📘فلسفه در قفس (۲/۲)
— چرا هیولاهایی که در کابوسهایمان میآید، الزاما فلسفی نیست؟
🔸در نقد صحبتهای اخیر محمد مهدی اردبیلی در گفتگو با پانوراما. میتوانید متن کامل گفتگوی ایشان را همراه با حواشی و ضمایم در صفحهی شخصی ایشان و صفحهی پانوراما پیدا کنید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چرا هیولاهایی که در کابوسهایمان میآید، الزاما فلسفی نیست؟
🔸در نقد صحبتهای اخیر محمد مهدی اردبیلی در گفتگو با پانوراما. میتوانید متن کامل گفتگوی ایشان را همراه با حواشی و ضمایم در صفحهی شخصی ایشان و صفحهی پانوراما پیدا کنید.
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #فلسفیدن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مداخله نظامی آمریکا در عراق چه اثری بر اقتصاد این کشور گذاشت؟
سالها به ما گفتن آمريكا باعث نابودی سوريه و عراق و… شده اما كافيه يه سرچ بكنيم ببينيم امريكا كی وارد عراق و سوريه شد و ايران كی وارد شد و خارج شد و بعد بريم شاخصهای اقتصادی و اجتماعی رو بررسی كنيم تا بفهميم کدام كشور اونجا خرابكاری میكرد.
© منبع: میکوفایننس
همچنین ببینید: 📊 روند تغییر نرخ تورم سالانه عراق
◽️@utfinance◽️
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
سالها به ما گفتن آمريكا باعث نابودی سوريه و عراق و… شده اما كافيه يه سرچ بكنيم ببينيم امريكا كی وارد عراق و سوريه شد و ايران كی وارد شد و خارج شد و بعد بريم شاخصهای اقتصادی و اجتماعی رو بررسی كنيم تا بفهميم کدام كشور اونجا خرابكاری میكرد.
© منبع: میکوفایننس
همچنین ببینید: 📊 روند تغییر نرخ تورم سالانه عراق
◽️@utfinance◽️
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻یک فعال چپگرا میگوید:
🔸حالا سؤال اصلی اینه: واقعاً «حمایت از فلسطین» برخیِ از چپگرایان فقط دربارهٔ حقوق بشر است؟ اگر هست، چرا بعضیها حاضرند رنج و جان مردم ایران را پای یک شعار سیاسی قربانی کنند؟ چرا وقتی پای ایران وسط میآید، ناگهان حقوقبشر و گروههای پر سر و صدایِ چپ در خیابانها و دانشگاههای غربی ساکت میشود؟ شاید وقتش رسیده کمی جدیتر تامل کنیم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نمیشود هم حامی فلسطین باشی و هم از تغییر رژیمِ داعشی در ایران دفاع کنی. چرا؟ چون همان رژیم اسلامی خونخوار در ایران (رژیمی که دهها هزار ایرانی را سرکوب کرده و به کشتن داده) از فلسطین حمایت میکند.
🔸حالا سؤال اصلی اینه: واقعاً «حمایت از فلسطین» برخیِ از چپگرایان فقط دربارهٔ حقوق بشر است؟ اگر هست، چرا بعضیها حاضرند رنج و جان مردم ایران را پای یک شعار سیاسی قربانی کنند؟ چرا وقتی پای ایران وسط میآید، ناگهان حقوقبشر و گروههای پر سر و صدایِ چپ در خیابانها و دانشگاههای غربی ساکت میشود؟ شاید وقتش رسیده کمی جدیتر تامل کنیم
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘هندسۀ فرمانبری
(۱/۲)
✍🏻 #محسن_اماموردی
🛎 این جمله میان دو قطب، میان دو عملکرد، در رفتوآمد است. این جمله گزارشی خبری است یا گزارهای کنایی؟ گزارشی خبری است، چون واقعاً نردهها از جا درآمدهاند. میشود رفت و خبر را تأیید کرد. خیابان انگار برهنه شده است. مثل هزاران خیابان دیگر در ایران. همزمان کنایهایست که لایهلایه از هم باز میشود. نردههای خیابانی به نام رهبر مؤسس جمهوری اسلامی از جا کنده شده است. بین تمام چیزهای ممکن دیگری که میتوانست در این خیابان از جا دربیاید، بشکند، بسوزد یا ازهم بپاشد.
🧐 پس چرا نردهها؟ نردهها چه معنایی دارند که در تمام خیابانهای ایران، همهی معترضان را به سمت خود کشیدهاند؟ چرا نرده شبیه به دعوتی فلزی است که میگوید «بیا، از جا درم بیاور و دور بینداز؟» چرا نرده چیز دیگری نمیگوید؟ در قدم اول میشود گفت: «چون بدون نردهها توان رفتوآمد برای معترضان افزایش پیدا میکند.» امّا این دلیلی کافی نیست. چون درست به همین دلیل نیروهای سرکوب هم در رفتوآمد توانمندتر میشوند. پس چیز دیگری باید در کار باشد. نرده معنای دیگری دارد که اتفاقاً در کنار نام خمینی، از دلورودهی آن گزارهی خبری، قِی میشود. خودش را باز میکند و معنا را بالا میآورد.
🧔🏻♂️ باید به خمینی برگشت. خمینی بهعنوان یک فیگور نابههنگام [anachronic] که در زمانی اشتباه روی صحنهی تاریخ میآید. قرنها پس از عصر پیامبران، پیامبری سیاسی ظهور میکند. فرستادهای از آسمان، هم در معنای استعاری، هم در معنای واقعی. یک تبعیدی، با ریش سفید، که روی ماه دیده شده و از قضا با هواپیما روی زمین فرود میآید. او آخرین فرستاده است. فرستادهای که جا مانده بود. میآید تا معصوم نهایی باشد.
⚔️ پیش از او، پیامبران و رسولان ـــ با تمام تفاوتهایشان ـــ همگی در تأکید بر تفکیک «خیر» از «شر» تبار مشترکی داشتند. این وظیفه و رسالت بنیادین انبیاست؛ اینکه حقیقت را از کذب، سره را از ناسره، درست را از غلط و خیر را از شر تفکیک کنند. این منطق کلان و انتزاعیِ تفکیک، وقتی به جزئیات روزمرهی آدمها سرایت میکند، خود را به شکل مرزبندیهای قاطع، حصارکشیها، تفکیکها، منعها و ممیزیها ابراز میکند. کار نبی ـــ که اتصالی بیواسطه به حقیقت دارد ـــ تفکیککردن چیزها از هم و ساماندادن به تودهی بیشکل و درهمریختهی دنیاست. خمینی آخرین نبی بود. نبیِ نابههنگام.
🩹 به دست او، تاریخ معاصر ایران دچار تفکیکی تروماتیک شد. تفکیکِ پیش و پس از انقلاب اسلامی. بهمحض استقرار حکومت اسلامی، تفکیک محوری زن از مرد، بهنحوی رادیکال در تمام فضاها، از صف نانوایی تا مدارس و دانشگاهها، از ادارهها تا وسایل حملونقل شهری و در حادترین صورتاش در اماکن مذهبی مثل حسینیهها و مساجد به اجرا درآمد. این منطقِ تفکیک، لایهبهلایه در زندگی روزمرهی شهروندان بهصورتهای مختلفی جاگیر شد و بروز پیدا کرد: حزباللهی از طاغوتی، سهمیهای از آزاد، منطقهی آزاد از منطقهی عادی و... .
⛓️ این منطق تفکیک، این شهوتِ حصارکشی، درحقیقت خطوط ژنتیکی جمهوری اسلامی را ساخته است. جمهوری اسلامی در تمام وجوهاش، در تمام دخالتهاش چیزی نبوده و نیست الّا میل به تفکیککردن چیزی از چیزی دیگر. در شهرسازی نیز جمهوریاسلامی تابع و بارکشِ همین منطق درونی بوده است. شیوهی گسترش جمهوری اسلامی در شهر، شیوهی توزیع قدرت شهری جمهوری اسلامی، تنها در یک شیئ تجسد یافته است: نرده.
📜 تاریخ جمهوری اسلامی چیزی نیست الّا تقلایی پیوسته برای نردهکشی. نباید از یاد برد که هر تفکیک متضمن ادعایی به دانایی است. بیوجود یک راوی دانای کل، یک کاربر ویژهی حقیقت، امکان تفکیک و تمایز و افتراق وجود ندارد. هر تفکیک دانندهای دارد. بنابراین، هر حصارکشی بهصورتی ضمنی تأکیدی هذیانی بر حضور پیشینِ یک داننده است. پیش از اینکه شما برسید، همهچیز به دقت تفکیک شده است، زیرا دانندهی اعظم همهچیز را میدانسته. هر نرده، هر حصار، اعلام حضورِ دائمیِ دانندهای غایب است. یک شهادت، یک گواهی که البته تفاوتی آشکار با دیوار دارد: دیوار نه اجازهی عبور میدهد، نه مجالی برای دیدن سوی دیگرش. نرده اما میگذارد ببینیم طرف دیگر چیست و چه اتفاقاتی دارد میافتد، هرچند اجازهی عبور نمیدهد. نرده فضاهای شهری را تبدیل به مناظر شهری میکند. چیزهایی صرفاً برای تماشا، و نه دخالت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #محسن_اماموردی
«متن خبر: نردههای سرتاسر خیابان خمینی تهران از جا درآمدهاند».
🛎 این جمله میان دو قطب، میان دو عملکرد، در رفتوآمد است. این جمله گزارشی خبری است یا گزارهای کنایی؟ گزارشی خبری است، چون واقعاً نردهها از جا درآمدهاند. میشود رفت و خبر را تأیید کرد. خیابان انگار برهنه شده است. مثل هزاران خیابان دیگر در ایران. همزمان کنایهایست که لایهلایه از هم باز میشود. نردههای خیابانی به نام رهبر مؤسس جمهوری اسلامی از جا کنده شده است. بین تمام چیزهای ممکن دیگری که میتوانست در این خیابان از جا دربیاید، بشکند، بسوزد یا ازهم بپاشد.
🧐 پس چرا نردهها؟ نردهها چه معنایی دارند که در تمام خیابانهای ایران، همهی معترضان را به سمت خود کشیدهاند؟ چرا نرده شبیه به دعوتی فلزی است که میگوید «بیا، از جا درم بیاور و دور بینداز؟» چرا نرده چیز دیگری نمیگوید؟ در قدم اول میشود گفت: «چون بدون نردهها توان رفتوآمد برای معترضان افزایش پیدا میکند.» امّا این دلیلی کافی نیست. چون درست به همین دلیل نیروهای سرکوب هم در رفتوآمد توانمندتر میشوند. پس چیز دیگری باید در کار باشد. نرده معنای دیگری دارد که اتفاقاً در کنار نام خمینی، از دلورودهی آن گزارهی خبری، قِی میشود. خودش را باز میکند و معنا را بالا میآورد.
🧔🏻♂️ باید به خمینی برگشت. خمینی بهعنوان یک فیگور نابههنگام [anachronic] که در زمانی اشتباه روی صحنهی تاریخ میآید. قرنها پس از عصر پیامبران، پیامبری سیاسی ظهور میکند. فرستادهای از آسمان، هم در معنای استعاری، هم در معنای واقعی. یک تبعیدی، با ریش سفید، که روی ماه دیده شده و از قضا با هواپیما روی زمین فرود میآید. او آخرین فرستاده است. فرستادهای که جا مانده بود. میآید تا معصوم نهایی باشد.
⚔️ پیش از او، پیامبران و رسولان ـــ با تمام تفاوتهایشان ـــ همگی در تأکید بر تفکیک «خیر» از «شر» تبار مشترکی داشتند. این وظیفه و رسالت بنیادین انبیاست؛ اینکه حقیقت را از کذب، سره را از ناسره، درست را از غلط و خیر را از شر تفکیک کنند. این منطق کلان و انتزاعیِ تفکیک، وقتی به جزئیات روزمرهی آدمها سرایت میکند، خود را به شکل مرزبندیهای قاطع، حصارکشیها، تفکیکها، منعها و ممیزیها ابراز میکند. کار نبی ـــ که اتصالی بیواسطه به حقیقت دارد ـــ تفکیککردن چیزها از هم و ساماندادن به تودهی بیشکل و درهمریختهی دنیاست. خمینی آخرین نبی بود. نبیِ نابههنگام.
🩹 به دست او، تاریخ معاصر ایران دچار تفکیکی تروماتیک شد. تفکیکِ پیش و پس از انقلاب اسلامی. بهمحض استقرار حکومت اسلامی، تفکیک محوری زن از مرد، بهنحوی رادیکال در تمام فضاها، از صف نانوایی تا مدارس و دانشگاهها، از ادارهها تا وسایل حملونقل شهری و در حادترین صورتاش در اماکن مذهبی مثل حسینیهها و مساجد به اجرا درآمد. این منطقِ تفکیک، لایهبهلایه در زندگی روزمرهی شهروندان بهصورتهای مختلفی جاگیر شد و بروز پیدا کرد: حزباللهی از طاغوتی، سهمیهای از آزاد، منطقهی آزاد از منطقهی عادی و... .
⛓️ این منطق تفکیک، این شهوتِ حصارکشی، درحقیقت خطوط ژنتیکی جمهوری اسلامی را ساخته است. جمهوری اسلامی در تمام وجوهاش، در تمام دخالتهاش چیزی نبوده و نیست الّا میل به تفکیککردن چیزی از چیزی دیگر. در شهرسازی نیز جمهوریاسلامی تابع و بارکشِ همین منطق درونی بوده است. شیوهی گسترش جمهوری اسلامی در شهر، شیوهی توزیع قدرت شهری جمهوری اسلامی، تنها در یک شیئ تجسد یافته است: نرده.
📜 تاریخ جمهوری اسلامی چیزی نیست الّا تقلایی پیوسته برای نردهکشی. نباید از یاد برد که هر تفکیک متضمن ادعایی به دانایی است. بیوجود یک راوی دانای کل، یک کاربر ویژهی حقیقت، امکان تفکیک و تمایز و افتراق وجود ندارد. هر تفکیک دانندهای دارد. بنابراین، هر حصارکشی بهصورتی ضمنی تأکیدی هذیانی بر حضور پیشینِ یک داننده است. پیش از اینکه شما برسید، همهچیز به دقت تفکیک شده است، زیرا دانندهی اعظم همهچیز را میدانسته. هر نرده، هر حصار، اعلام حضورِ دائمیِ دانندهای غایب است. یک شهادت، یک گواهی که البته تفاوتی آشکار با دیوار دارد: دیوار نه اجازهی عبور میدهد، نه مجالی برای دیدن سوی دیگرش. نرده اما میگذارد ببینیم طرف دیگر چیست و چه اتفاقاتی دارد میافتد، هرچند اجازهی عبور نمیدهد. نرده فضاهای شهری را تبدیل به مناظر شهری میکند. چیزهایی صرفاً برای تماشا، و نه دخالت.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘هندسۀ فرمانبری
(۲/۲)
✍🏻 #محسن_اماموردی
🏙 به نردههای تهران فکر کنید، تا متوجه شیوهی حضورِ جمهوری اسلامی در شهر، در لحظات غیاب نیروهای انسانیاش شوید: نردههای دانشگاه تهران را به یاد بیاورید. نردههای خطوط ویژهی خیابان انقلاب و آزادی و ولیعصر. به نردههای بیمعنای پارک لاله فکر کنید که مشخص نیست چه چیزی را از چه چیزی جدا کردهاند. به نردههای چهارراه ولیعصر که برخلاف تمام جهان مسیر عابر پیاده را کج و سخت میکنند تا ماشینها راحتتر حرکت کنند. به نردههای تازهتأسیس دور تئاتر شهر، که هیچ معنایی جز قدرتنمایی، قلدرمأبی و دریغکردن یک میدانگاه عمومی از شهروندان ندارند.
🏟 تمام این نردهها کاری ندارند الّا به لکنت انداختن حرکت در شهر. شهروند درمقام شیئی فیزیکی که تابع قواعد حرکتوسکون است، در مواجهه با نردهها و حصارها، تحتکنترل درمیآید. تابع میشود. میپذیرد و تمرین روزانهی فرمانبری در غیاب فرمانفرما میکند. نردهکشی چکیدهی مجسمِ منطق ذهنی نبیِ نابههنگام است؛ نبی-سیاستمدار جز تفکیک امور و کنشها از هم، فضاهای شهری را نیز ازهم جدا میکند.
🚩 درست به همین دلیل است که در نقطهی صفر هر اعتراض، معترضان به سمت نردهها هجوم میبرند. نرده نشانهی بنیادین و سرشتنمای منطق حاکم است: نمایهی اصلی قدرتِ حاکم. حاکم با نردهها قلمروی خود را تعیین میکند: نه این طرف نرده، نه آن طرف، هیچکدام به تنهایی قلمروی حاکم نیست. قلمروی او درست همین دوپارگی است. خود نردهها قلمروی او هستند. او تنها در آنجا که نردهکشی کرده است ادارهی امور را در دست دارد. او با نردهها فتح میکند. بنابراین، برچیدن حصارها، برچیدن نردهها، جنگی علیه منطق بنیادین حاکم و تجهیزات رامکردنِ روزمرهی مردم است.
🕊 مردم با از جا کندن نردههای خیابان، از شیوهی گسترش و تثبیتِ یک مذهبِ نابههنگام قلمروزدایی میکنند. مردمِ آزاد به نرده و حصار احتیاجی ندارند. عناصر معماری مردمِ آزاد، راهها، پلها و پنجرهها هستند. بار دیگر بخوانیم: «نردههای سرتاسر خیابان خمینی تهران از جا درآمدهاند.» این جمله، پیش از اینکه خبری از یک واقعههی مرده و درگذشته باشد، کنایهای دربارهی منطق تفکیک است: یک نوید بزرگ دربارهی فورانهای ناخودآگاه میلِ مردمی که عطش آزادی دارند.
@thestutter
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #محسن_اماموردی
🏙 به نردههای تهران فکر کنید، تا متوجه شیوهی حضورِ جمهوری اسلامی در شهر، در لحظات غیاب نیروهای انسانیاش شوید: نردههای دانشگاه تهران را به یاد بیاورید. نردههای خطوط ویژهی خیابان انقلاب و آزادی و ولیعصر. به نردههای بیمعنای پارک لاله فکر کنید که مشخص نیست چه چیزی را از چه چیزی جدا کردهاند. به نردههای چهارراه ولیعصر که برخلاف تمام جهان مسیر عابر پیاده را کج و سخت میکنند تا ماشینها راحتتر حرکت کنند. به نردههای تازهتأسیس دور تئاتر شهر، که هیچ معنایی جز قدرتنمایی، قلدرمأبی و دریغکردن یک میدانگاه عمومی از شهروندان ندارند.
🏟 تمام این نردهها کاری ندارند الّا به لکنت انداختن حرکت در شهر. شهروند درمقام شیئی فیزیکی که تابع قواعد حرکتوسکون است، در مواجهه با نردهها و حصارها، تحتکنترل درمیآید. تابع میشود. میپذیرد و تمرین روزانهی فرمانبری در غیاب فرمانفرما میکند. نردهکشی چکیدهی مجسمِ منطق ذهنی نبیِ نابههنگام است؛ نبی-سیاستمدار جز تفکیک امور و کنشها از هم، فضاهای شهری را نیز ازهم جدا میکند.
🚩 درست به همین دلیل است که در نقطهی صفر هر اعتراض، معترضان به سمت نردهها هجوم میبرند. نرده نشانهی بنیادین و سرشتنمای منطق حاکم است: نمایهی اصلی قدرتِ حاکم. حاکم با نردهها قلمروی خود را تعیین میکند: نه این طرف نرده، نه آن طرف، هیچکدام به تنهایی قلمروی حاکم نیست. قلمروی او درست همین دوپارگی است. خود نردهها قلمروی او هستند. او تنها در آنجا که نردهکشی کرده است ادارهی امور را در دست دارد. او با نردهها فتح میکند. بنابراین، برچیدن حصارها، برچیدن نردهها، جنگی علیه منطق بنیادین حاکم و تجهیزات رامکردنِ روزمرهی مردم است.
🕊 مردم با از جا کندن نردههای خیابان، از شیوهی گسترش و تثبیتِ یک مذهبِ نابههنگام قلمروزدایی میکنند. مردمِ آزاد به نرده و حصار احتیاجی ندارند. عناصر معماری مردمِ آزاد، راهها، پلها و پنجرهها هستند. بار دیگر بخوانیم: «نردههای سرتاسر خیابان خمینی تهران از جا درآمدهاند.» این جمله، پیش از اینکه خبری از یک واقعههی مرده و درگذشته باشد، کنایهای دربارهی منطق تفکیک است: یک نوید بزرگ دربارهی فورانهای ناخودآگاه میلِ مردمی که عطش آزادی دارند.
@thestutter
🔻محسن اماموردی
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📻 قتلعامِ ایرانیان توسط حکومت ولایتفقیه در دیماه ۱۴۰۴
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
📺 حکم داریم که تیر جنگی شلیک کنیم!
📕 سلاخی با بسمالله
📺 جلسهی درسِ آدمکشهای ولایی
— ولیفقیه یا رهبرِ گروههای تروریست
📺 چمران: هیچ معترضی کشته نشده؛ همهشان محارب بودند!
📺 اعتراف سفیر سلطنتِفقیه در فرانسه به کشتار گسترده
.
#حکومت_دینی #حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ #انقلاب_ملی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin