🍂 دغدغهی «رسیدن به هدف» و «معنای زندگی» بلای جانم شدهبود؛ آرام و قرار را از من گرفتهبود.
🍂 از صبح که پا میشدم به فکر دویدن بودم تا شب، که نتایج مدنظر روزانهام را به دست بیاورم، تا در نهایت در طول چندین سال، به اهداف بلندمدتم برسم.
🍂 و شد آنچه شد. حالم از لحظات زندگی که معطوف به اهدافم نبود بهم خورد. بعنوان مثال، توان تحمل گذران لحظاتم در مترو را نداشتم. یا علاقهی چندانی به قدم زنی در دبیمارینا واک نداشتم.
🍂 زندگی برقآسا پیش میرفت و از لحظاتم بیبهره میماندم، ولی چیزی درست نبود. این نوع نگرش، که به عنوان نگرش پیشفرض و صحیح معرفی میشود، نمیتوانست «ابدیت را به درون لحظه بیاورد». پس به دنبال راه چاره گشتم، و پیدایش کردم.
🍂 بهتازگی خود را از تلهای باستانی رهانیدهام. تلهای بهنام «هدفِ زندگی» یا «آنچه برای آن به دنیا آمدهام» یا «هدفی که باید به آن برسم». توضیحش میدهم.
🍂 پیشفرضی (آکسیومی) در وجودم تبلور یافته بود که «باید به نقطهی معینی در زندگیام برسم»؛ کاری به اینکه این نقطه کجاست و چیست، نداریم.
🍂 تله، همین تعیینِ یک نقطه است. تله، همین تعیینِ یک هدف، و وسواس حولِ آن است. تله این است که فکر کنم به دنیا آمدهام تا کارِ مشخصی را انجام دهم و به هدف معینی برسم.
🍂 صدالبته که من کاملن موافق تعیین اهداف و کوشش در جهت دستیابی به آنها هستم. کار درستی هم هست.
🍂 اما خبطِ اساسی را وسواس حول یک هدف، و در نتیجه، قطع ارتباط با زندگی میبینم.
🍂 پس «شایسته است اهداف ما در خدمت زندگیمان قرار گیرند، نه زندگی ما در خدمت اهدافمان».
🍂 بهعبارت دیگر، من در زندگی نباید بندگیِ اهدافم را بکنم.
🍂 وقتی زندگی در خدمت اهداف قرار گیرد، شاید مثلن وقتی «مینویسم» شهدِ لذت را بچشم، اما دیگر از ایستادن در مترو و تماشای بارقهی طلاییرنگِ خورشید، یا قدمزنی در شبهای ماریناواک، یا حتا وقتگذراندن در کنار خانوادهام لذتی نمیبرم.
🍂 بینش من برای حل این مسئله چنین است:
اهداف من، خدا نیستند. من هم بندهی غیرخدا نیستم.
🍂 پس اهداف من هم در خدمت تجربهی زندگیِ من خواهند بود. زیستن و بودن، و آوردن ابدیت به لحظه، پاسخی پیش پا افتاده به نظر میرسد، اما پاسخی درخور است.
🍂 نظر من این است که یک چیز میتواند باعث شود که ابدیت را بتوانیم به لحظه بیاوریم، و آن هم شناختِ اصلِ خویشتن است؛ اینکه انسان از کجا آمده و به کجا میرود. پاسخ من «خدا» است. نظر من این است که انسان از خدا آمده و به خدا بازمیگردد، و زندگی در این دنیا برای این است که خدا را بشناسیم و آگاهانه و با اختیار بفهمیم از کجا آمدهایم و به کجا میرویم. من فکر میکنم کسی که این را بداند و درک کند، بر اضطرابِ لحظه غلبه میکند و ابدیت را به درون لحظه میکشاند و اینچنین است که میتواند در لحظه زیست کند و لذت ببرد. من فکر میکنم زیستن با خدا، آوردن ابدیت به لحظه است. رسیدن به اهداف دنیوی هم به نظر من نتیجهی طبیعیِ چنین زیستنیست.
🍂 صدالبته که نظر شما ممکن است متفاوت باشد و اصلن خدا را قبول نداشته باشید؛ اصلِ «بندگیِ اهداف را نکردن» برای شما کارساز خواهد بود. ما اینجا هستیم که زندگی را تجربه کنیم.
🔻سه اثر مهم هم پیشنهاد میکنم در ارتباط با این مطلب ببینید:
انیمیشنِ Soul
فیلم Perfect Days
فیلم Click
✍🏻 #پوریا_جامعی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @pouryachannel
🍂 از صبح که پا میشدم به فکر دویدن بودم تا شب، که نتایج مدنظر روزانهام را به دست بیاورم، تا در نهایت در طول چندین سال، به اهداف بلندمدتم برسم.
🍂 و شد آنچه شد. حالم از لحظات زندگی که معطوف به اهدافم نبود بهم خورد. بعنوان مثال، توان تحمل گذران لحظاتم در مترو را نداشتم. یا علاقهی چندانی به قدم زنی در دبیمارینا واک نداشتم.
🍂 زندگی برقآسا پیش میرفت و از لحظاتم بیبهره میماندم، ولی چیزی درست نبود. این نوع نگرش، که به عنوان نگرش پیشفرض و صحیح معرفی میشود، نمیتوانست «ابدیت را به درون لحظه بیاورد». پس به دنبال راه چاره گشتم، و پیدایش کردم.
🍂 بهتازگی خود را از تلهای باستانی رهانیدهام. تلهای بهنام «هدفِ زندگی» یا «آنچه برای آن به دنیا آمدهام» یا «هدفی که باید به آن برسم». توضیحش میدهم.
🍂 پیشفرضی (آکسیومی) در وجودم تبلور یافته بود که «باید به نقطهی معینی در زندگیام برسم»؛ کاری به اینکه این نقطه کجاست و چیست، نداریم.
🍂 تله، همین تعیینِ یک نقطه است. تله، همین تعیینِ یک هدف، و وسواس حولِ آن است. تله این است که فکر کنم به دنیا آمدهام تا کارِ مشخصی را انجام دهم و به هدف معینی برسم.
🍂 صدالبته که من کاملن موافق تعیین اهداف و کوشش در جهت دستیابی به آنها هستم. کار درستی هم هست.
🍂 اما خبطِ اساسی را وسواس حول یک هدف، و در نتیجه، قطع ارتباط با زندگی میبینم.
🍂 پس «شایسته است اهداف ما در خدمت زندگیمان قرار گیرند، نه زندگی ما در خدمت اهدافمان».
🍂 بهعبارت دیگر، من در زندگی نباید بندگیِ اهدافم را بکنم.
🍂 وقتی زندگی در خدمت اهداف قرار گیرد، شاید مثلن وقتی «مینویسم» شهدِ لذت را بچشم، اما دیگر از ایستادن در مترو و تماشای بارقهی طلاییرنگِ خورشید، یا قدمزنی در شبهای ماریناواک، یا حتا وقتگذراندن در کنار خانوادهام لذتی نمیبرم.
🍂 بینش من برای حل این مسئله چنین است:
اهداف من، خدا نیستند. من هم بندهی غیرخدا نیستم.
🍂 پس اهداف من هم در خدمت تجربهی زندگیِ من خواهند بود. زیستن و بودن، و آوردن ابدیت به لحظه، پاسخی پیش پا افتاده به نظر میرسد، اما پاسخی درخور است.
🍂 نظر من این است که یک چیز میتواند باعث شود که ابدیت را بتوانیم به لحظه بیاوریم، و آن هم شناختِ اصلِ خویشتن است؛ اینکه انسان از کجا آمده و به کجا میرود. پاسخ من «خدا» است. نظر من این است که انسان از خدا آمده و به خدا بازمیگردد، و زندگی در این دنیا برای این است که خدا را بشناسیم و آگاهانه و با اختیار بفهمیم از کجا آمدهایم و به کجا میرویم. من فکر میکنم کسی که این را بداند و درک کند، بر اضطرابِ لحظه غلبه میکند و ابدیت را به درون لحظه میکشاند و اینچنین است که میتواند در لحظه زیست کند و لذت ببرد. من فکر میکنم زیستن با خدا، آوردن ابدیت به لحظه است. رسیدن به اهداف دنیوی هم به نظر من نتیجهی طبیعیِ چنین زیستنیست.
🍂 صدالبته که نظر شما ممکن است متفاوت باشد و اصلن خدا را قبول نداشته باشید؛ اصلِ «بندگیِ اهداف را نکردن» برای شما کارساز خواهد بود. ما اینجا هستیم که زندگی را تجربه کنیم.
🔻سه اثر مهم هم پیشنهاد میکنم در ارتباط با این مطلب ببینید:
انیمیشنِ Soul
فیلم Perfect Days
فیلم Click
✍🏻 #پوریا_جامعی
.
#تجربه_زیسته#موفقیت #معنای_زندگی #هدفگذاری #زندگی #معنا #معنویت #خدا
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @pouryachannel
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 چطور به بزرگترین اهداف خود برسیم؟ (+)
— تحلیل و خلاصۀ تدتاکِ آقای Stephen duneier
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مربعهای کوچک
01:40 زندگی آقای Duneier
03:56 یاد-گرفتنِ زبانِ جدید
05:30 کمکردن وزن
06:24 شروعِ بافندگی
07:53 رکوردِ گینس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تحلیل و خلاصۀ تدتاکِ آقای Stephen duneier
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 مربعهای کوچک
01:40 زندگی آقای Duneier
03:56 یاد-گرفتنِ زبانِ جدید
05:30 کمکردن وزن
06:24 شروعِ بافندگی
07:53 رکوردِ گینس
.
#تجربه_زیسته#خودشناسی #تد #ted #tedtalk #عادت #قدرت_عادت #هدفگذاری #موفقیت #مردان_موفق #یادگیری_زبان #آموزش_زبان #زبان_آلمانی #آلمانی #تنبلی #بافندگی #گینس #تمرکز #مطالعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin