نقدآگین
12.2K subscribers
3.89K photos
3.49K videos
93 files
9.2K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘عکسِ همسر امام

✍️
#علی_مازندرانی

🍂 مسأله اجتماعی حجابِ بانوان و حدودِ آن در جوامع اسلامی، مسأله پیچیده‌ای‌ست که در طیفی از سلایق و نظرات «فرهنگی» و «فقهی» یا حتی «سیاسی» واقع شده‌است؛ که به برخی از این مسائل در یادداشت‌های قبلی اشاره نموده‌ایم.

🍂 اما یک نکته قابل توجه در نسبتِ جامعه با مسأله حجاب، «نگاه شخصی» و «پدیدارهای ذهنی» حاکمان کشورها، نسبت به موضوع حجابِ بانوان است. برای روشن شدن ابعاد مسأله، مایلم توجه شما را به این سؤال جلب نمایم:

🍂 اگر در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۱ خورشیدی، امام خمینی حاکم ایران بودند، جریانات پیرامون موضوع حجاب در ایران اسلامی، چگونه رقم می‌خورد؟ به‌عبارت دیگر، واکنش امام خمینی نسبت به بی‌حجابی عدۀ زیادی از زنان و موضوعات پیرامونی آن و نحوۀ کلی برخورد ایشان با مسأله حجاب در شرایط خاصِ فرهنگی و سیاسی کنونی کشور، چگونه بود؟
.
🍂 نکته: برای پاسخ به این سؤال، لازم است وضعیت تعاملات امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای با «حجاب بانوان منسوب به خانواده ایشان» و نیز حضور عمومی ایشان در اجتماع، مد نظر قرار گیرد. به‌عنوان نمونه، عکس «همسر، دختران، عروس‌ها و نوه‌هایِ دختر» امام خمینی، از گذشته تاکنون، در کتاب‌ها و نیز فضای مجازی، در دسترس مردم ایران و جهان قرار داده شده‌است. اما هیچ‌گونه تصویری از «همسر، دختران، عروس‌ها و نوه‌هایِ دختر» آیت‌الله خامنه‌ای در طول ۳۴ سال زعامت و رهبری ایشان، در دسترس مردم ایران نیست؛ به عبارت روشن، تمامی بانوان بیت ایشان، آنچنان در «پردۀ مستوری» قرار دارند که حتی هیچ تصویری از چهره ایشان، گرفته یا اجازه نشر نیافته‌است.

🍂 این وضعیتِ سختگیرانه برای بانوان بیت ایشان، به‌نوعی می‌تواند نگاه ذهنی ایشان نسبت به حجاب و نیز میزان تمایلِ موضع‌گیری، در «تسامح بر مسأله حجاب» را پیش‌روی ما قرار دهد.


#حکومت_اسلامی #زنان

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Kazimustadi
نقدآگین
#ایران #آخوندیسم #حکومت_اسلامی 📘چند روایت از «یأجوج و مأجوج» ✍️ #رضا_نساجی 🔖 ۱۷۶۴ واژه ⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه 🌐 مطالعهٔ متن کامل (مشاهدهٔ فوری) ✂️ مطالعهٔ برش‌ نخست متن 🗄پست مرتبط: 📕 عمامه‌پرانی ایرانیان را درک کنیم 📕 پدیدارشناسی جنبش عمامه‌پرانی…
📘کشتیِ زمان و فقها (دام‌عزهم)

✍️#علی_مازندرانی
.
۱ـ مهم‌ترین شاخصه علمِ تجربی، «پیشرفت» است. هر رشته‌ای از علوم تجربی را که مورد بررسی قرار دهیم، گذشته‌اش به «تاریخ علم» پیوسته و در جایگاه کنونی‌ خود، در «قله» است. به‌عنوان مثال، اگر به سیرِ پیشرفت رشته «عکاسی» و «اختراع دوربین‌های عکاسی» نگاه کنیم، شامل موزه‌ای از تغییرات به سمت جلو و پیشرفت‌های حیرت‌انگیز است که به‌وضوح، تلاش و زحمات متصدیان این علم را نشان می‌دهد.

بهتر است مسأله را به گونه‌ای دیگر تبین کنیم، اگر یک دانشجوی علم تجربی کنونی (در هر رشتۀ تجربی)، در کشتی زمان بنشیند و به گذشته آن علم سفر کند و در کلاس‌ها و کارگاه‌های آن علم زانو بزند، هیچ علم افزونی که به کار امروز درآید، به وی اضافه نمی‌شود؛ چرا که آموزه‌های آموزش‌گاه‌های قرون متقدم، همه تاریخ‌مصرف‌گذشته شده‌اند و فقط، اطلاعات عمومی و تاریخ علم محسوب می‌شوند.
.
۲ـ فقهای عظام، اگر شکسته نفسی کنند و نگویند «فقه، مادر تمامی علوم است»، لااقل مدعی هستند که «فقه، علم است»؛ از این مهم‌تر، فقهای معظم معتقدند که «تمامی امور بشر، مرتبط با فقه و علم فقه است؛ و فقها می‌توانند در تمامی شؤون انسان‌ها دخالت و اظهار نظر نمایند».

نکته: آیا فقه و علم فقه، در طول پانزده قرن اخیر، پیشرفتی نیز داشته‌است؟ این سؤال را با دقت در این مثال فرضی، می‌توان پاسخ داد یا تأمل نمود: فرض کنید که یک فقیهِ کنونی، سوار کشتی زمان می‌شود و به قرن پنجم و در حوزه فقهی بغداد یا نجف وارد می‌شود؛
- آیا آموزه‌های مدرسه قرن پنجم، برای این فقیه، تازه و جدید است یا تاریخ مصرف گذشته؟
- آیا این فقیه، احساس می‌کند که چقدر علم فقه دوران خودش، نسبت به قرن پنج پیشرفت داشته‌است؟ یا تفاوتی در آن نمی‌بیند؛ و حتی متنبه می‌شود که آن حوزۀ متقدم، داشته‌های بیشتری نسبت به اکنون دارا است؟
.
۳ـ به نظر می‌رسد که لازم است تا فقهای گرامی معاصر، پیشرفت‌های فقه و علم فقه از قرون گذشته تاکنون را تبیین نمایند. همچنین به این سؤال ساده پاسخ گویند که: اگر فقه و علم فقه وجود نداشت، جدای از مسائل عبادات، امور و شئونات زندگی انسان‌ها به چه  مشکلات یا تنگناهایی برخورد می‌نمود؟ یا بهتر بپرسیم: فقها و علم فقه، چه ثمره‌ای برای «زندگی بشر امروزی» دارند که مردم با توجه به این ثمرات، نسبت به دنباله‌روی از ایشان در عصر مدرن، قانع گردند؟


#آخوندیسم

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @Kazimustadi
📘غلات خوب

✍️#علی‌_مازندرانی

🍂 پیش‌تر، در پست‌های راجع به غالیان شیعه و غلو در شیعه، سخن گفته‌ام. بسیاری از معارف شیعیانِ سلفیِ امروز، در واقع اعتقادات غالیان شیعه در دوره‌های متقدم است. اکنون علمای شیعه معاصر، پیرامون روایات و راویان احاديث، میان دو راهی قرار گرفته‌اند:

1️⃣ اگر بخواهند نظر علمای رجالی متقدم را ملاک عمل بگیرند، باید در روایات زیادی که از غالیان در دست دارند، تجدید نظر کنند و به تبع آن، بسیاری از آموزه‌ها و معارف غالیانه كنونى ایشان در دوره معاصر، متزلزل و سست خواهد شد.

2️⃣ پس راه دیگر آن است که معارف و آموزه‌های کنونی خود را سفت بچسبند و در عوض، تلاش كنند تا غالیان گذشته را از «عدم وثاقت و دروغگویی و اغراق» منزه و پاک نمایند.

🍂 به‌عنوان نمونه، «جعفر فزاری» یک راوی دروغگو و غالی است که ابن غضائری درباره او گفته: «دروغگو است؛ همه احادیث او متروک است؛ غالی است؛ از ضعیفان و مجهولین روایت نقل می‌کند و همه عیب‌های راویان ضعیف در او جمع است»؛
نجاشی نیز درباره او گفته‌است: «... در حديث ضعيف بود... حديث جعل مي كرد و از افراد مجهول روايت می‌كرد... در عقيده و روايت مفسد بود».

🍂 اما مثلاً جناب شيخ نجم‌الدین طبسی دام ظله که از علمای سلفی شیعه معاصر هستند، در درس مهدویت خود گفته‌اند: «جعفر بن محمد بن مالک فزاری، مطالبی را راجع به ولادت امام زمان نقل کرده که بعضی تحمل نکرده و به همین جهت او را متهم به غلو کرده‌اند». ایشان ادامه می‌دهند: «بنده در درس خارج فقه هم گفتم، باید در غلات و غالی و غلو تجدید نظر شود؛ شکی نداریم که غلات نجس هستند، ولی بسیاری از متهمان به غلو، جزء بزرگان ما هستند. این‌ها اعتقاداتی داشته‌اند که امروزه جزء ضروریات مذهب ماست و به خاطر بیان همان اعتقادات در آن زمان، جزء غالیان شمرده شده‌اند و تضعیف شده‌اند».

🍂 حقیقت دانه گندمی‌ست میان انبار کاه؛ تا زمانی که اندیشمندان مذاهب مختلف، تعصب بورزند و فقط بخواهند آموزه‌های موروثی خود را اثبات کنند؛ هیچ گندمی از میان کاه‌ها پیدا نخواهد شد.


✍️ پی‌نوشت نقدآگین

🍂 جالب اینجاست که نگاه نقادانه شیعیان، در بهترین حالت تا همین قله قاف(!) متوقف می‌شود؛ درحالیکه اگر نیک بنگرند، اصل باور مسلمانان بر یک‌سری غلو بزرگ بنا شده‌است: «قرآن کلام خود خود خداست و معجزه‌ای که هر عقل سلیمی در جهان آن را بخواند، متنی غیربشری و (از میان غیربشرها نیز) متن خود خداوند خالق (نه کمتر) می‌داند و محمد بن عبدالله نیز بالاترین انسان از جهت اخلاقی و اسوه بودن در تاریخ بشریت است و از تمام انبیا و معلمان طول تاریخ هم (بدون هرگونه مقایسه و بررسی منصفانه حداقلی) برتر است و اسلام هم دین جامع و مانع و خاتم و پایانی تاریخ بشریت است و کوچک‌ترین شکی در این‌ موارد نیز نیست».

🍂 وقتی بنیاد یک دستگاه باور، بر مبنای دروغ‌های بزرگ و مغالطات و استدلال‌های سست و سطحی گذاشته شود، تا ثریا جا هست برای کج رفتن و انواع خرافات و گزافه‌‌گویی را بنا به اقتضای موقعیت گوینده و شنونده در هر عصر، بر بزرگان مذهبی و سیاسی یک قبیله و فرقه تراشیدن؛ چرا که از آغاز، تفکر نقادانه و قوای مغزی مومن، با انبوهی از مغالطات و دروغ‌های سترگ، گل گرفته شده و اکنون او، با تسلیم شدن پیشینی نسبت به انواع پیش‌فرض‌های سترگ و مناقشه‌برانگیز، آماده‌است که بر حجم پیش‌فرض‌هایی که به او حس خوبی می‌دهد و او را جزو قبیله‌‌ای که با آن علقه‌ای دارد، نگه می‌دارد، افزوده شود.

🍂 همین شاهین نجفی آتئیست دین‌-مقدسات‌ستیز سابق را بنگرید که در قرن ۲۱، با وجود دوربین‌ها و گوشی‌‌ها و انواع شاهدان زنده، چه غلوهای مهوع و رسوایی در مورد یک شخصیت عمیقن معمولی و عامی عوام‌زده درست می‌کند تا عوام را با این ادبیات بفریبد؛ آنوقت چند قرن قبل، در نبود سواد عمومی و مطبوعات آزاد و تکنولوژی‌ها، چه خبر بوده در میان روایت‌سازان و تاریخ‌نویسان عمدتن وصل به دربار حکام؟ حکومت‌هایی که نیاز به یک متن مادر هویت‌بخش و متمایزساز و نوعی قانون اساسی (قرآن) و یک‌سری انسان فرازمینی و معصوم و وصل به خدا داشتند که بر محور اتوریته و مشروعیت آنها بر جامعه، با ساده‌ترین روش ممکن حکم برانند و از مردم، بیشترین حد اطاعت و تسلیم بزرگان مذهب و سیاست را طلب کنند، و در جان و مالشان در مواقع ضرورت، بسادگی هر چه بیشتر، تصرف کنند.


#نقد_شیعه #اهل_غلو #نقد_اسلام

➖➖➖

🌾 @Naqdagin | @kazimustadi
📘جنگ‌های محمد

✍️#علی_مازندرانی
.
🍂 یکی از مناقشه‌آمیزترین مسائل برون‌دینی اسلام که مخصوصاً توجه غیرمسلمانان را در دورۀ معاصر به خود معطوف داشته، جنگ‌های دوران زندگی پیامبر اسلام است.

🍂 اکنون به‌دنبال آن نیستیم تا بررسی نماییم که سریه‌های و غزوات محمد از نوع «تهاجمی» بوده‌اند یا «دفاعی»، همچنین در این تأمل قرار نداریم تا بدانیم جنگ‌های ایشان، به‌دلیل تصاحب غنایمِ کاروان‌های تجاری (در عوض «مصادرۀ اموال مهاجران توسط مکیان») بوده‌است یا به صرف «کشورگشایی و صدور اسلام» به دیگر مناطق جزیرة العرب و اطراف آن، بلکه آنچه اکنون بسیار قابل توجه است، «اصل وجود این غزوات و سریه‌ها»، و تأمل در «تعداد و کثرت» این جنگ‌ها است.
.
🍂 پیامبر حدود ۱۳ سال پس از بعثت و ۶ ماه بعد از فرار و هجرت به مدینه، اولین جنگ‌های خود را با کمک مهاجران آغاز نمودند و در ادامه، این قتال و رزم‌ها را با کمک انصار، تنوع بخشید و گسترش دادند؛ به‌گونه‌ای که در یک دورۀ ۱۰ ساله پس از هجرت، حدود ۲۷ جنگ به فرماندهی مستقیم پیامبر و حدود ۷۳ جنگ به‌دستور و فرماندهی غیرمستقیم ایشان، سامان گرفت. اگر ۱۰۰ جنگ پیامبر را به دوران ده‌ساله انتهایی عمر شریف ایشان تقسیم نماییم، حضرت محمد سالانه درگیر ۱۰ غزوه یا سریه بوده‌اند!
.
🍂 در این میان، با توجه به شرایط و امکانات اندک و بدوی دوران صدر اسلام و زمان قابل توجه، برای طیّ مسافت و تهیه آذوقه و ادوات جنگی مورد نیاز و نیز آمادگی جسمانی لازم برای مبارزه و جنگ، به‌نظر می‌رسد که شخص پیامبر و اصحاب و یاران ایشان، مستمراً در حال «تهیه نقشه جنگ، تدارک مقدمات، آمادگی و اجرای» جنگ‌های صدر اسلام و نیز رفع خستگی پس از واقعه جنگ بوده‌اند!
.
🍂 نکته: اکنون این سؤال اساسی قابل طرح است که با وجود میانگین حدود ۱ جنگ در ماه، آیا پیامبر(ص) و دیگر مسلمانان، فرصت‌های زمانی دیگری برای «مدیریت شهری» و «ایجاد امکانات رفاهی» مورد نیاز مردم و نیز «گسترش و آموزش فرهنگ و اخلاق اسلامی» در میان مردم، برای تأسیس حکومت اسلامی با الگوی «مدینه فاضله» را داشته‌اند یا خیر؟


#بازنگری #روشنفکری_دینی
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘حبسِ زنان در خانه
.
✍️#علی_مازندرانی

🍂 همان‌گونه که [خود احکام قرآن و] تفسیر قرآن و نیز آرای کلامی اسلامی، به‌نسبت گذشت زمان، تطورات تاریخی متنوعی یافته‌است؛ به‌همین صورت، آرای فقهی فقیهان اسلامی نیز، به‌نسبت زمان و مکان یا سیاست حکامِ اسلامی، تطورات تاریخی متنوعی یافته‌اند؛ البته در دورۀ معاصر، شیب بسیار تندی پیدا نموده‌اند.

🍂 به‌عنوان نمونه، زن در نظرگاه فقهای متقدم، جایگاه یا منزلت فردی و اجتماعی افتخارآمیزی نداشته و همیشه، کالا یا جنس دوم و در «طولِ مردان» قرار داشته‌است؛ و تازه در دوره معاصر و به مدد فشار افکار عمومی و ظهور وسایل ارتباط جمعی، زنان کمی مورد توجه و احترام علمای دینی واقع شده‌اند.
.
🍂 زنان در طولِ تاریخ فقه اسلامی، به‌نسبت مردان جامعه، همیشه بدون منزلت بوده‌اند. مثلاً، جدای از برخی فقهای شیعی که حبس زنان (اعم از دختران و همسران) در خانه را «واجب شرعی» می‌دانسته‌اند؛ مابقی فقها (حتی در دوران معاصر نیز)، حبس زنان در خانه را مستحب شرعی می‌دانند (يستحبّ حبس المرأة في البيت؛ به عنوان نمونه نک: العروة الوثقى مع تعاليق الإمام الخميني، مسأله ۱۵).

🍂 این عقیده پیرامون زنان، چنان در نظرگاه فقها، مستحکم است که برخی از همین فقهای معاصر، این حکم شرعی را دلیلی بر «منع تصدی قضاوت از سوی زنان» دانسته‌اند و نوشته‌اند: «زن نمی‌توان متصدی منصب قضا باشد، زیرا مستلزم خروج او از منزل است و لازم است صدای خود را به گوش مردان برساند؛ در حالیکه این امور، در شرع به طور واضحی نهی شده است».
.
🍂 البته قابل توجه است که مسأله «استحباب حبس زن در خانه» از نظر فقها، جدای از مسأله «عدم جواز خروج زوجه از منزل» است که مشهور فقها، معتقدند «خروج زن از خانه (برای انجام کاری غیرواجب)، به‌طور مطلق (حتا در صورتی‌که منافاتی با حق استمتاع مرد نداشته باشد) جایز نیست».

🍂 به‌عبارت ساده، مخاطب «استحبابِ حبس زن در خانه»، مردانِ جامعه هستند، که باید به این عمل شرعی مستحب، عمل نمایند؛ و مخاطب «حرام بودن خروج از خانه بدون اذن شوهر» زنانِ جامعه هستند، که لازم است مرتکب این عمل گناه نگردند.
.
 نکته: احکام فقهی که توسط فقهای اسلامی استنباط یا بازگو می‌گردند، تابعی از بازخوردهای اجتماعی و نیز قدرت سیاسی حکامِ هماهنگ با ایشان است. در دنیای مدرن، به‌وضوح می‌توان تغییرات نظر فقها در مسائل مختلف را (بر اثر فشار افکار عمومی و تحولات جدید جهانی) مشاهده نمود.


#آخوندیسم #زنان
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘خریدِ زنان در اسلام

✍️#کاظم_استادی

🍂 به نظر می‌رسد که ازدواج، در نظر فقهایِ اسلامی، نوعی «خریدِ زن» به حساب آمده‌است، به چند قرینه:

١- در عقد نکاح و ازدواج، لازم است مهریه‌ای جهت زن، تعیین یا رد و بدل شود.
(مسأله: اگر در عقد ازدواج مهريه ذكر نشود، آيا عقد باطل است؟ جواب: اگر «عقدِ موقّت» باشد، عقد باطل مى‌شود؛ ولى عقد دائم بدون ذكر مهر، صحيح است؛ هر چند که باید مَهْرُ الْمِثْل را به همسر خود بپردازند.)

٢- برخی از لوازم و شرایط خرید و فروش، در عقدِ ازدواج نیز حکم‌فرماست؛ مثلاً، اختیارِ دیدنِ جنس.
به این معنی که: زن نمی‌تواند به «جنسِ مرد» نامحرم، به قصد ازدواج نگاه کند؛ ولی مرد (که به نوعی خریدارِ زن محسوب می‌گردد)، می‌تواند به «جنسِ زن» با اینکه نامحرم است، نگاه کند؛ البته دامنه و محدودۀ نگاه به بدن زن، در نظر فقها متفاوت است؛ ولی حتی برخی از فقها نگاه به سینۀ زن و یا «تمام بدن» زن را هم (به یک نظر) جایز دانسته‌اند.

٣- مرجوعی زن، آسان‌تر از معاملات اجناسِ دیگر است.
مرد هر گاه از عقد ازدواج خود منصرف شود، می‌تواند به راحتی، زن را طلاق دهد؛ و با گفتن یک جمله کوتاهِ «صیغه طلاق»، زن را رها کند؛ همانند: «اَنتِ طالقٌ» یا «هذِهِ طالقٌ».

٤- فقها مسأله ازدواج را در بخش «معاملات» کتب فقهی خود و رساله‌های توضیح المسائل، ذکر و درج نموده‌اند؛ که به نوعی، تداعی «خرید و فروش» می‌نماید.

٥- و ...

نکته: اینها را عرض نکردم تا نگاه بانوان را نسبت به فقه و فقهای گرامی، تیره و تار نمایم؛ اینها را عنوان نمودم تا فقهای عزیز، به نسبت تأثیر عنصر زمان و مکان بر اجتهاد، تغییراتی «قابل دفاع» در مسأله ازدواج و مباحث فقهی مشابه آن، فراهم نمایند. به نظر می‌رسد که شرایط و جو حاکم بر «فقه سنتی»، نیاز به خانه تکانی اساسی در دنیای مدرن امروزی دارد.


#زنان #آخوندیسم
➖➖➖

🌾 @Naqdagin
📘آتش زدن درب خانه

✍🏻 #علی‌_مازندرانی

🍂 حوادث تاریخی‌ای که رنگ و بوی «سیاسی و کلامی» دارند، همیشه در معرض «تحریف و تدلیس» بوده‌اند؛ و کشفِ واقعیتِ ماجرا، بسیار پیچیده، و نیاز به بررسی «قرائن» مختلف دارد. در جریان حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) و بیعت گرفتن برای خلافت ابوبکر علیه ما علیه، توصیف واقعۀ خانۀ حضرت صدیقه زهرا (س)، در سه حالت نقل شده است:
۱ـ فقط هجوم به اطراف خانه صورت گرفته است.
۲ـ هجوم و فقط تهدید به آتش زدن خانه، واقع شده است.
۳ـ هجوم و تهدید و آتش زدن درب خانه حضرت زهرا(س) رخ داده‌است.

🍂 توصیف و جزئیات حالت سوم این ماجرا، «فقط و فقط» در یک کتاب نقل شده است؛ و نقل‌های کتاب‌های دیگر، از همین یک کتاب، می‌باشند. کتاب سلیم بن قیس، یگانه منبع آتش گرفتن خانه حضرت زهرا (س) می‌باشد؛ که این جریان را از زبان سلمان فارسی (و بدون جزئیات آتش گرفتن، از زبان ابن‌عباس) روایت کرده است.
.
🍂 نکته) برای بررسی صحت محتوایی این روایتِ سلمان، لازم است فرض‌هایی را پیشاپیش، بپذیریم:
۱ـ فرض کنیم که «خبر واحد»، در علم تاریخ، حجت است.
۲ـ فرض کنیم که سلیم، یک شخصیت موهوم و خیالی نیست؛ و وجود خارجی داشته است.
۳ـ فرض کنیم که سلیم، از اصحاب علی (ع) و شیعیان وی بوده است.
۴ـ فرض کنیم که سلیم، کتابش را خودش تألیف، نگارش یا املاء نموده است.
۵ـ فرض کنیم که سلیم، (حداقل) دسترسی غیرمستقیم به برخی وقایع خاص صدر اسلام داشته است.
۶ـ فرض کنیم که اصل کتاب سلیم، مربوط به قرن اول هجری است؛ نه نوشته‌ای متأخر و از قرن چهارم.
۷ـ فرض کنیم که کلِ کتاب سلیم، اولاً و اساساً، جعلی نیست؛ و اصالت دارد.
۸ـ فرض کنیم که نسخه بدل‌های کتاب سلیم، متنوع و مختلف و متفاوت، نیستند؛ و در همه آنها گزارش آتش گرفتن وجود دارد.
۹ـ فرض کنیم که در طول چند قرن، روایاتی در نسخ‌برداری، به کتاب سلیم افزوده نشده است.
۱۰ـ فرض کنیم که نسخه‌برداری‌های دوران علامه مجلسی (ق ۱۲) از نسخه قرن هفتمی کتاب سلیم، رضایت‌بخش هستند.
۱۱ـ فرض کنیم که نسخه قرن هفتمی از کتاب سلیم، با آنکه بی‌صاحب و راوی مجهول دارد (و تاریخ نسخۀ ۵۰ سال پس از قرائت بر مشایخ، نگارش یافته) معتبر است.
۱۲ـ فرض کنیم که احادیث کتاب سلیم، از نظر سندی، مستند هستند.
۱۳ـ فرض کنیم که احادیث سلیم، برش و پرش نقلی ندارند.
۱۴ـ فرض کنیم که میان روایت مشایخ حدیث سلیم در قرن چهارم و پنجم، با مندرجات فعلی کتاب سلیم، اختلاف نیست.
۱۵ـ فرض کنیم که نقل روایت آتش زدن درب، از سلمان فارسی است.
۱۶ـ فرض کنیم که سلمان «بدون علاقه و خواست خودش»، چهار سال پس از واقعه آتش زدن درب، استاندار عمر (خلیفه دوم) شده و با وی همکاری کرده است.
۱۷. فرض کنیم که متن و مضمون روایت سلمان، اضطراب و دوگانگی در محتوا ندارد.

🔺با اثبات و پذیرش همۀ این فرض‌ها، اکنون لازم است به «صحتِ توصیف» واقعۀ آتش زدن درب، به «روش تجربی و باستانی» بپردازیم که نمونه‌ای از آن قبلتر ذکر شد.


#بازاندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖

🌾 @Naqdagin