Forwarded from گفتوشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9👍7🕊2
بازداشت سعیده فروغیفر و محسن درجی، والدین یک کودک ۶ ساله، در یاسوج با اعمال خشونت
روز شنبه ۱۸ بهمن، محسن درجی و سعیده فروغیفر، شهروندان یاسوجی و پدر و مادر «دینارگیس» کودک ۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این زوج که صاحب رستوران «محسنخان» در یاسوج هستند، هنگام بازداشت با خشونت شدید مأموران مواجه شدهاند. تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت، نهاد بازداشتکننده و وضعیت نگهداری آنان منتشر نشده و خانواده و نزدیکانشان نسبت به سرنوشت این دو شهروند نگران هستند.
#محسن_درجی #سعیده_فروغی_فر #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روز شنبه ۱۸ بهمن، محسن درجی و سعیده فروغیفر، شهروندان یاسوجی و پدر و مادر «دینارگیس» کودک ۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این زوج که صاحب رستوران «محسنخان» در یاسوج هستند، هنگام بازداشت با خشونت شدید مأموران مواجه شدهاند. تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت، نهاد بازداشتکننده و وضعیت نگهداری آنان منتشر نشده و خانواده و نزدیکانشان نسبت به سرنوشت این دو شهروند نگران هستند.
#محسن_درجی #سعیده_فروغی_فر #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤5🕊4
جاویدنام محمد جمشیدی، مربی بوکس و پدر دو کودک خردسال، که با گلولههای جنگی کشته شد
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊3❤2
بازداشت چند چهره اصلاحطلب؛ نشانهای از تشدید شکاف درون حاکمیت
گزارشها حاکی از آن است که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب اتحاد ملت، با حضور ضابطان سازمان اطلاعات سپاه در منزل خود در قرچک ورامین بازداشت شده است. همزمان، ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی و رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات، و همچنین محسن امینزاده، از مشاوران پیشین محمد خاتمی و اعضای اصلی این جبهه، توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدهاند.
در کنار این بازداشتها، مأموران امنیتی با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایبرئیس جبهه اصلاحات، و بدرالسادات مفیدی، دبیر این جبهه، آنان را برای حضور در دادسرای امنیت احضار کردهاند.
بر اساس روایت رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی (از جمله فارس نیوز وابسته به سپاه)، اتهامات مطرحشده علیه بازداشتشدگان شامل «هدفگیری انسجام ملی»، «موضعگیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن»، «ترویج تسلیمطلبی» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» عنوان شده است. در مقابل، برخی منابع علت اصلی برخورد را صدور بیانیههای اخیر جبهه اصلاحات در همراهی با مطالبات مردمی میدانند.
بازداشت این چهرهها که سالها در چارچوب رسمی جمهوری اسلامی فعالیت کرده و در عین دفاع از کلیت نظام، انتقادهایی نیز مطرح میکردند، میتواند نشانهای از افزایش تنش و بیاعتمادی در درون ساختار قدرت تلقی شود. چنین برخوردی بیش از آنکه صرفاً اقدامی امنیتی باشد، بیانگر تشدید رقابت و نگرانی از شکلگیری قطبهای جایگزین در شرایط بحرانی و تضعیف هسته سخت قدرت است؛ گرچه جامعه طی سالهای اخیر با شعارهایی نظیر «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگر تمام ماجرا» فاصله خود را از جناحهای رسمی قدرت نشان داده است.
در مجموع، این بازداشتها را میتوان نشانهای از احساس تهدید در سطوح بالای حاکمیت و تلاشی برای مهار هرگونه تحرک سیاسی، حتی درونساختاری، در آستانه شرایطی دانست که از منظر حکومت میتواند به بیثباتی گستردهتر منجر شود.
میتوان پیشبینی کرد که در صورت افزایش ترس در رژیم، لایههای دیگر از افراد بازداشت و حتی حذف شوند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت چند چهره اصلاحطلب؛ نشانهای از تشدید شکاف درون حاکمیت
گزارشها حاکی از آن است که آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران و دبیرکل حزب اتحاد ملت، با حضور ضابطان سازمان اطلاعات سپاه در منزل خود در قرچک ورامین بازداشت شده است. همزمان، ابراهیم اصغرزاده، فعال سیاسی و رئیس کمیته سیاسی جبهه اصلاحات، و همچنین محسن امینزاده، از مشاوران پیشین محمد خاتمی و اعضای اصلی این جبهه، توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدهاند.
در کنار این بازداشتها، مأموران امنیتی با مراجعه به منازل محسن آرمین، نایبرئیس جبهه اصلاحات، و بدرالسادات مفیدی، دبیر این جبهه، آنان را برای حضور در دادسرای امنیت احضار کردهاند.
بر اساس روایت رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی (از جمله فارس نیوز وابسته به سپاه)، اتهامات مطرحشده علیه بازداشتشدگان شامل «هدفگیری انسجام ملی»، «موضعگیری علیه قانون اساسی»، «هماهنگی با تبلیغات دشمن»، «ترویج تسلیمطلبی» و «ایجاد سازوکارهای مخفی براندازانه» عنوان شده است. در مقابل، برخی منابع علت اصلی برخورد را صدور بیانیههای اخیر جبهه اصلاحات در همراهی با مطالبات مردمی میدانند.
بازداشت این چهرهها که سالها در چارچوب رسمی جمهوری اسلامی فعالیت کرده و در عین دفاع از کلیت نظام، انتقادهایی نیز مطرح میکردند، میتواند نشانهای از افزایش تنش و بیاعتمادی در درون ساختار قدرت تلقی شود. چنین برخوردی بیش از آنکه صرفاً اقدامی امنیتی باشد، بیانگر تشدید رقابت و نگرانی از شکلگیری قطبهای جایگزین در شرایط بحرانی و تضعیف هسته سخت قدرت است؛ گرچه جامعه طی سالهای اخیر با شعارهایی نظیر «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگر تمام ماجرا» فاصله خود را از جناحهای رسمی قدرت نشان داده است.
در مجموع، این بازداشتها را میتوان نشانهای از احساس تهدید در سطوح بالای حاکمیت و تلاشی برای مهار هرگونه تحرک سیاسی، حتی درونساختاری، در آستانه شرایطی دانست که از منظر حکومت میتواند به بیثباتی گستردهتر منجر شود.
میتوان پیشبینی کرد که در صورت افزایش ترس در رژیم، لایههای دیگر از افراد بازداشت و حتی حذف شوند.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤5🕊3👌2
نگرانیها از ناپدیدسازی قهری مسعود شاهسون، از بازداشتشدگان دیماه
مسعود شاهسون، ۳۸ ساله، مجرد و اهل ورامین که در محله اقافیا گوهردشت کرج سکونت داشت، در روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت و محل نگهداری او منتشر نشده است.
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان، شاهسون در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در گوهردشت کرج حضور داشته است. گفته میشود نیروهای امنیتی پس از شناسایی او از طریق دوربینهای مداربسته، با یورش به منزل پدریاش در محله اقافیا وی را بازداشت کردهاند. به روایت خانواده، مأموران هنگام بازداشت با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار داده و سپس به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. همچنین وسایل شخصی او نیز ضبط شده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند نهادهای امنیتی اتهاماتی از جمله درگیری با نیروهای حکومتی و تخریب و آتشزدن اماکن مذهبی در جریان اعتراضات گوهردشت را به او نسبت دادهاند؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای قضایی سنگینی در پی داشته باشد.
با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، خانواده شاهسون با مراجعه به زندانها، مراجع قضایی، بیمارستانها، پزشکی قانونی و نهادهای امنیتی، هیچ نشانی از ثبت بازداشت یا محل نگهداری او نیافتهاند. تداوم بیخبری کامل از سرنوشت این شهروند، نگرانیها درباره احتمال ناپدیدسازی قهری و وضعیت سلامت او را افزایش داده است.
منبع اطلاعات: اینستاگرام مسعود علیزاده
#مسعود_شاهسون #ناپدیدسازی_قهری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود شاهسون، ۳۸ ساله، مجرد و اهل ورامین که در محله اقافیا گوهردشت کرج سکونت داشت، در روز ۲۳ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت و محل نگهداری او منتشر نشده است.
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان، شاهسون در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در گوهردشت کرج حضور داشته است. گفته میشود نیروهای امنیتی پس از شناسایی او از طریق دوربینهای مداربسته، با یورش به منزل پدریاش در محله اقافیا وی را بازداشت کردهاند. به روایت خانواده، مأموران هنگام بازداشت با خشونت شدید او را مورد ضربوشتم قرار داده و سپس به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. همچنین وسایل شخصی او نیز ضبط شده است.
منابع نزدیک به خانواده میگویند نهادهای امنیتی اتهاماتی از جمله درگیری با نیروهای حکومتی و تخریب و آتشزدن اماکن مذهبی در جریان اعتراضات گوهردشت را به او نسبت دادهاند؛ اتهاماتی که میتواند پیامدهای قضایی سنگینی در پی داشته باشد.
با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، خانواده شاهسون با مراجعه به زندانها، مراجع قضایی، بیمارستانها، پزشکی قانونی و نهادهای امنیتی، هیچ نشانی از ثبت بازداشت یا محل نگهداری او نیافتهاند. تداوم بیخبری کامل از سرنوشت این شهروند، نگرانیها درباره احتمال ناپدیدسازی قهری و وضعیت سلامت او را افزایش داده است.
منبع اطلاعات: اینستاگرام مسعود علیزاده
#مسعود_شاهسون #ناپدیدسازی_قهری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💔8🕊2
بازداشت یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی در کهگیلویه و بویراحمد
یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی ۴۱ ساله، پس از حدود یک ماه تعقیب و گریز، روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در شهرستان لیکک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او پس از دو روز بازداشت در لیکک، روز گذشته به زندان شهرستان دهدشت منتقل شده است. تاکنون گزارشی رسمی درباره اتهامات مطرحشده یا وضعیت پرونده قضایی وی منتشر نشده است.
گفته میشود احمدینژاد در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز بهدلیل فعالیتهای سیاسی بازداشت شده بود. همچنین از او بهعنوان وکیلی یاد میشود که در پیگیری مطالبات صنفی کارکنان صنعت حفاری، در کارزاری حقوقی برای احقاق حقوق و مزایای بیش از ۳۰ هزار نفر از پرسنل شرکت ملی حفاری نقش داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
یاسر احمدینژاد، فعال سیاسی ۴۱ ساله، پس از حدود یک ماه تعقیب و گریز، روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در شهرستان لیکک از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او پس از دو روز بازداشت در لیکک، روز گذشته به زندان شهرستان دهدشت منتقل شده است. تاکنون گزارشی رسمی درباره اتهامات مطرحشده یا وضعیت پرونده قضایی وی منتشر نشده است.
گفته میشود احمدینژاد در سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نیز بهدلیل فعالیتهای سیاسی بازداشت شده بود. همچنین از او بهعنوان وکیلی یاد میشود که در پیگیری مطالبات صنفی کارکنان صنعت حفاری، در کارزاری حقوقی برای احقاق حقوق و مزایای بیش از ۳۰ هزار نفر از پرسنل شرکت ملی حفاری نقش داشته است.
#یاسر_احمدی_نژاد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤13🕊7💔4😍1
جاویدنام شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله ، با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران در رشت کشته شد
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔43🕊8❤2
جاویدنام یوسف شیخها؛ جانباختهای که هنگام کمک به یک نوجوان هدف گلوله قرار گرفت
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔30❤6🕊4
جاویدنام مصطفی امیری با اصابت گلوله جنگی سرکوبگران به قلب، در فولادشهر کشته شد
مصطفی امیری، ۳۵ ساله و از شهروندان بختیاریِ ساکن فولادشهر، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله جنگی به قلب، از پشت ساختمان دادگستری فولادشهر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پیکر مصطفی امیری حدود یک هفته پس از کشتهشدن، در باغ رضوان اصفهان به خانواده تحویل داده شد. روند تحویل پیکر و برگزاری آیینهای سوگواری با فشارهای امنیتی همراه بوده و خانواده ناچار به ارائه تعهد برای برگزاری مراسم در سکوت و با حضور محدود بستگان شدند.
همچنین مراسم خاکسپاری این جانباخته در آرامستان فولادشهر، تحت نظارت و محدودیت شدید، ساعت ۶ صبح و تنها با حضور شمار اندکی از اعضای خانواده و نزدیکان برگزار شده است.
#مصطفی_امیری #فولادشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی امیری، ۳۵ ساله و از شهروندان بختیاریِ ساکن فولادشهر، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله جنگی به قلب، از پشت ساختمان دادگستری فولادشهر جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پیکر مصطفی امیری حدود یک هفته پس از کشتهشدن، در باغ رضوان اصفهان به خانواده تحویل داده شد. روند تحویل پیکر و برگزاری آیینهای سوگواری با فشارهای امنیتی همراه بوده و خانواده ناچار به ارائه تعهد برای برگزاری مراسم در سکوت و با حضور محدود بستگان شدند.
همچنین مراسم خاکسپاری این جانباخته در آرامستان فولادشهر، تحت نظارت و محدودیت شدید، ساعت ۶ صبح و تنها با حضور شمار اندکی از اعضای خانواده و نزدیکان برگزار شده است.
#مصطفی_امیری #فولادشهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊7❤1
حسین باقری و مسعود مرادی، دو شهروند اهل ایذه، بازداشت شدند
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، دو روز پیش حسین باقری، مسعود مرادی و مهدی مرادی سه. شهروند اهل ایذه که از ماهشهر به ایذه میرفتند در یک پمپ بنزین با هجوم بیست نفر مامور، بازداشت شدند. مهدی مرادی آزاد شد.
طبق این گزارش، مسعود مرادی از سال ۱۴۰۱ در فضای مجازی فعال بود و نیروهای حکومتی بارها تلاش کرده بودند که او را بازداشت کنند.
#مسعود_مرادی #حسین_باقری #ایذه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤13🕊13
جاویدنام میلاد شاهی، جوان ۲۶ ساله در نسیمشهر، با شلیک مستقیم از پشت جان باخت
میلاد شاهی، ۲۶ ساله و ساکن نسیمشهر تهران، در جریان خیزش انقلابی در روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر از پشت سر بهشدت مجروح شد و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، میلاد که مجرد بود و در یک تولیدی پلاستیک کار میکرد، پس از تعطیلی محل کارش با مشکلات معیشتی روبهرو شده بود و در اعتراض به شرایط زندگی به خیابان رفته بود. پس از تیراندازی، او را به یک مرکز درمانی منتقل کردند، اما با وجود التماس برای رسیدگی پزشکی، کمک مؤثری دریافت نکردند و سپس با آمبولانس به بیمارستان سبزدشت انتقال یافت؛ جایی که مشخص شد او دیگر نفس نمیکشد و گلوله از پشت به سرش اصابت کرده است.
پیکر میلاد شاهی در روز بعد به خانواده تحویل داده نشد و خانواده او در تاریخ ۲۰ دیماه در میان هزاران پیکر در پزشکی قانونی موفق به شناساییاش شدند. سرانجام پیکر او در ۲۱ دیماه در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
مسئولان وعده شناسایی عامل تیراندازی را دادهاند، در حالی که شاهدان عینی دیدهاند که میلاد توسط نیروهای سرکوب کشته شد.
به گفته نزدیکانش، آرزوی میلاد «عدالت در ایران، نابودی فساد، آزادی و شادی برای مردم» بود؛ آرزویی که با جانباختن او ناتمام ماند.
در روز پیروزی نام میلاد را زنده نگهداریم و به یادش باشیم.
#میلاد_شاهی #نسیم_شهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
میلاد شاهی، ۲۶ ساله و ساکن نسیمشهر تهران، در جریان خیزش انقلابی در روز ۱۸ دیماه با اصابت گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر از پشت سر بهشدت مجروح شد و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، میلاد که مجرد بود و در یک تولیدی پلاستیک کار میکرد، پس از تعطیلی محل کارش با مشکلات معیشتی روبهرو شده بود و در اعتراض به شرایط زندگی به خیابان رفته بود. پس از تیراندازی، او را به یک مرکز درمانی منتقل کردند، اما با وجود التماس برای رسیدگی پزشکی، کمک مؤثری دریافت نکردند و سپس با آمبولانس به بیمارستان سبزدشت انتقال یافت؛ جایی که مشخص شد او دیگر نفس نمیکشد و گلوله از پشت به سرش اصابت کرده است.
پیکر میلاد شاهی در روز بعد به خانواده تحویل داده نشد و خانواده او در تاریخ ۲۰ دیماه در میان هزاران پیکر در پزشکی قانونی موفق به شناساییاش شدند. سرانجام پیکر او در ۲۱ دیماه در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
مسئولان وعده شناسایی عامل تیراندازی را دادهاند، در حالی که شاهدان عینی دیدهاند که میلاد توسط نیروهای سرکوب کشته شد.
به گفته نزدیکانش، آرزوی میلاد «عدالت در ایران، نابودی فساد، آزادی و شادی برای مردم» بود؛ آرزویی که با جانباختن او ناتمام ماند.
در روز پیروزی نام میلاد را زنده نگهداریم و به یادش باشیم.
#میلاد_شاهی #نسیم_شهر #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊5❤1
تداوم بیخبری از وضعیت سوری بابائی چگینی؛ محرومیت از تماس و ملاقات و عدم پذیرش وثیقه
سوری بابائی چگینی، روز ۱۶ دیماه به اتهام فیلمبرداری از نیروهای حکومتی هنگام ضربوشتم و بازداشت معترضان بازداشت شده است.
او تنها در تاریخ ۱۸ دیماه تماس کوتاهی با خانواده داشته و اکنون بیش از یک ماه است که از تماس و ملاقات با خانواده محروم مانده و هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامتی او در دست نیست.
بر اساس این گزارش، مسئولان زندان به خانواده اعلام کردهاند که در صورت رعایت حجاب از سوی این زندانی، امکان ملاقات فراهم خواهد شد؛ موضوعی که خانواده آن را بهانهای برای جلوگیری از اطلاعرسانی درباره وضعیت او و دیگر بازداشتشدگان میدانند.
همچنین عنوان شده است که بازپرس شعبه ۱۱ از پذیرش وثیقهای که خود صادر کرده، با دلایل نامشخص خودداری میکند و به خانواده گفته شده است که این زندانی در زندان «ایجاد شلوغی» کرده و سایر بازداشتشدگان را تحریک میکند.
سوری بابائی چگینی، در سالهای گذشته نیز در دوران بازداشت از ملاقات و تماس محروم بوده و حتی اجازه تماس با وکیل خود را نداشته است. همچنین گزارش شده که وی به دستور رئیس زندان، توسط زندانیای به نام «مومنی» و همراهانش، با بهانههای مختلف مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
خانم بابایی چگینی طی سالهای گذشته بارها بازداشت شده است. او مادر سه فرزند است. در مقاطعی همسر او رضا مراد بهروزی هم زندانی بود و فرزندانشان بدون حضور والدین زندگی کردند.
#سوری_بابایی_چگینی #قزوین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
سوری بابائی چگینی، روز ۱۶ دیماه به اتهام فیلمبرداری از نیروهای حکومتی هنگام ضربوشتم و بازداشت معترضان بازداشت شده است.
او تنها در تاریخ ۱۸ دیماه تماس کوتاهی با خانواده داشته و اکنون بیش از یک ماه است که از تماس و ملاقات با خانواده محروم مانده و هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و سلامتی او در دست نیست.
بر اساس این گزارش، مسئولان زندان به خانواده اعلام کردهاند که در صورت رعایت حجاب از سوی این زندانی، امکان ملاقات فراهم خواهد شد؛ موضوعی که خانواده آن را بهانهای برای جلوگیری از اطلاعرسانی درباره وضعیت او و دیگر بازداشتشدگان میدانند.
همچنین عنوان شده است که بازپرس شعبه ۱۱ از پذیرش وثیقهای که خود صادر کرده، با دلایل نامشخص خودداری میکند و به خانواده گفته شده است که این زندانی در زندان «ایجاد شلوغی» کرده و سایر بازداشتشدگان را تحریک میکند.
سوری بابائی چگینی، در سالهای گذشته نیز در دوران بازداشت از ملاقات و تماس محروم بوده و حتی اجازه تماس با وکیل خود را نداشته است. همچنین گزارش شده که وی به دستور رئیس زندان، توسط زندانیای به نام «مومنی» و همراهانش، با بهانههای مختلف مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
خانم بابایی چگینی طی سالهای گذشته بارها بازداشت شده است. او مادر سه فرزند است. در مقاطعی همسر او رضا مراد بهروزی هم زندانی بود و فرزندانشان بدون حضور والدین زندگی کردند.
#سوری_بابایی_چگینی #قزوین #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊9❤6
بیانیه پنج سیاسی از زندان مرکزی کرج:
جمهوری اسلامی نماینده ملت ایران نیست؛ آمران و عاملان سرکوب باید محاکمه شوند
جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج با انتشار بیانیهای، سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و کشتار معترضان را محکوم کرده و با اعلام همبستگی کامل با ملت ایران، خواستار برکناری و محاکمه آمران و عاملان خشونت شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی نماینده اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با این حکومت را بیاعتنایی به حقوق ملت ایران میدانند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
تاریخ حماسی و اسطورهای ایران نشانههای بسیاری از ایستادگی مردم آزادیخواه در مقابل حکومتهای استبدادی، از جمله ضحاکِ خردستیز و خونآشام، دارد.
ملت ایران مطالبات معیشتی، آزادیخواهی و حقوق انسانی خود را در دههی شصت و هفتاد (کوی دانشگاه)، اعتراضات سال ۱۳۸۸، خیزشهای دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و بهویژه قیام خونین پنجشنبه و جمعهی سیاه (۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴)، در مقابل اختلاسگران و رانتخواران حکومتی که عصارهی همهی پلیدیها در ایران و جهان هستند، ایستادگی کردهاند تا به تمامی ملتهای دنیا ثابت کنند حکومتی که با حمایت از تروریسم، جنگافروزی و ماجراجوییهای هستهای و موشکی میلیاردها دلار از منابع کشور را چپاول کرده، به هیچوجه نمایندهی ملت ایران در داخل و خارج از کشور نیست.
متأسفانه سیستم سرکوبگر حاکم در دیماه ۱۴۰۴ مطالبات معیشتی و آزادیخواهی مردم را همانند سالهای پیش با خشونت و سرکوب، پروندهسازی و زندان، اعدام و گلوله پاسخ داد؛ و نان شد قیمت جان.
دریغ و درد که مستبدان با وقاحت و بیشرمی مردم معترض را «تروریسم»، «آشوبگر» و «اغتشاشگر» نامیدهاند تا دستان پلیدشان در سرکوب مردم بیشتر باز باشد.
در پایان، ما زندانیان سیاسی امضاکنندهی این بیانیه از پشت میلههای زندان مرکزی کرج، همراهی خود را با ملت ایران بهصورت تمامقد در مقابل حکومت استبدادی اعلام کرده و خشم و انزجار خود را از کشتار مردم بیگناه توسط آمران و عاملان حکومتی اعلام میداریم.
ضمناً همدردی خود را با خانوادههای این جاویدنامان ابراز داشته و در همراهی با ملت ایران همگام خواهیم بود.
اعلام میداریم که عوامل دستگاه دیکتاتوری و نهادهای سرکوبگر آن از صدر تا ذیل باید برکنار شده، به زیر کشیده شوند و طبق قانون محاکمه گردند.
کشورهای جهان بهتر است بدانند که حکومت تروریسم و نسلکش جمهوری اسلامی نمایندهی اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با آنان بیاعتنایی به حقوق ملت ایران و پایمال کردن خون دهها هزار کشتهی راه آزادی است.
گفتوگو و مذاکره فقط با معتمدان راستین و برگزیدهی مردم ایران تعهدآور است و نباید با حکومت گروگانگیر و فاسد مذاکره کرد.
مردم ایران حق دارند سرنوشت خود را به دست گیرند و از حق زندگی، آزادی، عدالت و صلح با سایر مردم دنیا بر پایهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر بهرهمند گردند.
امضاکنندگان:
۱_ محسن پریش
۲_ مهرداد بختیاری
۳_ مسعود فرهیخته
۴_ زرتشت احمدی راغب
۵_ محمد حسنی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی نماینده ملت ایران نیست؛ آمران و عاملان سرکوب باید محاکمه شوند
جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی کرج با انتشار بیانیهای، سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و کشتار معترضان را محکوم کرده و با اعلام همبستگی کامل با ملت ایران، خواستار برکناری و محاکمه آمران و عاملان خشونت شدهاند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین تأکید کردهاند که جمهوری اسلامی نماینده اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با این حکومت را بیاعتنایی به حقوق ملت ایران میدانند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
تاریخ حماسی و اسطورهای ایران نشانههای بسیاری از ایستادگی مردم آزادیخواه در مقابل حکومتهای استبدادی، از جمله ضحاکِ خردستیز و خونآشام، دارد.
ملت ایران مطالبات معیشتی، آزادیخواهی و حقوق انسانی خود را در دههی شصت و هفتاد (کوی دانشگاه)، اعتراضات سال ۱۳۸۸، خیزشهای دیماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و بهویژه قیام خونین پنجشنبه و جمعهی سیاه (۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴)، در مقابل اختلاسگران و رانتخواران حکومتی که عصارهی همهی پلیدیها در ایران و جهان هستند، ایستادگی کردهاند تا به تمامی ملتهای دنیا ثابت کنند حکومتی که با حمایت از تروریسم، جنگافروزی و ماجراجوییهای هستهای و موشکی میلیاردها دلار از منابع کشور را چپاول کرده، به هیچوجه نمایندهی ملت ایران در داخل و خارج از کشور نیست.
متأسفانه سیستم سرکوبگر حاکم در دیماه ۱۴۰۴ مطالبات معیشتی و آزادیخواهی مردم را همانند سالهای پیش با خشونت و سرکوب، پروندهسازی و زندان، اعدام و گلوله پاسخ داد؛ و نان شد قیمت جان.
دریغ و درد که مستبدان با وقاحت و بیشرمی مردم معترض را «تروریسم»، «آشوبگر» و «اغتشاشگر» نامیدهاند تا دستان پلیدشان در سرکوب مردم بیشتر باز باشد.
در پایان، ما زندانیان سیاسی امضاکنندهی این بیانیه از پشت میلههای زندان مرکزی کرج، همراهی خود را با ملت ایران بهصورت تمامقد در مقابل حکومت استبدادی اعلام کرده و خشم و انزجار خود را از کشتار مردم بیگناه توسط آمران و عاملان حکومتی اعلام میداریم.
ضمناً همدردی خود را با خانوادههای این جاویدنامان ابراز داشته و در همراهی با ملت ایران همگام خواهیم بود.
اعلام میداریم که عوامل دستگاه دیکتاتوری و نهادهای سرکوبگر آن از صدر تا ذیل باید برکنار شده، به زیر کشیده شوند و طبق قانون محاکمه گردند.
کشورهای جهان بهتر است بدانند که حکومت تروریسم و نسلکش جمهوری اسلامی نمایندهی اکثریت مردم ایران نیست و هرگونه مذاکره با آنان بیاعتنایی به حقوق ملت ایران و پایمال کردن خون دهها هزار کشتهی راه آزادی است.
گفتوگو و مذاکره فقط با معتمدان راستین و برگزیدهی مردم ایران تعهدآور است و نباید با حکومت گروگانگیر و فاسد مذاکره کرد.
مردم ایران حق دارند سرنوشت خود را به دست گیرند و از حق زندگی، آزادی، عدالت و صلح با سایر مردم دنیا بر پایهی اعلامیهی جهانی حقوق بشر بهرهمند گردند.
امضاکنندگان:
۱_ محسن پریش
۲_ مهرداد بختیاری
۳_ مسعود فرهیخته
۴_ زرتشت احمدی راغب
۵_ محمد حسنی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤27🕊8👍1
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آیا در فرهنگ ایرانی مرثیه تقدیس میشود و خشم تقبیح؟
خوانشی روانکاوانه در ستایش اشک و هراس از اعتراض!
پیام همراهان
در تاریخ فرهنگی ما، رنج اغلب شأنی قدسی یافته است. صبر، تحمل، سوختنِ بیصدا و فروبردن درد، نهفقط فضیلت اخلاقی شمرده شده، بلکه نشانهای از پاکی و حقانیت تلقی گردیده است. در مقابل، خشم، حتی وقتی پاسخی طبیعی و موجه به بیعدالتی است، با برچسبهایی چون طغیان، بیصبری، گناه و شر همراه شده. این دوگانهی نابرابر، بهتدریج در ناخودآگاه جمعی ما رسوب کرده است.
در چنین افقی، انسانِ رنجکشیده محترم است، اما انسانِ خشمگین مشکوک. کسی که اشک میریزد، قابل همدردی است، اما کسی که مطالبه میکند، مزاحم نظم موجود تلقی میشود. زبان رایج فرهنگ ما—در ادبیات، آیینهای سوگواری و روایتهای تاریخی، بارها این پیام پنهان را بازتولید کرده است: رنج را تحمل کن، اما اعتراض نکن.
این تقدیس رنج البته بیکارکرد نبوده است؛ همبستگی ساخته، معنا داده و امکان بقا فراهم کرده. اما بهای روانی و اجتماعی آن سنگین بوده است. خشمی که میتوانست نیرویی اخلاقی برای مرزبندی، خطابکردن و تغییر باشد، یا سرکوب شده یا به انفجارهایی کور و بیسرانجام بدل گشته است. جامعهای که خشم را شیطانی میداند، ناگزیر یا در مظلومیتی مزمن میماند، یا هر از گاه به فورانی میرسد که چیزی را اصلاح نمیکند.
شاید زمان آن رسیده باشد که این جابهجایی عاطفی را دوباره بیازماییم: نه برای نفی رنج، بلکه برای خارجکردن آن از مقام قدسیِ فلجکنندهاش؛ و نه برای ستایش خشونت، بلکه برای بازگرداندن کرامت به خشمِ آگاهانه، خشمی که مرز میگذارد، مخاطب دارد و مسئولیت میطلبد.
بدون این بازاندیشی، اشک همچنان ستوده میشود،
اعتراض همچنان هراسانگیز میماند،
و تغییر، همچنان به آیندهای نامعلوم حواله داده میشود.
#خشم #نه_به_جمهورى_اسلامى #همبستگی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍13❤8👌1💯1
جاویدنام دکتر مریم زردشت در پی حمله مأموران به او در بیمارستان، جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع و از نزدیکان دکتر مریم زردشت، پزشک ۴۵ ساله اهل شیراز، وی در روزهای پایانی دیماه برای کمک به مجروحان همراه با چند نفر دیگر به مرودشت رفته بود. به گفته این منبع، او پس از بازگشت در همان شب بدون جلب توجه به اتاق خود میرود و روز بعد در حالی پیدا میشود که بیهوش بوده و آثار زخم و کبودی بر بدنش دیده میشده است.
این منبع نزدیک به خانواده میگوید دکتر زردشت به بیمارستان منتقل شد و حدود یک هفته در بیمارستان بستری بود، اما در این مدت از ملاقات خانواده با او جلوگیری شده و توضیح روشنی درباره وضعیت جسمیاش ارائه نشده است. بنا بر این روایت، در نخستین آزمایشها اعلام شده که هیچ نشانهای از مسمومیت، مصرف دارو یا الکل در خون او وجود ندارد، با این حال گفته شده بود کلیههایش دچار آسیب شده و سطح هوشیاریاش پایین است.
به گفته این منبع، او در مقاطعی کوتاه به هوش میآمده و درخواست کمک میکرده، اما دوباره بیهوش میشده و همچنان امکان ملاقات برای خانواده فراهم نشده است. سرانجام در تاریخ ۸ بهمن، بدون ارائه توضیحی روشن درباره جراحات و کبودیهای عمیق بدن، علت فوت «نامعلوم» اعلام شده است.
نزدیکان دکتر مریم زردشت با تأکید بر اینکه درگذشت او در پی حمله مأموران رخ داده، خواستار روشنشدن حقیقت، ارائه توضیح رسمی درباره نحوه جانباختن وی و پاسخگویی مسئولان مربوطه شدهاند.
ظاهراً شاهدانی از کادر درمان هستند که به خاطر ترس حاضر به شهادتدادن نیستند.
جانباختن دکتر مریم زردشت، یادآور جاویدنام آیدا رستمی است، که او هم به خاطر شرافت و پایبندی به سوگند پزشکی جان باخت.
#مریم_زردشت #شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع و از نزدیکان دکتر مریم زردشت، پزشک ۴۵ ساله اهل شیراز، وی در روزهای پایانی دیماه برای کمک به مجروحان همراه با چند نفر دیگر به مرودشت رفته بود. به گفته این منبع، او پس از بازگشت در همان شب بدون جلب توجه به اتاق خود میرود و روز بعد در حالی پیدا میشود که بیهوش بوده و آثار زخم و کبودی بر بدنش دیده میشده است.
این منبع نزدیک به خانواده میگوید دکتر زردشت به بیمارستان منتقل شد و حدود یک هفته در بیمارستان بستری بود، اما در این مدت از ملاقات خانواده با او جلوگیری شده و توضیح روشنی درباره وضعیت جسمیاش ارائه نشده است. بنا بر این روایت، در نخستین آزمایشها اعلام شده که هیچ نشانهای از مسمومیت، مصرف دارو یا الکل در خون او وجود ندارد، با این حال گفته شده بود کلیههایش دچار آسیب شده و سطح هوشیاریاش پایین است.
به گفته این منبع، او در مقاطعی کوتاه به هوش میآمده و درخواست کمک میکرده، اما دوباره بیهوش میشده و همچنان امکان ملاقات برای خانواده فراهم نشده است. سرانجام در تاریخ ۸ بهمن، بدون ارائه توضیحی روشن درباره جراحات و کبودیهای عمیق بدن، علت فوت «نامعلوم» اعلام شده است.
نزدیکان دکتر مریم زردشت با تأکید بر اینکه درگذشت او در پی حمله مأموران رخ داده، خواستار روشنشدن حقیقت، ارائه توضیح رسمی درباره نحوه جانباختن وی و پاسخگویی مسئولان مربوطه شدهاند.
ظاهراً شاهدانی از کادر درمان هستند که به خاطر ترس حاضر به شهادتدادن نیستند.
جانباختن دکتر مریم زردشت، یادآور جاویدنام آیدا رستمی است، که او هم به خاطر شرافت و پایبندی به سوگند پزشکی جان باخت.
#مریم_زردشت #شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔49❤3🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخاوت سلیمی، از دراویش گنابادی و زندانی سیاسی سابق، هفته گذشته با انتشار ویدیویی از ناپدیدسازی قهری فرزندش خبر داد.
او میگوید که در روز ۲۱ یا ۲۲ دی، از یک شماره ناشناس به دخترش زنگ زدند و گفتند برادرت کشته شده، بیایید پیکرش را ببرید.
او میگوید من از اردبیل به تهران آمدم و همهجا را گشتم، اما نه پیکر پسرم را پیدا کردم و نه خودش و اثری از او.
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، هنوز هیچ اثری از محمدعلی سلیمی پیدا نشده است. او متولد ۱۳۶۱ و ساکن تهران بود.
عده زیادی از افراد در روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴ کشته یا مفقود شدهاند. حکومت باید پاسخ دهد که افراد مفقود شده کجا هستند؟
#ناپدیدسازی_قهری #محمدعلی_سلیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید که در روز ۲۱ یا ۲۲ دی، از یک شماره ناشناس به دخترش زنگ زدند و گفتند برادرت کشته شده، بیایید پیکرش را ببرید.
او میگوید من از اردبیل به تهران آمدم و همهجا را گشتم، اما نه پیکر پسرم را پیدا کردم و نه خودش و اثری از او.
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، هنوز هیچ اثری از محمدعلی سلیمی پیدا نشده است. او متولد ۱۳۶۱ و ساکن تهران بود.
عده زیادی از افراد در روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴ کشته یا مفقود شدهاند. حکومت باید پاسخ دهد که افراد مفقود شده کجا هستند؟
#ناپدیدسازی_قهری #محمدعلی_سلیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊2