Telegram
نقدآگین
📘مراسم عید پاک "سمانا سانتا" در اسپانیا
🍂 سمانا سانتا مهمترین روزها در اسپانیاست. مسیحیان کاتولیک اعتقاد دارند مسیح باز میگردد و نمرده است. مراسم «سمانا سانتا» در هفتۀ آخر ماه مارس و اوایل ماه آوریل، در جهان کاتولیک، از جمله در تمامی شهرهای اسپانیا، نیز برگزار میشود. اجرای این مراسم به قرن ۱۳ میلادی برمیگردد.
🍂 مراسم" عید پاک" یا "هفتۀ مقدس" در اسپانیا، که در زبان اسپانیایی به آن «سمانا سانتا» می گویند، طی روزهای یکشنبه تا یکشنبه بعنوان هفتۀ مقدس برگزار میشود:
1️⃣ یکشنبه مقدس، ورود عیسی را به اورشلیم یاد آوری می کند.
2️⃣ دوشنبه مقدس، ورود عیسی به "خانه لاسارو" و بیرون راندن کسبه را یادآوری میکند.
3️⃣ سه شنبه مقدس، پیشبینی عیسی در مورد تکذیب پتروس از حواریون نسبت پیامبری حضرت میباشد.
4️⃣ چهارشنبه مقدس، خیانت یهودا به عیسی را روایت میکند.
5️⃣ پنجشنبه مقدس، شام آخر با حواریون میباشد.
6️⃣ جمعه مقدس، آزاد سازی زندانی به نام باراباس و به تصلیب کشیدن عیسی است.
7️⃣ شنبه مقدس ، پیروزی عیسی و گذاشتن جسد آن در غار را روایت میکند.
8️⃣ یکشنبه مقدس، رستاخیز عیسی از غار و بیرون رفتن از آن را روایت میکند.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس این روزها در شهرهای مختلف مسیحینشین کاتولیک اسپانیا در حال برگزاری است. در چنین روزهایی، مردم از یک هفته تعطیلی مذهبی بهره برده و در مراسم در شهرهای مختلف کشور شرکت میکنند.
🍂 در این مراسم، عزاداران مجسمههایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که بر تخت روان نشستهاند و اطرافش پر از گلهای زیبای طبیعی و شمعهای یک متریست بر دوش جوانان از کلیساها خارج شده و زنان و مردان معتقد با لباسهای شیک و تیره و گاهی با کلاههای شیپوری و صورت پوشیده در زیر نقاب، همراه با یک باند موسیقی، آن را در صفوفی منظم همراهی میکنند.
🍂 سختترین مرحله، حمل تختروانها هنگام بیرونآوردن آن از کلیسا است که باید خم شوند و از دهها پله پایین بیایند تا به خیابان برسند. این کار همیشه بر عهدۀ مردان بوده، ولی در سالهای اخیر، زنان هم جایی برای خودشان باز کردهاند.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس همیشه در سکوت و با وقار زیادی انجام میشود و تنها دستزدنهای مردم که گویی با هم قرار گذاشتهاند، این سکوت را میشکند. در برخی شهرهای اسپانیا و کشورهای دیگر، گروهی این مراسم را به «خودزنی با زنجیر» تبدیل میکنند.
🍂 وضعیت «خود زنی با زنجیر» در اسپانیا در حال از بین رفتن است. در شهر مادرید، پایتخت اسپانیا یک کشیش ساقههای نی را به شرکتکنندگان اهدا میکند. برخی از آنان، این شاخهها را همانند زنجیر به پشت خود میزنند تا آنجا که حتی گاه از آن خون میآید. شماری دیگر نیز با پای پیاده و زنجیر بستهشده، در خیابانهای محل مراسم حرکت میکنند. کلاههای شیپوری مراسم که حتی صورت شرکتکنندگان را میپوشاند در شهرهای مختلف، رنگهای گوناگون دارد.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس فقط به بزرگسالان اختصاص ندارد، بلکه کودکان نیز با شور و شوق بسیار در آن شرکت کرده و شمع هایی بزرگ بدست می گیرند. در مراسم عید پاک افراد مشهور از قشرهای مختلف مردم اسپانیا خانوادۀ سلطنتی و حتی کاتولیکهای کشورهای دیگر نیز شرکت میکنند.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 سمانا سانتا مهمترین روزها در اسپانیاست. مسیحیان کاتولیک اعتقاد دارند مسیح باز میگردد و نمرده است. مراسم «سمانا سانتا» در هفتۀ آخر ماه مارس و اوایل ماه آوریل، در جهان کاتولیک، از جمله در تمامی شهرهای اسپانیا، نیز برگزار میشود. اجرای این مراسم به قرن ۱۳ میلادی برمیگردد.
🍂 مراسم" عید پاک" یا "هفتۀ مقدس" در اسپانیا، که در زبان اسپانیایی به آن «سمانا سانتا» می گویند، طی روزهای یکشنبه تا یکشنبه بعنوان هفتۀ مقدس برگزار میشود:
1️⃣ یکشنبه مقدس، ورود عیسی را به اورشلیم یاد آوری می کند.
2️⃣ دوشنبه مقدس، ورود عیسی به "خانه لاسارو" و بیرون راندن کسبه را یادآوری میکند.
3️⃣ سه شنبه مقدس، پیشبینی عیسی در مورد تکذیب پتروس از حواریون نسبت پیامبری حضرت میباشد.
4️⃣ چهارشنبه مقدس، خیانت یهودا به عیسی را روایت میکند.
5️⃣ پنجشنبه مقدس، شام آخر با حواریون میباشد.
6️⃣ جمعه مقدس، آزاد سازی زندانی به نام باراباس و به تصلیب کشیدن عیسی است.
7️⃣ شنبه مقدس ، پیروزی عیسی و گذاشتن جسد آن در غار را روایت میکند.
8️⃣ یکشنبه مقدس، رستاخیز عیسی از غار و بیرون رفتن از آن را روایت میکند.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس این روزها در شهرهای مختلف مسیحینشین کاتولیک اسپانیا در حال برگزاری است. در چنین روزهایی، مردم از یک هفته تعطیلی مذهبی بهره برده و در مراسم در شهرهای مختلف کشور شرکت میکنند.
🍂 در این مراسم، عزاداران مجسمههایی از مریم مقدس و عیسی مسیح که بر تخت روان نشستهاند و اطرافش پر از گلهای زیبای طبیعی و شمعهای یک متریست بر دوش جوانان از کلیساها خارج شده و زنان و مردان معتقد با لباسهای شیک و تیره و گاهی با کلاههای شیپوری و صورت پوشیده در زیر نقاب، همراه با یک باند موسیقی، آن را در صفوفی منظم همراهی میکنند.
🍂 سختترین مرحله، حمل تختروانها هنگام بیرونآوردن آن از کلیسا است که باید خم شوند و از دهها پله پایین بیایند تا به خیابان برسند. این کار همیشه بر عهدۀ مردان بوده، ولی در سالهای اخیر، زنان هم جایی برای خودشان باز کردهاند.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس همیشه در سکوت و با وقار زیادی انجام میشود و تنها دستزدنهای مردم که گویی با هم قرار گذاشتهاند، این سکوت را میشکند. در برخی شهرهای اسپانیا و کشورهای دیگر، گروهی این مراسم را به «خودزنی با زنجیر» تبدیل میکنند.
🍂 وضعیت «خود زنی با زنجیر» در اسپانیا در حال از بین رفتن است. در شهر مادرید، پایتخت اسپانیا یک کشیش ساقههای نی را به شرکتکنندگان اهدا میکند. برخی از آنان، این شاخهها را همانند زنجیر به پشت خود میزنند تا آنجا که حتی گاه از آن خون میآید. شماری دیگر نیز با پای پیاده و زنجیر بستهشده، در خیابانهای محل مراسم حرکت میکنند. کلاههای شیپوری مراسم که حتی صورت شرکتکنندگان را میپوشاند در شهرهای مختلف، رنگهای گوناگون دارد.
🍂 مراسم هفتۀ مقدس فقط به بزرگسالان اختصاص ندارد، بلکه کودکان نیز با شور و شوق بسیار در آن شرکت کرده و شمع هایی بزرگ بدست می گیرند. در مراسم عید پاک افراد مشهور از قشرهای مختلف مردم اسپانیا خانوادۀ سلطنتی و حتی کاتولیکهای کشورهای دیگر نیز شرکت میکنند.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عزاداری محرم
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
علی:
محمد:
کُلینی در کتاب کافی، از باقر و صادق نقل کرده:
علی بعد از مرگ محمد خطاب به او:
علی:
علی:
حسین بن علی در کربلا چنانکه صاحب منتهی الآمال نقل کرده به خواهرش زینب:
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
علی:
چیزى مانند بدعتها، دین را ویران نکردهاست.
هیچ بدعتى نهاده نشد، مگر آن که بدان سبب سنّتى ترک شد.
محمد:
هر کس به بدعتى عمل کند، شیطان او را با عبادت تنها مىگذارد و حالتِ خشوع و گریه بر او مىافکند.
روزه، نماز، صدقه، حج عمره و جهادِ اهل بدعت پذیرفته نمیشود.
نوحهسرایی از اعمال جاهلیت است.
کُلینی در کتاب کافی، از باقر و صادق نقل کرده:
هر بدعتی گمراهیست و سرانجامِ هر گمراهی جهنم است.
علی بعد از مرگ محمد خطاب به او:
اگر از بیقراری و بیتابی نهی نمیکردی و به بردباری فرمان نمیدادی، چنان برایت اشک میریختیم که اشک چشمانمان تمام میشد.
علی:
هر کس به هنگام مصیبت و بلایی دستش را بر رانش بزند و تأسف بخورد، عمل او نابود گردیده است.
علی:
لباس سیاه نپوشید؛ زیرا لباس سیاه لباس فرعون است
حسین بن علی در کربلا چنانکه صاحب منتهی الآمال نقل کرده به خواهرش زینب:
خواهرم تو را به خدا سوگند میدهم که وقتی من کشته شدم گریبانت را پاره مکن، و چهرهات را با ناخنهایت خونین مکن، و به خاطر شهادت من فریاد واویلا سر مده.
#نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عزاداری محرم (۱/۲)
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 صفویه ناگهان نهضت تشیعی را که همیشه در زیرزمینها مبارزه میکرد، روی کار می آورد، میآورد روی بالکن، در صحنه باز جامعه. اما اقلیت شیعه ایرانی چون که هرگز در طول تاریخ نتوانسته یک جامعه مستقل بسازد، جز در دوره کوتاه حکومت آل بویه و حکومتهایی محلی موقتی چون سربداریه، هیچگاه آزاد نبوده و امکان تظاهرات اجتماعی نداشته و در تقیه بسر می برده، هنوز شعارهای اجتماعی ندارد، هنوز مراسم عملی ندارد، هنوز نمیداند که چگونه و در چه فرمهای جمعی و نمایشهای عمومی تجلی کند، سمبل و علائم و مراسم اجتماعی ندارد؛ باید کاری کند. این کار بسیار ساده انجام شد یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد، و شخصیتی بهاسم "وزیر امور روضهخوانی" ماموریت یافت تا دراین زمینه دست به کار شود. این وزیر امور روضهخوانی اولین تحفههای غرب را در قرن ۱۶ و ۱۷ به ایران سوغات آورد!
🍂 وزیر امور روضهخوانی و تعزیهداری رفت به اروپای شرقی که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکورهای ویژۀ محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند؛ بطوریکه ناگهان در ایران، سمبلها و مراسم و مظاهر کاملا تازهای که هرگز، نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام، و نه در مذهب شیعه، بوجود آمد.
🍂 مراسمی از نوع تعزیهگردانی، شبیهسازی، نعش و علم و کتل و عماری و پردهداری و شمایلکشی و معرکهگیری و قفلبندی و زنجیرزنی و تیغزنی و موزیک و سنجزنی و تعزیهخوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبتخوانی" و "نوحهسرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هرکس با آن آشنا است، بهسادگی تشخیص میدهد که تقلید است.
🍂 اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها و سرداران آنها است، و نیز شرح حال حواریون و تراژدی مریم و بیان فضائل و کرامات و رنجها و مظلومیتهای او، و از همه مهمتر، احیای خاطره خونین عیسی مسیح و شکنجهها و ظلمها و سختیهایی که از قوم خود (یهودیها) و از ظلمه (روم های بیرحم) تحمل کردهاست، تحت عنوان"مصائب" که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش و بیان آن، بهوسیله صفویه تقلید و اقتباس شدهاست و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و حضرت فاطمه زهرا و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفتهاست.
🍂 قفلزنی و سینهزنی و زنجیرزنی و تیغزنی حتی هم اکنون، به همین شکل در " لورد"، سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی، این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی، نهتنها آن را تایید نکردهاند که جداً مخالفند و این نمایشها را برخلاف موازین علمی شرع میدانند، ولی همواره و همه ساله، در این دو سه قرن انجام میشده و این در عین حال که شگفتانگیز است، روشنکننده این است که این مراسم «ابتکار سیاست» بودهاست، نه روحانیت واقعی، و نشان میدهد که این تظاهرات پرشور و سازمانیافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام میشود، مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن، ناچار "تقیه " میکردهاند و از مخالفت علنی و جدی خودداری مینمودهاند و این روشن میکند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بودهاست که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کردهاست و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی، آنها را تایید نمیکند، ولی بنام اینکه: «این، کار عشق است، کار شرع نیست»، خود را از قید فتوای عالم رها میکردهاند.
🍂 موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی میکنند، در «شبیه و تعزیه و نعش»، تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه " و" میراکل " و «نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود» و دیگر قضایا است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 صفویه ناگهان نهضت تشیعی را که همیشه در زیرزمینها مبارزه میکرد، روی کار می آورد، میآورد روی بالکن، در صحنه باز جامعه. اما اقلیت شیعه ایرانی چون که هرگز در طول تاریخ نتوانسته یک جامعه مستقل بسازد، جز در دوره کوتاه حکومت آل بویه و حکومتهایی محلی موقتی چون سربداریه، هیچگاه آزاد نبوده و امکان تظاهرات اجتماعی نداشته و در تقیه بسر می برده، هنوز شعارهای اجتماعی ندارد، هنوز مراسم عملی ندارد، هنوز نمیداند که چگونه و در چه فرمهای جمعی و نمایشهای عمومی تجلی کند، سمبل و علائم و مراسم اجتماعی ندارد؛ باید کاری کند. این کار بسیار ساده انجام شد یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد، و شخصیتی بهاسم "وزیر امور روضهخوانی" ماموریت یافت تا دراین زمینه دست به کار شود. این وزیر امور روضهخوانی اولین تحفههای غرب را در قرن ۱۶ و ۱۷ به ایران سوغات آورد!
🍂 وزیر امور روضهخوانی و تعزیهداری رفت به اروپای شرقی که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکورهای ویژۀ محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند؛ بطوریکه ناگهان در ایران، سمبلها و مراسم و مظاهر کاملا تازهای که هرگز، نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام، و نه در مذهب شیعه، بوجود آمد.
🍂 مراسمی از نوع تعزیهگردانی، شبیهسازی، نعش و علم و کتل و عماری و پردهداری و شمایلکشی و معرکهگیری و قفلبندی و زنجیرزنی و تیغزنی و موزیک و سنجزنی و تعزیهخوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبتخوانی" و "نوحهسرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هرکس با آن آشنا است، بهسادگی تشخیص میدهد که تقلید است.
🍂 اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها و سرداران آنها است، و نیز شرح حال حواریون و تراژدی مریم و بیان فضائل و کرامات و رنجها و مظلومیتهای او، و از همه مهمتر، احیای خاطره خونین عیسی مسیح و شکنجهها و ظلمها و سختیهایی که از قوم خود (یهودیها) و از ظلمه (روم های بیرحم) تحمل کردهاست، تحت عنوان"مصائب" که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش و بیان آن، بهوسیله صفویه تقلید و اقتباس شدهاست و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و حضرت فاطمه زهرا و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفتهاست.
🍂 قفلزنی و سینهزنی و زنجیرزنی و تیغزنی حتی هم اکنون، به همین شکل در " لورد"، سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی، این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی، نهتنها آن را تایید نکردهاند که جداً مخالفند و این نمایشها را برخلاف موازین علمی شرع میدانند، ولی همواره و همه ساله، در این دو سه قرن انجام میشده و این در عین حال که شگفتانگیز است، روشنکننده این است که این مراسم «ابتکار سیاست» بودهاست، نه روحانیت واقعی، و نشان میدهد که این تظاهرات پرشور و سازمانیافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام میشود، مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن، ناچار "تقیه " میکردهاند و از مخالفت علنی و جدی خودداری مینمودهاند و این روشن میکند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بودهاست که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کردهاست و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی، آنها را تایید نمیکند، ولی بنام اینکه: «این، کار عشق است، کار شرع نیست»، خود را از قید فتوای عالم رها میکردهاند.
🍂 موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی میکنند، در «شبیه و تعزیه و نعش»، تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه " و" میراکل " و «نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود» و دیگر قضایا است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عزاداری محرم (۲/۲)
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 نوحههای دستهجمعی درست یادآور" کر "های کلیسا است و پردههای سیاه که بهشکل خاصی بر سر در تکیهها و پایهها و کتیبهها آویخته میشود و غالبا اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده، بیکموکاست از پردههای کلیسا در مراسم تقلید شده، و شمایلگردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده میشود، پرترهسازیهای مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشیها همان است؛ در حالیکه صورتسازی در مذهب ما مکروه است؛ حتی نوری که به صورت یک هالۀ گرد سر ائمه و اهل بیت دیده میشود، درست تقلیدیست و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شدهاست.
🍂 این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبتخوانی و شبیهسازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحیها جلوی دستهها میبرند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند، آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلوی دستهها راه میبرند و همه میبینند که شاخصه نمایان هر دستۀ سینهزنی، همین صلیب یعنی جریده (عَلم) است. در عین حال، در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا میسازند و حمل میکنند، نمیدانند برای چه چنین میکنند؟
🍂 اما، با اینکه این «جریده» در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمیکند، همۀ شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریدهاش وابسته است؛ دعواها سر جریده است؛ ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازۀ ایمان و شور دینی یک دسته، به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریدهاش بستگی دارد؛ جریده نهتنها از نظر شکل همان «صلیب» است، بلکه از نظر لفظ هم همان «صلیب» است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده، چون کلمۀ "جریده" نه در فارسی و نه در عربی، با این شکل هیچ مفهومی ندارد.
🍂 دکورها و پوششها و پردههایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه میبینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشدهبود، ساختمانهای خاص این امور بنا شد بنام "تکیه".
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 نوحههای دستهجمعی درست یادآور" کر "های کلیسا است و پردههای سیاه که بهشکل خاصی بر سر در تکیهها و پایهها و کتیبهها آویخته میشود و غالبا اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده، بیکموکاست از پردههای کلیسا در مراسم تقلید شده، و شمایلگردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده میشود، پرترهسازیهای مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشیها همان است؛ در حالیکه صورتسازی در مذهب ما مکروه است؛ حتی نوری که به صورت یک هالۀ گرد سر ائمه و اهل بیت دیده میشود، درست تقلیدیست و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شدهاست.
🍂 این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبتخوانی و شبیهسازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحیها جلوی دستهها میبرند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند، آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلوی دستهها راه میبرند و همه میبینند که شاخصه نمایان هر دستۀ سینهزنی، همین صلیب یعنی جریده (عَلم) است. در عین حال، در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا میسازند و حمل میکنند، نمیدانند برای چه چنین میکنند؟
🍂 اما، با اینکه این «جریده» در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمیکند، همۀ شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریدهاش وابسته است؛ دعواها سر جریده است؛ ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازۀ ایمان و شور دینی یک دسته، به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریدهاش بستگی دارد؛ جریده نهتنها از نظر شکل همان «صلیب» است، بلکه از نظر لفظ هم همان «صلیب» است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده، چون کلمۀ "جریده" نه در فارسی و نه در عربی، با این شکل هیچ مفهومی ندارد.
🍂 دکورها و پوششها و پردههایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه میبینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشدهبود، ساختمانهای خاص این امور بنا شد بنام "تکیه".
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
🍂 یونانیان صاحب قهرمانانی اسطورهای بودند که در بسیاری از موارد با مرگی دردناک جان سپرده بودند. یونانیان برای این قهرمانان عزاداری میکردند و در سوگشان مرثیه میخواندند. در این قسمت توضیح خواهم داد که بسیاری از فیلسوفان یونانی با مسالۀ عزاداری از اساس مخالف بودند و آن را به تندی نقد میکردند. مقایسۀ عزاداری یونانیان برای قهرمانانشان با سنت سوگواری در فرهنگ ما نکات جالبی را نمایان میکند.
🗄پست مرتبط
📕زیستن درونِ اسطوره
📕افلاطون در مرز اسطوره و فلسفه
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @adam_podcast
🍂 یونانیان صاحب قهرمانانی اسطورهای بودند که در بسیاری از موارد با مرگی دردناک جان سپرده بودند. یونانیان برای این قهرمانان عزاداری میکردند و در سوگشان مرثیه میخواندند. در این قسمت توضیح خواهم داد که بسیاری از فیلسوفان یونانی با مسالۀ عزاداری از اساس مخالف بودند و آن را به تندی نقد میکردند. مقایسۀ عزاداری یونانیان برای قهرمانانشان با سنت سوگواری در فرهنگ ما نکات جالبی را نمایان میکند.
🗄پست مرتبط
📕زیستن درونِ اسطوره
📕افلاطون در مرز اسطوره و فلسفه
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @adam_podcast
سوگواری برای قهرمانان یونان
@Naqdagin
🎧 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
🎙#علی_نیکزاد
02:50 عزاداری سالانۀ یونانیان برای قهرمانان خود و روضهخوانیشان
5:32 قهرمانان یونان باستان؛ زیارتگاهسازی و حاجت خواستن و شفا گرفتن
6:43 کرامات قهرمانان یونانی: نیروهای غیبی در نبرد ماراتن؛ آسکِلِپیوس و شفای سنگ کلیه و سکته و کور؛ زیباسازی چهرهها
10:05 عزاداری برای قهرمانان: آدونیس؛ هواکینتوس: توامانی عزا و جشن
14:52 نظر عقلای یونان دربارۀ عزاداری: گزنفانس و تناقض عزا و دیدِ قهرمانانه
15:51 عزاداری مردم برای آشنایان و قانونگذاران یونان (مشابه سنت نبوی)
17:19 زمینۀ ظهور عزاداری برای قهرمانان و تراژدی
19:15 درک تناقض توسط افلاطون و مخالفت با عزاداری بطور مطلق
24:59 نظر فیلسوفان پسا-افلاطونی دربارۀ احساسات: ارسطو و رواقیون
34:10 تاثیر رواقیون بر تفسیر یهودیان و مسیحیان
40:00 نظر یونانیان دربارۀ سوگواری ایرانیان؟
46:04 مواجهۀ تاریخی یا اسطورهای و باطنی؟
52:20 مرثیۀ آدونیس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | عدم
🎙#علی_نیکزاد
02:50 عزاداری سالانۀ یونانیان برای قهرمانان خود و روضهخوانیشان
5:32 قهرمانان یونان باستان؛ زیارتگاهسازی و حاجت خواستن و شفا گرفتن
6:43 کرامات قهرمانان یونانی: نیروهای غیبی در نبرد ماراتن؛ آسکِلِپیوس و شفای سنگ کلیه و سکته و کور؛ زیباسازی چهرهها
10:05 عزاداری برای قهرمانان: آدونیس؛ هواکینتوس: توامانی عزا و جشن
14:52 نظر عقلای یونان دربارۀ عزاداری: گزنفانس و تناقض عزا و دیدِ قهرمانانه
15:51 عزاداری مردم برای آشنایان و قانونگذاران یونان (مشابه سنت نبوی)
17:19 زمینۀ ظهور عزاداری برای قهرمانان و تراژدی
19:15 درک تناقض توسط افلاطون و مخالفت با عزاداری بطور مطلق
24:59 نظر فیلسوفان پسا-افلاطونی دربارۀ احساسات: ارسطو و رواقیون
34:10 تاثیر رواقیون بر تفسیر یهودیان و مسیحیان
40:00 نظر یونانیان دربارۀ سوگواری ایرانیان؟
46:04 مواجهۀ تاریخی یا اسطورهای و باطنی؟
52:20 مرثیۀ آدونیس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | عدم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امام علی و لعن امام حسن
🎙آیتالله #کمال_حیدری (مرجع محصور شیعه)
⬇️ #ویدیو_تحلیلِ «زیستن درونِ اسطوره» را در این باره بخوانید.
#نقد_شیعه #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙آیتالله #کمال_حیدری (مرجع محصور شیعه)
⬇️ #ویدیو_تحلیلِ «زیستن درونِ اسطوره» را در این باره بخوانید.
#نقد_شیعه #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – سوگواری برای قهرمانان یونان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘زیستن درونِ اسطوره
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسطورهها دلیل ندارند، آنها علت دارند. نمیشود پرسید مگر میشود پرندهای نوزادِ انسان را بپروَرد؟ چرا در کوه المپ هرچه بگردی مقرّ خدایان یونان را نمیتوان یافت؟ آیا یونانیان باستان مردمانی گول و خرفت بودند که از خودشان نپرسیدند پس آن کاخ خدایان در کجای این کوه المپ است؟ چرا فریدون ضحاک را در کوه دماوند زندان کرد؟ جا قحط بود؟!
🔺اینها پرسشهایی هستند که اصلاً به روایات اسطورهای نمیرسند تا تکلیفی برای پاسخدهی بر عهدۀ متولیان اسطوره بیفتد.
🍂 باید همواره توجه داشت و هرگز این توجه را فروننهاد که اسطورهها، با کانونهایی باستانی، از فاهمۀ انسان سخن میگویند؛ سخن اساطیر رو به عقلانیتِ انسان نیست که دلیل و حجت و گواه بخواهد! سخن اساطیر روبه شیفتگی و هیجان و حس امنیت و... گفته شده و توسط آنها تحویل گرفته میشود.
🍂 جستجوی علتهای ناظر بر ساختارهای اساطیری، در بیرون از اعتقاد به آنها اتفاق میافتد، تا موضوع علم «اسطورهشناسی» بشود که از قرن نوزدهم به اینسو پدیدار گشت؛ مثلا این علم میگوید که "زال" از اینروی باید پروردۀ مرغی افسانهای باشد که ناگزیر است ممتاز گردد؛ چون بناست خود و پسرش قهرمان باشند. قهرمانشدن نیازمند ویژهبودن است؛ زیرا قهرمان آدمی چون دیگران نیست. وانگهی آنسفر قهرمان، که جوزف کمپبل توضیح دادهاست، لازمۀ ارتقای قهرمان به جایگاه قهرمانیست، مثلِ کودکیِ غریبِ زال که مرغی افسانهای، مادریَاش کرد و پرورد و حامیاش گشت.
🍂 زیستگاه انسان، کوه و در و دشت و آبادی و جانپناه و خانه و اینقبیل نیست؛ انسان تا همین اواخر، در درونِ قصههای اساطیر میزیست! سالمندانِ ما هنوز "نقالی" شاهنامه را یاد دارند که بتدریج، جای خود را به "پردهخوانی" عاشورا داد، و تا مدتی هم، هردو سنت کنار هم بودند.
🍂 آن جماعتی که با شوق و ذوق، پای آن نقالیها و قصهها مینشستند و با آن به اهتزاز در-میآمدند و در مرگ سهراب یا حسین، اشکها میریختند، درون آن قصهها میزیستند که چنان متاثر میشدند.
🍂 این بکلی فرق دارد با فیلم دیدنِ ما امروزیها؛ حواسمان باید به این فرق باشد! ما امروزه ساعتی را درون یک فیلم زندگی میکنیم و وقتی تمام شد، بحثها میکنیم از اینکه بازی این و آن خوب یا بد بود، قصه این ایراد را داشت، تدوین فیلم درست بود یا نبود، و ...؛ این نقادیها به معنای اعاده خودآگاهی پس از ساعتی از غرق در بازی فیلم شدن است؛ یعنی که حواسمان به ساختگیبودن فیلم هست، با اینوجود، به تفریح یا تامل، فیلم میبینیم.
🍂 مردمان قدیم، بختی از اعادۀ خودآگاهی نداشتند؛ آنان باشندگان ناخودآگاه در جهان اساطیرشان بودند؛ بلکه تا پایان عمر، درون همان قصۀ اساطیر، مانده و میزیستند.
🍂 خروج انسان از زیستن درون اساطیر، بسیار بهکندی صورت گرفت؛ این خروج با تقلیلیافتن اسطوره به قصه همعنان گشت؛ یعنی روایت اسطوره، از مقام بیانِ یک هستیشناسی، به یک قصه تقلیل مییافت. این تقلیل، با نقادیِ صورت و معنای روایی اسطوره همراه میشود.
🍂 مثلاً از عصر روشنگری به اینسو، مسیحیت مورد نقادیها قرار گرفت: «پسر خدا» بودن به چه معناست؟ «بازخرید» گناهان با «بر صلیب شدنِ پسر خدا» چه منطقی دارد؟! «ایمان» چیست؟ مگر میشود بدرستیِ قصهای ندیده و سراسر خلاف عقل باور آورد و اسمش را ایمان گذاشت؟! اگر خداوند میخواست ما برخلاف عقل ایمان بیاوریم، پس چرا عقلمان داد؟! که چه بشود؟! انبوه معجزاتی که عیسیمسیح کرد، آیا نقض قوانین طبیعت بود یا چشمبندی و تردستی بودند؟ اگر قوانین طبیعت قابل نقض باشند، پس چطور سنگ روی سنگ بند میشود؟! ما چطور در همچو جهان پر شعبدهای، علم مییابیم و فناوری درست میکنیم و بهرهمندش میشویم؟ آیا خداوند مدام در کار فریب ما و اختفای خویش است؟! برای چه و چرا...؟!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسطورهها دلیل ندارند، آنها علت دارند. نمیشود پرسید مگر میشود پرندهای نوزادِ انسان را بپروَرد؟ چرا در کوه المپ هرچه بگردی مقرّ خدایان یونان را نمیتوان یافت؟ آیا یونانیان باستان مردمانی گول و خرفت بودند که از خودشان نپرسیدند پس آن کاخ خدایان در کجای این کوه المپ است؟ چرا فریدون ضحاک را در کوه دماوند زندان کرد؟ جا قحط بود؟!
🔺اینها پرسشهایی هستند که اصلاً به روایات اسطورهای نمیرسند تا تکلیفی برای پاسخدهی بر عهدۀ متولیان اسطوره بیفتد.
🍂 باید همواره توجه داشت و هرگز این توجه را فروننهاد که اسطورهها، با کانونهایی باستانی، از فاهمۀ انسان سخن میگویند؛ سخن اساطیر رو به عقلانیتِ انسان نیست که دلیل و حجت و گواه بخواهد! سخن اساطیر روبه شیفتگی و هیجان و حس امنیت و... گفته شده و توسط آنها تحویل گرفته میشود.
🍂 جستجوی علتهای ناظر بر ساختارهای اساطیری، در بیرون از اعتقاد به آنها اتفاق میافتد، تا موضوع علم «اسطورهشناسی» بشود که از قرن نوزدهم به اینسو پدیدار گشت؛ مثلا این علم میگوید که "زال" از اینروی باید پروردۀ مرغی افسانهای باشد که ناگزیر است ممتاز گردد؛ چون بناست خود و پسرش قهرمان باشند. قهرمانشدن نیازمند ویژهبودن است؛ زیرا قهرمان آدمی چون دیگران نیست. وانگهی آنسفر قهرمان، که جوزف کمپبل توضیح دادهاست، لازمۀ ارتقای قهرمان به جایگاه قهرمانیست، مثلِ کودکیِ غریبِ زال که مرغی افسانهای، مادریَاش کرد و پرورد و حامیاش گشت.
🍂 زیستگاه انسان، کوه و در و دشت و آبادی و جانپناه و خانه و اینقبیل نیست؛ انسان تا همین اواخر، در درونِ قصههای اساطیر میزیست! سالمندانِ ما هنوز "نقالی" شاهنامه را یاد دارند که بتدریج، جای خود را به "پردهخوانی" عاشورا داد، و تا مدتی هم، هردو سنت کنار هم بودند.
🍂 آن جماعتی که با شوق و ذوق، پای آن نقالیها و قصهها مینشستند و با آن به اهتزاز در-میآمدند و در مرگ سهراب یا حسین، اشکها میریختند، درون آن قصهها میزیستند که چنان متاثر میشدند.
🍂 این بکلی فرق دارد با فیلم دیدنِ ما امروزیها؛ حواسمان باید به این فرق باشد! ما امروزه ساعتی را درون یک فیلم زندگی میکنیم و وقتی تمام شد، بحثها میکنیم از اینکه بازی این و آن خوب یا بد بود، قصه این ایراد را داشت، تدوین فیلم درست بود یا نبود، و ...؛ این نقادیها به معنای اعاده خودآگاهی پس از ساعتی از غرق در بازی فیلم شدن است؛ یعنی که حواسمان به ساختگیبودن فیلم هست، با اینوجود، به تفریح یا تامل، فیلم میبینیم.
🍂 مردمان قدیم، بختی از اعادۀ خودآگاهی نداشتند؛ آنان باشندگان ناخودآگاه در جهان اساطیرشان بودند؛ بلکه تا پایان عمر، درون همان قصۀ اساطیر، مانده و میزیستند.
🍂 خروج انسان از زیستن درون اساطیر، بسیار بهکندی صورت گرفت؛ این خروج با تقلیلیافتن اسطوره به قصه همعنان گشت؛ یعنی روایت اسطوره، از مقام بیانِ یک هستیشناسی، به یک قصه تقلیل مییافت. این تقلیل، با نقادیِ صورت و معنای روایی اسطوره همراه میشود.
🍂 مثلاً از عصر روشنگری به اینسو، مسیحیت مورد نقادیها قرار گرفت: «پسر خدا» بودن به چه معناست؟ «بازخرید» گناهان با «بر صلیب شدنِ پسر خدا» چه منطقی دارد؟! «ایمان» چیست؟ مگر میشود بدرستیِ قصهای ندیده و سراسر خلاف عقل باور آورد و اسمش را ایمان گذاشت؟! اگر خداوند میخواست ما برخلاف عقل ایمان بیاوریم، پس چرا عقلمان داد؟! که چه بشود؟! انبوه معجزاتی که عیسیمسیح کرد، آیا نقض قوانین طبیعت بود یا چشمبندی و تردستی بودند؟ اگر قوانین طبیعت قابل نقض باشند، پس چطور سنگ روی سنگ بند میشود؟! ما چطور در همچو جهان پر شعبدهای، علم مییابیم و فناوری درست میکنیم و بهرهمندش میشویم؟ آیا خداوند مدام در کار فریب ما و اختفای خویش است؟! برای چه و چرا...؟!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زیستن درونِ اسطوره
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسلام سنی برخلاف تشیع، غلظت متورمی از اسطوره ندارد. تشیع، همچون مسیحیت، بشدت متورم از اسطورههاست. همین زیستن در اساطیرِ شیعه است که کسی از مومنان نمیپرسد که، حسن و حسین و الباقی امامان، در طول چند دهه زندگیشان، کدام برجستگیهای حیرتافکن داشتند که جزو «از ما بهتران» شدند؟
🍂 اگر عاشورا را از امامحسین بگیریم، برایش چه میماند؟ یعنی این فرد در پنجاه و چندسال زندگیاش، هیچ برجستگیای نداشت تا اینکه با یزید درافتاد یا که یزید با او درافتاد؟! امام حسن که هیچ عاشورایی نداشت، کاملا سیمای یک آدم معمولی را دارد؛ آنقدر که حسین نیز اگر عاشورا نمیداشت، همانطور میشد که برادرش بود.
🍂 طرح این پرسشها برای کسانی که درون اسطورۀ شیعه زندگی میکنند، همانقدر بیوجه است که از یک مومن مسیحی بپرسیم، آخر عیسیمسیح به خودش چه امتیازی داشت تا خداوند او را «پسر خودش» کرد، یا بخواهیم بپرسیم، رستم چه ویژگی ممتازی به سَرِ خود داشت تا "رستم" شد؟ بالاخره نه زور بازو کمیاب است و نه خردمندی!
🍂 حسین، عیسی یا که رستم و آخیلوس و آرجونای بهگواداگیتا اسطورهاند و در این اسطورهبودنشان، فراتر از نقد عقلانی مینشینند. دربارۀ آنان نمیتوان از «چرایی» پرسید که مثلا کفنفس هنر است نه وادادگی به هوسها، «تنوعطلبی جنسی» که فریاد پدرت را درآورد، آخر چه ربط و نسبتی با «از ما بهترانی» دارد؟! یا که در چندین دهۀ عمر، چه خیرهایی به دیگران رساندی؟ دست کدام افتادهها گرفتی؟ چه گرهها از کار فروماندگان گشادی؟ کجا برای دیگری پای برخود نهادی؟ که نقل کتابها و منبرهای منقبتگویانت شوند؟
🍂 امامحسن و امامحسین و دیگر امامان -همچون عیسیمسیح-، بکلی فارغ از این پرسشها هستند، حتی این نیز اهمیتی ندارد که وجود تاریخی داشتهاند یا نه؟ آنانکه درون «خیال و قصه»هاشان میزیاند، فارغ از «تاریخ و دلالتهای آن» هستند؛ این شخصیتها، برای چنین جماعتی، اسطورهاند که چیستی و چراییهایشان دلیل ندارد، «علت»(ها) دارد. این علتها را باید در تاریخ جست؛ از ستیزههای قبایلی برای سروری تا نفوذ انگارههای فرهنگی از میادین مجاور، و دینامیک ستیهنده درونفرقهای برای «بر حقی» و «سروری».
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 اسلام سنی برخلاف تشیع، غلظت متورمی از اسطوره ندارد. تشیع، همچون مسیحیت، بشدت متورم از اسطورههاست. همین زیستن در اساطیرِ شیعه است که کسی از مومنان نمیپرسد که، حسن و حسین و الباقی امامان، در طول چند دهه زندگیشان، کدام برجستگیهای حیرتافکن داشتند که جزو «از ما بهتران» شدند؟
🍂 اگر عاشورا را از امامحسین بگیریم، برایش چه میماند؟ یعنی این فرد در پنجاه و چندسال زندگیاش، هیچ برجستگیای نداشت تا اینکه با یزید درافتاد یا که یزید با او درافتاد؟! امام حسن که هیچ عاشورایی نداشت، کاملا سیمای یک آدم معمولی را دارد؛ آنقدر که حسین نیز اگر عاشورا نمیداشت، همانطور میشد که برادرش بود.
🍂 طرح این پرسشها برای کسانی که درون اسطورۀ شیعه زندگی میکنند، همانقدر بیوجه است که از یک مومن مسیحی بپرسیم، آخر عیسیمسیح به خودش چه امتیازی داشت تا خداوند او را «پسر خودش» کرد، یا بخواهیم بپرسیم، رستم چه ویژگی ممتازی به سَرِ خود داشت تا "رستم" شد؟ بالاخره نه زور بازو کمیاب است و نه خردمندی!
🍂 حسین، عیسی یا که رستم و آخیلوس و آرجونای بهگواداگیتا اسطورهاند و در این اسطورهبودنشان، فراتر از نقد عقلانی مینشینند. دربارۀ آنان نمیتوان از «چرایی» پرسید که مثلا کفنفس هنر است نه وادادگی به هوسها، «تنوعطلبی جنسی» که فریاد پدرت را درآورد، آخر چه ربط و نسبتی با «از ما بهترانی» دارد؟! یا که در چندین دهۀ عمر، چه خیرهایی به دیگران رساندی؟ دست کدام افتادهها گرفتی؟ چه گرهها از کار فروماندگان گشادی؟ کجا برای دیگری پای برخود نهادی؟ که نقل کتابها و منبرهای منقبتگویانت شوند؟
🍂 امامحسن و امامحسین و دیگر امامان -همچون عیسیمسیح-، بکلی فارغ از این پرسشها هستند، حتی این نیز اهمیتی ندارد که وجود تاریخی داشتهاند یا نه؟ آنانکه درون «خیال و قصه»هاشان میزیاند، فارغ از «تاریخ و دلالتهای آن» هستند؛ این شخصیتها، برای چنین جماعتی، اسطورهاند که چیستی و چراییهایشان دلیل ندارد، «علت»(ها) دارد. این علتها را باید در تاریخ جست؛ از ستیزههای قبایلی برای سروری تا نفوذ انگارههای فرهنگی از میادین مجاور، و دینامیک ستیهنده درونفرقهای برای «بر حقی» و «سروری».
🗄پست مرتبط
📻 سوگواری برای قهرمانان در یونان باستان
📕افلاطون در مرز اسطوره و فلسفه
#فلسفیدن #نقد_ادیان #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @sahebolhavashi
نقدآگین
1️⃣ ابو بصیر از امام صادق روایت کند که فرمود (الکافی، جلد ۸، ص ۲۹۵) «هر پرچمی که پیش از قیام حضرت قانم بر افراشته شود، صاحب آن «طاغوت» و سرکشیست که در برابر خدای عزوجل (چون بتهای ساختگی) پرستیده شود». 2️⃣ آیتالله مصطفی محققداماد قرآن مجید «طاغوت» را…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 از فریب مردم با دینفروشی و چاپلوسی دست بردارید!
— دربارۀ «ولاییترین حکومت تاریخ!»
🔻پاسخ آیتالله سنجری اراکی به آخوند درباری (مسعود عالی):
۱. قدرت سیاسی بنیاد ولایت علی نبوده است.
۲. ولایت فقیه که هیچ برهان غیرقابل مناقشهای مبتنی بر نصوص دینی ندارد (ایدهای شاذ و مطرح شده در زمانۀ اخیر و پذیرفته شده توسط فقهای قلیلی از متاخرین)، حکومتی ولایی نیست.
۳. خلط عمدی بین «خلافت» و «ولایت»؛ ولایت برای امام ثابت است و ربطی به پذیرش عامه که مربوط به حکومت است، ندارد. میگویید چون علی را ولی خدا نمیدانستند، پس حکومت او ولایی نبودهاست، رأی عامۀ مردم در ولایت الاهی و ولایی بودن حکمرانی یک امام تاثیری ندارد.
۴. حکومت ولایت فقیه (که برهان محکمی هم ندارد) را میگویید «ولایی» است، درحالیکه:
اولا، استنادتان به مردم است، و مردم در اثبات ولایت یک شخص و حکومت، مبنایی ندارند،
ثانیا، مردم هم قبول ندارند این ولایت فقیه را [و بدون هیچ مبنایی به مردمی بودن نظام ارجاع دادهاید؛ درحالیکه در اکثر انتخاباتها، اکثریت مردم به کاندیدای بهظاهر زاویهدار با ولی فقیه رای دادهاند و در چند انتخابات اخیر نیز اکثریت به «تحریم و نه به نظام»، علیرغم انواع تکلیفهای ولایی و تهدیدهای اخروی و دنیوی، آری گفتند].
۵. ولی فقیه را بهدروغ، «نائب امام زمان» میدانید؛ درحالیکه امام زمان نائب و جانشین نداشته؛ این غلطی مشهور است. چند سفیر نامهرسان داشتهاست بدون اختیارات امام.
۶. ادعاهای گزاف و بدون حساب میکنید: ولی فقیه، فقیهترین، مدبرترین، شجاعترین فرد روی زمین بعد از امام زمان است؟! درحالیکه اجتهاد و علمیت او نیز هنوز مورد مناقشه است.
🗄پست مرتبط
📺 چرا ولایت فقیه مصداق طاعوت است؟
📺 آخوند درباری و وارونهگوییِ روایاتِ شیعه
(یکم - دوم - سوم)
📺 ولایت فقیه، مشیِ یزیدی یا علوی؟
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دربارۀ «ولاییترین حکومت تاریخ!»
🔻پاسخ آیتالله سنجری اراکی به آخوند درباری (مسعود عالی):
۱. قدرت سیاسی بنیاد ولایت علی نبوده است.
۲. ولایت فقیه که هیچ برهان غیرقابل مناقشهای مبتنی بر نصوص دینی ندارد (ایدهای شاذ و مطرح شده در زمانۀ اخیر و پذیرفته شده توسط فقهای قلیلی از متاخرین)، حکومتی ولایی نیست.
۳. خلط عمدی بین «خلافت» و «ولایت»؛ ولایت برای امام ثابت است و ربطی به پذیرش عامه که مربوط به حکومت است، ندارد. میگویید چون علی را ولی خدا نمیدانستند، پس حکومت او ولایی نبودهاست، رأی عامۀ مردم در ولایت الاهی و ولایی بودن حکمرانی یک امام تاثیری ندارد.
۴. حکومت ولایت فقیه (که برهان محکمی هم ندارد) را میگویید «ولایی» است، درحالیکه:
اولا، استنادتان به مردم است، و مردم در اثبات ولایت یک شخص و حکومت، مبنایی ندارند،
ثانیا، مردم هم قبول ندارند این ولایت فقیه را [و بدون هیچ مبنایی به مردمی بودن نظام ارجاع دادهاید؛ درحالیکه در اکثر انتخاباتها، اکثریت مردم به کاندیدای بهظاهر زاویهدار با ولی فقیه رای دادهاند و در چند انتخابات اخیر نیز اکثریت به «تحریم و نه به نظام»، علیرغم انواع تکلیفهای ولایی و تهدیدهای اخروی و دنیوی، آری گفتند].
۵. ولی فقیه را بهدروغ، «نائب امام زمان» میدانید؛ درحالیکه امام زمان نائب و جانشین نداشته؛ این غلطی مشهور است. چند سفیر نامهرسان داشتهاست بدون اختیارات امام.
۶. ادعاهای گزاف و بدون حساب میکنید: ولی فقیه، فقیهترین، مدبرترین، شجاعترین فرد روی زمین بعد از امام زمان است؟! درحالیکه اجتهاد و علمیت او نیز هنوز مورد مناقشه است.
🗄پست مرتبط
📺 چرا ولایت فقیه مصداق طاعوت است؟
📺 آخوند درباری و وارونهگوییِ روایاتِ شیعه
(یکم - دوم - سوم)
📺 ولایت فقیه، مشیِ یزیدی یا علوی؟
#حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 انتخابات ۸۸ و سقوط رئیسی
🎙#سعید_لیلاز
🗄پست مرتبط
📺 دستهای پنهان در حادثۀ سقوط بالگرد رئیسی
📺 لیلاز: پزشکیان واسه چی تایید صلاحیت شد؟
📻 رسواییِ دستکاریِ آرای اعلامشده!
#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#سعید_لیلاز
خیلی مطالب هست که باید ۳۵-۳۰ سال بگذره تا بشه دربارشون صحبت کرد: از جمله سقوط هلیکوپتر رئیسی و انتخابات ۸۸
اگر طرفداران اصلاحات از اصلاحطلبان دلسرد شوند، هزار برابر ضررش برای نظام بیشتره تا اصلاحطلبان
وقتی درآمد نفت افزایش پیدا میکنه، امکان نداره یکی مثل میرحسین موسوی پذیرفته بشه بعنوان رئیس جمهور؛ باید یکی رو بیارن که بده بخورن [و اگه کاهش پیدا کنه، امکان نداره کسی مثل روحانی/پزشکیان رو غالب نکنند]
🗄پست مرتبط
📺 دستهای پنهان در حادثۀ سقوط بالگرد رئیسی
📺 لیلاز: پزشکیان واسه چی تایید صلاحیت شد؟
📻 رسواییِ دستکاریِ آرای اعلامشده!
#استمرارطالبان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin