Telegram
نقدآگین
📘زندگیخواهی یا مرگخواهی؟ مسأله این است
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
.
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ساسانیان، سلسلهای که باید از نو شناخت
🔻دکتر #مایکل_بانر نویسندۀ کتاب «آخرین امپراتوری ایران»، ضمن صحبت دربارۀ اهمیت سلسلۀ ساسانیان به پرسشهای زیر پاسخ میدهد:
❓ساسانیان چه کسانی بودند و چرا این سلسله را میتوان نمونۀ اولیۀ فرهنگ ایرانی به شمار آورد؟
❓چرا در مراجع تاریخی، شکوه این امپراتوری به اندازۀ امپراتوری هخامنشیان به تصویر کشیده نشدهاست؟
❓چرا امپراتوری روم، ساسانیان را بزرگترین خطر خود میدانستند؟
❓چرا #شاهنامه #فردوسی که پانصد سال پس از این سلسله منتشر شد، هنوز رنگوبوی ساسانیان را دارد؟
❓ارتباط این امپراتوری با جهان پیرامون خود و مخصوصا روم و چین چگونه بود؟
#آینه_تاریخ #ایران #ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻دکتر #مایکل_بانر نویسندۀ کتاب «آخرین امپراتوری ایران»، ضمن صحبت دربارۀ اهمیت سلسلۀ ساسانیان به پرسشهای زیر پاسخ میدهد:
❓ساسانیان چه کسانی بودند و چرا این سلسله را میتوان نمونۀ اولیۀ فرهنگ ایرانی به شمار آورد؟
❓چرا در مراجع تاریخی، شکوه این امپراتوری به اندازۀ امپراتوری هخامنشیان به تصویر کشیده نشدهاست؟
❓چرا امپراتوری روم، ساسانیان را بزرگترین خطر خود میدانستند؟
❓چرا #شاهنامه #فردوسی که پانصد سال پس از این سلسله منتشر شد، هنوز رنگوبوی ساسانیان را دارد؟
❓ارتباط این امپراتوری با جهان پیرامون خود و مخصوصا روم و چین چگونه بود؟
#آینه_تاریخ #ایران #ترجمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin