نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟ (+)
— تحلیلی بر مقالۀ نقل شده در منوتو از واشنگتن‌پست

🍂 رژیم فستینگ ۱۶/۸ شبیه به روزه‌ای است که ما می‌شناسیم، البته تقریبا برعکس آن، یعنی ۱۶ ساعت روزه‌داری، از بعد از شام تا ناهار فردا و ۸ ساعت فرصت برای غذاخوردن که در این زمان می‌توانید ۲ تا ۳ وعده غذایی بخورید. البته در این فرصت هم باید غذاهای سالم بخورید و غذاهای فرآوری‌شده و پرکالری را کنار بگذارید. خوردن آب، چای و دیگر نوشیدنی‌های فاقد کالری مجاز است.

🍂 برخلاف رژیم‌های غذایی سنتی، در این رژیم، هیچ قاعده‌ای در مورد این‌که چه غذاهایی «باید» یا «نباید» خورده شود، وجود ندارد و به‌جای آن، زمان غذا خوردن مهم است. این روند در چند سال گذشته به‌دلیل وعده‌های جذاب بهبود سلامت و کاهش وزن، به‌طورفزاینده‌ای موردتوجه قرار گرفته است.

🗄پست مرتبط
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 فَستینگ (نه روزه‌داریِ اسلامی) با سلامتی ما چه می‌کند؟
📺 تبارشناسی روزه‌: از اسلام تا ادیان باستان

.


#نقد_رسانه #تفکر_انتقادی #خورنقد #چیستا



🌾 @Naqdagin
🍁روزه در ترازوی قرآن: ۳ روز یا یک ماه؟
— تعداد روزه‌های رمضان بر طبق قرآن

✍🏻 دكتر #م_روشنگر

آیا روزه‌ی ماه رمضان حدود ۳۰ روز است؟

آیا باید كل ماه رمضان را روزه گرفت و بدن خود را در معرض هزاران بيمارى و مشكل قرار داد؟

آیا در قرآن كه "كتاب مرجع مسلمانان" است به روزهٔ یك ماهه توصيه شده‌است؟ یا اینكه این فقيهان مسلمان هستند كه این موضوع را به خورد مسلمانان داده‌اند؟!

🍂 ما در این مورد به تمامى كسانى كه مطالب كانال نقد اسلام را می‌خوانند و تمامى روحانيون مسلمان "تحدى" كردیم كه آیاتى از قرآن را كه توصيه به روزه ۱ ماهه كرده‌‌اند را براى ما بنویسند. در این ميان، دوستان زیادى به "روبات كانال نقد اسلام" پيام داده‌اند و آیاتى را براى ما فرستاده و توضيحاتى نيز داده‌اند كه ما از همه این دوستان سپاسگزاریم.

🍂 از ميان كانال‌هاى منتسب به حوزه علميه نيز، برخى كانال‌ها مطالبى نوشته و توضيحاتى داده‌بودند كه ما مطلب كانالى به نام "پرسمان اعتقادى" را بررسى ميكنيم. البته متنى هم كه نوشته بودند شبيه متن "كانال پرسمان اعتقادى" بود ولى بخشى از متن به صورت بسيار كودكانه و براى فریب مخاطبينشان با كلمات عربى و بدون ترجمه و اصطلاحات نامأنوس فقهى بود كه نشان ميدهد این نوجوانانِ عمامه بسر، راه‌هاى فریب مردم را خوب آموخته‌اند، اما اینكه این آقایان به چه آیاتى استناد كرده‌اند و چگونه روزه یك ماهه را از ميان آنها استخراج كرده‌اند، جالب است و خواندنى كه در ادامه به آن ميپردازیم.

🍂 در متنى كه كانال پرسمان اعتقادى نوشته است، آیات ۱۸۳ تا ۱۸۶ از سوره بقره را آورده‌اند و به این آیات براى "اثبات یک ماهه بودن روزه‌های رمضان" استناد كرده‌اند. ما هم براى روشن شدن موضوع همان آیات را با ترجمه مينویسم و این موضوع را بررسى ميكنيم.

@Naghde_eslamm

🔖 ۱۸۷۹ کلمه
زمان تقریبی مطالعه: ۹ دقیقه
🌐 مطالعهٔ ادامه (مشاهدهٔ فوری)


🗄پست مرتبط
📺 تبارشناسی روزه‌: از اسلام تا ادیان باستان

.


#بازنگری #نقد_قرآن #روزه



🌾@Naqdagin
بستهٔ روزه
@Naqdagin
🎧 بستۀ روزه

🎙
#امیرحسین_ترکاشوند

🔸در عهد ظهور پیامبر گرامی و در زمان نزول قرآن، بخش عمده‌ای از مردم دچار "بحران غذا/خوراک" بودند و به معنای واقعی کلمه، نیازمند نان شب. این واقعیت تلخ را در آیات متعددی از قرآن می‌توان سراغ گرفت.

🔸متعهدان و دغدغه‌مندان جامعه از پا ننشستند و از باب همدردی، هر ماه از سال ۳ روز را روزه‌داری می‌کردند تا دردِ گرسنگان و بحران‌زدگان را بچشند.

🔸قرآن ضمن تأیید این برنامۀ انسانی، بر کارکردِ آن افزود و شرکت‌کنندگان در این برنامه را مخیّر کرد تا: یا ماهی ۳ روز همانند گرسنگان طعم بحرانِ خوراک را بچشند و یا ۳ روز غذا در اختیار همنوعان نیازمند قرار دهند.

🔸
قرآن در هنگام بیان طرح ارتقائیِ خود، استثنائاً در خصوصِ نوبت ماه رمضان، آن تخییر را برداشت و به پاسداشت سالگرد نزول قرآن در آن ماه، خواهانِ لزوم روزه‌داری در آن شد.

🔸بنابراین برنامۀ روزه در قرآن از یک نگرانی اجتماعی سرچشمه می‌گیرد که با معنویتِ نزول قرآن در رمضان گره می‌خورَد.

🔸پس روزۀ قرآن ۳۶ روز در سال است که از آن میان ۳۳ روزش "واجب تخییری" بوده و ۳ روز در ماه رمضان "واجب تعیینی" است.

.


#بازنگری #روزه



🌾@Naqdagin
آیات روزه
@Naqdagin
🎧 بازخوانی آیات روزه

🎙
#امیرحسین_ترکاشوند

🔸ابلاغ روزه و اشاره به پیشینه و هدف

🔸ایام روزه‌داری: ماهی ۳ روز (در سال ۳۶ روز)

🔸جایگزینِ روزه: اِطعام درماندگان

🔸بحران غذا راز جایگزین‌پذیری روزه
(بنابراین هر ماه: یا ۳ روز روزه یا تامین ۳ روز غذای مسکین)

🔻دو ویژگیِ رمضان در برنامۀ ابلاغی ماهی ۳ روز روزه:
۱) سه روز سهمیۀ رمضان، به پاسداشتِ نزول قرآن در آن ماه، عیناً و بدون جایگزین روزه گرفته شود
۲) روزه‌های قضای ماه‌های پیش، در این ماه تسویه و تکمیل شود

🔸تعریف روزه و طول ساعتِ آن.

🗄پست مرتبط
📕تعداد روزه‌های رمضان بر طبق قرآن
📺 تبارشناسی روزه‌: از اسلام تا ادیان باستان

.


#بازنگری #روزه



🌾@Naqdagin
📘روزه از کجا آمده‌است؟

✍🏻 #امین_قضایی

🍂 چرا مسلمانان روزه می‌گیرند؟ این کار بی‌فایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمده‌است؟ هیچ کجا مانند آیین روزه‌داری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمی‌دهد. در این اقتباس، شک و شبهه‌ای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ داده‌است، یا اینکه اقتباسی‌ست متأخر که می‌توان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید؟

🍂 اسلام روزه‌داری را از یهودیت اقتباس کرده‌است. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، به‌تدریج آیین روزه‌داری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه می‌شود، افزوده‌اند. اینکه روزه‌داری اصولاً از کجا می‌آید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شده‌است. در عهد عتیق، بارها اشاره شده‌است که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آماده‌شدن برای دریافت وحی» است، روزه می‌گیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
موسی چهل شبانه روز بر بالای کوه در حضور خداوند بود و در آن مدت نه چیزی خود و نه آشامید. (خروج : ۳۴: ۲۸)


🍂 در اینجا اصلاً به روزه‌داری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شده‌است)، به‌صورت صریح اشاره‌ای نمی‌شود و صرفاً نشان‌دهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بوده‌است و برای اینکه نشان داده‌شود وی مشغول امر بسیار مهمی‌ست، اشاره می‌شود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کرده‌بود.

🍂 وقتی در عهد عتیق جلوتر می‌آئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روز‌ه‌داری می‌یابیم:
آنگاه تمامی مردم اسراییل (بعد از شکست در یک جنگ)، به بیت ئیل رفتند و تا غروب آفتاب در حضور خداوند گریستند و روزه گرفتند و قربانی‌های سوختنی و سلامتی به حضور خداوند تقدیم کردند (داوران ۲۰: ۲۶).


🍂 اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزه‌داری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کرده‌بودند.

🍂 نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزه‌داری داوود است. در کتاب دوم سموئیل می‌خوانیم:
داود به خدا التماس کرد که بچه را زنده نگاه دارد. به این منظور روزه گرفت و به اتاق خود رفته و تمام شب روی زمین دراز کشید (دومسموئیل ۱۲: ۱۶).


🍂 بار دیگر روزه‌داری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده‌ نگه‌داشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصه‌دار بوده‌است، اشاره می‌کند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.

🍂 در همۀ این موارد، روزه‌داری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان می‌یابیم:
"این قوانین را همیشه باید اجرا کنید: در روز دهم ماه هفتم، نباید کار کنید. بلکه آن روز را در روزه بگذرانید... چون در آن روز مراسم کفاره برای آمرزش گناهان انجام خواهد شد تا قوم در نظر خداوند طاهر باشند" (لاویان ۱۶: ۲۹).


🍂 به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزه‌داری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزه‌گرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط می‌شوند، توصیه شده‌است، اما در همینجا هم باز دلیل روزه‌داری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.

🍂 در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشاره‌ای‌ست به اینکه فرد «به‌شدت مشغول دعا و ندبه» است به‌طوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشته‌است.
در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزی‌ست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده می‌شود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمی‌دارد و آنقدر دعا می‌کند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچه‌اش می‌خوانیم:

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۳۴ واژه

🗄پست‌های مرتبط


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایده‌آلیسم ذهنی
(۱/۴)
🍂 غلامحسین ابراهیمی دینانی در گفت‌وگوی خود با مجری شبکه ۴ صدا و سیمای میلی جمهوری اسلامی، تفسیر شگفتی از مسئله شناخت و جایگاه پدیدارها در فلسفه کانت به دست می‌دهد. او می‌گوید:
"میز را در خودت داری می‌بینی."

این سخن نه با فلسفه کانت سازگار است و نه با هیچ‌یک از نظام‌های فلسفی مدرن که موشکافانه مسئله شناخت را واکاوی کرده‌اند.

🍂 برای درک خطای او، نخست باید برداشت درست کانت را بازشناسیم. کانت میان "چیز آن‌چنان‌که هست" و "چیز آن‌چنان‌که بر ما پدیدار می‌شود" جدایی می‌نهد. او هرگز نمی‌گوید که ما چیزها را "در خودمان" می‌بینیم، یا این‌که چیزها "صرفاً در ذهن ما" هستند. بلکه او نشان می‌دهد که آنچه ما تجربه می‌کنیم، "فرآوردۀ تأثیر چیزها بر نیروهای شناختیِ" ماست. میز در بیرون از ما وجود دارد، اما ما آن را نه به‌گونه‌ای مطلق، بلکه "در چارچوب ذهن و مقوله‌های شناختیِ خود" درک می‌کنیم.

🔺🔻دینانی این شکاف را نادیده می‌گیرد و کانت را به‌اشتباه یک ایده‌آلیست ذهنی (Subjective Idealist) می‌نماید، درحالی‌که او یک ایده‌آلیست فرارونده (Transcendental Idealist) است. این دو مفهوم فرقی بنیادی دارند:
— در ایده‌آلیسم ذهنی، همچون ایده‌آلیسم برکلی، همه‌چیز "فقط در ذهن ما" وجود دارد.
— در ایده‌آلیسم فراروندۀ کانت، چیزها "مستقل از ذهن ما" وجود دارند، اما ما آن‌ها را فقط "در چارچوب شناخت بشری خود" می‌شناسیم.

🍂 دینانی، با تفسیر نادرست خود، کانت را به مغاکی می‌کشاند که او خود از آن گریزان بود. اگر بپذیریم که میز را "فقط در خود" می‌بینیم، باید بگوییم که میز، مستقل از ذهن ما، وجودی ندارد؛ اما این سخن، نه رای کانت است و نه رای هیچ فیلسوف بزرگی که شناخت را جدی گرفته‌باشد.
حال برای روشن‌تر-کردنِ اشتباه دینانی، بیایید یک نمونۀ ساده و بساویدنی بیاوریم.

🍂 یک روز سرد زمستانی را در خانه‌ مادربزرگ خود تصور می‌کنید. هوا در بیرون سرد است و یادآور ترانه "زمستون" از افشین مقدم:
"تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون"


🍂 اما درون خانه گرما دلپذیر است. سماور در گوشه‌ای از اتاق نشمین می‌جوشد و بخار چای در نور اندک بعدازظهر، به‌آهستگی در هوا ناپدید می‌شود. استکان‌های بلورین بر روی ترمه‌ای تمیز چیده شده‌اند، آماده برای ریختن چای.

🍂 مادربزرگ با دست‌های‌ نوزاشگر خود، قندهای شکسته را از قندان برمی‌دارد، در چای می‌ریزد و با قاشق کوچکی به هم می‌زند. قندها آهسته‌آهسته ناپدید می‌شوند. شیرینی‌ آن‌ها تلخی چای را در استکان به آغوش می‌کشد. تلخ و شیرین به هم می‌آمیزند و با هم یکی می‌شوند.

🍂 اکنون، اگر از فرزندتان بپرسید: "قند کجا رفت؟"، پاسخی دوگانه خواهد داد: از یک‌سو، قند دیگر در برابر چشمانش نیست؛ در استکان چای فروشکسته و ناپدید شده‌است. از سوی دیگر، مزه شیرین چای را در هر جرعه‌ای که می‌نوشد، احساس می‌کند. اما این مزه، چیزی‌ست که او تنها در پدیدار چای می‌یابد و نه در خود قند. در اینجا، آنچه که فرزند شما می‌چشد، "پدیدار" قند است، نه خود آن.

🍂 کانت بر آن است که ما نمی‌توانیم چیزی را به‌سان "چیز در خود" بشناسیم، بلکه تنها "پدیدار" آن را تجربه می‌کنیم. به همان سان که مزۀ شیرین قند در چای استکان نمی‌تواند به شما "قند" واقعی را نشان دهد، ما نیز هیچ‌گاه نمی‌توانیم چیزی را به همان صورت که هست، بیرون از تجربه‌ ذهنی خود بشناسیم.

🍂 در این نمونه، مزۀ شیرینی که فرزند شما تجربه می‌کند، برخاسته از پیوند میان او و چای است، نه از خود قند که به سان یک "چیز در خود"، همیشه برای او ناشناخته خواهد ماند.

🍂 این‌گونه است که کانت به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌گاه نمی‌توانیم "چیز در خود" را بی‌میانجی بشناسیم، بلکه آنچه که می‌شناسیم، تنها پدیدارهایی است که از رهگذر حواس و ذهن‌مان تجربه می‌کنیم.

🔻بیایید این لحظه‌ ساده‌ نوشیدن چای را در پرتو اندیشه کانت بازبینی کنیم:
چای و قند، هر دو در بیرون از ما وجود دارند، مستقل از ذهن ما. اما شیرینی، تنها زمانی درک می‌شود که زبان و ذهن ما با هم کار کنند، آن را دریافت کنند و به تجربه‌ای شناخت‌پذیر تبدیل کنند.

🍂 از دید کانت، ما چیزها را همان‌گونه که به‌راستی و در خود هستند، نمی‌شناسیم. ما تنها پدیدارهای آن‌ها را، در چارچوبهای ذهنی خود، تجربه می‌کنیم و این درست همان چیزی است که دینانی آن را نادیده می‌گیرد.

🍂 فرض کنید همین کودک خودتان را که در یک روز آفتابی، زیر نور خورشید ایستاده و به سایه‌اش نگاه می‌کند. سایه‌اش "هست"، زیرا آن را می‌بیند، اما اگر دستش را دراز کند، هیچ‌چیز بساویدنی نمی‌یابد. سایه هیچ‌گاه به‌گونه مستقل وجود ندارد، بلکه تنها پدیداری‌ست که به میانجی نور و موقعیت کودک شکل می‌گیرد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایده‌آلیسم ذهنی
(۲/۴)
🔺در اینجا، سایه نه همانند یک چیز بیرونی مستقل است که به‌گونه ای واقعی وجود داشته‌باشد، و نه به‌گونه‌ای محض در ذهن کودک است. در واقع، سایه چیزی‌ست که از پیوند کودک با محیط و شرایط نور به‌وجود می‌آید. این همان چیزی‌ست که دینانی در تفسیر کانت آن را نادیده می‌گیرد. او به اشتباه، کانت را با برکلی، فیلسوف ایده‌آلیست ذهنی، همانند می‌سازد و می‌گوید که ما اشیاء را در "خود" می‌بینیم. اما این تفسیر، خطاست.

🍂 کانت به شیوه‌ای موشکافانه‌تر می‌گوید که ما هیچ‌گاه چیزها را به‌گونه‌ای مستقل و بی‌میانجی نمی‌شناسیم. چیزها در بیرون از ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه می‌کنیم، تنها پدیدارهایی‌ست که در پیوند با نیروهای شناختی خود درک می‌کنیم. به همان‌سان که سایه به‌نحو مستقل وجود ندارد، بلکه پدیداری‌ست که در پیوند با نور شکل می‌گیرد، چیزها نیز به‌گونه‌ مستقل از ذهن ما وجود دارند، اما آنچه ما تجربه می‌کنیم، پدیدارهای آن‌هاست.

🍂 دینانی با تفسیر نادرست خود از کانت، این شکاف مهم میان "چیز در خود" و "پدیدار" را نادیده می‌گیرد و کانت را به اشتباه به یک ایده‌آلیست ذهنی تبدیل می‌کند.

🍂 این مثال سایه آشکارا نشان می‌دهد که چگونه دینانی به‌خطا کانت را با برکلی اشتباه گرفته ‌است. کانت هیچ‌گاه مدعی نبود که همه‌چیز فقط در ذهن ما وجود دارد. بلکه او تاکید داشت که آنچه می‌شناسیم، پدیدارهایی‌ست که از رهگذر ذهن و حواس‌مان به تجربه در می‌آید، نه خود چیزها. دینانی، به‌جای اینکه این شکاف میان پدیدار و چیز در خود را درک کند، آن را به اشتباه به ذهنیت صرف کاهش داده‌است.

🍂 دینانی در سخن خود، با بی‌توجهی به پیچیدگی‌های پدیدارشناختی، می‌کوشد تا با ساده‌سازی یک پدیدار ظاهری، سر به سر واقعیت ادراک‌شده را به ذهن انسان نسبت دهد. او می‌گوید:
«میز را می‌بینی یا نه؟ من هم می‌بینمش. این میز جلوی ماست، درست؟ میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است. من هم دستم را رویش می‌گذارم. والله این‌طور نیست! این میز را در خودت داری می‌بینی».


🍂 چنین‌ می نماید که دینانی در اینجا نه تنها از پیچیدگی‌های تجربه انسان در دنیای بیرونی ناآگاه است، بلکه در تلاش‌ست تا به‌شیوه ای یک‌سویه، جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن متمرکز شود.

🍂 در پدیدارشناسی هوسرل تاکید بر این نکته است که هر پدیداری (پدیدار به معنای آنچه که به‌صورت آگاهی در ذهن می‌آید)، همیشه به‌گونه همزمان، زیر تاثیر دو عنصر قرار دارد: "موضوع" و "روی آوری" ذهنی.

🍂 هوسرل این دیدگاه را آشکارا در نظریه "روی آورندگی" خود پیش کشیده‌است، که به‌معنای آن است که "آگاهی همیشه آگاهی‌ از چیزی است". در این فرایند، ذهن نمی‌تواند چیزی را بسازد که سراسر از جهان بیرون بیگانه باشد. به سخن دیگر، اگر میز در ذهن ما به‌کردار یک پدیدار نموده می‌شود، این پدیدار از آنچه که در جهان بیرونی به‌کردار میز وجود دارد، سرچشمه می‌گیرد.

🍂 در نقد سخن دینانی باید گفت که او به‌اشتباه پدیدار میز را تنها به ذهن انسان نسبت می‌دهد و به انکار وجود میز در بیرون از ذهن می‌پردازد. از دیدگاه هوسرلی، میز نه‌تنها به‌صورت پدیداری در ذهن انسان است، بلکه این پدیدار از "هم‌پیوندی" با جهان بیرونی برآمده‌است.

🍂 میز، مستقل از ذهن ما وجود دارد و تنها در نتیجۀ ساختار ذهنی انسان است که می‌توانیم آن را به‌گونه پدیداری تجربه کنیم.

🍂 دینانی در اینجا، "همپیوندی" میان ذهن و جهان بیرونی را بر هم می‌زند و جهان بیرونی را از فرآیند ادراک انسان کنار می گذارد.

🍂 در نقد جزئی‌تر دیدگاه دینانی، باید گفت که او در سخن خود، سربسته، به "چیز در خود" کانتی و "روی آوری" هوسرلی پشت می‌کند. از دید کانت، ما هیچ‌گاه به "چیز در خود" دسترسی نداریم؛ بلکه تنها پدیدارهایی از آن را تجربه‌مان مشاهده می‌کنیم.

🍂 هوسرل نیز از این امر پیروی می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که هر پدیدار ذهنی همواره به یک "چیز" از جهان بیرونی تعلق دارد. با این حال، دینانی می‌خواهد این فرآیند دوگانه از ذهن و جهان را به یک بعد ذهنی کاهش دهد.

🍂 در پدیدارشناسی هوسرلی، آن‌چه که ما تجربه می‌کنیم، نه‌تنها یک ساخت ذهنی ناب نیست، بلکه از هم‌پیوندی ذهن و جهان بیرونی به‌وجود می‌آید. میز، مستقل از ذهن ما، وجود دارد و ما از راه حواس پنج‌گانه و ساختارهای ذهنی خود آن را تجربه می‌کنیم.

🍂 دینانی با گفتن این که "این میز را در خودت داری می‌بینی"، تنها به یک بعد ذهنی از تجربه اشاره می‌کند و از بعد بیرونی این تجربه چشم می‌پوشد. در واقع، او در تلاش است تا دنیای بیرونی را نادیده بگیرد و جهان را سرتاسر ذهنی کند، در حالی که این فرایند، نه‌تنها با پدیدارشناسی هوسرلی ناهمگون است، بلکه به‌گونه‌‌ای از «ناتمامی» در درک واقعیت می‌انجامد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایده‌آلیسم ذهنی
(۳/۴)
🍂 دینانی به‌گونه غیرمستقیم می‌خواهد جهان بیرونی را انکار کند و تنها بر ذهن تاکید داشته‌باشد، اما این رویکرد، درست با بنیاد پدیدارشناسی هوسرلی در تضاد است. هوسرل آشکارا تاکید می‌کند که ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم واقعیت بیرونی را یکسره در ذهن محصور کنیم. تجربه‌های حسی ما، همواره به‌نحو غیرمستقیم از دنیای بیرونی سرچشمه می‌گیرند.

🍂 به سخن دیگر، آگاهی ما همیشه به چیزی تعلق دارد که از دنیای بیرون آمده‌است، و این تعلق به دنیای بیرون، همواره در فرآیند پدیداریِ تجربۀ موجود است.

🍂 اگر دینانی می‌گوید "این میز را در خودت داری می‌بینی"، او در واقع همۀ ساختارهای ادراکی ما را به یک بعد ذهنی کاهش می‌دهد. درحالی‌که از دیدگاه هوسرلی، این میز نه تنها در ذهن ما پدیدار می‌شود، بلکه در بیرون از ذهن نیز وجود دارد و ارتباط ما با آن از رهگذر فرآیندهای حسی صورت می‌گیرد. این انکارِ دنیای بیرونی توسط دینانی، باعث می‌شود که او از درک واقعیت به‌سان یک فرآیند پیچیدۀ ذهنی و بیرونی دور شود.

🍂 یکی از ابعاد بسیار مهم در پدیدارشناسی هوسرلی، تاکید بر نقش حواس پنج‌گانه است. برای مثال، ما میز را نه‌تنها از راه دیدن، بلکه از راه بساویدن، شنیدن و حتی بوییدن نیز تجربه می‌کنیم.

🍂 دینانی در سخنان خود تنها به دیدن اشاره می‌کند و در این روند، سایر ابعاد تجربه را نادیده می‌گیرد.

🍂 او می‌گوید که "این میز را در خودت داری می‌بینی"، اما در اینجا فراموش می‌کند که میز نه‌تنها از راه دیدن، بلکه از راه دیگر حواس نیز تجربه می‌شود. این نگاه یک‌بعدی، نشان‌دهندۀ کاستی در درک درست و فراگیرنده از تجربۀ انسانی‌ست.

🍂 هوسرل تاکید دارد که تجربۀ ما از جهان، سر به سر از مجموع برهمکنش‌های ما با جهان بیرونی، از جمله برهم‌کنش‌های حسی، شکل می‌گیرد. دینانی با نادیده گرفتن این ابعاد، تجربۀ انسانی را به چیزی ساده‌سازی‌‌شده کاهش می‌دهد.

🍂 دینانی با انکار جهان بیرونی و محدود کردن تجربه، به یک بعد ذهنی، نگاره‌ای نادرست از همپیوندی میان ذهن و جهان فراپیش می‌نهد. در‌حالی‌که از دیدگاه هوسرلی، تجربۀ ما از جهان، همواره همپیوندی است از ذهن و جهان بیرونی، که در آن، جهان بیرونی نه‌تنها در ذهن پدیدار می‌شود، بلکه در خود آن نیز وجود دارد.

🔺دینانی با کنار گذاشتن این ابعاد تجربی و پیچیدگی‌های آن، از حقیقت درک پدیداری و هم‌زمان ذهنی و بیرونی بودن واقعیت‌ها دور می‌شود.

🔻در سخنان دینانی، نخست چنین می نماید که او در حال بیان یک حقیقت خودپیدا و زودیاب است:
"میز را می‌بینی یا نه؟ من هم می‌بینمش. این میز جلوی ماست"

اما پس از آن که می‌گوید:
"میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است. من هم دستم را رویش می‌گذارم"،

ناگهان وارد دالان پیچیده‌ای می‌شود و می‌گوید:
"والله این‌طور نیست! این میز را در خودت داری می‌بینی"

این تغییر ناگهانی در نگرش او و تاکید بر "در خودت داری می‌بینی"، مایۀ پیدایی تناقضات و مغالطاتی در واکاوی او می‌شود که می‌تواند آنها را نقد کرد. در این نقد، باید به چند نکتۀ مهم اشاره کرد که دینانی در سخن خود به آن‌ها توجه بسنده‌ای نداشته‌است.

🍂 دینانی نخست در بیان خود آشکارا به "میز جلوی ما" اشاره می‌کند و چنین می‌نماید که آهنگ او از سخنش این است که میز به کردار یک چیز مستقل، بیرون از ذهن انسان و در دنیای مادی قرار دارد. او در این بخش، به‌روشنی از استقلال میز در «بیرون» سخن می‌گوید: "میز در بیرون است یا نه؟ در بیرون است" اما همینکه این ایده به جمله‌های بعدی منتقل می‌شود، تناقضی پیش می‌آید.

🍂 دینانی در ادامۀ گفتۀ خود به این نتیجه می‌رسد که "این میز را در خودت داری می‌بینی". در اینجا، او ناگهانی از دیدگاه خارجی به دیدگاهی ذهنی و درون‌گرایانه می‌رود، بدون اینکه روشن سازد چگونه این دو نگرگاه با یکدیگر همخوانی دارند.

🍂 به دیده هوسرل و روی هم رفته، در پدیدارشناسی، هیچ‌گاه نمی‌توان ادراک‌های انسانی را یکسره به یک "واقعیت بیرونی" نسبت داد، چرا که تجربۀ ما از جهان، همواره از فیلتر ذهن و پدیدارهای آن گذر می‌کند. از این رو، دینانی در یک زمان، هم میز را به کردار یک چیز بیرونی و مستقل می‌نمایاند و هم آن را به کردار چیزی که در ذهن فرد پدیدار می‌شود؛ که این دو دیدگاه با هم تناقض دارند.

🍂 در اینجا دینانی به‌گونه‌ای بین دو سپهر ناهمسان در حال جابجایی‌ست، بدون اینکه روشن کند که چگونه این دو سپهر از هم جدا می‌شوند.

🍂 یکی از دیگر خطاهای موجود در سخنان دینانی، تعمیم شتابان مفهوم "بیرون" و "درون" است. او به‌تندی از "میز در بیرون" به "میز در خودت" گذر می‌کند، بدون اینکه پیوندی بین این دو مفهوم برقرار کند.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘کژفهمی دینانی از فرآیند شناخت
— تحریف پدیدار و لغزش در ایده‌آلیسم ذهنی
(۴/۴)
🍂 این امر نشان‌دهندۀ گونه‌‌ای خطا در استدلال است که موجب می‌شود از یک مقوله (چیزهای بیرونی) به مقوله‌ای سر به سر دیگرسان (چیزهایی درون‌گرایانه) بدون واکاوی ریربینانه و منطقی گذر شود.

🍂 اگر دینانی بخواهد که میز را به کردار پدیداری در ذهن ما توصیف کند، باید با موشکافی بیشتر روشن سازد که چگونه این تغییر از "میز بیرونی" به "میز درونی" در فرآیندهای ادراکی و ذهنی صورت می‌گیرد.

🍂 دینانی نخست به ما می‌گوید که میز در "بیرون" است و سپس ناگهان از این واقعیت می‌گذرد و به این نکته اشاره می‌کند که "میز را در خودت داری می‌بینی". این خطاست. او نخست از میز به کردار یک چیز مستقل و مادی یاد می‌کند، و سپس هم‌هنگام، این چیز را به پدیداری ذهنی تبدیل می‌کند. این جابجایی غیرمستقیم بین مفاهیم "میز به کردار شیء بیرونی" و "میز به کردار پدیدار ذهنی"، نه‌تنها مایۀ سردرگمی می‌شود، بلکه مفهوم "میز" را از جنبه‌های گوناگون به شیوه‌ای نادَرخور دستکاری می‌کند.

🍂 این‌گونه جابجایی مفهومی، تناقض‌آمیز است، چراکه ما نمی‌توانیم همزمان از دو گونۀ ناهمسان‌بودن برای یک چیز سخن بگوییم: هم به کردار یک شیء بیرونی و هم به کردار یک پدیدار ذهنی.

🍂 دینانی در بخش پایانی سخن خود، می‌گوید "این میز را در خودت داری می‌بینی". این عبارت، به‌گونه‌ای تجربۀ ذهنی یا درونی اشاره دارد، اما او از روشن‌سازی اینکه چگونه این "میز درونی" به "میز بیرونی" پیوند می‌خورد، رو برتافته است.

🍂 هوسرل و دیگر پدیدارسناسان به این نکته تاکید دارند که آنچه ما تجربه می‌کنیم، همواره یک پدیدار است که در ذهن ما به ریخت ویژه‌ای درک می‌شود، اما این پدیدار به هیچ رو، به‌معنای ایجاد میز از هیچ در ذهن ما نیست.

🍂 میز در ذهن ما پدیدار می‌شود، اما نه به این معنا که آن را در "خود" بسازیم یا در "خود ما" باشد. بلکه این پدیدار به کردار نمایشی از چیزی که در جهان بیرون وجود دارد، پدیدار می‌شود. دینانی در اینجا مفهوم "در خود" را به‌گونه‌ای بهره می‌گیرد که گویی همه چیز یکسره در ذهن ما ساخته می‌شود، که این نادرست است.

🍂 سرانجام، دینانی در پایان سخن خود به این نکته می‌رسد که "میز را در خودت داری می‌بینی"، ولی از این نکته چشم می‌پوشد که اگر این میز در ذهن ماست، پس چگونه می‌توان آن را به کردار یک حقیقت عینی و بیرونی پذیرفت؟

🍂 او بدون اینکه این گره را باز کند، به‌تندی به نتیجه‌گیری می‌پردازد، و این خود یکی از خطاهای منطقی بزرگ در سخن اوست. او در تلاش است تا یک واقعیت بیرونی را توجیه کند، درحالی‌که هم‌هنگام، به‌گونه غیرمستقیم به ذهنیت ادراکی اشاره می‌کند که در آن میز، تنها یک پدیدار است و نه یک چیز واقعی بیرونی.

🍂 سخن دینانی در عین سادگی، آکنده از تناقضات و مغالطات است. او سرراست از یک نگرگاه مادی‌گرایانه به یک نگرش ذهنی جابجا می‌شود، بدون اینکه این دو را به شیوه‌ای منطقی پیوند دهد. بهره‌گیری از اصطلاحات "بیرون" و "درون" بدون روشن‌سازی مو‌به‌مو و جابجایی نادرست بین آن‌ها، مایه سردرگمی می‌شود و سرانجام نتیجه‌های غیرمنطقی به بار می‌آورد.


🗄 پست‌ مرتبط
📕سخنی با متکلمِ فیلسوف‌نما
📕دُم خروسِ بچه‌شیعه‌ای در نقابِ فیلسوف‌!
📕نقدی بر دینانی: «دشمنان ایران چه کسانی‌اند؟»
📺 از مدعای دینانی تا جهنم قرآنی

.


#فلسفیدن #مغلطجات #نقد_روشنفکران #فلسفه



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹دوباره ماه رمضان از راه رسید و سیل مطالب شبه‌علمی درباره‌ی فواید روزه‌داری در فضای مجازی به جریان افتاد. باید اشاره کنم که در تمام این سال‌هایی که به نقد اسلام پرداخته‌ام، هیچ مقاله یا تحقیق علمی منسجمی ندیده‌ام که نشان دهد
دوازده ساعت نخوردن و نیاشامیدن می‌تواند تأثیر مثبتی بر سلامت افراد داشته‌باشد.


🔹تمام این ادعاها ساخته‌وپرداخته‌ی ذهن کسانی است که تلاش می‌کنند برای یک سنت غیرعقلانی، زاده‌ی شبه‌جزیره‌ی عربستان، توجیهی علمی و منطقی دست‌وپا کنند.

✍🏻#اشکان

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین


🗄پست مرتبط
📺 مقالاتِ علمی و روزۀ رمضان
📺 فَستینگ (نه روزه‌داریِ اسلامی) با سلامتی ما چه می‌کند؟
📺 رژیم فستینگ ۱۶/۸ و خطر ابتلا به بیماری قلبی؟
📺 تبارشناسی روزه‌: از اسلام تا ادیان باستان
📻 بازخوانی آیات روزه
📻 بستۀ روزه
📻نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»
📻برهان علیت و مسألۀ شر
📺 بی‌نهایت محاله؟
📺 ذهنیت غربی و شرقی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا انسان‌ «دیوها/خدایان/اجنه» را ساخت؟
📕روزه در ترازوی قرآن: ۳ روز یا یک ماه؟

.


#نقد_اسلام #روزه



🌾 @Naqdagin | @fargasht22
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اخلاق محمدی و روح بهفقری .pdf
1.8 MB
📓اخلاق محمدی و روح به‌فقری

✍🏻#اشکان | تعداد صفحات: ۳۹

🔻نگاه انزواطلبانه و مرگ‌خواهانه، هیچ‌گاه مولد ثروت و رفاه نشده و البته نمی‌تواند باشد. در «محمدیسم»، لذت به‌اندازه‌ای ناشایست تلقی می‌شود که پیامبر اسلام، اندیشیدن به مرگ را راهی برای «دفع لذت» و حتی نوعی «فضیلت» می‌داند. از این رو، غزالی که خود دلباختۀ محمدبن‌عبدالله است، از وی نقل می‌کند:
پیغامبر گفت: بسیار کنید یاد غارت‌کنندۀ لذت‌ها را! به ذکر مرگ، لذت‌ها را منغص (ناگوار) کنید تا میل شما از آن منقطع گردد.


🔸پیامبر اسلام آمد تا در نبردی دائمی با طبیعت انسانی بجنگد. او لذت، خوشی و شادی (که از عناصر تغییرناپذیر سرشت آدمی هستند) را به‌شدت نکوهش می‌کند. انسان باید در افسردگی و پژمردگی غوطه‌ور شود و در انتظار مرگ بماند، تا آن هنگام که روح ابدی، تن فانی را وداع گوید.

🔸اگر از خود می‌پرسید چرا جوامع اسلامی، با وجود کشفیات و اختراعات فراوان، همچنان در برابر عقلانیت، پیشرفت و کرامت انسانی ایستاده‌اند؟ چرا هنوز بسیاری از شهروندان، همچون بردگان زندگی می‌کنند؟ پاسخ را باید در نگاه محمدی به طبیعت آدمی جست. نگاهی که اصل را بر «انکار انسان و میل او به زندگی» می‌گذارد.

🔸گریز و ستیز با دنیا، آنگونه که در این جستار به آن‌ها اشارتی رفت، نمی‌تواند هیچ ابزاری برای بنیاد نهادن اندیشه سیاسی به دست دهد. برای ایجاد طرح سیاسی، ضرورتا باید پذیرفت که دنیا از اهمیت برخوردار است.

🔻محمدیسم در پی آن رفته تا که صورت کریه از دنیا بدست دهد و امکان هرگونه معنا بخشی به دنیا را از درون تهی کند:
زندگی دنیا جز بازی و هوسرانی هیچ نیست و همانا سرای دیگر برای اهل تقوا نیکوتر است، آیا تعقل نمی‌کنید؟ (انعام، ۳۲).

این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا در سراى آخرت است، اى کاش مى‌دانستند (عنکبوت، ۶۴).


.


#کتاب #نقد_اسلام #اقتصاد


🌾 @Naqdagin | @fargasht22