This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍂 فرامرز اصلانی از آن دست هنرمندانی بود که آدم دوست داشت خودِ هنرمند را هنگام هنرورزی و هنرمندی ببیند و تماشا کند. آدم دوست داشت به تماشای خواندن و نواختنِ او بنشیند؛ نه صرفا گوشدادن به آثارش، که دیدنش، تماشایش. و این امر بیجهت نبود. آنقدر که هنگام اجرا و ایفای اثر و نقشِ هنریاش، چه خواندن و چه نواختن، وقار و متانت داشت، جذابیت و گیرایی داشت. آن صدای گوشنواز و آوای دلنشین، درخور آن وقار و متانت بود؛ به آن شکل و هیبت میخورد؛ یک تیپِ متفاوت و متمایز بود. او هنرمندانه و خلّاقانه، از استعدادی که داشت، از صدایی که داشت، بهرۀ هنری بُرد. برای بسیاری از ما، صدای او و هنر او، خاطرات خوشی را رقم زد. یادش ماندگار.
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
معرفی گزیدهای از غزلیات شمس
@Naqdagin
🎧معرفی کتابِ «گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی»
🎙خوانشگر اشعار و آواز: #فرامر_اصلانی
🍂 به نظر اهل فن، میان چاپهای متعدد از یک اثر کلاسیک ادبی، تفاوت وجود دارد. در هشتمین قسمت از برنامه شیرازه، گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی معرفی میشود که با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شدهاست.
#پادکستکش #شعرانه #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙خوانشگر اشعار و آواز: #فرامر_اصلانی
🍂 به نظر اهل فن، میان چاپهای متعدد از یک اثر کلاسیک ادبی، تفاوت وجود دارد. در هشتمین قسمت از برنامه شیرازه، گزیدهای از غزلیات شمس تبریزی معرفی میشود که با تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شدهاست.
#پادکستکش #شعرانه #نقد_کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بینشان
@Naqdagin
🎧 بینشان
— گفتی اسرار در میان آور، کو میان، اندر این میان که منم؟
🎙#فرامرز_اصلانی
شعر: مولانا
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— گفتی اسرار در میان آور، کو میان، اندر این میان که منم؟
🎙#فرامرز_اصلانی
شعر: مولانا
#بوقت_آواز
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 نه خب واقعاً! شما نه به اندازۀ لیلی افشار گیتاریست خوبی بودی (که اصلاً نبودی)؛ نه به اندازۀ هایده خوانندۀ خوبی بودی (قابلمقایسه هم نیستید)؛ نه به اندازۀ براهنی مهم بودی که طرفداریات از فاجعۀ پنجاه و هفت آزارمان دهد (این کجا و آن کجا)؛ نه به اندازۀ فرهاد زندگی تراژیکی داشتی (اصلاً نداشتی)؛ نه مثل داریوش یا شادمهر، جنس صدایت بر نسلی از خوانندگان تأثیر گذاشت (تا آمد مد شود از مد افتاد)؛ نه مانند واروژان و بابک بیات آهنگهای تکاندهندهای ساختی (فقط یک مگا-هیت در کل کارنامهات)، و نه حتی کارهایت چندان پایۀ ثابت نشستنها و نوشیدنهایمان بود! ...
🍂 نمیدانم چرا اینجا نشستهای و انتظار داری مثل اینها که نامشان را آوردم، دربارهٔ تو هم بنویسم؟ اصلاً نمیدانم چرا اینجایی؟ نمیدانم چرا از زمانی که فهمیدم رفتهای، حضورت اینجا، در ذهنم، آزارم میدهد و نمیگذارد چیزی دربارهات ننویسم!
🍂 قاعدتاً باید میرفتم و متون دوستدارانت را کمی بالا و پایین میکردم و از جملهسازی با «سفر» و «دیوار» و «خونه» و ... خسته میشدم و با یک «آسوده بخواب» یا «R.I.P.» سروته قضیه را هم میآوردم و میرفتم پی کارم، اما میدانم که نمیشود. میدانم که تو قضیهات فرق دارد.
🍂 تو اینجایی و تصویرت نمیگذارد به زندگیام برسم و مدام میگوید چیزی بنویس و بگذار بماند. شاید دلیلش همین پاراگراف اولی باشد که نوشتم: تو یک «حس ملودی» خوب داشتی، چند تا ریتم و آکورد روی گیتار بلد بودی، یک صدای زیبا، اما محدود داشتی (در حد یک و نیم اکتاو)، و یک قیافۀ حدوداً جذاب! همین و دیگر هیچ.
🍂 ولی با همینها کاری کردی که امروز، همه نامت و آهنگهایت را به یاد میآورند. تو فقط یک چیز خیلی بزرگ داشتی: میدانستی با چیزهای کمی که در اختیار داری، چگونه کار کنی.
🍂 میگویند زمین در نهایت نه مال صالحان است، نه باهوشان، نه ثروتمندان و نه دانایان؛ زمین مال کسانی است که «میدانند چه میکنند» و تو برای من تصویر مجسم کسی هستی که میدانست دارد چه میکند.
🍂 یک گیتار برای همراهی، یک صدای بم مردانه و تا حدودی مصنوعی و کمی ملودی در ذهن و بعد، ناگهان، از هر گوشه و کنار، سیل آهنگهایت در کودکی و نوجوانی ما سرازیر شد: «دستم بگیر، دستم را تو بگیر»، «بره توی تموم جونم، تا باز برات آواز بخونم» و در نهایت «جمع این مطلب زدم من، زندگانی شد». بله آقای اصلانی! زندگانی شد؛ شما هر چه را داشتی جمع زدی و با همانها یک زندگی ساختی؛ یک زندگی پر از صدا، پر از تصویر، پر از ملودی و خاطره. و حالا به زمین باز گشتهای. همانجا که تو در نهایت یکی از صاحبانش خواهی بود. مبارکت باشد.
✍🏻 #علی_شاهی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نمیدانم چرا اینجا نشستهای و انتظار داری مثل اینها که نامشان را آوردم، دربارهٔ تو هم بنویسم؟ اصلاً نمیدانم چرا اینجایی؟ نمیدانم چرا از زمانی که فهمیدم رفتهای، حضورت اینجا، در ذهنم، آزارم میدهد و نمیگذارد چیزی دربارهات ننویسم!
🍂 قاعدتاً باید میرفتم و متون دوستدارانت را کمی بالا و پایین میکردم و از جملهسازی با «سفر» و «دیوار» و «خونه» و ... خسته میشدم و با یک «آسوده بخواب» یا «R.I.P.» سروته قضیه را هم میآوردم و میرفتم پی کارم، اما میدانم که نمیشود. میدانم که تو قضیهات فرق دارد.
🍂 تو اینجایی و تصویرت نمیگذارد به زندگیام برسم و مدام میگوید چیزی بنویس و بگذار بماند. شاید دلیلش همین پاراگراف اولی باشد که نوشتم: تو یک «حس ملودی» خوب داشتی، چند تا ریتم و آکورد روی گیتار بلد بودی، یک صدای زیبا، اما محدود داشتی (در حد یک و نیم اکتاو)، و یک قیافۀ حدوداً جذاب! همین و دیگر هیچ.
🍂 ولی با همینها کاری کردی که امروز، همه نامت و آهنگهایت را به یاد میآورند. تو فقط یک چیز خیلی بزرگ داشتی: میدانستی با چیزهای کمی که در اختیار داری، چگونه کار کنی.
🍂 میگویند زمین در نهایت نه مال صالحان است، نه باهوشان، نه ثروتمندان و نه دانایان؛ زمین مال کسانی است که «میدانند چه میکنند» و تو برای من تصویر مجسم کسی هستی که میدانست دارد چه میکند.
🍂 یک گیتار برای همراهی، یک صدای بم مردانه و تا حدودی مصنوعی و کمی ملودی در ذهن و بعد، ناگهان، از هر گوشه و کنار، سیل آهنگهایت در کودکی و نوجوانی ما سرازیر شد: «دستم بگیر، دستم را تو بگیر»، «بره توی تموم جونم، تا باز برات آواز بخونم» و در نهایت «جمع این مطلب زدم من، زندگانی شد». بله آقای اصلانی! زندگانی شد؛ شما هر چه را داشتی جمع زدی و با همانها یک زندگی ساختی؛ یک زندگی پر از صدا، پر از تصویر، پر از ملودی و خاطره. و حالا به زمین باز گشتهای. همانجا که تو در نهایت یکی از صاحبانش خواهی بود. مبارکت باشد.
✍🏻 #علی_شاهی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سخنرانی در جنبش مهسا، و خواندنِ ترانۀ «برای» بهقلم خود
🎙#فرامرز_اصلانی
#شعرانه #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#فرامرز_اصلانی
#شعرانه #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
من ار زان که گردم ز مستی هلاک
@Naqdagin
🎧من ار زآن که گردم به مستی هلاک
🎙#فرامرز_اصلانی
من ار زآن که گردم به مستی هلاک
به آیین مستان بریدم به خاک
به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
ولیکن بهشرطی که در مرگ من
ننالد به جز مطرب و چنگزن
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب
#بوقت_آواز #شعرانه #حافظ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#فرامرز_اصلانی
من ار زآن که گردم به مستی هلاک
به آیین مستان بریدم به خاک
به تابوتی از چوب تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگاه بر دوش مستم نهید
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
ولیکن بهشرطی که در مرگ من
ننالد به جز مطرب و چنگزن
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از خراب
#بوقت_آواز #شعرانه #حافظ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📗نوروز چیست؟ — گذر از خطای بزرگ نیچه، در فهم ماهیت زرتشت ✍🏻 #علینجات_غلامی 🍂 نوروز، «باقیماندۀ» فرهنگی «درونماندگار» است که زرتشت (در مقام موسس «فراروندگی») علیه آن فرهنگ شورش میکند، اما بر این «مولفۀ نوروز» (از آنجا که خصیصهای «پُلوار» دارد)، نمیتواند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نوروز و راز ماندگاری فرهنگ ایرانی
🎙گفتگوی تلویزیون «ایران فردا» (جمشید چالنگی) با دکتر #محسن_بنائی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتگوی تلویزیون «ایران فردا» (جمشید چالنگی) با دکتر #محسن_بنائی
#ایران #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin