YouTube
Did Islam Begin in Petra? Historian Challenges Everything | Peter Von Sivers PhD
What if the traditional story of Islam's origins is incomplete?
In this fascinating conversation, historian Peter von Sivers explores the world that gave birth to Islam—an era dominated by the Byzantine and Persian Empires, fierce Christian theological battles…
In this fascinating conversation, historian Peter von Sivers explores the world that gave birth to Islam—an era dominated by the Byzantine and Persian Empires, fierce Christian theological battles…
📺 آیا اسلام از پترا آغاز شد؟ (۲/۲)
📜 روایات مسیحی همزمان و نام محمد
🔻دکتر فون سیورس به تحلیل برخی از قدیمیترین متون غیرمسلمان درباره اعراب میپردازد:
1️⃣ تاریخ سبئوس (تاریخنگار ارمنی قرن هفتم): سبئوس اولین کسی است که از اعراب و فردی به نام «محمّد» به عنوان یک تاجر و واعظ نام میبرد که
با این حال، سبئوس او را یک «پیامبر» مذهبی به معنای امروزی نمیداند، بلکه
⚔️ فون سیورس معتقد است داستانهای سبئوس درباره اتحاد اعراب و یهودیان برای فتح سرزمین موعود (اورشلیم)، تا حدودی جنبه آخرالزمانی و داستانی دارد و نباید کاملاً به عنوان واقعیت عینی پذیرفته شود.
2️⃣ کتاب Doctrina Jacobi: این متن که معمولاً ادعا میشود متعلق به سالهای ۶۳۴ تا ۶۴۰ میلادی است و به پیامبر اعراب اشاره دارد، به نظر دکتر فون سیورس
🕊🗡 تقسیم قرآن به دو بخش: صلح و جهاد
دکتر فون سیورس با استناد به پژوهشهای دانشمند آلمانی، کارل فرینویچ پولمان (Karl Friedrich Pohlmann)، استدلال میکند که قرآن عملاً به دو بخش عمده قابل تفکیک است:
🕊 دوران قبل از ۶۲۲ میلادی (پترا/مکه سنتی): دورانی طولانی و کاملاً مسالمتآمیز که در آن بر صبر، توبه، آمادگی برای پایان جهان و دوری از گناه تاکید میشد. واعظ در این دوران هیچ دعوت نظامی نداشت.
🗡 دوران بعد از ۶۲۲ میلادی (مدینه/هجرت): با استقرار در مدینه، مفهوم «جهاد» و جنگ مقدس پدید آمد که عمدتاً در سورههای ۸ (انفال) و ۹ (توبه) متمرکز است. او به تقابل آیات در داخل متن اشاره میکند؛ مثلاً در سوره فتح (آیه ۴ در برابر آیه ۷۴) که نشاندهنده چالش و منازعه شدید بین «حزب صلح» و «حزب جهاد» در دوران تدوین اولیه متن است.
🏛 نتیجهگیری و اهمیت پیام اصلی قرآن
🌟 دکتر فون سیورس در پایان تأکید میکند که هدف او به هیچ وجه حمله به قرآن یا مخدوش کردن آن نیست، بلکه مایل است مسلمانان نگاهی دوباره و عمیقتر به متن خود داشته باشند. از نظر او، بخش اعظم قرآن پیام صلح و اخلاق است و موضوع جهاد بخش کوچکی را تشکیل میدهد. پیام اصلی قرآن، هشدار درباره پایان جهان و لزوم بازنگری در نحوه زندگی انسان است؛ هشداری آخرالزمانی که به باور او، در دنیای بحرانی امروز (با وجود خطرات جنگهای هستهای) همچنان بسیار جدی و قابل تأمل است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📜 روایات مسیحی همزمان و نام محمد
🔻دکتر فون سیورس به تحلیل برخی از قدیمیترین متون غیرمسلمان درباره اعراب میپردازد:
1️⃣ تاریخ سبئوس (تاریخنگار ارمنی قرن هفتم): سبئوس اولین کسی است که از اعراب و فردی به نام «محمّد» به عنوان یک تاجر و واعظ نام میبرد که
به اعراب قوانینی مثل منع خوردن مردار، منع شرابخواری و منع دروغگویی داد.
با این حال، سبئوس او را یک «پیامبر» مذهبی به معنای امروزی نمیداند، بلکه
بیشتر به عنوان یک رهبر نظامی و پادشاه توصیف میکند.
⚔️ فون سیورس معتقد است داستانهای سبئوس درباره اتحاد اعراب و یهودیان برای فتح سرزمین موعود (اورشلیم)، تا حدودی جنبه آخرالزمانی و داستانی دارد و نباید کاملاً به عنوان واقعیت عینی پذیرفته شود.
2️⃣ کتاب Doctrina Jacobi: این متن که معمولاً ادعا میشود متعلق به سالهای ۶۳۴ تا ۶۴۰ میلادی است و به پیامبر اعراب اشاره دارد، به نظر دکتر فون سیورس
دیرتر و بین سالهای ۶۷۰ تا ۶۹۵ میلادی در کارتاژ (تونس کنونی) تحت تأثیر فضای ضد یهودی نگاشته شده است.
🕊🗡 تقسیم قرآن به دو بخش: صلح و جهاد
دکتر فون سیورس با استناد به پژوهشهای دانشمند آلمانی، کارل فرینویچ پولمان (Karl Friedrich Pohlmann)، استدلال میکند که قرآن عملاً به دو بخش عمده قابل تفکیک است:
🕊 دوران قبل از ۶۲۲ میلادی (پترا/مکه سنتی): دورانی طولانی و کاملاً مسالمتآمیز که در آن بر صبر، توبه، آمادگی برای پایان جهان و دوری از گناه تاکید میشد. واعظ در این دوران هیچ دعوت نظامی نداشت.
🗡 دوران بعد از ۶۲۲ میلادی (مدینه/هجرت): با استقرار در مدینه، مفهوم «جهاد» و جنگ مقدس پدید آمد که عمدتاً در سورههای ۸ (انفال) و ۹ (توبه) متمرکز است. او به تقابل آیات در داخل متن اشاره میکند؛ مثلاً در سوره فتح (آیه ۴ در برابر آیه ۷۴) که نشاندهنده چالش و منازعه شدید بین «حزب صلح» و «حزب جهاد» در دوران تدوین اولیه متن است.
🏛 نتیجهگیری و اهمیت پیام اصلی قرآن
🌟 دکتر فون سیورس در پایان تأکید میکند که هدف او به هیچ وجه حمله به قرآن یا مخدوش کردن آن نیست، بلکه مایل است مسلمانان نگاهی دوباره و عمیقتر به متن خود داشته باشند. از نظر او، بخش اعظم قرآن پیام صلح و اخلاق است و موضوع جهاد بخش کوچکی را تشکیل میدهد. پیام اصلی قرآن، هشدار درباره پایان جهان و لزوم بازنگری در نحوه زندگی انسان است؛ هشداری آخرالزمانی که به باور او، در دنیای بحرانی امروز (با وجود خطرات جنگهای هستهای) همچنان بسیار جدی و قابل تأمل است.
🔻تواریخ همزمان
📺 دکترین یعقوب از پیامبر اسلام میگوید؟
📺 گذار از آتشکده به مسجد, پایان یک عصر
📺 پیش از آنکه اسلام، اسلام شود
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
🔻کعبه - مکه
🗄 پترانامه
📕ابراهیم: افسانۀ «سفر به حجاز»
📕از بکه تا مکه -قرآن و واکاوی بافتار بایبلی آن-
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه
📻 مثلثِ «مرو، مکه، پترا» از توهم تا واقعیت
🔻۳ مصاحبۀ نقدآگین
📺 معنای تاریخ رستگاری (یکم - دوم)
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی (جلسهٔ یکم: یکم، دوم| جلسه دوم: یکم، دوم)
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
🔻محسن بنائی
📺 در جستجوی محمد (یک) (دوم)
📺 سکهشناسی و نقش آن در اسلامپژوهی دانشگاهی
📺 نسبت محمدِ سیرهها و تاریخ
📺 معاویه، فرمانروایی ایرانی؟!
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
🔻بازنگری در تاریخ
📻 فتحِ بهشت
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ساسانی غلبه کردند؟
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕معاويه و مستشرقان
🔻جغرافیای قرآن
📻 راز شهر مقدس گمشده
📻 تین و زیتون: اسمِ مکان و نه میوه!
📻 کعبه: از سراب حجاز تا حقیقت مکتومِ پترا
📕تناقضِ شنهای جنوب با سنگهای ثمود
📕قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
🔻اودون لافونتن
📻«جغرافیای قرآن» علیه تاریخسازی عباسی
— مکه: دریانوردی، کشاورزی و دامداری
📺 کشاورزان مکه
📺 «ماهی تازه» در مکه؟
📻 افشای تاریخ مکتوم اسلام
🔻پاتریشیا کرون
📺 تجارت مکیان و ظهور اسلام
📺 هاجریسم (۱ پاتریشیا کرون) (۲: سبئوس)
📺 علی یا ایاس بن قبیصه الطائی؟
🔻عباسیان و ساخت ایدئولوژی - دین
📺 آیا قبل از اسلام عربهایی وجود داشتند؟
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📕خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
📺 تناقض حملات صلیبی
📺 مغاک تیرۀ تاریخ
.
#بازنگری #نقد_اسلام #پترا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
What is Beauty? (with John O'Donohue)
John O’Donohue, is a poet, philosopher former priest and a doctor of philosophical theology. John left this plane 15 years ago but as his brother Pat wrote: “His life cannot be encompassed within the one act of birth, life and death.” Our conversation about…
📺 زیبایی چیست؟
(۱/۲)
🔸این ویدیو مربوط به یکی از قسمتهای برنامه تلویزیونی مصاحبهمحور «بین خطوط» (Between the Lines) با اجرای بَری کیبریک (Barry Kibrick) است. مهمان این برنامه، جان اُداناهو (John O'Donohue)، فیلسوف، شاعر، عارف سلتیک و کشیش سابق ایرلندی (دارای دکتری الهیات فلسفی) است که درباره کتاب مشهورش به نام «زیبایی: آغوش نامرئی» (Beauty: The Invisible Embrace) گفتگو میکند.
🌊 مفهوم «میانبودگی» (Betweenness) و آستانهها
🌱 مجری برنامه گفتگو را با نام برنامه خود (بین خطوط) و تکرار واژه «میان» یا «بین» در کتاب جان اُداناهو آغاز میکند.
🌱 اُداناهو توضیح میدهد که مفهوم «میانبودگی» یا زیستن در آستانهها، قلب تپنده کتاب اوست. او برای تقریب به ذهن، چشمانداز زادگاهش «کانمارا» (Connemara) در غرب ایرلند را مثال میزند؛ منطقهای بسیار زیبا اما دگرگونشونده که کوههای تاریکش گاه در مه غلیظ پنهان میشوند. وقتی مه قله کوه را میپوشاند، چشم فیزیکی قله را نمیبیند اما انسان با تمام وجود میداند که کوه آنجاست.
🌱 او این پدیده را استعارهای از تخیل انسان میداند. به باور او، زیباترین و واقعیترین حقایق زندگی در مرزها و آستانهها رخ میدهند: مرز میان نور و تاریکی، زنانه و مردانه، امر قدسی و امر انسانی، نظم و آشوب. زیبایی دقیقاً از درون همین آستانهها و فضاهای خالی میان پدیدهها استخراج میشود.
🎵 موسیقی؛ متبلورترین تجلی زیبایی و زمان
🌱 در بخشی از گفتگو، به فضای میان نتهای موسیقی اشاره میشود. اُداناهو موسیقی را «رویای سکوت» و زیباترین هدیه بشر به جهان میداند.
🌱 او استدلال میکند که شاهکارهای موسیقی (مانند آثار موتزارت، بتهوون و واگنر) احساساتِ متبلورشدهای هستند که انسان را به یک «منطقه زمانی دیگر» میبرند. در این فضا، تجربه ما از زمان دگرگون میشود.
🌱 او به مفهوم «همزمانی» (Simultaneity) اشاره کرده و میگوید در این ساحت، گذشته، حال و آینده یکی میشوند. موسیقی قادر است قلب انسان را به شکلی بگشاید که کلمات و برخوردهای عادی انسانی هرگز توانایی آن را ندارند. او از تی. اس. الیوت نقلقول میکند که:
✨ تمایز بنیادی میان «زیبایی» و «جذابیت ظاهری» (Glamour)
🌱 مجری اشاره میکند که وقتی مردم نام کتابی درباره زیبایی را میشنوند، ذهنشان به سمت جراحیهای زیبایی یا آرایش و تغییرات ظاهری میرود. اُداناهو به شدت این نگاه تقلیلگرایانه را نقد میکند:
جذابیت ظاهری (Glamour): او این نوع زیبایی را تصویری بیرونی، سطحی و تجاری میداند که مانند یک جرقه آنی، فوراً خاموش میشود و هیچ روح یا اصالتی پشت آن نیست؛ به تعبیر او
زیبایی حقیقی (Real Beauty): حضوری آرامتر، ظریفتر و مورب دارد. زیبایی یک کالای لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای انسان است. او اشاره میکند که
🕊 رنج، نقصها (Flaws) و زایش شفقت
🌱 یکی از زیباترین بخشهای گفتگو، نگاه اُداناهو به نقصهای انسانی است. او با نقلقولی از فردریش نیچه مبنی بر اینکه
مفهوم نقص را بازتعریف میکند.
🌱 او میگوید هرگز به آدمهای بینقص و یکدست اعتماد نمیکند. نقصهای نرمال در وجود ما، همان نقاطی هستند که ما در آنها کنترلی بر اوضاع ندارند؛ یعنی دقیقاً همانجایی که قلب ما زخمی و آسیبپذیر است. جایی که آسیبپذیری نباشد، شفقت (Compassion) و اتصال به دیگران هم ممکن نیست. این فضاها، کانونهای اصلی تخیل برای دگرگونی و رشد روحی هستند.
🚪 نگاهی نو به پدیده مرگ؛ رحم زایش دوباره
🌱 اُداناهو که ۱۹ سال کشیش بوده، همراهی با انسانها در لحظه مرگ را یکی از بزرگترین افتخارات زندگی خود میداند. او مرگ را نه پایان زندگی، بلکه یک «رحم و بستر زایش دوباره» (Birth bed) توصیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🔸این ویدیو مربوط به یکی از قسمتهای برنامه تلویزیونی مصاحبهمحور «بین خطوط» (Between the Lines) با اجرای بَری کیبریک (Barry Kibrick) است. مهمان این برنامه، جان اُداناهو (John O'Donohue)، فیلسوف، شاعر، عارف سلتیک و کشیش سابق ایرلندی (دارای دکتری الهیات فلسفی) است که درباره کتاب مشهورش به نام «زیبایی: آغوش نامرئی» (Beauty: The Invisible Embrace) گفتگو میکند.
🌊 مفهوم «میانبودگی» (Betweenness) و آستانهها
🌱 مجری برنامه گفتگو را با نام برنامه خود (بین خطوط) و تکرار واژه «میان» یا «بین» در کتاب جان اُداناهو آغاز میکند.
🌱 اُداناهو توضیح میدهد که مفهوم «میانبودگی» یا زیستن در آستانهها، قلب تپنده کتاب اوست. او برای تقریب به ذهن، چشمانداز زادگاهش «کانمارا» (Connemara) در غرب ایرلند را مثال میزند؛ منطقهای بسیار زیبا اما دگرگونشونده که کوههای تاریکش گاه در مه غلیظ پنهان میشوند. وقتی مه قله کوه را میپوشاند، چشم فیزیکی قله را نمیبیند اما انسان با تمام وجود میداند که کوه آنجاست.
🌱 او این پدیده را استعارهای از تخیل انسان میداند. به باور او، زیباترین و واقعیترین حقایق زندگی در مرزها و آستانهها رخ میدهند: مرز میان نور و تاریکی، زنانه و مردانه، امر قدسی و امر انسانی، نظم و آشوب. زیبایی دقیقاً از درون همین آستانهها و فضاهای خالی میان پدیدهها استخراج میشود.
🎵 موسیقی؛ متبلورترین تجلی زیبایی و زمان
🌱 در بخشی از گفتگو، به فضای میان نتهای موسیقی اشاره میشود. اُداناهو موسیقی را «رویای سکوت» و زیباترین هدیه بشر به جهان میداند.
🌱 او استدلال میکند که شاهکارهای موسیقی (مانند آثار موتزارت، بتهوون و واگنر) احساساتِ متبلورشدهای هستند که انسان را به یک «منطقه زمانی دیگر» میبرند. در این فضا، تجربه ما از زمان دگرگون میشود.
🌱 او به مفهوم «همزمانی» (Simultaneity) اشاره کرده و میگوید در این ساحت، گذشته، حال و آینده یکی میشوند. موسیقی قادر است قلب انسان را به شکلی بگشاید که کلمات و برخوردهای عادی انسانی هرگز توانایی آن را ندارند. او از تی. اس. الیوت نقلقول میکند که:
«شعر نیز مانند موسیقی، باید پیش از آنکه فهمیده شود، ارتباط برقرار کند.»
✨ تمایز بنیادی میان «زیبایی» و «جذابیت ظاهری» (Glamour)
🌱 مجری اشاره میکند که وقتی مردم نام کتابی درباره زیبایی را میشنوند، ذهنشان به سمت جراحیهای زیبایی یا آرایش و تغییرات ظاهری میرود. اُداناهو به شدت این نگاه تقلیلگرایانه را نقد میکند:
جذابیت ظاهری (Glamour): او این نوع زیبایی را تصویری بیرونی، سطحی و تجاری میداند که مانند یک جرقه آنی، فوراً خاموش میشود و هیچ روح یا اصالتی پشت آن نیست؛ به تعبیر او
«هیچ تفکری نمیتواند آن را به درخشش وادارد».
زیبایی حقیقی (Real Beauty): حضوری آرامتر، ظریفتر و مورب دارد. زیبایی یک کالای لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای بقای انسان است. او اشاره میکند که
در طول ۳.۵ سال تحقیق برای این کتاب و مطالعه نزدیک به ۱۰۰ اثر فلسفی از افلاطون تا به امروز، دریافته است که زندگی بدون تجربه زیبایی برای انسان غیرقابلتحمل است. زیبایی همان چیزی است که به انسانهای درون زندانها، اردوگاههای پناهجویان، بیمارستانها و مناطق جنگی، قدرت دوام آوردن در برابر وحشت را میدهد.
🕊 رنج، نقصها (Flaws) و زایش شفقت
🌱 یکی از زیباترین بخشهای گفتگو، نگاه اُداناهو به نقصهای انسانی است. او با نقلقولی از فردریش نیچه مبنی بر اینکه
«یکی از بزرگترین روزهای زندگی من روزی بود که تمام بدترین ویژگیهایم را دوباره به عنوان بهترین ویژگیهایم غسل تعمید دادم»،
مفهوم نقص را بازتعریف میکند.
🌱 او میگوید هرگز به آدمهای بینقص و یکدست اعتماد نمیکند. نقصهای نرمال در وجود ما، همان نقاطی هستند که ما در آنها کنترلی بر اوضاع ندارند؛ یعنی دقیقاً همانجایی که قلب ما زخمی و آسیبپذیر است. جایی که آسیبپذیری نباشد، شفقت (Compassion) و اتصال به دیگران هم ممکن نیست. این فضاها، کانونهای اصلی تخیل برای دگرگونی و رشد روحی هستند.
🚪 نگاهی نو به پدیده مرگ؛ رحم زایش دوباره
🌱 اُداناهو که ۱۹ سال کشیش بوده، همراهی با انسانها در لحظه مرگ را یکی از بزرگترین افتخارات زندگی خود میداند. او مرگ را نه پایان زندگی، بلکه یک «رحم و بستر زایش دوباره» (Birth bed) توصیف میکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
What is Beauty? (with John O'Donohue)
John O’Donohue, is a poet, philosopher former priest and a doctor of philosophical theology. John left this plane 15 years ago but as his brother Pat wrote: “His life cannot be encompassed within the one act of birth, life and death.” Our conversation about…
📺 زیبایی چیست؟
(۲/۲)
🌱 او برای تبیین این موضوع یک تمثیل فلسفی بینظیر میآورد:
⏳ زمان، استرس و روانه شدن مانند رودخانه
🌱 اُداناهو استرس را از منظر فلسفی بازتعریف میکند:
🌱 او برای رهایی از این بند، قطعه شعری از خودش به نام «روان» (Fluent) را میخواند:
🌱 او تاکید میکند که انتظارات ما، آینده ما را شکل میدهند. اگر انتظار بدبختی داشته باشیم، جهان آن را تایید میکند؛ اما اگر با قلبی امیدوار حرکت کنیم، آغوش سرنوشت را به روی خلاقیت میگشاییم. امید با خوشبینی فرق دارد؛ خوشبینی نیازمند شواهد است، اما امید حتی در غیاب هرگونه شواهد مثبت، در دل انسان زنده میماند.
🔻جمله پایانی برنامه از زبان جان اُداناهو:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🌱 او برای تبیین این موضوع یک تمثیل فلسفی بینظیر میآورد:
اگر بتوانیم با یک جنین هوشیار در رحم مادر مصاحبه کنیم و به او بگوییم که به زودی از این محیط امن اخراج میشوی، از کانالی تنگ عبور میکنی که حس خفگی به تو دست میدهد، بند نافت بریده میشود، به درون نوری شدید پرتاب میشوی و باید سفری بدون نقشه را آغاز کنی، جنین قطعاً نتیجه میگیرد که دارد میمیرد! در حالی که او در واقع دارد متولد میشود. مرگ انسان نیز دقیقاً همینگونه است؛ گسستن از ساختار زمان و مکان فیزیکی و ورود به ریتمی نوین از هستی.
⏳ زمان، استرس و روانه شدن مانند رودخانه
🌱 اُداناهو استرس را از منظر فلسفی بازتعریف میکند:
«استرس یعنی رابطه منحرفشده و بیمارگونه با زمان؛ جایی که شما قربانی زمان میشوید یا آن را به روتین تقلیل میدهید.»
🌱 او برای رهایی از این بند، قطعه شعری از خودش به نام «روان» (Fluent) را میخواند:
«دوست دارم آنگونه زندگی کنم که یک رودخانه جاری است؛
دستخوش و سرمست از شگفتیِ آشکار شدنِ تدریجیِ خویشتن.»
🌱 او تاکید میکند که انتظارات ما، آینده ما را شکل میدهند. اگر انتظار بدبختی داشته باشیم، جهان آن را تایید میکند؛ اما اگر با قلبی امیدوار حرکت کنیم، آغوش سرنوشت را به روی خلاقیت میگشاییم. امید با خوشبینی فرق دارد؛ خوشبینی نیازمند شواهد است، اما امید حتی در غیاب هرگونه شواهد مثبت، در دل انسان زنده میماند.
🔻جمله پایانی برنامه از زبان جان اُداناهو:
«قلب شادمان، جهان را با حسی از آزادی و بزرگواری میبیند و میخواند؛ و علیرغم تمام پیچهای دشوار در این جاده، هرگز نگاهش را از این حقیقت که "جهان یک هدیه است"، برمیدارد.»
.
#فلسفیدن #زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓مسئولیت موفقیت و شکست به عهدهی کیست؟
«این روزها، پاسخ به این سوال اینگونه است: اگر منصف باشیم، به عهدهی خود فرد است. به همین دلیل است که شکست نه تنها سخت (چنانکه همیشه بوده است)، بلکه فاجعه نیز است. هیچ تسلیبخشی متافیزیکیای، هیچ امکانی برای توسل به ایدهی «بدشانسی» و هیچکسی وجود ندارد که بشود تقصیرها را گردنش انداخت. عجیب نیست که نرخ خودکشی در جوامعی که در حال مدرنشدن هستند بهصورت نمایی بالا میرود. این جوامع افراد را مسئول سرگذشت خودشان میکند. نظامهای شایستهسالار شکست را از یک بداقبالی به قضاوتی بیسروصدا دربارهی سرشت شخص تبدیل میکنند. اما همهی جوامع در همهی اعصار به موفقیت و شکست با چنین شدتی نگاه نمیکردند. در یونان باستان، یک احتمالی بسیار جدی پیشبینی شده بود _ که عصر ما اغلب آن را نادیده میگیرد: اینکه تو میتوانی خوب باشی و در عین حال شکست بخوری.
روانکاوی زندگی روزمره: یونانیان باستان برای اینکه این ایده را به آستانهی ناخودآگاه جمعیشان بیاورند، فرم هنری خاصی توسعه دادند: «نمایش تراژیک». آنها جشنوارههای عظیمی برگزار میکردند تا داستانهایی از شکستهای تلخ و اغلب هولناکی را به نمایش بگذارند که انتظار میرفت همهی شهروندان در آن شرکت کنند. در این نمایشها افرادی تصویر میشدند که قوانین کوچکی را زیر پا گذاشته، یا تصمیمات شتابزدهای گرفته، یا با فرد اشتباهی درآمیختهاند و در نتیجه رسوایی یا مرگ حاصل شدهاست. ماجرا به گونهای نمایش داده میشد که آنچه اتفاق میافتاد تا حد زیادی در دست چیزی باشد که یونانیان به آن «سرنوشت» یا «خدایان» میگفتند. این روش شاعرانهی یونانیان برای صحبت دربارهی چیزهایی بود که اغلب بهصورت تصادفی رخ میداد و منطبق بر نیروهای محرکهای عمل میکرد که شایستگیهای افراد را منعکس نمیکرد».
● #آلن_دوباتن، دربارهی خوب بودن
@freudisalive
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«این روزها، پاسخ به این سوال اینگونه است: اگر منصف باشیم، به عهدهی خود فرد است. به همین دلیل است که شکست نه تنها سخت (چنانکه همیشه بوده است)، بلکه فاجعه نیز است. هیچ تسلیبخشی متافیزیکیای، هیچ امکانی برای توسل به ایدهی «بدشانسی» و هیچکسی وجود ندارد که بشود تقصیرها را گردنش انداخت. عجیب نیست که نرخ خودکشی در جوامعی که در حال مدرنشدن هستند بهصورت نمایی بالا میرود. این جوامع افراد را مسئول سرگذشت خودشان میکند. نظامهای شایستهسالار شکست را از یک بداقبالی به قضاوتی بیسروصدا دربارهی سرشت شخص تبدیل میکنند. اما همهی جوامع در همهی اعصار به موفقیت و شکست با چنین شدتی نگاه نمیکردند. در یونان باستان، یک احتمالی بسیار جدی پیشبینی شده بود _ که عصر ما اغلب آن را نادیده میگیرد: اینکه تو میتوانی خوب باشی و در عین حال شکست بخوری.
روانکاوی زندگی روزمره: یونانیان باستان برای اینکه این ایده را به آستانهی ناخودآگاه جمعیشان بیاورند، فرم هنری خاصی توسعه دادند: «نمایش تراژیک». آنها جشنوارههای عظیمی برگزار میکردند تا داستانهایی از شکستهای تلخ و اغلب هولناکی را به نمایش بگذارند که انتظار میرفت همهی شهروندان در آن شرکت کنند. در این نمایشها افرادی تصویر میشدند که قوانین کوچکی را زیر پا گذاشته، یا تصمیمات شتابزدهای گرفته، یا با فرد اشتباهی درآمیختهاند و در نتیجه رسوایی یا مرگ حاصل شدهاست. ماجرا به گونهای نمایش داده میشد که آنچه اتفاق میافتاد تا حد زیادی در دست چیزی باشد که یونانیان به آن «سرنوشت» یا «خدایان» میگفتند. این روش شاعرانهی یونانیان برای صحبت دربارهی چیزهایی بود که اغلب بهصورت تصادفی رخ میداد و منطبق بر نیروهای محرکهای عمل میکرد که شایستگیهای افراد را منعکس نمیکرد».
● #آلن_دوباتن، دربارهی خوب بودن
@freudisalive
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
📺 اساطیرِ یونان؛ یک قمار الهی
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
📺 اودیسۀ هومر (قسمت یک - قسمت دوم)
.
#گزیده_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧ذهنیتِ زارِ روضهزده
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سَبْک
🐈 گُربهها اُستادند...
🎙#چارلز_بوکوفسکی
گربهها پُر از سَبْکاند: آرام راه میروند، بیاعتنا، با غروری نرم؛ طوری که انگار دنیا مالِ خودشان است.
بعضی سگها هم این را دارند— آنهایی که وفاداریشان را بیسروصدا و باوقار نشان میدهند.
اما خیلی از آدمها ندارند: عجول، عصبی، همیشه بیرون از لحظه؛ انگار مدام دیرشان شده برای زندگی.
«سَبْک» یعنی هر کاری را— حتی مزخرفترین یا ربسکیترینشان را— با امضای خودت انجام بدهی. کاری کنی از حالت تکراری و بیروح دربیاید و تبدیل شود به چیزی با معنا، با وزن، و حتی زیبایی.
هنرِ زندگی همین است:
در ترافیک؛ یکی بوق میزند، فحش میدهد، کلافه میشود. یکی دیگر سیگارش را میکشد، آهنگِ مورد علاقهاش را گوش میدهد، شاید حتی لبخند بزند. هر دو گیر اُفتادهاند، اما فقط یکی دارد با سَبْک از آن رد میشود.
@dromidbrvd
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🐈 گُربهها اُستادند...
🎙#چارلز_بوکوفسکی
گربهها پُر از سَبْکاند: آرام راه میروند، بیاعتنا، با غروری نرم؛ طوری که انگار دنیا مالِ خودشان است.
بعضی سگها هم این را دارند— آنهایی که وفاداریشان را بیسروصدا و باوقار نشان میدهند.
اما خیلی از آدمها ندارند: عجول، عصبی، همیشه بیرون از لحظه؛ انگار مدام دیرشان شده برای زندگی.
«سَبْک» یعنی هر کاری را— حتی مزخرفترین یا ربسکیترینشان را— با امضای خودت انجام بدهی. کاری کنی از حالت تکراری و بیروح دربیاید و تبدیل شود به چیزی با معنا، با وزن، و حتی زیبایی.
هنرِ زندگی همین است:
کارهای اعصابخُردکن و تکراری را طوری انجام بدهی که خُردت نکنند؛ با خونسردی، کمی شوخطبعی، و با حالوهوای خودت.
در ترافیک؛ یکی بوق میزند، فحش میدهد، کلافه میشود. یکی دیگر سیگارش را میکشد، آهنگِ مورد علاقهاش را گوش میدهد، شاید حتی لبخند بزند. هر دو گیر اُفتادهاند، اما فقط یکی دارد با سَبْک از آن رد میشود.
@dromidbrvd
.
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Dionysus: Lord of Misrule - Ronald Hutton
00:00 // Introduction: The "Dodgy Deities" Series
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
🏛 دیونیسوس: ارباب هرج و مرج
(۱/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🔸این متن گزارشی از سخنرانی پروفسور رونالد هاتن در کالج گرشام است. در این مجموعه که «خدایان مشکوک و بدنام» نام دارد، دیونیسوس به عنوان بدنامترین، پیچیدهترین و متناقضترین خدای پانتئون یونان باستان بررسی میشود.
🍇 بخش اول: پارادوکس غریبه بومی و مسئله الکل
📜 قدمت تاریخی در برابر حس بیگانگی
یکی از بزرگترین شگفتیها درباره دیونیسوس این است که او برخلاف تصورات سنتی قرن نوزدهم، یک خدای وارداتی و جدید نیست. از دهه ۱۹۹۰ میلادی و با رمزگشایی از لوحهای گلی «خط ب» (Linear B) مربوط به عصر برنز یونان (قرن چهاردهم پیش از میلاد)، مشخص شد نام دیونیسوس در این متون کهن وجود دارد. این در حالی است که نام خدایان محبوبی مثل آفرودیت در این الواح نیست و آنها بعداً وارد فرهنگ یونانی شدند.
با این حال، اسطورهها و جامعه یونانِ عصر کلاسیک همیشه با دیونیسوس مانند یک «تازه-وارد»، یک «بیگانه» و یک «غریبه از فرامرزها آمده» رفتار میکردند. هومر در نخستین آثار ادبی یونان، توجهی به او نمیکند و او را به حاشیه میراند. یونانیان با اینکه او را از پیش از تاریخ در خاک خود داشتند، هرگز با او احساس راحتی نکردند و او را کاملاً در جمع خدایان المپنشین نپذیرفتند.
🍷 فلسفه شراب؛ موهبت مسموم
دلیل اصلی این برخورد متناقض، قلمرو فرمانروایی دیونیسوس است: الکل و به ویژه «شراب». شراب مادهای است که انسانها آن را همزمان حیاتی، لذتبخش و در عین حال به شدت ویرانگر و اضطرابآور مییافتند. هاتن با نشان دادن پرترهای از قرن هفدهم، دیونیسوس را اینگونه توصیف میکند:
🪵 بخش دوم: ریشههای اقتصادی، گیاهی و جشنهای سالانه
🌱 خدای پوشش گیاهی و درختان
دیونیسوس در ابتداییترین سطح خود، بر یک واقعیت سخت اقتصادی استوار بود: نیاز به کشت تاکستانها و تولید شراب. از این رو، او یک «خدای رویش و مرگ نباتات» (از نوع خدایانی که جیمز فریزر در کتاب شاخه زرین توصیف میکند) است. یکی از القاب او «دندریتس» (Dendrites) به معنای «موجود درختی» یا «روح درخت» بود. ماکسیموس گزارش داده که دهقانان تنه درختان قطعشده را به عنوان نماد دیونیسوس در مزارع ستایش میکردند. او برخلاف سایر خدایان، معابد باشکوه اندکی داشت و مکانهای مقدس او بیشتر غارها، جنگلها و بیشهزارهای سرسبز بودند.
📅 چرخه جشنهای آتنی (مرگ و بازگشت)
از آنجا که تاکها در زمستان به شدت هرزه برده و بریده میشوند و در بهار دوباره با انرژی شگرفی رشد میکنند، دیونیسوس خدایی جوان، پویا و نماد غلبه بر مرگ است. تقویم جشنهای او در آتن باستان کاملاً با چرخه کشاورزی هماهنگ بود:
🔸 جشن آنتستریا (Anthesteria): در اواخر فوریه (اسفندماه) برگزار میشد که زمان باز کردن خمرههای شراب پاییز گذشته بود. در این جشن، مجسمه یا فردی با لباس دیونیسوس سوار بر ارابهای به شکل کشتی وارد شهر میشد تا بر اسطوره «آمدن او از آن سوی دریاها به عنوان یک غریبه» تأکید شود.
🔸 جشن دیونیسیای شهری (City Dionysia): یک ماه بعد در بهار برگزار میشد تا پذیرش موقت و رسمی این خدای بیگانه در جامعه آتن تایید شود.
🔸 جشن اسکوپوریا (Oscophoria): در پاییز و به مناسبت جمعآوری انگورها و پایان فصل برداشت برپا میشد.
🏛 معجزات جاری شدن شراب
پروفسور هاتن به گزارشهای باستانی از شهرهای دیگر اشاره میکند؛ در شهر الیس (Ellis)، سه ظرف بزرگ را در معبد او مهر و موم میکردند و روز بعد آنها را لبریز از شراب مییافتند. در جزیره آندروس (Andros) نیز نقل شده که شراب به شکلی معجزهآسا از دروازهها و پلههای معبد برای مردم تشنه سرازیر میشد.
👥 بخش سوم: ویرانکننده مرزهای اجتماعی و طبقاتی
⚖️ بزرگترین ترازکننده و عادلکننده جامعه
یونانیان به شدت از پتانسیل ویرانگر الکل آگاه بودند؛ به همین دلیل در روزهای عادی، مصرف آن را به مردان بالغ شهروند محدود میکردند. زنان آتنی کاملاً از الکل منع شده بودند و مردان نیز شراب را با آب مخلوط میکردند تا از مستی شدید جلوگیری کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🔸این متن گزارشی از سخنرانی پروفسور رونالد هاتن در کالج گرشام است. در این مجموعه که «خدایان مشکوک و بدنام» نام دارد، دیونیسوس به عنوان بدنامترین، پیچیدهترین و متناقضترین خدای پانتئون یونان باستان بررسی میشود.
🍇 بخش اول: پارادوکس غریبه بومی و مسئله الکل
📜 قدمت تاریخی در برابر حس بیگانگی
یکی از بزرگترین شگفتیها درباره دیونیسوس این است که او برخلاف تصورات سنتی قرن نوزدهم، یک خدای وارداتی و جدید نیست. از دهه ۱۹۹۰ میلادی و با رمزگشایی از لوحهای گلی «خط ب» (Linear B) مربوط به عصر برنز یونان (قرن چهاردهم پیش از میلاد)، مشخص شد نام دیونیسوس در این متون کهن وجود دارد. این در حالی است که نام خدایان محبوبی مثل آفرودیت در این الواح نیست و آنها بعداً وارد فرهنگ یونانی شدند.
با این حال، اسطورهها و جامعه یونانِ عصر کلاسیک همیشه با دیونیسوس مانند یک «تازه-وارد»، یک «بیگانه» و یک «غریبه از فرامرزها آمده» رفتار میکردند. هومر در نخستین آثار ادبی یونان، توجهی به او نمیکند و او را به حاشیه میراند. یونانیان با اینکه او را از پیش از تاریخ در خاک خود داشتند، هرگز با او احساس راحتی نکردند و او را کاملاً در جمع خدایان المپنشین نپذیرفتند.
🍷 فلسفه شراب؛ موهبت مسموم
دلیل اصلی این برخورد متناقض، قلمرو فرمانروایی دیونیسوس است: الکل و به ویژه «شراب». شراب مادهای است که انسانها آن را همزمان حیاتی، لذتبخش و در عین حال به شدت ویرانگر و اضطرابآور مییافتند. هاتن با نشان دادن پرترهای از قرن هفدهم، دیونیسوس را اینگونه توصیف میکند:
او خدای حامی هر کسی است که صبح با سردرد مفرط و حالت تهوع در آینه نگاه میکند و میپرسد «چرا این کار را با خودم کردم؟» یا بیدار میشود و با کرختی به شخص کنار خود نگاه کرده و میپرسد «تو کیستی؟».
🪵 بخش دوم: ریشههای اقتصادی، گیاهی و جشنهای سالانه
🌱 خدای پوشش گیاهی و درختان
دیونیسوس در ابتداییترین سطح خود، بر یک واقعیت سخت اقتصادی استوار بود: نیاز به کشت تاکستانها و تولید شراب. از این رو، او یک «خدای رویش و مرگ نباتات» (از نوع خدایانی که جیمز فریزر در کتاب شاخه زرین توصیف میکند) است. یکی از القاب او «دندریتس» (Dendrites) به معنای «موجود درختی» یا «روح درخت» بود. ماکسیموس گزارش داده که دهقانان تنه درختان قطعشده را به عنوان نماد دیونیسوس در مزارع ستایش میکردند. او برخلاف سایر خدایان، معابد باشکوه اندکی داشت و مکانهای مقدس او بیشتر غارها، جنگلها و بیشهزارهای سرسبز بودند.
📅 چرخه جشنهای آتنی (مرگ و بازگشت)
از آنجا که تاکها در زمستان به شدت هرزه برده و بریده میشوند و در بهار دوباره با انرژی شگرفی رشد میکنند، دیونیسوس خدایی جوان، پویا و نماد غلبه بر مرگ است. تقویم جشنهای او در آتن باستان کاملاً با چرخه کشاورزی هماهنگ بود:
🔸 جشن آنتستریا (Anthesteria): در اواخر فوریه (اسفندماه) برگزار میشد که زمان باز کردن خمرههای شراب پاییز گذشته بود. در این جشن، مجسمه یا فردی با لباس دیونیسوس سوار بر ارابهای به شکل کشتی وارد شهر میشد تا بر اسطوره «آمدن او از آن سوی دریاها به عنوان یک غریبه» تأکید شود.
🔸 جشن دیونیسیای شهری (City Dionysia): یک ماه بعد در بهار برگزار میشد تا پذیرش موقت و رسمی این خدای بیگانه در جامعه آتن تایید شود.
🔸 جشن اسکوپوریا (Oscophoria): در پاییز و به مناسبت جمعآوری انگورها و پایان فصل برداشت برپا میشد.
🏛 معجزات جاری شدن شراب
پروفسور هاتن به گزارشهای باستانی از شهرهای دیگر اشاره میکند؛ در شهر الیس (Ellis)، سه ظرف بزرگ را در معبد او مهر و موم میکردند و روز بعد آنها را لبریز از شراب مییافتند. در جزیره آندروس (Andros) نیز نقل شده که شراب به شکلی معجزهآسا از دروازهها و پلههای معبد برای مردم تشنه سرازیر میشد.
👥 بخش سوم: ویرانکننده مرزهای اجتماعی و طبقاتی
⚖️ بزرگترین ترازکننده و عادلکننده جامعه
یونانیان به شدت از پتانسیل ویرانگر الکل آگاه بودند؛ به همین دلیل در روزهای عادی، مصرف آن را به مردان بالغ شهروند محدود میکردند. زنان آتنی کاملاً از الکل منع شده بودند و مردان نیز شراب را با آب مخلوط میکردند تا از مستی شدید جلوگیری کنند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Dionysus: Lord of Misrule - Ronald Hutton
00:00 // Introduction: The "Dodgy Deities" Series
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
🏛 دیونیسوس: ارباب هرج و مرج
(۲/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🔸اما در جشن آنتستریا، همه قوانین مدنی ملغی میشد. زنان، بردگان، بیگانگان و حتی کودکان تحت نظارت، اجازه نوشیدن شراب نو را داشتند. در جشن اسکوپوریای پاییز، اشراف و مالکان در کنار کارگران ساده به چیدن انگور میپرداختند.
🔸افلاطون و دموستن هر دو تأکید کردهاند که دیونیسوس خدایی برای «همه مردم شهر بدون هیچ تمایز طبقاتی» بود. او زندانیان را آزاد میکرد و بند بردگان را میگشود. او را «اپیفانس» (Epiphanies) یا خدای حاضر مینامیدند، زیرا مدام در امور انسانها مداخله میکرد و به تعبیر افلاطون، «همدم جشنهای انسان» بود.
🦁 بخش چهارم: خشونت اساطیری و همراهان وحشتانگیز
🔥 اسطوره تولد و ترومای کودکی
دیونیسوس هولناک و ترسناک است؛ خشونتی عمیق در اسطورههای او جریان دارد.
🐅 همراهان وحشی و ارتش دیونیسوس
دیونیسوس هرگز تنها سفر نمیکرد؛ او رهبر یک باند یا به عبارتی یک «ارتش وحشی» بود:
🔸 سیلنوس (Silenus): مربی دوران کودکی او، پیرمردی چاق، دائمالخمر، شهوتران و بیمسئولیت بود که شباهتی به یک معلم سنتی نداشت.
🔸 ساتیرها (Satyrs): موجودات مذکر نیمهانسان و نیمهحیوان (دارای دم اسب و اندام جنسی بزرگ و شهوت مهارناپذیر) که مظهر ضد تمدن و آشوب بودند.
🔸 مینادها (Maenads): موجودات مؤنث غیراُنسانی و نوعی پوره (Nymph) مجنون و خشن بودند که کارشان رقص، فریاد و تکهتکه کردن حیوانات با دست خالی و خوردن گوشت خام آنها بود.
🔸 حیوانات نمادین: حیوان وحشی محبوب او «پلنگ» بود (که در آن دوران در آسیای صغیر بسیار انسانخوار و خطرناک بود) و حیوان اهلی محبوبش «گاو نر» بود که هنوز هم در بریتانیا سالانه کشاورزان را میکشد. دیونیسوس خود به این حیوانات تغییر شکل میداد.
⚧️ بخش پنجم: شکستن مرزهای جنسیتی و فرقه زنان (مینادهای تاریخی)
🚺 رهایی زنان از بند تمدن مردسالار
دیونیسوس بزرگترین قانونشکن الهی و به تعبیر هاتن، «چه گوارای پانتئون یونان» است. او به طرز ویژهای به زنان پاداش و آزادی میداد؛ گروهی که در یونان باستان کاملاً محصور در خانه و محروم از زندگی عمومی بودند.
در جشنهای سری، زنان انجمنهای اختصاصی تشکیل میدادند و شهر را به مقصد جنگلها و کوههای تاریک و وحشی ترک میکردند تا مناسک مخفی خود را اجرا کنند. آنها موهای خود را باز میکردند (که برای زن یونانی ننگ بود)، لباسهایی از پوست آهو و پلنگ میپوشیدند، تاج پاپیتال (عشقه) بر سر میگذاشتند و وارد حالتهای دگرگونشده هوشیاری و خلسه میشدند. این رفتارها نوعی «پدیداری عینی اسطوره» (Ostension) بر اساس نمایشنامه مشهور «باکای» (The Bacchae) اثر اوریپید بود.
🚫 سرکوب فرقه در روم باستان (سال ۱۸۶ پیش از میلاد)
این فرقهها گاهی مختلط میشدند. وقتی این آیین در ابتدای قرن سوم پیش از میلاد به شهر روم رسید، به سرعت رشد کرد و به یک جامعه مخفی بزرگ تبدیل شد.
مردان رومی در حال خلسه پیشگویی میکردند و زنان با مشعلهای شعلهور در خیابانها میدویدند.
حکومت روم در سال ۱۸۶ پیش از میلاد این فرقه را به شدت و با خشونت تمام ممنوع و سرکوب کرد.
قرنها طول کشید تا رومیها دوباره اجازه بازگشت به این کلوپها را بدهند، آن هم در شکلی بسیار کنترلشده و محترمانه.
🌈 سیالیت جنسیتی و هویت کوییر
دیونیسوس به عنوان خدایی که در کودکی برای پنهان ماندن از خشم هرا، با لباس دخترانه بزرگ شده بود، ویژگیهای دوجنسیتی و مبهم داشت. هاتن اشاره میکند که او را میتوان به نوعی خدای حامی هویتهای خارج از هنجارهای جنسیتی سنتی (LGBTQ+) و دگرپوشی دانست.
🎭 بخش ششم: حامی تئاتر، خلاقیت و فتوحات سیاسی
🏛 زایش تراژدی و کمدی
در قرن ششم پیش از میلاد و پس از سقوط حکومت استبدادی در آتن، جشن «دیونیسیای شهری» به عنوان نماد دموکراسی تقویت شد. این جشن که با سرودخوانی آغاز میشد، به مسابقات نمایشی تکامل یافت و اولین بدنه ماندگار درام و تئاتر جهان را پدید آورد. آتنیها میدانستند که تئاتر را مدیون دیونیسوس هستند؛ به همین دلیل در طول جشنها، مجسمه او را نه به معبد، بلکه مستقیم به داخل «تئاتر دیونیسوس» میبردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🔸اما در جشن آنتستریا، همه قوانین مدنی ملغی میشد. زنان، بردگان، بیگانگان و حتی کودکان تحت نظارت، اجازه نوشیدن شراب نو را داشتند. در جشن اسکوپوریای پاییز، اشراف و مالکان در کنار کارگران ساده به چیدن انگور میپرداختند.
🔸افلاطون و دموستن هر دو تأکید کردهاند که دیونیسوس خدایی برای «همه مردم شهر بدون هیچ تمایز طبقاتی» بود. او زندانیان را آزاد میکرد و بند بردگان را میگشود. او را «اپیفانس» (Epiphanies) یا خدای حاضر مینامیدند، زیرا مدام در امور انسانها مداخله میکرد و به تعبیر افلاطون، «همدم جشنهای انسان» بود.
🦁 بخش چهارم: خشونت اساطیری و همراهان وحشتانگیز
🔥 اسطوره تولد و ترومای کودکی
دیونیسوس هولناک و ترسناک است؛ خشونتی عمیق در اسطورههای او جریان دارد.
او محصول یک خانواده به شدت از هم گسیخته است. پدرش (زئوس) مادر باردار او (سمله) را با صاعقه زنده زنده سوزاند. هرمس با یک سزارین اورژانسی نوزاد را از رحم مادر مرده نجات داد و زئوس بچه را برای سه ماه باقیمانده در ران خود بخیه زد و «انکوباتور/ بستر پرورش» او شد.
در کودکی، تایتانها او را ربودند، تکهتکه کردند، پختند و خوردند! اما مادربزرگش (رئا) او را از روی تنها عضو باقیماندهاش یعنی قلبش، دوباره بازسازی و زنده کرد.
🐅 همراهان وحشی و ارتش دیونیسوس
دیونیسوس هرگز تنها سفر نمیکرد؛ او رهبر یک باند یا به عبارتی یک «ارتش وحشی» بود:
🔸 سیلنوس (Silenus): مربی دوران کودکی او، پیرمردی چاق، دائمالخمر، شهوتران و بیمسئولیت بود که شباهتی به یک معلم سنتی نداشت.
🔸 ساتیرها (Satyrs): موجودات مذکر نیمهانسان و نیمهحیوان (دارای دم اسب و اندام جنسی بزرگ و شهوت مهارناپذیر) که مظهر ضد تمدن و آشوب بودند.
🔸 مینادها (Maenads): موجودات مؤنث غیراُنسانی و نوعی پوره (Nymph) مجنون و خشن بودند که کارشان رقص، فریاد و تکهتکه کردن حیوانات با دست خالی و خوردن گوشت خام آنها بود.
🔸 حیوانات نمادین: حیوان وحشی محبوب او «پلنگ» بود (که در آن دوران در آسیای صغیر بسیار انسانخوار و خطرناک بود) و حیوان اهلی محبوبش «گاو نر» بود که هنوز هم در بریتانیا سالانه کشاورزان را میکشد. دیونیسوس خود به این حیوانات تغییر شکل میداد.
⚧️ بخش پنجم: شکستن مرزهای جنسیتی و فرقه زنان (مینادهای تاریخی)
🚺 رهایی زنان از بند تمدن مردسالار
دیونیسوس بزرگترین قانونشکن الهی و به تعبیر هاتن، «چه گوارای پانتئون یونان» است. او به طرز ویژهای به زنان پاداش و آزادی میداد؛ گروهی که در یونان باستان کاملاً محصور در خانه و محروم از زندگی عمومی بودند.
در جشنهای سری، زنان انجمنهای اختصاصی تشکیل میدادند و شهر را به مقصد جنگلها و کوههای تاریک و وحشی ترک میکردند تا مناسک مخفی خود را اجرا کنند. آنها موهای خود را باز میکردند (که برای زن یونانی ننگ بود)، لباسهایی از پوست آهو و پلنگ میپوشیدند، تاج پاپیتال (عشقه) بر سر میگذاشتند و وارد حالتهای دگرگونشده هوشیاری و خلسه میشدند. این رفتارها نوعی «پدیداری عینی اسطوره» (Ostension) بر اساس نمایشنامه مشهور «باکای» (The Bacchae) اثر اوریپید بود.
🚫 سرکوب فرقه در روم باستان (سال ۱۸۶ پیش از میلاد)
این فرقهها گاهی مختلط میشدند. وقتی این آیین در ابتدای قرن سوم پیش از میلاد به شهر روم رسید، به سرعت رشد کرد و به یک جامعه مخفی بزرگ تبدیل شد.
مردان رومی در حال خلسه پیشگویی میکردند و زنان با مشعلهای شعلهور در خیابانها میدویدند.
حکومت روم در سال ۱۸۶ پیش از میلاد این فرقه را به شدت و با خشونت تمام ممنوع و سرکوب کرد.
قرنها طول کشید تا رومیها دوباره اجازه بازگشت به این کلوپها را بدهند، آن هم در شکلی بسیار کنترلشده و محترمانه.
🌈 سیالیت جنسیتی و هویت کوییر
دیونیسوس به عنوان خدایی که در کودکی برای پنهان ماندن از خشم هرا، با لباس دخترانه بزرگ شده بود، ویژگیهای دوجنسیتی و مبهم داشت. هاتن اشاره میکند که او را میتوان به نوعی خدای حامی هویتهای خارج از هنجارهای جنسیتی سنتی (LGBTQ+) و دگرپوشی دانست.
🎭 بخش ششم: حامی تئاتر، خلاقیت و فتوحات سیاسی
🏛 زایش تراژدی و کمدی
در قرن ششم پیش از میلاد و پس از سقوط حکومت استبدادی در آتن، جشن «دیونیسیای شهری» به عنوان نماد دموکراسی تقویت شد. این جشن که با سرودخوانی آغاز میشد، به مسابقات نمایشی تکامل یافت و اولین بدنه ماندگار درام و تئاتر جهان را پدید آورد. آتنیها میدانستند که تئاتر را مدیون دیونیسوس هستند؛ به همین دلیل در طول جشنها، مجسمه او را نه به معبد، بلکه مستقیم به داخل «تئاتر دیونیسوس» میبردند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Dionysus: Lord of Misrule - Ronald Hutton
00:00 // Introduction: The "Dodgy Deities" Series
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
🏛 دیونیسوس: ارباب هرج و مرج
(۳/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🌍 فتوحات و کهنالگوی فاتح سیاسی
اسطورههای دیونیسوس او را در حال حرکتی بیقرار از کشوری به کشور دیگر نشان میدهند؛ او حتی با ارتش ساتیرها و مینادهایش به هند سفر کرد و در مسیر خود تمدنها را دگرگون ساخت یا ویران کرد. روی دیواری در شهر مرزی دورا اروپوس (Dura Europos) متعلق به قرن سوم میلادی، گرافیتیای کشف شده که او را «زلزله» مینامد و از او میخواهد خندان بیاید.
فاتحان بزرگی چون دمتریوس و مارک آنتونی خود را «دیونیسوس جدید» مینامیدند. هاتن داستان تلخ پلوتارک را نقل میکند:
💀 بخش هفتم: آیینهای رازآمیز و غلبه بر مرگ
🗝 مناسک تشرف و جعبه اسرار
آیین رازآمیز دیونیسوس بر خلاف جشنهای عمومی، بر گروههای کوچک، بسته و مخفی استوار بود. تشرف به این فرقه بسیار هولناک و تروماتیک توصیف شده است. مناسک شامل خواندن دعاهای خاص توسط کاهن و نمایش اشیاء مقدسی بود که در یک سبد ویژه نگهداری میشدند. یکی از این اشیاء اصلی، یک مدل از «فالوس» (اندام جنسی مردانه) به عنوان نماد نیروی حیات، زایش مجدد و رهایی خلسهآور بود.
📜 برگهای طلایی؛ پاسپورت دنیای مردگان
باستانشناسان در مقابر پیروان این فرقه، ورقههای نازک و کوچک طلا پیدا کردهاند که به عنوان کارت ویزیت یا پاسپورت برای ارائه به حکام جهان زیرین (هادس و پرسفونه) استفاده میشد. روی یکی از این برگها در شمال یونان نوشته شده است:
🕺🏻💃🏻دیونیسوس تنها خدایی بود که سگ سه سر جهنم (سربروس) در برابر او رام بود و دم میجنباند. پیروان او معتقد بودند بعد از مرگ به چمنزارهای همیشه سرسبز هدایت میشوند تا ابد بر روی سبزهها برقصند و شراب بنوشند.
🏛 بخش هشتم: فرجام؛ خدای چندگانه و درمان با جیغ بنفش
🎭 تضاد دوگانه و ابهام ابدی
سقراط (به روایت افلاطون) دیونیسوس را
یکی از القاب او «دیمورفوس» (Dimorphus) به معنی «دو چهره/دوشکلی» بود، زیرا هم میتوانست شادی بیاورد و هم بدبختی و ویرانی. سیسرو، سیاستمدار رومی، در کتاب خود مینویسد که
🧘♂️ رواندرمانی با خلسه
وارو، مفسر رومی، اشاره میکند که باکوس
خدایی بود که روح را پاکسازی و انسانها را آزاد میکرد. این آیین نوعی «رواندرمانی با جیغ بنفش» و تسخیرشدگی آیینی (شبیه به *وودو یا *سانتریای مدرن) بود که به افراد سرکوبشده شانس تخلیه روانی و تغییر موقت هویت را میداد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🌍 فتوحات و کهنالگوی فاتح سیاسی
اسطورههای دیونیسوس او را در حال حرکتی بیقرار از کشوری به کشور دیگر نشان میدهند؛ او حتی با ارتش ساتیرها و مینادهایش به هند سفر کرد و در مسیر خود تمدنها را دگرگون ساخت یا ویران کرد. روی دیواری در شهر مرزی دورا اروپوس (Dura Europos) متعلق به قرن سوم میلادی، گرافیتیای کشف شده که او را «زلزله» مینامد و از او میخواهد خندان بیاید.
فاتحان بزرگی چون دمتریوس و مارک آنتونی خود را «دیونیسوس جدید» مینامیدند. هاتن داستان تلخ پلوتارک را نقل میکند:
در شب آخر سقوط اسکندریه، زمانی که ارتش آگوستوس شهر را محاصره کرده بود و مارک آنتونی آماده خودکشی میشد، در نیمهشب صدای موزیک و هیاهوی غیبی از آسمان شنید شد؛ گویی دیونیسوس و ارتش مینادهایش در حال ترک شهر و رها کردن آنتونی به حال خود بودند.
💀 بخش هفتم: آیینهای رازآمیز و غلبه بر مرگ
🗝 مناسک تشرف و جعبه اسرار
آیین رازآمیز دیونیسوس بر خلاف جشنهای عمومی، بر گروههای کوچک، بسته و مخفی استوار بود. تشرف به این فرقه بسیار هولناک و تروماتیک توصیف شده است. مناسک شامل خواندن دعاهای خاص توسط کاهن و نمایش اشیاء مقدسی بود که در یک سبد ویژه نگهداری میشدند. یکی از این اشیاء اصلی، یک مدل از «فالوس» (اندام جنسی مردانه) به عنوان نماد نیروی حیات، زایش مجدد و رهایی خلسهآور بود.
📜 برگهای طلایی؛ پاسپورت دنیای مردگان
باستانشناسان در مقابر پیروان این فرقه، ورقههای نازک و کوچک طلا پیدا کردهاند که به عنوان کارت ویزیت یا پاسپورت برای ارائه به حکام جهان زیرین (هادس و پرسفونه) استفاده میشد. روی یکی از این برگها در شمال یونان نوشته شده است:
«تو امروز مردهای و دوباره متولد شدهای ای متبرک! به پرسفونه بگو که باکوس (دیونیسوس) خود تو را آزاد کرد... تو شراب را به عنوان منبع شادی خود داری و دیگر متبرکان در زیر زمین با مناسک منتظر تو هستند.»
🕺🏻💃🏻دیونیسوس تنها خدایی بود که سگ سه سر جهنم (سربروس) در برابر او رام بود و دم میجنباند. پیروان او معتقد بودند بعد از مرگ به چمنزارهای همیشه سرسبز هدایت میشوند تا ابد بر روی سبزهها برقصند و شراب بنوشند.
🏛 بخش هشتم: فرجام؛ خدای چندگانه و درمان با جیغ بنفش
🎭 تضاد دوگانه و ابهام ابدی
سقراط (به روایت افلاطون) دیونیسوس را
یک «یاور الهی» برای دستیابی به یک زندگی متعادل و آمیخته از عقل و شور میدانست؛ مشروط بر اینکه انسان میانهروی را رعایت کند (شراب را با آب مخلوط کند!).
یکی از القاب او «دیمورفوس» (Dimorphus) به معنی «دو چهره/دوشکلی» بود، زیرا هم میتوانست شادی بیاورد و هم بدبختی و ویرانی. سیسرو، سیاستمدار رومی، در کتاب خود مینویسد که
با توجه به صفات متناقض این خدا، باید حداقل پنج خدای مختلف به نام دیونیسوس وجود داشته باشد!
🧘♂️ رواندرمانی با خلسه
وارو، مفسر رومی، اشاره میکند که باکوس
[🚪 خدای رهایی و مستی: باکوس در فرهنگ رومی مظهر آزادی لجامگسیخته، شکستن مرزهای سنتی جامعه و پناه بردن به مستی برای فرار از فشارهای زندگی شهری و طبقاتی بود.
وقتی فرهنگ و اساطیر یونان باستان وارد امپراتوری روم شد، رومیها نام بیشتر خدایان را تغییر دادند (مثلاً زئوس شد ژوپیتر، یا آفرودیت شد ونوس). آنها دیونیسوس، خدای شراب و هرجومرج را هم به نام باکوس صدا زدند. البته رومیها او را با یکی از خدایان قدیمی خود به نام «لیبر پاتر» (به معنای پدر آزادی) نیز ادغام کردند.]
خدایی بود که روح را پاکسازی و انسانها را آزاد میکرد. این آیین نوعی «رواندرمانی با جیغ بنفش» و تسخیرشدگی آیینی (شبیه به *وودو یا *سانتریای مدرن) بود که به افراد سرکوبشده شانس تخلیه روانی و تغییر موقت هویت را میداد.
🪵 وود چیست؟
وودو یک آیین و مذهب آفریقایی-آمریکایی است که برخلاف تصور عموم (که آن را فقط با جادوگری و عروسکهای سوزنخورده میشناسند)، یک سیستم اعتقادی عمیق و پیچیده است.
🌍 ریشه تاریخی: این آیین در پی تجارت بردهها پدید آمد. بردگان آفریقایی که به جزایر دریای کارائیب (به ویژه هاییتی) و جنوب آمریکا (مثل نیواورلئان) آورده شده بودند، باورهای بومی و قبیلهای خود را با مسیحیت کاتولیک ترکیب کردند تا بتوانند زیر سایه سرکوب اربابان، دین خود را زنده نگه دارند.
🌀 تغییر هویت و تسخیرشدگی: در مناسک وودو، طبلنوازیهای شدید، تکرارشونده و رقصهای طولانی وجود دارد. این ریتمها باعث میشود فرد به وضعیت خلسه (Trance) برود. پیروان وودو معتقدند در این حالت، ارواح یا نیروهای واسط الهی (به نام Lwa) وارد بدن فرد میشوند و کنترل او را به دست میگیرند. در این لحظه، شخصِ سرکوبشده دیگر خودش نیست؛ او کاملاً هویت جدیدی پیدا میکند، حرفهای عجیبی میزند و با تخلیه تمام انرژیها و عقدههای روانیاش، به آرامش میرسد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Dionysus: Lord of Misrule - Ronald Hutton
00:00 // Introduction: The "Dodgy Deities" Series
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
01:44 // Why Was Dionysus Always the Outsider?
02:42 // Dionysus & Wine: The God of the Morning After
03:11 // Focus of the Talk: The Cult, Not the Myth
04:16 // Dionysus as a Vegetation & Agricultural God…
🏛 دیونیسوس: ارباب هرج و مرج
(۴/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🎯 نتیجهگیری سخنرانی
▪️رونالد هاتن سخن خود را با این نکته پایان میدهد: جذابیت همیشگی دیونیسوس در این است که آیین او مشوق شراب، موسیقی وحشی، رقص دیوانهوار و رهایی کامل است. اما تمام این مواهب لبهای تیز و خطرناک دارند.
▪️او نه تنها خدای بهترین و پرشورترین شبهای زندگی یک انسان، بلکه خدای کابوس و سردرد صبح روز بعد نیز هست!
▪️در دنیای باستان، این خدا کل پادشاهیها و سلسلهها را به ویرانی میکشاند؛ و ما امروز باید خوشحال باشیم که شکاف عظیمی میان آن اسطورههای ویرانگر و واقعیت زندگی فردی ما وجود دارد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴/۴)
🎙پروفسور رونالد هاتون
🌀 تغییر هویت و تسخیرشدگی (Possession): در مناسک وودو، طبلنوازیهای شدید، تکرارشونده و رقصهای طولانی وجود دارد. این ریتمها باعث میشود فرد به وضعیت خلسه (Trance) برود. پیروان وودو معتقدند در این حالت، ارواح یا نیروهای واسط الهی (به نام Lwa) وارد بدن فرد میشوند و کنترل او را به دست میگیرند. در این لحظه، شخصِ سرکوبشده دیگر خودش نیست؛ او کاملاً هویت جدیدی پیدا میکند، حرفهای عجیبی میزند و با تخلیه تمام انرژیها و عقدههای روانیاش، به آرامش میرسد.
🌿 ۳. سانتریا (Santeria) چیست؟
سانتریا (که تلفظ درستتر آن سانتریا است) مذهبی بسیار شبیه به وودو است، اما بستر جغرافیایی و فرهنگی متفاوتی دارد.
ریشه در کوبا:🇨🇺
این آیین حاصل ترکیب باورهای مذهبی قبیله «یوروبا» (از غرب آفریقا) با مذهب کاتولیک اسپانیایی در کشور کوبا است. کلمه سانتریا از ریشه "Santo" (مقدس/قدیس) میآید و به معنای «پرستش قدیسان» است. بردگان برای اینکه خدایان آفریقایی خود را بپرستند، به ظاهر روی آنها نام قدیسان مسیحی را میگذاشتند!
🎶 مناسک و کارکرد روانی: در سانتریا نیز مانند وودو، رقص، موسیقی سنتی طبل (به نام باتا) و قربانی کردن برای انرژیهای کیهانی (به نام اوریشاها) نقشی کلیدی دارد. هدف نهایی این مناسک، ایجاد هماهنگی میان فرد و جهان، پیشگویی آینده و رسیدن به حالت خلسه برای پاکسازی روحی است.
🧠 چرا این سه به هم تشبیه شدهاند؟ (رواندرمانی با جیغ بنفش)
وقتی پروفسور هاتن آیین باکوس (دیونیسوس) را به وودو و سانتریا تشبیه میکند، منظورش یک مکانیسم روانی به نام تخلیه روانی (Catharsis) است:
در تمام این آیینها (چه در فرقه باکوس در روم باستان و چه در وودو و سانتریا در دنیای مدرن)، جامعه به شدت روی فرد فشار میآورد و او را سرکوب میکند (زن محروم از حقوق در باستان، یا برده آفریقایی در قرون جدید). این آیینها با استفاده از شراب، موسیقی تند، رقصهای جنونآمیز و فریاد زدن، به این افراد اجازه میدادند برای چند ساعت از هویت واقعی و پر از رنج خود خارج شوند، به سیم آخر بزنند و با یک «جیغ بنفش» یا خلسه عمیق، روح خود را از تمام گرههای روانی پاکسازی کنند.
🎯 نتیجهگیری سخنرانی
▪️رونالد هاتن سخن خود را با این نکته پایان میدهد: جذابیت همیشگی دیونیسوس در این است که آیین او مشوق شراب، موسیقی وحشی، رقص دیوانهوار و رهایی کامل است. اما تمام این مواهب لبهای تیز و خطرناک دارند.
▪️او نه تنها خدای بهترین و پرشورترین شبهای زندگی یک انسان، بلکه خدای کابوس و سردرد صبح روز بعد نیز هست!
▪️در دنیای باستان، این خدا کل پادشاهیها و سلسلهها را به ویرانی میکشاند؛ و ما امروز باید خوشحال باشیم که شکاف عظیمی میان آن اسطورههای ویرانگر و واقعیت زندگی فردی ما وجود دارد.
📻 سرزمین شراب، طرب و قربانی
📺 دلیل تقدس شراب نزد یهودیت و مسیحیت
📺 رمزپردازی مفهوم شیطان در اروپا
📕نمایش تراژیک در یونان چه درسی داشت؟
📺 اساطیرِ یونان؛ یک قمار الهی
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
📺 اودیسۀ هومر (قسمت یک - قسمت دوم)
📺 چرا شراب در اسلام حرام است؟
📺 حرمت شراب و هویت مؤلفان قرآن
📕در باب «حجاب، نماز و شراب»
📕پیرامون نوشخواری/شرب خمر
📕شراب یا شاش شتر و انسان؟ مسأله این است!
📕اشو و نهرهای شراب
📺 مشکلات ناشی از ممنوعیت شراب
📻 ضرورت جرمزدایی از شراب
.
#اسطورهشناسی #مقد_ادیان #تاریخ_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 بررسی تداوم نهادهای علمی در غرب و گسست تاریخی آنها در ایران
(۱/۲)
🏛 بخش اول: راستیآزمایی متن و معرفی کالج گرشام
✅ نتیجه راستیآزمایی: کاملا معتبر و دقیق
متنی که ارائه کردید، کاملا دقیق و منطبق بر واقعیتهای تاریخی و وضعیت کنونیست. کالج گرشام (Gresham College) یکی از شگفتانگیزترین نهادهای آموزشی بریتانیاست. این نهاد در سال ۱۵۹۷ میلادی بر اساس وصیتنامه «سر توماس گرشام»، بازرگان و سرمایهدار بزرگ انگلیسی تأسیس شد. او ثروت خود را وقف کرد تا اساتیدی در هفت رشته (نجوم، هندسه، فیزیک، حقوق، الهیات، موسیقی و خطابه) به صورت رایگان برای عموم مردم لندن سخنرانی کنند.
این سنت بیش از ۴۰۰ سال است که بدون وقفه ادامه دارد. امروزه نیز این سخنرانیها با حضور برجستهترین دانشمندان جهان برگزار شده و به صورت کاملاً رایگان از طریق یوتیوب و وبسایت این نهاد در دسترس جهانیان قرار میگیرد.
🌍 بخش دوم: نمونههای مشابه با تاریخچه بلندمدت در غرب
در جهان غرب، کالج گرشام یک استثنا نیست، بلکه بخشی از یک سنت نهادینهشده است. برای درک بهتر، به چند نمونه مشابه اشاره میکنیم:
🏛 دانشگاه بولونیا و آکسفورد (قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی): دانشگاه بولونیا (۱۰۸۸ م) و آکسفورد (۱۰۹۶ م) نزدیک به هزار سال است که بدون وقفه در حال فعالیت، تولید علم و آموزش هستند.
🏛 کالج دو فرانس (۱۵۳۰ میلادی): این نهاد در پاریس توسط پادشاه فرانسه (فرانسوای اول) تأسیس شد. هدف آن آموزش رایگان علوم جدیدی بود که در دانشگاههای سنتی آن زمان تدریس نمیشد. این نهاد نیز نزدیک به ۵۰۰ سال است که سخنرانیهای علمی رایگان برای عموم برگزار میکند.
🏛 مؤسسه سلطنتی بریتانیا (۱۷۹۹ میلادی): این نهاد (Royal Institution) با هدف آموزش علوم به عموم مردم تأسیس شد و بیش از ۲۰۰ سال است که سخنرانیهای علمی (به ویژه سخنرانیهای مشهور کریسمس که توسط مایکل فارادی پایهگذاری شد) را برگزار میکند.
بخش سوم: چرا در ایران چنین سوابق پیوستهای وجود ندارد؟
ایران دارای یکی از غنیترین سوابق تمدنی در تولید علم است. نهادهایی مانند «دانشگاه جندیشاپور» در دوران ساسانی، «نظامیههای بغداد و نیشابور» (قرن ۱۱ میلادی)، «رصدخانه مراغه» (قرن ۱۳ میلادی) و «ربع رشیدی» در تبریز، در زمان خود بینظیر یا کمنظیر بودند. اما چرا هیچیک از این نهادها نتوانستند مانند همتایان غربی خود ۴۰۰ یا ۱۰۰۰ سال دوام بیاورند؟
🔻دلیل این گسست تاریخی را باید در چند بعد اساسی بررسی کرد:
⚖️ ۱. تفاوت در ساختار حقوقی (فقدان شخصیت حقوقی مستقل)
در غرب، مفهومی حقوقی به نام «شخصیت حقوقی» (Corporation) از قرون وسطی شکل گرفت. دانشگاهها و نهادهایی مثل گرشام، به عنوان یک هویت مستقل از بنیانگذارانشان ثبت میشدند. اگر پادشاه یا بنیانگذار میمرد، آن نهاد به حیات خود ادامه میداد.
در ایران، نهادهای علمی عمدتاً بر پایه سنت «وقف» اداره میشدند. اگرچه وقف نهاد قدرتمندی بود، اما از نظر حقوقی، استقلال یک Corporation غربی را نداشت. با تغییر سلسلهها، موقوفات اغلب توسط حاکمان جدید مصادره یا غارت میشدند. ربع رشیدی، شهرک علمی عظیم غازانخان، بلافاصله پس از قتل بنیانگذار آن (خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی) غارت و ویران شد.
👑 ۲. وابستگی مطلق به شخص حاکم (جامعه کوتاهمدت)
دکتر همایون کاتوزیان، جامعهشناس ایرانی، نظریهای به نام «جامعه کلنگی» یا «جامعه کوتاهمدت» دارد. در تاریخ ایران، به دلیل استبداد شرقی، هیچ طبقه مستقلی (مثل اشراف مستقل، بازرگانان مستقل یا نهادهای مستقل) نمیتوانست در برابر قدرت پادشاه عرض اندام کند.
نهادهای علمی در ایران قائم به شخص بودند، نه قائم به سیستم. نظامیهها با قدرت خواجه نظامالملک برپا بودند و با ترور او رو به افول گذاشتند. رصدخانه مراغه با حمایت هلاکوخان و خواجه نصیرالدین طوسی شکوفا شد و پس از آنها رها گردید. حتی در دوران معاصر، دارالفنونِ امیرکبیر با قتل او مورد بیمهری ناصرالدینشاه قرار گرفت و از اهداف اصلی خود دور شد. در حالی که در غرب، ثروت توماس گرشام توسط دو نهاد مدنی (شهرداری لندن و صنف تاجران) مدیریت میشد که از قدرت پادشاه مستقل بودند.
⚔️ ۳. جغرافیای سیاسی و هجومهای ویرانگر
بریتانیا یک جزیره است که از سال ۱۰۶۶ میلادی (حمله نورمنها) هرگز توسط یک نیروی خارجی اشغال نشد. این امنیت جغرافیایی به نهادها اجازه داد تا در بستری آرام، قرنها رشد کنند.
در مقابل، ایران در چهارراه حوادث جهان قرار داشت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🏛 بخش اول: راستیآزمایی متن و معرفی کالج گرشام
کالج گرشام در سال ۱۵۹۷ تأسیس شد و بیش از ۴۰۰ سال است که در شهر لندن سخنرانیهای رایگان ارائه میدهد.
این سنت چهارصد ساله امروزه نیز ادامه دارد و هر هفته سه یا بیشتر سخنرانی برای تماشا در یوتیوب و وبسایت ما در دسترس است.
کالج گرشام قادر است به لطف سخاوت حامیانش به ارائه سخنرانیهای عمومی رایگان ادامه دهد.
✅ نتیجه راستیآزمایی: کاملا معتبر و دقیق
متنی که ارائه کردید، کاملا دقیق و منطبق بر واقعیتهای تاریخی و وضعیت کنونیست. کالج گرشام (Gresham College) یکی از شگفتانگیزترین نهادهای آموزشی بریتانیاست. این نهاد در سال ۱۵۹۷ میلادی بر اساس وصیتنامه «سر توماس گرشام»، بازرگان و سرمایهدار بزرگ انگلیسی تأسیس شد. او ثروت خود را وقف کرد تا اساتیدی در هفت رشته (نجوم، هندسه، فیزیک، حقوق، الهیات، موسیقی و خطابه) به صورت رایگان برای عموم مردم لندن سخنرانی کنند.
این سنت بیش از ۴۰۰ سال است که بدون وقفه ادامه دارد. امروزه نیز این سخنرانیها با حضور برجستهترین دانشمندان جهان برگزار شده و به صورت کاملاً رایگان از طریق یوتیوب و وبسایت این نهاد در دسترس جهانیان قرار میگیرد.
🌍 بخش دوم: نمونههای مشابه با تاریخچه بلندمدت در غرب
در جهان غرب، کالج گرشام یک استثنا نیست، بلکه بخشی از یک سنت نهادینهشده است. برای درک بهتر، به چند نمونه مشابه اشاره میکنیم:
🏛 دانشگاه بولونیا و آکسفورد (قرون ۱۱ و ۱۲ میلادی): دانشگاه بولونیا (۱۰۸۸ م) و آکسفورد (۱۰۹۶ م) نزدیک به هزار سال است که بدون وقفه در حال فعالیت، تولید علم و آموزش هستند.
🏛 کالج دو فرانس (۱۵۳۰ میلادی): این نهاد در پاریس توسط پادشاه فرانسه (فرانسوای اول) تأسیس شد. هدف آن آموزش رایگان علوم جدیدی بود که در دانشگاههای سنتی آن زمان تدریس نمیشد. این نهاد نیز نزدیک به ۵۰۰ سال است که سخنرانیهای علمی رایگان برای عموم برگزار میکند.
🏛 مؤسسه سلطنتی بریتانیا (۱۷۹۹ میلادی): این نهاد (Royal Institution) با هدف آموزش علوم به عموم مردم تأسیس شد و بیش از ۲۰۰ سال است که سخنرانیهای علمی (به ویژه سخنرانیهای مشهور کریسمس که توسط مایکل فارادی پایهگذاری شد) را برگزار میکند.
بخش سوم: چرا در ایران چنین سوابق پیوستهای وجود ندارد؟
ایران دارای یکی از غنیترین سوابق تمدنی در تولید علم است. نهادهایی مانند «دانشگاه جندیشاپور» در دوران ساسانی، «نظامیههای بغداد و نیشابور» (قرن ۱۱ میلادی)، «رصدخانه مراغه» (قرن ۱۳ میلادی) و «ربع رشیدی» در تبریز، در زمان خود بینظیر یا کمنظیر بودند. اما چرا هیچیک از این نهادها نتوانستند مانند همتایان غربی خود ۴۰۰ یا ۱۰۰۰ سال دوام بیاورند؟
🔻دلیل این گسست تاریخی را باید در چند بعد اساسی بررسی کرد:
⚖️ ۱. تفاوت در ساختار حقوقی (فقدان شخصیت حقوقی مستقل)
در غرب، مفهومی حقوقی به نام «شخصیت حقوقی» (Corporation) از قرون وسطی شکل گرفت. دانشگاهها و نهادهایی مثل گرشام، به عنوان یک هویت مستقل از بنیانگذارانشان ثبت میشدند. اگر پادشاه یا بنیانگذار میمرد، آن نهاد به حیات خود ادامه میداد.
در ایران، نهادهای علمی عمدتاً بر پایه سنت «وقف» اداره میشدند. اگرچه وقف نهاد قدرتمندی بود، اما از نظر حقوقی، استقلال یک Corporation غربی را نداشت. با تغییر سلسلهها، موقوفات اغلب توسط حاکمان جدید مصادره یا غارت میشدند. ربع رشیدی، شهرک علمی عظیم غازانخان، بلافاصله پس از قتل بنیانگذار آن (خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی) غارت و ویران شد.
👑 ۲. وابستگی مطلق به شخص حاکم (جامعه کوتاهمدت)
دکتر همایون کاتوزیان، جامعهشناس ایرانی، نظریهای به نام «جامعه کلنگی» یا «جامعه کوتاهمدت» دارد. در تاریخ ایران، به دلیل استبداد شرقی، هیچ طبقه مستقلی (مثل اشراف مستقل، بازرگانان مستقل یا نهادهای مستقل) نمیتوانست در برابر قدرت پادشاه عرض اندام کند.
نهادهای علمی در ایران قائم به شخص بودند، نه قائم به سیستم. نظامیهها با قدرت خواجه نظامالملک برپا بودند و با ترور او رو به افول گذاشتند. رصدخانه مراغه با حمایت هلاکوخان و خواجه نصیرالدین طوسی شکوفا شد و پس از آنها رها گردید. حتی در دوران معاصر، دارالفنونِ امیرکبیر با قتل او مورد بیمهری ناصرالدینشاه قرار گرفت و از اهداف اصلی خود دور شد. در حالی که در غرب، ثروت توماس گرشام توسط دو نهاد مدنی (شهرداری لندن و صنف تاجران) مدیریت میشد که از قدرت پادشاه مستقل بودند.
⚔️ ۳. جغرافیای سیاسی و هجومهای ویرانگر
بریتانیا یک جزیره است که از سال ۱۰۶۶ میلادی (حمله نورمنها) هرگز توسط یک نیروی خارجی اشغال نشد. این امنیت جغرافیایی به نهادها اجازه داد تا در بستری آرام، قرنها رشد کنند.
در مقابل، ایران در چهارراه حوادث جهان قرار داشت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 بررسی تداوم نهادهای علمی در غرب و گسست تاریخی آنها در ایران
(۲/۲)
هجومهای ویرانگر اعراب، مغولها، تیموریان، افغانها و جنگهای پیدرپی داخلی، بارها زیرساختهای تمدنی ایران را با خاک یکسان کرد. در حمله مغول، کتابخانههای عظیم نیشابور، ری و مرو سوزانده شدند و اساتید به قتل رسیدند. این گسستهای فیزیکی، امکان انباشت تاریخی علم را از بین میبرد.
🧠 ۴. تغییرات معرفتشناختی و فکری
در تمدن ایرانی - عربی، پس از یک دوران طلایی (قرون ۳ تا ۵ هجری)، توازن میان «علوم عقلی» (فلسفه، ریاضیات، نجوم، پزشکی) و «علوم نقلی» (فقه، کلام، تفسیر) به هم خورد. نهادهایی که توانستند در ایران تاریخچهای طولانی و پیوسته داشته باشند، «حوزههای علمیه» بودند (مانند حوزه علمیه نجف یا اصفهان و قم) که تمرکز آنها بر علوم دینی بود. این نهادها به دلیل حمایت مستقیم تودههای مردم و استقلال مالی نسبی از دولتها (از طریق وجوهات شرعی)، توانستند صدها سال دوام بیاورند. اما نهادهایی که متولی علوم تجربی، مهندسی و علوم انسانیِ سکولار بودند، پایگاه اجتماعی و مالی مستقلی نداشتند و با قطع حمایت حکومت، از بین میرفتند.
💡 نتیجهگیری
تداوم ۴۰۰ ساله نهادی مانند کالج گرشام، تنها نتیجه علاقهمندی غربیها به علم نیست؛ بلکه محصول یک «اکوسیستم توسعهیافته» است. این اکوسیستم شامل قانونمداری، استقلال نهادهای مدنی از حکومت، امنیت ژئوپلیتیک و احترام به مالکیت خصوصی (حتی مالکیت اموال وقف شده پس از مرگ شخص) است.
در ایران، نبودِ امنیت پایدار، اقتصاد دولتی، مصادرههای تاریخی و وابستگی همهچیز به اراده شخصی حاکمان، باعث شد تا تمدن ما به جای یک حرکت خطی و پیوسته، حرکتی سینوسی (اوجگیریهای مقطعی و سقوطهای ویرانگر) را تجربه کند و نهادهای علمی نتوانند ریشههای چندصد ساله بدوانند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
هجومهای ویرانگر اعراب، مغولها، تیموریان، افغانها و جنگهای پیدرپی داخلی، بارها زیرساختهای تمدنی ایران را با خاک یکسان کرد. در حمله مغول، کتابخانههای عظیم نیشابور، ری و مرو سوزانده شدند و اساتید به قتل رسیدند. این گسستهای فیزیکی، امکان انباشت تاریخی علم را از بین میبرد.
🧠 ۴. تغییرات معرفتشناختی و فکری
در تمدن ایرانی - عربی، پس از یک دوران طلایی (قرون ۳ تا ۵ هجری)، توازن میان «علوم عقلی» (فلسفه، ریاضیات، نجوم، پزشکی) و «علوم نقلی» (فقه، کلام، تفسیر) به هم خورد. نهادهایی که توانستند در ایران تاریخچهای طولانی و پیوسته داشته باشند، «حوزههای علمیه» بودند (مانند حوزه علمیه نجف یا اصفهان و قم) که تمرکز آنها بر علوم دینی بود. این نهادها به دلیل حمایت مستقیم تودههای مردم و استقلال مالی نسبی از دولتها (از طریق وجوهات شرعی)، توانستند صدها سال دوام بیاورند. اما نهادهایی که متولی علوم تجربی، مهندسی و علوم انسانیِ سکولار بودند، پایگاه اجتماعی و مالی مستقلی نداشتند و با قطع حمایت حکومت، از بین میرفتند.
💡 نتیجهگیری
تداوم ۴۰۰ ساله نهادی مانند کالج گرشام، تنها نتیجه علاقهمندی غربیها به علم نیست؛ بلکه محصول یک «اکوسیستم توسعهیافته» است. این اکوسیستم شامل قانونمداری، استقلال نهادهای مدنی از حکومت، امنیت ژئوپلیتیک و احترام به مالکیت خصوصی (حتی مالکیت اموال وقف شده پس از مرگ شخص) است.
در ایران، نبودِ امنیت پایدار، اقتصاد دولتی، مصادرههای تاریخی و وابستگی همهچیز به اراده شخصی حاکمان، باعث شد تا تمدن ما به جای یک حرکت خطی و پیوسته، حرکتی سینوسی (اوجگیریهای مقطعی و سقوطهای ویرانگر) را تجربه کند و نهادهای علمی نتوانند ریشههای چندصد ساله بدوانند.
.
#نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📚 نگاهی به آخرالزمانباوری رائفیپور
✍️ #اشکان
🟡 اگر ویلیام جیمز روانشناس برجسته آمریکایی سخنرانیهای رائفیپور را گوش میکرد، نخستین چیزی که او را متعجب میکرد نه صرفا محتوای پیشگوییهای او بلکه بیشتر حالت روانیای بود که این پیشگوییها از آن تغذیه میکنند. در نگاه ولیام جیمز دین بیشتر از اینکه یک "نظام معرفی" باشد، یک وضعیت احساسیست. حالتی روانی که انسان زیر فشار ترس، اظطراب، بیمعنایی و درماندگی تولید میکند. تا دوباره بتواند حس کند جهان در اختیار او قرار گرفته. او این وضعیت را «mind-cure» مینامد. یعنی تلاش روانی برای فرار از بینظمی جهان با ایجاد طرح کلان و نجاتبخش.
❤️ هنگامی که رائفیپور جهانی را توصیف میکند که پر است از توطئههای نامرئی، دشمنان مخفی همراه با شیاطین و اجنهای که پیرامون آن، نبرد نهاییِ بین خیر و شر را پیش میبرند. ولیام جیمز آن را «روح بیمار» مینامند.
انسانی که با دنیا کنار نمیآید، دنیایی میسازد که انگار پشت هر حادثه دستی پنهان شده. ذهن بیمار دیگر نمیتواند «اتفاقات» را تحمل کند. هرچیزی را باید هدفمند و آسمانی ببیند. در واقع این همان نقطهای است که آخرالزمانباوری رائفیپور به آن گره خورده، نوعی نیاز بیمارگونه برای اینکه هر آشوب جهانی معمایی مخفی دارد.
آخرالزمان باوری در بنیادیترین حالت خود به این گزارهها فروکاسته میشود:
«شرّ همهجا هست و در حال افزایش است.»
«دنیا دارد به پایانش نزدیک میشود.»
🟡 افرادی مانند رائفیپور در جهان تصادفی احساس گمگشتگی و سرگستگی میکنند. صرفا در نگاه آخرالزمانی است که ناگهان جهان برای ایشان نظم پیدا میکند. دیگر شرّ معنا دارد، سختیها در یک طرح بزرگ جا میگیرند. آنها احساس میکنند بازی جهان را فهمیدهاند. در این حالت به این نتیجه میرسند که دیگر تنها نیستند، رنجشان بیدلیل نبوده، انگار در یک نبرد بزرگ مشارکت دارند و در مرکز یک داستان قرار گرفتهاند.
جالب این است که در فرقههای که از آخرالزمانباوری تغذیه میکنند (مانند جمهوری اسلامی) تلاش وسواسگونهای وجود دارد تا به افراد این را القا کنند که «تو برگزیدهای.» «تو از اسرار باخبری.» «بقیه خواباند ولی تو بیداری.»
❤️ در واقع نوعی احساس ویژه بودن به افراد دادن، البته بايسته است برای توضیح بیشتر از اصلاح «خودشیفتگی جبرانی» استفاده کنم. مکانیسم دفاعی که فرد احساس ضعف و حقارت را با لایهای از احساس انتخابشدگی میپوشاند.
کارکرد ادعاهای رائفیپور از این مکانیسم منشأ گرفته، نیاز به برگزیدگی. او تلاش دارد که خود و شنوندگان را قانع که «نقش مهمی در تاریخ دارند». رائفیپور با تبدیل شیعه به «مرکز نبرد نهایی جهان»، با جدا کردن جهان به خیر مطلق و شر مطلق، یک نسخهٔ قدرتمند از همین احساس را تولید میکند:
«ما محور تاریخ هستیم. ما سلاح پنهان خدا هستیم. ما همان قومی هستیم که جهان را نجات میدهد.»
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
انسانی که با دنیا کنار نمیآید، دنیایی میسازد که انگار پشت هر حادثه دستی پنهان شده. ذهن بیمار دیگر نمیتواند «اتفاقات» را تحمل کند. هرچیزی را باید هدفمند و آسمانی ببیند. در واقع این همان نقطهای است که آخرالزمانباوری رائفیپور به آن گره خورده، نوعی نیاز بیمارگونه برای اینکه هر آشوب جهانی معمایی مخفی دارد.
آخرالزمان باوری در بنیادیترین حالت خود به این گزارهها فروکاسته میشود:
«شرّ همهجا هست و در حال افزایش است.»
«دنیا دارد به پایانش نزدیک میشود.»
جالب این است که در فرقههای که از آخرالزمانباوری تغذیه میکنند (مانند جمهوری اسلامی) تلاش وسواسگونهای وجود دارد تا به افراد این را القا کنند که «تو برگزیدهای.» «تو از اسرار باخبری.» «بقیه خواباند ولی تو بیداری.»
کارکرد ادعاهای رائفیپور از این مکانیسم منشأ گرفته، نیاز به برگزیدگی. او تلاش دارد که خود و شنوندگان را قانع که «نقش مهمی در تاریخ دارند». رائفیپور با تبدیل شیعه به «مرکز نبرد نهایی جهان»، با جدا کردن جهان به خیر مطلق و شر مطلق، یک نسخهٔ قدرتمند از همین احساس را تولید میکند:
«ما محور تاریخ هستیم. ما سلاح پنهان خدا هستیم. ما همان قومی هستیم که جهان را نجات میدهد.»
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گویا حضرت موسی بیشتر هوای مسلمانان را داشتهاست :)
اگه عراقچی جزو تیم مذاکرهکننده با الله بود، نمازهای ۵گانه، به ۵۰۰ نوبت میرسید!
و البته، اگر مسلمانان مجبور میشدند به خواستِ الله حکیم و پیامبر عظیمالشان اسلام، ۵۰ نوبت نماز بخوانند، یحتمل آمار «جهاد و غارت و بردهداری و چندهمسری و کودکهمسری»، بهشدت کاهش مییافت. اینجاست که باید گفت، باز «مشکلاتِ عالم زیرِ سرِ یهودیهاست» :)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اگه عراقچی جزو تیم مذاکرهکننده با الله بود، نمازهای ۵گانه، به ۵۰۰ نوبت میرسید!
و البته، اگر مسلمانان مجبور میشدند به خواستِ الله حکیم و پیامبر عظیمالشان اسلام، ۵۰ نوبت نماز بخوانند، یحتمل آمار «جهاد و غارت و بردهداری و چندهمسری و کودکهمسری»، بهشدت کاهش مییافت. اینجاست که باید گفت، باز «مشکلاتِ عالم زیرِ سرِ یهودیهاست» :)
.
#نقدخند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سادهترین اصلی که بسیاری از مردم نادیده میگیرند، و من شاید اولین بار معنایی مشابه با آن را از عبارتی منسوب به علی شریعتی (این پروپاگاندائیست و بزکگرِ اعظم تشیع و اسلام) شنیدم (در کشوری که رسانه تنها به دست دولت است هرگز هیچ حرفی را باور نکنید)، این است که، برای یافتنِ حقیقت، باید سخنِ دیگران و افراد و گروههای متضاد را شنید؛ خصوصا وقتیِ یک صدا صدای غالب است و دیگر صداها بشدت حذف و سرکوب میشوند، یکجای کار شدیدا میلنگد، و بهاحتمال زیاد با دروغ و ذهنشویی طرفیم.
همین مرا بطور تدریجی به خروج از اسلام و تشیع کشاند، چراکه دیدم هیچ صدایی خارج از آن صدای غالب، اساسا امکانِ طرح ندارد؛ جویای صداهای دیگر شدم و بعد از شنیدنِ آنها و تامل در آنها، یافتم بسیاری از مدعیاتِ قرآن و اسلام بر باد استوار بودهاست!
همین اصل البته دربارۀ ساختارِ پروپاگاندا نیز بشکل ظریفتری حاکم است؛ برای مثال، وقتی بارها در رسانهای هر روزه تیتری عجیب میزنند «جنگ فلان و بهمان دولت در حمایت از ملت ایران»، بدونِ اینکه اجازه بدهند منتقدان/مخالفانِ این ایدۀ عجیب، آن را بهطور جدی به چالش بکشند، با یک فریبکاری بزرگ طرفیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
همین مرا بطور تدریجی به خروج از اسلام و تشیع کشاند، چراکه دیدم هیچ صدایی خارج از آن صدای غالب، اساسا امکانِ طرح ندارد؛ جویای صداهای دیگر شدم و بعد از شنیدنِ آنها و تامل در آنها، یافتم بسیاری از مدعیاتِ قرآن و اسلام بر باد استوار بودهاست!
همین اصل البته دربارۀ ساختارِ پروپاگاندا نیز بشکل ظریفتری حاکم است؛ برای مثال، وقتی بارها در رسانهای هر روزه تیتری عجیب میزنند «جنگ فلان و بهمان دولت در حمایت از ملت ایران»، بدونِ اینکه اجازه بدهند منتقدان/مخالفانِ این ایدۀ عجیب، آن را بهطور جدی به چالش بکشند، با یک فریبکاری بزرگ طرفیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🙂 الله:
🔺روشنفکریِ شارلاتان (دینی):
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دیگه بسه! شورشو در آوردی! [البته خوب میدونم، نمیتونی آروم بگیری؛ آپشنِ کنیزها و «زنانِ شوهردارِ» اسیرشده، بینهایت، و تا آخرین لحظۀ عمر در اختیارته!]
🔺روشنفکریِ شارلاتان (دینی):
اینها مقتضیاتِ زمان و مکاناند، و عرضیات اسلام، و عدل و اخلاقِ زمانه(!)؛ مولوی، حافظ(!)، فردوسی(!)، خیام(!) و رازی(!) و.. شاگردانِ مکتب محمدند!
🔻زنان و اندامِ الله
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📺 عدالت در قرآن!
📕ضرورت ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالفتاح مورو نواندیش اسلامی در خطبهای:
ای مسلمانان حتى لباسهای به اصطلاح اسلامی شما هم ساخته خودتان نیست. اول لباسهایتان را خودتان بسازید بعد به رقابت با دیگران فکر کنید.
Telegram
نقدآگین
عبدالفتاح مورو نواندیش اسلامی در خطبهای:
ای مسلمانان حتى لباسهای به اصطلاح اسلامی شما هم ساخته خودتان نیست. اول لباسهایتان را خودتان بسازید بعد به رقابت با دیگران فکر کنید.
ای مسلمانان حتى لباسهای به اصطلاح اسلامی شما هم ساخته خودتان نیست. اول لباسهایتان را خودتان بسازید بعد به رقابت با دیگران فکر کنید.
📱 عبدالفتاح مورو یکی از برجستهترین و متفاوتترین چهرههای جریان اسلامگرایی معاصر، بهویژه در تونس است. او به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش النهضه» (حزب اسلامگرای تونس) شناخته میشود، اما چیزی که او را از بسیاری از همفکرانش متمایز میکند، دیدگاههای بسیار نوگرایانه، انعطافپذیر و گاه جنجالی او در حوزه دین، سیاست و جامعه است.
در ادامه، نگاهی جامع به زندگی و بهخصوص نظرات کلیدی او خواهیم داشت.
🔹 شناسنامه کلی
📌 نام کامل: عبدالفتاح مورو
📌 متولد: ۱۹۴۸ در تونس
📌 پیشه: حقوقدان، وکیل دادگستری، سیاستمدار و متفکر اسلامی
📌 نقش سیاسی: نایبرئیس سابق مجلس نمایندگان تونس و از رهبران تاریخی جنبش النهضه
🔹 مهمترین نظرات و دیدگاههای عبدالفتاح مورو
مورو به عنوان نماد «اسلامگرایی اصلاحطلب و تونسی» شناخته میشود. او همواره تلاش کرده تا میان اصالت اسلامی و مقتضیات مدرنیسم و دموکراسی پل بزند.
⚖️ ۱. تفکیک امر سیاسی از امر دعوت (دینی)
یکی از مهمترین نظریات مورو که بعدها به مانیفست حزب النهضه نیز تبدیل شد، لزوم جدایی فعالیتهای سیاسی حزب از فعالیتهای تبلیغی و مذهبی است. او معتقد است حزب سیاسی باید برنامههای عملی برای اداره کشور داشته باشد و نباید از دین به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده کند. او بارها تاکید کرده که جامعه را نباید به دو دسته «مؤمن» و «کافر» یا «دیندار» و «بیدین» تقسیم کرد.
🤝 ۲. پذیرش کامل تکثرگرایی و دموکراسی
برخلاف جریانهای سلفی یا بنیادگرا، مورو دموکراسی را یک ابزار غربیِ مردود نمیداند، بلکه آن را بهترین سازوکار برای مدیریت جامعه میشمارد. او به آزادی عقیده و بیان کاملاً معتقد است و صراحتاً اعلام کرده که صندوق رأی و اراده مردم، فصلالخطاب مشروعیت سیاسی است.
تونس برای همه است؛ چه باحجاب، چه بیحجاب، چه دیندار و چه سکولار. هیچکس حق ندارد سبک زندگی خود را به دیگری تحمیل کند.
🧕 ۳. دیدگاههای نوگرایانه در مورد زنان و حقوق اجتماعی
🔻مورو در حوزه حقوق زنان نظرات بسیار روشنفکرانهای نسبت به بافت سنتی جهان عرب دارد:
او از «مجله احوال شخصیه تونس» (که توسط حبیب بورقیبه، رئیسجمهور سکولار تونس تدوین شد و چندهمسری را ممنوع کرد) دفاع میکند و آن را دستاوردی مثبت میداند.
او حجاب را یک انتخاب فردی میداند و با هرگونه اجبار قانونی برای پوشش (چه اجبار به حجاب و چه ممنوعیت آن) مخالف است.
📜 ۴. بازخوانی فقه اسلامی بر اساس مقتضیات زمان
مورو یک حقوقدان است و نگاهی پویا به فقه دارد. او معتقد است فقه اسلامی نباید در قرون گذشته متوقف شود، بلکه باید با توجه به «مقاصد شریعت» (اهداف کلان دین مثل عدالت، آزادی و کرامت انسانی) و متناسب با نیازهای انسان امروز بازتعریف شود. از نظر او، متون دینی ثابتاند اما فهم بشر از آنها متغیر است.
🎭 ۵. تساهل فرهنگی و رویکرد صلحآمیز
مورو شخصیتی بسیار خوشرو، اهل مزاح و مسلط به خطابه است. او حتی با مخالفان سرسخت سکولار و چپگرای خود در تونس روابط دوستانه و نزدیکی داشت. او همواره بر گفتگو (حوار) به جای تقابل خشونتآمیز تاکید کرده و جریانهای تکفیری و افراطی را بزرگترین ضربه به پیکر اسلام میداند.
🔹 دلیل تمایز و محبوبیت (یا انتقادات)
لباس سنتی و اصالت تونسی: او همیشه با لباس سنتی تونس (جبه و شاشیه) در محافل عمومی و حتی پارلمان ظاهر میشود که نشاندهنده علاقه او به هویت ملی در کنار هویت اسلامی است.
انتقاد از خود: مورو بارها از اشتباهات گذشته جنبشهای اسلامی (از جمله خود النهضه) در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی انتقاد کرده و آنها را ناشی از ناپختگی سیاسی دانسته است.
فاصله گرفتن از سیاست رسمی: او در سالهای اخیر، بهویژه پس از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۹ و تحولات سیاسی بعدی تونس، کمی از بخش اجرایی سیاست فاصله گرفته و بیشتر بر نقش فکری و ارشادی خود تمرکز کرده است.
عبدالفتاح مورو را میتوان نماینده جریانی دانست که تلاش میکند ثابت کند «اسلامگرایی» لزوماً به معنای قشریگری، استبداد یا تقابل با جهان جدید نیست، بلکه میتواند با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر همزیستی داشته باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در ادامه، نگاهی جامع به زندگی و بهخصوص نظرات کلیدی او خواهیم داشت.
🔹 شناسنامه کلی
📌 نام کامل: عبدالفتاح مورو
📌 متولد: ۱۹۴۸ در تونس
📌 پیشه: حقوقدان، وکیل دادگستری، سیاستمدار و متفکر اسلامی
📌 نقش سیاسی: نایبرئیس سابق مجلس نمایندگان تونس و از رهبران تاریخی جنبش النهضه
🔹 مهمترین نظرات و دیدگاههای عبدالفتاح مورو
مورو به عنوان نماد «اسلامگرایی اصلاحطلب و تونسی» شناخته میشود. او همواره تلاش کرده تا میان اصالت اسلامی و مقتضیات مدرنیسم و دموکراسی پل بزند.
⚖️ ۱. تفکیک امر سیاسی از امر دعوت (دینی)
یکی از مهمترین نظریات مورو که بعدها به مانیفست حزب النهضه نیز تبدیل شد، لزوم جدایی فعالیتهای سیاسی حزب از فعالیتهای تبلیغی و مذهبی است. او معتقد است حزب سیاسی باید برنامههای عملی برای اداره کشور داشته باشد و نباید از دین به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده کند. او بارها تاکید کرده که جامعه را نباید به دو دسته «مؤمن» و «کافر» یا «دیندار» و «بیدین» تقسیم کرد.
🤝 ۲. پذیرش کامل تکثرگرایی و دموکراسی
برخلاف جریانهای سلفی یا بنیادگرا، مورو دموکراسی را یک ابزار غربیِ مردود نمیداند، بلکه آن را بهترین سازوکار برای مدیریت جامعه میشمارد. او به آزادی عقیده و بیان کاملاً معتقد است و صراحتاً اعلام کرده که صندوق رأی و اراده مردم، فصلالخطاب مشروعیت سیاسی است.
تونس برای همه است؛ چه باحجاب، چه بیحجاب، چه دیندار و چه سکولار. هیچکس حق ندارد سبک زندگی خود را به دیگری تحمیل کند.
🧕 ۳. دیدگاههای نوگرایانه در مورد زنان و حقوق اجتماعی
🔻مورو در حوزه حقوق زنان نظرات بسیار روشنفکرانهای نسبت به بافت سنتی جهان عرب دارد:
او از «مجله احوال شخصیه تونس» (که توسط حبیب بورقیبه، رئیسجمهور سکولار تونس تدوین شد و چندهمسری را ممنوع کرد) دفاع میکند و آن را دستاوردی مثبت میداند.
او حجاب را یک انتخاب فردی میداند و با هرگونه اجبار قانونی برای پوشش (چه اجبار به حجاب و چه ممنوعیت آن) مخالف است.
📜 ۴. بازخوانی فقه اسلامی بر اساس مقتضیات زمان
مورو یک حقوقدان است و نگاهی پویا به فقه دارد. او معتقد است فقه اسلامی نباید در قرون گذشته متوقف شود، بلکه باید با توجه به «مقاصد شریعت» (اهداف کلان دین مثل عدالت، آزادی و کرامت انسانی) و متناسب با نیازهای انسان امروز بازتعریف شود. از نظر او، متون دینی ثابتاند اما فهم بشر از آنها متغیر است.
🎭 ۵. تساهل فرهنگی و رویکرد صلحآمیز
مورو شخصیتی بسیار خوشرو، اهل مزاح و مسلط به خطابه است. او حتی با مخالفان سرسخت سکولار و چپگرای خود در تونس روابط دوستانه و نزدیکی داشت. او همواره بر گفتگو (حوار) به جای تقابل خشونتآمیز تاکید کرده و جریانهای تکفیری و افراطی را بزرگترین ضربه به پیکر اسلام میداند.
🔹 دلیل تمایز و محبوبیت (یا انتقادات)
لباس سنتی و اصالت تونسی: او همیشه با لباس سنتی تونس (جبه و شاشیه) در محافل عمومی و حتی پارلمان ظاهر میشود که نشاندهنده علاقه او به هویت ملی در کنار هویت اسلامی است.
انتقاد از خود: مورو بارها از اشتباهات گذشته جنبشهای اسلامی (از جمله خود النهضه) در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی انتقاد کرده و آنها را ناشی از ناپختگی سیاسی دانسته است.
فاصله گرفتن از سیاست رسمی: او در سالهای اخیر، بهویژه پس از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۹ و تحولات سیاسی بعدی تونس، کمی از بخش اجرایی سیاست فاصله گرفته و بیشتر بر نقش فکری و ارشادی خود تمرکز کرده است.
عبدالفتاح مورو را میتوان نماینده جریانی دانست که تلاش میکند ثابت کند «اسلامگرایی» لزوماً به معنای قشریگری، استبداد یا تقابل با جهان جدید نیست، بلکه میتواند با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر همزیستی داشته باشد.
.
#نواندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻پشت پرده سانسور در صداوسیما:
🔻احسان حسینی: وقتی به صداوسیما میرویم، دستور مشخص است:
اما حقیقت پشت این ویترین چیست؟
میدان گازی پارس جنوبی تأمینکننده ۵۰ درصد از کل انرژی ایران است. اما در جریان درگیریهای اخیر، پالایشگاههای سوم، چهارم، پنجم و ششم این میدان تقریباً نابود و از مدار خارج شدهاند! این یعنی همین حالا ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید گاز (نزدیک به ۲۵ درصد کل تولید کشور) به طور کامل از دست رفته است!
چرا اکنون بحران را حس نمیکنیم؟ چون در فصل بهار هستیم. اما با رسیدن تابستان و زمستان، با افزایش کوچک در مصرف خانگی، ناترازی شدید در بنزین، گاز و خاموشیهای گسترده برق گریبانگیر همه ما خواهد شد.
یادتان هست برای اروپاییها از قطع ۳۰ درصدی گاز روسیه و «زمستان سخت» میگفتند؟ حالا همان اتفاق با شدتی بیشتر در ایران رخ داده است؛ با این تفاوت بزرگ که اروپاییها در اوج بهینهسازی مصرف هستند، اما ما در اوج مصرف غیربهینه انرژی قرار داریم!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دستور آمد بگوید اوضاع پارس جنوبی نرمال است!
🔻احسان حسینی: وقتی به صداوسیما میرویم، دستور مشخص است:
«حقایق را نگویید، سانسور کنید، امید واهی بدهید و تظاهر کنید اوضاع نرمال است!»
اما حقیقت پشت این ویترین چیست؟
میدان گازی پارس جنوبی تأمینکننده ۵۰ درصد از کل انرژی ایران است. اما در جریان درگیریهای اخیر، پالایشگاههای سوم، چهارم، پنجم و ششم این میدان تقریباً نابود و از مدار خارج شدهاند! این یعنی همین حالا ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت تولید گاز (نزدیک به ۲۵ درصد کل تولید کشور) به طور کامل از دست رفته است!
چرا اکنون بحران را حس نمیکنیم؟ چون در فصل بهار هستیم. اما با رسیدن تابستان و زمستان، با افزایش کوچک در مصرف خانگی، ناترازی شدید در بنزین، گاز و خاموشیهای گسترده برق گریبانگیر همه ما خواهد شد.
یادتان هست برای اروپاییها از قطع ۳۰ درصدی گاز روسیه و «زمستان سخت» میگفتند؟ حالا همان اتفاق با شدتی بیشتر در ایران رخ داده است؛ با این تفاوت بزرگ که اروپاییها در اوج بهینهسازی مصرف هستند، اما ما در اوج مصرف غیربهینه انرژی قرار داریم!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin