نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.43K videos
93 files
9.14K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘 سیاست ج.ا در قبال اسرائیل، با ضروریات فقه ناسازگار است

✍🏻 #شهاب‌الدین_حائری_شیرازی

🍂 سیاست در فقه، جزء «ابواب معاملات» و «روابط بین انسان‌ها»ست. اصل در ابواب معاملات، «بناء عقلا»ست؛ یعنی شرع در این زمینه «تأسیس» نمی‌کند، «امضا» می‌کند. کلا رسول خدا آمد تا چیزهایی که عقل بشر ناتوان از ادراک آنهاست را به بشر بیاموزد، نظیر اینکه قیامتی هست و اینکه خدا در این دنیا ناظر و فعال است و چگونه می‌توان به‌نحو درست خدا را عبادت کرد و....، عبادات، ابوابی از فقه است که اصل و ریشه در آنها تاسیس است، نه امضا و تایید، بر خلاف معاملات. عقل هر چه زور بزند نمی‌تواند بفهمد، بدون گزارش پیام آور وحی، که نماز چه اجزایی دارد.

🍂 همان شارع که سیر تا پیاز نماز را تاسیس کرد و ساخت و ابلاغ نمود، در مسائل مرتبط با روابط انسانی، برخوردی توأم با یادآوری آن چیزی دارد که عقل با تامل درک کرده‌بود یا می‌کند.

🍂 فقه اسلام، حکمی قطعی دارد که منکر آن، اگر بداند این حکم از ضروریات فقه است و انکار این حکم کند، دیگر مسلمان نیست؛ چه حکمی؟ «تقیه و مدارا» که در روایات گفته‌اند «کسی که ترک این حکم بدیهی اسلام را بکند، دین ندارد»؛ تقیه یعنی «مدارا»، یعنی «ملاحظۀ بناء عقلا در مواجهه با دیگران».

🍂 مدارا کردن در تعامل با دیگران، یک بناء عقلا بود که شرع آنرا ستوده و بر به کاربستن آن تاکید فراوان کرده، تا آنجا که «نه جزء از ده  جزء دین» را تقیه دانسته‌است.

🍂 حال از شما مخاطب محترم می‌‌پرسم، کجای تعامل ما با مسئله فلسطین و اسرائیل، وفق بناء عقلا رقم خورده‌است؟!

🔸عقل حکم می‌کند که انسان در برنامه‌هایش اولویت‌بندی کند؛
🔸عقل حکم می‌کند در حد توان و قدرت، هدف تعیین کند؛
🔸عقل حکم می‌کند جوری قدم برداشته شود که دیگر کشورها، خصوصا کشورهای اسلامی، همدل و همراه باشند، با برنامه و هدف ما در مسئلۀ فلسطین، و به‌تنهایی باری بر نداریم که کمر ملت ایران زیر سنگینی آن بشکند!
🔺شرع هم همین بناءهای عقلایی و احکام عقلی را تایید کرده‌است:
🔹شرع می‌گوید «لایکلف الله نفسا الا وسعا»، امر خدا به قدر وسع شماست؛
🔹شرع می‌گوید اصول و ریشه‌ها که «حفظ مملکت و مردم و فرهنگ و دین» یک ملت است را، فدای یک هدف فرعیِ دست‌نیافتنی نکنید. علی (ع) فرمود «از علائم زوال حکومت، تقدیم الفروع و تأخیر الاصول» است.

🍂 اصولا، معیشت مردم که بایست اصل باشد که در قبال تلاش برای محو اسرائیل، شده فرع. حکام توجهی ندارند که در اثر تحریم‌ها و انزوای بین‌المللیِ ناشی از شعار «محو اسرائیل»، چه خساراتی در این ۴۵ سال به زندگی و معیشت مردم، به دین مردم و حتی به نظام، که اینها حفظش را اوجب واجبات می‌خوانند، خورده‌است. مگر حفظ نظام با نارضایتی شدید مردم، بلکه با دشمنی اکثریت مردم با نظام شدنی‌ست؟!

🍂 بیایید دست از شعار «محو اسرائیل» بردارید؛ بیایید مثل عربستان، هدف شدنیِ «دو کشور در یک سرزمین» را انتخاب کنید در قبال مسئلۀ فلسطین. دین را بی‌رونق کردید با تحمیل فقر به مردم، به‌واسطۀ هدف «محو اسرائیل» که به دین نسبت دادید، حال آنکه این‌گونه سیاست، ربطی به دین ندارد. مردم و مملکت را در آستانۀ یک جنگ ویرانگر غیرضروری قرار دادید.

🍂 خدایا ما را از شر این قرائت نامعقول و نامشروع از دین نجات ده! خدایا دینت را از دست این جاهلان متنسک خلاص کن.


#حکومت_اسلامی #سیاست


🌾 @Naqdagin
چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟
@Naqdagin
🎧چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟ (+)

🍂 کتاب مشهور «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» در سال ۲۰۱۲ نوشته شده، اما آنقدر درباره‌اش صحبت شده و آنقدر بهش اشاره شده که انگار دهه‌هاست نوشته شده‌است. در این پادکست ۱۰ حرف حساب این کتاب فهرست‌وار توضیح داده می‌شود.


#نقد_کتاب #سیاست #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 انسان‌ها چرا با هم می‌جنگند؟

🎙#یووال_نوح_هراری


⬇️ پست بعد: #ویدیو_تحلیل به‌قلم #محبوبه_زمانیان



🌾 @Naqdagin
📘دربارۀ «انسان‌ها چرا با هم می‌جنگند؟»

✍🏻 #محبوبه_زمانیان

🍂 انصافا درِ اون دانشگاه و انجمن و هرچی که اینو بعنوان فیلسوفِ سخنران معرفی می‌کنه رو باید کاهگل گرفت. انسان بدون روایت، با همون تیر و تخته‌ای که می‌گه، فرقی نداره. شیادی این آدم اینجاست که کانتکست‌ها رو با هم قاطی می‌کنه.

🍂 یه آدم عاقل اونجا نیست که بهش بگه این چیزی که می‌گی، هیچ ربطی به جنگ نداره و فقط داری از موضوع جنگ، برای پروپاگاندای ذهن مریض و «روایت‌ستیز»ت استفاده می‌کنی، که نفسِ روایت رو بزنی. اونم چه روایتی؟ روایتی که معناسازی می‌کنه و دستگاه معرفت و شناخت ما رو می‌سازه.

🍂 گرچه این کچل کل ایران رو گرفته و دیگه دیر شده هشدار بدیم، ولی وقتی سواد جامعه، مدل لحاف چهل‌تیکه (یه ذره ازین یه ذره از اون) باشه و عمقی نداشته‌باشه، امثال همین «روایت‌ستیزان»، تریبون دستشون می‌افته که بیان با پروپاگاندای جهل‌شون، «اسطوره» و «تاریخ» و «میهن» و هر چی هست رو بریزن توی دریا!

🍂 متاسفانه چنین شگردهایی از شیادان، اینجا زیاد مخاطب داره؛ یک نمونه‌اش هم همون بحثی هست که دارن با تلفیق «جامعه‌شناسی» و «زیست‌شناسی»، نسخه می‌پیچن واسمون. یه روزی هم باخبر می‌شیم چه کلاه گشادی سرمون رفته که دیر شده.

🍂 دیگه وقتی تفاوت «اسطوره» و «دین» رو نمی‌فهمن و توی دانشگاه دارن مخ دانشجو رو با این اراجیف پر می‌کنن، مشخصه هدفشون از بین بردن روایت و کله‌پا کردن استقلال تاریخی جوامع و از بین بردن «معرفت تاریخی‌»شونه.

🍂 این فرایند رو هم فقط از دانشگاه شروع نکردند؛ اولین قدم‌شون، از بین بردن روایت‌های داستانی و فانتزی کودکان بود. دختر بچه‌ای که با افتخار می‌گفت «اگه داستان نوح واقعی باشه، پس داستان پری‌ها هم باید واقعی باشه، ولی می‌دونم که همه‌شون دروغ هستند» و چقدر همه خوشحال شدند که ببینید نسل جدید چقدر باهوشه و نسخۀ دین رو پیچیده!!!

🍂 جامعه اگه کمی هوشیاری خودش رو بالا ببره، متوجه می‌شه چطور دارن بی‌هویت و بی‌روایتش می‌کنند.

🍂 این شیاد هم کارش شده پروپاگاندا کردن، و مردم هم بسادگی میگن «دانشمنده، پس حتما علم داره و درست می‌گه». فهمیدن این که چی علم هست و چی شبه‌علم، فقط از ذهن آموزش‌دیده برمی‌آد، نه ذهنی که فقط کتاب می‌خونه و هر چی توی کتاب هست رو بدون خرد انتقادی کپی‌پیست می‌کنه توی کله‌اش.

🍂 قابل توجهِ اونایی که غش و ضعف می‌رن واسه «علم خالص زیست‌شناسی و عصب‌شناسی»، انسان دوران تیر و تخته که هنوز «قبیله» هم نشده‌بود و فقط یک «گروه» رو تشکیل می‌دادن، طبق مدارکی که از اون عصر بجا مونده، هم‌دیکه رو با دندون پاره می‌کردن. تمام استخوان‌هایی که ازشون به‌جا مونده، جای شکستگی و کشت‌و‌کشتاره. زن و بچۀ خودشونم می‌کشتن، چه برسه بیگانگان!

🍂 لابد این احمق می‌خواد بگه اونام سر روایت دعوا می‌کردن. اونم انسان اولیه‌ای که هنوز قدرت تکلم نداشت، چه برسه خیال‌پردازی! این جانور اگه فیلسوف بود، می‌دونست که از آغاز «عصر دیالوگ» بود که انسان، به‌شکل خودآگاهانه از کشتار هم‌نوعش عقب کشید. دیگه به‌هرحال، یه جهان‌وطن بیشتر از این نمی‌تونه بفهمه، دستِ خودش نیست.


#نقد_روشنفکران #تفکر_انتقادی


🌾 @Naqdagin
نقد کتابِ خردمند
@Naqdagin
🎧 نقد کتابِ «انسان خردمند» اثر #یووال_نوح_هراری

🎙 دکتر #شروین_وکیلی

🍂 در این نشست، به نقد و بررسی کتاب انسان خردمند اثر نویسنده ی اسرائیلی،‌ یووال نوح هراری،‌ پرداخته و دربارۀ خطاهای علمی موجود در کتاب و تلاش نویسنده برای سانسور نام #ایران زمین در ارجاعات تاریخی بحث شده‌است.

00:00 معرفی کتاب انسان خردمند
05:35 نوح هراری کیست؟
18:09 کتاب تا چه اندازه علمی و دقیق است؟
34:10 سانسور ایران زمین در سیر تحول تاریخ در این کتاب
47:29 خطاهای موجود در کتاب
01:19:37 نقد دیدگاه هراری دربارۀ منافع استعمار برای کشوری مانند هند
01:30:50 جمع‌بندی


#نقد_کتاب #نقد_روشنفکران
#آینه_تاریخ


🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
📘خردمند؟
— نقدی بر کتاب sapiens

✍🏻
دکتر #شروین_وکیلی

پیش‌گفتار (۱/۲)


🍂 کتاب «خردمند» (Sapiens) که در ایران با نام «انسان خردمند» ترجمه شده، نوشتاری است به قلم یووال نوح حراری که نخست به زبان عبری نوشته شد و توجه چندانی جلب نکرد. تا آن که در سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴.م) به زبان انگلیسی ترجمه شد و در مدتی کوتاه یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت. حراری و این کتاب پس از آن در کانون برنامه‌های تبلیغاتی گوناگونی قرار گرفتند. نامدارانی مانند بیل گیتس و باراک اوباما کتاب را ستودند و درباره‌ی روشنگر بودن متن و این که «چشم‌شان را بر واقعیت گشوده» سخن گفتند. این کتاب در سال ۱۳۹۶ با دو ترجمه‌ی پذیرفتنی جداگانه توسط نشر نو و نشر چشمه به چاپ رسید و در میان مخاطبان پارسی‌زبان هم با استقبالی چشمگیر روبرو شد.

🍂 پس از انتشار این کتاب به پارسی، بنا به درخواست دوستان نقدی که درباره‌اش داشتم را در قالب فیلمی کوتاه منتشر کردم، و واکنش‌های برخاسته از آن انگیزه‌ای شد که سخنم را قدری دقیقتر بنویسم تا شکل کتبی هم در اختیار علاقمندان قرار بگیرد. این واکنش‌ها اغلب مثبت و اندیشمندانه بود. اما گاه خرده‌گیری‌هایی عجیب و غریب هم در کنارش دیده می‌شد. مثلا این که ده سالی در دانشکده‌ی علوم دانشگاه تهران تکامل درس داده‌ام و کتابی پرخواننده درباره‌ی تکامل انسان نوشته‌ام، این تصور را در بدبینان ایجاد کرده بود که انگار از سر رقابت کتاب «خردمند» را نقد کرده‌ام. یا می‌گفتند به خاطر تعلق خاطری که به هویت ایرانی و ملیت‌ام دارم در محتوای کتاب ایراد می‌گیرم. پیش از ورود به اصل بحث بد نیست این گره‌ی جدلی را همین‌جا بگشایم.

🍂 نخست آن که این داده‌ها هم درست است و هم مایه‌ی مباهات من، اما در ارتباط با نقد کتاب اگر نقطه‌ی قوت نباشد، بی‌شک نقطه‌ی ضعف نیست. من از سویی سرافرازم که ایرانی هستم و بر هویت ملی و تاریخی خودم و مردمم پافشاری دارم و مدافع آن هستم، از سوی دیگر افتخار می‌کنم که حدود یک دهه (تا سال پرماجرای ۱۳۸۸) در دانشگاه تهران با محور تکامل انسان تدریس کرده‌ام و کتابی هم که از درسنامه‌هایم فراهم آمده پرخواننده و اثرگذار بوده است. (نام این کتاب «فرگشت انسان» است و چون کاغذی‌اش نایاب شده الکترونیکی‌اش را روی کانال تلگرام‌ام گذاشته‌ام.)

🍂 چنان که در این نوشتار نشان خواهم داد، نقطه ضعف اصلی کتاب حراری هم به همین دو نقطه –خطاهایش در زمینه‌ی تکامل و تحریف ایران‌زدایانه‌ی تاریخ جهان- مربوط می‌شود. از این رو آشکار است که تجربه‌ی دانشگاهی‌ام و خاستگاه تمدنی‌ام در نقدی که دارم موثر است، و چه خوب که چنین است. چون دست گشودن به نقد انگیزه‌ای و پایگاهی از دانایی می‌طلبد که درباره‌ی «خردمند»، همین‌هاست.

🍂 اصل بحث اما به حیطه‌ی نقد و میدان دانایی مربوط می‌شود و ربطی به این ندارد که من کجایی هستم یا چه نوشته‌ام و چه تدریس کرده‌ام. اگر کتابی به دلایلی ایدئولوژیک عناصری مهم در موضوع بحث خود را نادیده بگیرد یا تحریف کند، باید به آن عناصر اشاره کرد و نقدش کرد. همچنین اگر کتابی اطلاعاتی نادرست و دست‌چین شده را به دست دهد و تعمیم‌هایی نا به جا و اشتباه‌ برانگیز به دست دهد، باید درست‌اش را طرح کرد و گفت و این شیوه‌ایست که دانایی نزد دانایان افزایش می‌یابد و خرد نزد خردمندان می‌بالد، مستقل از این که منتقد در این زمینه تجربه‌ای دانشگاهی یا کتابهایی داشته باشد یا نداشته باشد؛ و البته که دانستن موضع منتقد و پیشینه و اعتبارش در زمینه‌ای که دست به نقد می‌برد، برای ارزیابی سخن‌اش ارزشمند است. این چند سطر هم به همین قصد نوشته شد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘خردمند؟
— نقدی بر کتاب sapiens

✍🏻
دکتر #شروین_وکیلی

پیش‌گفتار (۲/۲)


🍂 با این مقدمه، گمان می‌کنم بحث درباره‌ی نویسنده‌ی این سطور در مقام منتقد به قدر کافی روشن شده باشد. پس نیکوست که پیش از نقد کتاب «خردمند» قدری دقیقتر نویسنده‌اش را نیز بشناسیم. یووال نوح حراری (زاده‌ی ‍۱۳۵۴ در اسرائیل) استاد تاریخ در دانشگاه عبری اورشلیم است و در همین نهاد تحصیل کرده است و دکترایش را از کالج عیسی مسیح در آکسفورد دریافت کرده است. پایان‌نامه‌ی دکترایش درباره‌ی تحلیل زندگینامه‌ها و خاطرات سربازان و سردارانی بوده که در دوران نوزایی در اروپا می‌زیستند، که ارتباطی با کتابها و عقاید بعدی‌اش ندارد. حراری گیاهخواری سرسخت است، از پیروان پر و پا قرص آیین بودایی ویپاسانا محسوب می‌شود، و همجنس‌گراست و دو سال پیش از ترجمه و انتشار کتابش به انگلیسی به طور رسمی با مردی به نام اسحاق یاحاو ازدواج کرد که مدیر برنامه‌هایش هم هست و همان کسی است که به شهرت رسیدن‌اش را ممکن ساخته است.

🍂 ناگفته پیداست که زندگی شخصی حراری البته به خودش مربوط می‌شود و هرکس آزادی مطلق دارد که هرچه می‌خواهد بخورد یا نخورد و پیرو هر عقیده‌ای باشد و با هرکس خواست ازدواج بکند یا نکند. اما گاه عناصری زندگینامه‌ای تعیین کننده‌ی چیزهایی است که نویسندگان می‌نویسند، و در این حالت به بهانه‌ی خصوصی بودنِ این امور نمی‌توان از آنها چشم‌پوشی کرد. به ویژه که حراری با اشتیاق و صراحت فراوان مدام هرسه عنصر یاد شده (گیاهخواری، بودایی‌گرای و همجنس‌گرایی) را تبلیغ می‌کند و تقریبا در همه‌ی سخنرانی‌ها و گفتارهایی که درباره‌ی کتابش داشته، به شکلی در این سه مورد اعلام موضع می‌کند. از این رو دانستن این نکات و چگونگی به جریان افتادن معناهای برخاسته از آن در متن سودمند و کارگشاست.

🍂 عنصر زندگینامه‌ای دیگری که درباره‌اش کمتر سخن می‌گوید اما شالوده‌ی نظری سخنانش را بر می‌سازد، صهیونیسم است. هرچند در این مورد بسیار به ندرت سخن می‌گوید، اما دو عنصر کلیدی در آرای او مدام به شکلی صریح یا ضمنی تکرار می‌شود که عبارتند از بزرگداشت قوم یهود و در ضمن خوار شمردن کتاب مقدس و دین یهودیت، در کنار پایبندی به شکلی از سوسیالیسم مارکسیستی که در ضمن با ستایش قدرت عریان و متمرکز گره خورده است. حراری در این زمینه‌ها صراحت ندارد و برچسبی بر آرای سیاسی خود نمی‌زند، اما این سه رکن که برسازنده‌ی صهیونیسم هستند در گفتار و نوشتارش برجستگی دارند.

🍂 شهرت حراری در ضمن به ویژگی‌های شخصیتی دیگرش هم باز می‌گردد. او سخنرانی پرشور و شیرین سخن است و نوشتارش هم روان و جذاب خواندنی است. با لهجه‌ای اسرائیلی –که تقریبا همان لهجه‌ی اغراق‌شده‌ی فارسی خودمان است- انگلیسی حرف می‌زند و به ویژه در صادر کردن حکمهای کلی عجیب و غریبی مهارت دارد، که مایه‌ی شگفتی و جلب توجه می‌شود، اما کمی بعدتر معلوم می‌شود منظورش چیزی پیش‌پا افتاده‌تر بوده است. مثلا می‌گوید نخستین موشک‌های هدایت‌شونده را ژاپنی‌ها اختراع کردند،‌ و کمی بعد مشخص می‌شود که منظورش کامیکازه‌ها هستند که شایسته‌تر است هواپیمای سرنشین‌دار نامیده شوند، تا موشک هدایت‌شونده. اکنون با این زمینه درباره‌ی نویسنده، می‌توان به نوشته پرداخت.

🔻و اما کتاب «خردمند»:

🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
زمان مطالعه: ۲۸ دقیقه
🔖 ۵۴۶۳ واژه

#نقد_کتاب #نقد_روشنفکران
#آینه_تاریخ #ایران


🌾 @Naqdagin
پیشگویی یا افسانه؟
@Naqdagin
🎧پیشگویی یا افسانه؟
— جادوی سیاه و طلسم ویرانگر اِرمیای نبی در سرنوشت بابل
قسمت دوم، از فصل «فتح بابل» از کتاب «کوروش رهایی‌بخش»، اثر دکتر #شروین_وکیلی

🎙سوسن آذیش


#آینه_تاریخ #ایران #کتاب_صوتی



🌾 @Naqdagin | @sherwin_vakili
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 پناهیان در اظهاراتی عجیب روی آنتن زنده، ضمن انتقاد از پیامبر اسلام، او را «گوشت تلخ» دانست

👳🏿‍♂️ یادآوری‌اش بد نیست که روزی در این مملکت، هاشم آقاجری بعنوان یک استاد تاریخ و مبارز سیاسی در انقلاب ۵۷، به‌بهانۀ اینکه «تقلید» را «کار میمون» دانسته‌بود و رابطۀ دینی صحیح را از سنخ تقلید ندانسته‌بود، کارش به جاهای باریک کشید. حالا وضع جامعه در خروج از دین چنان تغییر کرده که زبان تندروترین آخوندها هم در نقد اساسِ دکان‌شان چنین باز شده‌است. هرچند، حرفی هم که می‌زند، در جهتِ توجیه استبداد حکومت ولایت فقیه است و یک روال رایج آخوندهای حکومتی که برای توجیه وضع فاجعه‌بار هر زمان، یک تصویر سیاه مشابه از صدر اسلام تحویل مخاطب می‌دهند؛ از جمله در اختلاس‌ها، مدتی‌ ارجاع به دوران علی می‌دادند که در آن زمان نیز فسادهای اقتصادی بزرگ بود. اسلام و تاریخش، قبل از رسیدن به قدرت، به‌مثابه سلاح برای زدن حاکمیت مستقر استفاده می‌شد، حالا برای توجیه و ماله‌کشی گندها و فسادها و سرکوب آزادی‌ها. گویا اسلام برای آخوندها، چیزی بیشتر از «خمیرِ بازی» نیست که بنا به اقتضای موقعیت و خواست‌ و ارادۀ آن‌ها، به هر شکلی در می‌آید!



🌾 @Naqdagin
📺 دروغگوییِ سخنرانِ درباری برای اغوای الوات و قمه‌کشان؟

وقتی تاریخ معاصر را برای اغراض کوتاه‌مدت و حقیر سیاسی‌شان، چنین آشکارا تحریف می‌کنند، به تاریخ اسلامی که حدود دو قرن بعد از محمد بن عبدالله، به‌فرمان و تحت نظارتِ حکومت‌های زمان نوشته شده‌است، می‌توان اعتماد کرد و اساسِ دین‌داری خود و فهم خود از چیستیِ زندگی و باید/نبایدهای‌ اخلاقی و چیستی معنویت و روش حکومت‌داری در زمانه‌ای بس متفاوت را بر آن بنا گذاشت؟

🔻به‌نقل از ایسنا (اینجا)
بامداد روز ۱۱ آبان ۱۳۴۲ طیب حاج‌رضایی و اسماعیل رضایی به اتهام فعالیت مجرمانه و خیانتکارانه به منظور برهم زدن نظم و امنیت عمومی در روز ۱۵ خرداد اعدام شدند؛

🔺یعنی در سالگرد ۱۵ خرداد ۴۲، او اساسا زنده نبود!

🔻به‌نقل از ایسنا (اینجا)
طیب مثل بسیاری از هم‌سنخان خود اهل دعوا بود. به خاطر زور و بازویش بد نمی‌دید با مردم درگیر شود. او را به عنوان یکی از جاهلان یا‌‌‌ همان لوطی‌های جنوب تهران می‌شناختند. چهره‌ای که در کنار شعبان جعفری از جمله افرادی بود که وقتی نوچه‌هایش در کنارش قرار می‌گرفتند تصویری رعب‌آور برای هر عابر ناآشنایی داشت.

صد‌ها درگیری و چاقوکشی از طیب در شهربانی وقت گزارش شده و برای چنین رویه‌ای بار‌ها محکوم و زندانی شد. از جمله آنکه در سال ۱۳۱۶ به دو سال حبس انفرادی و پنج سال حبس با اعمال شاقه محکوم شد و دی‌ماه ۱۳۲۳ نیز به سبب شرارت‌هایش بازداشت و به بندرعباس تبعید شد. در سندی که به تاریخ ۲۳/۱۰/۱۷ درباره وی وجود دارد شهربانی تهران طی نامه‌ای به شهربانی بندرعباس سبب بازداشت او را اتهام قتل دانسته است. به تهران که بازگشت حجره‌ای در بازار خرید و کمتر به دعواهای بی‌دلیل روی آورد، ولی باز در مواقع حساس از زور بازویش در راه ناصواب بهره برد.

گفته می‌شود طیب بودجه خرید این حجره را هم از راه‌هایی به سبک خود جمع کرد، چرا که ابتدا در میدان میوه «درباغی» می‌گرفت. درباغی واژه‌ای مربوط به‌‌‌‌ همان سال‌هاست به این معنا که چند «گنده‌لات» با جمع کردن تعدادی «نوچه» در مقابل هر یک از دروازه‌های میدان ایستاده و هر بار میوه‌ای که وارد و یا خارج می‌شد، از آن باج می‌گرفتند.

برخی روایت می‌کنند که وکیل مدافع طیب در دادگاه می‌گوید: «خالکوبی طیب دلیل علاقه‌مندی او به کشور است» و خانواده‌اش نیز از «پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی» آزادی او را درخواست می‌کنند. وکیل طیب حتی یادآور می‌شود که او «تمثال شاهنشاه فقید را بر روی شکم و پس از آن تمثال مبارک شاهانه را با تاج پهلوی و دو پرچم ایران بر روی سینه و تمثال خجسته دیگری از ذات اقدس ملوکانه را بر روی دست خویش خالکوبی کرده که همین تحمل چندین هزار سوزن بر بدن برای حک این تمثال‌های مقدس نشانه ‌‌‌‌نهایت علاقه و دلبستگی بی‌شائبه اوست...»



#آخوندیسم


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – هنوز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 یهوه یهویی وارد صحنه می‌شه!
— مصائبِ بی‌‌پایانِ «خدا می‌فرماید که...»

👳🏿‍♂️ علی‌الظاهر و بنا بر این قصه‌بافی‌ها، کل تاریخ بشر، توسط یک خدایِ بیمار و بی‌کار نوشته‌شده و یک‌سری روان‌رنجورِ از غارِ کهف درآمده هم تحتِ عنوانِ متصلان و سخنگویانِ انحصاریِ این خدا، آن را مثل یک کارتون و داستانِ مضحک و سطحی و مبتذل، بدون اندک تأثیری از عقلانیت مدرن و پیچیدگی‌های موجود در روایت‌گری مدرن، افشا می‌کنند و ما هم باید درحالی‌که تخمه می‌شکنیم، حس کنیم که چقدر دین‌مان کامل است و از بحرِ بی‌کرانِ معنویتِ(!) موجود در سخنانِ این آخوندهایِ خرفتِ خرافاتیِ کراواتی و غیر کراواتی‌ متحیر شویم؛ لمپن‌های بی‌سوادی که هنری جز جلوه‌گری از طریقِ تراشیدن و جعلِ مکرر کراماتی نو برای مذهبِ موروثی‌شان ندارند، و هیچ سخنِ وزین و حرفِ عمیق و اصیلی در بساط‌شان نیست.


#خواب_عمیق


🌾 @Naqdagin
اسلام‌گرایی، ترکیه و آخوندیسم
@Naqdagin
🎧اسلام‌گرایی، ترکیه و آخوندیسم
— برشی از مصاحبۀ تلویزیون پارس

🎙دکتر #محسن_بنائی

🔶سخنانی پیرامونِ «انتخابات اخیر ترکیه و نظام سیاسی‌ آن، نقد و بررسی سخنِ فرزند سید حسین نصر، تمایزِ نقشِ روحانیت در میان مسلمانان و شیعیان، معنای حضور مردم در سیزده‌بدر»

15:18 روحانیت شیعه برخلاف روحانیت سنیِ موجود در ترکیه، زیستی انگلی و صرفا مصرف‌کننده دارد. فقط ثروت‌ها و منابع طبیعی ما را غارت نمی‌کنند که مصرف‌کننده‌اش باشند؛ فقط ایران ما را مصرف نکردند، بلکه دین خودشان را هم مصرف کردند برای سود بیشتر


#سیاست #آخوندیسم


🌾 @Naqdagin