نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.4K videos
93 files
9.11K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اولین اسیر ایرانی در تجاوز نظامی روسیه به اوکراین

🔸عکاس ایرانی به رسانۀ اوکراینی:
برای کار به روسیه رفتم، به‌اجبار به جنگ اوکراین فرستاده شدم.


.


#مستند #روسیه



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 همه‌ی امید خود را به عملِ انفرادیِ چهره‌ها بستن، همان‌قدر خطاست که به‌کل بی‌اهمیت جلوه دادن و نفیِ آن‌ها.

🍂 سازمان و رهبر و هر آنچه لازم است، نمی‌تواند خروجیِ جامعه‌ای از انسان‌های اتمیزه‌شده‌ و درهم‌کوفته و شدیدا سرکوب‌شده باشد. ترانه‌ها اندک صداهایی هستند که برای لحظه‌ای از این اتم‌ها جمع می‌سازند؛ به هیچ‌وجه کافی نیستند، اما لازم‌اند.

🍂 از رهبر و سازمانی که قرار است عمدتا بر نفرت و نفی بنا شود، می‌ترسم.

🍂 غم‌انگیز است آنان که می‌پندارند تنها مبارزانِ واقعی‌اند و تلاش می‌کنند همه را خاموش کنند که شنیده شوند، خود زبانی کهنه دارند و ادبیاتی که رسوبِ پنجاه‌ساله گرفته، و هنوز این مهم را نیز در-نیافته‌اند که اگر نسبت به آنان اقبالی هست، به‌علت فقدانِ بدیل است؛ و این، خود غم‌انگیزتر.

✍🏻 #امیر_لطیفی

@didantosee

.


#اپوزیشنقد #ایران



🌾@Naqdagin
📘سقوط از اخلاقِ رویال به چاهِ فناتیسم
(۱/۲)
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان

🍂
ممکن است کسانی به دلایل مختلف از ترانه علیدوستی خوششان نیاید، ممکن است از نظر سیاسی با او زاویه داشته باشند، اینها اموری طبیعی در نگرش‌های عمومی‌اند، اما قطعاً کسانی که حتا نمی‌توانند ترانه علیدوستی را "تحمل" کنند و به در و دیوار می‌زنند تا او را کنار آتش‌افروزان سینما رکس و تروریست‌های مجاهدین خلق بنشانند، یقین بدانید، هیچ‌کس دیگری را نیز (جز آدم‌های محفلی حلقه‌ی خودشان) تحمل نخواهند کرد.

🍂 اینها گروهی هستند که خودشان را به پادشاهی‌خواهان منسوب می‌کنند، اما نه به منش و گفتار امروز شاهزاده‌ پایبندند و نه به اخلاق رویال شاه فقید. یک مشت وحشی فناتیک‌اند که با اوباشگری پشت مانیتورهای امن می‌خواهند قرینه‌ی آینه‌ای لمپن پرولتریای چپ باشند.

[نقدآگین: البته در عین ضرورتِ پرهیز از یکی کردنِ این جریان لمپن با کلیت پادشاهی‌خواهان و مشروطه‌خواهان با طیف‌های مختلف، و گرفتارِ دوقطبی‌های کودکانۀ رایج میان جریان‌های سیاسی شدن، و یا گرفتارِ این مقایسه‌ی احمقانه و رایج که اصلاح‌طلبان و بخشی از چپ‌ها در کنار سیم‌کارت‌سفیدهای مامور و معذور باب کرده‌اند، که "اگر اپوزیسیون فلان جریان و فرد است، جمهوری اسلامی بماند بهتر است!!

باید به این مهم نیز توجه داشت که بخشی از افراد مشهور این جریان، از جمله برخی از ادمین‌های علی کریمی، مورد حمایتِ مستقیم خانم یاسمین پهلوی قرار گرفته‌اند، حتی وقتی فحاشیِ علنی به خواهر و مادر مخالفان ج.ا و برخی از زندانیانِ سیاسی غیر هم‌حزبی، و یا زیرسوال بردنِ زندانیان سیاسی‌ای که علی‌رغم سابقۀ زندان و مبارزه، در خارج از زندان نیز به کنشگری‌شان ادامه می‌دهند، را رقم زده‌بودند؛ وقتی از علی کریمی به‌عنوان «گارد جاویدان و مرد هفته» یاد شد؛ به‌جای نقد او و ادمین‌های مشکوکش، و تشر زدن در کنترلِ رفتار سیاسی شاخصی که مایه‌ی اختلاف‌افکنی و آبروریزی برای کلیت اپوزیسیون، سوای پرنسیب‌های جریان پادشاهی‌خواه، نشود؛

یا هنگامی که حتی از سنگ زدن به نرگس محمدی توسط برخی پیج‌های پرفالوئر پادشاهی‌خواه حمایت می‌شد، و با مقایسه‌های سطحی و ابلهانه با نکبتِ ۵۷ و آتش‌زدن سینماها توسط بخش بنیادگرا و مذهبی، از خشونت و توحشِ رخ داده، قبح‌زدایی می‌شد که اصلا خشونتی رخ نداده(!)، هیچ نوع واکنش قاطعی در محکومیت چنین حرکتِ شنیع و ۵۷ی، و تشویق و حمایتِ بدتر از خودِ حرکت، توسط برخی پادشاهی‌خواهان پر فالوئر، از جانبِ شاهزاده و دفترش و مشاورانش رخ نداد، و این نیز بسیاری را شوکه کرد، که آیا قرار است نسبت به زندانی سیاسیِ سابقه‌دار و کنشگر مدنی و شخصیتی که شهرت جهانی دارد، و مهمانِ رسمیِ خانوادۀ مرحوم و مورد احترامِ خود مرحوم بوده، تا حدی که برای یار دیگرش، نسرین ستوده، قابی را در زندان ساخته، چنین با بی‌تفاوتی گذر کنند، و هر رذالتی از بظاهر حامیان بی‌مخ و احساساتی، و بعضا نیروهای نقاب‌دارِ جمهوری‌اسلامی را، نادیده بگیرند، پس، فردا روزی که ابعادِ قدرتشان بیشتر شود، و یک صدمِ قدرت خمینی و خامنه‌ای را کسب کنند، به انصار بی‌کله و مخ و آتش‌به‌اختیار چگونه واکنش نشان خواهند داد؟ آیا کشیدنِ افسار این‌ها و طرد و توبیخ‌شان در فرداها، دشوارتر نخواهد بود؟ و گرفتنِ جلوی سیل از همان نقاط ابتدایی کاری عقلانی‌تر و ممکن‌تر نیست؟

آیا نفرت ما از ولایت‌فقیه و حکومت دینی، فقط از ظاهر چماقی بود که بر سر ما و دگراندیشان سیاسی و عقیدتی و مخالفان و معترضان و منتقدان می‌زدند، یا میزانِ سرانۀ حقوق و خط فقر، تنها مساله‌مان با نهاد صغیرپرورِ ولایت‌فقیه و روحانیتِ شیعه بود؟ یا بحث در نفسِ آزاد-بودنِ فحاشی و چماق‌کشی و نابردباری و نارواداری با دیگری‌های جامعه، به‌عنوان شهروندانِ آزاد و صاحب حق برابر، بود؟

حتی اگر از منظرِ صرفا سیاسی نیز بنگریم، این عدم واکنش و بی‌توجهیِ حیرت‌آورِ شاهزاده و دفترش و عدم محکوم کردن شدیدِ چنین جسارت‌ها و توحش‌هایی، نوعی عدم ذکاوتِ اولیۀ سیاسی، و یک پاسِ گلِ غیرقابل تصور برای تقویتِ ضدتبلیغات جریان‌هایی که به نام پهلوی و بنیاد پادشاهی و مشروطه، هیستیری شدید دارند، بود؛ اعم از چپ‌ها، جمهوری اسلامی و مصدقی‌ها و...

کار یک رهبر و سیاست‌مدار، صرفا مذاکره با رهبران کشورهای غربی به‌سود منافع جمعی، یا ابراز ارادت و تشکر به دوستداران و عاشقان خود نیست، بلکه رصد و مدیریتِ تصویر خود و بهبود هر روزۀ آن، خصوصا در میان منتقدان و مخالفان و بی‌طرفان جامعه، نیز هست؛ خصوصا که آن رهبر، رهبر یک حزبِ خاص نباشد، و ادعای بس بزرگِ «پدریِ کلّ یک ملت»، با تمامی جریان‌های متنوع و گوناگون و متضادش را داشته‌باشد.


(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘سقوط از اخلاقِ رویال به چاهِ فناتیسم
(۲/۲)
✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان

این دقیقا همان ضعفِ عظمای رهبران نظام ولایی نیز بود؛ یعنی صرفا معطوف حامیان و ذوبانِ در اراده و منویات خود را پروردند و به امور روزمره و درگیری با کشورهای دیگر مشغول شدند، و به نقد ناقدان و مخالفان و نگاه بی‌طرف‌ها و خاکستری‌ها و اعتراض‌ها و فریادهای معترض‌ها، کمترین وقعی ننهادند و نکوشیدند هر روز، تصویر خود را در نظر آنها بهبود ببخشد و به جذب حداکثری همت گمارند؛

بلکه مدام در دفع حداکثری وارد شدند و ریزش پشتِ ریزش در میان خودی‌ها رخ داد، و مرتب خودی‌ای را ناخودی کردند و به او انگ زدند، و بعد از بهره‌برداری از او، ولو تا ریاست‌جمهوری و مقامات عالی نظام پیش رفته‌بود، او را خائن و ناخودی و شیطان اکبر و عضو فتنه و سر فتنه و غرب‌پرست و... معرفی کردند، و این‌چنین شد که از بازرگان و بنی‌صدر به ابلهانی که حتی توانِ خواندنِ متن فارسی از رو نیز ندارند (پزشکیان و رئیسی) رسیدند]


🍂 آدم‌هایی با زبان تماماً مردسالارانه که ظاهراً ژست مقابله با فرصت‌طلبان موذی در فمینیسم پروگرسیو را می‌گیرند (که پیشتر در موردشان نوشتم)، اما در حقیقت کسانی‌اند که حساسیت‌شان به طنین واژه‌ی "زن" در "انقلاب زنانه" فقط قابل مقایسه با حساسیت آن لات‌های کلاه‌شاپو‌به‌سر دوران پهلوی‌ست که ادعای چاکری می‌کردند اما در نهان در مقابل اقدامات پیشرو حکومت وقت در حوزه‌ی زنان، به حرص، لب می‌گزیدند.

🍂 همان‌ها که هنوز هم در جمع‌های خصوصی‌شان، اقدامات شهبانو فرح را افراطی و موجب خسارت به شاهنشاهی مطلوبشان می‌دانند. طبیعتاً حساب اینها، به همین اعتبار، از حساب بسیاری از پادشاهی‌خواهان سلیم‌النفسی که به درستی دوران پهلوی را پربارترین دوره‌ی تاریخی ایران می‌دانند، جداست.

🍂 اینها مازاد سرطانی یک جنبش‌ مردمی‌اند که مانند گونه‌های مشابهشان در اپوزیسیون چپ، با اوباشگری و پراکندن تخم بدبینی، مانع اتحاد مردم می‌شوند، و حاکمیت امروز چه هدیه‌ای بهتر از این می‌خواهد؟

✍🏻 #میلاد_روشنی_پایان

.


#اپوزیشنقد #ایران #زنان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸شاهزاده رضا پهلوی در روزهایی نه‌چندان دور، در پارلمان‌های اروپایی از لفظ توصیفیِ «اولین انقلاب زنان(ه)» برای جنبش #زن_زندگی_آزادی استفاده کرد، و این وصف را در خفا و برای فریبِ سیاست‌مدارانِ عمیقا مطلع غربی نیز بکار نبرد؛ چرا که آن توصیف را با مخاطبِ ایرانی و فارسی‌زبان نیز به‌شکل علنی طرح کرد.

🔸«سیم‌کارت‌سفید»های عاشقِ نابود کردنِ جلوه‌های اتحاد، اتفاق و امیدِ مردم، مزد‌بگیران برای ترورِ معنوی «افراد/گروه‌های مخالف و مبارز با ج.ا» و متخصصان در دوبه‌هم‌زنی با افراط‌گرایی، و البته برخی از افراد که بظاهر طرفدار شاهزاده‌اند، اما در بسیاری ساحت‌ها، با «منش، فهم و ادبیات» او فاصله‌ای کهکشانی دارند، ۳سال بعد، وقتی ترانه علیدوستی و دیگران، جنبش #زن_زندگی_آزادی را انقلابی فمنیستی نامیدند و آن‌ را از این منظر تحلیل کردند، با رگ ‌گردن‌های بادکرده و با برچسب‌های چپول، فمنیست و... به آنها حمله کردند؛ تو گویی هر فرد و تفسیر متفاوتی، یک دشمن و توطئۀ برنامه‌ریزی‌شده توسط اتاق‌‌ِفکرهای حکومتی‌ است که حتی از انتخاب رئیس‌جمهوری که مایۀ رسوایی داخلی و بین‌المللی نباشد هم ناتوان است!

.


#اپوزیشنقد #ایران #زنان



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘دجال در کریسمس؛ رأفت برای دوربین، زندان برای نوکیش
— حکومت ولایی: عاشقِ «جسد - سرباز»سازی از اکثریت و اقلیت‌ها
(۱/۲)
✍🏻 #مازیار_اصپهانی

🍂 هر سال در آستانه سال نو میلادی، ماشینِ عظیم پروپاگاندای «داعشِ شیعی» به کار می‌افتد تا قاب‌هایی احساسی و سینمایی از دیدار «خلیفه» با خانواده‌های شهدای مسیحی را به خورد مخاطب دهد. لبخندهای مصنوعی، سخنان شعاری و کلیشه‌ای و نمایشِ تهوع‌آورِ «رأفتِ اسلامی»؛ اما این ویترینِ رنگارنگ و فریبنده، تنها تلاشی مذبوحانه برای سفیدشوییِ حقیقتِ تاریک و چرکینِ «آپارتایدِ ایدئولوژیک-مذهبی» در ایران است. وضعیتی که یادآورِ همان فریادِ تاریخی عیسی مسیح بر سرِ دین‌فروشانِ زمانه‌اش است:
«وای بر شما ای دین‌مدارانِ ریاکار! که مانند گورهای سفیدشده‌ای هستید که از بیرون زیبا به نظر می‌رسند، اما درون‌شان پر از استخوان‌های مردگان و هرگونه آلودگی است» (انجیل متی ۲۳:۲۷).


🍂 آپارتایدی که جمهوری اسلامی بنا کرده، در تاریخ معاصر بی‌همتاست؛ حتی پیچیده‌تر و بی‌رحمانه‌تر از آپارتاید آفریقای جنوبی یا اسرائیل. چرا؟ چون در آنجا مرزبندی بر اساس نژاد یا قومیت بوده‌، اما اینجا معیارِ «آدم بودن»، سرسپردگی مطلق به یک فرد (ولی‌فقیه) و ذوب شدن در یک قرائتِ فاشیستی از مذهب است. در این خلافت، اقلیتی ناچیز از «شیعیانِ ذوب‌شده در ولایت» بر اکثریتی حکومت می‌کنند که جرمشان تنها داشتنِ عقیده‌ای متفاوت است.

🔻این نمایش‌های مزورانه، پوششی است بر این اصلِ نانوشته‌ی نظام:
«غیر از شیعیانِ ولایی، تنها زمانی محترم‌اند که یا در تابوت خوابیده باشند (شهید)، یا در سیرک‌های حکومتی نقش سیاه‌لشکر را بازی کنند».


🔻بیایید نقاب از چهره‌ی این دجال برداریم و با استناد به مبانیِ کلامی خودشان، پشت‌صحنه را ببینیم:

۱. مسیحیان؛ ویترینِ ارمنی، شکنجه‌گاهِ نوکیش

🍂 درحالی‌که خلیفه با دوربین‌هایش به خانه شهید ارمنی می‌رود، نظام سرکوبگر و قرون‌وسطایی او، نوکیشان مسیحی را به جرم تغییر عقیده و تبلیغ عقیده‌ی خود، به‌شکل جنون‌آمیزی آزار می‌دهند. طبق گزارش‌های مستند (مانند سازمان «ماده ۱۸»)، اتهام این افراد تنها داشتنِ انجیل یا برگزاری کلیسای خانگی است که با برچسبِ مضحک و همه‌جاییِ «اقدام علیه امنیت ملی» به حبس‌های طولانی محکوم می‌شوند. نظامی که تغییر دین از اسلام را «ارتداد» و حکمش را «مرگ» می‌داند و حتی کلیساهای فارسی‌زبان را پلمب کرده، چگونه دم از احترام به مسیح و مسیحیان می‌زند؟ اوجِ تحقیر حتی در همان دیدار نمایشی نهفته است: مادرِ پیر و لبِ گور و داغدارِ مسیحی، در حریم خصوصی خانه‌ خودش، مجبور است «حجاب اجباری» بر سر کند و به نفاقِ حاکم تن دهد تا شایستگی آن را پیدا کند که چند دقیقه در کادرِ دوربینِ خلیفه بنشیند!

🔻حاکمیت در حالی ادعای احترام به مسیحیت را دارد که در لایه‌های عمیق الهیاتی، باور این خانواده‌های ارمنی را «کفر محض» می‌داند.

* مستند کفر مسیحیان: طبق نص صریح سوره مائده آیه ۷۳: «لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ»
قطعا کسانی که گفتند خدا سومینِ آن سه‌تاست [تثلیث]، کافر شدند.


* مستند محرومیت از نجات: طبق سوره بینه آیه ۶: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ... فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ أُولَٰئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّةِ».
همانا کافران از اهل کتاب در آتش دوزخ جاویدانند و آنان بدترینِ مخلوقات‌اند.


🍂 این یعنی طبق ایدئولوژی خلیفه، آن شهید ارمنی که عکسش را برای تبلیغات می‌خواهند، در حقیقت «شرّ البریّه» و مستحق «عذاب خُلد» است. قرآن صراحتاً می‌گوید الله هر گناهی (از دزدی و تجاوز و قتل و غارت و اختلاس) را ممکن است ببخشد، اما «شرک» را هرگز نمی‌بخشد (سوره نساء آیه ۴۸) و مشرکان نجس‌اند. پس در منطقِ این دجال، مسیحیِ مرده فقط یک ابزارِ سفیدشویی است، وگرنه از نظر فقهی، جای او قعر جهنم است و تمام آن ابراز احساسات، نفاقی‌ست برای فریب افکار عمومی جهان.

۲. بهاییان؛ نجس برای دانشگاه، مقدس برای میدانِ مین!

🍂 وقاحتِ سیستم در برخورد با بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان (بهاییان) به اوج می‌رسد. طبق اسناد (مصوبه‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی)، حکومت کمر به «مسدود کردن راه ترقی» آنان بسته است. جوان بهایی به حکمِ فتوای علی خامنه‌ای و دیگر مراجع شیعه «نجس» است و حق ورود به دانشگاه را ندارد؛ اموالش در «روشنکوه» و مازندران غارت می‌شود و قبرستان‌هایشان تخریب می‌گردد. غارتی که نه خودسرانه، بلکه با استناد به احکامِ شرعیِ "ستاد اجرایی فرمان امام" صورت می‌گیرد؛ نهادی که با یک امضا، حاصلِ یک عمر تلاشِ شهروندان بهایی را مصادره می‌کند تا هزینه‌ی سرکوب دیگر شهروندان را تأمین کند. در این سیستم، اقلیت‌ها نه تنها شهروند نیستند، بلکه "غنیمتِ جنگی" محسوب می‌شوند.

(ادامه دارد)


🌾@Naqdagin
📘دجال در کریسمس؛ رأفت برای دوربین، زندان برای نوکیش
— حکومت ولایی: عاشقِ «جسد - سرباز»سازی از اکثریت و اقلیت‌ها
(۲/۲)
✍🏻 #مازیار_اصپهانی

🔺اما پارادوکسِ مهوع اینجاست: این شهروندِ «نجس» که حقِ درس خواندن و نان خوردن ندارد، وقتی نوبت به «سربازی» و گوشتِ دمِ توپ شدن می‌رسد، ناگهان تبدیل به شهروندِ دارای وظیفه می‌شود! نظام به جسدِ او نیاز دارد، اما از زنده‌ی او وحشت دارد.

۳. اهل سنت؛ «جمعه‌های خونین» زیر سایه‌ی تبعیض

🍂 تبعیض تنها دامن غیرمسلمانان را نگرفته؛ میلیون‌ها ایرانیِ کُرد، بلوچ و ترکمنِ اهل سنت نیز با وجود اشتراک در دین و قبله، از دایره‌ی قدرت حذف شده‌اند.

▪️حذف سیستماتیک: در ۴۷ سال گذشته، حتی یک وزیر یا استاندار (حتی در استان‌های سنی‌نشین) از میان نخبگان اهل سنت انتخاب نشده است.

▪️تحقیر مذهبی: ساخت مسجد برای آنان در پایتخت (ام‌القرای جهان اسلام!) امنیتی‌ترین پرونده است.

▪️پاسخ گلوله: کافیست به «جمعه خونین زاهدان» نگاه کنید؛ جایی که پاسخِ مردمی که سجاده پهن کرده بودند، رگبارِ دوشکا و تک‌تیرانداز بود. در منطقِ ولایی، سُنیِ خوب، سُنیِ ساکت یا سُنیِ کشته‌شده در راهِ اهدافِ شیعه‌ی دوازده‌امامی است.

۴. جهانِ آزاد کجا، خلافتِ شیعی کجا؟

🔻عمقِ این فاجعه زمانی عریان می‌شود که وضعیتِ اقلیت‌ها در ایران را با همان غربِ به اصطلاح «کافر» مقایسه کنیم:

🗽لندن: صادق خان (مسلمان پاکستانی‌تبار) شهردار پایتخت انگلستان می‌شود.

🗽بریتانیا: ریشی سوناک (هندو مذهب) به نخست‌وزیری می‌رسد.

🗽آمریکا: باراک اوباما و کامالا هریس (از اقلیت‌های نژادی) به کاخ سفید می‌رسند.

🔺طنز تلخ ماجرا اینجاست که مبلغان و لابی‌گرانِ همین نظام (امثالِ نایاک و وابستگانِ حکومتی) در غرب، با استفاده از همین قوانینِ سکولار و آزادی بیان، برای جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کنند و در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا کرسی می‌گیرند! یعنی آنها از "نعمتِ دموکراسی" در غرب تغذیه می‌کنند تا "نکبتِ استبداد دینی" را در ایران سرپا نگه دارند.

🔺در بلاد کفر و شرک، «شایستگی و آزادی» اصلِ اساسی است، اما در قانون اساسیِ آپارتایدِ ولایی (اصل ۱۱۵)، رئیس‌جمهور حتماً و لزوماً باید «شیعه دوازده‌امامی» باشد. در این ساختارِ پوسیده، حتی عضویتِ «سپنتا نیکنام» زرتشتی در شورای شهر یزد هم تحمل نمی‌شود و با حکمِ فقهی - اسلامی تعلیق می‌گردد!

تحلیل نهایی: قبرستانی به وسعتِ ایران


🍂 باید فراتر رفت و اعتراف کرد که این آپارتاید، تنها گریبان‌گیر مسیحیان، بهاییان و اهل‌سنت نیست. ما با یک «نسل‌کشیِ هویتی» روبرو هستیم. در حکومتی که معیارِ «انسان بودن» و برخورداری از حقوق اولیه، نه تخصص است، نه شرافت و نه ایرانی بودن، بلکه «التزام عملی به ولایت مطلقه فقیه» است، اکثریتِ قاطعِ ملت ایران «مُرده» فرض شده‌اند.

🔻وقتی سدِ بتنیِ «گزینش» بر پایه تفتیش عقاید بنا شده، عملاً میلیون‌ها ایرانیِ متخصص، ملی‌گرا، سکولار، آتئیست و حتی دین‌دارانی که قرائتِ داعشیِ حکومت را قبول ندارند، از حق حیات اجتماعی ساقط می‌شوند. جامعه ایران عملاً به دو طبقه تقسیم شده است:

▪️اقلیتِ حاکم (اربابان)
: کاسبانِ تحریم و مذهب که با رانتِ «وفاداری و ریاکاری»، تمام مناصبِ قدرت و ثروت را غارت کرده‌اند؛ در «سیم‌کارت‌ِسفیدگیت» بخشی از این توحشِ رانت و همدستی در سرکوبِ اکثریت، بیرون زد.

▪️اکثریتِ محکوم (رعایا): توده‌ی مردمی که در وطنِ اجدادی خود «غریبه» و «مستأجر» محسوب می‌شوند. آن‌ها حق انتخاب شدن ندارند و تنها زمانی توسط سیستم «دیده» می‌شوند که قرار باشد هزینه‌ی بقای اقلیتِ حاکم را با مالیات، سربازی، بردگیِ کاری یا خونِ خود بپردازند.

🔺جمهوری اسلامی، ایران را به قبرستانی از استعدادهای زنده‌به‌گور شده تبدیل کرده است؛ جایی که شرطِ بقا، «کشتنِ خودِ واقعی» و زدنِ «ماسکِ نفاق» است. در این لجن‌زار، فرقی نمی‌کند ارمنی باشی یا شیعه؛ اگر «بنده‌ی قدرت» نباشی و بر دستِ خلیفه بوسه نزنی، سهمت یا گلوله است، یا انزوا، یا انتخابِ تبعید و غربتِ دائمی.

📕دیۀ ایرانیانِ غیرمسلمان «صفر» است!
📕جمهوری اسلامی؛ آپارتاید قانونی در برابر تبعیض عملی در اسرائیل
📕چرا به ج.ا «رژیمِ آپارتاید» نمی‌گویید؟
📕نتانیاهو در دوراهی قدرت و قانون
— درسی از اهالی خیبر برای مدعیانِ حیدر

.


#حکومت_اسلامی #آخوندیسم



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 جنگ قدرت یا تقوا؟ فتوحات صدر اسلام چه بود؟ آیا واقعاً شواهدی از اسلام اولیه وجود دارد؟ (+) 🔸این برنامه گفتگو محور دکتر #فریبرز_داودی، با حضور دکتر #محسن_بنایی، ادامه سلسله بحث‌ها در مورد رویکرد بازنگرانه و دانشگاهی به تاریخ صدر اسلام است. پاسخ به منتقدان…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 «جهانی‌شدن» در نظرِ اوباشِ پوچ‌گرا
— سیاست عرصۀ رجزخوان‌ها، مداحان و وراج‌های خرافاتی (آخوندها) نیست

🔸بعد، امثال بیژن عبدالکریمی هم می‌پرسند، چرا آمریکا به ما (پس از پایانِ ضرب‌الاجل ۶۰ روزه و تهدید پیشینی در نامۀ ترامپ) حمله کرد؟ کدام حکومت دنیا غیر از ولایت‌فقیه، حتی حکومت طالبان‌های غارنشین یا جولانیِ داعشی یا بشار اسد، وقتی در تامینِ معیشتِ اکثریتِ ملتِ خود در-مانده، برای قدرت‌های منطقه و دنیا، و حتی همسایگانِ هم‌دینِ خود، شاخ و شانه‌های آخرالزمانی می‌کشد؟ و روزانه دربارۀ نابود کردنِ آن‌ها سخنرانی و شعر و رجز و شعار تولید می‌کند؟! و همزمان که متحدش، مثل ولادیمیر پوتین، آن کشور را گرفتار ایدئولوژی جنون‌آمیز، و دروغگو و غیرقابل اعتماد می‌داند، از فتوایِ رهبرش برای استفادۀ صلح‌آمیز هسته‌ای، به‌عنوان «حجت و دلیل» یاد می‌کند، و از شرم در خودفریبی و گاو فرضِ کردن دنیا آب نمی‌شود؟

📕«مسیح» در تهران، «دیوانه» در واشنگتن
— پوتین، ماکیاولی و پارادوکسِ «دیوانه‌های به‌دردخور»
📚خلاصهٔ فشردهٔ سه سند محرمانه از گفت و گوی پوتین و بوش دربارهٔ ایران

.


#سم_هفته #حکومت_اسلامی



🌾@Naqdagin
نقدآگین pinned «🎧 «آزمونِ [یهودیِ] نبوتِ محمد» در ترازوی نواندیشان دینی — نواندیشی دینی چگونه با شکستِ اخلاقی - علمی محمد مواجه می‌شود؟ 🔸در اپیزود هشتاد و ششم از پادکستِ #نقدآگین‌گپ، به واکاویِ عمیقِ بخشی از گفتگویِ یک منتقدِ دین با یکی از نواندیشان دینی پیرامون پادکستِ…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📘گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابِ فمینیستی - ایران‌گرایانه بود؟
(۱/۲)
✍🏻 #سعید_جیم

🔻کانال زنان فیروزه‌ای

خیزش ملی یا «انقلاب زنانه»؛ مسئله این است

از نخستین روزهای پس از جان‌باختن جاویدنام مهسا امینی و آغاز خیزش ملی ایران در سال ۲۵۸۱، وابستگان آشکار و پنهان جمهوری اسلامی کوشیدند این جنبش سراسری و نظام‌برانداز را به مطالبات جنسیتی — به‌ویژه شعار «نه به پوشش اجباری» — تقلیل دهند. این فروکاستنِ آگاهانه، با نادیده گرفتن نیمی از جامعه (مردان) که خود از اصلی‌ترین قربانیان نظام هستند، زمینه‌ی دلسردی را فراهم آورد و در نهایت، هم‌سو با سرکوب گسترده، به فروکش کردن شعله‌ی اعتراضات انجامید.

بخشی از سخنرانی دکتر دانیال جعفری، پرزیدنت سازمان لیبرتی
در همایش «نقش زنان در انقلاب ملی ایران»


1️⃣ احتمالا شما نیز از این دست دوگانه‌سازی‌های کاذب را دیده‌اید که برخی از افراد، «ملی‌گرایی» و «انقلاب و براندازی» را در تضاد با «مطالبه‌گریِ حقوق زنان» جلوه می‌دهند. نیت‌شان نیز این است که بگویند مبارزانِ حقوق نیمی از جامعه، آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین اصلاح‌طلبان بازی می‌کنند و مانع از پیشبرد انقلابِ مدعیانِ «نفوذ حداکثری» می‌شوند، و نیروی اجتماعی را به امری حاشیه‌ای/غیراصلی انحراف می‌دهند.

🔺این نقد شاید در مواجهه با برخی جریان‌های تجزیه‌طلب قابل فهم و تصدیق باشد؛ چرا که شاهدیم مروجانِ گفتمانِ ضدبراندازی، اغلب از میانِ همین محافل برمی‌خیزند. چهره‌هایی چون صادق زیباکلام، مسعود پزشکیان و جواد میری (سوای سیم‌کارت سفیدها) نمونه‌هایی هستند که در نقد وضع موجود سخن می‌گویند، اما به هنگام لزومِ تغییر سیاسی، پشتِ امثالِ «حاج قاسم» یا مفاهیمی چون «فقدان جایگزین» پناه می‌گیرند. این افراد در دمیدن بر شیپورِ تضادهای قومیتی متحدند و هم‌صدا مدعی‌اند که ایران بدون ج.ا، تجزیه خواهد شد.

🔺اما در حوزۀ آزادی زنان، نمی‌توان چنین برچسب‌هایی را به فعالان چسباند. هرگز دیده نشده که یک فعال جدی حقوق زنان که برای باور خود هزینه داده، بگوید: «اگر جمهوری اسلامی برود، حقوق زنان ویران می‌شود؛ یا نظام خانواده نابود می‌شود؛ یا فحشا و فساد ایران را برمی‌دارد؛ یا جوانان ازدواج نخواهند کرد». برعکس، هرچه زنان آزادتر و برابرتر شوند، پی‌های نظام پدرسالار دینی سست‌تر می‌شود. مفهوم «ولایت بر صغار» که بن‌مایۀ ولایت‌فقیه است، با استقلال زن پوچ می‌گردد و معنای حکومت دینی در ذهن تودۀ مذهبی فرو می‌پاشد.

🔺بیهوده نیست که نظام ولایی، هزینه‌های گزافی را در مجلس و رسانه صرف طرح‌های «عفاف و حجاب» می‌کند. وقتی بدن زن، آزاد شود و رن به «سوژه‌ای مستقل و خودبنیاد» تبدیل شود، کل ساختار خانواده و جامعه دگرگون شده و انسان‌هایی حق‌مدارتر پرورش می‌یابند. ریشۀ دستگاه سرکوب نظام، در ستم بر زن نهفته است.

🔺بی‌تردید یک وجه بارز جنبش مهسا، علاوه بر تجلی «روح یگانۀ ملی‌‌ ایرانیان» در نقاط مختلفِ این سرزمین، ماهیتِ عمیقا «فمینیستی» آن بود که بسیاری از چهره‌های مطرح سیاست و اندیشه دنیا را نیز به تحسین و اعجاب و تعظیم واداشت؛ به این معنا که حقوق زنان به وجدان جمعی ایرانیان (اعم از زن و مرد) بدل شد. مردم دریافتند که باید یک رکن مهم سرکوب نظام نرینه‌سالار اسلامی را در هم بشکنند. حضور جسورانۀ دختران در این جنبش با هیچ دوره‌ای قابل قیاس نبود و مردان نیز با همین شورِ عدالت‌خواهی همراه شدند.

🔺بعلاوه موضوع اولیه‌ و محوری جنبش، اساسا همین «پوشش اختیاری و حق‌ زن بر بدن خود» بود، که از قتلِ مهسا امینی شروع شد. کافی بود در همان روزهای نخست گشت‌های ارشاد بطور کامل برچیده شود، و با قاتلان با اشد مجازات برخورد شود، تا جنبش موقتا فروکش کند، اما با انکار و سرکوبِ وحشیانه‌تر، عملا شعلۀ این جنبش فراتر و ملی‌تر شد؛ اما حاکمیت بدرستی فهمیده‌بود که عقب‌نشینی در حوزۀ پوشش، عملا مقدمۀ شتاب‌یافتنِ پایان ولایت‌فقیه است.

2️⃣ در این ویدیو و کپشنش و موارد مشابه، باید به نقش تخریبیِ افرادِ فرقه‌اندیش، کین‌خو و ترسویی نگریست که در رسانه‌های بزرگ نفوذ دارند. این افراد که احتمال نفوذ نظام در میانشان کم نیست، عملا با اعتبار شاهزاده رضا پهلوی قمار می‌کنند و چون افرادی جاهل، برخلاف مواضع صریح شاهزاده موضع می‌گیرند؛ حتی بنظر می‌رسد بانو یاسمین نیز تحت تأثیر این حلقه‌های رادیکال، دگم و فرقه‌اندیش قرار گرفته است؛ حلقه‌هایی که با منش و گفتار و نگاه لیبرالِ خودِ شاهزاده فاصله‌ای نجومی دارند. می‌توان گفت شاهزاده در میان جمعیتی گرفتار شده که با شخصیتِ پیشروی او همخوانیِ چندانی ندارند.

🔻اینجاست که سخنرانی مشهور ایشان معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند (به طرفداران شاهزاده اعم از جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، خصوصا کاتولیک‌تر از پاپ‌ها، و ایضا مخالفان منصف‌شان پیشنهاد می‌کنم این سخنان را گهگاه گوش دهند):

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
Forwarded from BBCPersian
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻«مبنای موروثی بودن پادشاهی را قبول ندارم... ۴۰ سال از عمرم را تلاش نکردم که به یک چیز ناقص برگردم» و «اگر بین پادشاهی موروثی و سیستم جمهوری حق انتخاب داشته باشم، جمهوری را انتخاب می‌کنم.» اینها بخشی از سخنان تازه شاهزاده رضا پهلوی است که بسیاری از هوادارانش را با سوالهای اساسی مواجه کرده. آقای پهلوی در سخنرانی در جمع محدودی از طرفدارانش می‌گوید می‌خواهد آزاد باشد و معتقد است رهبری آینده ایران باید بر اساس شایستگی تعیین شود و نه هیچ چیز دیگر. به نظر می‌رسد شاهزاده رضا پهلوی این سخنان را در روز هشتم مارس، روز جهانی زن، هشت روز پیش زده باشد. آیا او سودای پادشاهی را برای همیشه از سر بیرون کرده؟ یا این صحبت‌ها تنها برای متحد کردن مخالفان جمهوری اسلامی گفته می‌شود؟

گفت‌وگو با شهریار آهی، فعال سیاسی نزدیک به رضا پهلوی
(بخش اول)

@BBCPersian
📘گذار از ستم جنسیتی به رهایی ملی
— چرا جنبش مهسا، انقلابی فمینیستی و ایران‌گرایانه بود؟
(۲/۲)
🔻شاهزاده:
در مقابل آنچه باور دارید میراث‌دارش هستم، خودم شورش‌گرم! [پوزخند] من بطور قاطع، جمهوری را بر پادشاهی موروثی ترجیح می‌دهم... نه آقابالاسر می‌خواهم و نه می‌خواهم آقابالاسر کسی باشم


🔺اگر تنها چند فرد متفاوت در اطراف ایشان بودند، یا اگر برادر بزرگشان زنده می‌ماند و ایشان مجبور به ایفای نقش تاریخی وارث تاج و تخت نبود، میزان لیبرال‌منشی و نگاه پیشروشان بسیار بیش از اینها بروز و ظهور می‌یافت. اما جبر محیطی و میراث تحمیلی، باعث شده که تندروی‌های طرفدران/اطرافیان به‌پای ایشان نوشته شود و افکار و منش لیبرال‌شان در حاشیه بماند و در فضای بشدت دوقطبی جامعه، کمتر دیده‌ و تشویق شود.

3️⃣ دربارۀ فمینیستی نامیدن انقلاب هم این جناب، کمتر فهمی از معنای این امر که از متفکران تا سیاستمداران غربی آن را به این معنا فهم کردند، نیافته‌است. فمنیستی بودن یک انقلاب، به‌معنای این نیست که افرادی که در آن بیشترین هزینه را می‌دهند، اکثرا زنان‌اند! بلکه همان معنایی‌ست که شاهزاده رضا پهلوی نیز بدرستی و دقت از آن یاد کرده تحت عنوان «اولین انقلاب فمنیستی جهان در تاریخ معاصر». یعنی جنبشی عمومی و ملی که مطالبۀ حقوق زنان محورِ بنیادین آن بوده‌است.

🔻در ادامه متنی مرتبط از نازیلا معروفیان را نقل می‌کنم:
بخش قابل‌توجهی از واکنشهای منفی به مستند ترانه، نه از محتوایش، بلکه از نام‌گذاری جنبشی که به تصویر می‌کشد نشأت می‌گیرد؛ بویژه از بکار بردن تعبیر «انقلاب فمینیستی». مشکلی که بسیاری با این واژه دارند، بیش از آن‌که ریشه در واقعیت این جنبش داشته باشد، حاصلِ بدفهمیِ مزمن از خودِ مفهوم فمینیسم است.

برای عده‌ی زیادی، فمینیسم هنوز به‌اشتباه مترادف است با حذف مردان، برتری‌طلبی جنسیتی، یا پروژه‌ای ایدئولوژیک و وارداتی. در حالی که فمینیسم، در ساده‌ترین و دقیق‌ترین تعریفش، مبارزه با سلطه و تبعیض جنسیتی است؛ مبارزه‌ای نه علیه مردان، بلکه علیه ساختارهایی که نابرابری را بازتولید می‌کنند—حتی وقتی این نابرابری عادی، خانگی و «طبیعی» جلوه داده می‌شود.

این جنبش از آن‌جا فمینیستی است که بدن زن، به شکلی سیستماتیک، به میدان اصلی کنترل سیاسی تبدیل شده بود؛ از پوشش و حضور اجتماعی گرفته تا حق انتخاب، صدا و زیست روزمره. زن، نه به‌صورت حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان اولین و مستقیم‌ترین قربانی این نظم حاکم، هدف قرار گرفت. وقتی ستم، آشکارا جنسیت‌محور است، پاسخ به آن هم ناگزیر باید این ستم را در مرکز خود قرار دهد. نامیدن این جنبش به انقلاب فمینیستی، نه اغراق است و نه انحراف از «مطالبات عمومی»؛ توصیف واقعیتی است که انکارش، فقط به بازتولید همان ستم در شکلی تازه منجر می‌شود.

ترس از برچسب «فمینیستی»، اغلب ترس از بی‌عدالتی نیست؛ ترس از دست دادن امتیاز است. خیلی‌ها حاضرند با دیکتاتوری سیاسی بجنگند، اما با دیکتاتوری پدرسالارانه، در ذهن، زبان و خانه‌ی خودشان؛ نه. این همان جایی است که تناقض آغاز می‌شود: جایی که آزادی را می‌خواهیم، اما نه تا آن‌جا که نظم نابرابرِ آشنا به چالش کشیده شود.

در حالی که تجربه‌ی تاریخ بارها نشان داده است: بدون فروپاشی مناسبات مردسالارانه، هیچ دموکراسی پایداری شکل نمی‌گیرد. دیکتاتوری سیاسی اگر بر ویرانه‌های نابرابری جنسیتی بنا شود، دیر یا زود بازمی‌گردد؛ شاید با لباسی مدرن‌تر، شاید با زبانی نرم‌تر، اما با همان منطق سلطه.

این انقلاب، اگر فمینیستی نباشد، ناقص است. و اگر ناقص باشد، خطرناک است. چون انقلابی که ریشه‌های نابرابری‌های جنسیتی و قدرت‌محور را دست‌نخورده رها کند، صرفاً قدرت را چابه‌جا می‌کند, نه مناسبات را. فمینیستی خواندن این انقلاب یعنی پذیرش این حقیقت بنیادین که آزادی, یا برای همه است-از جمله زنان-یا اساسا آزادی نیست.


اما چرا این جنبش همزمان انقلابی «ملی» بود؟

🍂 این جنبش نماد تجلی «روح یگانۀ ملی ایرانیان» در جای‌جای ایران‌زمین بود که فراتر از تفاوت‌های منطقه‌ای عمل کرد و شعارهای هر استان بر محور حمایت از مردمِ دیگر استان‌های ایران داده می‌شد. برخلاف تلاش‌های حاکمیت برای ایجاد تضادهای قومیتی و ادعای تجزیه‌طلبی، این خیزش نشان داد که مطالبات آزادی‌خواهانه، پیوندی ملی میان اقشار مختلف ایجاد کرده‌است. اگرچه مطالبات زنان پیشران و محور بود، اما نیمی از جامعه (مردان) نیز که خود از قربانیان نظام بودند، با شور عدالت‌خواهی به این جریان پیوستند و آن را به یک خیزش سراسری و براندازانه تبدیل کردند. با سرکوب اولیه، شعله‌های جنبش از یک مطالبه صنفی یا جنسیتی فراتر رفت و به یک خواستۀ کلان ملی برای تغییر کلان تبدیل شد.

🔻سعید جیم
📕سجده‌های انتخابی، بت‌های همیشگی
— بحران تقدس و نقدناپذیری در سیاست ایران
📕از مشروطه تا سلطنتِ جن‌زدگانِ عاقدِ اجنه

.


#اپوزیشنقد #زنان



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📋 نظرسنجی: بررسی #تجربه_زیسته در مواجهه با بحران ایمان مقدمه: این پرسشنامه با هدف درک عمیق‌تر چالش‌های فکری و معنوی طراحی شده است. پاسخ‌های شما کاملاً محرمانه بوده و هدف، شناخت مراحل مختلفی است که افراد در مسیر بازنگری در باورهایشان طی می‌کنند.»
نقدآگین pinned «📺 از ذهنیت مذهبی تا بی‌ذهنی و گشودگی به هستی — بت‌شکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟ (۱/۳) 🎙#اشو شوک‌درمانی معنوی در نگاه نخست، وقتی شنونده‌ای ناآشنا با ادبیات اشو مواجه می‌شود که او تمام پیامبران، آواتارها و مقدسین تاریخ را با عبارت رکیک…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM