نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.37K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📕نمایندگان ولی فقیه در فرنگستان

هرگز حدیث
غرب‌‌پناه کین‌خو شنیده‌ای؟

✍️#رضا_زمان

#یادداشت
#سیاسی #غرب_ستیزان


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕نمایندگان ولی فقیه در فرنگستان

هرگز حدیث
غرب‌‌پناه کین‌خو شنیده‌ای؟

✍️#رضا_زمان

آمریکاستیزی-غرب‌ستیزی را باید نوعی بیماری و مرض فکری و عقیدتی دانست نه صرفاً یک موضع و نگاه سیاسی.

این بیماری، در خیال و وهم انسان، موجودی موهوم و تخیلی ساخته است در هیئت یک هیولای ذاتاً شر و فاسد، به‌نام غرب و آمریکا.

این دیو ترسناک، هر لحظه و هرجا، به‌دنبال اشغال جهان است و در فکر نقشه و توطئه‌ای علیه نیروهای خیر تا زمین‌شان بزند.
هرکسی باید سربازی باشد برای کشتن و دریدن این دیو و هیولای پلید.

ایده‌ی فاشیستی غرب‌زدگی، چپ مارکسیستی-لنینیستی ایرانی، روحانیت، اسلام‌گرایی و حکومت دینی، در تولید و توزیع این مرض بیشترین نقش را داشته‌اند.

به‌راستی که زوال عقل و انحطاط خرد، ضعف تحلیل و سستی تشخیص، مهم‌ترین عارضه‌ی این بیماری مهلک است که یک آدم و یک جریان و یک جامعه را به بلاهت و حماقت و سفاهتِ لگام‌گسیخته‌ای می‌کشاند که مهاری برایش نمی‌توان دید. تا آنجا خرد و عقل را می‌خشکاند که حتی برای ستیز با غرب و آمریکا، دوستی با تروریست‌ها و همکاری با فاشیست‌ها و نوکری و پادویی برای سفاک‌ترین استبدادها و جبارترین دیکتاتوری‌ها هم، بدل به یک امتیاز و افتخار می‌شود.

نهایتِ آمریکاستیزی-غرب‌ستیزی همین است؛ دفاع و حمایت از ترور و وحشت و خشونت و جباریت و استبدادی که بر دموکراسی لیبرال آمریکایی-غربی می‌شورد و در برابر ارزش‌های دموکراتیک مدرن مقاومت می‌کند و در برابر دنیای جدید می‌ایستد.

نماینده ولی فقیه در لندن، تنها یک الگوی شناخته‌شده از این بیماری آزادی‌ستیز و معرفت‌سوز است.

او اما ریاکارانه و مزورانه این بیماری را با خود حمل می‌کند؛ از دل انگلیس، علیه غرب و آمریکا! این عجیب است؟ البته که نه، فقدان عقل و تدبیر، اخلاق انسانی را هم به تباهی می‌کشاند. تبدیل به هیولایی می‌شوند که در اوهام خود از غرب ساخته‌اند.


✍️ #بهرام_بسطامی:
برای این ستیزندگانِ رادیکالِ غرب، که جز تباهی و جنایت در آن نمی‌بینند، و حتی لحظه‌ای خانه‌ها و تریبون‌های آزاد رسانه‌ای در غرب ِنجس و ذاتا وحشی و دارالکفر را رها نمی‌کنند، و به بلاد اسلام و شیعه‌ی انقلابی و بلاد سنت و تجاربِ قدسی، و ایرانِ اهوراییِ کورش بزرگ برنمی گردند تا در کنار ما و در نماز جمعه‌های هر هفته، بر دهان غرب بکوبند، و شرایط سیاسی-اقتصادی حاضر بر جامعه‌ی ما را تجربه کنند، لیست درازی وجود دارد: از عطاءالله مهاجرانی و سید حسین نصر گرفته، تا اردشیر زاهدی، داریوش سجادی، علی‌ علیزاده و حمزه غالبی و...

حتی چپ‌های ضد امپریالیسمِ آمریکا هم، به آن اهریمنِ ضدخلقی و کشورهای سرمایه‌داری پناه می‌برند، و روسیه و چین و کره‌ی شمالی را امن نمی‌دانند، یا کشورهای هم ایدئولوژی، راهشان نمی‌دهند!
این‌ دسته‌ی نایاب باید موضوعِ بررسی‌های سنخ روان‌شناسی قرار گیرند، که حقیقتا بنا به چه انگیزه‌هایی و چه نوع تصورات و احساسات دچارِ اختلال شده‌ای، خود را سرباز مبارز با غرب، در دل آزادی‌های غربی می‌بینند؟

آدم اگر بخواهد آلوده به ویروس توطئه‌باوری هم بشود (که اکثر غربستیزان به آن مبتلا هستند)، با توجه به آزادی این‌ها که اکثرا در رسانه‌های غربی نفوذ و برو و بیا دارند، شک می‌کند که همانطور که غرب بعضا، سودش در طالبان و داعش و حکومت آخوندی است، که مرتب با هم و با مردمِ خود در جنگ باشند، و در عصر حجر فکری-سیاسی بمانند و مصرف‌کننده‌ی خام‌فروش ابدی و صادر کننده‌ی رایگان سالانه‌ی سیلی از تکنسین‌ها و متخصصین باشند؛ این‌ها را هم تولید می‌کند یا اجازه‌ی جولان می‌دهد تا به قدرت‌های ارتجاعی و ایزوله‌، امتداد دهند و مردم را در گردابی از اوهام اسیر کنند!
ورنه چنین ستیزندگان مطلق‌گرایی، جایشان در محیطی است که عاشقش هستند، نه جایی که صبح و شام به آن دشنام می‌گویند و کلیتش، و نه یک کشور یا دولت یا مذهب خاص را، وحشی و جهنمی می‌دانند و وکیل مدافع قدرت‌های تمامیمت‌خواه و مادام‌العمر شرقی می‌شوند!

📕یادداشت مرتبط:
بررسی مشکلاتی که با آمریکا نداریم!


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕بررسی مشکلاتی که با آمریکا نداریم!

✍️#سراج_الدین


#یادداشت
#سیاسی #غرب_ستیزان


نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕بررسی مشکلاتی که با آمریکا نداریم!

✍️#سراج_الدین

اگر حتی یکبار با کسانی که سرسختانه با هر‌گونه تعاملی با آمریکا مخالفت می‌کنند گفتگو کرده باشید، قطعا شنیده‌اید که ابتدا به کودتای ۲۸ مرداد اشاره می کنند و سپس تاریخچه دشمنی آمریکا با ایران را مرور می‌کنند. البته اگر به آنها بگویید که روسیه جنایت‌های به مراتب بیشتری انجام داده است می گویند: قبول، اما او امروز دوست ماست ولی جمهوری اسلامی به لحاظ عقیدتی و ایدئولوژیک با آمریکا اختلافاتی دارد که هرگز قابل حل نیست.

اما حقیقتا منظور از «اختلافات ایدئولوژیک» چیست؟ آمریکا به عنوان نماد و سمبل نظام سرمایه‌داری شناخته می شود. نظامی که در آن به لحاظ اقتصادی همه چیز به دست بازار آزاد سپرده می شود و دولت با شانه خالی کردن از هر وظیفه ای (تامین فرصت های برابر در آموزش، درمان، اشتغال و ... ) خود را تنها پاسدار سرمایه‌ها می داند.
به‌علاوه سرمایه داری رادیکال بر کاهش مالیات ثروتمندان با هدف تشویق آنها به سرمایه‌گذاری و تولید بیشتر تاکید می‌کند.

اگر همین چند جمله ساده را برای توصیف نظام آمریکا بپذیریم، حقیقتا این سوال مطرح می‌شود که کشوری مانند ایران که تمامی جناح‌های سیاسی آن بر خصوصی‌سازی در تمامی حوزه‌ها، و به ویژه درمان و آموزش، تاکید می کنند، از تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری جلوگیری می کنند، با سرکوب اعتراضات کارگران همراهی نشان می دهند، از هر نوع تشکل‌یافتگی جامعه ممانعت می‌کنند و مسئولینش به صراحت می گویند «وظیفه دولت راه سازی و خانه‌سازی نیست و اینها باید توسط خود مردم انجام شود» (بخوانید بخش خصوصی بسازد و مردم پولش را بدون حمایت دولت بدهند)، چگونه می تواند با ایدئولوژی سرمایه داری آمریکا مشکل داشته باشد؟

اگر کشورهایی مانند کوبا و کره شمالی با آمریکا مخالفت می کنند و دلیل آن را ضدیت با سرمایه داری عنوان می کنند در عمل نیز از سرمایه‌داری دوری می کنند و حداقل تحصیل و درمان رایگان را برای همه مردم فراهم می‌کنند.

در آمریکا هستند سیاستمداران مهم و تاثیرگذاری مانند برنی سندرز یا الیزابت وارن که با حمایت از درمان و آموزش رایگان و همچنین تشکیل تشکلات کارگری برای افزایش حداقل درآمد و تامین حقوق کارگران، چرخ‌دنده‌های خشن نظام سرمایه‌داری را به نفع طبقات پایین کُند می کنند و سعی می‌کنند با افزایش مالیات اقشار پردرآمد منابع لازم برای برنامه های حمایتی خود را تامین کنند.

اما در ایران حتی یک چهره شناخته شده سیاسی به این موضوعات اشاره نمی‌کند و اگر از چند رفتار پوپولیستی و ابراز همدردی ظاهری با محرومین بگذریم (که برخی حتی زحمت همین نمایش را هم به خود نمی‌دهند)، همه در خصوصی سازی (بخوانید خودمانی‌سازی) و رها کردن مردم همداستان هستند.

جالب‌تر اینکه در ایران صاحبان مشاغل و سازمان‌های ثروتمند (مانند آستان قدس، پزشکان، بازرگانان، صاحبان املاک و خانه های خالی و ...) اصلا مالیات نمی‌دهند و دولت نیز حتی در شرایط سخت اقتصادی و کسری بودجه شدیدی که گرفتار آن است تمایلی به اخذ مالیات از آنها نشان نمی‌دهند!

با کمی دقت در رفتار گروه‌های سیاسی مختلف به خوبی متوجه می شویم که در ایران اگر اختلاف نظری وجود دارد بر سر تقسیم منافع حاصل از نظام سرمایه و خصوصی سازی اموال ملی است وگرنه کسی با اصل موضوع مشکلی ندارد.

به نظر می رسد ما با مهم‌ترین ویژگی دولت آمریکا مشکلی نداریم و احتمالا اختلاف حل نشدنی ما با آنها این است که آمریکایی‌ها به اندازه‌ی ما در پیاده سازی سیاست‌های نئولیبرال جدی نیستند و در حمایت از نظام سرمایه‌داری افسارگسیخته و بی‌ضابطه عمل نمی‌کنند.

📕یادداشت مرتبط:
هرگز حدیث غرب‌‌پناه کین‌خو شنیده‌ای؟



🌾@Naqdagin
📘لیبرالیسم‌ستیزان کجایند؟

✍️دکتر #نظام_بهرامی_کمیل

بیش از یک دهه است چپ‌های تقلبی و اساتید عافیت‌طلب، با چسبیدن به اسم رمز «نئولیبرالیسم» هر بدبختی و مشکلی در کشور را نتیجه سیطره و تسلط نئولیبرالیسم در ایران می‌دانند.
طبق ادعای این دسته از تحلیلگران؛ از بیکاری و تورم و فساد سیستماتیک تا گرانی قبر و افزایش جراحی بینی و اُبژه شدن بدن زنان و خلاصه همه بدبختی‌های ما به دلیل حاکم شدن رویکرد نئولیبرالیستی و سیاستهای بانک جهانی
و صندوق بین الملی پول است.

این تحلیلگران پر مدعا که اکثرا در دانشگاه‌ها جاخوش کرده‌اند خوب می‌دانند که استخدام و تداوم تدریسشان به این وابسته است که آدرس غلط به جامعه بدهند. از آنجا که تحلیل‌های فانتزی و آبکی آن‌ها تنها برای فریب دانشجویان است، همیشه در مورد موضوعات اساسی جامعه و در بزنگاه‌های مهم تاریخ سکوت پیشه کرده‌اند.

خیلی خیلی مشتاقم تحلیل این دسته از اندیشمندان چپ‌نما را (که همه مشکلات را نتیجه اعمال سیاست‌های خانمان‌سوز نئولیبرالیستی می‌دانند) در مورد وضعیت موجود هم بدانم؟

ای اندیشمندانی که همه پدیده‌ها را نتیجه سیطره نئولیبرالیسم در ایران و جهان می‌دانید، لطف کنید و در مورد وضعیت ایجاد شده در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو هم تحلیل‌های مشعشع و افاضات درخشان خود را ارائه کنید؟

لطفا به ما نشان دهید، چطور نئولیبرالیست‌ها، پازل انتخابات روبرو را هم برای ما چیده‌اند؟ نقش بانکداران، سهامداران، کارگزاران مالی و کارفرمایان را در صحنه انتخابات ریاست جمهوری از تایید نامزدها تا ایجاد یا عدم ایجاد انگیزه در رای دهندگان و در نهایت بیرون کشیدن رئیس جمهور موردنظرشان از صندوق‌های رای به ما نشان دهید؟

اگر در مورد انتخابات پیش رو و عواملی که وضعیت موجود را ایجاد کرده، حرفی برای گفتن ندارید؛ لطفا صادق باشید و بگوید چسبیدن به «نقد نئولیبرالیسم» تنها برای فرار از واقعیات بوده است.

اگر این انتظار زیاد است دست‌کم بعد از این سکوت کنید و مدام با دشمن خودساخته خیالی یعنی نئولیبرالیسم دست و پنجه نرم نکنید.



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
📘چپ محافظه‌کار: رادیکال‌های «لب و دهنی» نئولیبرالیسم‌باز

✍️ دکتر #حسن_محدثی

🔻محافظه‌کاری انواع و اقسام دارد، اما چیزی که در همه‌ی اشکال آن مشترک است، نپرداختن به امور اصلی است.

🔻چپ نام‌بردار است به نقد بنیادی‌ی نیروهای استثمارگر و روابط سلطه.

🔻اما چپ محافظه‌کار شکل جدیدی از چپ است که در درون وضعیت موجود هضم شده و بخشی از آن گشته است.

🔻محافظه‌کاری‌ی چپ‌گرایانه می‌تواند به یک نیروی همه‌جا حاضر جهانی هم‌چون نیرویی اهریمنی ارجاع بدهد بدون این‌که به نیروهای ملموس این‌جایی بپردازد.

🔻نئولیبرالیسم همان نیروی اهریمنی‌ی جهانی است. با حمله به نئولیبرالیسم هم می‌توان ژست نقادی‌ی رادیکال گرفت و هم به هیچ نیروی مشخصی در این‌جا و اکنون اشاره نکرد.

🔻حمله به نیروی اهریمنی‌ی نئولیبرالیسم وجاهت می‌آورد و شما را در صف مقدم جبهه‌ای خطرناک و مهم معرفی می‌کند. شما هم‌چون منتقدی رازگشا جلوه خواهی کرد زیرا به بنیادها پرداخته‌ای و ساختارهای مرموز و ناشناخته را آشکار ساخته‌ای.

🔻بدین ترتیب، با حمله به نیروی اهریمنی‌ی نئولیبرالیسم می‌توان بازار نقادی را گرم نگه داشت و به هیچ نیروی واقعی در این‌جا و اکنون اشاره نکرد و جبهه‌ای در عالم انتزاع ساخت و بحث و گفت‌وگو راه انداخت و ژست چپ را حفظ نمود و محافظه‌کارانه زیست.

🔻اما این جبهه انتزاعی است و در نتیجه هیچ خطری متوجه شما نخواهد بود.

🔻به‌عبارت دیگر، می‌توان در سخن رادیکالیست بود و در زنده‌گی محافظه‌کار. این است محافظه‌کاری‌ی چپ‌گرایانه و چپ‌گرایی‌ی محافظه‌کارانه.



نقدآگین
را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📻 پادكست
📸 اینستاگرام

🌾@Naqdagin
📘چپ غیرملی: جاده صاف‌کن‌ فاشیسم

✍️#آرمان_امیری

افسانه «دولت ضعیف / دولت کوچک»
محمدعلی همایون کاتوزیان، طی نیم قرن تلاش نظریه‌ای را در باب تاریخ ایران تدوین کرد که بیشتر با عنوان «جامعه کوتاه مدت» شناخته می‌شود. نظریه او را می‌توان به این صورت خلاصه کرد: تاریخ ایران، جدال مداوم یک جامعه ضعیف، در برابر تهاجمات دولت‌های قوی و مستقل از جامعه است.

با چنین خوانشی، تقریبا تکلیف دو پرسش مشخص می‌شود:

۱- مقصر اصلی وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً، هر آنکس که قدرت بیشتری دارد: دولت.
۲- راهکار عبور از این بحران تاریخی چیست؟ تقویت جامعه، شهروندان و نهادهای مدنی در برابر دولت.

البته انتقادات بسیار زیاد و غالبا درستی به نظریه کاتوزیان وارد شده است اما به باورم، بزرگترین نقطه قوت نظریه کاتوزیان، سنگ بنایی است که می‌تواند برای جریان دموکراسی‌خواهی فراهم کند. منتقدان کاتوزیان اما، دقیقا بر خلاف او، تاریخ ایران را به صورت «دولت ضعیف در برابر جامعه قوی» توصیف کرده‌اند. این گروه تمامی شواهد در مخالفت با نظریه کاتوزیان را گردآوری کرده‌اند تا از آن به شکل یک آنتی‌تز استفاده کنند. در چهارچوب نظری جدید:

۱- مقصر وضعیت نابسامان کشور کیست؟ طبیعتاً جامعه که در برابر دولت قوی و نفوذناپذیر بوده!
۲- راهکار عبور از بحران تاریخی چیست؟ تقویت دولت یا همان پروژه دولت مطلقه مدرن.

واقعیت این است که هرقدر انتقادات مطرح شده به نظریه کاتوزیان درست باشد، به همان میزان به مجموعه گزاره‌های جدید هم انتقادات فراوانی مطرح است. پس در وزنه تاریخی و علمی، ابدا رویکرد جدید برتری قابل ذکری به نظرات کاتوزیان ندارد. در وضعیت سیاسی اما، این جدال بسیار مهم‌تر و حتی تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

پروژه حذف کاتوزیان و برکشیدن نظریاتی همچون پروژه ایرانشهری یا ادعاهای نوصفویه‌گری، بیش از آنکه پشتوانه علمی و دانشگاهی کافی داشته باشند، مرهون تبلیغات فراگیر رسانه‌ای هستند. پروژه‌ای که اتفاقا با حمایت بخش‌های بسیار مهمی از داخل حاکمیت و حتی دولت فعلی و البته اصلاح‌طلبان تقویت شد تا امروز به یک ابرگفتمان در فضای ذهنی و رسانه‌ای بدل شود.

ابدا اتفاقی و بدون پشتوانه نیست که گروهی به ناگاه از لباس اصلاح‌طلبی و پشت نقاب «لیبرالیسم» بیرون می‌آیند و دم از ضرورت تشکیل دولت نظامیان می‌زنند. این‌ها سال‌هاست که اندیشه‌های شبه‌فاشیستی و راست‌گرایی اقتدارگرا را در دل یک پروژه روشنفکر ستیزی به جای لیبرالیسم به خورد جامعه داده‌اند و با برکشیدن امثال جواد طباطبایی در قامت یک فیلسوف خودخوانده، تمامی ارکان اقتدارگرایی حکومت را تئوریزه کرده‌اند.

در سوی دیگر هم، جریان چپ قرار دارد که متاسفانه طبق معمول هیچ نظریه تاریخی برای ایران ندارد و در نتیجه با تکرار کور شعارهای ضد «نئولیبرالیسم» خواسته یا ناخواسته در جناحی قرار می‌گیرد که مدعی است: «مشکل مملکت ما، دولت حداقلی، یا دولت ضعیف است و در نتیجه راه حل عبور از بحران، تقویت و بزرگ کردن دولت»!

«جاده صاف‌کن‌های فاشیسم»، صرفا شیفتگان نظم اقتدارگرای آلمانی یا ذوب شدگان در شهوت موشکی و جنگ‌های پیش‌دستانه نیستند. گاهی با تکرار کورکورانه یک انتقاد نامربوط، می‌توان به آتش همان تنوری دمید که برای ذوب کردن آزادی و دموکراسی افروخته شده است.

مساله این نیست که چپ‌ها نتایج فاجعه‌بار سیاست‌های خصوصی‌سازی یا گسترش تجاری‌سازی آموزش و بهداشت را به اشتباه تشخیص داده‌اند. نخیر. اتفاقا تمام این انتقادات به درستی مطرح می‌شود. مشکل اینجاست که چپ ایرانی، در غیاب یک نگاه بومی، قادر به تشخیص مرزها و تعاریف «دولت» در ایران نیست و «دولت» را با «قوه مجریه» اشتباه گرفته است.

دولت ایران، همان هیولای هزار سری است که به اسم «حاکمیت» می‌شناسیم و از طریق نهادهایی همچون بنیاد مستضعفان، کمیته اجرایی فرمان امام، آستان قدس، کمیته امداد و ... بزرگترین بخش ثروت کشور را تصاحب کرده، رسانه‌ها را به انحصار درآورده و از کانال سپاه اسلحه و قدرت نظامی را هم قبضه کرده است. یعنی بزرگ‌ترین دولتی که رژیم‌های توتالیتر شوروی و آلمان نازی هم به خواب ندیده‌اند. جامعه ایرانی هم طبق همان روایت تاریخی کاتوزیان به کلی در برابر این هیولای حکومتی بی‌دفاع مانده است. سیاست‌های خصوصی‌سازی هم صرفا پروژه‌های چپاولی است که از این جیب دولت به آن جیب واریز می‌شود، نه آنکه این هیولای عظیم را کوچک و ضعیف کند.

به باور من، تا زمانی که جامعه ایرانی نتوانسته روی پای خودش بایستد و نهادهای مدنی خودش را بنا کند و در مقاومتی موثر حکومت/دولت را وادار به شفافیت و پاسخ‌گویی کند، هرگونه گام برداشتن در راستای تقویت دولت فقط به معنای تقویت هیولایی است که تا همینجا نیز جامعه ایرانی را له کرده و به احتمال زیاد به زودی در جنگی خانمان‌سوز تمام ایران را به نابودی می‌کشاند.

🌾@Naqdagin