آموزشکده توانا
51K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تداوم محرومیت درمانی امیر رحیمی؛
معلم زندانی با وجود تأیید پزشک همچنان از اعزام پزشکی محروم است

بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر رحیمی، معلم زندانی، با وجود مشکلات جدی جسمی و نیاز فوری به درمان تخصصی، همچنان از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب و اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.

بنا بر این گزارش، وی به دلیل معلولیت و محدودیت شدید حرکتی تنها با استفاده از کفش‌های طبی ویژه قادر به راه رفتن است، اما مسئولان زندان این کفش‌ها را در اختیار او قرار نداده‌اند؛ موضوعی که حرکت کردن را برای او به‌شدت دشوار کرده است.
همچنین پروتزهای دندانی او، که گفته می‌شود احتمالاً در پی شکنجه شکسته شده، از کار افتاده و در نتیجه امکان جویدن غذا را از دست داده است. با وجود نیاز فوری به مراجعه به مراکز تخصصی خارج از زندان برای درمان و ساخت پروتز جدید، دادستانی با اعزام درمانی او مخالفت کرده است.

به گفته منابع مطلع، پزشک عدم تحمل حبس را تأیید کرده و ادامه روند درمان را منوط به رسیدگی خارج از زندان دانسته، با این حال درخواست مرخصی درمانی نیز مورد موافقت قرار نگرفته است.

امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در شهرستان ازنا، پیش‌تر در تاریخ ۱۲ دی‌ماه بازداشت شده بود. بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، او ابتدا به‌صورت غیرقانونی در زندان دورود نگهداری شده و بدون حضور وکیل برایش دادگاه برگزار شده است؛ روندی که در نهایت به صدور حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید انجامیده است.

طبق همین گزارش، آقای رحیمی که از معلولیت شدید در هر دو پا رنج می‌برد و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد، پس از آن بازداشت شد که در شامگاه ۱۲ دی‌ماه، یک روز پس از اعتراضات خونین ازنا، برای جلوگیری از ضرب‌وشتم یک دانش‌آموز توسط نیروهای یگان ویژه مداخله کرده بود. گفته می‌شود او پس از ضرب‌وشتم توسط مأموران، به اداره اطلاعات ازنا منتقل و سپس بامداد روز بعد بدون اطلاع خانواده به زندان دورود منتقل شد. نزدیک به ۴۰ روز بعد نیز بدون دسترسی به وکیل، پرونده او به دادگستری خرم‌آباد ارسال و حکم یادشده ابلاغ شد.

#امیر_رحیمی #ازنا #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊23💔124
سعید باقری، پدر یک کودک چهارساله، توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد

جاویدنام سعید باقری، ۴۰ ساله، در جمعه‌ی خونین ۱۹ دی‌ماه در نارمک، ترس را شکست و آسمانی شد.
او که پدر کودکی چهارساله بود، جان خود را نثار کرد تا فرزندش و همه‌ی فرزندان ایران روزی در هوای آزادی نفس بکشند.
پیکرش روزها بعد در کهریزک پیدا شد، اما روح بلندش هرگز تسلیم نشد و نامش در حافظه‌ی دادخواهی این سرزمین ماندگار شد.

متن و عکس ارسالی مخاطبان

#سعید_باقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊94
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صمد پورشه، زندانی سیاسی محبوس در زندان یاسوج،در این فایل صوتی کوتاه می‌گوید که مدت‌هاست که در بلاتکلیفی نگهداری شده و از حق درمان نیز محروم مانده است او همچنین می‌گوید که چند روز در میان به سلول انفرادی برده می‌شود و آزار می‌بیند. آقای پورشه تاکید می‌کند که اگر بلایی بر سرش بیاید مسئولش رئیس زندان مرکزی یاسوج است.

صمد پورشه، فعال مدنی اهل یاسوج، روز هشتم دی ماه در یک لایو اینستاگرامی از حمله با گاز اشک‌آور به محل اقامتش خبر داده بود. پس از این ویدیو دیگر از او خبری نشد.
او پیش از این در دو استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«جوان‌های یاسوج واقعا چیزی به نام غیرت در وجودتون دارید امروز نیومدین، فردا خودتونو نشون بدید، هنوز هم دیر نشده که بیایین بیرون» و «اونایی که میگفتن اول باید یک شهر بزرگ بیاد بیرون، الان تهران اومده بیرون، از خونه‌هاتون بزنید بیرون.‌ این حکومت آخوندی داره نفس‌های آخرشو میکشه تو را به شرفتون تو را به غیرت ایرانیتون بیایید بیرون مگه چیزی هم دارین برای از دست دادن»

آقای پورشه چند روز پیش‌تر با انتشار یک ویدیو از احتمال صدور غیابی حکم سنگین علیه خود و برادرش خبر داده بود. دادگاه انقلاب یاسوج، یازده عنوان اتهامی به صمد پورشه نسبت داده است. او پس از قتل حکومتی امید سرلک، تصاویری از خامنه‌ای را سوزانده و یک ویدیو منتشر کرده بود.

#صمد_پورشه #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊267
⭕️ تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف

در چهلمین روز جان‌باختگان قیام دی‌ماه و با صمیمانه‌ترین همدردی‌ها با خانواده‌ها و مردم دلیری که در مراسم چهلم عزیزانشان با اراده‌ایی قوی یاد آن شهیدان را گرامی‌ می‌دارند و به جای ماتم، عزمشان را برای ادامه مسیر تا پیروزی جزم کرده‌اند، اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نیز همراهی و حمایت بی‌دریغ خود را از قیام مردم ایران و همچنین خانواده‌های جان‌باختگان اعلام می‌دارد.

اسناد، فیلم و عکس‌هایی که در این روزها به تدریج منتشر شده و گوشه‌هایی از جنایت بزرگ دی‌‌ماه توسط حکومت ستم‌کار را فاش می‌کند، تأیید کننده این گفته شوم خامنه‌ای است که «خدای الان همان خدای دهه شصت است»، و این سطح از جنایت یک بار دیگر به ما یادآور می‌شود که ابعاد جنایت علیه بشریت و کشتارهای مخفیانه دهه ۶۰ و سال ۶۷ در زندان‌ها که از دید دوربین‌ها مخفی بودند تا چه حد وحشتناک و بزرگ بوده است. جنایاتی که هنوز  پرده از تمام ابعاد آن برداشته نشده‌است.

آری اکنون ده‌هاهزار بازداشتی اعتراضات اخیر زیر فشار و شکنجه‌ قرار دارند و برای صدور احکام اعدام و زندان‌های سنگین برای آن‌ها برنامه‌ریزی می‌شود. ما به همه مجامع بین‌المللی برای اقدام فوری برای نجات این زندانیان فراخوان می‌دهیم. در همین حال از ابتدای بهمن ماه تا کنون بیش از ۳۰۰ زندانی شامل ۳ زن به دار آویخته شده‌اند.

بنا به خبرهای منتشر شده صالح محمدی کشتی‌گیر ۱۸ ساله که در اعتراضات دی ماه دستگیر شده در زندان قم در برابر حکم اعدام قرار گرفته و جانش در معرض خطر جدی است.

اعضای کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از عموم مردم ایران به‌ویژه خانواده بازداشت شدگان، می‌خواهد که سکوت نکنند و اخبار و اسامی عزیزانشان را اطلاع‌رسانی کنند و صدای آن‌ها باشند.

کارزار‌ «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوهشتم در ۵۶ زندان مختلف در اعتصاب غذا می‌باشند:
زندان اوین‌ (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیل‌آباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.

سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوهشتم
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊214👍1
گزارش‌ها حاکی از آن است که مردم آبدانان دوشنبه شب، در آستانه چهلم کشته‌شدگان بار دیگر به خیابان آمدند و فریاد «مرگ بر خامنه‌ای» سر دادند.
گزارش‌های محلی از برخورد نیروهای سرکوبگر با مردم خبر می‌دهد و اینترنت و خطوط تلفن نیز دچار اختلال شده‌اند.

@Vahidonline

#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
25🕊5💔3
تداوم بی‌خبری از وضعیت امیر میرزایی پس از بازداشت در مشهد

بر اساس اطلاعات دریافتی، امیر میرزایی، ۳۸ ساله و ساکن مشهد، شامگاه سوم بهمن‌ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماس یا اطلاع‌رسانی‌ای با خانواده و نزدیکانش نداشته است.
به گفته منابع مطلع، او در دو روز نخست در زندان مرکزی مشهد نگهداری می‌شده، اما پس از آن به یکی از نهادهای اطلاعاتی منتقل شده و از آن زمان هیچ خبر روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی یا روند پرونده وی در دست نیست. خانواده و دوستان او در پیگیری‌های خود با پاسخ‌های مبهم و ممانعت از مراجعه مواجه شده‌اند.
هنوز از علت بازداشت و اتهامات انتسابی به این شهروند اطلاعی در دست نیست.

#امیر_میرزایی #مشهد #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
17🕊7💔3
نگرانی‌ها درباره وضعیت علی ببری؛ جوان ۲۱ ساله بازداشت‌شده در اسفراین پس از انتشار اعترافات تلویزیونی

بر اساس اطلاعات دریافتی، علی ببری، جوان ۲۱ ساله اهل اسفراین، در تاریخ ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدری‌اش بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون از حق دسترسی به وکیل محروم بوده است.
در همین حال، با انتشار فیلمی از اعترافات اجباری منتسب به وی در تلویزیون جمهوری اسلامی و رسانه‌ها و صفحات وابسته به حکومت، علی ببری به‌عنوان «قاتل یک شهید مدافع امنیت در اسفراین» معرفی شده است؛ موضوعی که موجب افزایش نگرانی‌ها درباره سرنوشت و وضعیت حقوقی او شده است.

#علی_ببری #اسفراین #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
17💔9🕊7👍1
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزل‌حصار، در چهلم رویدادهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیه‌ای از ادامه بی‌پاسخ‌ماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانواده‌های داغدار، تقویت عدالت‌خواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.

بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزل‌حصار

چهل روز از روزهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمی‌دانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شده‌اند. هنوز نمی‌دانیم بر بازداشت‌شدگان چه گذشت. اما آن‌چه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمان‌یافته دارد.

جمهوری اسلامی در خیابان‌ها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تک‌تیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستان‌ها ربودند. بازداشت‌شدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شدند.

از خانواده‌ها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانواده‌ها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.

حکومت با انواع سلاح‌ها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابان‌ها جمع کردند، خون‌ها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایست‌های بازرسی برپا کردند و تلفن‌های همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانه‌ها و سوله‌ها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانواده‌ها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جست‌وجو کنند. رنجی که خود شکنجه‌ای دیگر بود.

حکومت با مردم بی‌سلاح و بی‌پناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشته‌شدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.

تقریباً خانواده‌ای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بی‌نظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور می‌کرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.

مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانواده‌ها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمی‌شویم.
ما زنده‌ایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی می‌جنگیم.
ما زندگی می‌خواهیم.
همان خواسته‌ای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواسته‌ای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار می‌دهد.

اکنون به چهلم رسیده‌ایم.
برگزاری مراسم‌های چهلم‌، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل می‌کند، دادخواهی را استمرار می‌بخشد و یاد جان‌باختگان را زنده نگه می‌دارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران می‌خواهم با خانواده‌های داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالت‌خواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان را تنها نگذارند.
جان‌های بسیاری در معرض خطر است.

چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمی‌شود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکی‌ها، ادامه خواهد داشت.

پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار

#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔4
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدحسین حسین‌زاده، متولد ۱۲ آبان ۱۳۷۹ و جوانی ۲۵ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه حدود ساعت ۲۰:۵۰ در منطقه فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی جان خود را از دست داد.
جاویدنام محمدحسین حسین‌زاده، جوان ۲۵ ساله، در فردیس کرج با گلوله جنگی کشته شد

گزارش‌ها حاکی است این رویداد در محدوده خیابان اهری، چهارراه آبرسانی به‌سمت خیابان پیک و در فاصله‌ای حدود ۵۰ متر از منزل خانوادگی او رخ داده؛ جایی که وی در لحظه تیراندازی همراه پدرش حضور داشته است.
محمدحسین حسین‌زاده تک‌پسر خانواده بود و جان‌باختن او بر اندوه خانواده و نزدیکانش افزوده است.

#محمدحسین_حسین_زاده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔122
وقتی فرمان قانون را بی‌اثر می‌کند!
تعلیق قانون در شب‌های خونین دی‌ماه

پیام همراهان

در هر نظام حقوقی، قانون برای روزهای آرام نوشته نمی‌شود؛ قانون دقیقاً برای لحظه‌های بحران است. ارزش «حاکمیت قانون» زمانی آشکار می‌شود که قدرت سیاسی با اعتراض، ناآرامی یا بحران مشروعیت مواجه می‌شود. اگر در همین لحظه‌ها، قواعد حقوقی کنار گذاشته شوند، آنچه باقی می‌ماند نه نظم، بلکه قدرت عریان است.
در علوم سیاسی، از مفهومی سخن گفته می‌شود به نام «وضعیت استثنایی». به تعبیر کارل اشمیت، حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم می‌گیرد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که این وضعیت، بهانه‌ای برای تعلیق عملی قانون گردد. جورجو آگامبن هشدار می‌دهد که عادی‌سازی وضعیت استثنایی می‌تواند شهروندان را از جایگاه «صاحب حق» به موجوداتی فاقد تضمین حقوقی تنزل دهد؛ انسان‌هایی که دیگر حمایت قانون را پشت سر خود نمی‌بینند.
شب‌های خونین دی‌ماه، فارغ از روایت‌های رسمی و غیررسمی، برای بسیاری از شهروندان با این تجربه گره خورد که قانون در عمل بی‌اثر شده است. وقتی حق تجمع بی‌معنا شود، وقتی بازداشت‌شده از تضمین دادرسی عادلانه محروم بماند، و وقتی استفاده از زور از حدود تناسب و ضرورت فراتر رود، دیگر با اجرای قانون مواجه نیستیم؛ با غلبه «فرمان» روبه‌رو هستیم. فرمانی که الزاماً در متن قانون نوشته نشده، اما در عمل بر جان انسان‌ها حاکم می‌شود.
تعلیق قانون صرفاً تعلیق چند ماده حقوقی نیست؛ تعلیق اطمینان مردم است. شهروند زمانی به نظم سیاسی اعتماد می‌کند که بداند حتی در صورت اعتراض یا مخالفت، جان و کرامتش مصون است. اگر این اطمینان فروبپاشد، شکافی عمیق در سرمایه اجتماعی شکل می‌گیرد. ترس جای اعتماد را می‌گیرد و جامعه وارد چرخه‌ای از خشم، بهت و آسیب روانی جمعی می‌شود.
حکومت‌ها ممکن است در لحظه‌های بحران، بقا را اولویت نخست خود بدانند. اما اگر حفظ نظم به قیمت بی‌اثر شدن قانون تمام شود، در واقع همان بنیانی تضعیف می‌شود که نظم بر آن استوار است. قانون زمانی معنا دارد که در سخت‌ترین شب‌ها نیز پابرجا بماند. اگر فقط در روزهای آرام معتبر باشد، دیگر «قانون» نیست، بلکه توافقی موقت است که با نخستین طوفان کنار گذاشته می‌شود.
شب‌های دی‌ماه، هر داوری‌ای که درباره آن‌ها صورت گیرد، یک پرسش بنیادین پیش‌روی ما می‌گذارد:
آیا قانون قرار است مهارکننده قدرت باشد، یا خود در برابر قدرت تعلیق می‌شود؟
پاسخ به این پرسش، سرنوشت حقوق شهروندی را رقم می‌زند.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #قانون #قدرت


@Tavaana_TavaanaTech
17👍4🕊4💔1
جاویدنام محمد (غلامرضا) زارع، صاحب گلفروشی در شیراز، پس از پناه‌دادن به معترضان کشته شد

بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد (غلامرضا) زارع، صاحب گلفروشی «لیندا» در خیابان قدمگاه شیراز، شامگاه ۱۸ دی‌ماه پس از آن‌که به شماری از معترضانِ در حال فرار در مغازه خود پناه داده بود، هدف شلیک تک‌تیرانداز قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
گزارش‌ها حاکی است حدود نیم ساعت پس از فروکش‌کردن صدای تیراندازی، او برای بررسی وضعیت اطراف و کمک به خروج امن افرادی که به مغازه‌اش پناه آورده بودند، سر خود را بیرون آورد که در برابر چشمان خانواده و پناه‌جویان، از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفت و در همان‌جا کشته شد.
مراسم خاکسپاری این شهروند با تدابیر شدید امنیتی و در حضور مأموران برگزار شده و بنا بر گزارش‌ها، بنرها، تاج‌گل‌ها و حجله نصب‌شده در مقابل مغازه و منزل او توسط مأموران جمع‌آوری شده است.
به گفته نزدیکان، به‌دلیل فشارهای امنیتی، اطلاع‌رسانی درباره نحوه کشته‌شدن و هویت این جان‌باخته بسیار محدود بوده است.
خانواده او، همسر و دو دخترش، در شرایطی دشوار و زیر فشارهای امنیتی، ناچارند برای تأمین معاش در همان گلفروشی‌ای فعالیت کنند که شاهد جان‌دادن او بوده‌اند.

#شیراز #محمد_زارع #غلامرضا_زارع #جنایت_علبه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔374🕊1
روایتی هولناک از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد

هشدار: این گزارش حاوی توصیف‌های شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحت‌کننده باشد.

روایتی هولناک از شکنجه‌ وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آن‌ها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.

بخوانید:

«شبی که منو شکنجه می‌کردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباس‌های بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین می‌زدند من را از زیر برق می‌گرفت به کلیه‌ها و بیضه‌ها و به دهانم شوکر می‌زدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میله‌ای آوردن می‌خواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوب‌باتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچه‌ی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشم‌بند یک آن از چشم‌های من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»

#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔52🕊63
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زنجان؛ مراسم چهلم جاویدنام ایلیا اجاقلو

مراسم چهلم جاوید نام ایلیا اجاقلو در زنجان برگزار شد و حاضران شعارهایی همچون «قسم به خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان» و « هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» سر دادند و همه با هم تصنیف «مرغ سحر» را همخوانی کردند.

ایلیا اجاقلو، نوجوان ۱۷ ساله اهل زنجان، در جریان اعتراضات مردمی با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سرکوب جان خود را از دست داد.

ایلیا شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، در جریان اعتراضات مقابل کلانتری سبزه‌میدان زنجان، هدف گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت به ناحیه سینه جان باخت. این رخداد در بستر اعتراضات سراسری و آنچه «انقلاب ملی» خوانده می‌شود، اتفاق افتاده است.

خانواده ایلیا یک روز پس از کشته شدن او از این واقعه مطلع شدند و پیکرش روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه به آنان تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری این نوجوان، با وجود تهدیدها و فشارهای امنیتی، برگزار شد.

به گفته منابع محلی، خانواده ایلیا اجاقلو با وجود فشارهای شدید نهادهای حکومتی، از پذیرش روایت رسمی و معرفی فرزندشان به‌عنوان نیروی بسیج خودداری کرده‌اند و همچنان تحت فشار و تهدید قرار دارند.

#ایلیا_اجاقلو #زنجان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔102
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در شهر آبدانان، مردم در روز روشن و در مراسم چهلم کشته‌شدگانشان، در حالی که صدای شلیک گلوله‌های جنگی به گوش می‌رسید، شعار دادند: «مرگ بر خامنه‌ای» و «لعنت بر خمینی»

ماموران روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، به شرکت‌کنندگان در مراسم چهلم علیرضا صیدی، از جان ‌باختگان اعتراضات در شهر آبدانان حمله کردند و گفته می‌شود تعداد زیادی از افراد مجروح شدند و برخی منابع از کشته شدن یک نفر خبر می‌دهند.

#آبدانان #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت


@Tavaana_TavaanaTech
36🕊7💔5