Telegram
نقدآگین
📘چرا رای نمیدهم؟
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
۶- به باور من، تنها نیروی موثری که در تمامی دهههای اخیر توانسته اندک مقاومت معناداری در برابر سیاستهای کلان حکومتی از خود نشان دهد و روزنههایی از امکان زیست طبیعی برای شهروندان را باز کند، مقاومت جنبشهای خودجوش اجتماعی و سیاسی بوده که جرات داشتهاند به کلیت این وضعیت رو به زوال «نه» بگویند.
🔺🔺🔺بزرگترین ماموریت نیروهای حاضر در انتخابات از نگاه من، تنها و تنها به شکست کشاندن موج مقاومتهای اجتماعی از طریق بالا بردنِ مشارکت انتخاباتی است تا بتوانند بازگشت دوبارهی جامعه، از وضعیت مقاومت معنادار، به سرسپردگی در مدلهای نمایشی را جشن بگیرند. بزرگترین پیروزی تمامی جناحهای حاضر تنها غلبه بر نفس باور عمومی به «امکان گذار» از این دور باطل است. من به ابزار خفه کردن جنبش مقاومت اجتماعی بدل نمیشوم.
۷- ادامهدار شدن چالشهای کلان، جامعهی ایرانی را فرسوده کرده و در معرض فروپاشی قرار دادهاست. جامعهی ما توان تحمل فقر و تورم و بیکاری بیشتر از این را ندارد. زنان ما بیش از این پذیرای سرکوب و تبعیض سیستماتیک حکومتی نیستند. آپارتاید مذهبی، بخش بزرگی از جامعهی ایرانی را «غیرخودی» و خفه کردهاست.
🔻در چنین شرایطی، اگر ما هنوز توانستهایم اندک پیوندهای اجتماعی و ملی خود را حفظ کنیم، محصول نوعی «همدلی ملی» بودهاست. یعنی در هرکجا و در هر موقعیتی که هستیم، دردهای همدیگر را درد خودمان دانستهایم و پیام حمایتمان را به هموطنان خودمان رساندهایم.
🔻 اما پیام مشارکت در چنین انتخابات بیمعنایی برای اقشاری که بیشترین فشار را تحمل میکنند این است که ما علیرغم آگاهی به تمامی این شکافها، دیگر انگیزهای برای حل واقعی مساله نداریم. این یعنی گسست بیشتر اجتماعی. بیاعتمادی حتی نسبت به هموطنان.
🍂 من چنین پیامی به هموطنان خودم ارسال نمیکنم. من با تحریم انتخابات به آنها اطمینان میدهم که هرچند حل تمامی این بحرانها در کوتاهمدت غیرممکن است، اما من دستکم ابزارِ «به تعویق انداختن جراحیهای سخت» نخواهم شد.
۸- در نهایت اینکه، هدف اصلی و چشمانداز من برای آیندهی این کشور، رسیدن به ملتی یکپارچه ذیل سایهی ایرانی دموکراتیک، سکولار و رو به توسعه و پیشرفت است. هرچند که دستیابی به چنین آیندهای نیازمند حرکتی گامبهگام و تلاش مداوم برای کاهش هزینههاست، اما هیچ اقدامی که ما را از اصل چشمانداز نهایی دور و منحرف کند، نمیتواند بخشی از مسیر قلمداد شود.
🍂 بلوغی که جامعهی ایرانی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» کسب کرده، ارزشمندترین سرمایهی ما برای امیدواری به این آینده است. ما نباید این سرمایهی ارزشمند را تحقیر کرده و با دست خود از بین ببریم. کسب این آگاهی و این توافق گسترده در میان لایههای گستردهی اجتماعی، باید به سنگ بنا و موضوع و محور تمامی مذاکرات سیاسی کشور بدل شود.
🔻در جامعهای که زنانش ضرورت آزادی خود را فهم کردهاند و برای کسب حقوق انسانیشان به پا خاستهاند، حمایت از چهرهها و جریاناتی که بهترینشان مدعی است «ما دختران را بد تربیت کردهایم» یک سقوط تاریخی است.
🍂 من با رای خودم بر این توهین آشکار به شعور، استقلال و بلوغ زنان کشورم مهر تایید نمیزنم. بلکه اتفاقا از فرصت صندوق رای استفاده میکنم و به درستی از همین دریچه «پیام آشکار خودم» را به تمامی تحقیرکنندگان جامعهی ایرانی ارسال میکنم:
🍂 رای ندادن من از سر ناامیدی و سرخوردگی و یاس نیست، کاملا برعکس. من به نام «زن، زندگی، آزادی» به شما و صندوقتان و نمایشهای و دسیسهها و جدالهای حقیرانهتان «نه» میگویم؛ خودم را در مسیر حل واقعی بحرانهای کشور قرار میدهم و پیشاپیش نشان میدهم که در هیچ یک از بزنگاهها و بحرانهایی که حاکمیت سرکوبگر شما به دنبال خواهد داشت، در کنار شما نخواهم ایستاد.
#استمرارطالبان ≠ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻 #آرمان_امیری
۶- به باور من، تنها نیروی موثری که در تمامی دهههای اخیر توانسته اندک مقاومت معناداری در برابر سیاستهای کلان حکومتی از خود نشان دهد و روزنههایی از امکان زیست طبیعی برای شهروندان را باز کند، مقاومت جنبشهای خودجوش اجتماعی و سیاسی بوده که جرات داشتهاند به کلیت این وضعیت رو به زوال «نه» بگویند.
🔺🔺🔺بزرگترین ماموریت نیروهای حاضر در انتخابات از نگاه من، تنها و تنها به شکست کشاندن موج مقاومتهای اجتماعی از طریق بالا بردنِ مشارکت انتخاباتی است تا بتوانند بازگشت دوبارهی جامعه، از وضعیت مقاومت معنادار، به سرسپردگی در مدلهای نمایشی را جشن بگیرند. بزرگترین پیروزی تمامی جناحهای حاضر تنها غلبه بر نفس باور عمومی به «امکان گذار» از این دور باطل است. من به ابزار خفه کردن جنبش مقاومت اجتماعی بدل نمیشوم.
۷- ادامهدار شدن چالشهای کلان، جامعهی ایرانی را فرسوده کرده و در معرض فروپاشی قرار دادهاست. جامعهی ما توان تحمل فقر و تورم و بیکاری بیشتر از این را ندارد. زنان ما بیش از این پذیرای سرکوب و تبعیض سیستماتیک حکومتی نیستند. آپارتاید مذهبی، بخش بزرگی از جامعهی ایرانی را «غیرخودی» و خفه کردهاست.
🔻در چنین شرایطی، اگر ما هنوز توانستهایم اندک پیوندهای اجتماعی و ملی خود را حفظ کنیم، محصول نوعی «همدلی ملی» بودهاست. یعنی در هرکجا و در هر موقعیتی که هستیم، دردهای همدیگر را درد خودمان دانستهایم و پیام حمایتمان را به هموطنان خودمان رساندهایم.
🔻 اما پیام مشارکت در چنین انتخابات بیمعنایی برای اقشاری که بیشترین فشار را تحمل میکنند این است که ما علیرغم آگاهی به تمامی این شکافها، دیگر انگیزهای برای حل واقعی مساله نداریم. این یعنی گسست بیشتر اجتماعی. بیاعتمادی حتی نسبت به هموطنان.
🍂 من چنین پیامی به هموطنان خودم ارسال نمیکنم. من با تحریم انتخابات به آنها اطمینان میدهم که هرچند حل تمامی این بحرانها در کوتاهمدت غیرممکن است، اما من دستکم ابزارِ «به تعویق انداختن جراحیهای سخت» نخواهم شد.
۸- در نهایت اینکه، هدف اصلی و چشمانداز من برای آیندهی این کشور، رسیدن به ملتی یکپارچه ذیل سایهی ایرانی دموکراتیک، سکولار و رو به توسعه و پیشرفت است. هرچند که دستیابی به چنین آیندهای نیازمند حرکتی گامبهگام و تلاش مداوم برای کاهش هزینههاست، اما هیچ اقدامی که ما را از اصل چشمانداز نهایی دور و منحرف کند، نمیتواند بخشی از مسیر قلمداد شود.
🍂 بلوغی که جامعهی ایرانی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» کسب کرده، ارزشمندترین سرمایهی ما برای امیدواری به این آینده است. ما نباید این سرمایهی ارزشمند را تحقیر کرده و با دست خود از بین ببریم. کسب این آگاهی و این توافق گسترده در میان لایههای گستردهی اجتماعی، باید به سنگ بنا و موضوع و محور تمامی مذاکرات سیاسی کشور بدل شود.
🔻در جامعهای که زنانش ضرورت آزادی خود را فهم کردهاند و برای کسب حقوق انسانیشان به پا خاستهاند، حمایت از چهرهها و جریاناتی که بهترینشان مدعی است «ما دختران را بد تربیت کردهایم» یک سقوط تاریخی است.
🍂 من با رای خودم بر این توهین آشکار به شعور، استقلال و بلوغ زنان کشورم مهر تایید نمیزنم. بلکه اتفاقا از فرصت صندوق رای استفاده میکنم و به درستی از همین دریچه «پیام آشکار خودم» را به تمامی تحقیرکنندگان جامعهی ایرانی ارسال میکنم:
🍂 رای ندادن من از سر ناامیدی و سرخوردگی و یاس نیست، کاملا برعکس. من به نام «زن، زندگی، آزادی» به شما و صندوقتان و نمایشهای و دسیسهها و جدالهای حقیرانهتان «نه» میگویم؛ خودم را در مسیر حل واقعی بحرانهای کشور قرار میدهم و پیشاپیش نشان میدهم که در هیچ یک از بزنگاهها و بحرانهایی که حاکمیت سرکوبگر شما به دنبال خواهد داشت، در کنار شما نخواهم ایستاد.
#استمرارطالبان ≠ #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
نقدآگین
📺 روانکاویِ ناخودآگاهیِ سیاستمداران 🎙 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی #زیستروان #حکومت_اسلامی ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 روانکاویِ «منتخبانِ رهبر» در مناظرههای انتخاباتی
🎙 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
#زیستروان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
🎙 دکتر #محمدرضا_ابراهیمی
#زیستروان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DrEbrahime
Telegram
نقدآگین
📘پزشکیان و چشمهای مسعود!
✍🏻 #مینا_احدی
🍂 همدورهایهای او، پزشکیان را با این قیافه میشناسند. همدورۀ ما در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تبریز بود و یکی از دهها فالانژ وقیح که به تظاهراتها حمله میکرد و با چاقو و زنجیر، دخترانِ مخالف حجاب و صدها دانشجوی مخالف خمینی و حکومت اسلامیاش را نشانه میگرفت. در ابتدا، انجمن اسلامی سازمان دادند و سپس با چاقو و زنجیر حمله کردند، و در نهایت، کلاشینکف در دست گرفتند و زدند و کشتند و با خونریزی و پاکسازی دانشگاهها، پایههای حکومتشان را محکم کردند.
🍂 در مورد پزشکیانی حرف میزنم که انجمن اسلامی دانشگاه را تاسیس کرد و با جان و دل از حکومت دفاع میکرد.
🍂 در مورد پزشکیانی که وقتی رفسنجانی را در سال ۵۸ دعوت کردند در دانشگاه تبریز، که اساسا زیر سیطرۀ چپها بود، سخنرانی کند و اسلامیها و رفقای پزشکیان قدرقدرتی کنند، با اعتراض ما، رفسنجانی از ترس، پا به فرار گذاشت و یک نعلین او در صحن دانشگاه بجا ماند! و سپس تصمیم گرفتند با جنایت، ما را ساکت کنند. اولین قتل وحشتناک در دانشگاه تبریز، دزدیدن و کشتن مسعود بود؛ دانشجوی همین دانشگاه که به همراه دو نفر دیگر، گم شدند.
🍂 درست یادم هست که بعد از جستجو و پیگیری توام با ترس ما، یکی از دوستانم در مقابلِ دادسرای شهر، اتفاقی میبیند که چند پیکر جوانان کشتهشده را جابجا میکنند و مسعود را شناخت.
🍂 فردا در گورستان شهر تبریز، او را بدرقه کردیم؛ دوستان پزشکیان مسعود را کشته و چشمهایش را از حدقه در آوردهبودند.
🍂 بر مزارش سخنرانی کردم و گفتم ما با جنایتکارانی وحشی روبرو هستیم و پیام وحشیگری خود را آنزمان چنین بما دادند؛ ۴۴ سال است که کماکان میکشند و به چشمها شلیک میکنند.
🍂 این روزها که بساط مشمئزکنندۀ جدل بین چند مفتخور و جانی و قاتل و بیسواد و پفیوز ، بعنوان کاندیداهای ریاست جمهوری، در جریان است و یک مشت کثافتِ مدافعِ این خونریزان، بازارِ مثلا انتخابات را داغ میکنند، خواستم فقط کوتاه بگویم هر کس رای داد، در مقابل مردم ایران ایستاده و دشمن کارگر و دانشجو و بازنشسته و زندانی سیاسی و تمام جوانانیست که از روز اولِ روی کار آمدن این لاشخورهای اسلامی تا امروز، در مقابلِ اینها ایستاده و قهرمانانه جان باختهاند.
🍂 این نمایشِ مسخره و این جدیگرفتن ماجرا، واقعا مشمئزکننده است. شش مرد جانی و مرتجع و زنستیز را در مقابلِ جامعهای که بپا خاسته و مهر زنانگی بر آن حک شدهاست، پرت کردهاند و میگویند پای صندوق بیایید، و شرم هم نمیکنند که جار بزنند «این رای به مشروعیت نظام است».
🍂 خودشان هم خوب میدانند که در نهایت، دیکتاتور اعظم خواهد گفت که چه غلامی از صندوقهای مسخرۀ اینها بیرون میآید. شرکت در این سیرک، در جهتِ تقویت سیستمیست که در هر دوره، فقر و سرکوب و خفقان و اعدام را نگه داشته و بسط دادهاست، و توهین به معنای شهروندی و ایرانیبودن است. در مقابل این بازی مسخره باید ایستاد و بویژه در خارج کشور، صندوقهای بیعت را باید بر سرشان خراب کرد.
#استمرارطالبان = #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مینا_احدی
🍂 همدورهایهای او، پزشکیان را با این قیافه میشناسند. همدورۀ ما در دانشکدۀ پزشکی دانشگاه تبریز بود و یکی از دهها فالانژ وقیح که به تظاهراتها حمله میکرد و با چاقو و زنجیر، دخترانِ مخالف حجاب و صدها دانشجوی مخالف خمینی و حکومت اسلامیاش را نشانه میگرفت. در ابتدا، انجمن اسلامی سازمان دادند و سپس با چاقو و زنجیر حمله کردند، و در نهایت، کلاشینکف در دست گرفتند و زدند و کشتند و با خونریزی و پاکسازی دانشگاهها، پایههای حکومتشان را محکم کردند.
🍂 در مورد پزشکیانی حرف میزنم که انجمن اسلامی دانشگاه را تاسیس کرد و با جان و دل از حکومت دفاع میکرد.
🍂 در مورد پزشکیانی که وقتی رفسنجانی را در سال ۵۸ دعوت کردند در دانشگاه تبریز، که اساسا زیر سیطرۀ چپها بود، سخنرانی کند و اسلامیها و رفقای پزشکیان قدرقدرتی کنند، با اعتراض ما، رفسنجانی از ترس، پا به فرار گذاشت و یک نعلین او در صحن دانشگاه بجا ماند! و سپس تصمیم گرفتند با جنایت، ما را ساکت کنند. اولین قتل وحشتناک در دانشگاه تبریز، دزدیدن و کشتن مسعود بود؛ دانشجوی همین دانشگاه که به همراه دو نفر دیگر، گم شدند.
🍂 درست یادم هست که بعد از جستجو و پیگیری توام با ترس ما، یکی از دوستانم در مقابلِ دادسرای شهر، اتفاقی میبیند که چند پیکر جوانان کشتهشده را جابجا میکنند و مسعود را شناخت.
🍂 فردا در گورستان شهر تبریز، او را بدرقه کردیم؛ دوستان پزشکیان مسعود را کشته و چشمهایش را از حدقه در آوردهبودند.
🍂 بر مزارش سخنرانی کردم و گفتم ما با جنایتکارانی وحشی روبرو هستیم و پیام وحشیگری خود را آنزمان چنین بما دادند؛ ۴۴ سال است که کماکان میکشند و به چشمها شلیک میکنند.
🍂 این روزها که بساط مشمئزکنندۀ جدل بین چند مفتخور و جانی و قاتل و بیسواد و پفیوز ، بعنوان کاندیداهای ریاست جمهوری، در جریان است و یک مشت کثافتِ مدافعِ این خونریزان، بازارِ مثلا انتخابات را داغ میکنند، خواستم فقط کوتاه بگویم هر کس رای داد، در مقابل مردم ایران ایستاده و دشمن کارگر و دانشجو و بازنشسته و زندانی سیاسی و تمام جوانانیست که از روز اولِ روی کار آمدن این لاشخورهای اسلامی تا امروز، در مقابلِ اینها ایستاده و قهرمانانه جان باختهاند.
🍂 این نمایشِ مسخره و این جدیگرفتن ماجرا، واقعا مشمئزکننده است. شش مرد جانی و مرتجع و زنستیز را در مقابلِ جامعهای که بپا خاسته و مهر زنانگی بر آن حک شدهاست، پرت کردهاند و میگویند پای صندوق بیایید، و شرم هم نمیکنند که جار بزنند «این رای به مشروعیت نظام است».
🍂 خودشان هم خوب میدانند که در نهایت، دیکتاتور اعظم خواهد گفت که چه غلامی از صندوقهای مسخرۀ اینها بیرون میآید. شرکت در این سیرک، در جهتِ تقویت سیستمیست که در هر دوره، فقر و سرکوب و خفقان و اعدام را نگه داشته و بسط دادهاست، و توهین به معنای شهروندی و ایرانیبودن است. در مقابل این بازی مسخره باید ایستاد و بویژه در خارج کشور، صندوقهای بیعت را باید بر سرشان خراب کرد.
#استمرارطالبان = #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 آنچه به گمان دریافتم این است که پزشکیان، علیرغم صداقت و سادگی و دلسوزی، سیاستمداری ضعیف و رئیسی ناتوان در برابر ستمگران و زورگویان و اقتدارگرایان است.
🍂 سیاستِ پزشکیان در برابر نظامِ اقتدار و زور، حاکمیّت قهر و سرکوب، بهواقع که سیاستِ ضعف و ذلّت است نه عزّت و مقاومت. سیاستِ التماس است نه اعتراض.
🍂 از این سیاست، البته یک دولتِ زبون و تسلیم درمیآید که بناست تقصیرات و گناهان نظام را گردن بگیرد، نه یک دولتِ عزّتمند و مقاوم. اگر بناست که حقّ شهروندان را باز گرفت، از آزادی مردمان صیانت کرد، عدالت را گستراند و از برابری دفاع کرد، حاجت به عزّت و مقاومت است در برابر خودکامگی و دیکتاتوری؛ مقاومت عزّتمند بر سر حقّ و حقوق مردم.
🍂 با سیاستِ ضعف و ذلّت در برابر قدرتِ مطلق و خودرأی، نمیتوان حقوق ملّت را استیفا کرد؛ نمیتوان حقّ مردم را از اقتدار و ولایت باز گرفت؛ نمیتوان صدای بیصدایان شد؛ نمیتوان کارگزار و وکیلِ جمهورِ مردم شد.
🍂 برای احقاق حقّ ملّت، برای وکالتِ جمهوری، سیاستِ عزّت و مقاومت را باید پیش گرفت؛ همان سیاستی که جنبش سبز با رهبری و همراهی ميرحسين موسوی به صحنه آمد.
🍂 عاقبتِ سیاستِ ضعف و ذلّت، تسامح و تساهل است در برابر ولایت و سلطانیّت. آقای پزشکیان، نه صدای بیصدایان که بیصداییست که کسی باید صدای خود او باشد. با فرض پیروزی و تصرّف قدرت، از پزشکیان یک رئیس «ناتوان، بدنام و ناکار» خواهد ماند که از این سو و آن سو فحش میخورد؛ درحالی که رهبر نظام با ژست اپوزیسیون و معترض به او مینگرد.
🍂 نخبگان اصلاحطلبی، امروز از این مرد یک قهرمان و ابرانسان ساخته اند و گفتههای او را حماسی روایت میکنند، تصویری که با واقعیّت و حقیقتِ سلوک و سیاستِ پزشکیان هیچ جور نیست و سود و فایدهای برای شخص ایشان ندارد.
🍂 آنچه نوشتم البته به گمان بود نه یقین. شاید من برخطا باشم. آرزومندم که برخطا باشم و پزشکیان آن نباشد که نمایانده است. سخت آرزومندم که پزشکیان همانی باشد که رأیدهندهها به او میخواهند. آقای پزشکیان، به اصطلاح، آدم خوبیست، اما من توانی در او برای ریاست جمهوری نمیبینم. آرزومندم که کاملاً برخطا باشم.
✍🏻 #رضا_زمان
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
🍂 سیاستِ پزشکیان در برابر نظامِ اقتدار و زور، حاکمیّت قهر و سرکوب، بهواقع که سیاستِ ضعف و ذلّت است نه عزّت و مقاومت. سیاستِ التماس است نه اعتراض.
🍂 از این سیاست، البته یک دولتِ زبون و تسلیم درمیآید که بناست تقصیرات و گناهان نظام را گردن بگیرد، نه یک دولتِ عزّتمند و مقاوم. اگر بناست که حقّ شهروندان را باز گرفت، از آزادی مردمان صیانت کرد، عدالت را گستراند و از برابری دفاع کرد، حاجت به عزّت و مقاومت است در برابر خودکامگی و دیکتاتوری؛ مقاومت عزّتمند بر سر حقّ و حقوق مردم.
🍂 با سیاستِ ضعف و ذلّت در برابر قدرتِ مطلق و خودرأی، نمیتوان حقوق ملّت را استیفا کرد؛ نمیتوان حقّ مردم را از اقتدار و ولایت باز گرفت؛ نمیتوان صدای بیصدایان شد؛ نمیتوان کارگزار و وکیلِ جمهورِ مردم شد.
🍂 برای احقاق حقّ ملّت، برای وکالتِ جمهوری، سیاستِ عزّت و مقاومت را باید پیش گرفت؛ همان سیاستی که جنبش سبز با رهبری و همراهی ميرحسين موسوی به صحنه آمد.
🍂 عاقبتِ سیاستِ ضعف و ذلّت، تسامح و تساهل است در برابر ولایت و سلطانیّت. آقای پزشکیان، نه صدای بیصدایان که بیصداییست که کسی باید صدای خود او باشد. با فرض پیروزی و تصرّف قدرت، از پزشکیان یک رئیس «ناتوان، بدنام و ناکار» خواهد ماند که از این سو و آن سو فحش میخورد؛ درحالی که رهبر نظام با ژست اپوزیسیون و معترض به او مینگرد.
🍂 نخبگان اصلاحطلبی، امروز از این مرد یک قهرمان و ابرانسان ساخته اند و گفتههای او را حماسی روایت میکنند، تصویری که با واقعیّت و حقیقتِ سلوک و سیاستِ پزشکیان هیچ جور نیست و سود و فایدهای برای شخص ایشان ندارد.
🍂 آنچه نوشتم البته به گمان بود نه یقین. شاید من برخطا باشم. آرزومندم که برخطا باشم و پزشکیان آن نباشد که نمایانده است. سخت آرزومندم که پزشکیان همانی باشد که رأیدهندهها به او میخواهند. آقای پزشکیان، به اصطلاح، آدم خوبیست، اما من توانی در او برای ریاست جمهوری نمیبینم. آرزومندم که کاملاً برخطا باشم.
✍🏻 #رضا_زمان
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘«جنبش تحریم» و ارادۀ معطوف به زندگی
✍🏻 دکتر #حسین_بیات
🍂 در ساختار سیاسی کشورمان، تجمیع و تمرکز قدرت، بهحدی رسیدهاست که در آن، دولت، به گواهی چندباره رئیسانِ دولتهای پیشین، اساساً تبدیل به یک تدارکاتچی شدهاست که شنبهها متوجه تصمیمات بالادستیها میشود، اقلیتی دویست سیصد نفره که تفنگ و پول و رسانه را یکجا جمع کردهاند، شبکهای از صاحبان قدرت و نفوذ و برادران قاچاقچی.
🍂 اگر رؤسای جمهور، عین همین تعابیر را به کار نمیبردند، باور به ساختار دو دولتی میتوانست مصداق توطئهاندیشی باشد، ساختاری متشکل از دو دولت: دولتِ آشکارِ نیمهمنتخب و دولتِ پنهانِ تماماً منتصب.
🍂 دولت پنهان به این معنا ساختاری غیرقانونی، مداخلهگر، سلطهگر، غیرپاسخگو و غیرقابل نقد است؛ بنابراین نباید آن را با "کابینه در سایه" اشتباه گرفت.
🍂 در ساختارهای «دو دولتی»، اگر غلبۀ دولتِ پنهان از نقطهای بحرانی به نام "سلطه" عبور کردهباشد، عملا دولتِ آشکار، فاقد اختیار و ارادۀ مستقل خواهد شد. بخصوص در موضوعات مهم و اساسی و مناقشهآمیز، دولتِ آشکار موظف خواهد بود تا به موازین دولت پنهان، که خودشان گاهی به آن عمقِ راهبردی میگویند، معتفد و ملتزم باشد.
🍂 بهنظر میرسد، با حوادث ۹۶ و تحمیل شکست به برجام، فرایند تجمیع قدرت، نقطۀ بحرانیِ سلطه را متاسفانه رد کرد؛ بنابراین، شرکت در انتخابات، از آن تاریخ به بعد، بهمعنای مشارکت در «انتخاب یک دولتِ مطلقا بیاختیار» شدهاست؛ دولتی که در موضوعات اساسی کشور عملا فاقد اختیار است.
🍂 برخی ممکن است استدلال بالا را بپذیرند،اما همچنان رایگرا یا مردد باشند؛ چون معتقدند دولت گرچه در موضوعات اساسی اراده و اختیاری ندارد، اما برای تغییرات کوچک، همچنان موثر است. این استدلال را میتوان تمثیل انتخاب زندانبانِ بهتر نامید، یا تمثیل گشودن روزنهای برای هوای تازه یا بارقهای نور.
🍂 اما حتی این توقع حداقلی نیز معقول نیست؛ چون هزینههای قطعی و احتمالی انتخاب زندانبانِ بهتر، یا گشودن روزنهای کوچک، بسیار بیشتر از فواید احتمالی آن است؛ از جملهی این هزینهها، بازتولید «ساختار اقتدارگراییِ انتخاباتی» است و نیز «دادن اعتبار و مشروعیت به آن» و کار و کارنامه آن.
🍂 این یعنی اصل ترجیح بد به بدتر، در سیستمی که سیر اقتدارگرایی در آن، صعودیست، حال چه صعودی نوسانی و چه صعودی خطی، بعد از مدتی، معقولیت خود را از دست میدهد.
🍂 این مدعا هم پشتوانۀ فلسفی دارد (مثل مداقههای هانا آرنت)، هم شواهد تجربی (مثل پژوهش آندریاس شِدلر که مبتنی بر تحلیل و ارزیابی ۱۹۴ انتخابات از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ است)، هم از سوی مبارزان بزرگ خشونتپرهیز مثل ماندلا تایید و تاکید شدهاست، و هم از سوی طیف وسیعی از کنشگران وطنی مثل میرحسین، تاجزاده، نرگس محمدی، صدیقه وسمقی و دیگران.
🍂 بنابراین، مواضع برخی روشنفکران و تحلیلگران، در دفاع از آنچه "روزنهگشایی" مینامند، غیرقابل دفاع است. بهنظر میرسد این عزیزان، نهتنها در توسل به نظریههای علمی و شواهد تجربی، درست نمیاندیشند، بلکه صدای بخش بسیار وسیعی از بزرگان و کنشگران و مردم عادی را نیز درست نمیشنوند. مردمی که به تعبیر هاول، مدتها در دایره حقیقت زیستهاند و بهموجب چنین زیستنی، امید را در تاریکترین اعماق ناامیدی دیدهاند، و به تعبیر پائولو فریره، به حکمت مشترک ارزشمند و "راهگشایی" رسیدهاند.
🍂 اما مهمترین پرسشی که تحریمگرایان باید پاسخ دهند این است که، رای ندادن آیا سودی هم دارد؟ به عبارت دیگر، رای ندادن آیا فقط به موجب نداشتن هزینههایی که برای رای دادن برشمردیم، معقولتر است یا اینکه فایدهای هم دارد؟
🍂 بهنظرم پاسخ را میتوان در رفتار مردم در ماههای پایانی جنگ جستجو کرد. تا سال ۶۵ مردم از جنگ، حمایت میکردند، امیدوار و بیدریغ؛ بنابراین، رهبران به پیروزی در جنگ میاندیشیدند، امیدوار و بیتامل. کمکم مردم از جنگ خسته و ناامید شدند و به جبهه نرفتند؛ پس رهبران به تامل افتادند و ناامید شدند و به پایان جنگ تن دادند و جنگ تمام شد. هم به سود مردم شد و هم ساختار.
🍂 این رفتار مردم، «نه انقلاب بود، نه کودتا، نه اصلاحطلبی بود و نه اصولگرایی». شاید بتوان نامش را «واسازی» نامید. واسازی انداموار (ارگانیک) ساختار برای تداوم زندگی. مردم ارادۀ معطوف به زندگی را بر ساختار قدرتی که خودشان در ایجاد آن سهیم بودند، تحمیل کردند و آن را تغییر دادند. همان ارادهای که دیگر بار در دوم خرداد تپید، بار سوم در جنبش سبز و بنفش، بار بعدی در جنبش مهسا و اینک در جنبش تحریم.
🍂 جنبش تحریم، اگر نیک بنگریم در امتداد تاریخِ آزادیخواهی و عدالتطلبی ایرانیان است؛ نهتنها همان جنبش مهسا و سبز و دوم خرداد و پایان جنگ است؛ بلکه همان جنبش مشروطه و تحریم تنباکو است. هر لحظه بشکلی بت عیار بر آمد، دل برد و نهان شد.
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #حسین_بیات
🍂 در ساختار سیاسی کشورمان، تجمیع و تمرکز قدرت، بهحدی رسیدهاست که در آن، دولت، به گواهی چندباره رئیسانِ دولتهای پیشین، اساساً تبدیل به یک تدارکاتچی شدهاست که شنبهها متوجه تصمیمات بالادستیها میشود، اقلیتی دویست سیصد نفره که تفنگ و پول و رسانه را یکجا جمع کردهاند، شبکهای از صاحبان قدرت و نفوذ و برادران قاچاقچی.
🍂 اگر رؤسای جمهور، عین همین تعابیر را به کار نمیبردند، باور به ساختار دو دولتی میتوانست مصداق توطئهاندیشی باشد، ساختاری متشکل از دو دولت: دولتِ آشکارِ نیمهمنتخب و دولتِ پنهانِ تماماً منتصب.
🍂 دولت پنهان به این معنا ساختاری غیرقانونی، مداخلهگر، سلطهگر، غیرپاسخگو و غیرقابل نقد است؛ بنابراین نباید آن را با "کابینه در سایه" اشتباه گرفت.
🍂 در ساختارهای «دو دولتی»، اگر غلبۀ دولتِ پنهان از نقطهای بحرانی به نام "سلطه" عبور کردهباشد، عملا دولتِ آشکار، فاقد اختیار و ارادۀ مستقل خواهد شد. بخصوص در موضوعات مهم و اساسی و مناقشهآمیز، دولتِ آشکار موظف خواهد بود تا به موازین دولت پنهان، که خودشان گاهی به آن عمقِ راهبردی میگویند، معتفد و ملتزم باشد.
🍂 بهنظر میرسد، با حوادث ۹۶ و تحمیل شکست به برجام، فرایند تجمیع قدرت، نقطۀ بحرانیِ سلطه را متاسفانه رد کرد؛ بنابراین، شرکت در انتخابات، از آن تاریخ به بعد، بهمعنای مشارکت در «انتخاب یک دولتِ مطلقا بیاختیار» شدهاست؛ دولتی که در موضوعات اساسی کشور عملا فاقد اختیار است.
🍂 برخی ممکن است استدلال بالا را بپذیرند،اما همچنان رایگرا یا مردد باشند؛ چون معتقدند دولت گرچه در موضوعات اساسی اراده و اختیاری ندارد، اما برای تغییرات کوچک، همچنان موثر است. این استدلال را میتوان تمثیل انتخاب زندانبانِ بهتر نامید، یا تمثیل گشودن روزنهای برای هوای تازه یا بارقهای نور.
🍂 اما حتی این توقع حداقلی نیز معقول نیست؛ چون هزینههای قطعی و احتمالی انتخاب زندانبانِ بهتر، یا گشودن روزنهای کوچک، بسیار بیشتر از فواید احتمالی آن است؛ از جملهی این هزینهها، بازتولید «ساختار اقتدارگراییِ انتخاباتی» است و نیز «دادن اعتبار و مشروعیت به آن» و کار و کارنامه آن.
🍂 این یعنی اصل ترجیح بد به بدتر، در سیستمی که سیر اقتدارگرایی در آن، صعودیست، حال چه صعودی نوسانی و چه صعودی خطی، بعد از مدتی، معقولیت خود را از دست میدهد.
🍂 این مدعا هم پشتوانۀ فلسفی دارد (مثل مداقههای هانا آرنت)، هم شواهد تجربی (مثل پژوهش آندریاس شِدلر که مبتنی بر تحلیل و ارزیابی ۱۹۴ انتخابات از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ است)، هم از سوی مبارزان بزرگ خشونتپرهیز مثل ماندلا تایید و تاکید شدهاست، و هم از سوی طیف وسیعی از کنشگران وطنی مثل میرحسین، تاجزاده، نرگس محمدی، صدیقه وسمقی و دیگران.
🍂 بنابراین، مواضع برخی روشنفکران و تحلیلگران، در دفاع از آنچه "روزنهگشایی" مینامند، غیرقابل دفاع است. بهنظر میرسد این عزیزان، نهتنها در توسل به نظریههای علمی و شواهد تجربی، درست نمیاندیشند، بلکه صدای بخش بسیار وسیعی از بزرگان و کنشگران و مردم عادی را نیز درست نمیشنوند. مردمی که به تعبیر هاول، مدتها در دایره حقیقت زیستهاند و بهموجب چنین زیستنی، امید را در تاریکترین اعماق ناامیدی دیدهاند، و به تعبیر پائولو فریره، به حکمت مشترک ارزشمند و "راهگشایی" رسیدهاند.
🍂 اما مهمترین پرسشی که تحریمگرایان باید پاسخ دهند این است که، رای ندادن آیا سودی هم دارد؟ به عبارت دیگر، رای ندادن آیا فقط به موجب نداشتن هزینههایی که برای رای دادن برشمردیم، معقولتر است یا اینکه فایدهای هم دارد؟
🍂 بهنظرم پاسخ را میتوان در رفتار مردم در ماههای پایانی جنگ جستجو کرد. تا سال ۶۵ مردم از جنگ، حمایت میکردند، امیدوار و بیدریغ؛ بنابراین، رهبران به پیروزی در جنگ میاندیشیدند، امیدوار و بیتامل. کمکم مردم از جنگ خسته و ناامید شدند و به جبهه نرفتند؛ پس رهبران به تامل افتادند و ناامید شدند و به پایان جنگ تن دادند و جنگ تمام شد. هم به سود مردم شد و هم ساختار.
🍂 این رفتار مردم، «نه انقلاب بود، نه کودتا، نه اصلاحطلبی بود و نه اصولگرایی». شاید بتوان نامش را «واسازی» نامید. واسازی انداموار (ارگانیک) ساختار برای تداوم زندگی. مردم ارادۀ معطوف به زندگی را بر ساختار قدرتی که خودشان در ایجاد آن سهیم بودند، تحمیل کردند و آن را تغییر دادند. همان ارادهای که دیگر بار در دوم خرداد تپید، بار سوم در جنبش سبز و بنفش، بار بعدی در جنبش مهسا و اینک در جنبش تحریم.
🍂 جنبش تحریم، اگر نیک بنگریم در امتداد تاریخِ آزادیخواهی و عدالتطلبی ایرانیان است؛ نهتنها همان جنبش مهسا و سبز و دوم خرداد و پایان جنگ است؛ بلکه همان جنبش مشروطه و تحریم تنباکو است. هر لحظه بشکلی بت عیار بر آمد، دل برد و نهان شد.
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘 اصلاحطلبانِ حکومتی یا بهتعویقاندازانِ اصلاحات
✍🏻 #علیرضاموثق
🔻عباس عبدی نقل به مضمون گفتهاست:
🍂 یکسری آخوندِ ماقبلِ تاریخ که کلِ سواد و بینش و تحلیلشان در سطح روضهخوانی و یا شرح لمعه و توضیحالمسائل است -که البته وفقِ نظر دکتر سروش، مثل آیینهای جادوگری، حوزهای از آگاهی است(!)-، بر رأس قدرت سیاسی نشستهاند و همۀ نهادهای مدرن و دموکراتیکِ بهارث رسیده از مشروطه و وارداتیِ غرب را، از محتوا خالی کردهاند و تنها پوستی چروکیده و پلاسیده از آن را، که بهدرد «خرشناسی» و «سرشماری خرهای موجود در جامعه» میخورد، باقی گذاشتهاند.
🍂 اگر مجدد قدرتِ مقامِ «تدارکاتچی» دستِ امثال شما بیافتد، چگونه قرار است از پسِ همانها که برجام را به شکست کشاندند و نگذاشتند FATF را تصویب کنید، برآیید؟ کدام مؤلفهها تغییر کرده وقتی رهبرِ نظام، قبل از انتخابات، تکلیف اطرافیان رئیسجمهور بعدی را نیز مشخص کردهاست، و این امر، گواهِ ارادهاش برای امتدادِ وضعیتِ «نهصلح، نه جنگ» موجود است؟
🍂 این مردمِ بدبخت را با وعدههای آشکارا دروغی چون «ایران برای همۀ ایرانیان» و «یک زندگی معمولی» که در این سیستم سیاسیِ بسته و فقهی و قرون وسطایی و قبیلهای، امکان تحقق ندارد، فریب ندهید و با تکنیکهای تکراری و نخنماشدۀ جنگ روانی، در شب انتخابات، جو ندهید و بگذارید سید علی بماند و حوض قدرت و ذوالفقارش.
🍂 نیاز به شورش و انقلاب نیست، صندوق رأی میتواند به «رفراندوم» تبدیل شود و با تحریمش، سالبهسال، وزنِ سیاسی ولی امر مسلمین جهان(!) را در انظارِ جهانیان و حامیانش، هرچه بیشتر به زیر سوال ببریم. ارجاعِ مکرر به تحریم و قهر بیسابقهٔ مردم و ضرورتِ شکستن آن (در مناظرات گرگها یا مصاحبۀ هنگام ثبتنامشان) را بهخاطر بیاورید.
🍂 مراحل بعدیِ کنشگریِ خشونتپرهیز، بهتدریج در میان نخبگان سیاسی و مردم طرح و اجرا میشود؛ نیازی هم نیست وقتی هنوز یک امر بدیهی و پلۀ نخستِ عقلانیت و داشتنِ کمینهای از حافظۀ تاریخی و وجدان اخلاقی را با ایستادگی و تمرین، بدل به امری درونی نکردهایم، خود را چون فیلسوفان جلوه بدهیم و از مراحل بعدی و مرحلۀ پایانی این مسیر بپرسیم تا حماقتِ و بیوجدانیِ کنونی خود را توجیه کنیم!
🍂 هنوز بخشی از بدنۀ جامعه و نخبگان، ولو بسیار محدودتر از گذشته، مثل الاغ، با چماقوهویجهای تکراری، هنگ میکنند و به یک سوراخ مار که بارها از آن گزیده شدهاند، هجوم میبرند تا از گزیدهشدنِ مجدد (مثل تجربهٔ حسن روحانی)، کمالِ لذت را ببرند؛ چرا که در گوششان این قصۀ پوچ و تکراری را خواندهاند «اگر چنین نکنی، یک اژدهایِ مست خواهد آمد و صغیر و کبیرتان را خواهد خورد!». برای بردگان و فرومایگان، کسبِ حسِ درد و تحقیر از جایگاهی آشنا، بسی لذتبارتر و مطلوبتر است از حرکت در مسیری نو، در فضای مهآلود و با خطرهای غیرقابل پیشبینی، ولو ثمراتی عظیم هم در آن مسیر باشد، از جمله آزادی! همین نگاهِ شخصیتِ کوتولهشده، اساسِ بقایِ بلندمدتِ نظام بردهداری در جوامع بشری بودهاست، نه اینکه بردگان، بهشکل شبانهروزی تحتِ رصدِ اربابان بودهباشند.
🍂 روشنگریها بیشک جواب میدهد، ورنه امثال این آخوند اکبرنژاد، چنین تکثیر نمیشدند و اصلاحطلبان حکومتی، با وجود این همه رسانه و روزنامهنگار و سرمایه، این همه ناله و زوزه نمیکشیدند. این فقط یک نمونه است، افراد متصل به اصلاحطلبان حکومتی، چون آخوند حسن آقامیری را نبینید؛ در این چند سال، نمونههای متعدد دیگری را دیدهام که با وجود مسلمانی صادقانه و سابقۀ بلندِ اصلاحطلبی، با روشنفکرانِ مستقل و مردمِ گذر کرده از اصلاحطلب و اصولگرا، همراه شدهاند.
🍂 سالکِ متفکر و مبارز، باید به افق بنگرد و جامعه را به جلو ببرد و از حرکاتِ دایرهوار، بخاطر تفوقِ ترسهای حلاجینشده، باز دارد؛ درحالیکه اصلاحطلبانِ حکومتی، جامعهای میخواهند که هر فرد جز خودش و آن هم تا نهایتا نوکِ دماغش را ببیند و با اندکی تغییرِ سرعت اینترنت و اندکی کاهشِ سرعتِ تورم صعودی، دستوپای این کوتولههای بیسواد را، که حتی نمیتوانند نحوۀ لباس پوشیدنشان را اصلاح کنند، ببوسد و بدل به نردبانِ حداقل ۸ سال توزیع مجدد رانت میان حلقههای سیاسی و فرهنگیشان شود. افرادِ بظاهر اهل قلمی را میشناسم که دقیقا به همینها چشم دوختهاند؛ اینکه بتوانند مجوزِ چند کتابِ دوزاریشان را بگیرند، برایشان کافیست و دردهای مابقیِ ملت و سرنوشتِ بلندمدتِ حتی خودشان هم برایشان اهمیتی ندارد. تازه خودشان را جزو نخبگان فرهنگی جامعه نیز توهم میکنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علیرضاموثق
🔻عباس عبدی نقل به مضمون گفتهاست:
ماهوارهها حتی پلاک خودروها را میخوانند، ما دعوا میکنیم که با پیوستن به FATF اطلاعاتمان لو میرود.🔺آنچه ایشان گفته، توصیف مشکل است، حال باید پرسید که تبیین و نیز راهحلش چیست؟ و کدام علل و عوامل دخیلاند که نمیخواهیم به مردم، راستش را بگوییم؟
🍂 یکسری آخوندِ ماقبلِ تاریخ که کلِ سواد و بینش و تحلیلشان در سطح روضهخوانی و یا شرح لمعه و توضیحالمسائل است -که البته وفقِ نظر دکتر سروش، مثل آیینهای جادوگری، حوزهای از آگاهی است(!)-، بر رأس قدرت سیاسی نشستهاند و همۀ نهادهای مدرن و دموکراتیکِ بهارث رسیده از مشروطه و وارداتیِ غرب را، از محتوا خالی کردهاند و تنها پوستی چروکیده و پلاسیده از آن را، که بهدرد «خرشناسی» و «سرشماری خرهای موجود در جامعه» میخورد، باقی گذاشتهاند.
🍂 اگر مجدد قدرتِ مقامِ «تدارکاتچی» دستِ امثال شما بیافتد، چگونه قرار است از پسِ همانها که برجام را به شکست کشاندند و نگذاشتند FATF را تصویب کنید، برآیید؟ کدام مؤلفهها تغییر کرده وقتی رهبرِ نظام، قبل از انتخابات، تکلیف اطرافیان رئیسجمهور بعدی را نیز مشخص کردهاست، و این امر، گواهِ ارادهاش برای امتدادِ وضعیتِ «نهصلح، نه جنگ» موجود است؟
🍂 این مردمِ بدبخت را با وعدههای آشکارا دروغی چون «ایران برای همۀ ایرانیان» و «یک زندگی معمولی» که در این سیستم سیاسیِ بسته و فقهی و قرون وسطایی و قبیلهای، امکان تحقق ندارد، فریب ندهید و با تکنیکهای تکراری و نخنماشدۀ جنگ روانی، در شب انتخابات، جو ندهید و بگذارید سید علی بماند و حوض قدرت و ذوالفقارش.
🍂 نیاز به شورش و انقلاب نیست، صندوق رأی میتواند به «رفراندوم» تبدیل شود و با تحریمش، سالبهسال، وزنِ سیاسی ولی امر مسلمین جهان(!) را در انظارِ جهانیان و حامیانش، هرچه بیشتر به زیر سوال ببریم. ارجاعِ مکرر به تحریم و قهر بیسابقهٔ مردم و ضرورتِ شکستن آن (در مناظرات گرگها یا مصاحبۀ هنگام ثبتنامشان) را بهخاطر بیاورید.
🍂 مراحل بعدیِ کنشگریِ خشونتپرهیز، بهتدریج در میان نخبگان سیاسی و مردم طرح و اجرا میشود؛ نیازی هم نیست وقتی هنوز یک امر بدیهی و پلۀ نخستِ عقلانیت و داشتنِ کمینهای از حافظۀ تاریخی و وجدان اخلاقی را با ایستادگی و تمرین، بدل به امری درونی نکردهایم، خود را چون فیلسوفان جلوه بدهیم و از مراحل بعدی و مرحلۀ پایانی این مسیر بپرسیم تا حماقتِ و بیوجدانیِ کنونی خود را توجیه کنیم!
🍂 هنوز بخشی از بدنۀ جامعه و نخبگان، ولو بسیار محدودتر از گذشته، مثل الاغ، با چماقوهویجهای تکراری، هنگ میکنند و به یک سوراخ مار که بارها از آن گزیده شدهاند، هجوم میبرند تا از گزیدهشدنِ مجدد (مثل تجربهٔ حسن روحانی)، کمالِ لذت را ببرند؛ چرا که در گوششان این قصۀ پوچ و تکراری را خواندهاند «اگر چنین نکنی، یک اژدهایِ مست خواهد آمد و صغیر و کبیرتان را خواهد خورد!». برای بردگان و فرومایگان، کسبِ حسِ درد و تحقیر از جایگاهی آشنا، بسی لذتبارتر و مطلوبتر است از حرکت در مسیری نو، در فضای مهآلود و با خطرهای غیرقابل پیشبینی، ولو ثمراتی عظیم هم در آن مسیر باشد، از جمله آزادی! همین نگاهِ شخصیتِ کوتولهشده، اساسِ بقایِ بلندمدتِ نظام بردهداری در جوامع بشری بودهاست، نه اینکه بردگان، بهشکل شبانهروزی تحتِ رصدِ اربابان بودهباشند.
🍂 روشنگریها بیشک جواب میدهد، ورنه امثال این آخوند اکبرنژاد، چنین تکثیر نمیشدند و اصلاحطلبان حکومتی، با وجود این همه رسانه و روزنامهنگار و سرمایه، این همه ناله و زوزه نمیکشیدند. این فقط یک نمونه است، افراد متصل به اصلاحطلبان حکومتی، چون آخوند حسن آقامیری را نبینید؛ در این چند سال، نمونههای متعدد دیگری را دیدهام که با وجود مسلمانی صادقانه و سابقۀ بلندِ اصلاحطلبی، با روشنفکرانِ مستقل و مردمِ گذر کرده از اصلاحطلب و اصولگرا، همراه شدهاند.
🍂 سالکِ متفکر و مبارز، باید به افق بنگرد و جامعه را به جلو ببرد و از حرکاتِ دایرهوار، بخاطر تفوقِ ترسهای حلاجینشده، باز دارد؛ درحالیکه اصلاحطلبانِ حکومتی، جامعهای میخواهند که هر فرد جز خودش و آن هم تا نهایتا نوکِ دماغش را ببیند و با اندکی تغییرِ سرعت اینترنت و اندکی کاهشِ سرعتِ تورم صعودی، دستوپای این کوتولههای بیسواد را، که حتی نمیتوانند نحوۀ لباس پوشیدنشان را اصلاح کنند، ببوسد و بدل به نردبانِ حداقل ۸ سال توزیع مجدد رانت میان حلقههای سیاسی و فرهنگیشان شود. افرادِ بظاهر اهل قلمی را میشناسم که دقیقا به همینها چشم دوختهاند؛ اینکه بتوانند مجوزِ چند کتابِ دوزاریشان را بگیرند، برایشان کافیست و دردهای مابقیِ ملت و سرنوشتِ بلندمدتِ حتی خودشان هم برایشان اهمیتی ندارد. تازه خودشان را جزو نخبگان فرهنگی جامعه نیز توهم میکنند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 اینها سرآمدانِ یک نظامِ سیاسیِ رانتمحور و پخمهپرورِ ایدئولوژیک و منتخبانِ آخوندِ فسیل و داعشیای بهنام جنتی هستند که با پوشک تنفس میکند و عزرائیل و شعارِ «جوانگرایی» رهبر را با نفسِ وجودش، تمسخر میکند.
🍂 «عقلانیتِ اصلاحطلبانه» حکم میکند که اگر به کیسۀ زبالۀ سبز رأی ندهید، یعنی به کیسۀ زبالۀ قهوهای رأی دادهاید و سرنوشت خود را قهوهای کردهاید! و عجیب اینجاست که کشور با عوضشدنِ صرفا یک «تدارکاتچی»، ممکن است از یونانی که رئیسی تحویل داد، با سرعتِ نور بدل به کرۀ شمالی شود!
🍂 همانطور که وقتی ابر-فیلسوف جهانِ اسلام، از زمان هخامنشیان تا زمانِ خشخاشیان، در بسترِ آزادیِ منحوسی که شیطان بزرگِ نامُعطر به عِطرِ اسلام و انقلاب فراهم کردهاست، این آیات را از رؤیانامۀ خویش، با ما مریدان شیدا و منتظر فتوا، بهاشتراک گذاشت:
🔺گویا سروشالغیب در گوشِ خر یاسین میخواند، یا در گوش کفار (که قلبهایی دارند که نمیاندیشند!) نوایی خر(بزرگ)منشانه سرود؛ در نتیجه، به همتی محلِّ سگ هم ننهادیم و همت کردیم و او را زیر تلی از آرای باطله، تا دسته خواباندیم! پس الله، این شدیدالغضبترینِ خدایان، از این نافرمانی نسبت به سروشِ خود و معبّر ویژۀ رؤیاهای رسولانه، سخت خشم گرفت و کشور از سوئیس در زمانۀ دکترِ حقوقدان، حسن روحانیِ کلیدساز، که به سر و پای مردم، گُلهای مسلسلوار میافشاند و به هواپیمای مسافربریشان موشکهای مهربانی میپراند و برجام را نافرجام رها میکرد، با ریاستِ رئیسی، به مملکت درجهچندمِ یونان سقوط کرد.
🍂 هرچند هر رئیسجمهوری که آمد، پس از پایین آمدن گفت: اختیاراتم در حد صفر و تدارکاتچی و مترسک و ضربهگیرِ رهبر بود، ولی خب! مترسکِ بدتر، میتواند با سرعت نور، فلاکت را تشدید کند؛ خصوصا در تبلیغاتی که جز ترساندن از دشمن (دیگر کیسههای زباله و چماقهای کارگذاشته توسط جنتی) برنامهای نداریم جز اجرای منویاتِ مقامات محترم و مقدسِ کیسهزبالهگزین!
🍂 تکلیفِ شرعی و وظیفۀ اخلاقی و سیاسی و فلسفی و برزخی و فضایی و بینالکهکشانی و... ملتِ همیشهقهرمانِ ایران در «لحظۀ حساسی کنونی»، خلقِ حماسۀ حضور در صفِ صندوقهای بیعت با نظامِ خلافت و توسل به مترسک بد است تا مترسک بدتر، یکوقت سرعتِ فلاکتزدهشدن را تشدید نکند؛ این مشق را هر نسلِ ایرانی باید تا پایان عمرش تکرار کند؛ چرا که این سرنوشتیست که خدایان برای ایرانیان، پس از حماقتِ ۵۷، نوشتند: سقوطی به درکاتِ جهنم با سرعت کم و زیاد، بهشکل سینوسی؛ منتها هیچ راهی برای تغییر مسیر وجود ندارد، و باید فقط به مترسکها و کیسههای زبالهای که جنتی جلوی مردم پرت میکند، رضایت داد! و اگر جرات کنیم و بگوییم چنین نکنید و حماقت بس! جماعتِ عادتدادهشده به کیسههای زباله میگویند، راهکار شما چیست؟ گویا حماقت و خودفریبی و بیحافظگی را متوقف کردن و زیست سالم و عقلانی و اخلاقی، خودش بخشی مقدماتی هر راهکاری نیست، و چند دهه کیسهزبالهگزینی خیلی جوابهای کاری و اساسیای داده که کار به امروز رسیدهاست.
✍🏻 #محمود_کریمی
#استمرارطالبان = #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 «عقلانیتِ اصلاحطلبانه» حکم میکند که اگر به کیسۀ زبالۀ سبز رأی ندهید، یعنی به کیسۀ زبالۀ قهوهای رأی دادهاید و سرنوشت خود را قهوهای کردهاید! و عجیب اینجاست که کشور با عوضشدنِ صرفا یک «تدارکاتچی»، ممکن است از یونانی که رئیسی تحویل داد، با سرعتِ نور بدل به کرۀ شمالی شود!
🍂 همانطور که وقتی ابر-فیلسوف جهانِ اسلام، از زمان هخامنشیان تا زمانِ خشخاشیان، در بسترِ آزادیِ منحوسی که شیطان بزرگِ نامُعطر به عِطرِ اسلام و انقلاب فراهم کردهاست، این آیات را از رؤیانامۀ خویش، با ما مریدان شیدا و منتظر فتوا، بهاشتراک گذاشت:
بر میرحسین روشن رای درود میفرستیم، و با الهام از کروبیان، صندوقهای رای را تنها و تهی نمیگذاریم؛
به رضایی رضایت نمیدهیم و دلیلی در انتخاب جلیلی نمیبینیم؛
قاضی را به بازی نمیگیریم و مهرِ علیزاده را در دل نمینشانیم و زاغانی چون زاکانی را از در میرانیم؛
همتی را نصرت میکنیم تا ردای رئیسی بپوشد و چشم خلایق به جمال عبد الناصر روشن شود!
🔺گویا سروشالغیب در گوشِ خر یاسین میخواند، یا در گوش کفار (که قلبهایی دارند که نمیاندیشند!) نوایی خر(بزرگ)منشانه سرود؛ در نتیجه، به همتی محلِّ سگ هم ننهادیم و همت کردیم و او را زیر تلی از آرای باطله، تا دسته خواباندیم! پس الله، این شدیدالغضبترینِ خدایان، از این نافرمانی نسبت به سروشِ خود و معبّر ویژۀ رؤیاهای رسولانه، سخت خشم گرفت و کشور از سوئیس در زمانۀ دکترِ حقوقدان، حسن روحانیِ کلیدساز، که به سر و پای مردم، گُلهای مسلسلوار میافشاند و به هواپیمای مسافربریشان موشکهای مهربانی میپراند و برجام را نافرجام رها میکرد، با ریاستِ رئیسی، به مملکت درجهچندمِ یونان سقوط کرد.
🍂 هرچند هر رئیسجمهوری که آمد، پس از پایین آمدن گفت: اختیاراتم در حد صفر و تدارکاتچی و مترسک و ضربهگیرِ رهبر بود، ولی خب! مترسکِ بدتر، میتواند با سرعت نور، فلاکت را تشدید کند؛ خصوصا در تبلیغاتی که جز ترساندن از دشمن (دیگر کیسههای زباله و چماقهای کارگذاشته توسط جنتی) برنامهای نداریم جز اجرای منویاتِ مقامات محترم و مقدسِ کیسهزبالهگزین!
🍂 تکلیفِ شرعی و وظیفۀ اخلاقی و سیاسی و فلسفی و برزخی و فضایی و بینالکهکشانی و... ملتِ همیشهقهرمانِ ایران در «لحظۀ حساسی کنونی»، خلقِ حماسۀ حضور در صفِ صندوقهای بیعت با نظامِ خلافت و توسل به مترسک بد است تا مترسک بدتر، یکوقت سرعتِ فلاکتزدهشدن را تشدید نکند؛ این مشق را هر نسلِ ایرانی باید تا پایان عمرش تکرار کند؛ چرا که این سرنوشتیست که خدایان برای ایرانیان، پس از حماقتِ ۵۷، نوشتند: سقوطی به درکاتِ جهنم با سرعت کم و زیاد، بهشکل سینوسی؛ منتها هیچ راهی برای تغییر مسیر وجود ندارد، و باید فقط به مترسکها و کیسههای زبالهای که جنتی جلوی مردم پرت میکند، رضایت داد! و اگر جرات کنیم و بگوییم چنین نکنید و حماقت بس! جماعتِ عادتدادهشده به کیسههای زباله میگویند، راهکار شما چیست؟ گویا حماقت و خودفریبی و بیحافظگی را متوقف کردن و زیست سالم و عقلانی و اخلاقی، خودش بخشی مقدماتی هر راهکاری نیست، و چند دهه کیسهزبالهگزینی خیلی جوابهای کاری و اساسیای داده که کار به امروز رسیدهاست.
✍🏻 #محمود_کریمی
#استمرارطالبان = #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کسانیکه در حال موجه جلوهدادن بیعت با مافیا هستند و میگویند با چشم گریان، برخلاف دلتان به «عقلانیت اصلاحطلبانه» گوش بدهید و از صندوق بیعت، یعنی از منتخبانِ خود مافیا، دنبال تغییر مافیا و تضعیف آن و انسانیتر شدنش باشید، درحالِ بیان چه هستند؟
تا زمانی که به مافیا اعتماد میکنید و بدیلهایتان را از دلِ منتخبان و کارگزارانِ مورد وثوقش برمیگزینید، به هر بهانه و توجیهی، نمیتوانید انتظار تغییری جدی و پایدار داشتهباشید و حتی چندان حقی هم ندارید به اپوزیسیون فحش بدهید. اپوزیسیون قرار است دقیقا به چه دل خوش کند و فعالیت و برنامهریزی بلندمدت، وقتی مردمی فاقد حافظۀ تاریخیاند و ناتوانند از فهم بدیهیات اخلاقی و عقلی، مافیا بر ذهنشان مسلط است و در اولین فرصت، پشت خود را با شور و شوق در اختیارش قرار میدهند و حتی نمیتوانند بهصورت پیوسته، یک «نۀ» بیهزینه به کل مافیا و خلافت را تکرار کنند؟
این جنون، درست مشابهِ توسلِ ایرانیان به خاندان علی، برای کوبیدن صحابی و عایشه و حتی قرآن میماند. یک سیاست در پوششِ مذهب، که وضعیتِ اسکیزوفرنیایی ایرانیان را ساخت و ما را خرافاتیتر و خرفتتر از مسلمانان کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تا زمانی که به مافیا اعتماد میکنید و بدیلهایتان را از دلِ منتخبان و کارگزارانِ مورد وثوقش برمیگزینید، به هر بهانه و توجیهی، نمیتوانید انتظار تغییری جدی و پایدار داشتهباشید و حتی چندان حقی هم ندارید به اپوزیسیون فحش بدهید. اپوزیسیون قرار است دقیقا به چه دل خوش کند و فعالیت و برنامهریزی بلندمدت، وقتی مردمی فاقد حافظۀ تاریخیاند و ناتوانند از فهم بدیهیات اخلاقی و عقلی، مافیا بر ذهنشان مسلط است و در اولین فرصت، پشت خود را با شور و شوق در اختیارش قرار میدهند و حتی نمیتوانند بهصورت پیوسته، یک «نۀ» بیهزینه به کل مافیا و خلافت را تکرار کنند؟
این جنون، درست مشابهِ توسلِ ایرانیان به خاندان علی، برای کوبیدن صحابی و عایشه و حتی قرآن میماند. یک سیاست در پوششِ مذهب، که وضعیتِ اسکیزوفرنیایی ایرانیان را ساخت و ما را خرافاتیتر و خرفتتر از مسلمانان کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصلا رأی میگیریم!
ظریف بهترین بازیگر جایگزین وودی آلن است. کسیکه احمدینژادوار از فساد اقتصادی میگوید، ولی در مواجهه با سرکوب زنان و قتلها و زندانیها و شکنجهها، بزرگترین دروغها و فریبها را با وجدانِ آسودۀ یک سایکوپت انجام داد «همهشان قانونیست و بهخاطر نقض قوانین کشور و یا تهمت و افترای دشمنان، وگرنه مردم اینچنین به صندوقهای ما هجوم نمیبردند». حال نیز جز این نقش را را بر عهدهاش نگذاشتهاند.
فسادهای اقتصادی در چه فضایی رخ میدهد که در هر دولتی گندش در میآید؟
در فضایی که بالاترین مالیات آشکار و پنهان (تورم) از فرد ستانده میشود، نفت و گازش را میفروشند، اما آزادی انتخابِ حتی نوشیدنی و خوراکش و یا نوعِ پوشش خود را ندارد و همسر و دختر و مادر و دوستش را بسادگی میتوانند در مقابل چشمانش بربایند و مورد تعرض فیزیکی و زبانی قرار بدهند، چه رسد به اینکه نمایندۀ عقاید و خواستههایش در یک انتخاباتِ آزاد را برگزیند. مهرههای مطیع چیده میشوند تا در نهایت، برخی تغییرات جزئی برای منافع موقعیتِ خاص مافیا را انجام دهند، بعد هم با تحقیر به بیرون پرت میشوند: بنیصدر، هاشمی، خاتمی، احمدینژاد، روحانی، رئیسی.
ظریف بهترین بازیگر جایگزین وودی آلن است. کسیکه احمدینژادوار از فساد اقتصادی میگوید، ولی در مواجهه با سرکوب زنان و قتلها و زندانیها و شکنجهها، بزرگترین دروغها و فریبها را با وجدانِ آسودۀ یک سایکوپت انجام داد «همهشان قانونیست و بهخاطر نقض قوانین کشور و یا تهمت و افترای دشمنان، وگرنه مردم اینچنین به صندوقهای ما هجوم نمیبردند». حال نیز جز این نقش را را بر عهدهاش نگذاشتهاند.
فسادهای اقتصادی در چه فضایی رخ میدهد که در هر دولتی گندش در میآید؟
در فضایی که بالاترین مالیات آشکار و پنهان (تورم) از فرد ستانده میشود، نفت و گازش را میفروشند، اما آزادی انتخابِ حتی نوشیدنی و خوراکش و یا نوعِ پوشش خود را ندارد و همسر و دختر و مادر و دوستش را بسادگی میتوانند در مقابل چشمانش بربایند و مورد تعرض فیزیکی و زبانی قرار بدهند، چه رسد به اینکه نمایندۀ عقاید و خواستههایش در یک انتخاباتِ آزاد را برگزیند. مهرههای مطیع چیده میشوند تا در نهایت، برخی تغییرات جزئی برای منافع موقعیتِ خاص مافیا را انجام دهند، بعد هم با تحقیر به بیرون پرت میشوند: بنیصدر، هاشمی، خاتمی، احمدینژاد، روحانی، رئیسی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیرکِ بیعت: محمدرضا خاتمی، فعال اصلاحطلب
اردیبهشت ۹۶:
تیر ۹۷:
تیر ۱۴۰۳:
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اردیبهشت ۹۶:
ما تضمین روحانی هستیم.
تیر ۹۷:
افکار عمومی از اصلاحطلبان پاسخ میخواهند؛ میگویند شما که حمایت کردید، جوابتان برای وضعیت فعلی چیست؟ ما جواب قانعکننده نداریم.
ابایی نداریم بگوییم ما سوپاپ اطمینان نظام هستیم.
تیر ۱۴۰۳:
بهنام خدا و برای ایران (حکومت اسلامیِ) به مسعود پزشکیان رای میدهیم.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۳۱
کدام کاندید، با توجه به وضعیت اقتصادی و تحریمها و احتمال برگشت دونالد ترامپ، و وقایعِ جنبش ۱۴۰۱، نقش «ریکاوری» و «ضربهگیر» برای حکومت اسلامی را ایفا خواهد کرد و «بر عمر آن خواهد افزود» و فردی مطلوبتر برای اتاق فکر نظام است؟
کدام کاندید، با توجه به وضعیت اقتصادی و تحریمها و احتمال برگشت دونالد ترامپ، و وقایعِ جنبش ۱۴۰۱، نقش «ریکاوری» و «ضربهگیر» برای حکومت اسلامی را ایفا خواهد کرد و «بر عمر آن خواهد افزود» و فردی مطلوبتر برای اتاق فکر نظام است؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM