آموزشکده توانا
48.8K subscribers
41.9K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران

بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق

با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»

در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f

جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سال‌های گذشته در جریان بازداشت‌های معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.


دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران

#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔16
هشدار درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع احکام اعدام ۱۲ معترض دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان

در حالی که گزارش‌ها از انتقال شماری از محکومان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» به سلول‌های انفرادی زندان اصفهان حکایت دارد، نگرانی‌ها درباره اجرای قریب‌الوقوع احکام اعدام این زندانیان به شدت افزایش یافته است. اگرچه تاکنون هیچ مرجع رسمی زمان اجرای این احکام را اعلام نکرده و برخی منابع مستقل نیز امکان تأیید این خبر را ندارند، اما سابقه جمهوری اسلامی در اجرای ناگهانی احکام اعدام، به‌ویژه در پرونده‌های سیاسی و امنیتی، موجب شده است که هر ساعت تأخیر، نگرانی خانواده‌ها و افکار عمومی را بیشتر کند.

پرونده «میدان علیخانی» به اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان بازمی‌گردد؛ اعتراضاتی که پس از کشته شدن چهار عضو بسیج، با موج گسترده‌ای از بازداشت‌ها همراه شد. در جریان این پرونده دست‌کم ۵۹ نفر بازداشت شدند و در نهایت ۱۲ نفر از آنان به اعدام و ۲۳ نفر دیگر، با وجود گزارش‌هایی مبنی بر نداشتن نقش مستقیم در این حادثه، به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، احکام اعدام این ۱۲ زندانی در ۱۴ تیر ۱۴۰۵ از سوی دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارسال شده است. در میان محکومان، چندین جوان ۱۸ و ۱۹ ساله و حتی افرادی متولد سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ دیده می‌شوند. برخی از آنان نیز به شکل بی‌سابقه، هم‌زمان به دو، سه و حتی چهار بار اعدام محکوم شده‌اند.

اسامی این زندانیان عبارت است از: علیرضا سپاهی، ابوالفضل سپاهی، قائم حسینی، گل‌محمد محمدی، شروین باقریان، عرفان اسفندیاری، امیرحسین صفری، امیرحسین ملکی، علی دشتی، ابوالفضل ابراهیمی، علیرضا رئیسی و امیرحسین ابراهیمی انالوچه.

آنچه این پرونده را بیش از پیش نگران‌کننده می‌کند، تنها تعداد احکام اعدام نیست، بلکه روند رسیدگی به آن است. گزارش‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که همانند بسیاری از پرونده‌های مربوط به معترضان، اتهام‌هایی چون «محاربه» و «افساد فی‌الارض» عمدتاً بر پایه گزارش‌های نهادهای امنیتی و اعترافات مورد مناقشه مطرح شده و متهمان از حق برخورداری از دادرسی عادلانه، دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و رسیدگی شفاف و بی‌طرفانه محروم بوده‌اند.

جمهوری اسلامی طی سال‌های گذشته بارها از مجازات اعدام نه صرفاً به عنوان یک ابزار قضایی، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب، خاموش کردن اعتراضات و ارسال پیام هراس به جامعه استفاده کرده است. افزایش صدور احکام اعدام برای معترضان، به‌ویژه جوانان، این نگرانی را تقویت کرده که دستگاه قضایی بیش از آنکه در پی اجرای عدالت باشد، در خدمت سیاست سرکوب و انتقام‌گیری از مخالفان قرار گرفته است.

در شرایطی که خطر اجرای این احکام بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، مسئولیت جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی برای پیگیری وضعیت این زندانیان و مطالبه توقف فوری اعدام‌ها اهمیتی دوچندان یافته است. جان این ۱۲ زندانی در معرض خطری جدی قرار دارد و سکوت در برابر چنین روندی می‌تواند به بهای از دست رفتن جان انسان‌هایی تمام شود که روند محاکمه آنان ناعادلانه بوده است.

#نه_به‌_اعدام #اصفهان

@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊53
نگرانی از وضعیت امیر خالدیان؛ اعتصاب غذا، انتقال به انفرادی و محرومیت از درمان

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، امیر خالدیان، شهروند ۳۴ ساله اهل قروه و از بازداشت‌شدگان پیشین جنبش «زن، زندگی، آزادی»، حدود یک ماه پیش پس از ماه‌ها زندگی مخفیانه توسط نیروهای امنیتی سپاه پاسداران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر می‌برد.

منابع آگاه می‌گویند او در اعتراض به شرایط بازداشت، اعتصاب غذای تر و خشک را آغاز کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از این اقدام، وی به سلول انفرادی زندان قروه منتقل شده و طی یک هفته گذشته نیز از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده است. بی‌اطلاعی خانواده از وضعیت جسمانی و محل دقیق نگهداری او، نگرانی‌ها را درباره سلامت و امنیت این زندانی افزایش داده است.

همچنین گزارش شده است که امیر خالدیان در دوران بازداشت به بیماری پوستی مبتلا شده، اما با وجود نیاز به درمان، از دسترسی به خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است.

بر پایه این گزارش‌ها، نهادهای امنیتی با اعمال فشار، تهدید و شکنجه‌های جسمی و روانی در تلاش‌اند او را به پذیرش اتهام «لیدری اعتراضات در قروه» و اعترافات اجباری وادار کنند؛ ادعاهایی که به گفته منابع مطلع، فاقد پشتوانه حقوقی و نتیجه فشارهای امنیتی است.

امیر خالدیان پیش‌تر نیز در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. به گفته منابع، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز مأموران امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او قصد بازداشتش را داشتند، اما وی با وجود مجروح شدن موفق به فرار شد و تا زمان بازداشت اخیر به‌صورت مخفیانه زندگی می‌کرد.

با ادامه بازداشت، اعتصاب غذا، نگهداری در سلول انفرادی و گزارش‌های منتشرشده درباره محرومیت از درمان و فشار برای اخذ اعترافات اجباری، نگرانی‌ها نسبت به وضعیت این زندانی بیش از پیش افزایش یافته است.

#امیر_خالدیان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊2
هم‌زمان با روز جهانی نلسون ماندلا، گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، از میراث مبارزاتی ماندلا و پیوند آن با مفاهیمی چون آزادی، کرامت انسانی، عدالت و حق انتخاب نوشت. او با تأکید بر اینکه آزادی حاصل ایستادگی مردم است، نه هدیه قدرت، بر ضرورت پاسداشت صدای منتقد، مطالبه‌گری و پرهیز از سرکوب اندیشه‌های متفاوت تأکید کرد:

«امروز، جهان نام نلسون ماندلا را گرامی می‌دارد.. مردی که ۲۷ سال زندان را به بهای رؤیای آزادی پذیرفت، اما هرگز زندان را به خانه‌ی اندیشه‌اش تبدیل نکرد. او می‌دانست که آزادی، هدیه‌ی قدرتمندان نیست، حاصل ایستادگی مردمی است که از ترس عبور می‌کنند.

داستان ماندلا داستان همه‌ی ملت‌هایی است که میان تبعیض، سرکوب، زندان، سانسور و امید، آینده‌ی خود را جست‌وجو می‌کنند.
آنچه ماندلا به جهان آموخت این حقیقت بود که هیچ ساختار سیاسی با تکیه بر قدرت، برای همیشه پایدار نمی‌ماند.. آنچه ماندگار است، خواست انسان برای کرامت، عدالت و حق انتخاب است.

برای ما ایرانیان، نام ماندلا قبل از انکه یک یادبود تاریخی باشد، یادآور این حقیقت است که آزادی، بدون هزینه به دست نمی‌آید و عدالت، بدون مطالبه زنده نمی‌ماند.
جامعه‌ای که صدای منتقد را دشمن بداند، روزی در سکوت خودش گم می‌شود. هیچ کشوری با ترس، شکوفا نمی‌شود و هیچ ملتی با خاموش کردن صداهای متفاوت، به آرامش پایدار نمی‌رسد.

میراث ماندلا، دعوت به نفرت نیست.. دعوت به ساختن آینده‌ای است که در آن قانون بر قدرت، کرامت بر تحقیر و انسان بر ایدئولوژی غلبه کند. و به همین دلیل است که نام او هنوز زنده است… زیرا ثابت کرد دیوارهای زندان می‌توانند بدن انسان را محبوس کنند، اما نمی‌توانند رؤیای آزادی را زندانی کنند.»


مرتبط:
مبارزه ای از زیربنا:جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی
https://tavaana.org/anti-apartheid_south-africa/
توافق و گذار در آفریقای جنوبی، اثر کورتنه یونگ و یان شاپیرو
https://tavaana.org/south-africas-negotiated-transition/

#نلسون_ماندلا


@Tavaana_TavaanaTech
13👌2😍1
صدای زندانیان سیاسی، در دل زندان نیز خاموش نشده است. در شرایطی که سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی، ایران را با بحران‌های عمیق، ویرانی، ناامنی و انزوای بیشتر روبه‌رو کرده و هزینه آن را مردم ایران می‌پردازند، زندانیان سیاسی نیز از پشت دیوارهای زندان نسبت به سرنوشت کشور هشدار می‌دهند.

نامه پیش‌رو، دیدگاه سرهنگ سجاد آزاده، یکی از زندانیان سیاسی، درباره وضعیت امروز ایران و نقش نیروهای نظامی در این مقطع حساس است. انتشار چنین نامه‌هایی یادآور این واقعیت است که زندانیان سیاسی حق دارند دیدگاه‌های خود را بیان کنند و صدایشان به جامعه برسد.

در جامعه‌ای که بسیاری از صداهای منتقد با زندان، سرکوب و سانسور روبه‌رو می‌شوند، شنیدن صدای زندانیان و دفاع از حق آزادی بیان آنان، بخشی جدایی‌ناپذیر از دفاع از حقوق بشر و حق دسترسی جامعه به دیدگاه‌های گوناگون است.

متن کامل این نامه را در ادامه می‌خوانید:

به نام نامی ایران‌زمین

خطاب به هم‌رزمان وطن‌پرستم در ارتش؛ در سمت درست تاریخ بایستید‌

۴۸ سال حکومت جمهوری اسلامی دستاوردی جز نابودی ملت ایران، گستراندن سیطره اختاپوسی به نام سپاه تروریستی انقلاب اسلامی و به حاشیه راندن ارتش نداشته است. در حال حاضر هم به خاطر شرارت‌های فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، نیروی دریایی و هوایی ارتش نابود شده‌اند، نیروی پدافند هوایی از کار افتاده است و نوبت به نیروی زمینی رسیده است تا آن هم در پای شرارت‌آفرینی‌های سپاه جنایتکار و حکومت آخوندی به مسلخ برده شود. سپاه، با بزک‌کردن مجتبی خامنه‌ای در صدد بلعیدن همه ارکان کشور است و در توهماتش برای فردای پس از پیروزی، ارتش به عنوان نهادی پرهزینه، ناکارآمد و مزاحم، دور ریخته خواهد شد.

با قاطعیت به همه هم‌رزمانم در ارتش گفته بودم که عاقبت این حکومت جنگ و ویرانی کشور خواهد بود و با قاطعیت بیشتر به همه شما اعلام می‌کنم؛ دنیای متمدن بر اساس خرد و عقلانیت سیاسی و نظامی هرگز اجازه پیروزی به جنایتکاران مذهبی و تروریست‌های شرور نخواهد داد و جمهوری اسلامی در نهایت از بین خواهد رفت. کار شما در حال حاضر دفاع از ایران و مردم نیست و جز کمک به جمهوری اسلامی برای ادامه شرارت‌آفرینی و چپاولگری، مصداق دیگری ندارد. برای یک‌بار هم که شده بر اساس شرافت سربازی به شعار «ارتش فدای ملت» عمل کنید و اجازه تباه‌شدن زندگی میلیون‌ها ایرانی و نابودی سرزمین عزیزمان را به سپاه تروریست و آخوندهای جنایتکار ندهید و با برگرداندن لوله‌های تفنگ‌هایتان به سمت دشمنان اصلی این آب و خاک، به وظیفه ملی و میهنی خود عمل کنید.

سرباز پرچم شیر و خورشید: سرهنگ سجاد آزاده

زندان اوین، اندرزگاه ۷، سالن ۲

۱۴۰۴/۴/۲۵

#نه_به_جمهوری_اسلامی
#بیانیه #سجاد_آزاده

@Tavaana_TavaanaTech
38👌7
Forwarded from گفت‌وشنود
مولوی عبدالحمید: هیچ آینده روشنی برای جنگ وجود ندارد؛ کاسه صبر مردم لبریز شده است

مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵ با ابراز نگرانی از تداوم جنگ ایران و آمریکا، گفت هیچ چشم‌انداز روشنی برای ادامه این جنگ وجود ندارد و فشارهای اقتصادی، گرانی و تورم زندگی مردم را به مرز تحمل رسانده است.

او با اشاره به کاهش ارزش پول ملی، گرانی‌های گسترده و رکود بازار، تأکید کرد بسیاری از مردم در تأمین نیازهای اولیه، هزینه‌های آموزشی، درمانی و اجاره مسکن با مشکلات جدی روبه‌رو هستند.

عبدالحمید با اشاره به امید مردم به مذاکرات و توافق، خواستار پاسخگویی مسئولان درباره عوامل شکست تفاهم‌ها شد و افزود مردم حق دارند بدانند چه کسانی روند مذاکرات را به بن‌بست کشانده‌اند. وی همچنین از عملکرد رسانه‌های رسمی در پوشش واقعیت‌های جنگ انتقاد کرد.

امام جمعه زاهدان هشدار داد که ادامه جنگ به تخریب زیرساخت‌ها، بنادر، جاده‌ها و سرمایه‌های ملی منجر شده و هزینه‌های سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. او تأکید کرد مسئولان باید مانع اقدامات تندروها شوند و برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر، راه‌حل‌های عاقلانه و دوراندیشانه در پیش بگیرند.

مولوی عبدالحمید همچنین با استناد به سیره امام حسن، امام حسین و حضرت علی، آنان را «امامان صلح» توصیف کرد و گفت مذاکره و صلح نه‌تنها یک ضرورت سیاسی بلکه دستور صریح قرآن است.

وی در پایان از مسئولان خواست منافع سیاسی و اقتصادی ایران را به منافع هیچ کشور دیگری گره نزنند و تنها منافع ملت ایران را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهند.

#مولوی_عبدالحمید #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍3010🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
پارادوکس آگاهی
آیا دانش به‌تنهایی پادزهر تعصب است؟

بسیاری از تحلیل‌ها ریشه اصلی تعصبات و عدم رواداری را در نادانی و کمبود آگاهی جستجو می‌کنند. این دیدگاه بر این باور است که اگر افراد به اطلاعات صحیح و متنوع دسترسی داشته باشند، ترس از دیگری کاهش یافته و جامعه به سمت رواداری و همدلی حرکت می‌کند. اما پرسش اینجاست که آیا واقعا دانش و آگاهی به‌تنهایی پادزهر قطعی تعصبات هستند؟

در عصر حاضر، بشر با دسترسی به حجمی بی‌پایان از اطلاعات روبروست. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که افزایش سطح دانش، لزوما به کاهش پیش‌داوری‌ها منجر نشده است. چرا علیرغم برخورداری از منابع آموزشی، قطبی‌سازی و تعصبات در جوامع همچنان بازتولید می‌شوند؟

شاید نادانی، صرفا به معنای فقدان اطلاعات نباشد، بلکه ریشه در مکانیسم‌های شناختی پیچیده‌ای داشته باشد. ذهن انسان تمایل دارد داده‌های جدید را نه برای اصلاح دیدگاه‌های پیشین، بلکه برای تایید باورهای موجود به کار بگیرد که در روان‌شناسی از آن به عنوان سوگیری تأییدی یاد می‌شود. در چنین شرایطی، فرد حتی با کسب دانش بیشتر، همچنان در حبابی از پیش‌داوری‌ها باقی می‌ماند، چرا که اطلاعات متنوع را از صافی فیلترهای ذهنی و گروهی خود عبور می‌دهد.

علاوه بر این، تعصبات اغلب از نیازهای عمیق انسانی برای تعلق به گروه و امنیت روانی نشات می‌گیرند. در بسیاری از موارد، افراد ممکن است از حقیقت امر آگاه باشند، اما به دلیل فشارهای اجتماعی یا برای حفظ انسجام گروه خود، به کلیشه‌ها متوسل می‌شوند. در این وضعیت، آگاهی نه یک راه حل، که ابزاری برای تثبیت مرزهای هویتی است.

با این اوصاف، باید پرسید: آیا مشکل جوامع امروزی صرفا کمبود دانش است یا نوعِ برخورد ما با دانش؟

اگر هدف رسیدن به یک جامعه روادار است، آیا می‌توان به دانش به‌مثابه یک داروی شفابخش نگریست، یا باید فراتر از انباشت اطلاعات، به سراغ بازنگری در سازوکارهای شناختی و فشارهای هویتی رفت که تعصب را از درون تغذیه می‌کنند؟

آیا ممکن است در مواردی، آگاهی جهت‌دار خود عامل پیدایش تعصبات مدرن باشد؟

#تعصب #سوگیری #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍62👌2
جمهوری اسلامی بامداد امروز، یک‌شنبه ۲۸ تیرماه، عرفان اسفندیاری و گل‌محمد محمدی، دو متهم پرونده موسوم به «میدان شهید علیخانی اصفهان» را اعدام کرد. خبر این اعدام از سوی خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، منتشر شده است.

«میزان» در روایت خود، با به‌کارگیری ادبیات تبلیغاتی حکومت، اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را «کودتای آمریکایی ـ صهیونیستی» توصیف کرده و مدعی شده است که این دو نفر در قتل چهار مأمور نیروی انتظامی نقش داشته‌اند. قوه قضاییه همچنین اعلام کرده است که احکام پس از برگزاری دادگاه و بر اساس اعترافات و سایر مستندات صادر شده است.

با این حال، در نظام قضایی جمهوری اسلامی که سابقه‌ای طولانی در اخذ اعترافات اجباری، شکنجه، محروم‌کردن متهمان از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل و برگزاری دادگاه‌های غیرشفاف دارد، ادعاهای مطرح‌شده از سوی نهادهای امنیتی و قضایی همواره با تردیدهای جدی روبه‌رو است.

@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊51
Forwarded from گفت‌وشنود
ژاک دریدا
واسازی بیگانگی
با نگاهی به مفهوم پذیرش

ژاک دریدا (۱۹۳۰–۲۰۰۴)، فیلسوف فرانسوی و بنیان‌گذار جریان «واسازی» (Deconstruction)، یکی از بحث‌برانگیزترین و تاثیرگذارترین متفکران پست‌مدرن است. او با به چالش کشیدن تقابل‌های دوگانه (مانند خود/دیگری، مرکز/حاشیه)، ساختارهای اندیشه غربی را نقد کرد. دغدغه اصلی دریدا در سال‌های پایانی عمر، مفهوم «اخلاق دیگری» و چگونگی مواجهه با «ناشناخته» بود؛ مواجهه‌ای که او آن را در قالب میهمان‌نوازی تبیین کرد.

نظریه میهمان‌نوازی؛
پذیرش فراتر از قانون
از دیدگاه دریدا، رواداری سیاسی رایج، همیشه با «شرط و شروط» همراه است (مثلا تحمل دیگری تا زمانی که قانون را رعایت کند). او در مقابل، بر مفهومی رادیکال‌تر تاکید می‌کند:

۱. میهمان‌نوازی بی‌قید و شرط (Unconditional Hospitality):
دریدا معتقد است میهمان‌نوازی حقیقی یعنی استقبال از «دیگری» بدون پرسیدن نام، ملیت یا عقیده‌اش. پذیرش در نگاه او، گشودن بی‌قید و شرط خانه (ذهن و جامعه) به روی کسی است که با من متفاوت است. این یک آرمان ناممکن اما ضروری است که به ما یادآوری می‌کند همیشه باید به دنبال بازتر کردن مرزهای پذیرش باشیم.

با این حال، دریدا تاکید می‌کند که میهمان‌نوازی حقیقی همیشه با آپوریا (تناقض حل‌نشدنی) همراه است: میهمان‌نوازی بی‌قیدوشرط آرمانی ناممکن است، زیرا خطر ویرانی خانه و هویت میزبان را به همراه دارد، در حالی که میهمان‌نوازی مشروط (قانونی) ضروری اما ناکافی است؛ بنابراین، پذیرش واقعی همواره در مذاکره و تنش دائمی میان این دو قرار دارد.

۲. مواجهه با «دیگری مطلق» (The Wholly Other):
دریدا معتقد است دیگری هرگز به طور کامل برای ما قابل شناخت نیست. رواداری حقیقی یعنی پذیرش این «رازآلودگی دیگری». ما نباید سعی کنیم دیگری را در مفاهیم خود هضم یا تعریف کنیم. پذیرش دریدایی، احترام گذاشتن به آن بخش از دیگری است که همیشه برای ما «ناشناخته» و «تفاوت محض» باقی می‌ماند.

۳. واسازی مرزهای «خودی»:
واسازی به ما می‌آموزد که مرز میان «خودی» و «غریبه» از پیش تعیین شده نیست. دریدا معتقد است در درون خود ما نیز، همیشه یک «دیگری» وجود دارد. بنابراین، پذیرش دیگری در فضای عمومی، آینه‌ای است که به ما کمک می‌کند با تفاوت‌های درون خودمان نیز مواجهه شویم.

پذیرش در اندیشه‌ دریدا، یک «گشودگی همیشگی» است. او معتقد است که قانون به تنهایی نمی‌تواند عدالت را برقرار کند؛ بلکه نیاز به «اخلاق میهمان‌نوازی» داریم که فراتر از قوانین خشک عمل کند. جامعه‌ روادار از منظر دریدا، جامعه‌ای نیست که مرزهایش را به روی غریبه می‌بندد، بلکه جامعه‌ای است که همواره در حال پرسش از این مرزهاست و اجازه می‌دهد «دیگری»، هویت آن را تغییر دهد و غنی‌تر کند.

#ژاک_دریدا #پذیرش #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
3👍2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراضات بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان در شهرهای مختلف ایران ادامه دارد. ویدیوی منتشرشده مربوط به تجمع و راهپیمایی بازنشستگان در شهر شوش، استان خوزستان است؛ جایی که معترضان در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، بار دیگر برای مطالبه حقوق خود به خیابان آمدند و شعار دادند: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون.»

این تجمع‌ها در حالی ادامه دارد که بازنشستگان ماه‌هاست نسبت به دستمزدهای ناکافی، تورم افسارگسیخته، گرانی، کاهش قدرت خرید، وضعیت درمان و اجرانشدن مطالبات قانونی خود اعتراض می‌کنند، اما حکومت همچنان پاسخی به خواسته‌های آنان نداده است.

حضور مداوم بازنشستگان در خیابان‌ها، نشان‌دهنده عمق بحران معیشتی و ناامیدی از سازوکارهای رسمی برای رسیدگی به مطالبات است. با وجود این فشارها، اعتراضات آنان نه‌تنها متوقف نشده، بلکه به یکی از مستمرترین حرکت‌های اعتراضی سال‌های اخیر تبدیل شده است.

همبستگی با این مطالبات، گامی در مسیر تقویت جامعه مدنی و دفاع از حقوق همگانی است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
4💔4🕊2
در میانه افزایش تنش‌ها و نگرانی‌ها از گسترش درگیری‌های منطقه‌ای، ۲۶۸ کنشگر سیاسی و مدنی، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند که مردم ایران خواهان جنگ نیستند و حق دارند در صلح، امنیت و زندگی شرافتمندانه به سر ببرند.

این بیانیه به شرح زیر است:

جنگ نمی‌خواهیم

بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …

هم‌میهنان و هم‌نوعان در سراسر جهان

ما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشیم.

صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهره‌مندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرت‌پراکنی و جنگ‌افروزی است.

ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایسته‌اند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولت‌ها و گروه‌های نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامه‌دار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور می‌شویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمی‌خواهد و طرفدار صلح است.

ما، علی‌رغم همه تفاوت‌هایمان، ندای “نه به جنگ” را سر می‌دهیم و تمامی هم‌وطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامی‌خوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند.

اگر پیل زوری وگر شیر چنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی)

فهرست کامل اسامی امضاکنندگان
https://tinyurl.com/yj69v3jp

لازم به ذکر است، این بیانیه به دلیل محکوم نکردن آمریکا و اسرائیل مورد انتقاد جمعی از فعالان اصولگرا و اصلاح‌طلب حکومتی واقع شده است.

#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍141💯1
احسان قدیری به یک سال حبس محکوم شد؛ گزارشی از ضرب و شتم شدید او وقتی که بازداشت شده بود

احسان قدیری، فعال سیاسی و زندانی سیاسی پیشین، از سوی شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد. این حکم در تاریخ ۲۱ تیرماه صادر و روز گذشته به او ابلاغ شده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی دادبان، جلسه رسیدگی به پرونده آقای قدیری تنها یک روز پیش از صدور حکم، در تاریخ ۲۰ تیرماه، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

قدیری پیش‌تر در تاریخ ۱۳ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، در یکی از ایست‌های بازرسی تهران بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد. بنا بر گزارش‌های رسیده به توانا، این بازداشت با خشونت همراه بوده و او پس از حدود سه هفته، در تاریخ ۵ اردیبهشت‌ماه، با تودیع وثیقه به‌صورت موقت آزاد شد.

بر اساس گزارش‌های مربوط به روند بازداشت او، قدیری پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی، حدود ۱۲ ساعت تحت ضرب‌وشتم و بازجویی قرار گرفته و در جریان این روند دچار آسیب‌های جسمی از جمله شکستگی در چند نقطه از دنده‌ها، شکستگی بینی، آسیب لگن، مشکلات بینایی و حملات اضطرابی و تنگی نفس شده است. همچنین گزارش شده که با وجود این آسیب‌ها، دسترسی مناسب به خدمات درمانی برای او فراهم نشده بود.

در جریان بازداشت، تلفن همراه، مدارک شخصی و تجهیزات مرتبط با فعالیت‌های محتوایی و مستندسازی او و همراهانش ضبط شد که بنا بر گزارش‌ها، بخشی از این وسایل همچنان بازگردانده نشده است.

اتهام «تبلیغ علیه نظام» از جمله اتهاماتی است که در سال‌های اخیر به‌طور گسترده علیه بسیاری از فعالان سیاسی، مدنی و رسانه‌ای در ایران مطرح شده است؛ اتهامی که منتقدان آن را ابزاری برای محدود کردن آزادی بیان و فعالیت‌های مسالمت‌آمیز می‌دانند.

#احسان_قدیری

@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊61
Forwarded from گفت‌وشنود
پدیدارشناسی دین نشان می‌دهد که بخش مهمی از بقا و گسترش باورهای دینی، فراتر از استدلال‌های عقلانی، بر پایه تجربیات احساسی و سازوکارهای روانی بنا شده است. یکی از ابزارهای کلیدی در این میان، استفاده از «وهم» و «تلقین احوال روحانی» است که نقش مهمی در جذب، حفظ و تعمیق وفاداری پیروان ایفا می‌کند.

▪️مکانیسم‌های القای تجربه روحانی
ادیان از ابزارهای متنوعی برای گذار از سطح استدلال عقلانی به سطح تجربه احساسی استفاده می‌کنند. مراسم‌ها، مناسک جمعی، موسیقی‌های آیینی و فضاسازی‌های خاص (مانند معماری مکان‌های مقدس)، با هدف «تعلیق ادراک عقلانی» طراحی شده‌اند. وقتی فرد در فضایی قرار می‌گیرد که محرک‌های حسی-احساسی به شدت تقویت شده‌اند، سد مقاومت منطقی کاهش یافته و زمینه برای پذیرش آموزه‌ها به عنوان «حقایق درونی» فراهم می‌شود. در این وضعیت، پیرو نه از طریق منطقِ گزاره‌ای، بلکه از طریق «شهود احساسی» با امر قدسی پیوند می‌خورد.

▪️کارکرد وهم به مثابه ابزار انسجام‌بخش
در این بافتار، «وهم» نه به معنای کذب مطلق، بلکه به مثابه ساختاری برای تفسیر جهان فراتر از ماده به کار می‌رود. تأکید بر معجزات، کرامات و روایت‌های فراطبیعی، کارکردهای مشخصی در جامعه دینی دارد:
این روایت‌ها به پرسش‌های لاینحل انسانی پاسخ‌ داده و نوعی امنیت روانی ایجاد می‌کنند.
اشتراک در باور به نشانه‌های الهی و تجربه‌های فراطبیعی، مرزهای «خودی» و «دیگری» را پررنگ کرده و حس تعلق گروهی را تعمیق می‌بخشد.
وهم با دور زدن تحلیل منطقی، مستقیما به لایه‌های احساسی ذهن نفوذ می‌کند. هنگامی که یک باور با تجربه‌ای شدید (مانند گریه در مراسم مذهبی یا رویت نشانه‌ای خاص) گره می‌خورد، نقد آن برای فرد دشوار می‌شود، چرا که نقد آموزه به مثابه نقد تجربه درونی خود فرد تلقی می‌گردد.

▪️ از دیدگاه انتقادی، اتکا بر این روش‌ها می‌تواند منجر به کاهش «عاملیت عقلی» پیروان شود. منتقدان معتقدند هنگامی که سیستم‌های دینی برای بقای خود به تقویت وهم و سرکوب تفکر نقادانه متوسل می‌شوند، آزادی انتخاب فردی محدود شده و ساختار قدرت در درون سازمان‌های دینی تثبیت می‌شود. با این حال، کارکردگرایانِ دین‌شناس استدلال می‌کنند که این تجربیات «غیرعقلانی»، پاسخ به نیازهای بنیادی انسان برای معنایابی و پیوند با متعالی هستند که صرفا با ابزارهای منطقی قابل جایگزینی نیستند.

این رویکرد، تضاد میان «عقل» و «ایمان» را به عنوان یکی از تنش‌های دائم در تاریخ ادیان حفظ کرده است.

#وهم #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6👍4👌2