Telegram
نقدآگین
📘مهدویت علیه عدالت
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 مهدویت، فارغ از حق و ناحقّ تاریخی، وفق ادعای شیعهگری، موعودِ عدالتِ جهانیست. در بهترین تقریر، مهدیِ موعود خواهد آمد تا عدل و داد را در عالم مستقر و ساکن کند. ظهورِ امامِ غائب، در تعبیر شیعی، طلوع عدالتِ جهانیست. بسیاری از روایات شیعه، وعدۀ تحققِ عدالت را دادهاست؛ یعنی عالمی پُر از داد، فارغ از جور. این اعتقاد، علیالظاهر موجه و معقول مینماید، فارغ از امکان تاریخی؛ اما مسئله در همین «عدالتِ شیعی»، بهتعبیر دیگر «عدالتِ مهدوی» است.
🍂 شیعهگری، چه در شکلِ مذهب رسمی و تاریخی، و چه در شکلِ ایدئولوژی سیاسی و حزبی، هیچ ایدۀ روشن و معقولی در باب «عدالت»، و بالاخص «عدالتِ جهانی»، ندارد؛ در واقع، شیعهگری درحالی وعدۀ عدالت در جامعۀ مهدوی را میدهد که در ایدۀ عدالت، پادرهوا و معوّق است. تاریخِ تشیع، نشان میدهد که شیعهگری در مجموع، بهقول رالز «ایدهای معقول در باب عدالت ندارد». فراتر از این، ایدۀ مهدویت که ایدۀ نهایی شیعه است، علیه عدالت است.
🔻ایدۀ معقولِ عدالت:
اولاً، ایدهایست «همگانی و عمومی» که متعلق به کامیابیِ همگان، فارغ از تبعیض و تفاوت است؛
ثانیاً، «مشارکتی و اجتماعی»ست و قائم بهکوشش و جهدِ جمعی و همگانی؛
ثالثاً، «اینجایی-اکنونی»ست؛
رابعاً، «تکثرگرا و پذیرنده» است، یعنی «پلورالیستی»ست.
🍂 شیعهگری، نه در دیروز و نه امروز، هیچکدام از شاخصهای معقولیتِ عدالت را ندارد. عدالتِ شیعی، عدالتِ «قومی، امامتی، انحصاری و موعودی» است.
🍂 عدالتِ مهدوی، عدالتِ «قومی و قبیلهای»ست، نه «همگانی و عمومی»؛ یعنی عدالت را در نجات و سعادتِ قوم و قبیلۀ شیعه معنا میکند. عدالتِ شیعی، محدود و محصور به توهمِ «قوم برگزیده» است که شکنندۀ عمومیت است و همگان را متعلق به شیعیان میبیند، و حتی در برابر برادر دینی خود، گشوده نیست.
🍂 همین درک از عدالت باعث شده تا فکرِ مهدویت، به قول عبدالکریم سروش، «محلی و فرقهای» باشد، نه جهانی و عمومی*. عدالتِ مهدوی، نه مشارکتی و اجتماعی، که قائم بر امامِ عصر است، یعنی امامتی-پیشواییست و در نتیجه، اطاعتی-تسلیمی. معنای «انتظارِ فرج»، دقیقاً انتظار برای «ظهور امامی که عدالت را اقامه کند» است، نه مشارکت و کوششِ جمعی برای تحققِ عدالت؛ بههمین دلایل، عدالتِ مهدوی همچنین «انحصاری و وحدتی»ست نه «تکثّری»، یعنی کثرتِ ایدهها از عدالت را نمیپذیرد.
🍂 و در نهایت، عدالتِ مهدوی عدالتِ موعودی-غائبی است نه امروزی و حاضری، عدالت را در موعودِ غائب وعده میدهد، نه در اکنونِ حاضر. این است که مهدویت، در تزاحم با عدالتِ معقول است.
🍂 بههمین دلیل، ایدۀ مهدویت نمیتواند بهلحاظ «عدالتِ جهانی»، ایدهای معقول و مقبول برای همگان و غیرشیعیان باشد؛ نه معقولیتِ عادلانه دارد، نه مقبولیتِ عام.
🍂 خصلتِ «شیعهگری» در همین «برگزیده دیدنِ خویشتن» است. روایات بسیاری در کتب اساسی شیعه وجود دارد که نجات را «منحصر به پذیرشِ ولایتِ امامان» میداند. این است که حتی مسلمانان غیرشیعه را (که مؤمن به اسلام اند) شایستۀ نجات نمیبیند. نهایتِ عمومیتِ شیعهگری، پذیرش اهل تسنن بعنوان «برادرِ مسلمان» است که آن هم اغلب بهمصلحت است، نه عقیده.
🍂 حقیقت امر این است که تمام ایدههای «موعودگرا و منجیباور»، چه شیعی چه غیرشیعی، بهسبب آنکه در پی موعودِ غائباند و از اکنونِ حاضر غافلاند، با عدالت تضاد دارند و دستکم نمیتوانند به عدالت، خدمتی کنند.
🍂 اما آنچه ایدۀ مهدویت را برای ما متمایز میکند، نقش و دخالت آن در «قدرتِ سیاسیِ» ایران است؛ یعنی با حکومتی طرف هستیم که رسماً حکومتِ مهدویست که میخواهد جامعه را برای جامعۀ مهدوی آماده کند. و این حکومت البته، ضدّ عدالت است.
🍂 شیعهگری در شکل امروزی خودش، که صاحبِ قدرت سیاسیست، و همچنین عدالتی که باور دارد، «قومی و قبیلهای و امامتی و اطاعتی و انحصاری و وحدتی و موعودی و غائبی»ست. قدرتِ سیاسی به دست شیعه، توانِ بازاندیشی و بازخوانی معقول در باورهای اساسی را از شیعیان گرفتهاست. آنچه میتواند برای شیعیان نجاتبخش باشد و آنان را با عدالت آشتی دهد، خصوصی شدن مذهب و عمومی شدن اخلاق است.
* عبدالکریم سروش در سخنرانی «اقبال و مهدویّت» خود به شجاعت و نیکی آورد:
«از وقتی که این فکر [مهدویت] ظاهر شد، همیشه یک فکر لوکال بود؛ یک فکر محلی، یک فکر فرقهای. متأسفانه در میان شیعیان، هیچ وقت امام زمان یک شخصیّت جهانی تلقی نشد؛ مالِ شیعیان، برای شیعیان، نجاتدهندۀ شیعیان، حلکنندۀ مسائل داخلی شیعیان، و برآورندۀ حسرتهای شیعیان».
.
#نقد_شیعه #سیاست #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«زمان های آخر فرا رسیده و ما ایماندارانِ مسیحی، منتظر وعدههای خداوندمان عیسی مسیح هستیم ✝️✝️✝️🔥🔥🔥»
✍🏻 #ویدیو_تحلیل در پست بعد (اینجا)⬇️
#خواب_عمیق #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 برای لذت بیشتر در زندگی باید درد کشیدن را یاد بگیریم
🎙دکتر #اشکان_امامی
🍂 این نکته برای فهم ویدیوی بالا و نقش مخدری که مذهب ایفا میکند و مانع از مواجهۀ معقولانه با تجارب رنجآور زندگی و مسئولیتپذیری در مقابلشان میشود، کمککننده است.
🍂 تنبلی و میل ما به مسئولیت/آزادیگریزی و انتخاب راهی که با کمترین رنج و درد و زحمت، بیشترین «لذت|قدرت|بقا|معنا» را بدست آوریم، باعث سیطرۀ مذاهب سنتی و مدرن (ایدئولوژیهای تمامیتخواه)، یا گرفتار شدن به مصرفگرایی، یا مخدرات سنتی و صنعتی، یا رابطۀ معتادوار با فضای مجازی، یا یا برقراری روابط وابسته و غیرمتعادل با آشنایان میشود.
🍂 اگر ناعدالتی در جامعه است، راه بیتقبل زحمت تغییر، انتظار یک خدای مهربان مطلق یا ابرانسان خیالیست که «در شنبه یا جمعهای خواهد آمد و همهچیز را روبهراه خواهد کرد» و اگر او نیامد، بعد از مرگمان در دادگاهی، حتمن به این مظالم که ما بهقدر خودمان در امتدادشان مسئول بودیم، رسیدگی میشود؛ این یعنی اصول دین، بر نوعی «آرزواندیشی» و «مکانیزم دفاعی» و «فرار از مسئولیت و واقعیتِ» غالب در جامعۀ انسانی، استوار شدهاست.
#زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #اشکان_امامی
🍂 این نکته برای فهم ویدیوی بالا و نقش مخدری که مذهب ایفا میکند و مانع از مواجهۀ معقولانه با تجارب رنجآور زندگی و مسئولیتپذیری در مقابلشان میشود، کمککننده است.
🍂 تنبلی و میل ما به مسئولیت/آزادیگریزی و انتخاب راهی که با کمترین رنج و درد و زحمت، بیشترین «لذت|قدرت|بقا|معنا» را بدست آوریم، باعث سیطرۀ مذاهب سنتی و مدرن (ایدئولوژیهای تمامیتخواه)، یا گرفتار شدن به مصرفگرایی، یا مخدرات سنتی و صنعتی، یا رابطۀ معتادوار با فضای مجازی، یا یا برقراری روابط وابسته و غیرمتعادل با آشنایان میشود.
🍂 اگر ناعدالتی در جامعه است، راه بیتقبل زحمت تغییر، انتظار یک خدای مهربان مطلق یا ابرانسان خیالیست که «در شنبه یا جمعهای خواهد آمد و همهچیز را روبهراه خواهد کرد» و اگر او نیامد، بعد از مرگمان در دادگاهی، حتمن به این مظالم که ما بهقدر خودمان در امتدادشان مسئول بودیم، رسیدگی میشود؛ این یعنی اصول دین، بر نوعی «آرزواندیشی» و «مکانیزم دفاعی» و «فرار از مسئولیت و واقعیتِ» غالب در جامعۀ انسانی، استوار شدهاست.
#زیستروان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📊 #نظرسنجی محرمانۀ #حکومت_اسلامی
— ۷۳ درصد موافق جدایی دین از سیاست
🍂 نتایج یک نظرسنجی سراسری محرمانۀ حکومت اسلامی #ایران در پاییز ۱۴۰۲، نشاندهنده فاصله گرفتن شدید مردم ایران از ایدئولوژی حکومت و گرایش معنیدار آنها به نظامی غیرمذهبی است.
🍂 گزارش نهایی پیمایش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» در فصلهای مختلفی تدوین شده و فصل هشتم آن به دست بیبیسی فارسی رسیده که راجع به «نگرش و رفتارهای دینی» مردم است.
🍂 در یک پرسش جداگانه، از شرکتکنندگان در نظرسنجی پرسیده شده «خودتان را تا چه اندازه فردی مذهبی میدانید؟».
🍂 ۴۲/۶ درصد پاسخگویان خود را به میزان زیاد یا خیلی زیاد مذهبی دانستهاند، و ۲۴/۳ درصد گفتهاند هیچ مذهبی نیستند یا کم مذهبیاند. به علاوه، ۲۳/۲ درصد خود را در حدی متوسط مذهبی دانستهاند.
🍂 با وجود این، از سوالات دیگر نظرسنجی چنین برمیآید که نگاه بسیاری از پاسخگویان به «مذهبی» بودن، بیشتر به نوعی باور قلبی به خدا یا آخرت اشاره دارد تا به انجام فرایض سنتی.
🌐 مطالعه بیشتر در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ۷۳ درصد موافق جدایی دین از سیاست
🍂 نتایج یک نظرسنجی سراسری محرمانۀ حکومت اسلامی #ایران در پاییز ۱۴۰۲، نشاندهنده فاصله گرفتن شدید مردم ایران از ایدئولوژی حکومت و گرایش معنیدار آنها به نظامی غیرمذهبی است.
🍂 گزارش نهایی پیمایش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» در فصلهای مختلفی تدوین شده و فصل هشتم آن به دست بیبیسی فارسی رسیده که راجع به «نگرش و رفتارهای دینی» مردم است.
🍂 در یک پرسش جداگانه، از شرکتکنندگان در نظرسنجی پرسیده شده «خودتان را تا چه اندازه فردی مذهبی میدانید؟».
🍂 ۴۲/۶ درصد پاسخگویان خود را به میزان زیاد یا خیلی زیاد مذهبی دانستهاند، و ۲۴/۳ درصد گفتهاند هیچ مذهبی نیستند یا کم مذهبیاند. به علاوه، ۲۳/۲ درصد خود را در حدی متوسط مذهبی دانستهاند.
🍂 با وجود این، از سوالات دیگر نظرسنجی چنین برمیآید که نگاه بسیاری از پاسخگویان به «مذهبی» بودن، بیشتر به نوعی باور قلبی به خدا یا آخرت اشاره دارد تا به انجام فرایض سنتی.
🌐 مطالعه بیشتر در «مشاهدۀ فوری»
⏰ زمان مطالعه: ۱۴ دقیقه
🔖 ۲۷۵۵ واژه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘مهدویت علیه عدالت ✍🏻 #رضا_زمان ➖➖➖ 🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📘سقوطِ خدایان
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_نساجی
🍂 ترجمان این دیالوگ فیلم «کاگهموشا»ی کوروساوا را که میتوان تمثیلی از کانزرواتیسم دانست، در موقعیت امپراتوران ژاپن باید یافت.
🍂 در ۱۵ آگست ۱۹۴۵، که هیروهیتو به مدت ۴ دقیقه و ۳۶ ثانیه نطقی رادیویی ایراد کرد، نخستین باری بود که مردم صدای امپراتور را شنیدند. امپراتوری که در آیین شینتو، جایگاه خداگونه داشت و پیش از آن دیده یا شنیده نشدهبود.
🍂 برای متفقین دستاورد بزرگی بود که امپراتور را از جایگاه خدایی به پایین کشیدند؛ آنهم زمانی که پذیرش اعلامیۀ پتسدام را از رادیو اعلام میکرد؛ چنانکه مجبور شد روی عرشۀ ناو آمریکایی اعلامیۀ تسلیم بیقیدوشرط ژاپن را امضا کند.
🍂 هرچند قید قبلی برای بقای امپراتور در واقع پذیرفته شدهبود، اما امپراتور دیگر آن خدای پیشین نبود. گواه این دگرگونی آنکه برخی افسران، حاضر به پذیرش تسلیم نبودند و برای جلوگیری از پخش صدای امپراتور عملیات ناکامی در کاخ امپراتوری را صورت دادند. همچنانکه پس از انتشار نطق، بسیاری گریستند و برخی خودکشی کردند.
🍂 این موقعیت را میتوان با پیام پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ برای آتشبس ایران و عراق مقایسه کرد که برای بسیاری از رزمندگان قابل پذیرش نبود؛ چنانکه برخی با شنیدن آن، خود را از پادگاه دوکوهه پایین انداختند.
🍂 شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و شعار آزادسازی قدس (که با جملۀ «راه قدس از کربلا میگذرد» بنیانگذار، در نظر تعدیل و در عمل تشدید شد تا خواست عملی انتقام او و دیگر علمای اخراجی شیعۀ عراق از صدامحسین، جایگزین آرزوهای غیرعملی انقلابیون برای صدور جهانی انقلاب شود) و «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار» اینک همگی رنگ باختهبود.
🍂 بنیانگذار خود آن را «نوشیدن جام زهر» نامید و تا نزدیک به یک سال بعد که درگذشت، دیگر هرگز دیدار عمومی نداشت و جز پیام و نامه (بیشتر، پاسخ نامه) ارتباطی نشان نداد.
🍂 غیبت از انظار عمومی او را بار دیگر در پردهای لاهوتی برد و تنها مرگ، بهرغم دعاهای سلامتی و ادعاهای اتصال امامتش به دولت امام عصر، ناسوتی بودن او را بار دیگر به پیروانش نشان داد؛ چنانکه جمعیت میلیونی عزاداران سیاهپوش، برای جبران ذهنی این ضایعه، پیکر او را تشییع کردند.
🍂 لازم است به تاریخ باورهای صوفیانه-باطنی و منجیگرا-هزارهگرا در ایران بازگردیم که در دولت صفوی به اوج رسید؛ جایی که به نوشتۀ اندرو نیومن:
🍂 تهماسب اول هم پس از پایان جنگهای داخلی، همچنان تمایل داشت تا با عناوینی همانند «سیدالحسینی»، «صاحبالزمان» و «السلطانالعادل» شناخته شود؛ که لقب اخیر، ناظر به حاكمیت عرفی او بود و همراه با دیگر القاب به كار گرفتهشده در دوران حكومت پدرش به نوعی امام دوازدهمِ ظاهر را تداعی میكرد.
🍂 بنا بر گزارشی ونیزی در ۹۷۹ ه.ق، یعنی پنج سال پیش از مرگ تهماسب، رعایا او را «نه یك پادشاه، بلكه به دلیل انتسابش به سُلالۀ علی، شخصیتی خداگونه میدانستند».
🍂 قزلباشان همچنان شاه صفوی را «امام عصر» میپنداشتند تا حدی که تهماسب اول در پی تغییر احوالات درونی، با دیدن خواب امام زمان (۹۷۱-۹۷۰ ه.ق)، از ادعاهای شخصی دست برداشت و مجبور شد مدعیان صوفیمسلک را تنبیه کند. به تعبیر نیومن:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍🏻 #رضا_نساجی
«سرور ما مانند کوه است. کوه تکان نمیخورد».
🍂 ترجمان این دیالوگ فیلم «کاگهموشا»ی کوروساوا را که میتوان تمثیلی از کانزرواتیسم دانست، در موقعیت امپراتوران ژاپن باید یافت.
🍂 در ۱۵ آگست ۱۹۴۵، که هیروهیتو به مدت ۴ دقیقه و ۳۶ ثانیه نطقی رادیویی ایراد کرد، نخستین باری بود که مردم صدای امپراتور را شنیدند. امپراتوری که در آیین شینتو، جایگاه خداگونه داشت و پیش از آن دیده یا شنیده نشدهبود.
🍂 برای متفقین دستاورد بزرگی بود که امپراتور را از جایگاه خدایی به پایین کشیدند؛ آنهم زمانی که پذیرش اعلامیۀ پتسدام را از رادیو اعلام میکرد؛ چنانکه مجبور شد روی عرشۀ ناو آمریکایی اعلامیۀ تسلیم بیقیدوشرط ژاپن را امضا کند.
🍂 هرچند قید قبلی برای بقای امپراتور در واقع پذیرفته شدهبود، اما امپراتور دیگر آن خدای پیشین نبود. گواه این دگرگونی آنکه برخی افسران، حاضر به پذیرش تسلیم نبودند و برای جلوگیری از پخش صدای امپراتور عملیات ناکامی در کاخ امپراتوری را صورت دادند. همچنانکه پس از انتشار نطق، بسیاری گریستند و برخی خودکشی کردند.
🍂 این موقعیت را میتوان با پیام پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ برای آتشبس ایران و عراق مقایسه کرد که برای بسیاری از رزمندگان قابل پذیرش نبود؛ چنانکه برخی با شنیدن آن، خود را از پادگاه دوکوهه پایین انداختند.
🍂 شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و شعار آزادسازی قدس (که با جملۀ «راه قدس از کربلا میگذرد» بنیانگذار، در نظر تعدیل و در عمل تشدید شد تا خواست عملی انتقام او و دیگر علمای اخراجی شیعۀ عراق از صدامحسین، جایگزین آرزوهای غیرعملی انقلابیون برای صدور جهانی انقلاب شود) و «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار» اینک همگی رنگ باختهبود.
🍂 بنیانگذار خود آن را «نوشیدن جام زهر» نامید و تا نزدیک به یک سال بعد که درگذشت، دیگر هرگز دیدار عمومی نداشت و جز پیام و نامه (بیشتر، پاسخ نامه) ارتباطی نشان نداد.
🍂 غیبت از انظار عمومی او را بار دیگر در پردهای لاهوتی برد و تنها مرگ، بهرغم دعاهای سلامتی و ادعاهای اتصال امامتش به دولت امام عصر، ناسوتی بودن او را بار دیگر به پیروانش نشان داد؛ چنانکه جمعیت میلیونی عزاداران سیاهپوش، برای جبران ذهنی این ضایعه، پیکر او را تشییع کردند.
🍂 لازم است به تاریخ باورهای صوفیانه-باطنی و منجیگرا-هزارهگرا در ایران بازگردیم که در دولت صفوی به اوج رسید؛ جایی که به نوشتۀ اندرو نیومن:
«شاه اسماعیل خود ادعای «امام زمان» داشت، که البته بزرگان عصر (نظیر سیدجمالالدین استرآبادی و جلالالدین دوانی) آن ادعا را نپذیرفتند» (ص. ۲۵۱).
🍂 تهماسب اول هم پس از پایان جنگهای داخلی، همچنان تمایل داشت تا با عناوینی همانند «سیدالحسینی»، «صاحبالزمان» و «السلطانالعادل» شناخته شود؛ که لقب اخیر، ناظر به حاكمیت عرفی او بود و همراه با دیگر القاب به كار گرفتهشده در دوران حكومت پدرش به نوعی امام دوازدهمِ ظاهر را تداعی میكرد.
🍂 بنا بر گزارشی ونیزی در ۹۷۹ ه.ق، یعنی پنج سال پیش از مرگ تهماسب، رعایا او را «نه یك پادشاه، بلكه به دلیل انتسابش به سُلالۀ علی، شخصیتی خداگونه میدانستند».
🍂 قزلباشان همچنان شاه صفوی را «امام عصر» میپنداشتند تا حدی که تهماسب اول در پی تغییر احوالات درونی، با دیدن خواب امام زمان (۹۷۱-۹۷۰ ه.ق)، از ادعاهای شخصی دست برداشت و مجبور شد مدعیان صوفیمسلک را تنبیه کند. به تعبیر نیومن:
«از منابع دست دوم اینگونه فهمیده میشود كه تهماسب تكریم خویش را بهعنوان فردی روحانی تعدیل یا متوقف كرد؛ نسخههای متأخرِ دیوان تهماسب اشارههای اولیۀ متضمن شناسایی او بهعنوان «مهدی» و دیگر ادعاهای مشابه با اسلاف او را حذف كردهاند. (ص. ۲۶۷) اما همو «یکی از خواهرانش را برای ازدواج با امام غایب باکره نگه داشته بود و یک اسب زینکرده و آماده را برای دورۀ ظهور امام در اصطبل شاهی نگهداری میکرد» (همان)
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin