلاحِ پنهان داریم: «خندیدن به بلاهتِ جلاد». باید به حقارت و فرومایگیِ این اشرار خندید؛ نه از سرِ بیدردی، بلکه از سرِ قدرت. دقیقاً همان کاری که خانوادههای سربلندِ دادخواه کردند. آنها که بر سرِ مزار عزیزانشان، به جای شیونهای حاصل از حسّ شکست، رقصیدند، کل کشیدند و با لباسهای رنگی، «ارزش زندگی» را در برابر «سپاهِ مرگوغمپرست» فریاد زدند.
🔸غمگین شدن حقِ ماست، ما انسانیم و داغدار؛ اما «افسرده شدن» و «تسلیمِ اندوه شدن»، همان چیزیست که ضحاکِ بردۀ ذلیلِ شهوتِ قدرت میخواهد. او میخواهند ما در کنجِ انزوا بپوسیم. اما ما چه میکنیم؟ ما اشک میریزیم تا چشمهایمان شسته شود و دقیقتر هدف را ببینیم. ما سوگواری میکنیم، اما سوگواریمان سوختِ موتورِ خشم و مبارزه میشود.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻رهبر بصیر، صادقالوعد و مقتدرِ متصل به امام زمان، استاد تحلیلها و پیشبینیهای نقطهزن و قاطع، در سال ۱۳۹۷:
🎙#محمد_هدایتی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
«علی فرضِ محال، اگر با آمریکا مذاکره کنیم، با این دولت مذاکره نمیکنیم.»
🎙#محمد_هدایتی
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 آیا آگاهی انسان یک اشتباه است؟
🧠 آگاهی؛ هدیهای که کسی نخواست
ویدیو با مقایسهی انسان و حیوانات شروع میشود. یک گربه هرگز نگران میراث خود یا کتابهای خودیاری نیست؛ او فقط هست. اما انسان، مجموعهای از اتمهاست که باید با حقیقت مرگ، پرداخت اجارهبها و فرسودگی بدن دست و پنجه نرم کند. آگاهی، ابزاری است که به ما داده شده، اما هزینهی آن بسیار سنگین است.
🦌 مفهوم «هایپرتی» و گوزن ایرلندی
در زیستشناسی، Hyperty زمانی رخ میدهد که تکامل یک ویژگی را بیش از حد مفید بودنش رشد میدهد، تا جایی که به یک خطر تبدیل شود. مثال بارز آن «گوزن ایرلندی» است که شاخهایش آنقدر بزرگ و سنگین شد (۱۲ فوت) که دیگر نمیتوانست سرش را بلند کند یا از دشمن فرار کند و در نهایت منقرض شد. ویدیو مطرح میکند که شاید مغز انسان همان شاخهای ۱۲ فوتی دنیای حیوانات باشد؛ ابزاری که از کارایی خود فراتر رفته و اکنون باعث رنج ماست.
🎭 آگاهی به مثابه یک فاجعه بیولوژیک
تکامل به ما خودآگاهی داد تا بتوانیم ببرها را پیشبینی کنیم، اما حالا که ببری وجود ندارد، ما «اضطراب وجودی» را پیشبینی میکنیم. ما تنها موجوداتی هستیم که برای بلند شدن از تخت نیاز به «دلیل» داریم. فیلسوف نروژی، پیتر وسل زاپا، معتقد بود انسان «بیشتجهیز» شده است؛ ما تشنهی عدالت و معنا هستیم، در حالی که جهان هیچکدام را به ما نمیدهد.
🛡 چهار ستون کنترل خسارت (نظریه زاپا)
🔻چون این آگاهی بیش از حد دردناک است، ما چهار مکانیسم دفاعی برای تحمل زندگی ساختهایم:
۱. انزوا (Isolation): توافق جمعی برای صحبت نکردن درباره مرگ و پوچی. ما افکار ترسناک را در زیرزمین ذهن حبس میکنیم.
۲. تثبیت (Anchoring): گره زدن ذهن به ستونهای محکم مثل مذهب، سیاست، هویت یا اهداف شغلی تا از نگاه کردن به ابدیت فرار کنیم.
۳. سرگرمی (Distraction): پر کردن مدام ذهن با اطلاعات (گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی) برای فرار از پنج دقیقه سکوت، چون در سکوت است که سنگینی شاخها (آگاهی) را حس میکنیم.
۴. والایش (Sublimation): تبدیل وحشت وجودی به هنر، موسیقی یا فیلم. این صادقانهترین راه است، اما باز هم تلاشی است برای زیبا نشان دادن یک تراژدی.
🧘 پل میان شرق و غرب (شوپنهاور و ذن)
ویدیو به شوپنهاور اشاره میکند که تحت تأثیر متون شرقی، ریشهی تمام رنجها را «ارادهی معطوف به حیات» میدانست؛ نیرویی کور که فقط میخواهد زنده بماند. در حالی که ذن آگاهی را دامی میبیند که با رها کردن میتوان از آن جست، شوپنهاور خودش در دام آگاهیاش ماند و با وجود نوشتن درباره فقر میل، در رفاه زندگی میکرد.
🛠 آگاهی؛ ابزاری که دستهی خودش را زیر سؤال میبرد
یک چکش هرگز به خاطر شکست خوردن در چکش بودن افسرده نمیشود. اما ما تنها ابزاری هستیم که مدام دستهی خودمان را زیر سؤال میبریم. ما آزمایشی بیولوژیک هستیم که به طور تصادفی از آزمایشگاه باخبر شدهایم و حالا میخواهیم قفل را باز کنیم.
🎻 پذیرش رادیکال و قدرت «با این حال»
در نهایت، راه حل قطعی وجود ندارد. آگاهی بخشی از سختافزار ماست. ویدیو با مفهوم پذیرش رادیکال به پایان میرسد: ما روی یک کشتی در حال غرق شدن هستیم، اما انتخاب میکنیم که همچنان ویولن بنوازیم. نه برای اینکه آب متوقف شود، بلکه چون ما نوازندهایم.
این نگاه به ما میگوید به جای پرسیدن «چرا این اتفاق میافتد»، بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، من کجا میخواهم بایستم؟»
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🧠 آگاهی؛ هدیهای که کسی نخواست
ویدیو با مقایسهی انسان و حیوانات شروع میشود. یک گربه هرگز نگران میراث خود یا کتابهای خودیاری نیست؛ او فقط هست. اما انسان، مجموعهای از اتمهاست که باید با حقیقت مرگ، پرداخت اجارهبها و فرسودگی بدن دست و پنجه نرم کند. آگاهی، ابزاری است که به ما داده شده، اما هزینهی آن بسیار سنگین است.
🦌 مفهوم «هایپرتی» و گوزن ایرلندی
در زیستشناسی، Hyperty زمانی رخ میدهد که تکامل یک ویژگی را بیش از حد مفید بودنش رشد میدهد، تا جایی که به یک خطر تبدیل شود. مثال بارز آن «گوزن ایرلندی» است که شاخهایش آنقدر بزرگ و سنگین شد (۱۲ فوت) که دیگر نمیتوانست سرش را بلند کند یا از دشمن فرار کند و در نهایت منقرض شد. ویدیو مطرح میکند که شاید مغز انسان همان شاخهای ۱۲ فوتی دنیای حیوانات باشد؛ ابزاری که از کارایی خود فراتر رفته و اکنون باعث رنج ماست.
🎭 آگاهی به مثابه یک فاجعه بیولوژیک
تکامل به ما خودآگاهی داد تا بتوانیم ببرها را پیشبینی کنیم، اما حالا که ببری وجود ندارد، ما «اضطراب وجودی» را پیشبینی میکنیم. ما تنها موجوداتی هستیم که برای بلند شدن از تخت نیاز به «دلیل» داریم. فیلسوف نروژی، پیتر وسل زاپا، معتقد بود انسان «بیشتجهیز» شده است؛ ما تشنهی عدالت و معنا هستیم، در حالی که جهان هیچکدام را به ما نمیدهد.
🛡 چهار ستون کنترل خسارت (نظریه زاپا)
🔻چون این آگاهی بیش از حد دردناک است، ما چهار مکانیسم دفاعی برای تحمل زندگی ساختهایم:
۱. انزوا (Isolation): توافق جمعی برای صحبت نکردن درباره مرگ و پوچی. ما افکار ترسناک را در زیرزمین ذهن حبس میکنیم.
۲. تثبیت (Anchoring): گره زدن ذهن به ستونهای محکم مثل مذهب، سیاست، هویت یا اهداف شغلی تا از نگاه کردن به ابدیت فرار کنیم.
۳. سرگرمی (Distraction): پر کردن مدام ذهن با اطلاعات (گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی) برای فرار از پنج دقیقه سکوت، چون در سکوت است که سنگینی شاخها (آگاهی) را حس میکنیم.
۴. والایش (Sublimation): تبدیل وحشت وجودی به هنر، موسیقی یا فیلم. این صادقانهترین راه است، اما باز هم تلاشی است برای زیبا نشان دادن یک تراژدی.
🧘 پل میان شرق و غرب (شوپنهاور و ذن)
ویدیو به شوپنهاور اشاره میکند که تحت تأثیر متون شرقی، ریشهی تمام رنجها را «ارادهی معطوف به حیات» میدانست؛ نیرویی کور که فقط میخواهد زنده بماند. در حالی که ذن آگاهی را دامی میبیند که با رها کردن میتوان از آن جست، شوپنهاور خودش در دام آگاهیاش ماند و با وجود نوشتن درباره فقر میل، در رفاه زندگی میکرد.
🛠 آگاهی؛ ابزاری که دستهی خودش را زیر سؤال میبرد
یک چکش هرگز به خاطر شکست خوردن در چکش بودن افسرده نمیشود. اما ما تنها ابزاری هستیم که مدام دستهی خودمان را زیر سؤال میبریم. ما آزمایشی بیولوژیک هستیم که به طور تصادفی از آزمایشگاه باخبر شدهایم و حالا میخواهیم قفل را باز کنیم.
🎻 پذیرش رادیکال و قدرت «با این حال»
در نهایت، راه حل قطعی وجود ندارد. آگاهی بخشی از سختافزار ماست. ویدیو با مفهوم پذیرش رادیکال به پایان میرسد: ما روی یک کشتی در حال غرق شدن هستیم، اما انتخاب میکنیم که همچنان ویولن بنوازیم. نه برای اینکه آب متوقف شود، بلکه چون ما نوازندهایم.
* "میدانم همه چیز موقتی است، با این حال قهوهام را مینوشم و به دیگران نیکی میکنم."
این نگاه به ما میگوید به جای پرسیدن «چرا این اتفاق میافتد»، بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، من کجا میخواهم بایستم؟»
.
#فلسفیدن #آگاهی #فلسفه #تکامل #خودآگاهی #معنای_زندگی #اگزیستانسیالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی گزارشگر صداوسیمای ضحاک نمیخواهد بگوید که جوانان در خیابان توسط حکومت داعشی قتلعام شدهاند
🔸از کسانی مثل یوسف اباذری که بابتِ هر موضوع با «نولیبرالیسم» و «ابتذال» و «نسلکشی» جملهسازی میکردند، حتی یک جمله دربارهی این حد از وقاحت و دریدگی و انحطاط سخنی نخواهیم شنید.
🔸چرا که کارویژهی این دست استادانی که توسط حکومتِ اسلامیِ و گفتمان ۵۷ پرورش یافتهاند، مشابه با صداوسیمای حکومتیست: پنهانکردن ماهیتِ واقعی دیکتاتوری دینی و فاشیسم شیعی و ترساندن از اشباحِ خیالی: «نولیبرالیسم، ابتذال پاپِ غربی، بویِ فاشیسمی که پس از داعش موجود ممکن است ظهور کند، ارتجاعِ ناسیونالیسم، فاجعهی ترامپیسم، کاپیتالیسم هار» و...
📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
.
#حکومت_اسلامی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍بندر عباس ۱۸ دی؛ نیروهای اشغالگر نفوذیِ خارجی در حال کشتهسازی از اغتشاشگران!
📺 خیز برای اقتدارگراییِ عریان
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📺 تشابه کشتار دی ماه با هولوکاست با گلولهی نازیها
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #سیاست
➖➖➖
🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برشی از فیلم سینمایی «خروج»
🌍| محصول: ایران (۱۳۹۸)
🎭| ژانر: درام
👤|کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
✨| بازیگران: فرامرز قریبیان، پانتهآ پناهیها و کامبیز دیرباز
📜 خلاصه: در اثر بیکفایتی مسئولان، آب شور سد دزفول به زمینهای کشاورزی مردم میریزد و ماهها زحمت کشاورزان را از بین میبرد. پس از ناکامی در پیگیری مشکل از مسئولان استان، آنها با تراکتورهایشان به تهران میآیند تا اعتراضشان را با رئیسجمهور در میان بگذارند ولی ...
🔸توی این فیلم مدیران ج.ا، اعتراض کشاورزان را اغتشاش صدا میزنه ... فرامرز قریبیان پس از این فیلم از سینما خداحافظی کرد و این فیلم را بهترین کار خود دانست.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🌍| محصول: ایران (۱۳۹۸)
🎭| ژانر: درام
👤|کارگردان: ابراهیم حاتمیکیا
✨| بازیگران: فرامرز قریبیان، پانتهآ پناهیها و کامبیز دیرباز
📜 خلاصه: در اثر بیکفایتی مسئولان، آب شور سد دزفول به زمینهای کشاورزی مردم میریزد و ماهها زحمت کشاورزان را از بین میبرد. پس از ناکامی در پیگیری مشکل از مسئولان استان، آنها با تراکتورهایشان به تهران میآیند تا اعتراضشان را با رئیسجمهور در میان بگذارند ولی ...
🔸توی این فیلم مدیران ج.ا، اعتراض کشاورزان را اغتشاش صدا میزنه ... فرامرز قریبیان پس از این فیلم از سینما خداحافظی کرد و این فیلم را بهترین کار خود دانست.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin