🪓 معمارانِ خون🩸از خیابان تا سردخانه
— گزارشی از اتاق فرمان کشتار و جنایتِ مهندسیشدهٔ حکومت اسلامی - شیعی در دیِ خونین
🔸اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران تنها یک موج خیابانی نبود؛ این آزمونی بود که نشان داد حکومت اسلامی چگونه برای حفظ قدرت خود آماده سرکوب سازمانی و برنامهریزیشده است. در مرکز این تصمیمات، جمعی از مقامات عالیرتبه قرار داشتند که میتوان آنها را «معماران خون در اتاق فرمان کشتار» خواند.
🌾 @Naqdagin
— گزارشی از اتاق فرمان کشتار و جنایتِ مهندسیشدهٔ حکومت اسلامی - شیعی در دیِ خونین
🔸اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در ایران تنها یک موج خیابانی نبود؛ این آزمونی بود که نشان داد حکومت اسلامی چگونه برای حفظ قدرت خود آماده سرکوب سازمانی و برنامهریزیشده است. در مرکز این تصمیمات، جمعی از مقامات عالیرتبه قرار داشتند که میتوان آنها را «معماران خون در اتاق فرمان کشتار» خواند.
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
🌾 @Naqdagin
📘آخرین سخن با سفساف سفیه، بیژن بیرگ!
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 بیژن عبدالکریمی نه فقط از محکومکردن کشتار مردم بیدفاع ایران سر باز زده، بلکه با واژگانی سرد و محاسبهگرانه منطق سرکوب را تئوریزه کرده است. مسئله صرفاً یک خطای تحلیلی یا لغزش زبانی نیست؛ با یک ساختار فکری مواجهایم که خشونت عریان را از طریق زبان فلسفه تطهیر میکند. اینجا فلسفه نه ابزار نقد قدرت، بلکه ماشین شستوشوی جنایت است.
🍂 وقتی گفته میشود «رژیم فقط تروریستها را کشته»، زبان از توصیف واقعیت کنار میرود و به ابزار جعل بدل میشود.سخنان او ، نه گزارش واقعیت که تولید یک روایت امنیتی است؛ روایتی که قربانی را محو و گلوله را عقلانی میکند. در این منطق، بدنهای افتاده در خیابان، کودکان کشتهشده، مادران داغدار، همگی در یک واژه بلعیده میشوند: «تروریست». این همان لحظهای است که فلسفه میمیرد،انسانیت دود می شود و شرافت و کرامت آدمیزاد لجن مال می شود و ایدئولوژی جای آن را میگیرد.
🍂 عبدالکریمی خود را فیلسوف مینامد، اما فلسفه از سقراط تا امروز، با یک اصل تعریف شده است: ایستادن در برابر قدرتِ بیپاسخگو و سفسطه بازی. فلسفه اگر به کار توجیه خشونت دولتی بیاید، دیگر فلسفه نیست؛ خطابهی درباری است با واژگان سنگین. آنچه اینجا میبینیم، نه تفکر انتقادی، بلکه «فلسفهبافی» است: تولید مفاهیم مبهم برای فرار از مسئولیت اخلاقی. این نوع گفتار، نه پیچیده که بزدلانه است.
🍂 در این گفتمان، مردم واقعی حذف میشوند و «انتزاع» جای آنان را میگیرد. عبدالکریمی ــ در این روایت ــ از «امنیت»، «نظم»، «دولت» و «بقا» سخن میگوید، بیآنکه حتی یکبار از انسانِ مشخص حرف بزند. این حذف آگاهانه است. چون اگر انسان دیده شود، گلوله توجیهپذیر نیست. پس باید انسان را به مفهوم تقلیل داد، و مفهوم را به هدف مشروع سرکوب بدل کرد.
🍂 این زبان، زبان آکادمی نیست؛ زبان اتاقهای بازجویی است که جامه دانشگاهی به تن کرده است. همان منطقی که در دهههای تاریک قرن بیستم، اردوگاهها را «ضرورت تاریخی» نامید. عبدالکریمی، دقیقاً در همان سنت ایستاده است: سنتی که جنایت را با تاریخ، خشونت را با فلسفه، و کشتار را با واژه «ناگزیر» میپوشاند.
🍂 خطر این گفتار در فریاد نیست؛ در آرامش آن است. در لحنی که میگوید «باید شدیدتر برخورد کرد» بیآنکه خون را ببیند. این همان لحظهای است که افرادی چون او از جلاد خطرناکتر میشوند، چون به جلاد معنا میدهد. باتوم بدون نظریه کور است؛ اما با نظریه، مأموریت پیدا میکند. عبدالکریمی ــ در این تصویر ــ نظریهپرداز همین مأموریت است.
🍂 فلسفه، اگر قرار است نامش حفظ شود، باید زبانِ درد باشد نه زبانِ حذف. باید از رنج آغاز کند، نه از امنیتِ انتزاعی. هر فیلسوفی که در لحظه کشتار، در کنار قدرت میایستد و مردم را «تروریست» مینامد، از فلسفه عبور کرده و به کارگزار ایدئولوژی تنزل یافته است. این تنزل، خطای فردی نیست؛ خیانت به خودِ تفکر است.
🍂 در برابر این گفتار، سکوت جایز نیست. نه از سر احساسات، بلکه از سر دقت مفهومی. باید گفت این زبان، زبان مرگ است؛ مرگی که با واژهها آراسته شده. اگر فلسفه نتواند در برابر خون بایستد، بهتر است نامش را از آن پس چیز دیگری بگذاریم. چون آنچه اینجا جاری است، تفکر نیست؛ همدستی است.
🔺خلاصه کنم: عبدالکریمی یک سفساف جیفه خوار است. او هیچ مناسبتی با فلسفه و خردمندی و آکادمی ندارد. او یک سلیبریتی بدنام است که توسط رسانههای حاکمیتی بالاکشیده شد تا خود را روشنفکر جا بزند. جلادی است در جامه یک آکادمیسین. بسیار خطرناکتر و شومتر از آن جلادی است که برجنازه قربانی می رقصد او و امثال او برجنازه یک وطن تف می اندازند و می رقصند. روز داوری نزدیک است.
@nasaksara
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 بیژن عبدالکریمی نه فقط از محکومکردن کشتار مردم بیدفاع ایران سر باز زده، بلکه با واژگانی سرد و محاسبهگرانه منطق سرکوب را تئوریزه کرده است. مسئله صرفاً یک خطای تحلیلی یا لغزش زبانی نیست؛ با یک ساختار فکری مواجهایم که خشونت عریان را از طریق زبان فلسفه تطهیر میکند. اینجا فلسفه نه ابزار نقد قدرت، بلکه ماشین شستوشوی جنایت است.
🍂 وقتی گفته میشود «رژیم فقط تروریستها را کشته»، زبان از توصیف واقعیت کنار میرود و به ابزار جعل بدل میشود.سخنان او ، نه گزارش واقعیت که تولید یک روایت امنیتی است؛ روایتی که قربانی را محو و گلوله را عقلانی میکند. در این منطق، بدنهای افتاده در خیابان، کودکان کشتهشده، مادران داغدار، همگی در یک واژه بلعیده میشوند: «تروریست». این همان لحظهای است که فلسفه میمیرد،انسانیت دود می شود و شرافت و کرامت آدمیزاد لجن مال می شود و ایدئولوژی جای آن را میگیرد.
🍂 عبدالکریمی خود را فیلسوف مینامد، اما فلسفه از سقراط تا امروز، با یک اصل تعریف شده است: ایستادن در برابر قدرتِ بیپاسخگو و سفسطه بازی. فلسفه اگر به کار توجیه خشونت دولتی بیاید، دیگر فلسفه نیست؛ خطابهی درباری است با واژگان سنگین. آنچه اینجا میبینیم، نه تفکر انتقادی، بلکه «فلسفهبافی» است: تولید مفاهیم مبهم برای فرار از مسئولیت اخلاقی. این نوع گفتار، نه پیچیده که بزدلانه است.
🍂 در این گفتمان، مردم واقعی حذف میشوند و «انتزاع» جای آنان را میگیرد. عبدالکریمی ــ در این روایت ــ از «امنیت»، «نظم»، «دولت» و «بقا» سخن میگوید، بیآنکه حتی یکبار از انسانِ مشخص حرف بزند. این حذف آگاهانه است. چون اگر انسان دیده شود، گلوله توجیهپذیر نیست. پس باید انسان را به مفهوم تقلیل داد، و مفهوم را به هدف مشروع سرکوب بدل کرد.
🍂 این زبان، زبان آکادمی نیست؛ زبان اتاقهای بازجویی است که جامه دانشگاهی به تن کرده است. همان منطقی که در دهههای تاریک قرن بیستم، اردوگاهها را «ضرورت تاریخی» نامید. عبدالکریمی، دقیقاً در همان سنت ایستاده است: سنتی که جنایت را با تاریخ، خشونت را با فلسفه، و کشتار را با واژه «ناگزیر» میپوشاند.
🍂 خطر این گفتار در فریاد نیست؛ در آرامش آن است. در لحنی که میگوید «باید شدیدتر برخورد کرد» بیآنکه خون را ببیند. این همان لحظهای است که افرادی چون او از جلاد خطرناکتر میشوند، چون به جلاد معنا میدهد. باتوم بدون نظریه کور است؛ اما با نظریه، مأموریت پیدا میکند. عبدالکریمی ــ در این تصویر ــ نظریهپرداز همین مأموریت است.
🍂 فلسفه، اگر قرار است نامش حفظ شود، باید زبانِ درد باشد نه زبانِ حذف. باید از رنج آغاز کند، نه از امنیتِ انتزاعی. هر فیلسوفی که در لحظه کشتار، در کنار قدرت میایستد و مردم را «تروریست» مینامد، از فلسفه عبور کرده و به کارگزار ایدئولوژی تنزل یافته است. این تنزل، خطای فردی نیست؛ خیانت به خودِ تفکر است.
🍂 در برابر این گفتار، سکوت جایز نیست. نه از سر احساسات، بلکه از سر دقت مفهومی. باید گفت این زبان، زبان مرگ است؛ مرگی که با واژهها آراسته شده. اگر فلسفه نتواند در برابر خون بایستد، بهتر است نامش را از آن پس چیز دیگری بگذاریم. چون آنچه اینجا جاری است، تفکر نیست؛ همدستی است.
🔺خلاصه کنم: عبدالکریمی یک سفساف جیفه خوار است. او هیچ مناسبتی با فلسفه و خردمندی و آکادمی ندارد. او یک سلیبریتی بدنام است که توسط رسانههای حاکمیتی بالاکشیده شد تا خود را روشنفکر جا بزند. جلادی است در جامه یک آکادمیسین. بسیار خطرناکتر و شومتر از آن جلادی است که برجنازه قربانی می رقصد او و امثال او برجنازه یک وطن تف می اندازند و می رقصند. روز داوری نزدیک است.
@nasaksara
.
#نقد_چپ #چپ_ایرانی #استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدتی نگذشت که از «ملت نجیب و قهرمانِ» «همیشه در صحنه»، به «ملتِ تروریست و فریبخورده و تحریکشده توسط موساد و سیا» و «باغی و متخاصم» که خونش بهصرفِ در خیابان بودن، ولو زن و بچه و پیری در کنار خانهاش بودهباشد، یا در حالِ برگشت از سر کارش بودهباشد، تبدیل شدیم!
حکومت دینی چنین جرثومهایست. الله ناگهان احکامش دربارۀ یک قوم را برمیگرداند، و تمام آن قوم، که پیامبرش برای عمری در میان آنها زیسته، و با آنها هزاران خاطرۀ مشترک را رقم زده، عذاب میکند و به صغیر و کبیرشان رحم نمیکند، مثل قوم صالح که صرفا چون انگشتشماری از قوم، ناقۀ صالح را دنبال کرده و کشتند، کل قوم قتلعام شد!
و چنین قتلعامی، مشابه آبان خونین و قتلعام مستضعفان، که پایگاهِ انقلاب ۵۷ بودند، توسط باند چپ و اصلاحطلبِ ولیفقیه اجرا شد. گویا هر قتلعامی باید توسط این جناح که بخش رسانهای را بهمدد انواع رانت دارند، اجرا شود. و بدا به حال آن ابلهانی که به چنین انسان رذل و کذاب و بیهویت و مفعولِ داعشی، صفت صادق و سلیم دادند و بدو رای دادند و دیگران را نیز به چنین خبط و حماقتی دعوت کردند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
حکومت دینی چنین جرثومهایست. الله ناگهان احکامش دربارۀ یک قوم را برمیگرداند، و تمام آن قوم، که پیامبرش برای عمری در میان آنها زیسته، و با آنها هزاران خاطرۀ مشترک را رقم زده، عذاب میکند و به صغیر و کبیرشان رحم نمیکند، مثل قوم صالح که صرفا چون انگشتشماری از قوم، ناقۀ صالح را دنبال کرده و کشتند، کل قوم قتلعام شد!
و چنین قتلعامی، مشابه آبان خونین و قتلعام مستضعفان، که پایگاهِ انقلاب ۵۷ بودند، توسط باند چپ و اصلاحطلبِ ولیفقیه اجرا شد. گویا هر قتلعامی باید توسط این جناح که بخش رسانهای را بهمدد انواع رانت دارند، اجرا شود. و بدا به حال آن ابلهانی که به چنین انسان رذل و کذاب و بیهویت و مفعولِ داعشی، صفت صادق و سلیم دادند و بدو رای دادند و دیگران را نیز به چنین خبط و حماقتی دعوت کردند.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید. این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه «عددسازی» و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ در حالی که خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و در حالی که آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیده است...
📎 گزارش تحلیلی کامل (مشاهده فوری)
@Cheshmanews
🌾 @Naqdagin
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید. این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه «عددسازی» و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ در حالی که خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و در حالی که آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیده است...
📎 گزارش تحلیلی کامل (مشاهده فوری)
@Cheshmanews
.➖➖➖
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ (۱/۲)
— ضحاک به کدام آیه از ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🍂 کمی قبل از دیدنِ این کلیپ به این فکر میکردم که خامنهایِ ضحاک و اعوان و انصارِ قدرتپرستِ این پیر سایکوپتِ ماردوش، احتمالا با استناد به چه نصوصی از قرآن دست به چنین کشتارِ گسترده و کوری (از ۳۶ تا ۵۰ هزار طبق برآوردهای اولیه در طی صرفا ۲ روز) از هموطنانِ خودشان زدهاند؟
🍂 یکی از موارد ــ که فیلم سخنرانی خامنهای دربارهاش هم موجود است ــ آیهای از ضحاکنامه است که میگوید «فتنه از کشتنِ انسانها بدتر است». مورد دیگر اشاره به «خضر و موسی» است (استدلال به قتلِ کودک بر این مبنا که ممکن است بعدها عقایدی خاص در والدین یا جامعه ایجاد کند)؛ روایتی که تالیفی و ترکیبی از چند قصه بوده و مبنای توراتی محکمی نداشته باشد. مورد سوم و شاید جدّیتر، آیهایست از قرآن که قرائتیست از حکایت «خروج از ولایت موسی» و پرستش گوساله توسط قوم، که در آن موسی به مردم میگوید «پس همدیگر را بکشید تا بخشیده شوید»:
🔺🔻روایت اصلی که در بایبل عبری (عهد عتیق، سفر خروج، باب ۳۲) آمده است، شباهت تکاندهندهای به منطقِ «پاکسازی قومی توسط حکومت مرکزی» دارد. در این متن، ماجرا فراتر از یک توبهی معنوی، به یک «کشتار سازمانیافته توسط وفاداران» تبدیل میشود.
🔻خلاصه و مضمون این روایت در کتاب مقدس به این صورت است:
🗡 زمانی که موسی بر فراز کوه سینا بود تا ده فرمان را دریافت کند، مردم که از تأخیر او به ستوه آمده بودند، گرد هارون جمع شدند و از او خواستند خدایی برایشان بسازد که پیشاپیش آنها حرکت کند. هارون از طلاهای مردم، گوسالهای ریخت و مردم به پایکوبی و پرستش آن مشغول شدند.
🗡 وقتی موسی پایین آمد و صحنه را دید، الواح سنگی را از خشم شکست و گوساله را نابود کرد. سپس در دروازه اردوگاه ایستاد و فریادی زد که قرنهاست توسط حاکمان تئوکراسی برای جداسازی «خودی» از «ناخودی» استفاده میشود:
🗡 تمام فرزندان «لاوی» (که قبیلهی خودِ موسی بودند و بعداً طبقه کاهنان را تشکیل دادند) دور او جمع شدند. موسی به آنها فرمانی صریح و خونین داد. او گفت که خداوندِ اسرائیل چنین حکم کرده است:
🗡 فرزندان لاوی طبق فرمان موسی عمل کردند و در آن روز حدود سه هزار نفر از «هموطنان و نزدیکان خود» را به قتل رساندند. پس از این کشتار، موسی به قاتلان گفت:
🍂 در دستگاه فکری و ایدئولوژیک حاکمیتهای استبداد دینی، متون مذهبی نه به عنوان آموزههای اخلاقی، بلکه به عنوان «جواز شرعی» برای بقای قدرت به کار گرفته میشوند. در این نگاه، جامعه به مثابه یک «پیکر واحد» نگریسته میشود که اگر بخشی از آن دچار «انحراف» یا «فتنه» (اعتراض به وضع موجود) شود، برای نجات کل پیکره، قطع آن عضو نه تنها مجاز، بلکه واجب شرعی است.
🔻منطق استناد به این آیات در سرکوبهای گسترده را میتوان در چند لایه تحلیل کرد:
۱. تقدیس خشونت تحت عنوان «توبه اجباری»: همانطور که در آیه ۵۴ بقره، «کشتن بخشی از قوم» راهی برای تطهیر جامعه از گناه گوسالهپرستی تلقی شده، در ذهنیت حاکمیت فعلی نیز معترضان به عنوان کسانی دیده میشوند که از «دین رسمی» یا «ولایت» رویگردان شدهاند. در نتیجه، ریختن خون آنها به مثابه جراحی غدهای سرطانی برای حفظ نظام (که اوجب واجبات شمرده میشود) توجیه میگردد.
۲. فراتر رفتن «حفظ نظام» از جان انسانها: با تکیه بر آیه «الفتنة أشد من القتل»، هر نوع حقخواهی یا شورش علیه بنبستهای موجود، «فتنه» بازتعریف میشود. در این پارادایم، قتلِ هزاران نفر «بد» است، اما فروپاشی نظمی که خود را نماینده خدا میداند، «بدتر» است. لذا برای جلوگیری از آن امر «بدتر»، ارتکاب این امر «بد» (کشتار) به یک ضرورت الهی بدل میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ضحاک به کدام آیه از ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🍂 کمی قبل از دیدنِ این کلیپ به این فکر میکردم که خامنهایِ ضحاک و اعوان و انصارِ قدرتپرستِ این پیر سایکوپتِ ماردوش، احتمالا با استناد به چه نصوصی از قرآن دست به چنین کشتارِ گسترده و کوری (از ۳۶ تا ۵۰ هزار طبق برآوردهای اولیه در طی صرفا ۲ روز) از هموطنانِ خودشان زدهاند؟
🍂 یکی از موارد ــ که فیلم سخنرانی خامنهای دربارهاش هم موجود است ــ آیهای از ضحاکنامه است که میگوید «فتنه از کشتنِ انسانها بدتر است». مورد دیگر اشاره به «خضر و موسی» است (استدلال به قتلِ کودک بر این مبنا که ممکن است بعدها عقایدی خاص در والدین یا جامعه ایجاد کند)؛ روایتی که تالیفی و ترکیبی از چند قصه بوده و مبنای توراتی محکمی نداشته باشد. مورد سوم و شاید جدّیتر، آیهایست از قرآن که قرائتیست از حکایت «خروج از ولایت موسی» و پرستش گوساله توسط قوم، که در آن موسی به مردم میگوید «پس همدیگر را بکشید تا بخشیده شوید»:
«و زمانی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! شما با انتخاب گوساله [برای پرستش] به خود ستم کردید، پس به سوی آفریدگار خود بازگردید و توبه کنید و همدیگر را به قتل برسانید؛ این کار برای شما در پیشگاه آفریدگارتان بهتر است. سپس خداوند توبه شما را پذیرفت، زیرا او توبهپذیر و مهربان است!!
🔺🔻روایت اصلی که در بایبل عبری (عهد عتیق، سفر خروج، باب ۳۲) آمده است، شباهت تکاندهندهای به منطقِ «پاکسازی قومی توسط حکومت مرکزی» دارد. در این متن، ماجرا فراتر از یک توبهی معنوی، به یک «کشتار سازمانیافته توسط وفاداران» تبدیل میشود.
🔻خلاصه و مضمون این روایت در کتاب مقدس به این صورت است:
🗡 زمانی که موسی بر فراز کوه سینا بود تا ده فرمان را دریافت کند، مردم که از تأخیر او به ستوه آمده بودند، گرد هارون جمع شدند و از او خواستند خدایی برایشان بسازد که پیشاپیش آنها حرکت کند. هارون از طلاهای مردم، گوسالهای ریخت و مردم به پایکوبی و پرستش آن مشغول شدند.
🗡 وقتی موسی پایین آمد و صحنه را دید، الواح سنگی را از خشم شکست و گوساله را نابود کرد. سپس در دروازه اردوگاه ایستاد و فریادی زد که قرنهاست توسط حاکمان تئوکراسی برای جداسازی «خودی» از «ناخودی» استفاده میشود:
«هر کس طرفدار خداوند است، نزد من بیاید!»
🗡 تمام فرزندان «لاوی» (که قبیلهی خودِ موسی بودند و بعداً طبقه کاهنان را تشکیل دادند) دور او جمع شدند. موسی به آنها فرمانی صریح و خونین داد. او گفت که خداوندِ اسرائیل چنین حکم کرده است:
«هر یک از شما شمشیر خود را بر کمر ببندد؛ در اردوگاه از این سو به آن سو بروید و هر کس، برادر، دوست و همسایه خود را بکشد.»
🗡 فرزندان لاوی طبق فرمان موسی عمل کردند و در آن روز حدود سه هزار نفر از «هموطنان و نزدیکان خود» را به قتل رساندند. پس از این کشتار، موسی به قاتلان گفت:
«امروز شما خویشتن را برای خداوند وقف کردهاید، زیرا هر کس حتی به پسر و برادر خود رحم نکرد؛ پس امروز برکت بر شما نازل شده است».
🍂 در دستگاه فکری و ایدئولوژیک حاکمیتهای استبداد دینی، متون مذهبی نه به عنوان آموزههای اخلاقی، بلکه به عنوان «جواز شرعی» برای بقای قدرت به کار گرفته میشوند. در این نگاه، جامعه به مثابه یک «پیکر واحد» نگریسته میشود که اگر بخشی از آن دچار «انحراف» یا «فتنه» (اعتراض به وضع موجود) شود، برای نجات کل پیکره، قطع آن عضو نه تنها مجاز، بلکه واجب شرعی است.
🔻منطق استناد به این آیات در سرکوبهای گسترده را میتوان در چند لایه تحلیل کرد:
۱. تقدیس خشونت تحت عنوان «توبه اجباری»: همانطور که در آیه ۵۴ بقره، «کشتن بخشی از قوم» راهی برای تطهیر جامعه از گناه گوسالهپرستی تلقی شده، در ذهنیت حاکمیت فعلی نیز معترضان به عنوان کسانی دیده میشوند که از «دین رسمی» یا «ولایت» رویگردان شدهاند. در نتیجه، ریختن خون آنها به مثابه جراحی غدهای سرطانی برای حفظ نظام (که اوجب واجبات شمرده میشود) توجیه میگردد.
۲. فراتر رفتن «حفظ نظام» از جان انسانها: با تکیه بر آیه «الفتنة أشد من القتل»، هر نوع حقخواهی یا شورش علیه بنبستهای موجود، «فتنه» بازتعریف میشود. در این پارادایم، قتلِ هزاران نفر «بد» است، اما فروپاشی نظمی که خود را نماینده خدا میداند، «بدتر» است. لذا برای جلوگیری از آن امر «بدتر»، ارتکاب این امر «بد» (کشتار) به یک ضرورت الهی بدل میشود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ (۱/۲)
— ضحاک به کدام آیه از ضحاکنامه اقتدا کرد؟
✍🏻 #محمود_کریمی
۳. منطق «فقتلوا انفسکم» در سرکوب داخلی: نکته تکاندهنده در استناد به این آیه، حذف مرز بین «خودی» و «دشمن» است. در جنگ با دشمن خارجی، قواعد خاصی حکمفرماست، اما آیه «فقتلوا انفسکم» ناظر بر کشتار ملی - قومی است. این یعنی حاکمیت خود را در جایگاه «موسی» و «معترضان و اکثریتِ نزدیک به مطلقِ ملتِ غیرولایی» ایران (یعنی حتی بخش خاموش و بهاصطلاح غیر سیاسی) را در جایگاه «گوسالهپرستان» میبیند و با همین شبیهسازی تاریخی، وحشیانهترین سرکوبها علیه شهروندان کشور خود را به عنوان یک مأموریت مقدس برای پاکسازی جامعه از لوثِ «نافرمانی» صورتبندی میکند.
🔺در واقع، آنچه در خیابانها رخ میدهد، اجرای عملیاتیِ یک قرائت خونین از نصوص است که در آن «انسان» و «حق حیات» او، در پای «بُت قدرت» که جامهی قدسیت بر تن کرده، قربانی میشود. این کشتارها، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه خروجیِ منطقیِ دستگاهی دینی است که مرگ/قتل را «ابزار توبه» و خون را بهای «ثباتِ تختِ الهیِ خود» میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ضحاک به کدام آیه از ضحاکنامه اقتدا کرد؟
✍🏻 #محمود_کریمی
۳. منطق «فقتلوا انفسکم» در سرکوب داخلی: نکته تکاندهنده در استناد به این آیه، حذف مرز بین «خودی» و «دشمن» است. در جنگ با دشمن خارجی، قواعد خاصی حکمفرماست، اما آیه «فقتلوا انفسکم» ناظر بر کشتار ملی - قومی است. این یعنی حاکمیت خود را در جایگاه «موسی» و «معترضان و اکثریتِ نزدیک به مطلقِ ملتِ غیرولایی» ایران (یعنی حتی بخش خاموش و بهاصطلاح غیر سیاسی) را در جایگاه «گوسالهپرستان» میبیند و با همین شبیهسازی تاریخی، وحشیانهترین سرکوبها علیه شهروندان کشور خود را به عنوان یک مأموریت مقدس برای پاکسازی جامعه از لوثِ «نافرمانی» صورتبندی میکند.
🔺در واقع، آنچه در خیابانها رخ میدهد، اجرای عملیاتیِ یک قرائت خونین از نصوص است که در آن «انسان» و «حق حیات» او، در پای «بُت قدرت» که جامهی قدسیت بر تن کرده، قربانی میشود. این کشتارها، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه خروجیِ منطقیِ دستگاهی دینی است که مرگ/قتل را «ابزار توبه» و خون را بهای «ثباتِ تختِ الهیِ خود» میداند.
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی #نقد_قرآن #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نیروهای سرکوب اینگونه با خیال راحت، با اسلحههایی سنگین، در خیابان به ملت آتش گشودند. در تصویر واضح است که هیچ تبادلِ آتشی هم در میان نیست و فرد با خیال راحت و یکسویه به سویِ سمت دیگر تیراندازی میکند. با اینحال، هنوز محور-مقاومتیها شرم ندارند که بگویند گلولههای موساد و بقیه، از پشت(!) ملت را کشته!
🔸اگر چنین قصهی شاخداری راست بود، پزشکی قانونی میتوانست تکتک جسدها را تشریح کند که با چه گلولههایی و از کدام سمت کشته شدهاست و اطلاعرسانی مورد به مورد کند.
🔸ایضا، اگر چنین دروغ بزرگی راست بود، جدا از استیضاح وزارتهای مربوطه، باید پزشکیان و فرمانده کل قوا هم عزل میشد! و پس از آن، در مقابل حمله آشکار بیگانه به کشور و قتلعامی بهاندازهی یک غزه از ایرانیان در طی فقط ۲ روز، وعدهی صادق ۳ اجرا میشد و انتقامی معادل از هر بیگانهای که دست داشته، گرفته میشد!
🔸دشمن ملت ایران فقط ج.ا نیست، حامیان محورمقاومتیاش و روشنفکریِدینیای که در بزنگاهها، در پناهِ امنیت و آزادیِ آمریکا و اروپا، به یاریِ نیروهای وحشیِ سرکوبگر میآیند نیز همان نقش را ایفا میکنند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸اگر چنین قصهی شاخداری راست بود، پزشکی قانونی میتوانست تکتک جسدها را تشریح کند که با چه گلولههایی و از کدام سمت کشته شدهاست و اطلاعرسانی مورد به مورد کند.
🔸ایضا، اگر چنین دروغ بزرگی راست بود، جدا از استیضاح وزارتهای مربوطه، باید پزشکیان و فرمانده کل قوا هم عزل میشد! و پس از آن، در مقابل حمله آشکار بیگانه به کشور و قتلعامی بهاندازهی یک غزه از ایرانیان در طی فقط ۲ روز، وعدهی صادق ۳ اجرا میشد و انتقامی معادل از هر بیگانهای که دست داشته، گرفته میشد!
🔸دشمن ملت ایران فقط ج.ا نیست، حامیان محورمقاومتیاش و روشنفکریِدینیای که در بزنگاهها، در پناهِ امنیت و آزادیِ آمریکا و اروپا، به یاریِ نیروهای وحشیِ سرکوبگر میآیند نیز همان نقش را ایفا میکنند.
.
#داعش_شیعی #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه موشها، ۱۰ اسفند ۱۳۵۷
حیرتآور نسلیست که در ۵۷ پشت چنین «ادیب سیاستشناسِ دموکراتِ جهاندیده»ای رفت، و امروز، صبحوشام در حالِ براندازیِ پهلویست (نه مبارزه با حکومتِ داعشیِ آخوند شیعه که صرفا در ۲ روز میتواند ۵۰ هزار نفر را بکشد!)، و بابت هر فعل و عدمِ فعلِ او، به او یک دوجین صفت چون «فاشیست و بیاراده» و... نسبت میدهد.
من ابدا نمیخواهم ضعفهای متعدد رضا را انکار کنم. اما دقیقا کدام شخص در اپوزیسیون هست که بری از ضعفهای مشابه و بدتر باشد؟ مساله اینجاست که حرکت از خمینی به رضا پهلوی، حداقل حرکت از قرن ۷ میلادی به قرن ۱۷ الی ۱۸ میلادیست! و این حرکتِ کوچکی برای جامعهی ایران نیست. نسلی که ذوب امامی بود با این سطح از ادبیات و فهم، حق ندارد جامعهای که دهها گام جلوتر از او رفته، و بطور موقت حول کسی جمع شده را زیر سوال ببرد.
ما نباید اسیر ایدهآلیسم شویم و انفعالی که اصلاحطلبان و ۵۷یها بدان دامن میزنند، اسیرمان کند. نقدِ بیامان پهلوی آری، ولی انکارِ این حرکتِ رو به جلو، و ابلهانه میان امروز و ۵۷ مشابهت برقرار کردن نه؛ ایدهآلگرایی و ندیدنِ بضاعتها و محدودیتهای پرشمار جامعه و اپوزیسیون نه!
حیرتآور نسلیست که در ۵۷ پشت چنین «ادیب سیاستشناسِ دموکراتِ جهاندیده»ای رفت، و امروز، صبحوشام در حالِ براندازیِ پهلویست (نه مبارزه با حکومتِ داعشیِ آخوند شیعه که صرفا در ۲ روز میتواند ۵۰ هزار نفر را بکشد!)، و بابت هر فعل و عدمِ فعلِ او، به او یک دوجین صفت چون «فاشیست و بیاراده» و... نسبت میدهد.
من ابدا نمیخواهم ضعفهای متعدد رضا را انکار کنم. اما دقیقا کدام شخص در اپوزیسیون هست که بری از ضعفهای مشابه و بدتر باشد؟ مساله اینجاست که حرکت از خمینی به رضا پهلوی، حداقل حرکت از قرن ۷ میلادی به قرن ۱۷ الی ۱۸ میلادیست! و این حرکتِ کوچکی برای جامعهی ایران نیست. نسلی که ذوب امامی بود با این سطح از ادبیات و فهم، حق ندارد جامعهای که دهها گام جلوتر از او رفته، و بطور موقت حول کسی جمع شده را زیر سوال ببرد.
ما نباید اسیر ایدهآلیسم شویم و انفعالی که اصلاحطلبان و ۵۷یها بدان دامن میزنند، اسیرمان کند. نقدِ بیامان پهلوی آری، ولی انکارِ این حرکتِ رو به جلو، و ابلهانه میان امروز و ۵۷ مشابهت برقرار کردن نه؛ ایدهآلگرایی و ندیدنِ بضاعتها و محدودیتهای پرشمار جامعه و اپوزیسیون نه!
فوری
🔸با تاخیری حیرتآور! یعنی باید ۳۶ تا ۵۰ هزار ایرانی سلاخی شوند در ۲ روز، تا تازه این تولهها به بیرون پرت شوند؟ آن هم صرفا مقامات ارشد؟
🔺این دقیقا کاری بود که باید اپوزیسیونِ خارجنشین مدتها قبل پیگیر میشد، و بهنظرم در این خصوص بسیار ضعیف و ناامیدکننده عمل کرد. چگونه است که کشوری حق سفارت داشتن در کشورِ ما را نداشتهباشد، آن هم بعد از رسواییِ تاریخیِ «اشغال سفارت»، و صبحوشام برایش طلب مرگ میکنند و پرچمش را آتش میزنند، بعد اعضایِ خانوادههای آن حکومت، حق تحصیل و سکونت و شهروندی در آن را داشتهباشند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
وزارت امورخارجه آمریکا: فرزندان و اعضای خانواده مقامات رژیم جمهوری اسلامی را از آمریکا اخراج خواهیم کرد
«در حالی که مردم ایران به مبارزه برای حقوق اساسی خود ادامه میدهند، مارکو روبیو (وزیر امور خارجه) در این هفته اقداماتی را برای لغو امتیاز حضور مقامات ارشد ایرانی و اعضای خانواده آنها در ایالات متحده انجام داد. کسانی که از سرکوب وحشیانه رژیم ایران سود میبرند، شایسته نیستند که از سیستم مهاجرتی ما بهرهمند شوند.»
🔸با تاخیری حیرتآور! یعنی باید ۳۶ تا ۵۰ هزار ایرانی سلاخی شوند در ۲ روز، تا تازه این تولهها به بیرون پرت شوند؟ آن هم صرفا مقامات ارشد؟
🔺این دقیقا کاری بود که باید اپوزیسیونِ خارجنشین مدتها قبل پیگیر میشد، و بهنظرم در این خصوص بسیار ضعیف و ناامیدکننده عمل کرد. چگونه است که کشوری حق سفارت داشتن در کشورِ ما را نداشتهباشد، آن هم بعد از رسواییِ تاریخیِ «اشغال سفارت»، و صبحوشام برایش طلب مرگ میکنند و پرچمش را آتش میزنند، بعد اعضایِ خانوادههای آن حکومت، حق تحصیل و سکونت و شهروندی در آن را داشتهباشند؟
.
#داعش_شیعی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
52000-CHESHMA- 2026-01-28T142851.952.pdf
2.4 MB
📘فروپاشی زیرساختهای لجستیکی و برآورد آماری ابعاد جنایت علیه بشریت در انقلاب ایران
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید.
🔻این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه عددسازی و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ درحالیکه خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و درحالیکه آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیدهاست...
@Cheshmanews
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گزارش تحلیلی؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
🟥 زمانی که ریاضیات از خبر جلو میزند
— چرا ۱۷ روز برای انتشار این گزارش صبر کردیم؟
🔻در ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، تنها یک روز پس از انتشار ویدئوی تکاندهنده پزشکی قانونی کهریزک در کانال وحیدآنلاین، واحد تحلیل آمار «چشما» به عدد هولناک ۵۲,۰۰۰ جانباخته رسید.
🔻این همزمان شد با انتشار گزارش شورای سردبیری ایران اینترنشنال که عدد ۱۲,۰۰۰ را بنابر منابع داخلی اعلام کرده بود. ما بلافاصله برای جلوگیری از شائبه عددسازی و احترام به فضای اطلاعرسانی، گزارش خود را داوطلبانه بایگانی کردیم؛ درحالیکه خود از ابعاد آنچه «لجستیک مرگ» نشان میداد، حیرتزده بودیم. با این حال برای گشایش فضای گزارشدهی در وضعیت بغرنج سانسور و قطعی اینترنت، گزارشمان را به دست روزنامهنگاران رسانههای مختلف رساندیم.
🔻امروز، با گذشت ۱۷ روز و درحالیکه آمارهای درز داده شده به مرز ۴۰,۰۰۰ نفر رسیدهاست...
@Cheshmanews
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
🪓 معماران خون
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕بیطرفی در زمان قتلعام؛ نامِ مؤدبانهی خیانت
✍️ قربان عباسی
امروز مسئله روشن است و جای ابهام ندارد. در برابر ما یک واقعیت عریان ایستاده: دولتی که بقای خود را با سرکوب سیستماتیک، شلیک به بدنهای بیدفاع و تبدیل خیابان به میدان شکار تثبیت میکند. در چنین صحنهای، هر سخن از «اما و اگر»، هر بازی با اعداد، و هر ژست اخلاقیِ بیهزینه، نه تحلیل است و نه احتیاط؛ همدستی است. دودوزهبازی، در لحظهای که خون هنوز گرم است، شکل نرمافزاریِ همان باتومی است که سختافزارش بر سر مردم فرود میآید.
چپهای استالینیِ امروز ـ این مومیاییهای فکری ـ هنوز در سردخانه تاریخ زندگی میکنند. زبانشان زبان قرن بیستم است، اما بدنهایی که امروز بر زمین میافتند متعلق به اکنوناند. اینان به جای مواجهه با واقعیت زنده، به کالبدشکافی عددیِ جنازهها مشغولاند: چند نفر؟ کجا؟ با چه منبعی؟ گویی اگر عدد به حد نصاب ذهنیشان نرسد، گلوله مشروع میشود. این نه شکگرایی معرفتی است و نه وسواس علمی؛ این انکار اخلاقی است. وقتی اصلِ جنایت بدیهی است، چانهزدن بر سر کمیت، همان تطهیر کیفیِ جنایت است.
گروه دیگری با ژست «میانهروی» ظاهر میشوند؛ یکی به میخ میزنند و یکی به نعل. در کلام، کشتار را محکوم میکنند، اما در عمل هر امکانی را که بتواند توازن قوا را علیه ماشین سرکوب تغییر دهد، «خیانت» مینامند. بدون ارائه هیچ راهحل عملی، بدون پذیرش هیچ هزینهای، بدون حضور در میدان. این اخلاقِ امنِ پشتمیزنشینی است؛ اخلاقی که تنها کارکردش شستن دستها در تشت واژگان است. وقتی مردمِ بیسلاح زیر آتشاند، مطالبه «پاکی مطلق» از قربانی، وقاحت نظری است.
امروز نمیتوان همزمان با رژیم کشتار بود و با قربانی. این دوگانه، منطقی و اخلاقی، غیرقابل جمع است. هرکس میکوشد این تضاد را با بازیهای لفظی حل کند، در حال پاککردن صورتمسئله است. استمداد مردمِ در محاصره از هر نیرویی که بتواند موازنه خشونت دولتی را برهم بزند، «دعوت از متجاوز» نیست؛ توصیف وضعیت اضطراری است. در سیاست، همانقدر که در پزشکی، وقتی بیمار در حال مرگ است، نسخههای آرمانیِ بلندمدت کنار میروند و اقدامِ فوری در اولویت قرار میگیرد. اخلاقِ وضعیت اضطراری، اخلاقِ انتخابهای سخت است، نه پناهگرفتن پشت کلیات انتزاعی.
دودوزهبازان از «استقلال» میگویند، اما استقلالِ گورستانی را تبلیغ میکنند. از «مردم» حرف میزنند، اما به مردم توصیه میکنند بمیرند تا روایتها خالص بماند. از «ضدامپریالیسم» سخن میرانند، اما بزرگترین امپریالیسمِ بالفعل ـ یعنی اشغال بدن و زندگی شهروند توسط دولت سرکوبگر ـ را نادیده میگیرند. این وارونگی مفهومی، اتفاقی نیست؛ مکانیسم دفاعیِ کسانی است که از تصمیم میترسند. بیتصمیمی را فضیلت مینامند تا ترس خود را اخلاقی جلوه دهند.
میانهبازی در لحظه جنایت، سیاست نیست؛ فرار است. سیاست یعنی تعیین صف، پذیرش پیامد، و ترجیح جانِ انسانِ اکنون بر سازگاریِ نظری. هر جریانی که مردم را به «صبر»، «خویشتنداری» و «خودبسندگیِ محض» فرامیخواند، بیآنکه ابزار عملیِ بقا ارائه دهد، در واقع به تداوم کشتار رأی میدهد. بیطرفی در موقعیت نامتقارن، دروغی آراسته است؛ چون بیطرفی فقط به نفع طرفِ مسلح عمل میکند.
این نقد تند است، چون وضعیت تند است. زبان نرم، واقعیت را نرم نمیکند. امروز معیار، شفاف است: یا با قربانیای که زیر آتش است میایستی، یا با ساختاری که آتش میریزد. هر راه سومی که وعده داده میشود، یا تعویق مسئولیت است یا بزک جنایت. تاریخ با دودوزهبازان مهربان نبوده است؛ نامشان نه در کنار آزادیخواهان که در حاشیه توجیهگران ثبت میشود.
سخن آخر ساده است و غیرقابل معامله: در زمان کشتار، میانه وجود ندارد. هر کس هنوز به دنبال «تعادل لفظی» است، عملاً توازن واقعی را به نفع سرکوب حفظ میکند. این نه تحلیل است، نه اخلاق؛ این شراکت است.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
امروز مسئله روشن است و جای ابهام ندارد. در برابر ما یک واقعیت عریان ایستاده: دولتی که بقای خود را با سرکوب سیستماتیک، شلیک به بدنهای بیدفاع و تبدیل خیابان به میدان شکار تثبیت میکند. در چنین صحنهای، هر سخن از «اما و اگر»، هر بازی با اعداد، و هر ژست اخلاقیِ بیهزینه، نه تحلیل است و نه احتیاط؛ همدستی است. دودوزهبازی، در لحظهای که خون هنوز گرم است، شکل نرمافزاریِ همان باتومی است که سختافزارش بر سر مردم فرود میآید.
چپهای استالینیِ امروز ـ این مومیاییهای فکری ـ هنوز در سردخانه تاریخ زندگی میکنند. زبانشان زبان قرن بیستم است، اما بدنهایی که امروز بر زمین میافتند متعلق به اکنوناند. اینان به جای مواجهه با واقعیت زنده، به کالبدشکافی عددیِ جنازهها مشغولاند: چند نفر؟ کجا؟ با چه منبعی؟ گویی اگر عدد به حد نصاب ذهنیشان نرسد، گلوله مشروع میشود. این نه شکگرایی معرفتی است و نه وسواس علمی؛ این انکار اخلاقی است. وقتی اصلِ جنایت بدیهی است، چانهزدن بر سر کمیت، همان تطهیر کیفیِ جنایت است.
گروه دیگری با ژست «میانهروی» ظاهر میشوند؛ یکی به میخ میزنند و یکی به نعل. در کلام، کشتار را محکوم میکنند، اما در عمل هر امکانی را که بتواند توازن قوا را علیه ماشین سرکوب تغییر دهد، «خیانت» مینامند. بدون ارائه هیچ راهحل عملی، بدون پذیرش هیچ هزینهای، بدون حضور در میدان. این اخلاقِ امنِ پشتمیزنشینی است؛ اخلاقی که تنها کارکردش شستن دستها در تشت واژگان است. وقتی مردمِ بیسلاح زیر آتشاند، مطالبه «پاکی مطلق» از قربانی، وقاحت نظری است.
امروز نمیتوان همزمان با رژیم کشتار بود و با قربانی. این دوگانه، منطقی و اخلاقی، غیرقابل جمع است. هرکس میکوشد این تضاد را با بازیهای لفظی حل کند، در حال پاککردن صورتمسئله است. استمداد مردمِ در محاصره از هر نیرویی که بتواند موازنه خشونت دولتی را برهم بزند، «دعوت از متجاوز» نیست؛ توصیف وضعیت اضطراری است. در سیاست، همانقدر که در پزشکی، وقتی بیمار در حال مرگ است، نسخههای آرمانیِ بلندمدت کنار میروند و اقدامِ فوری در اولویت قرار میگیرد. اخلاقِ وضعیت اضطراری، اخلاقِ انتخابهای سخت است، نه پناهگرفتن پشت کلیات انتزاعی.
دودوزهبازان از «استقلال» میگویند، اما استقلالِ گورستانی را تبلیغ میکنند. از «مردم» حرف میزنند، اما به مردم توصیه میکنند بمیرند تا روایتها خالص بماند. از «ضدامپریالیسم» سخن میرانند، اما بزرگترین امپریالیسمِ بالفعل ـ یعنی اشغال بدن و زندگی شهروند توسط دولت سرکوبگر ـ را نادیده میگیرند. این وارونگی مفهومی، اتفاقی نیست؛ مکانیسم دفاعیِ کسانی است که از تصمیم میترسند. بیتصمیمی را فضیلت مینامند تا ترس خود را اخلاقی جلوه دهند.
میانهبازی در لحظه جنایت، سیاست نیست؛ فرار است. سیاست یعنی تعیین صف، پذیرش پیامد، و ترجیح جانِ انسانِ اکنون بر سازگاریِ نظری. هر جریانی که مردم را به «صبر»، «خویشتنداری» و «خودبسندگیِ محض» فرامیخواند، بیآنکه ابزار عملیِ بقا ارائه دهد، در واقع به تداوم کشتار رأی میدهد. بیطرفی در موقعیت نامتقارن، دروغی آراسته است؛ چون بیطرفی فقط به نفع طرفِ مسلح عمل میکند.
این نقد تند است، چون وضعیت تند است. زبان نرم، واقعیت را نرم نمیکند. امروز معیار، شفاف است: یا با قربانیای که زیر آتش است میایستی، یا با ساختاری که آتش میریزد. هر راه سومی که وعده داده میشود، یا تعویق مسئولیت است یا بزک جنایت. تاریخ با دودوزهبازان مهربان نبوده است؛ نامشان نه در کنار آزادیخواهان که در حاشیه توجیهگران ثبت میشود.
سخن آخر ساده است و غیرقابل معامله: در زمان کشتار، میانه وجود ندارد. هر کس هنوز به دنبال «تعادل لفظی» است، عملاً توازن واقعی را به نفع سرکوب حفظ میکند. این نه تحلیل است، نه اخلاق؛ این شراکت است.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
📘در بیاعتنایی به زمان از دسترفته
✍️#علی_صاحبالحواشی
🍂 بیانیه میرحسین موسوی مایه سخنها گشته است. شجاعت میرحسین در ایستادن روی خامنهای، "دورانطلایی" خواندنش زمان خمینی را، ناوبری اقتصادِ کشور در طوفانهای دوران جنگ، بهدروغ منکر خبرداشتن از کشتار دهه ۶۰ شدناش، و بیش از اینها همهوهمه به یاد تاریخ ایران خواهند ماند.
🍂 اما میرحسینموسوی بهکلی "فراموش" خواهد شد، نه از آن روی که قهرمان نبود یا بود و قدرناشناخته ماند، بل از جهتِ آن که زمانه فکر او، تخیلات و آرمانهای او از بیخوبن سپری شدهاند؛ حتی آن بساط گفتمانیِ چندیندههای پیش از ۱۳۵۷ که او از آن رُست، دیریست که برچیده شده است، انگار که چند قرنی گذشته باشد!
🍂 ایران فقط از اسلامگرایی نگذشت، از عدلِ علی و خونِ عاشورا و صدرتاذیل اسلام هم گذشت، از مبارزه با امپریالیسم، از همدلی با فلسطین هم گذشت. احساس من آن است که بسا در حال گذر از شعر و شعار هم باشیم، ولو در مدح باستان، یا "هنر نزد ایرانیان است و بس". اگر چنین باشد، پوستاندازی ما فقط پوستمان را عوض نمیکند که دل و روده و مغزمان هم عوض میشود!
🍂 زیاده نمیخواهم خوشبین باشم، اما این را گفتم تا گفته باشم پای میرحسین موسوی را وسط کشیدن، که این گفت و آن نگفت، تا چه مایه بیربط شده است.
🍂 آرزوی سلامتیاش را دارم، اما اگر خامنهایِ کینتوز، در واپسین مراحل، این زنوشوهر پیر محصور را در خانه کوچه اخترشان سمخور کند یا گماشتگانش را بفرستد تا در خانه خفهشان بکنند، اعتنای بزرگی برنخواهد انگیخت. ایران بدجوری از خیلی چیزها گذشته است، بدجوری! زیاده بدجوری...!
کانال نویسنده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍️#علی_صاحبالحواشی
🍂 بیانیه میرحسین موسوی مایه سخنها گشته است. شجاعت میرحسین در ایستادن روی خامنهای، "دورانطلایی" خواندنش زمان خمینی را، ناوبری اقتصادِ کشور در طوفانهای دوران جنگ، بهدروغ منکر خبرداشتن از کشتار دهه ۶۰ شدناش، و بیش از اینها همهوهمه به یاد تاریخ ایران خواهند ماند.
🍂 اما میرحسینموسوی بهکلی "فراموش" خواهد شد، نه از آن روی که قهرمان نبود یا بود و قدرناشناخته ماند، بل از جهتِ آن که زمانه فکر او، تخیلات و آرمانهای او از بیخوبن سپری شدهاند؛ حتی آن بساط گفتمانیِ چندیندههای پیش از ۱۳۵۷ که او از آن رُست، دیریست که برچیده شده است، انگار که چند قرنی گذشته باشد!
🍂 ایران فقط از اسلامگرایی نگذشت، از عدلِ علی و خونِ عاشورا و صدرتاذیل اسلام هم گذشت، از مبارزه با امپریالیسم، از همدلی با فلسطین هم گذشت. احساس من آن است که بسا در حال گذر از شعر و شعار هم باشیم، ولو در مدح باستان، یا "هنر نزد ایرانیان است و بس". اگر چنین باشد، پوستاندازی ما فقط پوستمان را عوض نمیکند که دل و روده و مغزمان هم عوض میشود!
🍂 زیاده نمیخواهم خوشبین باشم، اما این را گفتم تا گفته باشم پای میرحسین موسوی را وسط کشیدن، که این گفت و آن نگفت، تا چه مایه بیربط شده است.
🍂 آرزوی سلامتیاش را دارم، اما اگر خامنهایِ کینتوز، در واپسین مراحل، این زنوشوهر پیر محصور را در خانه کوچه اخترشان سمخور کند یا گماشتگانش را بفرستد تا در خانه خفهشان بکنند، اعتنای بزرگی برنخواهد انگیخت. ایران بدجوری از خیلی چیزها گذشته است، بدجوری! زیاده بدجوری...!
کانال نویسنده
.
#نقد_ادیان #نقد_شیعه #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin