اهمیت بستر فرهنگی ۳
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۳)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸ساسانیان نظامِ اقتصادی پویاتری از چین و بیزانس داشتند
🔸مقایسۀ سقوطِ شدیدِ درآمد مالیاتی از زمان ساسانیان تا اسلام صدر و عباسیان و آل بویه و سلجوقیان
🔸بررسی شکوفایی دانش در دوران اسلام و مامون و نقش ایرانیان در این موضوع
🔸استقلال سیاسی ایران در زبان صفویه با برکشیدن یک فرقۀ مترود
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸ساسانیان نظامِ اقتصادی پویاتری از چین و بیزانس داشتند
🔸مقایسۀ سقوطِ شدیدِ درآمد مالیاتی از زمان ساسانیان تا اسلام صدر و عباسیان و آل بویه و سلجوقیان
🔸بررسی شکوفایی دانش در دوران اسلام و مامون و نقش ایرانیان در این موضوع
🔸استقلال سیاسی ایران در زبان صفویه با برکشیدن یک فرقۀ مترود
#آینه_تاریخ #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 دربارۀ انقلاب بنگلادش (+)
🍂 اخیرا در بنگلادش شاهد تحولات سیاسی گوناگونی هستیم. این تحولات در ظاهر شبیه یک انقلاب کلاسیک هستند؛ یکی از آن انقلابهایی که مردم تصمیم میگیرند برای رسیدن به خواستههای خودشان، یه سیستم سیاسی را تغییر دهند، اما در این ویدیو، انقلاب بنگلادش بهصورت عمیقتر بررسی میشود و از تحلیلهای مختلفی استفاده میشود. تحلیلهایی که اعتقاد دارند با استعفای شیخ حسینا، احتمال چرخش بنگلادش از هند به سمت پاکستان و چین وجود دارد.
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 اخیرا در بنگلادش شاهد تحولات سیاسی گوناگونی هستیم. این تحولات در ظاهر شبیه یک انقلاب کلاسیک هستند؛ یکی از آن انقلابهایی که مردم تصمیم میگیرند برای رسیدن به خواستههای خودشان، یه سیستم سیاسی را تغییر دهند، اما در این ویدیو، انقلاب بنگلادش بهصورت عمیقتر بررسی میشود و از تحلیلهای مختلفی استفاده میشود. تحلیلهایی که اعتقاد دارند با استعفای شیخ حسینا، احتمال چرخش بنگلادش از هند به سمت پاکستان و چین وجود دارد.
#سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
1️⃣ مردم اغلب با «صدای درونی» خود همذاتپنداری میکنند - صدای خاموشی که در سرمان برای فکر کردن، برنامهریزی و اندیشیدن استفاده میکنیم. اما از لاکان گرفته تا نیچه، بسیاری هشدار دادهاند که این صدای درونی، خود ما نیستیم و بیگناه یا بیضرر نیست. مطالعات دانشگاه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘اسنوبیسم چیست؟
(۱/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 اصطلاح "اسنوب" در قرن نوزدهم با ظهور فرهنگ جدیدی ابداع شد. در ابتدا ایدهی تحرک طبقاتی باعث شد تا طبقه بورژوا پس از انقلاب صنعتی انگلستان تلاش کند تا به طبقهی آریستوکرات و اشراف بپیوندد. چنین تلاشی را میتوان در ادبیات قرن هجده و نوزده، و بخصوص در اثر ادبی مارسل پروست مشاهده کرد.
🍂 طبقه بورژوازی طبقه اشراف نبود؛ بلکه طبقه متوسط جامعه بود که به دلیل پیشرفت صنعت و هنر و سرمایه جایگاه جدیدی بدست آورده بود و آرمان این طبقۀ نوظهور، بعدها بستر زمینهسازی برای ایده برابری و عدالتخواهی شد.
🍂 به مرور، این طبقه دریافت که تحرک طبقاتی ممکن نیست و بدست آوردن جایگاه خواص جامعه بندرت اتفاق میافتد.
🍂 در این زمان بود که خصوصیات ویژهای از قبیل تحصیل و آموزش وسیلهای برای تمایز شد و "فرهنگ" به مقولهای برای برتری تبدیل شد و نمادهای فرهنگی آن مانند مدرکگرایی زاده شد.
🍂 کافهنشینیها، کتابخانههای شخصی و حتا عناوین خاص کتابها، سبک خاصی از پوشاک و رفتار اجتماعی مناسب آن، که عموما و بطور خاص در قشر حقوقدانها پدیدار شد، از نمونههای آن است. موسیقی پاپ بعدها یکی از نمادهای اخیر آن به حساب آمد.
🍂 اسنوبیسم فرهنگ را وسیلهی رسیدن به اهداف خویش قرار داد و در آن سرمایهگذاری کرد. به این ترتیب، فرهنگ نیز بستری برای ایدههای عدالتخواهی و برابریخواهی شد.
🍂 اسنوبها که در ابتدا، شیفتهی جایگاه اشراف بودند و از پایین به آنها نگاه میکردند، حالا از بالا به جامعه نگاه میکردند؛ نمونههای شناختهشده امروزی آن را میتوان در تمایز فرد از جامعه دید. افرادی که تصور میکنند الگوی ویژهای برای جامعه هستند و شایستهی تقلید جامعه از تفکر یا اندیشه آنها هستند که روشنفکران را میتوان در این دسته جای داد.
🍂 اسنوبیسم ضربۀ بزرگی بر فرهنگ عمیق زد. به این صورت که فرهنگ را به سطح رسانید و ارزشهای طبقاتی و اجتماعی را با نسبیگرایی به چالش کشانید.
🍂 در این زمان بود که پیچیدگی اجتماعی از میان رفت و ساخت توده ممکن شد. در حقیقت ایدهی اولیهی تحرک عمودی طبقاتی، سبب شد فرهنگ عمیق طبقات بالا و پایین از بین برود و به جامعهای منتهی شود که سلیقه جایگزین سبک شود.
🍂 سلیقههای جدید که روایتی پستمدرن آفرید، برخلاف سبک پشتوانه نظری و فرهنگی نداشت. در جهان اسنوبها هر کسی تلاش میکند از دیگری متمایز شود. تلاشی که در ابتدا در متمایز شدن طبقات از یکدیگر بود، به متمایز شدن فرد از فرد منجر شد. در نتیجه، علاوه بر فرهنگ، روابط اجتماعی و بینافردی کلیشهای شد و جامعه به سمت اتمیزهشدن گام برداشت.
🍂 اشاره شد که خواست اجتماعی تحرک طبقاتی، ابتدا در انگلستان شکل گرفت؛ یعنی اقشار جامعه تمایل به پیشرفت جایگاه طبقاتیشان را در خود احساس کردند. در ادامه، باید دید به چه علت فرهنگ اسنوب در انگلستان شکل نگرفت، اما در کشورهای دیگری که مراحل صنعتی شدن را طی کرده بودند این فرهنگ بوجود آمد.
🍂 برای این پاسخ، ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که این تحول اجتماعی در انگلستان سبب نشد تا طبقات سنتی جامعه از بین بروند؛ بلکه برعکس، طبقات خواص همچنان حفظ شدند. آنها در این تغییرات چه تدبیری اندیشیدند؟
🍂 باید جواب را در حقوق انگلستان پیدا کرد. در حقیقت آن چه انگلستان را از خطر سقوط طبقات و تولد اسنوبیسم در امان نگه داشت، حقوقدانان بودند. ریشهها و بستر حقوقی انگلستان ضدیتی با عرف و زندگی جاری در جامعه نداشت. آنها کتاب قانون برای طبقات نداشتند، بلکه قانون را بر اساس نیاز روز و بر اساس احترام به مالکیت خصوصی مدون میکردند.
🍂 این حقوق تکاملی سبب میشد تا به جای حذف طبقات، و یا سرکوب نیازهای جدید جامعه، راهی میان این دو پیدا کند. مسالهای که در دستگاه حقوقی فرانسه وجود نداشت و منجر به بروز خشونت شد. حقوق فرانسه ساختاری داشت که بحران تولید میکرد. این ساختار خودبخود نیاز طبقات را بیپاسخ میگذاشت و انسان بورژوا را در برابر انسان اشرافی قرار میداد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 اصطلاح "اسنوب" در قرن نوزدهم با ظهور فرهنگ جدیدی ابداع شد. در ابتدا ایدهی تحرک طبقاتی باعث شد تا طبقه بورژوا پس از انقلاب صنعتی انگلستان تلاش کند تا به طبقهی آریستوکرات و اشراف بپیوندد. چنین تلاشی را میتوان در ادبیات قرن هجده و نوزده، و بخصوص در اثر ادبی مارسل پروست مشاهده کرد.
🍂 طبقه بورژوازی طبقه اشراف نبود؛ بلکه طبقه متوسط جامعه بود که به دلیل پیشرفت صنعت و هنر و سرمایه جایگاه جدیدی بدست آورده بود و آرمان این طبقۀ نوظهور، بعدها بستر زمینهسازی برای ایده برابری و عدالتخواهی شد.
🍂 به مرور، این طبقه دریافت که تحرک طبقاتی ممکن نیست و بدست آوردن جایگاه خواص جامعه بندرت اتفاق میافتد.
🍂 در این زمان بود که خصوصیات ویژهای از قبیل تحصیل و آموزش وسیلهای برای تمایز شد و "فرهنگ" به مقولهای برای برتری تبدیل شد و نمادهای فرهنگی آن مانند مدرکگرایی زاده شد.
🍂 کافهنشینیها، کتابخانههای شخصی و حتا عناوین خاص کتابها، سبک خاصی از پوشاک و رفتار اجتماعی مناسب آن، که عموما و بطور خاص در قشر حقوقدانها پدیدار شد، از نمونههای آن است. موسیقی پاپ بعدها یکی از نمادهای اخیر آن به حساب آمد.
🍂 اسنوبیسم فرهنگ را وسیلهی رسیدن به اهداف خویش قرار داد و در آن سرمایهگذاری کرد. به این ترتیب، فرهنگ نیز بستری برای ایدههای عدالتخواهی و برابریخواهی شد.
🍂 اسنوبها که در ابتدا، شیفتهی جایگاه اشراف بودند و از پایین به آنها نگاه میکردند، حالا از بالا به جامعه نگاه میکردند؛ نمونههای شناختهشده امروزی آن را میتوان در تمایز فرد از جامعه دید. افرادی که تصور میکنند الگوی ویژهای برای جامعه هستند و شایستهی تقلید جامعه از تفکر یا اندیشه آنها هستند که روشنفکران را میتوان در این دسته جای داد.
🍂 اسنوبیسم ضربۀ بزرگی بر فرهنگ عمیق زد. به این صورت که فرهنگ را به سطح رسانید و ارزشهای طبقاتی و اجتماعی را با نسبیگرایی به چالش کشانید.
🍂 در این زمان بود که پیچیدگی اجتماعی از میان رفت و ساخت توده ممکن شد. در حقیقت ایدهی اولیهی تحرک عمودی طبقاتی، سبب شد فرهنگ عمیق طبقات بالا و پایین از بین برود و به جامعهای منتهی شود که سلیقه جایگزین سبک شود.
🍂 سلیقههای جدید که روایتی پستمدرن آفرید، برخلاف سبک پشتوانه نظری و فرهنگی نداشت. در جهان اسنوبها هر کسی تلاش میکند از دیگری متمایز شود. تلاشی که در ابتدا در متمایز شدن طبقات از یکدیگر بود، به متمایز شدن فرد از فرد منجر شد. در نتیجه، علاوه بر فرهنگ، روابط اجتماعی و بینافردی کلیشهای شد و جامعه به سمت اتمیزهشدن گام برداشت.
🍂 اشاره شد که خواست اجتماعی تحرک طبقاتی، ابتدا در انگلستان شکل گرفت؛ یعنی اقشار جامعه تمایل به پیشرفت جایگاه طبقاتیشان را در خود احساس کردند. در ادامه، باید دید به چه علت فرهنگ اسنوب در انگلستان شکل نگرفت، اما در کشورهای دیگری که مراحل صنعتی شدن را طی کرده بودند این فرهنگ بوجود آمد.
🍂 برای این پاسخ، ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که این تحول اجتماعی در انگلستان سبب نشد تا طبقات سنتی جامعه از بین بروند؛ بلکه برعکس، طبقات خواص همچنان حفظ شدند. آنها در این تغییرات چه تدبیری اندیشیدند؟
🍂 باید جواب را در حقوق انگلستان پیدا کرد. در حقیقت آن چه انگلستان را از خطر سقوط طبقات و تولد اسنوبیسم در امان نگه داشت، حقوقدانان بودند. ریشهها و بستر حقوقی انگلستان ضدیتی با عرف و زندگی جاری در جامعه نداشت. آنها کتاب قانون برای طبقات نداشتند، بلکه قانون را بر اساس نیاز روز و بر اساس احترام به مالکیت خصوصی مدون میکردند.
🍂 این حقوق تکاملی سبب میشد تا به جای حذف طبقات، و یا سرکوب نیازهای جدید جامعه، راهی میان این دو پیدا کند. مسالهای که در دستگاه حقوقی فرانسه وجود نداشت و منجر به بروز خشونت شد. حقوق فرانسه ساختاری داشت که بحران تولید میکرد. این ساختار خودبخود نیاز طبقات را بیپاسخ میگذاشت و انسان بورژوا را در برابر انسان اشرافی قرار میداد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘اسنوبیسم چیست؟
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 این وضعیت یکی از شرایطی است که قوانین بسته بر جامعه تحمیل میکند. به بیان بهتر، در انگلستان پیش از آن که مساله اجتماعی به فرهنگ سرریز شود، در بستر حقوقی چارهای برای آن اندیشیده شد. اندیشه و خرد حقوقی نوعی جهانبینی است که در آن، انسان و جایگاه او در هستی تعریف میشود.
🍂 این اندیشه و خرد در نقاط دیگر دنیا با فلسفۀ حقوقی انگلستان تفاوت داشت. به همین سبب، نیاز به خاص بودن و کسی بودن در جوامع دیگر از طریق فرهنگ وارد عمل شد.
🍂 اسنوبیسم یک جهانبینی فرهنگی است که هم ایده دشمنی و تضاد طبقاتی را در خود پرورش داد و هم نتیجه آن بود. در این ایده آن فرد متمول و طبقه اشراف بود که مسبب بدبختی و فلاکت بود، نه حقوق و اندیشۀ حقوقی. حالا دیگر هر کسی جایگاهی دارد لابد فاسد است.
🍂 باید جواب را در حقوق انگلستان پیدا کرد. در حقیقت آن چه انگلستان را از خطر سقوط طبقات و تولد اسنوبیسم در امان نگه داشت، حقوقدانان بودند. ریشهها و بستر حقوقی انگلستان ضدیتی با عرف و زندگی جاری در جامعه نداشت. آنها کتاب قانون برای طبقات نداشتند، بلکه قانون را بر اساس نیاز روز و بر اساس احترام به مالکیت خصوصی مدون میکردند.
🍂 این حقوق تکاملی سبب میشد تا به جای حذف طبقات، و یا سرکوب نیازهای جدید جامعه، راهی میان این دو پیدا کند. مسالهای که در دستگاه حقوقی فرانسه وجود نداشت و منجر به بروز خشونت شد. حقوق فرانسه ساختاری داشت که بحران تولید میکرد. این ساختار خودبخود نیاز طبقات را بیپاسخ میگذاشت و انسان بورژوا را در برابر انسان اشرافی قرار میداد.
🍂 این وضعیت یکی از شرایطی است که قوانین بسته بر جامعه تحمیل میکند. به بیان بهتر، در انگلستان پیش از آن که مساله اجتماعی به فرهنگ سرریز شود، در بستر حقوقی چارهای برای آن اندیشیده شد. اندیشه و خرد حقوقی نوعی جهانبینی است که در آن، انسان و جایگاه او در هستی تعریف میشود.
🍂 این اندیشه و خرد در نقاط دیگر دنیا با فلسفۀ حقوقی انگلستان تفاوت داشت. به همین سبب، نیاز به خاص بودن و کسی بودن در جوامع دیگر از طریق فرهنگ وارد عمل شد.
🍂 اسنوبیسم یک جهانبینی فرهنگی است که هم ایده دشمنی و تضاد طبقاتی را در خود پرورش داد و هم نتیجه آن بود. در این ایده آن فرد متمول و طبقه اشراف بود که مسبب بدبختی و فلاکت بود، نه حقوق و اندیشۀ حقوقی. حالا دیگر هر کسی جایگاهی دارد لابد فاسد است.
🍂 البته آن چنان اشتباه هم نبود. وقتی به وضعیت جوامعی که درگیر اسنوبیسم شدند نگاه می کنیم، جایگاه اجتماعی هیچ پیشینۀ تاریخی و کارکرد عرفی ندارد و به "امتیازاتی" تبدیل شده است که کافی است آن را بدست آورد؛ مخصوصا وقتی طبقۀ اصیل از بین رفته باشد، معیار سنجش نیز از بین رفتهاست و با جامعهای مواجه میشویم که هر کسی برتری خود را با شغل و جایگاه بر جامعه اعمال کند و به طبقه خواص تبدیل شود.
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
(۲/۲)
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 این وضعیت یکی از شرایطی است که قوانین بسته بر جامعه تحمیل میکند. به بیان بهتر، در انگلستان پیش از آن که مساله اجتماعی به فرهنگ سرریز شود، در بستر حقوقی چارهای برای آن اندیشیده شد. اندیشه و خرد حقوقی نوعی جهانبینی است که در آن، انسان و جایگاه او در هستی تعریف میشود.
🍂 این اندیشه و خرد در نقاط دیگر دنیا با فلسفۀ حقوقی انگلستان تفاوت داشت. به همین سبب، نیاز به خاص بودن و کسی بودن در جوامع دیگر از طریق فرهنگ وارد عمل شد.
🍂 اسنوبیسم یک جهانبینی فرهنگی است که هم ایده دشمنی و تضاد طبقاتی را در خود پرورش داد و هم نتیجه آن بود. در این ایده آن فرد متمول و طبقه اشراف بود که مسبب بدبختی و فلاکت بود، نه حقوق و اندیشۀ حقوقی. حالا دیگر هر کسی جایگاهی دارد لابد فاسد است.
🍂 باید جواب را در حقوق انگلستان پیدا کرد. در حقیقت آن چه انگلستان را از خطر سقوط طبقات و تولد اسنوبیسم در امان نگه داشت، حقوقدانان بودند. ریشهها و بستر حقوقی انگلستان ضدیتی با عرف و زندگی جاری در جامعه نداشت. آنها کتاب قانون برای طبقات نداشتند، بلکه قانون را بر اساس نیاز روز و بر اساس احترام به مالکیت خصوصی مدون میکردند.
🍂 این حقوق تکاملی سبب میشد تا به جای حذف طبقات، و یا سرکوب نیازهای جدید جامعه، راهی میان این دو پیدا کند. مسالهای که در دستگاه حقوقی فرانسه وجود نداشت و منجر به بروز خشونت شد. حقوق فرانسه ساختاری داشت که بحران تولید میکرد. این ساختار خودبخود نیاز طبقات را بیپاسخ میگذاشت و انسان بورژوا را در برابر انسان اشرافی قرار میداد.
🍂 این وضعیت یکی از شرایطی است که قوانین بسته بر جامعه تحمیل میکند. به بیان بهتر، در انگلستان پیش از آن که مساله اجتماعی به فرهنگ سرریز شود، در بستر حقوقی چارهای برای آن اندیشیده شد. اندیشه و خرد حقوقی نوعی جهانبینی است که در آن، انسان و جایگاه او در هستی تعریف میشود.
🍂 این اندیشه و خرد در نقاط دیگر دنیا با فلسفۀ حقوقی انگلستان تفاوت داشت. به همین سبب، نیاز به خاص بودن و کسی بودن در جوامع دیگر از طریق فرهنگ وارد عمل شد.
🍂 اسنوبیسم یک جهانبینی فرهنگی است که هم ایده دشمنی و تضاد طبقاتی را در خود پرورش داد و هم نتیجه آن بود. در این ایده آن فرد متمول و طبقه اشراف بود که مسبب بدبختی و فلاکت بود، نه حقوق و اندیشۀ حقوقی. حالا دیگر هر کسی جایگاهی دارد لابد فاسد است.
🍂 البته آن چنان اشتباه هم نبود. وقتی به وضعیت جوامعی که درگیر اسنوبیسم شدند نگاه می کنیم، جایگاه اجتماعی هیچ پیشینۀ تاریخی و کارکرد عرفی ندارد و به "امتیازاتی" تبدیل شده است که کافی است آن را بدست آورد؛ مخصوصا وقتی طبقۀ اصیل از بین رفته باشد، معیار سنجش نیز از بین رفتهاست و با جامعهای مواجه میشویم که هر کسی برتری خود را با شغل و جایگاه بر جامعه اعمال کند و به طبقه خواص تبدیل شود.
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
Telegram
نقدآگین
📘نقد و بررسیِ «ادا در بیاریم کلا…»
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 پیشتر (در اینجا) به تفصیل دربارۀ «اسنوب و اسنوبیسم» سخن گفتهام. اسنوبها همان طبقۀ وسط بودند. در ایران هم طبقۀ وسط جامعه، دانشگاه رفت و چون بهلحاظ شخصیتی، انسانی علمی نبود، همین اداها رو در آورد تا زحمتش به باد نره.
🍂 این سخن که کلا انسان داره نقش بازی میکنه و ماسک میزنه، یک واقعیت هست، اما دو وجه داره:
الف) در جامعهشناسی میخونید که انسان نقش خودش رو یاد میگیره تا انتظارات جهان بیرونی رو برآورده کنه، اما در اصل داره به خودش کمک میکنه تا بتونه توسط جامعه پذیرفته بشه و در "جای" مناسب خودش بنشینه. که چی بشه؟ که جامعه تعادلش برقرار بشه و چرخش بهاصطلاح بچرخه؛ هرکی یه گوشه کار رو بگیره.
ب) اما یک مثل عوامانه مثل همین فیلمه. نمونههای اون رو در «موفقیتاندیشی» و از این دست خرافات هست که میگن «به هر چی فکر بکنی اتفاق میافته»؛ پس «مدیریت ذهن» و در کنارش «مدیریت رفتار» یاد میدن. این ایده اول در جهان در علم مطرح شد. یک بحث در ذیلِ «رفتارگرایی» که توجه داشتهباشید، رفتارگرایی تقریبا منسوخ شد.
🍂 مشکل این ایده جایی آغاز میشه که نهتنها خود فرد، بلکه جامعه هم باور میکنه این فرد ادا درنمیاره و واقعا همینه.
🍂 مشکل اینجاست که میرن پول میدن دانشجو میشن و نمرات سالیانهشون هم با پول دادن میگیرن، بعد با مدرک ارشد و دکترا، هم خودش هم اطرافیانش به این یقین رسیدند که لابد باسواده! الان هم که به گفتهی این شیخنا(!) با کتاب خریدن و پز دادن میشه همین کار رو کرد.
🍂 بعد همین باور تبدیل به جایگاه معتبر اجتماعی میشه و مثل طبقۀ اصیل عمل میکنه؛ در حالی که این انسان «حاصل پروپاگانداست» در واقع.
🍂 همین که به این جایگاه رسید، در شغلش و در سطح جامعه وارد اثرگذاری میشه. اگه اینهمه حلقۀ عرفان و روشنفکر در طبقۀ متوسط رو به پایین میبینید، اینجوری ساخته شدهاند.
🍂 وقتی علم رو از جای درستش نیاموزیم و از سرچشمهاش دوری کنیم، اینجوری به دریوری گفتن میافتیم که طرف بیاد بگه «ادا دربیار» و همه هم واسش دست بزنن!
🍂 در حالی همه از وقتی بدنیا میآییم، داریم نقش بازی میکنیم، اما این «نقش اجتماعیِ» واقعی بوده که جلوی رشد قارچگونۀ روشنفکر و اساتید دوزاری و رهبران چند ساعتۀ فکری جامعه گرفته.
🍂 یکی نیست به اینا بگه هر چی به ذهنتون میآد، بدو بدو نیایید باهاش لایک بگیرید. برو بشین یه کم روش فکر کن؛ یا لااقل سرچ کن ببین قبل تو جامعهشناسی بهش فکر کرده یا نه؟ حالا به همین بگیم جامعهشناسی باید بخونی که اینقدر رد ندی، میگه نه، اینا ما رو بدبخت کردن!!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 پیشتر (در اینجا) به تفصیل دربارۀ «اسنوب و اسنوبیسم» سخن گفتهام. اسنوبها همان طبقۀ وسط بودند. در ایران هم طبقۀ وسط جامعه، دانشگاه رفت و چون بهلحاظ شخصیتی، انسانی علمی نبود، همین اداها رو در آورد تا زحمتش به باد نره.
🍂 این سخن که کلا انسان داره نقش بازی میکنه و ماسک میزنه، یک واقعیت هست، اما دو وجه داره:
الف) در جامعهشناسی میخونید که انسان نقش خودش رو یاد میگیره تا انتظارات جهان بیرونی رو برآورده کنه، اما در اصل داره به خودش کمک میکنه تا بتونه توسط جامعه پذیرفته بشه و در "جای" مناسب خودش بنشینه. که چی بشه؟ که جامعه تعادلش برقرار بشه و چرخش بهاصطلاح بچرخه؛ هرکی یه گوشه کار رو بگیره.
ب) اما یک مثل عوامانه مثل همین فیلمه. نمونههای اون رو در «موفقیتاندیشی» و از این دست خرافات هست که میگن «به هر چی فکر بکنی اتفاق میافته»؛ پس «مدیریت ذهن» و در کنارش «مدیریت رفتار» یاد میدن. این ایده اول در جهان در علم مطرح شد. یک بحث در ذیلِ «رفتارگرایی» که توجه داشتهباشید، رفتارگرایی تقریبا منسوخ شد.
🍂 مشکل این ایده جایی آغاز میشه که نهتنها خود فرد، بلکه جامعه هم باور میکنه این فرد ادا درنمیاره و واقعا همینه.
🍂 مشکل اینجاست که میرن پول میدن دانشجو میشن و نمرات سالیانهشون هم با پول دادن میگیرن، بعد با مدرک ارشد و دکترا، هم خودش هم اطرافیانش به این یقین رسیدند که لابد باسواده! الان هم که به گفتهی این شیخنا(!) با کتاب خریدن و پز دادن میشه همین کار رو کرد.
🍂 بعد همین باور تبدیل به جایگاه معتبر اجتماعی میشه و مثل طبقۀ اصیل عمل میکنه؛ در حالی که این انسان «حاصل پروپاگانداست» در واقع.
🍂 همین که به این جایگاه رسید، در شغلش و در سطح جامعه وارد اثرگذاری میشه. اگه اینهمه حلقۀ عرفان و روشنفکر در طبقۀ متوسط رو به پایین میبینید، اینجوری ساخته شدهاند.
🍂 وقتی علم رو از جای درستش نیاموزیم و از سرچشمهاش دوری کنیم، اینجوری به دریوری گفتن میافتیم که طرف بیاد بگه «ادا دربیار» و همه هم واسش دست بزنن!
🍂 در حالی همه از وقتی بدنیا میآییم، داریم نقش بازی میکنیم، اما این «نقش اجتماعیِ» واقعی بوده که جلوی رشد قارچگونۀ روشنفکر و اساتید دوزاری و رهبران چند ساعتۀ فکری جامعه گرفته.
🍂 یکی نیست به اینا بگه هر چی به ذهنتون میآد، بدو بدو نیایید باهاش لایک بگیرید. برو بشین یه کم روش فکر کن؛ یا لااقل سرچ کن ببین قبل تو جامعهشناسی بهش فکر کرده یا نه؟ حالا به همین بگیم جامعهشناسی باید بخونی که اینقدر رد ندی، میگه نه، اینا ما رو بدبخت کردن!!
#جامعه #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
نقدآگین
📺 آدمرباییِ «گشت ارشاد» به سبک موساد و جوخههای مرگ! ✍🏻 #عابد_توانچه 🍂 چندبار نگاه کنید. به صحنه دویدن ماموران چادری و روبندهپوش خوب دقت کنید. میبینید چطور میدوند؟ انگار این دو دختر ایرانی مسئول مرگ اسماعیل هنیه هستند یا تاسیسات نطنز را منفجر کردهاند.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 "راه «شهید رئیسی» را ادامه بدهید/میدهیم"، یعنی چه؟
🔻«احمدرضا دستغیب»، رییس دیوان محاسبات گفته است:
🔻بهنوشتۀ روزنامه «اعتماد»، او خاطرنشان کرده که:
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻«احمدرضا دستغیب»، رییس دیوان محاسبات گفته است:
«شمار کسانی که طی سال گذشته مازاد بر سقف حقوق و مزایا دریافتی داشتهاند، ۱۰ هزار و ۱۷۴ نفر بوده است».
🔻بهنوشتۀ روزنامه «اعتماد»، او خاطرنشان کرده که:
منظور از سقف حقوق، عدد ۵۵ میلیون تومانی است که بهعنوان یک سقف برای حقوق و مزایای کارکنان دولت در بودجه سال ۱۴۰۲ گنجانده شد.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘معناهای مندرسشونده و هستیشناسیهای معناآفرینِ در شُرُف زوال (۱/۲) ✍🏻 #علی_صاحبالحواشی 🍂 اسطورههای هستیشناختی فرهنگها، "بازی"هایی هستند که قاعدههایشان در دورنای تاریخ جعل شدهاند؛ درست مثل شطرنج که کسی نمیداند مبدعش چهکسی بود؟ انسانها وارد این…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا مذهب فایدهای هم دارد؟
@Naqdagin
🎧 آیا مذهب فایدهای هم دارد؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
@Naqdagin – آیا مذهب فایدهای هم دارد؟
Telegram
نقدآگین
🎧 آیا مذهب فایدهای هم دارد؟ (+)
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🍂 در این پادکست به بررسی کارکردهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و روانشناختی مذهب پرداخته میشود.
🔻مباحث مطرح شده:
1️⃣ بعضی از مذهبیها معتقدن اگه کسی به خدا باور نداشته باشه و یا به شریعت یه مذهب پایبند نباشه، پس دلیلی نداره اصول اخلاقی رو رعایت کنه. در اینصورت، شخص خودش رو آزاد میبینه که هر کاری بخواد انجام بده؛ یعنی برای مذهب کارکرد اخلاقی قائل هستن؛ آیا میشه مذهب رو از نظر اخلاقی مفید و کارآمد دونست؟
2️⃣ دومین کارکردی که برخی از جامعهشناسها برای مذهب قائل هستن، اینه که فکر میکنن مذهب برای حفظ «انسجام اجتماعی» لازمه. یعنی مذهب کمک می کنه تا اعضای جامعه رو به هم پیوند بزنه. مثلا خیلی مسیحیها معتقدند که کلیسا، همین کار رو می کنه. دور هم جمع میشن و دعا می خونن، احساس تنهایی نمیکنن و بهشون کمک میکنه تا خودشان رو به یک اجتماعِ بزرگتر پیوند بزنن. آیا میشه این کارکرد انسجام اجتماعی رو به پای مذهب نوشت؟
3️⃣ همه ما میمیریم. اینکه با مرگ تمام میشیم، خیلی تسلیبخش نیست، ولی اگه فکر کنیم بعد از مرگ، زندگی ما به نوعی ادامه داره، برای ما می تونه تسلیبخش باشه. اینکه فکر کنیم عزیزان از دست رفتهمون رو ممکنه دوباره بعد از مرگ ببینیم، میتونه به ما به لحاظ کمک کنه تا کمتر احساس غم بکنیم؛ یا در شرایط سخت به خدا توکل کنیم و امیدمون رو از دست ندیم. آیا مذهب میتونه این کارکرد تسلی بخش رو داشته باشه؟
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
#نقد_ادیان #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#امین_قضایی، مدیس توکلی و...
🍂 در این پادکست به بررسی کارکردهای اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و روانشناختی مذهب پرداخته میشود.
🔻مباحث مطرح شده:
1️⃣ بعضی از مذهبیها معتقدن اگه کسی به خدا باور نداشته باشه و یا به شریعت یه مذهب پایبند نباشه، پس دلیلی نداره اصول اخلاقی رو رعایت کنه. در اینصورت، شخص خودش رو آزاد میبینه که هر کاری بخواد انجام بده؛ یعنی برای مذهب کارکرد اخلاقی قائل هستن؛ آیا میشه مذهب رو از نظر اخلاقی مفید و کارآمد دونست؟
2️⃣ دومین کارکردی که برخی از جامعهشناسها برای مذهب قائل هستن، اینه که فکر میکنن مذهب برای حفظ «انسجام اجتماعی» لازمه. یعنی مذهب کمک می کنه تا اعضای جامعه رو به هم پیوند بزنه. مثلا خیلی مسیحیها معتقدند که کلیسا، همین کار رو می کنه. دور هم جمع میشن و دعا می خونن، احساس تنهایی نمیکنن و بهشون کمک میکنه تا خودشان رو به یک اجتماعِ بزرگتر پیوند بزنن. آیا میشه این کارکرد انسجام اجتماعی رو به پای مذهب نوشت؟
3️⃣ همه ما میمیریم. اینکه با مرگ تمام میشیم، خیلی تسلیبخش نیست، ولی اگه فکر کنیم بعد از مرگ، زندگی ما به نوعی ادامه داره، برای ما می تونه تسلیبخش باشه. اینکه فکر کنیم عزیزان از دست رفتهمون رو ممکنه دوباره بعد از مرگ ببینیم، میتونه به ما به لحاظ کمک کنه تا کمتر احساس غم بکنیم؛ یا در شرایط سخت به خدا توکل کنیم و امیدمون رو از دست ندیم. آیا مذهب میتونه این کارکرد تسلی بخش رو داشته باشه؟
🔻فهرست موضوعی
00:00 مقدمه
02:13 مصاحبه جفری دامر
07:09 کارکرد اخلاقی مذهب
27:20 کارکرد اجتماعی مذهب
44:40 دین تسلی بخشه؟
#نقد_ادیان #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ ناهید کیانی و کیمیا علیزاده در انتهای مراسم اهدای مدال، هم را در آغوش گرفتند که صدا و سیما آن را سانسور کرد و پخش نشد!
2️⃣ لحظاتی چشمهای خود را ببنید و خیال کنید که المپیکِ امسال در ایران برگزار میشد:
🍂 نائبِ خودخواندۀ امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله(!)، در کنارِ دربِ هر ورزشگاه، چند صد ونِ گشتِ ارشاد کار میگذاشت و تکتک این زنان (اعم از ورزشکار و تماشاگر) که به حکمِ الله (که در نفسِ این حکم مناقشۀ اساسی و جدی است؛ ر.ک. به «حامیانِ «حجاب اجباری»، طبق اسلام سگان دوزخاند») تن نمیدادند را بهمددِ چند فاطیکماندویِ زشتچهرۀ سیاهپوشِ مزدور و بی شرف و عاطفه و خانواده، از گیس میگرفت و بر زمین میکشید و کتک میزد و به درونِ ون پرت میکرد تا با «فحاشی اسلامی» و ضرباتِ تنبیهی و انذاریِ «تعزیراتِ اسلامیِ» تکمیلیِ درونِ «ونهایِ ملائکۀ سیاهپوشِ الله»، و سپس تعهد گرفتنی سفت و سخت، پس از ثبت عکسهایی بعنوان «مجرمِ هنجارشکن»، تنبیهشان کند و به احکامِ ازلی-ابدیِ «تنها حکومتِ الله بر زمین» (البته در کنارِ طالبان) تسلیمشان کند، تا شاید هدایت شوند و رستگار و از جهنمِ کفر و برهنگی و فسق و فجور و تباهی و گناه برهند!
🍂 بنرهایی نیز به زبان انگلیسی و چند زبان دیگر، با رسمِ تصاویری فاخر(!) نصب میکرد، تا زنان گمراهِ جهان را شیرفهم کند که:
و
🔺این است آن فرهنگی که میخواهد در مقابلِ تمدن جهانی بایستد و از فروپاشی تمدن غرب، صبح و شام یاوهسرایی میکند! حتی تصور اینکه روزی در ذیل حاکمیتِ این داعشیانِ نخودمغز و ایرانستیز، بتوان المپیکی را در ایران برگزار کرد، شبیه به توهمی حاد و بیمارگون و وحشتناک میماند.
🍂 با این وجود، عرازشه و بسیجیها به کیمیا علیزاده که از چنین جهنمی گریخت تا مدالش بهنام چنین افرادی ثبت نشود، میگویند «وطنفروش».
🍂 تعریف «وطن» در ذهنِ بخش قابل توجهی از ایرانیان، بسی مخدوش و اسمی بیمسما شدهاست، و فرق آن را با «امتی در ذیلِ حاکمیت مطلقِ یک امام/خلیفۀ صاحبِ مال و جان و ناموس خود» نمیفهمند. همانطور که با اسلام، بعنوان یک ایدئولوژیِ فاشیستیِ زندگیستیزانه و مهاجم، چنان اخت شدیم که از خودِ اعراب نیز برای اسلام بیشتر اشک و عرق ریختیم و برای خاندانِ محمد، هر سال، سیلی از خون و اشک تقدیم کردهایم (که اعراب نیز ما را اهل «بدعت و شرک و رفض» دانستند از این افراط و جنون و وارونگی)، این دسته از ایرانیان نیز چنان با نیرویِ غالبِ سیاسی یکی شدهاند که ناتوانند از فهمِ چیستیِ «وطن» و کیستیِ «وطنفروش» و «اشغالگر» و «فراریشده از اشغالگرانِ بربر»!
🍂 وقتی حتی تصور اینکه روزی المپیک در فلسطین و عربستان (و حتی خود مکه و مدینه) برگزار شود، معقولتر و محتملتر بهنظر برسد، تا در ذیل سلطنت مطلقۀ فقیه با گشتهای داعشی ارشاد، باید به حال مردمی گریست که از معنای ابتداییِ «اشغالگری» و «وطن» بهکل بیگانهاند و در عینِ «بیوطنیِ» شدیدشان، به هر که سودایِ زیستن در یک موطنِ امن و آزاد دارد، بهناچار «اردوگاهِ کارِ اجباریِ خلافت اسلامی» را ترک کرده، بسادگیِ آبخوردن، انگِ «وطنفروش» میزنند. حداقل نیمقرن است که در این جغرافیا، دیگر وطنی در میان نیست و ایرانی در وضعیتِ «فراری و تبعیدی» یا «غریبِ وحشتزده» در خاکِ اجدادیِ اشغالشده توسطِ «امتیها و پرستندگانِ نظام خیفهگری» بهسر میبرد.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
2️⃣ لحظاتی چشمهای خود را ببنید و خیال کنید که المپیکِ امسال در ایران برگزار میشد:
🍂 نائبِ خودخواندۀ امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله(!)، در کنارِ دربِ هر ورزشگاه، چند صد ونِ گشتِ ارشاد کار میگذاشت و تکتک این زنان (اعم از ورزشکار و تماشاگر) که به حکمِ الله (که در نفسِ این حکم مناقشۀ اساسی و جدی است؛ ر.ک. به «حامیانِ «حجاب اجباری»، طبق اسلام سگان دوزخاند») تن نمیدادند را بهمددِ چند فاطیکماندویِ زشتچهرۀ سیاهپوشِ مزدور و بی شرف و عاطفه و خانواده، از گیس میگرفت و بر زمین میکشید و کتک میزد و به درونِ ون پرت میکرد تا با «فحاشی اسلامی» و ضرباتِ تنبیهی و انذاریِ «تعزیراتِ اسلامیِ» تکمیلیِ درونِ «ونهایِ ملائکۀ سیاهپوشِ الله»، و سپس تعهد گرفتنی سفت و سخت، پس از ثبت عکسهایی بعنوان «مجرمِ هنجارشکن»، تنبیهشان کند و به احکامِ ازلی-ابدیِ «تنها حکومتِ الله بر زمین» (البته در کنارِ طالبان) تسلیمشان کند، تا شاید هدایت شوند و رستگار و از جهنمِ کفر و برهنگی و فسق و فجور و تباهی و گناه برهند!
🍂 بنرهایی نیز به زبان انگلیسی و چند زبان دیگر، با رسمِ تصاویری فاخر(!) نصب میکرد، تا زنان گمراهِ جهان را شیرفهم کند که:
حجاب محدودیت نیست، مصونیت است،
و
خود را مثل شکلات و پریز ببینید، که اگر بر روی سرتان پوستهای نداشته باشید، مگس میگیرید یا خورده خواهید شد یا دوشاخهها واردتان میشود!
🔺این است آن فرهنگی که میخواهد در مقابلِ تمدن جهانی بایستد و از فروپاشی تمدن غرب، صبح و شام یاوهسرایی میکند! حتی تصور اینکه روزی در ذیل حاکمیتِ این داعشیانِ نخودمغز و ایرانستیز، بتوان المپیکی را در ایران برگزار کرد، شبیه به توهمی حاد و بیمارگون و وحشتناک میماند.
🍂 با این وجود، عرازشه و بسیجیها به کیمیا علیزاده که از چنین جهنمی گریخت تا مدالش بهنام چنین افرادی ثبت نشود، میگویند «وطنفروش».
🍂 تعریف «وطن» در ذهنِ بخش قابل توجهی از ایرانیان، بسی مخدوش و اسمی بیمسما شدهاست، و فرق آن را با «امتی در ذیلِ حاکمیت مطلقِ یک امام/خلیفۀ صاحبِ مال و جان و ناموس خود» نمیفهمند. همانطور که با اسلام، بعنوان یک ایدئولوژیِ فاشیستیِ زندگیستیزانه و مهاجم، چنان اخت شدیم که از خودِ اعراب نیز برای اسلام بیشتر اشک و عرق ریختیم و برای خاندانِ محمد، هر سال، سیلی از خون و اشک تقدیم کردهایم (که اعراب نیز ما را اهل «بدعت و شرک و رفض» دانستند از این افراط و جنون و وارونگی)، این دسته از ایرانیان نیز چنان با نیرویِ غالبِ سیاسی یکی شدهاند که ناتوانند از فهمِ چیستیِ «وطن» و کیستیِ «وطنفروش» و «اشغالگر» و «فراریشده از اشغالگرانِ بربر»!
🍂 وقتی حتی تصور اینکه روزی المپیک در فلسطین و عربستان (و حتی خود مکه و مدینه) برگزار شود، معقولتر و محتملتر بهنظر برسد، تا در ذیل سلطنت مطلقۀ فقیه با گشتهای داعشی ارشاد، باید به حال مردمی گریست که از معنای ابتداییِ «اشغالگری» و «وطن» بهکل بیگانهاند و در عینِ «بیوطنیِ» شدیدشان، به هر که سودایِ زیستن در یک موطنِ امن و آزاد دارد، بهناچار «اردوگاهِ کارِ اجباریِ خلافت اسلامی» را ترک کرده، بسادگیِ آبخوردن، انگِ «وطنفروش» میزنند. حداقل نیمقرن است که در این جغرافیا، دیگر وطنی در میان نیست و ایرانی در وضعیتِ «فراری و تبعیدی» یا «غریبِ وحشتزده» در خاکِ اجدادیِ اشغالشده توسطِ «امتیها و پرستندگانِ نظام خیفهگری» بهسر میبرد.
#حکومت_اسلامی #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ذهن هدفمند است
@Naqdagin
🎧 ذهن هدفمند است
— مفهومپردازیها دربارۀ هشیاری و ناهشیاری
🎙دکتر #نیما_قربانی
🔸تفاوت نگاه علمی و نگاه اسطورهای-دینی
🔸نگاه مشترک و جهانشمول دربابِ رابطۀ گناه و زلزله
🔸نگاه رایج خانوادههایی که فرزند معلول پیدا میکنند به این پدیده دربارۀ گناهکاری
🔸قصۀ برتراند راسل و برادرش دربارۀ منطق و مفروضات ما و نظامهای باور
🔸سلامت روان و نسبت آن با حس سپاس، در عین اینکه کسانی که حس سپاس دارند، مستعد تفکرات خرافیاند که بین پدیدههای نامربوط، روابط علت-معلولی میبینند که میتواند منجر به افزایش اضطراب و افسردگیشان بشود؛ از طرف دیگر، کسانی نیز که دچار نگاه علمی میشوند، بهنحو دیگری مضطرب و افسرده میشوند، وقتی دچار دید آبجکتیو و ماشینانگارانه میشوند و هر نوع نگاه احساسی و انسانی و سوبژکتیو را تحقیر میکنند و قابل تقلیل و تبیین میدانند
🔸هر یک از ما یک نفر نیستیم! حداقل بین ۳ تا ۵ نفر هستیم و خود این چندگانگی، هم میتواند منجر به سلامت روان ما شود، هم منجر به روانرنجوری ما شود
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مفهومپردازیها دربارۀ هشیاری و ناهشیاری
🎙دکتر #نیما_قربانی
🔸تفاوت نگاه علمی و نگاه اسطورهای-دینی
🔸نگاه مشترک و جهانشمول دربابِ رابطۀ گناه و زلزله
🔸نگاه رایج خانوادههایی که فرزند معلول پیدا میکنند به این پدیده دربارۀ گناهکاری
🔸قصۀ برتراند راسل و برادرش دربارۀ منطق و مفروضات ما و نظامهای باور
🔸سلامت روان و نسبت آن با حس سپاس، در عین اینکه کسانی که حس سپاس دارند، مستعد تفکرات خرافیاند که بین پدیدههای نامربوط، روابط علت-معلولی میبینند که میتواند منجر به افزایش اضطراب و افسردگیشان بشود؛ از طرف دیگر، کسانی نیز که دچار نگاه علمی میشوند، بهنحو دیگری مضطرب و افسرده میشوند، وقتی دچار دید آبجکتیو و ماشینانگارانه میشوند و هر نوع نگاه احساسی و انسانی و سوبژکتیو را تحقیر میکنند و قابل تقلیل و تبیین میدانند
🔸هر یک از ما یک نفر نیستیم! حداقل بین ۳ تا ۵ نفر هستیم و خود این چندگانگی، هم میتواند منجر به سلامت روان ما شود، هم منجر به روانرنجوری ما شود
🗄پست مرتبط
📻 ما حقیقتا چه میدانیم؟
📻 فلسفۀ اسپینوزا (۷) خطای «غایتانگاری» چیست؟
.
#زیستروان #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ماجرای مشروطه ۵
@Naqdagin
🎧ماجرای مشروطه
— قسمت پنجم: تنظیمات
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت دربارۀ دوران اصلاحات میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار حرف میزنیم و مروری بر جوانب تاریخ روشنفکری پیرامون آن هم میکنیم.
🔻نقلقولهای مستقیم از این منابع بود:
— «دفتر تنظیمات» یا «کتابچه غیبی» از میرزا ملکم خان.
— کتاب «یک کلمه» از میرزا یوسف مستشارالدوله.
— نامههای حسین خان مشیرالدوله از کتاب «اندیشه ترقی و حکومت قانون» اثر فریدون آدمیت.
— متن «لایحه تشکیل دربار اعظم» از کتاب «مرآت البلدان» اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه.
— شرح مجالس تنظیمات از «کتابچه تنظیمات حسنه» اثر حسین خان مشیرالدوله، به کوشش علیاصغر حقدار.
— رساله «پلتیکای دولتی» از میرزا ملکم خان.
🔻برای مطالعه بیشتر:
— اندیشه ترقی و حکومت قانون: عصر سپهسالار از فریدون آدمیت
— فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت از فریدون آدمیت
— معاهدات و قراردادهای دورۀ قاجاریه بکوشش غلامرضا طباطبایی مجد
— سپهسالار اعظم از محمود فرهادمعتمد
— یک کلمه از یوسف مستشارالدوله به کوشش باقر مومنی
— رسالههای میرزا ملکم خان از میرزا ملکم خان، گردآوری از حجتالله اصیل
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— قسمت پنجم: تنظیمات
🎙 #امیر_خادم
🍂 در این قسمت دربارۀ دوران اصلاحات میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار حرف میزنیم و مروری بر جوانب تاریخ روشنفکری پیرامون آن هم میکنیم.
🔻نقلقولهای مستقیم از این منابع بود:
— «دفتر تنظیمات» یا «کتابچه غیبی» از میرزا ملکم خان.
— کتاب «یک کلمه» از میرزا یوسف مستشارالدوله.
— نامههای حسین خان مشیرالدوله از کتاب «اندیشه ترقی و حکومت قانون» اثر فریدون آدمیت.
— متن «لایحه تشکیل دربار اعظم» از کتاب «مرآت البلدان» اثر محمدحسن خان اعتمادالسلطنه.
— شرح مجالس تنظیمات از «کتابچه تنظیمات حسنه» اثر حسین خان مشیرالدوله، به کوشش علیاصغر حقدار.
— رساله «پلتیکای دولتی» از میرزا ملکم خان.
🔻برای مطالعه بیشتر:
— اندیشه ترقی و حکومت قانون: عصر سپهسالار از فریدون آدمیت
— فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت از فریدون آدمیت
— معاهدات و قراردادهای دورۀ قاجاریه بکوشش غلامرضا طباطبایی مجد
— سپهسالار اعظم از محمود فرهادمعتمد
— یک کلمه از یوسف مستشارالدوله به کوشش باقر مومنی
— رسالههای میرزا ملکم خان از میرزا ملکم خان، گردآوری از حجتالله اصیل
#آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘مبارکِ زنان
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 از الزامات و ضروریاتِ تجدد، و مُدرن شدن، همین به صحنهآمدنِ زنان و دختران در ساحتِ اجتماع و حضور اجتماعی و عمومیِ زنان و دختران است.
🍂 امری که البته وامدار روشنگری لیبرال است که آدمیان را، فارغ از جنس و رنگ و عقیده، اشخاصِ محترم، آزاد و برابر شناخت.
🍂 البته بسیار زمان برد که زنان در همان جوامع غربی، به حقوق اساسی خود دست یابند، اما حقوقِ انسان، امری که مدیونِ لیبرالیسم روشنگری است، به قول جان آدامز «راهی بیپایان» است.
🍂 یکی از صحنههای حضور زنان، همین بازیهای المپیک است. اهل فن میدانند که تبار المپیک به یونان باستان میرسد که تنها مردانِ آزاد، فاعل آن بازیها بودند. با احیای المپیک در ۱۸۹۶ آتن، باز تنها مردان بودند که به بازیها راه یافتند. از المپیک ۱۹۰۰ در پاریس بود که نخستین بار زنان، البته با سهم کمتر و کوچکتر، در بازیها حاضر شدند تا امروز که نقش قدرتمندانه دارند.
🍂 در ایران با آغاز مشروطیت، و نفوذ مدرنیسم و رخنهی فرهنگِ لیبرالِ غربی در فرهنگِ مذهبی و ملی، رفتهرفته زنان در کنار مردان در ساحتِ اجتماع به میان آمدند و خودی نشان دادند. تجدد چنان بسط یافت که حتی خودش را بر نظام دینی، که از اساس ضد مُدرن است، تحمیل کرد؛ هرچند نظام دینی همچنان درحال مقاومت است، اما به تدریج مدرنیته سنگرها را فتح میکند.
🍂 المپیک یکی از صحنههاست: امروز زنان ایرانی در کنار مردان ایرانی در المپیک حضورِ جانانه و قدرتمندانه، هرچند محدود، دارند و صاحب مدالهای رنگارنگ میشوند. در خیال مشروعهخواهان و سنتمداران هم نمیگنجید که روزگاری زنان، پرچمدار المپیک شوند و با حضور در بازیها، صاحب درجه و مدال شوند.
🍂 در فکر و نگاه بسته و محدودِ سنّتی و بدوی، زن جایگاهی نداشت جز در «تولید مثل، فرزندداری و فرزندپروری» در گوشهی خانه به دور از چشمها. برای آن فکر و نگاه، حضورِ عمومی و اجتماعی زن، جز «بیحیایی و بیناموسی» نبود، چه جای اینکه زن بخواهد مدالآور المپیک شود!
🍂 اما زنانِ امروز، برخلاف انتظار دین و سنت، میخواهند زندگی کنند آنگونه که دوست دارند، میخواهند انتخاب کنند آنگونه که میخواهند، و میخواهند در اجتماع باشند آنگونه که میپسندند. زنان و دختران میخواهند در دانشگاهها، نهادها، بازیها و مسابقات ورزشی باشند، میخواهند نقش زنانهی خود را در المپیکْ پیروزمندانه ایفا کنند. راه بلندی آمدهاند تا به اینجا رسیدهاند و راهی بلند ماندهاست.
🍂 مبارک است برای زنان، و برای ایران؛ باشد که روزی زنانِ ایرانی بدون اجبار و حدود مذهبی، بریده از «حجاب زوری»، آزادانه در بازیها مشارکت کنند.
#زنان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 از الزامات و ضروریاتِ تجدد، و مُدرن شدن، همین به صحنهآمدنِ زنان و دختران در ساحتِ اجتماع و حضور اجتماعی و عمومیِ زنان و دختران است.
🍂 امری که البته وامدار روشنگری لیبرال است که آدمیان را، فارغ از جنس و رنگ و عقیده، اشخاصِ محترم، آزاد و برابر شناخت.
🍂 البته بسیار زمان برد که زنان در همان جوامع غربی، به حقوق اساسی خود دست یابند، اما حقوقِ انسان، امری که مدیونِ لیبرالیسم روشنگری است، به قول جان آدامز «راهی بیپایان» است.
🍂 یکی از صحنههای حضور زنان، همین بازیهای المپیک است. اهل فن میدانند که تبار المپیک به یونان باستان میرسد که تنها مردانِ آزاد، فاعل آن بازیها بودند. با احیای المپیک در ۱۸۹۶ آتن، باز تنها مردان بودند که به بازیها راه یافتند. از المپیک ۱۹۰۰ در پاریس بود که نخستین بار زنان، البته با سهم کمتر و کوچکتر، در بازیها حاضر شدند تا امروز که نقش قدرتمندانه دارند.
🍂 در ایران با آغاز مشروطیت، و نفوذ مدرنیسم و رخنهی فرهنگِ لیبرالِ غربی در فرهنگِ مذهبی و ملی، رفتهرفته زنان در کنار مردان در ساحتِ اجتماع به میان آمدند و خودی نشان دادند. تجدد چنان بسط یافت که حتی خودش را بر نظام دینی، که از اساس ضد مُدرن است، تحمیل کرد؛ هرچند نظام دینی همچنان درحال مقاومت است، اما به تدریج مدرنیته سنگرها را فتح میکند.
🍂 المپیک یکی از صحنههاست: امروز زنان ایرانی در کنار مردان ایرانی در المپیک حضورِ جانانه و قدرتمندانه، هرچند محدود، دارند و صاحب مدالهای رنگارنگ میشوند. در خیال مشروعهخواهان و سنتمداران هم نمیگنجید که روزگاری زنان، پرچمدار المپیک شوند و با حضور در بازیها، صاحب درجه و مدال شوند.
🍂 در فکر و نگاه بسته و محدودِ سنّتی و بدوی، زن جایگاهی نداشت جز در «تولید مثل، فرزندداری و فرزندپروری» در گوشهی خانه به دور از چشمها. برای آن فکر و نگاه، حضورِ عمومی و اجتماعی زن، جز «بیحیایی و بیناموسی» نبود، چه جای اینکه زن بخواهد مدالآور المپیک شود!
🍂 اما زنانِ امروز، برخلاف انتظار دین و سنت، میخواهند زندگی کنند آنگونه که دوست دارند، میخواهند انتخاب کنند آنگونه که میخواهند، و میخواهند در اجتماع باشند آنگونه که میپسندند. زنان و دختران میخواهند در دانشگاهها، نهادها، بازیها و مسابقات ورزشی باشند، میخواهند نقش زنانهی خود را در المپیکْ پیروزمندانه ایفا کنند. راه بلندی آمدهاند تا به اینجا رسیدهاند و راهی بلند ماندهاست.
🍂 مبارک است برای زنان، و برای ایران؛ باشد که روزی زنانِ ایرانی بدون اجبار و حدود مذهبی، بریده از «حجاب زوری»، آزادانه در بازیها مشارکت کنند.
#زنان #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz