نقدآگین
12.2K subscribers
3.87K photos
3.44K videos
93 files
9.15K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📗اسلام به‌مثابهٔ ایدئولوژی سیاسی

✍️#علیرضاموثق

1️⃣ من روشنفکران دینی را فی‌المجموع برای جامعهٔ اسلامی و مسلمانان، مفید می‌دانم؛ زیرا مسلمانان را به خدا و دینی دعوت می‌کنند که با «عدالت و حقوق بشر و دموکراسی» سازگار است. منتها مناقشه‌ای تئوریک و دین‌شناسانه و حقیقت‌جویانه دارم (صرفنظر از کارکرد فی‌المجموع مفید نظریاتِ مدنظر برای مسلمانان). به نظرم روشنفکران دینی، خوبی‌های خودشان که در اسلام وجود ندارد را به اسلام نسبت می‌دهند.

2️⃣ قرآن، اگر دغدغه‌اش، ایمان و اخلاق بود، منطقاً باید تصریح و تکرار می‌شد که مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر و نیز ملحدان و مرتدهای اخلاقی به بهشت می‌روند و در دنیا نیز حقوق برابر با مسلمانان دارند.

🍂 از طرف دیگر، مخاطبانِ قرآن، ملحدین و ماتریالیست‌ها نبودند تا ادعا کنیم که ارادهٔ اسلام، بسط ایمان و معنویت بوده‌است. مخاطبانِ قرآن، تقریباً همگی، مؤمن به خداوند بودند. یهودیان و مسیحیان، مؤمن به خداوند بودند. حتی بت‌ها نماد نیروهای قدسی بودند و لذا بت‌پرست‌ها نیز مؤمن بودند. اگر دغدغهٔ اصلی قرآن را ایمان بدانیم، دعوت مؤمنان به ایمان، تحصیل حاصل است؛ مثل اینکه من دکتر سروش را به ایمان دعوت کنم.

🍂 در اسلام، پیروان ادیان دیگر، حتی مؤمنانِ اخلاقی، سرکوب می‌شوند. در اسلام، قتل و غارت و به بردگی گرفتنِ اهل کتاب و حتی مؤمنان اخلاقی در ادیان دیگر، مجاز است (توبه: ۵ و ٢٩). انسان مرتد، ولو اگر مؤمن و اخلاقی و دانشمند باشد، اعمال نیکش ضایع می‌شود و تا ابد به جهنم می‌روند (بقره: ٢١٧). قرآن، مسلمین را به نفرت ابدی از مشرکان، حتی از مشرکان اخلاقی دعوت می‌کند (ممتحنه: ۴).

🍂 منکران نبوت و قرآن، حتی اگر مؤمن اخلاقی باشند، در جهنم شکنجه می‌شوند و در چرخه‌ای ابدی، پس از سوختن، پوست و گوشت جدید جهت سوزانده شدن بر استخوان‌هایشان رویانده می‌شود (نساء: ۵۶).

🍂 در اسلام، تبعیض حقوقی علیه اهل کتاب و دیگر مؤمنان وجود دارد و لذا با ظلم ساختاری و آپارتاید مواجه هستیم که خودش، اخلاق‌ستیز است.

🍂 با این وصف، دال مرکزی قرآن، نه ایمان و اخلاق، بلکه ارادهٔ قدرت و سلطه است. قرآن، یک ایدئولوژیِ سیاسیِ توتالیتر و تمامیت‌خواه است و امرقدسی به استخدامِ ارادهٔ قدرت و سلطه درآمده‌است. مثلث سرکوب در اسلام عبارت است از: «یا شمشیر و مرگ، یا اسلام و خراج، یا ذلت و جزیه» که به هرشکل، عنصر مادی (یعنی خراج یا جزیه) فراموش نمی‌شود.


#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_روشنفکران

➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📅 بیست و یکم امرداد [دیروز]
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 بیست و یکم امردادماه با جنگ‌ها و وقایعی ریز و درشت در قلمرو ایران‌زمین مصادف بوده است.

🗓 #در_چنین_روزی به سال ۴۷۸ هجری خورشیدی سپاهیان صلیبی به رهبری گادفری اهل بویلون[1] در نبرد عسقلون[2] بر ارتش فاطمی به فرماندهی افضل شاهنشاه وزیر دولت فاطمی مصر غلبه کردند و این واپسین نبرد در دور نخست زنجیره‌ی جنگ‌های صلیبی بود.

🗓 در سال ۵۰۰ شاه گرجستان داوید چهارم در نبرد دیدگوری[3] بر سپاهیان سلجوقی که زیر فرمان ایلغازی می‌جنگیدند غلبه کرد. در این جنگ بزرگ ۵۵ هزار گرج و قبچاق و آلان و سکا در برابر نزدیک به صد هزار ترک و عرب و آرانی و ارمنی صف آراستند و تلفاتی سنگین به هر دو طرف وارد آمد.

🗓 در ۵۴۳ نورالدین ابوالقاسم محمود بن عمادالدین (زنگی حاکم دمشق و حلب) با نُه هزار سرباز، به جنگ صلیبی‌ها شتافت و در نبرد حریم که در اَرطاه در نزدیکی انطاکیه درگرفت، بر ارتش ۳۰ هزار نفره‌ی مسیحیان که انطاکیه و طرابلس را در دست داشتند -و با قوای بیزانس پشتیبانی می‌شدند- غلبه کرد و تقریباً همه‌ی سرداران صلیبی را به اسارت گرفت.

🗓 در ۱۱۴۴ شاه عالم دوم فرمانروای گورکانی و رابرت کلایو[4] که نماینده‌ی کمپانی هند شرقی بود عهدنامه‌ی الله‌‌آباد را امضا کردند و این آغازگاه حکومت رسمی انگلیسی‌ها در هند بود. بر اساس این عهدنامه که ده ماه پس از نبرد خونین بخار به هندیان تحمیل شد، شاه عالم پذیرفت که کمپانی هند شرقی به اسم شاه انگلستان از قلمرو بهار و اوریسا و بنگال که تسخیر کرده بود مالیات بگیرد و در این نواحی، حقوق دیوانی داشته باشد؛ یعنی به تعبیری، دولت گورکانی هند حضور دولت انگلیس در هند را به رسمیت شمرد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📅 بیست و دوم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار

🗓 #در_چنین_روزی به ۱۳۳۳ هم رادیو پاکستان برای نخستین بار «قوامی ترانه» را که سرود ملی این کشور است از رادیو پخش کرد. تقریباً کل این سرود به زبان پارسی است.

🗓 در همین روز به سال ۵۸۲ میلادی موریس[1] امپراتور روم شرقی شد.

📅 حوادث تاریخی جهان
🗓 در ۱۰۰۳ هجری خورشیدی لویی سیزدهم کاردینال ریشیلو[2] را به مقام صدارت منصوب کرد و این یک روز بعد از منصوب شدن او به مقام مشاور شاه بود. حدود سه قرن بعد در ۱۲۹۹ لهستانی‌ها در ورشو هجوم ارتش سرخ شوروی را پس زدند و بر روس‌ها غلبه کردند.

🗓 در این بین به سال ۱۳۴۳ آخرین اعدام در انگلستان انجام شد.

🗓 در ۱۲۹۳ نبرد لورن[3] که نقطه‌ی عطفی در جنگ جهانی اول بود آغاز شد. این نبرد با تک فرانسویان برای پس گرفتن منطقه‌ی موزل که توسط آلمانی‌ها اشغال شده بود، شروع شد. این نبرد که ۱۱ روز به درازا کشید به قیمت جان نزدیک به پنجاه هزار نفر تمام شد. در ۱۳۲۶ پاکستان از انگلستان خودمختاری یافت ولی بخشی از کشورهای مشترک‌المنافع محسوب می‌شد.

🗓 در ۱۳۳۸ نخستین گردهمایی لیگ فوتبال آمریکا برگزار شد.

🗓 این روز در ضمن با خشونت‌هایی مذهبی هم مصادف بوده‌است.

🗓 در سال ۹۱۵ هجری خورشیدی راهبان بودایی کیوتو که به معبد اِنریاکوجی[4] وابسته بودند به معابد فرقه‌ی نیچی‌رِن[5] حمله بردند و ۲۱ معبد را در آتش سوزاندند.

🗓 هفده سال بعد در ۹۳۲ میکائیل سِروِتوس[6] دانشمند زیست‌شناس و فیلسوف اسپانیایی در ژنو به دستور ژان کالون[7] دستگیر شد. پروتستان‌هایی که زیر فرمان کالون در این شهر یک دولت مذهبی تشکیل داده بودند، سروتوس را به جرم کفر و زندقه محاکمه کردند و سه ماه بعد بر تیرکی بستند و زنده زنده سوزاندند. آرای نوآورانه و جسورانه‌ی این دانشمند باعث شده بود هم کاتولیک‌ها و هم رهبران پروتستان از جمله مارتین لوتر[8] او را تکفیر کنند و آرزومند مرگش باشند.

🗓 چهارصد سال بعد مذهب مدرن شگفت‌انگیزی به نام مارکسیسم بر اروپا استیلا یافت و در نتیجه در بیست و دوم امرداد سال ۱۳۴۰ پیروان کمونیست این آیین که بر آلمان شرقی حاکم شده بودند، بین حریم خودشان در برلین و بخش‌های غربی شهر حصار کشیدند تا از فرار شهروندان نامؤمن به غرب جلوگیری کنند.

🗓 دو نوآوری فنی مهم هم در این روز رخ داده است. یکی به سال ۱۲۹۲ که هری بریرلی[9] برای نخستین بار فولاد ضدزنگ را در لندن تولید کرد، دیگری به سال ۱۳۲۱ وقتی که پروژه‌ی مانهاتان، طرح آمریکا برای تولید سلاح هسته‌ای آغاز شد.

🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز

➖➖➖

🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
📘پایان مشروطیت

✍️ دکتر #احمد_فعال

✂️برش انتهایی متن: چرا مشروطیت به پایان رسیده‌است؟ (۱/۳)

🍂 مقدمتا باید دقیق روشن کرد که مشروطیت دنبال چی بود؟ اگر معلوممان شود که مشروطیت و مشروطه‌‌خواهان دنبال چه چیزی بودند، آنگاه معلوم ‌می‌شود چرا ما به «پایان مشروطیت» رسید‌ه‌ایم؛ حتی به تعبیری ‌می‌توان گفت مشروطیت از همان زمان که رضاشاه به قدرت رسید، به پایان خود رسید.

🍂 اگر جمهوری‌‌خواهی‌ای را که رضاشاه به هر انگیز‌ه‌ای اعلام کرد، روشنفکران و روحانیون با آن همراهی ‌می‌کردند، ما ‌می‌توانستیم به یک تراز بالاتر از مشروطیت نائل شویم، اما وقتی رضاشاه به سلطنت رسید و پس از انتخابات پنجم مجلس به بعد (و دستچین کردن نمایندگان به کمک پلیس) و و طویه خواندن مجلس توسط رضا شاه، کار مشروطیت تمام شد.

🍂 مشروطیت دنبال چی بود؟ و چرا معتقدیم مشروطیت به پایان رسیده و اکنون یک طرز فکر «عقب‌مانده» به حساب ‌می‌آید. در اینجا دو دلیل ‌می‌آورم و هر دو دلیل مربوط ‌می‌شود به دو خواستی که مشروطه‌‌خواهان به دنبال آن بودند؛ چون این خواسته‌ها و دلایل امروز کارکرد خود را از دست داد‌ه‌اند، معتقدم که فکر مشروطه‌‌خواهی یک فکر عقب مانده‌است.

🍂 دلیل نخست، این بود که مشروطه‌‌خواهان با «وضع قانون»، با هدف «محدود کردن قدرت شاه»، قصد داشتند تا رشته امور حکمرانی را از سلطنت تفکیک کنند. اگر در طول یکصدسال از تلاش‌‌ها برای به سامان کردن وضع کشور در تنظیمات قانونی، یعنی از زمان آخوندزاده در آغاز قرن سیزدهم تا کودتای ۱۲۹۹ توسط رضا شاه (و حتی بعد از آن تا امروز)، بخواهیم یک دوره را درست حسابی اشاره کنیم که به قانون مشروطیت عمل شد، همان دوره صدارت امیرکبیر است.

🍂 امیرکبیر هم «خواستِ روشنفکران و مشروطه‌‏خواهان» و هم «جوهر قانون اساسی مشروطه» را که ۵۵ سال بعد به تصویب رسید، در مدت صدارت خود به اجرا درآورد. او ناصرالدین شاه را به یک شاه هیچ‌کاره تبدیل کرد. شاهی که سرگرمی و کار اصلی او «کتابخوانی» بود. به قول کیانفر:

«بسیاری، همین را علیه امیر استفاده کردند و در پشت پرده گفتند: سر این بچه ـ ناصرالدین‌ شاه ـ را با کتاب گرم کرده و خودش حکومت می‌کند[۱۳]».

🍂 امیرکبیر این فقره مهم از مشروطیت را قبل از مشروطیت، واقعاً به اجرا در آورد؛ پس از آن، مصدق در سال‌هایی که نخست وزیر شد، کوشش داشت تا شاه را به یک شخصیت هیچ‌کاره در قدرت سیاسی تبدیل کند، اما اولاً شخص شاه مدت زمانی گذشته بود که «رسم پادشاهی و استیلای قدرت» را به‌خوبی فراگرفته بود، دوم اینکه، دول خارجی از جمله انگلیس و آمریکا، اکنون منافع استراتژیکی به نام «نفت» دست یافته بودند که هرگز ‌نمی‌توانستند از آن چشم‌پوشی کنند، به‌همین دلیل، قاعده و قرار این بود که مصدق، هرگز در این راه کامیاب نشود.

🍂 به‌علاوه، در دوره مشروطیت، هیچ نیروی سیاسی و مذهبی وجود نداشت که بیرون از ساختار نظام سلطنتی، طرح و یا نظام سیاسی دیگری را در سر بپروراند. روشنفکران هم با وجود اطلاع از جوامع پیشرفته، هیچ برنامه‌‌ای برای بیرون رفتن از ساختار نظام سیاسی موجود نداشتند. اساساً در آن زمان بحثی به عنوان «ساختارشکنی» وجود نداشت.

🍂 همچنین بحثی درباره «فرم و محتوای نظام سیاسی» وجود نداشت؛ نه در باب سیاست، بلکه در ساحت «فرهنگ و سنت» نیز بحثی درباره «ساختارشکنی» وجود نداشت.

🍂 جلوتر توضیح خواهم داد که حتی ضد سنتی‌ترین و ضد دینی‌ترین افراد مثل میرزا فتحعلی آخوندزاد، سعی کردند اندیشه‌‌های ضددینی خود را در «قالب دین» و با «تصحیح رویکرد دینی» بیان کند. مراجع دینی امر سلطنت را یک «ودیعه الهی و دینی» ‌می‌پنداشتند؛ مشکل آنها در اجری «احکام دینی» و «فساد پادشاه و درباریان» بود. فکر ‌می‌کردند اگر «پادشاه ظلمه» به «پادشاهی عادل» تبدیل شود، همه امور جامعه بسامان خواهد شد. هیچ مرجع دینی حتی لحظ‌ه‌ای درباره نظام دیگری به جز «سلطنت» فکر نکرد و هیچ آگاهی‌ای حتی در اندازه فارابی، از «نظامات سیاسی» نداشتند. شخصی مثل میرزا ابوطالب بهبهانی، نویسنده کتاب منهاج العلی که به گمان او تمدن غرب هیچ منافاتی با اسلام ندارد، و به قول آدمیت، اصول لیبرالیسم را هم ‌می‌پذیرد، وقتی می‌خواهد به تقسیم‌بندی نظامات سیاسی بپردازد، همه نظامات سیاسی را به دو دسته «مقیده» و «مطلقه»، و بعد هر کدام از اینها را به دو قسم «منظمه» و «غیرمنظمه» تقسیم ‌می‌کند و بعد در ادامه، حکومت ایران را از نوع «مطلقه نامنظمه» تعریف ‌می‌کند[۱۴]. این تمام آگاهی یک روحانی مترقی‌ای بود که از نظامات سیاسی داشت.

(ادامه دارد)

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۲ دقیقه
🔖 ۴۴۵۲ کلمه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پایان مشروطیت

✍️ دکتر #احمد_فعال

✂️برش انتهایی متن: چرا مشروطیت به پایان رسیده‌است؟ (۲/۳)

🍂 روشنفکرانی هم که عموماً از نظامات سیاسی درکی داشتند، درک آنها خیلی گسترده نبود؛ علاوه بر اینکه نیک ‌می‌دانستند که بدون همراهی مراجع دینی، امکان پیاده کردن اندیشه «مشروطه‌‌خواهی و ترقی» وجود نداشت. از این نظر، ملاحظه ‌می‌کنید که عصر مشروطیت به ضروت محکوم به «فقط یک نظام سیاسی» بود، آنهم «نظام پادشاهی»؛ لذا تمام کوشش آنها این بود که در قالب همین نظام سیاسی طرحی برای هیچ‌کاره کردن پادشاه و مقید کردن و مشروط کردن قدرت پادشاه به قید قانون دراندازند.

🍂 امروز در وضعیتی هستیم که نظام پادشاهی تنها «یک گزینه از چندین گزینه نظام سیاسی» است که پیشاروی جامعه و روشنفکران و دانشگاهیان قرار دارد.

🍂 نظام پادشاهی یکبار در ایران منسوخ شد و برگشت به نظام پادشاهی، یک فکر عقب‌مانده است. این مسئله به‌قدری وضوح دارد که رهبری جریان پادشاهی، از «صراحت» بازگشت به نظام پادشاهی امتناع می‌کند.

🍂 روشنفکران مشروطه به پذیرش پادشاهی محکوم بودند، چون قاعده «ساختارشکنی» در فکر هیچ روشنفکری وجود نداشت و به‌علاوه، هیچ مرجع دینی نمی‌توانست درکی از نظام دیگری غیر از نظام پادشاهی در سر داشته‌باشد، اما امروز، به غیر از «منسوخ شدن پادشاهی» و «گستردگی اندیشه‌ها در باب نظامات سیاسی»، هیچ دلیل وجود ندارد که جامعه و کنشگران، آراء سیاسی خود را در قالب «مشروطه‌خواهی» تنظیم کنند.

🍂 دومین دلیل، این است که مشروطه‌‌خواهان همان قانون و تنظیمات را ‌می‌خواستند در قالب سیاست ایرانی-اسلامی بگنجانند تا هم امکان عملی شدن آن را در سطح افکار عمومی بیابند و هم آنکه، با مخالفت روحانیون مواجه نشوند. این است که تقریباً همه روشنفکران عصر مشروطه، افکار خود را به اسلام‌گرایی آراست‌اند تا پذیرش آن را در جامعه و حتی در دستگاه سیاسی میسر کنند.

🍂 اگر آثار برجسته‌ترین روشنفکران و اندیشه‌گران مشروطه را مطالعه کنید، من دستکم ندید‌ه‌ام که کسی مشروطه را بیرون از اسلام جستجو کند. کتاب «یک کلمه» اثر میرزایوسف خان مستشارالدوله در واقع، برگردانی از اعلامیه حقوق بشر فرانسه بود. ناظم‌الاسلام کرمانی قسمتی از نامه‌ میرزا یوسف‌خان به مظفرالدین میرزای ولیعهد را چنین نقل می‌کند:

«عقیده حکما و سیاسیون جمهور ملل متمدن بر این است که رفع خطرات و چاره اشکالات ایران را به همین دو کلمه می‌توان اصلاح کرد که باید از اعمال گذشته چشم پوشید و شروع به تأسیس قوانین تازه نمود. از این راه می‌توان احترام و اعتبار سابقه دولت و ملت قدیم ایران را در انظار اقوام خارجه و ملل متمدنه و همسایگان مجدداً جلب کرد و این مطلب در نظر خردمندان مستقیم‌الادراک چنان واضح و آشکار است که محتاج به همین دلیل و برهان نیست. محتمل است بدین وسیله آثار و اسبابی که نیکبختی مملکت را امنیت تواند داد، به دست آید که بعدها مأمورین دوایر دولتی، از عالی و دانی و بزرگ و کوچک، در اعمال و افعالی که درخور درجه مأموریت ایشان است، خود را به انقیاد و اطاعت مواد احکام قانونیه مکلف بدانند و مساوات حقوقیه به عموم اهالی و زیردستان، از هر صنف و طایفه، داده شود[۱۵]».

🍂 مستشارالدوله در این کتاب کوشش داشت تا نشان دهد که اجرای قوانین جدید و آنچه که در اعلامیه حقوق بشر فرانسه وجود دارد، نه تنها مغایر با اسلام نیست، بلکه مطابق با «روح اسلام» است.

🍂 میرزا یوسف‌خان در خاتمه هر فصل از کتاب «یک کلمه»، سخنان خود را با آیات قرآن می‌آراست تا انطباق اندیشه خردگرایی و فردگرایی را با اسلام سازگار نشان دهد. در نامه‌ای به آخوندزاده می‌نویسد:

«کتاب روح‌الاسلام انشاءالله تا دو ماه تمام می‌شود… خوب نسخه‌ای است، یعنی جمیع اسباب ترقی و سیویلیزاسیون از قرآن مجید و احادیث صحیح، آیات و براهین پیدا کرده‌ام که دیگر نگویند فلان چیز مخالف آیین اسلام یا آیین اسلام مانع ترقی و سیویلیزاسیون است[۱۶]».

(ادامه دارد)

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۲ دقیقه
🔖 ۴۴۵۲ کلمه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘پایان مشروطیت

✍️ دکتر #احمد_فعال

✂️برش انتهایی متن: چرا مشروطیت به پایان رسیده‌است؟ (۳/۳)

🍂 شخصی مثل میرزا ملکم خان که الحق یکی از تواناترین روشنفکران عصر مشروطه است، کتابی ‌می‌نویسد با عنوان «تنظیمات». میرزا ملکم خان اصالتاً ارمنی‌ست و هیچ تقیدی هم به دین اسلام ندارد، اما همین شخص ‌می‌گوید:

«در دنیا هیچ نظم و حکومتی نمی‌بینیم که مبادی آن یا در قرآن یا در اقوال ائمه یا در آن دریای معرفت اسلام که ما احادیث می‌گوییم و حدود و وسعت آن خارج از تصور شماست به‌طور صریح معین نشده ‌باشد. کشف این حقیقت شرایط ترقی ما را به کلی تغییر داده است. حال عوض اینکه به جهالت سابق، تنظیمات مطلوبه را برویم از فرنگستان گدایی نماییم، این صراط مستقیم و این طرح تازه، جمیع خبط‌ها و ضررهای گذشته ما را بلاشک بهتر از انتظار هرکس‌ تلافی خواهد کرد[۱۷]».

🍂 باز در جای دیگه اضافه ‌می‌کند:
«کدام احمق گفته‌است که ما باید برویم همه رسومات و عادات خارجه را اخذ نماییم؟ حرف جمیع ارباب ترقی این است که احکام دین ما همان اصول ترقی است که کل انبیاء متفقاً به دنیا اعلام فرمود‌ه‌اند و دیگران این همه اسباب قدرت خود ساخته‌اند. ما هم به حکم عقل و دین خود باید همه اصول ترقی را چه از لندن، چه از ژاپون بلادرنگ اخذ نماییم[۱۸]».

🍂 ماشالله آجودانی در وصف این طرز تفکر که تفکر رایج روشنفکران مشروطه بود، در یک کلام ‌می‌گوید: «مشروطه ایرانی چیزی جز اسلامیزه کردن مشروطیت نیست»[۱۹].

🍂 آخوندزاه هم با وجود همه دشمنی‌ها که در کتاب مکتوبات خود با اسلام نشان می‌دهد، اما در نهایت به «پروتستانتیزم اسلامی: باور دارد. امین البرزی نویسنده مقاله «پروتستانتیزم و روح روشنفکری»، از قول آخوندزاده می‌نویسد:

«نویسنده نمی‌خواهد که آتئیست شوند و دین و ایمان نداشته باشند؛ بلکه حرف منصف این است که دین اسلام بنابر تقاضا و اوضاع زمانه بر پروتستانتیزم محتاج است، پروتستانتیزم کامل موافق شروط پروقره سیویلیزاسیون، متضمن آزادی و مساوات حقوقیه هر دو نوع بشر (زن و مرد)، مخفف دیسپوتیزم سلاطین شرقیه، در ضمن تنظیمات حکیمانه و مقرر وجوب سواد در کل افراد اسلام ذکورا و اناثاً[۲۰]».

🍂 در ادامه باز از قول آخوندزاده می‌نویسد:
«پروتستانتیزم عبارت است از مذهبی که حقوق‌االله و تکالیف عباداالله جمیعاً در آن ساقط بوده، فقط حقوق‌الناس باقی بماند[۲۱]».

🍂 خب وقتی آخوندزاده که تمام همّ او به قول خودش «هدم دین» است، و ملکم خان که اصالتاً ارمنی است و هیچ تقیدی به اسلام ندارد، اینچنین کوشش دارند تا «مدرنیته را در قالب اسلام بیان کنند»، خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

🍂 با شرح مختصری که درباره این دو دلیل آوردم، اکنون روشن ‌می‌شود که چرا و به چه دلیل ‌می‌گوئیم عصر مشروطیت به پایان رسیده‌است.

🍂 فکر کنم دلیل دوم روشن است و شاید نیازی به توضیح نباشد؛ چون هیچ مشروطه‌‌خواهی در دوران امروز نمی‌یابید که دنبال «اسلامیزه کردن نظام سیاسی» باشند، دنبال این باشند که قانون و تنظیمات اساسی کشور را به «مبادی اسلامی» درآویزد؛ نه تنها این ، بلکه برعکس، اگر به اغراق نگفته باشیمَ، دست‌کم اکثریت مشروطه‌‌خواهان از اسلام و دین بیزار هستند. امروز مشروطه‌‌خواهی یک فکر «ارتجاعی و عقب‌مانده» است. چرا؟ برابر با آنچه مشروطه‌‌خواهی دنبال آن بود ‌می‌گویم، این فکر یک فکر ارتجاعی و عقب‌مانده است.

🌐 مطالعهٔ متن کامل
⏰ زمان تقریبی مطالعه: ۲۲ دقیقه
🔖 ۴۴۵۲ کلمه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
نقدآگین
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM