نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.42K videos
93 files
9.12K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیاست‌ندانی خمینی و نیم‌قرن سقوطِ آزاد

🎙#مهدی_نصیری


.


#حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا افراد باهوش‌ و تحصیل‌کرده‌ لزوما پولدار نمی‌شوند؟ (+)
دام باهوش بودن: چرا تحصیلات، موفقیت مالی نمی‌آورد؟

🔸در این قسمت قراره درباره چیزی صحبت کنیم که خیلی‌ها حاضر نیستن به‌راحتی بپذیرنش — این‌که شاید باهوش‌بودن دقیقاً همون چیزیه که داره مانع موفقیت مالی‌شون می‌شه.

🔻بیاید از یه تصویر آشنا شروع کنیم: یادتونه تو فیلم «گرگ وال‌استریت»، جردن بلفورت یه مشت آدم نادان رو آموزش می‌داد که فقط با خوندن یه متن ساده از پشت تلفن، میلیون‌ها دلار فروش کنن؟ شاید فکر کنیم اون فیلم اغراق بود. اما نه — این دقیقاً همون چیزیه که در دنیای واقعی هم اتفاق می‌افته.

🔻افراد با تحصیلات پایین، بدون هیچ سابقه‌ای در اقتصاد یا کسب‌و‌کار، فقط با تکرار و تکرار و تکرار، به ثروت‌های عظیم رسیدن. و این فقط یه استثنا نیست. حتی رئیس سابق شرکت جردن بلفورت هم صراحتاً گفت:
«ثروتمندترین آدم‌هایی که دیدم، ساده‌ترین و به‌ظاهر احمق‌ترین‌ها بودن. ولی در راه درست، بی‌ذهن بودن».


🔻این حرف خیلی سنگینه. چون اگر تو همیشه شاگرد اول بودی، همیشه تو خانواده بهت می‌گفتن که قراره بزرگ بشی و دنیا رو عوض کنی، شنیدن این جمله دردناکه.
اما واقعیت داره. چرا؟ چون آموزش رسمی، مدرسه، دانشگاه، به ما یاد داده:
اگه قانون رو رعایت کنی، پاداش می‌گیری.
اگه پاسخ درست بدی، نمره می‌گیری.
اگه در آزمون موفق باشی، آینده‌ات تضمینه.


🔺اما دنیای واقعی، دنیای بیزینس و پول، این‌طوری کار نمی‌کنه. در دنیای واقعی، اگه در بزنی و کسی جواب نده، خبری از نمره اضافی نیست. اگه ایده‌ات رو کسی نخره، هیچ‌کس بهت مدرک دلسوزی نمی‌ده. و اینجاست که آدم‌های «باهوش» کم‌کم دلسرد می‌شن. چون انتظار داشتن اگه «کار درست» رو انجام بدن، حتماً نتیجه بگیرن. و وقتی نمی‌گیرن، عقب می‌کشن.

🔺در حالی که اون آدم‌هایی که جامعه بهشون گفته بود «احمق»، بدون غرور، فقط ادامه می‌دن. اونا نه به موفقیت فوری فکر می‌کنن، نه به اینکه باهوش به‌نظر برسن. فقط گوشی رو برمی‌دارن، تماس می‌گیرن، در می‌زنن، و در مسیر درست، بی‌ذهنانه تکرار می‌کنن.

🔺اما یه جای دیگه هم این فریب جریان داره — توی تصویرسازی از «نابغه‌ها». ما بزرگ شدیم با تصویرهایی مثل ایلان ماسک، جف بزوس، پیتر تیل، بیل گیتس. آدم‌هایی که رسانه‌ها اونا رو به‌عنوان نابغه معرفی کردن. اما نکته اینه: این تصویر نابغه بودن، بخشی از مدل کسب‌و‌کارشونه.چون تا وقتی که تو فکر کنی اونا یه سطح بالاتر از تو هستن، حاضری پولت رو دستشون بدی. در استارتاپ‌شون سرمایه‌گذاری کنی. در صندوق مالی‌شون پول بریزی. و باور کنی که تو به اندازه اون‌ها «نابغه» نیستی.

اما واقعیت؟

الیزابت هولمز هم همین‌طوری وانمود می‌کرد. سام بنکمن فرید هم همین‌طور.
و وقتی سقوط کردن، تازه همه فهمیدن که نه، هیچ نبوغی در کار نبوده. فقط یه نمایش بوده برای جلب اعتماد تو.

پس اگر دنبال موفقیت واقعی‌ای، اول باید از این توهم بیای بیرون:
نیازی نیست نابغه باشی. فقط باید در مسیر درست، بی‌وقفه عمل کنی.

اما یه سوال مهم: وقتی می‌گیم «مسیر درست»، دقیقاً یعنی چی؟ از کجا بدونم مسیر درست من کجاست؟ اینجاست که مدل ساده اما فوق‌العاده‌ای به اسم Ikigai از فرهنگ ژاپنی به کمکمون میاد. ایکی‌گای یعنی نقطه تلاقی بین:
کاری که دوستش داری
کاری که توش مهارت داری
کاری که دنیا بهش نیاز داره
کاری که مردم بابتش پول می‌دن


تو لازم نیست از همون روز اول به همه این‌ها جواب دقیق بدی.
فقط با سه سوال شروع کن:
چی بلدی؟
چی دوست داری؟
مردم حاضرن بابت چی پول بدن؟


اونجایی که این سه تا به هم می‌رسن، جاییه که می‌تونی شروع کنی. نه با نقشه عجیب، نه با ایده میلیونی — فقط با شروع.

اما یه بخش دیگه هم هست که بدون اون، حتی بهترین مسیر هم ممکنه به جایی نرسه:
داشتن منتور. منتور واقعی کسیه که راه رو رفته باشه، اشتباهات رو بشناسه، و بدون تعارف، بهت بازخورد بده. نه تو رو تحسین کنه، نه وابسته‌ات کنه. فقط کمکت کنه قوی‌تر بشی.

ولی مراقب باش — چون دنیای امروز پر شده از شبه‌منتورها. گوروهایی که بیشتر از هر چیزی، دارن «امید» می‌فروشن. بهت حس کم‌بود می‌دن، بعد راه‌حلش رو در دوره ۵میلیونی خودشون ارائه می‌کنن. منتور واقعی تو رو آزاد می‌کنه. منتور قلابی تو رو وابسته‌تر.

📕اگه شجاعتِ مواجه‌شدن با خودِ واقعی‌ات رو داری...
📺 روان‌کاویِ فرافکنی بر فرزندان
📺 ریشۀ اعتیاد چیست و چطور ترک کنیم؟
📺 روان‌کاویِ «افسرده‌نشدن» در جامعۀ بی‌ثباتِ ایران

.


#خودشناسی #موفقیت



🌾 @Naqdagin
سلمان منبع قرآن؟
@Naqdagin
🎧سلمان و قرآن و مغالطه‌‌ در کلام نبوی
#نقدآگین‌‌گپ ۲، دربارۀ این یادداشت

🔸هوش مصنوعی شباهت‌هایی را میان خداشناسی گنوسی و جایگاه خاص سلمان در روایات باطنی شیعه مطرح می‌کند و این ایده را بررسی می‌کند که آیا سلمان حامل معرفت پنهانی فراتر از شریعت ظاهری بوده است. بخش دیگر گفتگو به اتهام آموزش قرآن به محمد توسط یک فرد غیرعرب (که در برخی تفسیرها به سلمان نسبت داده شده) و پاسخ قرآن به این اتهام می‌پردازد. هوش مصنوعی صادقانه یا مغالطه‌آمیز بودن پاسخ قرآنی را تحلیل می‌کند، و در نهایت بحث به این سوال می‌رسد که آیا وجود مغالطه در قرآن می‌تواند دلیلی برای نفی کلام الهی بودن آن باشد.

📻 از خدایِ آسمانی تا میوۀ هوشِ زمینی
📺 سلمان فارسی (دروغ‌های اسلامی ۶)
📺 هویت مؤلفان قرآن؟ قسمت: (یکم) (دوم) (سوم) (چهارم) (پنجم)
📺 قرآن: تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
📺 زبان اولیۀ قرآن (قبل از ترجمه) سریانی بود
📺 الله و کلاغ
📺 پیرامون نسبت شیعه و اهل غلو
📺 نور ازلی علی یا انسان-خداییِ تشیع
📻 دینِ علی؛ گذرگاهِ عرفانِ باستان به عرفان اسلامی
📻 جنبه‌های باطنی اسلام شیعی
📕قرآن از دیدگاه ریاضی

.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن



🌾 @Naqdagin
📘بازاندیشی در مفهوم «غرب‌ستیزی»

✍🏻 #سپاس_ریوندی

اگر از یک مسلمان عامی بپرسید چرا از غرب نفرت دارد، پاسخ خواهد داد که چون آنها کافر و ملحد و ... هستند. این جوابی است دست‌کم از یک جهت درست. فرد مسلمان با مفروضات سنتی خود حق دارد فرض کند که حقیقت نزد او و دینش است و آنان که به این دین نمی‌گروند برخطا هستند.

اما اگر از یک مسلمان درس‌خوانده و دانشگاه‌رفته همین سوال را بپرسید، خصوصاً اگر روشنفکر باشد و در خود کشورهای غربی زیسته باشد، جواب دیگری می‌شنوید:
غربی‌ها در طی دوران استعمار جنایت‌ها کرده‌اند، خود را برتر شمرده و ملل دیگر را استثمار کرده و اخلاقاً مسئول و محکومند.

این موضعی است که اتفاقاً گروهی از همان روشنفکران چپ غربی که به نام پسا-استعماری شناخته می‌شوند هم به آن قائلند.

سوالی که طرحش در اینجا لازم است این است که غربی‌‌ها در ژاپن یا هند بیشتر جنایت کرده‌اند. ولی از این نوع نفرتی که در جهان اسلام نسبت به تمدن جدید غربی می‌بینیم در آنجا چندان خبری نیست. چرا؟

گمان می‌کنم پاسخ این پرسش نه در بررسی مناسبات عینی بین غرب با اسلام، نه در خواندن تاریخ، نه در اخلاقیات که جایی در روانشناسی است. به این پاره از کتاب شرف‌النبی اثر ابوسعید واعظ خرگوشی (ص148 ترجمه‌ی فارسی) دقت کنید:
«وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ...[نور،، 55] خدای عزوجل وعده‌ی مومنان داد که ایشان را خلافت دهد در زمین... و این دلیلی ظاهر و حجتی باهر است بر راستیِ قرآن که هر چه وعده فرموده است حاصل است. امروز امت رسول در بلاد مشرق و مغرب ممکن‌اند و عزیز و از کسی نمی‌ترسند بجز خدای تعالی»


به این اعتمادبنفس توجه کنید. اسلام در زمان نویسنده‌ی کتاب، قلمروی عظیم از هند تا اسپانیا دارد. حقیقتاً به نظر می‌رسد که شرق و غرب عالم ذیل خلافت اسلام است و آنچه قرآن به مومنان وعده داده محقق شده. فرد مسلمان از کسی نمی‌ترسد، جز خدا. اکنون در نظر بگیرید کسی که به این چیزها معتقد است، در ابتدای دوران جدید با کشتی‌های پرتغالی و انگلیسی روبرو می‌شود. مردانی از این کشتی‌ها پیاده می‌شوند که به‌جای شمشیر اسلحه‌ای جدید دارند که از دور با پرتاب گوی‌های آتشین می‌کشد [توپ و تفنگ]. به انواع اقسام فن‌آوری‌ها مجهزند و بی چندان اشکالی، می‌توانند لشکر اسلام را به زانو درآورند.

هرچه از عصر نوزایی اروپا به جلو می‌آییم، برتری نظامی، فنّی، علمی و ... غربی‌ها بیشتر می‌شود. کار به جایی می‌رسد که حتی به چشم برخی مسلمانان مسافر در اروپا انسان غربی حتی برتری اخلاقی هم دارد. شاهدش سفرنامه یک ایرانی عصر قاجار است که گفته ما مسلمانیم، ولی غربی‌ها بیشتر برای نوع آدم و خیر و صلاح او دل می‌سوزانند، چون آنها چیزی از قبیل آتش‌نشانی برای نجات مردم درست کرده‌اند و ما نه.

اکنون در نظر بگیرید چه اتفاقی برای آن اعتمادبنفس می‌افتد. اسلام یک بار توسط اعراب و بار دوم توسط ترکان به پیروزی‌های متعدد دست یافت. عثمانی حتی نزدیک بود وین، پایتخت اتریش، را هم فتح کنند. در طی جنگ‌های متعدد صلیبی، اسلام می‌توانست به خوبی از خود و قلمروش در برابر غربی‌ها دفاع کند. اما سرانجام روزی رسید که غربی‌ها به علت برتری‌های خود پیروز همۀ جنگ‌ها شدند و چیزهای ناگوار بسیار را به مسلمانان تحمیل کردند.

سلطۀ غرب بر دنیا به چشم مسلمان یک مسالۀ معمولی از قبیل رقابت میان ملت‌ها نبود. به معنای غلط شدن قرآن خدا بود. موفقیت غربی‌ها به اساس هویت فرد مسلمان و پایگاه ایمان او آسیب می‌زد. تمام انحاء نهضت‌های بیداری اسلامی و تمام تخالف و تلاش‌های دولت‌های مسلمان برای رقابت یا پس‌راندن یا چیرگی بر غرب از این ناشی است. به همین علت است که همگی معتقد هستند می‌توان و باید علم و فنّ غربی را به خدمت گرفت اما برای آنکه با خود غرب جنگید. چنین نوعی از ستیزه با غرب را در ژاپن در طی جنگ جهانی یا در هند در جریان استقلال از بریتانیا نمی‌توان یافت.

از این روست که ایرانی وقتی اسلام را کنار می‌گذارد و به خیال خودش روشنفکر می‌شود، به صورتی تقریباً خودبخود وارد اردوی کمونیسم می‌شود، چون در آنجا می‌تواند هنوز آن نفرت از غرب را حفظ کند و تازه برایش بهانه‌های ظاهراً موجه‌تر بیابد. حال آنکه در میان روشنفکران محافظه‌کار، ملی‌گرا، باستان‌گرا و خلاصه همۀ آنها که هدفشان بازگشت به ایران است، چنین نوعی از نفرت از غرب مرئی نیست، چون غرب با اساس هویت آنان که سرزمین ایران است، تضاد غیرقابل‌رفع ندارد.

پ.ن
نوع دیگری از غرب‌بیزاری در ایران امروز رایج شده که با نوع بالا فرق دارد. منشاء نوع جدید غرب‌بیزاری ایرانی در این است که از حقوق بشر گرفته تا جشنواره‌های هنری همه چیز در غرب به نمایش‌های مبتذل بدل شده‌است و این یعنی غرب به ارزش‌هایی که خودش مخترع و منادی آنها بوده پایبند نیست.



🌾 @Naqdagin‌ | @Azarborzinmehr
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشنفکری و معجزه‌باوری؟
@Naqdagin
🎧معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطوره‌باوری
#نقدآگین‌‌گپ ۳، دربارۀ یادداشتی انتقادی بر مدعایات علیرضا معینی و روشنفکری دینی

🔸نویسنده استدلال می‌کند که دست اسلام در زمینۀ معجزات تهی‌ست و توجیهات آن برای این فقدان، ناشی از ناتوانی در ارائۀ معجزات واقعی در زمان ظهور آن بوده‌است. همچنین به مواجهۀ متناقض روشنفکری دینی با مقولۀ معجزه که آن را در «وضعیت اره» قرار داده، می‌پردازد. نویسنده با مغلطه‌آمیز دانستنِ نحوۀ رد آموزۀ تثلیث در قرآن (نشانه‌ای از بشری بودن منشاء آن)، به تضاد بنیادین بمسیحیت و جایگاه محوری عیسی در آن و حتی قرآن، با توحید به قرائت اسلام می‌پردازد.

🔻چهار یادداشت انتقادی بر دکتر علیرضا معینی و روشنفکری دینی
قسمت اول
دوم: معجزۀ روشنفکری دینی: زندگیِ برزخی میان عقلانیت و اسطوره‌باوری
سوم: روشنفکری دینی: جهاد دفاعی با تقلب‌ هوش مصنوعی؟
چهارم: توصیه به رعایت تقوای علمی، موهن است؟!
📻 روشنفکری و دینداری: تناقض‌ها در کجاست؟
📕نقد و بررسی «نقدی بر تعریف انحصارگرایانه از اسلام»
📕بررسی قصۀ اصحاب کهف در قرآن و نقد دفاعیۀ روشنفکران دینی

.



#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی



🌾@Naqdagin
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۵
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هسته‌ای" است: آمریکا برای همیشه از دست نق‌نق نتانیاهو راحت می‌شود، ترجیح ج.ا هم نابودی هسته‌ای بدون عادی‌سازی روابط با آمریکاست تا نرمال‌سازی سیاست خارجه و کنارگذاری هسته‌ای"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقدآگین
#نظرسنجی ۴۵
آیا موافقید؟
"نقطۀ بهینۀ تنش موجود از دیدِ طرفین "بمباران تاسیسات هسته‌ای" است: آمریکا برای همیشه از دست نق‌نق نتانیاهو راحت می‌شود، ترجیح ج.ا هم نابودی هسته‌ای بدون عادی‌سازی روابط با آمریکاست تا نرمال‌سازی سیاست خارجه و کنارگذاری هسته‌ای"
نقد ایدۀ دکتر سروش
@Naqdagin
🎧 تجربۀ نبوی یا کپی‌پیست‌هایی ناشیانه؟
#نقدآگین‌‌گپ ۴، دربارۀ این یادداشت

🔸متن، منشاء تالیف قرآن را مورد پرسش قرار می‌دهد و نظریۀ دکتر سروش مبنی بر تجربۀ باطنی محمد را در توضیح شواهد جدید، ناتوان می‌داند، و به استفاده از واژگانِ پارسی و سریانی، برخلاف ادعای مکرر، اما عجیب و مشکوکِ قرآن مبنی بر "عربی مبین" بودن (مثل اینکه ما در کانال مکرر تکرار کنیم زبانمان فارسی است)، و کپی‌برداری از متون یهودی، مسیحی و رمانس‌های تخیلی اشاره می‌کند.

📕اصحاب کهف و روشنفکران دینی
📺 کپی‌کاریِ خدا از خاخام‌ها؟!
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 افسانهٔ ایران‌ستیز قرآن (اصحاب فیل)
📺 از اصحاب کهف تا برج بابل
📺 ابراهیم و اشتباهاتِ اللهِ تقلب‌کار در کُپ‌زدن!
📺 الله و کلاغ
📺 داستان‌های قرآن؛ ادبیات یا تاریخ؟
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 کپی‌برداری داستان محمد و کدمون انگلیسی
📺 دروغ‌های قصۀ اصحاب کهف و یوسف و زلیخا
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 مؤلفان قرآن («عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی)
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!

.


#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_اسلام #نقد_قرآن



🌾@Naqdagin
📘«بسط» تجربه نبوی یا «غصب» آن؟

نی مرد مناجاتم نی رند خراباتم
نی محرم محرابم نی در خور خمارم
نی مومن توحیدم نی مشرک تقلیدم
نی منکر تحقیقم نی واقف اسرارم
(عطار نیشابوری)


🍂 در پاسخ کوتاهی که خطاب به یکی از منتقدان نوشتم، بر روی این نکته تأکید کردم که ناساز با ادعای نواندیشان دینی، آنچه ما در سرزمین خود با آن رویارو بوده‌ایم، نه «بسط» تجربۀ نبوی، که «غصب» آن بوده‌است، و معنای «خاتمیت» آن‌گونه که نزد مسلمانان فهم شده، جز این نیست که تجربۀ نبوی، یا به تعبیر من تجربۀ زندۀ انسان از «خدا»، چیزی‌ست که پایان یافته، و فقط شماری از «واسطه‌گان» و «برگزیدگان» که زمانشان به سر آمده می‌توانسته‌اند چنین تجربه‌ای داشته‌باشند.

🍂 نکته‌ای که در اینجا باید روی آن تأکید کنم این است که این «غصب تجربه نبوی»، رخدادی‌ست که در همۀ ادیان توحیدی رخ داده‌است. «کتاب»، در این ادیان زندانی‌ست که تجربۀ زندۀ دینی را به بند می‌کشد، و برای تخیل و تصویرسازی از «خدا»، شکل و قالب معین و تغییرناپذیر ایجاد می‌کند.

🍂 به عبارت ساده‌تر، هیچ‌کس حق ندارد تصویری از «خدا» بسازد، یا به تجربۀ خود از آنچه «خدا» می‌نامد، تصویری ببخشد مگر پیشاپیش «حریم»هایی که «کتاب»، برای تصویرسازی از «خدا» ترسیم کرده‌است را رعایت کند، و تجربۀ خود از «خدا» را در قالب آنها بریزد. «کتاب» و «واسطه» به این معنا بزرگ‌ترین سانسورگرها و بزرگ‌ترین دشمنان تجربۀ زنده هر کس از «خدا»یند.

🍂 ناساز با تصور نواندیشان دینی، مسألۀ ما نه «بسط تجربه نبوی» که «آزاد ساختن تفکر و تجربۀ زاینده و آفرینندۀ انسان» از بند «دین»هایی‌ست که در قالب یک یا چند آموزۀ مشخص، منجمد شده و راه را بر تجربۀ زندۀ انسان از «خدا» بسته‌اند.

🍂 هر تجربه‌ای غنای سر ریز کننده‌ای دارد که در قالب مفاهیم نمی‌گنجد و همیشه از مفاهیم فراوری می‌کند. کاری که «دین» و «کتاب» و «واسطه» می‌کنند، این است که «تجربه»ها را در تنگنای مفاهیم خود فشرده می‌سازند و آن‌ها را تقلیل می‌دهند. بدین‌سان، «الهیات» محبسِ اندیشه و تجربۀ زندۀ انسان بوده‌است.

🍂 حال که چنین است وظیفۀ بنیادی روشنگری رها ساختن تجربه‌های زنده و زایندۀ انسان از بند زنجیرهایی‌ست که «کتاب»ها و «واسطه»ها و «ولی»ها و «مرجع»ها به دست و پای جان و خرد آدمی بسته‌اند. بدون این رها شدن، نه «خدا»ی «زنده»ای در میان است و نه سیاست و اقتصاد و اجتماع و آموزش‌و‌پرورش و فرهنگ و هنر آزاد و زنده و زاینده خواهند بود.

🍂 هر اجتماعی تنها زمانی می‌تواند آزاد و آفریننده باشد که هر فرد در آن بتواند رابطه ای آزاد و زنده و مستقیم با «خدا» »ی خود داشته‌باشد. در اجتماعی که رابطه‌ای آزاد و مستقیم با «خدا» وجود نداشته‌باشد، اکثریت مردم مانند «خدایان» خود نه از چیزی آبستن می‌شوند، و نه می‌توانند چیزی بزایند. چنین اجتماعی، اجتماع نازایان و سترونان خواهد بود. چنین اجتماع سترونی، هر کجا نیز که در زمین «فرهنگ» خود جوانه‌ای بیابد، یا به‌زودی آن را سرکوب می‌کند، یا باز هم آن را به قالب مفاهیم از-پیش-پذیرفتۀ خود در می‌آورد، و از آن «هویت‌زدایی» می‌کند.

🍂 در زمین هر فرهنگی بذر چنین «تجربه‌های زنده‌ای» پاشیده شده است. این تجربه های زنده نه در قالب کتاب‌های دینی می گنجند نه در قالب طریقه‌های گوناگون تصوف و عرفان و نه حتی در قالب مکاتب فلسفی. این تجربه‌های بذرگونه، در زهدان تاریک هر فرهنگی زنده‌اند و نیازمند دست های هنرمندی هستند که این زمین را شخم بزنند و آنها را از سر روینده و باور سازند.

🍂 ویژگی چنین تجربه‌هایی، فراروی آنها از هر گونه تفکر مکتبی‌ست. تا زمانی که چنین تجربه‌های زنده‌ای از بند تأویلات دینی رها نشوند و استقلال آنها به رسمیت شناخته نشود، هیچ‌گاه قادر نخواهند بود نقش آفریننده خود در آزاد ساختن انسان را به خوبی بازی کنند. تا آن زمان، شعر و موسیقی و نقاشی و پیکرتراشی و ... نازا خواهند ماند، همچنان که تاکنون نازا بوده‌اند، یا در فضای سرکوب نتوانسته‌اند آن‌گونه که شایسته است، برویند، ببالند و به بر بنشینند.


.


#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی



🌾@Naqdagin
📘عبودیت‌ بت‌پرستی‌ است
— نقدی بر خدا-آفرینی‌های ادیان و خدایان ضدّ مهرشان

🍂 در یادداشت «بسط تجربهٔ نبوی یا غصب آن؟» اشاره‌ای به این نکته رفت که هرگونه تفکر مکتبی مانع تجربهٔ زنده و زایندهٔ انسان از «خدا»ست. در ادامهٔ آن یاداشت می‌خواهم این نکته را هم بیفزایم که «خدا»، مفهومی‌ست که اگر در معرضِ «تجدید نظر» یا «بازاندیشیِ» مکرر انسان قرار نگیرد، برای بشریت سرانجامی جز بت‌پرستی به ارمغان نخواهد آورد.

🍂 خدا، «تصویری»ست که مدام باید در هم کوبیده شود تا راه آزادی انسان برای گسترش وجودی‌اش، در همهٔ زمینه‌ها گشوده شود. «پرستش خدا» اگر به معنای «عبودیت خدا» باشد، چیزی جز فروکاست انسان به مرتبهٔ یک عبد-برده نخواهد بود و این عبودیت، عین بت‌پرستی است؛ چون با عبودیت معنای انسان از دست می‌رود و مناسبات بین انسان و خدا، به یک مناسبت «خدایگان-بندگی» فروکاسته می‌شود.

🍂 مفهوم «احد» در ادیان توحیدی با مفهوم «بریدگی» انسان از «خدا» گره خورده‌است. میان انسان و خدا یک شکاف و گسل پرناشدنی‌ست. خدا و انسان «همگو و هم‌آواز» نیستند. خدایی که «همه‌بین» و «همه‌شنو» است، چون از انسان «بریده» است با انسان نمی‌گوید و نمی‌شنود، اما به او می گوید و او باید بشنود و این کار، فقط به یاری یک «واسطه» ممکن است. خدا فقط با «واسطه‌»اش، مستقیم سخن می‌گوید، اما این سخن او نیز از سنخ «هم‌پرسگی» نیست. خدایی که «همه‌توان» است با انسان گفت‌وگویی جز «امر» ندارد.

🔖 ۱۸۸۹ کلمه
زمان مطالعه: ۹ دقيقه
📌 مطالعۀ ادامهٔ جستار

📻 خلاصۀ مباحث طرح‌شده در این جستار در قالب گفتگو

.


#اسطوره‌شناسی #هستی‌کاوی



🌾@Naqdagin
عبودیت بت‌پرستی‌ست
@Naqdagin
🎧 عبودیت‌، بت‌پرستی‌ است
— نقدی بر خدا-آفرینی‌های ادیان و خدایان ضدّ مهرشان

🔸#نقدآگین‌‌گپ ۵، به مباحث مطرح‌شده در نقد «مفهوم خدا» در ادیان ابراهیمی و زرتشتی می‌پردازد و استدلال می‌کند که هرگونه تفکر قالبی و نیاز به واسطه در ارتباط با خدا به نوعی بت‌پرستی منجر می‌شود. نویسنده تصویری جایگزین از خدا ارائه می‌دهد که سرچشمه مهر و پیوند است و به آزادی و خلاقیت انسان ارج می‌نهد، در مقابل خدایی که منبع ستیزه و نیازمند واسطه است و به بندگی انسان می‌انجامد. متن بر این نکته تاکید دارد که خداوند واقعی در نظام‌های مبتنی بر ترس و اطاعت یافت نمی‌شود، بلکه در مهر، رقص، و آزادی انسان متجلی است.

.


#اسطوره‌شناسی #هستی‌کاوی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ بودا و یونگ (روا‌نشناس) دربارۀ منشأ رنج انسان (+)

🔸ما با استفاده از هوش مصنوعی، کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی رو در مقابل بودا، بنیانگذار آیین بودایی قرار دادیم تا درباره بحران معنا در دنیای امروز و منشا واقعی رنج انسان مدرن با همدیگه به مناظره بپردازن.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب

00:00 مقدمه
00:40 بحران معنا در دنیای امروز
15:58 منشاء واقعی رنج انسان
26:10 اگر یونگ زنده بود
29:06 اگر بودا زنده بود

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین

📺 مناظره هوش مصنوعی خداباور با هوش مصنوعی آتئیست
📺 مناظرۀ هوش مصنوعی مسلمان با هوش مصنوعی منتقدِ اسلام
📺 مناظرۀ ترامپ و خامنه‌ای دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ج
📺 مناظرۀ دو هوش مصنوعی دربارۀ دو نظام اقتصادی
📻 چطور هوش مصنوعی می‌تواند “منِ ایرانی” را دگرگون کند؟
📻 مناظره‌ای درباب «محمد و اسلام»

.


#فلسفیدن #زیست‌روان #روانکاوی #هوش_مصنوعی



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘مغالطاتِ قرآن در توجیهِ فقدانِ معجزۀ محمد
(۱/۳)
🔻بنا بر امر قرآن (نساء، ۸۲)، ماموریم که:
در قرآن تدبر نماییم تا اگر ضعف و اختلافی در آن یافتیم به این نتیجه برسیم که قرآن از جانب خدا نیست و نوشتۀ بشر است!


🍂 وقتی به روایات رجوع می‌کنیم «الی ما شاء الله» برای پیامبر اسلام معجزه ذکر کرده‌اند، اما باید توجه کرد که در روایات «الی ما شاء الله» هم جعل کرده‌اند، لذا اینکه بخواهیم مستند به روایات ادعا کنیم محمد معجزۀ بصری داشت، ادعایی بی‌ارزش است.

🍂 در قرآن هم در جایی ذکر نشده که محمد فلان معجزه را برای اثبات رسالتش آورده‌است. در هرکجا هم مشرکین تقاضای معجزه کرده‌اند، پیامبر در پاسخشان نمی‌گوید که فلان معجزه را آوردم و انکار کردید، بلکه دلیل و توجیهی می‌آورد که چرا معجزۀ بصری نمی آورم!

🔻در آیۀ زیر، محمد یکی از دلایل نیاوردن معجزه را ذکر می کند که قابل تامل است و از طرف مخالفین قرآن نقدهایی بدان وارد است:
ومَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلا تَخْوِيفًا ﴿اسراء:۵۹﴾ و[چيزى] ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آنها را تکذیب کردند و به ثمود ماده شتر داديم كه [پديده اى] روشنگر بود، پس به آن ستم كردند، و ما معجزه ها را جز براى بيم دادن نمى‌فرستيم.


🔺اشکال اول: اینکه گذشتگان معجزات را تکذیب کرده‌اند، چه ربطی به مشرکینِ زمان پیامبر دارد؟! این مثل این است که شهرداری، شهری را لوله کشی کند و مردم آن لوله‌ها را بشکند و ۶۰۰ سال بعد شهرداری دیگر بهانه بیاورد که شهر را لوله‌کشی نمی‌کنم، چون گذشتگانِ ۶۰۰ سال پیش، لوله‌ها را شکستند!!!

🔺اشکال دوم: بنا به فرمودۀ قرآن:
، هیچ‌کسی بار دیگری را به دوش نمی‌کشد (آیۀ ۳۸ نجم) و اعمال امت‌های گذشته به خودشان ربط دارد و اعمال شما هم به خودتان ربط دارد!

اما وقتی مساله‌ای به اهمیتِ آوردن معجزه که می‌شود، مشرکین مکه بخاطر انکار گذشتگانُ حق دیدن معجزه را ندارند!!! اینجا نیز این آیات دچار تعارض هستند.

تلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿بقره:۱۴۱﴾. آن امتی روزگارش سپرى شد؛ براى ايشان است آنچه به دست آورده اند؛ و براى شماست آنچه به دست آورده‌ايد؛ و از آنچه آنان مى كرده‌اند، شما بازخواست نخواهيد شد.


🔺اشکال سوم: تمام گذشتگان، معجزات را انکار نکردند. طبق آیۀ ۴۷ شعرا:
ساحران موسی وقتی معجزه تبدیل شدن عصا به اژدها را دیدند، ایمان آوردند و گفتند: به پروردگار جهانیان، ایمان آوردیم. قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿الشعراء : ۴۷﴾

در اینجا نیز شاهد اختلافی دیگر میان آیات هستیم.

🔺اشکال چهارم: طبق آیۀ ۲۶۰ بقره:
وقتی ابراهیم به خدا گفت که چطور مردگان را زنده می‌کنی، خدا به او گفت: مگر ایمان نداری؟ ابراهیم جواب داد: ایمان دارم، اما می خواهم قلبم مطمئن شود (لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي). خدا هم برای «آرامش قلب ابراهیم»، چندین پرندۀ تکه شده را به هم متصل و زنده کرد!

چطور خدا برای آرامش قلب ابراهیم که مومن بود و به او وحی هم می‌شد، اعجاز می‌کند، اما نه تنها برای آرامش، بلکه حداقل ایمان آوردن یا تسریع در فرآیند ایمان آوردنِ مشرکینِ جاهل(!) که نه به آنها وحی می‌شد، و نه دارای کمالِ معرفتی ابراهیم بودند، معجزه‌ای نمی آورد؟!

🔺اشکال پنجم: اعجاز بیانی قرآن که «اظهر من‌الشمس» و «امری بدیهی» نیست. وقتی کثیری از شعرای عرب جاهلیت که متخصص سخن‌وری بوده‌اند، یا به قرآن ایمان نیاورند، یا به زور شمشیر ایمان آورند یا مرتد شدند، و حتی علمای مسلمانی مثل شیخ طوسی، یا بالاتر (مثلا راغب اصفهانی که متخصص لغت و مولف «مفردات القرآن» هست) اعتقادی به اعجاز بیانی قرآن نداشته‌اند، دیگر از مردم عامیِ جاهلیت نمی‌شود انتظار داشت که اینقدر راحت پی به اعجاز قرآن ببرند!

🔺حداقل برای اقناع مردم عوام هم که شده، لازم بود محمد معجزه‌ای بیاورد. وقتی عوام می‌دیدند، شاعران سخنورشان ایمان نمی‌آورند، طبعا حق داشتند که شک کنند قرآن کلام خداست! خصوصا مردمی که قرآن مکررا آنها را جاهل می‌خواند. معجزه‌ای مثل زنده کردن مرده، عوام را اقناع می‌کند، اما هیچ‌یک از سوره‌های قرآن، خصوصا سوره‌های کوچک مثل عصر یا قریش یا کوثر، هرگز در حدی نیستند که بتوانند اثبات رسالت کنند و قرآن حتی یک سوره را هم برای اثبات رسالت محمد کافی می‌داند! یعنی اگر قرآن، فقط یک سورۀ عصر هم بود، تمام جهان باید ایمان می‌آوردند!!

آیا مومنین پاسخ قانع‌کننده‌ای برای این اشکالات دارند؟! و ایمان‌شان به قرآن غیرتعبدی‌ست و مبتنی بر ادلۀ محکم؟

🔻جواب‌هایی ممکن است به این اشکالات بدهند که در ادامه به آن‌ها اشاره و نقدم را بازگو خواهم کرد.

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘مغالطاتِ قرآن در توجیهِ فقدانِ معجزۀ محمد
(۲/۳)
🔻در اینکه چرا پیامبر اسلام از آوردنِ معجزۀ بصری (معجزه‌ای که با چشم هم درک شود، مثل معجزات ادعایی پیامبران گذشته؛ مانند دو‌ نیم کردن دریا و زنده‌کردن مرده) خودداری می‌کرد، ممکن است چند پاسخ دهند که در اینجا پاسخ اول را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهم:

1️⃣ پاسخ اول:
خدا معجزه‌ای نیاورد چون می‌دانست مشرکین عناد دارند!


🔺نقد
: بگذارید با یک مثال این جواب را به نقد بکشم.
چند سال پیش شخصی بود که می‌گفت: من پیامبرم!
گفتتند: خُب، هر پیامبری معجزه داشته معجزه تو چیست؟
گفت: خدا می تواند الان باران ببارد.
گفتند: از خدایت بخواه تا باران ببارد.
گفت: خدا گفته باران نمی‌بارم.
گفتند: چرا؟
گفت: چون شما عناد دارید و ایمان نمی‌آورید!!! یا اگر هم باران ببارم، ایمان‌آوردنتان فایده‌ای ندارد و عذاب نازل می‌شود!
گفتند: عیبی ندارد! به خدا بگو باران ببارد و بعدش هم عذاب نازل کند!
گفت : خدا گفته تا زمانی که تو زنده‌ای، عذاب نازل نمی‌شود!!!!


⁉️انصافاُ، آیا شما به این شخص ایمان می‌آوردید، یا می‌گفتید او یک دروغگوست که به دروغ ادعای نبوت کرده؟! جالب اینجاست که وقتی آیات قرآن را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم محمد هم عین همین پیامبر دروغین، جواب می‌دهد!!

🔻مشرکین از محمد طلب معجزه می‌کردند و محمد به این دلیل که مشرکین، با حق عناد دارند، معجزه نمی آورد!
ومَا مَنَعَنَا أَنْ نُرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلا تَخْوِيفًا ﴿اسراء:۵۹﴾ و چيزى ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آنها را تکذیب کردند و به ثمود ماده شتر داديم كه [پديده‌اى] روشنگر بود، پس به آن ستم كردند، و ما معجزه‌ها را جز براى بيم دادن نمى‌فرستيم.


🔻 در آیه ۱۵۸ انعام نیز محمد مدعی می‌شود، اگر معجزه بیاورد، دیگر ایمان‌آوردن کسانی که از قبل ایمان نیاورده‌اند، فایده ندارد و در آیه دیگر نیز می‌گوید که اگر بیاید، عذاب نازل می شود!
وقَالُوا لَوْلا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ ﴿انعام :۸﴾ و گفتند: «چرا فرشته اى بر او نازل نشده است؟» و اگر فرشته‌اى فرود می‌آورديم، قطعا كار تمام شده بود؛ سپس مهلت نمى‌يافتند.


🔻اما داستان به همینجا ختم نمی‌شود و مشرکان از پیامبر محمد می‌خواهند که معجزه بیاورد، حتی اگر بعدش عذاب شوند. اما باز هم محمد خودداری می‌کند؛ به این دلیل که خدا گفته، تا توی محمد زنده ای، عذاب نازل نمی‌شود!!!
وإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۳۲﴾ و هنگامى که گفتند: «خدايا، اگر اين [قرآن] همان حق از جانب توست، پس بر ما از آسمان سنگهايى بباران يا عذابى دردناك بر سر ما بياور».


ومَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿انفال:۳۳﴾ و تا تو در ميان آنان هستى، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند، و تا آنان طلب آمرزش مى‌كنند، خدا عذاب كننده ايشان نخواهد بود.


🔻در آخر سر هم، محمد نهایتا از مشرکین می‌خواهد که اگر می‌خواهند مطمئن شوند که او پیامبر است، در دنیا سفر کنند تا آثار و نشانه‌های تکذیب‌کنندگان را ببینند!!!
قلْ سِيرُوا فِي الأرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿انعام:۱۱﴾ بگو: «در زمين بگرديد، آن گاه بنگريد كه فرجام تكذيب كنندگان چگونه بوده است؟».

مثلا یکی از مکذّبین، فرعون است که قرآن می‌گوید:
جسدش را خدا حفظ کرد تا نشانه باشد.


⁉️آیا این درخواست منطقی‌ست که محمد از مشرکین مکه، که اولین مخاطبین این آیه هستند، با آن امکانات اندکی که داشته‌اند، می‌خواهد به مصر سفر کنند و بدون بیان هیچ نشانۀ شفافی، جسد فرعون را پیدا کنند تا مطمئن شوند که محمد پیامبر است؟! فرضا هم چند تا مومیایی پیدا کردند، از کجا بفهمند، این جسد، همان فرعون غرق شده‌است؟! و همین طور دیگر اقوام هلاک شده مثل قوم نوح، لوط، صالح، هود و ...

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin