Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سالروز تولد جاویدنام محمدرضا آهنگر بر سر مزارش
محمدرضا آهنگر روز ۱۵ مرداد ۲۱ ساله میشد؛ اما خانوادهاش ناچار شدند تولد او را بهجای اینکه در کنارش باشند، بر سر مزارش برگزار کنند.
مادر محمدرضا با لباسی سفید در این مراسم ایستاد و از شجاعت و دلاوری پسرش سخن گفت.
🔸براساس گزارشهای منتشرشده، نیروهای امنیتی تلاش کردند مانع برگزاری این مراسم شوند و حتی اجازه ندادند برای حاضران صندلی فراهم شود. بااینحال، مهمانان ایستاده ماندند تا یاد این جانفدای وطن را گرامی بدارند.
🔸جاویدنام محمدرضا آهنگر روز ۱۸ دیماه با شلیک گلوله کشته شد. یکی از بستگانش درباره لحظه جانباختن او گفته است: محمدرضا و دوستانش دست یکدیگر را گرفته بودند تا در میان جمعیت گم نشوند؛ اما ناگهان یکی از دوستانش متوجه شد دست او شل شده است. همان لحظه مشخص شد که گلولهای به شقیقه محمدرضا اصابت کرده است.
◾️در فضایی که فشار و تهدید برای خاموشکردن صدای خانوادههای داغدار ادامه دارد، شبکههای اجتماعی به تریبون دادخواهی آنها تبدیل شدهاند. هر تصویر، روایت و نامی که از جاویدنامان ایران بازنشر میشود، مانع فراموشی قربانیان و پنهانماندن حقیقت است.
#محمدرضا_آهنگر
💸 tavaanatech
محمدرضا آهنگر روز ۱۵ مرداد ۲۱ ساله میشد؛ اما خانوادهاش ناچار شدند تولد او را بهجای اینکه در کنارش باشند، بر سر مزارش برگزار کنند.
مادر محمدرضا با لباسی سفید در این مراسم ایستاد و از شجاعت و دلاوری پسرش سخن گفت.
🔸براساس گزارشهای منتشرشده، نیروهای امنیتی تلاش کردند مانع برگزاری این مراسم شوند و حتی اجازه ندادند برای حاضران صندلی فراهم شود. بااینحال، مهمانان ایستاده ماندند تا یاد این جانفدای وطن را گرامی بدارند.
🔸جاویدنام محمدرضا آهنگر روز ۱۸ دیماه با شلیک گلوله کشته شد. یکی از بستگانش درباره لحظه جانباختن او گفته است: محمدرضا و دوستانش دست یکدیگر را گرفته بودند تا در میان جمعیت گم نشوند؛ اما ناگهان یکی از دوستانش متوجه شد دست او شل شده است. همان لحظه مشخص شد که گلولهای به شقیقه محمدرضا اصابت کرده است.
◾️در فضایی که فشار و تهدید برای خاموشکردن صدای خانوادههای داغدار ادامه دارد، شبکههای اجتماعی به تریبون دادخواهی آنها تبدیل شدهاند. هر تصویر، روایت و نامی که از جاویدنامان ایران بازنشر میشود، مانع فراموشی قربانیان و پنهانماندن حقیقت است.
#محمدرضا_آهنگر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔22❤2🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر پیشین شورای عالی فضای مجازی در گفتوگو با دیجیاتو:
فشار میآوردند «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» از موتور جستوجو حذف شود
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی، در گفتوگو با دیجیاتو روایتی از دخالتهای عجیب در راهاندازی موتور جستوجوی داخلی مطرح کرده است. به گفته او، در مقطعی یکی از نهادها خواستار حذف واژه «هایده» و عبارتهایی مانند «لوازم آرایش زنانه» از نتایج جستوجو شده بود؛ با این استدلال که چنین جستوجوهایی میتوانند موجب ترویج «ابتذال و تبرج» در جامعه شوند.
🔸ابوالحسن فیروزآبادی امروز از فشار یک نهاد برای حذف واژههایی مانند «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» انتقاد میکند و آن را نمونهای از افراط در فیلترینگ میخواند؛ اما حافظه عمومی هنوز مواضع او را در دورانی که بر کرسی دبیری شورای عالی فضای مجازی نشسته بود، فراموش نکرده است.
فیروزآبادی در اردیبهشت ۱۴۰۰، هنگام دفاع از قطع اینترنت در اعتراضات آبان ۹۸، گفت:
«اگر حکومت نماینده مردم است و با رای مردم انتخاب شده و همین حکومت تشخیص بدهد که باید یک هفته اینترنت قطع شود، باید این اختیار را داشته باشد و نمیتواند برای هفت روز قطع کردن اینترنت رفراندوم برگزار کند.»
او در فروردین ۱۳۹۷ نیز گفته بود تلگرام «هر آن» ممکن است مسدود شود و از کسبوکارها خواسته بود از پیامرسانهای خارجی به نمونههای داخلی کوچ کنند. چند ماه بعد هم هشدار داد اگر اینستاگرام با جمهوری اسلامی همکاری نکند، به سرنوشت تلگرام دچار خواهد شد. منظور او از همکاری نیز پذیرش خواستههایی مانند ذخیره اطلاعات کاربران در ایران و ارائه هویت آنان به نهادهای حکومتی بود.
🔸حالا همان مقام سابق، پس از سالها حضور در قلب دستگاه فیلترینگ اینترنت، از افراط دیگران گلایه میکند؛ گویی فیلترینگ ناگهان و بدون نقش مدیران شورای عالی فضای مجازی از آسمان فرود آمده است. کسی که قطع یکهفتهای اینترنت یک ملت را حق حکومت میدانست، امروز نمیتواند با روایت حذف «هایده» خود را در جایگاه منتقد سانسور بنشاند.
مشکل فقط آن نهادی نبود که خواهان حذف چند واژه شده بود؛ مشکل همان تفکری بود که اینترنت را ملک حکومت و دسترسی مردم را امتیازی قابل قطع میدانست!
🔸این تغییر لحن بیش از آنکه شجاعت باشد، شستن دستها پس از پایان مسئولیت است. وقتی قدرت در اختیارشان بود، از انسداد، کوچ اجباری کاربران و اطاعت پلتفرمها سخن میگفتند؛ اکنون که بیرون از اتاق تصمیمگیری نشستهاند، نقش منتقد سانسور را بازی میکنند.
از طرفی، این کل منطق فیلترینگ در این نظام است. منطقی که بهجای اعتماد به شعور مردم، آنها را صغیرانی فرض میکند که باید هر واژه، هر تصویر، و هر نام، پیش از رسیدن به ذهنشان از صافی مصلحتاندیشان عبور کند!
💸 tavaanatech
فشار میآوردند «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» از موتور جستوجو حذف شود
ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای عالی فضای مجازی، در گفتوگو با دیجیاتو روایتی از دخالتهای عجیب در راهاندازی موتور جستوجوی داخلی مطرح کرده است. به گفته او، در مقطعی یکی از نهادها خواستار حذف واژه «هایده» و عبارتهایی مانند «لوازم آرایش زنانه» از نتایج جستوجو شده بود؛ با این استدلال که چنین جستوجوهایی میتوانند موجب ترویج «ابتذال و تبرج» در جامعه شوند.
🔸ابوالحسن فیروزآبادی امروز از فشار یک نهاد برای حذف واژههایی مانند «هایده» و «لوازم آرایش زنانه» انتقاد میکند و آن را نمونهای از افراط در فیلترینگ میخواند؛ اما حافظه عمومی هنوز مواضع او را در دورانی که بر کرسی دبیری شورای عالی فضای مجازی نشسته بود، فراموش نکرده است.
فیروزآبادی در اردیبهشت ۱۴۰۰، هنگام دفاع از قطع اینترنت در اعتراضات آبان ۹۸، گفت:
«اگر حکومت نماینده مردم است و با رای مردم انتخاب شده و همین حکومت تشخیص بدهد که باید یک هفته اینترنت قطع شود، باید این اختیار را داشته باشد و نمیتواند برای هفت روز قطع کردن اینترنت رفراندوم برگزار کند.»
او در فروردین ۱۳۹۷ نیز گفته بود تلگرام «هر آن» ممکن است مسدود شود و از کسبوکارها خواسته بود از پیامرسانهای خارجی به نمونههای داخلی کوچ کنند. چند ماه بعد هم هشدار داد اگر اینستاگرام با جمهوری اسلامی همکاری نکند، به سرنوشت تلگرام دچار خواهد شد. منظور او از همکاری نیز پذیرش خواستههایی مانند ذخیره اطلاعات کاربران در ایران و ارائه هویت آنان به نهادهای حکومتی بود.
🔸حالا همان مقام سابق، پس از سالها حضور در قلب دستگاه فیلترینگ اینترنت، از افراط دیگران گلایه میکند؛ گویی فیلترینگ ناگهان و بدون نقش مدیران شورای عالی فضای مجازی از آسمان فرود آمده است. کسی که قطع یکهفتهای اینترنت یک ملت را حق حکومت میدانست، امروز نمیتواند با روایت حذف «هایده» خود را در جایگاه منتقد سانسور بنشاند.
مشکل فقط آن نهادی نبود که خواهان حذف چند واژه شده بود؛ مشکل همان تفکری بود که اینترنت را ملک حکومت و دسترسی مردم را امتیازی قابل قطع میدانست!
🔸این تغییر لحن بیش از آنکه شجاعت باشد، شستن دستها پس از پایان مسئولیت است. وقتی قدرت در اختیارشان بود، از انسداد، کوچ اجباری کاربران و اطاعت پلتفرمها سخن میگفتند؛ اکنون که بیرون از اتاق تصمیمگیری نشستهاند، نقش منتقد سانسور را بازی میکنند.
از طرفی، این کل منطق فیلترینگ در این نظام است. منطقی که بهجای اعتماد به شعور مردم، آنها را صغیرانی فرض میکند که باید هر واژه، هر تصویر، و هر نام، پیش از رسیدن به ذهنشان از صافی مصلحتاندیشان عبور کند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊8👍5❤1💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دستگاه پرچمگردان» جمهوری اسلامی، سوژه کاربران فضای مجازی شد
برخی کاربران با لحنی کنایهدار نوشتند حالا که بحرانهایی مانند تورم، بیکاری، گرانی و فیلترینگ همچنان پابرجاست، جمهوری اسلامی سرانجام یکی از مهمترین مشکلات کشور را حل کرده است:
پرچمی که دیگر لازم نیست با دست تکان داده شود!
💸 tavaanatech
برخی کاربران با لحنی کنایهدار نوشتند حالا که بحرانهایی مانند تورم، بیکاری، گرانی و فیلترینگ همچنان پابرجاست، جمهوری اسلامی سرانجام یکی از مهمترین مشکلات کشور را حل کرده است:
پرچمی که دیگر لازم نیست با دست تکان داده شود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رقص سوگوارانه پدر بر مزار عباس قنبری، در سالروز تولد فرزندش
پدر عباس قنبری، در سالروز تولد فرزندش، با حضور بر سر مزار او در گویم شیراز سوگوارانه میرقصد و یادش را گرامی میدارد.
عباس قنبری، مهندس و ورزشکار اهل گویم شیراز، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات و بر اثر اصابت گلوله جنگی مقابل کلانتری گویم جان خود را از دست داد. از این معترض جانباخته، دختری خردسال به یادگار مانده است.
#عباس_قنبری
💸 tavaanatech
پدر عباس قنبری، در سالروز تولد فرزندش، با حضور بر سر مزار او در گویم شیراز سوگوارانه میرقصد و یادش را گرامی میدارد.
عباس قنبری، مهندس و ورزشکار اهل گویم شیراز، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات و بر اثر اصابت گلوله جنگی مقابل کلانتری گویم جان خود را از دست داد. از این معترض جانباخته، دختری خردسال به یادگار مانده است.
#عباس_قنبری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔14🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
🐦 پیامرسانی که پیامهای شما را با کبوتر به مقصد میرساند!
در بیشتر پیامرسانها، پیامها ظرف چند ثانیه به مقصد میرسند؛ اما برنامه Carrier Pidge عمدا مسیر مخالف را انتخاب کرده است. در این برنامه، هر پیام به یک کبوتر مجازی سپرده میشود تا آن را با سرعت تقریبی ۱۷۷ کیلومتر بر ساعت به دوست شما برساند.
🔸زمان تحویل پیام با توجه به فاصله جغرافیایی واقعی میان فرستنده و گیرنده محاسبه میشود. به همین دلیل، ارسال پیام به فردی در همان شهر ممکن است چند ثانیه طول بکشد، اما رساندن پیام به آن سوی یک کشور میتواند ساعتها زمان ببرد. کاربران میتوانند حرکت کبوتر را نیز روی نقشه دنبال کنند.
🔸سرعت پرواز هر کبوتر ممکن است تا ۲۵ درصد بیشتر یا کمتر شود؛ بنابراین حتی برنامه هم زمان دقیق رسیدن پیام را تضمین نمیکند. خبری از تیک خواندهشدن یا تحویل فوری نیست؛ فقط باید منتظر بمانید تا کبوتر به مقصد برسد.
🔸البته همه کبوترها خوششانس نیستند. بر اساس توضیحات رسمی برنامه، هر کبوتر ۰.۲ درصد احتمال دارد در میانه راه گم شود. سازنده در معرفی خود از این اتفاق با عنوان مرگ کبوتر یاد کرده است؛ اتفاقی که باعث میشود پیام هیچ وقت به گیرنده نرسد.
🔸این برنامه را Noah Iarrobino ساخته است. او گفته Carrier Pidge را طی سه هفته و به عنوان یک پروژه سرگرمکننده طراحی کرده؛ برنامهای که از نظر خودش کاربرد جدی ندارد و فقط قرار است پیامرسانی را دوباره غیرقابل پیشبینی و سرگرمکننده کند.
🔸برنامه Carrier Pidge در اپ استور اپل برای آیفون و آیپد منتشر شده است. دانلود آن رایگان است، اما برنامه خرید درون برنامهای دارد و برای اجرا به iOS 26 یا نسخههای جدیدتر نیاز دارد.
🔸ایده پیامرسانی آهسته با پرندگان فقط به این برنامه محدود نیست. برنامه مشابهی با نام Roost نیز پیامها را با سرعت واقعی گونههای مختلف پرندگان جابهجا میکند. این برنامه در تابستان ۲۰۲۶ و طی حدود پنج هفته به مرز ۳۰۰ هزار کاربر رسید.
💸 tavaanatech
در بیشتر پیامرسانها، پیامها ظرف چند ثانیه به مقصد میرسند؛ اما برنامه Carrier Pidge عمدا مسیر مخالف را انتخاب کرده است. در این برنامه، هر پیام به یک کبوتر مجازی سپرده میشود تا آن را با سرعت تقریبی ۱۷۷ کیلومتر بر ساعت به دوست شما برساند.
🔸زمان تحویل پیام با توجه به فاصله جغرافیایی واقعی میان فرستنده و گیرنده محاسبه میشود. به همین دلیل، ارسال پیام به فردی در همان شهر ممکن است چند ثانیه طول بکشد، اما رساندن پیام به آن سوی یک کشور میتواند ساعتها زمان ببرد. کاربران میتوانند حرکت کبوتر را نیز روی نقشه دنبال کنند.
🔸سرعت پرواز هر کبوتر ممکن است تا ۲۵ درصد بیشتر یا کمتر شود؛ بنابراین حتی برنامه هم زمان دقیق رسیدن پیام را تضمین نمیکند. خبری از تیک خواندهشدن یا تحویل فوری نیست؛ فقط باید منتظر بمانید تا کبوتر به مقصد برسد.
🔸البته همه کبوترها خوششانس نیستند. بر اساس توضیحات رسمی برنامه، هر کبوتر ۰.۲ درصد احتمال دارد در میانه راه گم شود. سازنده در معرفی خود از این اتفاق با عنوان مرگ کبوتر یاد کرده است؛ اتفاقی که باعث میشود پیام هیچ وقت به گیرنده نرسد.
🔸این برنامه را Noah Iarrobino ساخته است. او گفته Carrier Pidge را طی سه هفته و به عنوان یک پروژه سرگرمکننده طراحی کرده؛ برنامهای که از نظر خودش کاربرد جدی ندارد و فقط قرار است پیامرسانی را دوباره غیرقابل پیشبینی و سرگرمکننده کند.
🔸برنامه Carrier Pidge در اپ استور اپل برای آیفون و آیپد منتشر شده است. دانلود آن رایگان است، اما برنامه خرید درون برنامهای دارد و برای اجرا به iOS 26 یا نسخههای جدیدتر نیاز دارد.
🔸ایده پیامرسانی آهسته با پرندگان فقط به این برنامه محدود نیست. برنامه مشابهی با نام Roost نیز پیامها را با سرعت واقعی گونههای مختلف پرندگان جابهجا میکند. این برنامه در تابستان ۲۰۲۶ و طی حدود پنج هفته به مرز ۳۰۰ هزار کاربر رسید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😍5
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
متنهای هوش مصنوعی؛
آراسته و پرزرقوبرق، اما بیبهره از جذابیت نوشتههای انسانی
شاید این روزها شما هم با خواندن چند خط از یک یادداشت متوجه این موضوع بشید که نویسندهاش انسان بوده یا چتبات!
🔸با اینکه متنهای هوش مصنوعی اغلب همگی ظاهر مرتبی دارند؛ جملهها به هم وصل هستند، کلمات شیکاند و همه چیز انگار سر جای خودش است، اما وقتی به پایان متن میرسید، از خودتان میپرسید: اصلا حرف اصلی چه بود؟!
مشکل این نوشتهها غلط املایی یا جملهبندی ضعیف نیست. مشکل اینه که این متنها جان ندارند. پر از کلمهاند، اما واقعا هیچ چیزی نمیگویند، انگار آن جذابیت و عطش خواندن متنهایی که دست نوشته انسان هستند را هرگز نمیشه در این متنها حس کرد یا حتی این عطش خواندن و لذت بردن از مطالعه را در این متنها و نوشتهها احساس کرد!
یک موضوع ساده را آنقدر میان عبارتهای پرزرقوبرق، توضیحهای تکراری و نتیجهگیریهای کشدار میچرخاند که جوهر مطلب گم میشود.
🔸بعضی از این متنها شبیه آدمی هستند که فقط برای طولانی شدن حرفش صحبت میکند اما واقعا نمیتواند روشن و ساده بگوید چه اتفاقی افتاده. کلمات روی هم انباشته میشوند، بدون آنکه تصویر مشخصی در ذهن خواننده بسازند.
هوش مصنوعی میتواند ابزار خوبی برای پیدا کردن اطلاعات، مرتب کردن یک متن یا اصلاح جملهها باشد. اما وقتی قرار است به جای نویسنده فکر کند، نتیجه اغلب همان نوشتههای بیسر و تهی میشود که ظاهر آراستهشان نمیتواند جوهر اصلی متن را نشان خاطب دهد.
🔸حامد بیدی، مدیر و موسس پلتفرم کارزار در ادامه توئیت خود نوشته:
🔴 شما درباره این موضوع چه فکر میکنید؟ آیا با این موضوع موافق هستید یا مخالف؟
💸 tavaanatech
آراسته و پرزرقوبرق، اما بیبهره از جذابیت نوشتههای انسانی
شاید این روزها شما هم با خواندن چند خط از یک یادداشت متوجه این موضوع بشید که نویسندهاش انسان بوده یا چتبات!
🔸با اینکه متنهای هوش مصنوعی اغلب همگی ظاهر مرتبی دارند؛ جملهها به هم وصل هستند، کلمات شیکاند و همه چیز انگار سر جای خودش است، اما وقتی به پایان متن میرسید، از خودتان میپرسید: اصلا حرف اصلی چه بود؟!
مشکل این نوشتهها غلط املایی یا جملهبندی ضعیف نیست. مشکل اینه که این متنها جان ندارند. پر از کلمهاند، اما واقعا هیچ چیزی نمیگویند، انگار آن جذابیت و عطش خواندن متنهایی که دست نوشته انسان هستند را هرگز نمیشه در این متنها حس کرد یا حتی این عطش خواندن و لذت بردن از مطالعه را در این متنها و نوشتهها احساس کرد!
یک موضوع ساده را آنقدر میان عبارتهای پرزرقوبرق، توضیحهای تکراری و نتیجهگیریهای کشدار میچرخاند که جوهر مطلب گم میشود.
🔸بعضی از این متنها شبیه آدمی هستند که فقط برای طولانی شدن حرفش صحبت میکند اما واقعا نمیتواند روشن و ساده بگوید چه اتفاقی افتاده. کلمات روی هم انباشته میشوند، بدون آنکه تصویر مشخصی در ذهن خواننده بسازند.
هوش مصنوعی میتواند ابزار خوبی برای پیدا کردن اطلاعات، مرتب کردن یک متن یا اصلاح جملهها باشد. اما وقتی قرار است به جای نویسنده فکر کند، نتیجه اغلب همان نوشتههای بیسر و تهی میشود که ظاهر آراستهشان نمیتواند جوهر اصلی متن را نشان خاطب دهد.
🔸حامد بیدی، مدیر و موسس پلتفرم کارزار در ادامه توئیت خود نوشته:
«یه سال پیش تو دانشگاه تهران ارائهای داشتم درباره اینکه هوش مصنوعی کنشگران رو در استفاده از ادبیات رسمی یا نخبگانی توانمند میکنه و هنوزم به نظرم این اتفاق خوبیه. اما متأسفانه الان نخبگان هم تنبل شدن و حتی یادداشتهایی که برای مجلات مینویسن یک خروجی دم دستی از هوش مصنوعیه.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌6👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین بوس و بغل را به من بده؛
روایت واپسین دیدار جاویدنام علی استخر با مادرش
جاویدنام علی اصغر استخر، متولد ۲۸ آبان ۷۸، شب جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۷:۴۵، هنگام خروج از خانه به مادرش گفت:
او شامگاه ۱۹ دی در خیابان بازداشت و بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفت و ۱۰ روز بعد، پیکرش با تیر خلاص بر پیشانی به خانواده تحویل داده شد.
علی استخر، شبی که از خانه رفت، وسایلی نیز با خود برده بود تا به مردم زخمی کمکرسانی کند.
◾️فشار بر خانوادههای جانباختگان اغلب با هدف خاموشکردن صدای دادخواهی آنها صورت میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی نه تنها دیوار سکوت را میشکنند و دادخواهی فردی را به خواستی عمومی تبدیل میکنند، بلکه به تریبونی تاثیرگذار برای رساندن صدای خانوادههای دادخواه تبدیل شدهاند.
#علی_استخر
💸 tavaanatech
روایت واپسین دیدار جاویدنام علی استخر با مادرش
جاویدنام علی اصغر استخر، متولد ۲۸ آبان ۷۸، شب جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۷:۴۵، هنگام خروج از خانه به مادرش گفت:
«بیا آخرین بوس و بغل را بهم بده.»
او شامگاه ۱۹ دی در خیابان بازداشت و بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفت و ۱۰ روز بعد، پیکرش با تیر خلاص بر پیشانی به خانواده تحویل داده شد.
علی استخر، شبی که از خانه رفت، وسایلی نیز با خود برده بود تا به مردم زخمی کمکرسانی کند.
◾️فشار بر خانوادههای جانباختگان اغلب با هدف خاموشکردن صدای دادخواهی آنها صورت میگیرد. در این میان، شبکههای اجتماعی نه تنها دیوار سکوت را میشکنند و دادخواهی فردی را به خواستی عمومی تبدیل میکنند، بلکه به تریبونی تاثیرگذار برای رساندن صدای خانوادههای دادخواه تبدیل شدهاند.
#علی_استخر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔20
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اینترنت ایران؛ فرسودگی روانی که هزینهاش هم از جیب مردم پرداخت میشود
توئیت کاربری که نوشته است «اینترنت ایران باید به لیست شکنجههای تاریخ بشر اضافه شود»، واقعا توصیف دقیقی از یک شکنجه روحی و روانی روزانه است؛ شکنجهای که با اختلالهای عمدی، فیلترینگ شدیدتر و اضطراب دائمی از دست دادن ارتباط، کار و درآمد با قطع اینترنت تکرار میشود.
شاید با اشاره به چند نمونه بتوان توضیح داد که چرا اینترنت در ایران به ابزاری برای فرسوده کردن اعصاب و روان مردم تبدیل شده است:
⚫️ فیلترشکنهایی که یکی پس از دیگری از کار میافتند و کاربرانی که مجبور میشوند برای خرید فیلترشکنهای تازه، گرانتر و اغلب ناامن پول بیشتری بپردازند. از طرف دیگر، قیمت بستههای اینترنت نیز هر چند وقت یک بار با طرحهای پیچیده، قوانین تازه و ترفندهای فریبکارانه اپراتورها افزایش پیدا میکند؛ یعنی مردم باید ابتدا پول اینترنت را بدهند و سپس برای رسیدن به همان اینترنت، دوباره هزینه کنند!
⚫️ اما ماجرا فقط گرانی و اختلال نیست. یک پست، استوری یا ویدئو میتواند به تماسهای تهدیدآمیز، احضار، فشار امنیتی، مسدود کردن سیمکارت یا بستن صفحه اینستاگرام کاربر منجر شود.
⚫️ بلاگرها و صاحبان کسبوکارهایی که سالها برای ساختن صفحه و جذب مخاطب زحمت کشیدهاند، ممکن است با یک دستور مبهم، هم حساب کاربری خود را از دست بدهند و هم منبع درآمدشان را. صفحهای که با چند سال تلاش ساخته شده، ممکن است در چند دقیقه بسته شود؛ بدون دادگاه، بدون توضیح روشن و بدون فرصتی واقعی برای اعتراض.
⚫️ در چنین شرایطی، کاربر حتی هنگام نوشتن یک جمله ساده هم باید نگران باشد: آیا این استوری باعث احضار میشود؟ آیا سیمکارتم را مسدود میکنند؟ آیا صفحهام را میبندند؟ آیا کسبوکارم از بین میرود؟ همین ترس دائمی، بخشی از همان شکنجه روحی و روانی است.
جالبتر اینکه نام این وضعیت را "حکمرانی فضای مجازی" گذاشتهاند؛ عنوانی شیک برای حق طبیعی مردم که نتیجهاش چیزی جز ترس، خشم، فرسودگی روانی و ناامنی دائمی نیست. شکنجهای که حکومت طراحی کرده، مردم تحمل میکنند و هزینه اجرای آن نیز از جیب همان مردم پرداخت میشود!
💸 tavaanatech
توئیت کاربری که نوشته است «اینترنت ایران باید به لیست شکنجههای تاریخ بشر اضافه شود»، واقعا توصیف دقیقی از یک شکنجه روحی و روانی روزانه است؛ شکنجهای که با اختلالهای عمدی، فیلترینگ شدیدتر و اضطراب دائمی از دست دادن ارتباط، کار و درآمد با قطع اینترنت تکرار میشود.
شاید با اشاره به چند نمونه بتوان توضیح داد که چرا اینترنت در ایران به ابزاری برای فرسوده کردن اعصاب و روان مردم تبدیل شده است:
جالبتر اینکه نام این وضعیت را "حکمرانی فضای مجازی" گذاشتهاند؛ عنوانی شیک برای حق طبیعی مردم که نتیجهاش چیزی جز ترس، خشم، فرسودگی روانی و ناامنی دائمی نیست. شکنجهای که حکومت طراحی کرده، مردم تحمل میکنند و هزینه اجرای آن نیز از جیب همان مردم پرداخت میشود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10❤5
آیا بلدیم در دموکراسی ببازیم؟
دموکراسی فقط هنر پیروز شدن نیست؛ هنر باختن هم هست.
برای فهم این موضوع لازم نیست به انتخابات حکومتی فکر کنیم. دموکراسی را میتوان از همین امروز و در نهادهای مستقل جامعه تمرین کرد.
فرض کنید در یک انجمن صنفی معلمان قرار است هیئتمدیره انتخاب شود. چند نامزد وجود دارند، اعضا آزادانه بحث میکنند و رأی میدهند و در نهایت نامزد مورد حمایت ما شکست میخورد.
یا در یک تشکل کارگری، اعضا درباره ادامه اعتصاب، شیوه مذاکره یا انتخاب نمایندگان خود اختلاف دارند. بحث میکنند، رأی میدهند و تصمیم اکثریت برخلاف نظر ماست.
چه میکنیم؟
آیا نتیجه را میپذیریم و همچنان در تشکل باقی میمانیم؟ یا کسانی را که متفاوت رأی دادهاند متهم میکنیم، انشعاب میکنیم یا فقط نتیجهای را مشروع میدانیم که مطابق خواست ما باشد؟
اینجاست که یکی از دشوارترین مهارتهای دموکراسی آشکار میشود: پذیرش شکست بدون کنار گذاشتن حق مخالفت.
پذیرفتن نتیجه به معنای دست کشیدن از عقیده نیست. عضو مخالف همچنان میتواند نقد کند، دیگران را متقاعد کند و برای تغییر تصمیم در چارچوب قواعد تشکل تلاش کند. اما اگر قواعد مشترک را فقط زمانی بپذیریم که نتیجه به سود ماست، هنوز منطق دموکراتیک را نپذیرفتهایم.
این تجربههای کوچک برای آینده یک جامعه اهمیت بزرگی دارند.
دموکراسی ناگهان با تغییر یک حکومت متولد نمیشود. جامعهای که قرار است فردا انتخابات آزاد، احزاب مستقل و گردش مسالمتآمیز قدرت داشته باشد، به شهروندانی نیاز دارد که از امروز همکاری با مخالف، پذیرش شکست و احترام به قواعد مشترک را تجربه کرده باشند.
در یک دموکراسی نیز ممکن است حزب یا نامزد مورد علاقه ما شکست بخورد. تفاوت اساسی این است که شکست نباید به حذف تبدیل شود.
بازنده امروز باید بتواند تشکل داشته باشد، حرف بزند، نقد کند و برای تبدیل شدن به برنده فردا تلاش کند؛ همانطور که برنده حق ندارد پیروزی خود را مجوز خاموش کردن مخالفان بداند.
انجمن معلمان یا تشکل کارگری شاید کوچک به نظر برسد، اما همین نهادهای مستقل میتوانند مدرسه دموکراسی باشند.
زیرا دموکراسی فقط در صندوق رأی ساخته نمیشود؛ در تجربه روزمره همکاری با کسانی ساخته میشود که همیشه مثل ما فکر نمیکنند.
مرتبط:
عناصر دموکراسی:
https://tavaana.org/center-for-civic-ed-elements-of-democracy/?utm_source=chatgpt.com
دموکراسی و نقش شهروندان:
https://tavaana.org/civic-responsibility-in-democracy/?utm_source=chatgpt.com
@Tavaana_TavaanaTech
آیا بلدیم در دموکراسی ببازیم؟
دموکراسی فقط هنر پیروز شدن نیست؛ هنر باختن هم هست.
برای فهم این موضوع لازم نیست به انتخابات حکومتی فکر کنیم. دموکراسی را میتوان از همین امروز و در نهادهای مستقل جامعه تمرین کرد.
فرض کنید در یک انجمن صنفی معلمان قرار است هیئتمدیره انتخاب شود. چند نامزد وجود دارند، اعضا آزادانه بحث میکنند و رأی میدهند و در نهایت نامزد مورد حمایت ما شکست میخورد.
یا در یک تشکل کارگری، اعضا درباره ادامه اعتصاب، شیوه مذاکره یا انتخاب نمایندگان خود اختلاف دارند. بحث میکنند، رأی میدهند و تصمیم اکثریت برخلاف نظر ماست.
چه میکنیم؟
آیا نتیجه را میپذیریم و همچنان در تشکل باقی میمانیم؟ یا کسانی را که متفاوت رأی دادهاند متهم میکنیم، انشعاب میکنیم یا فقط نتیجهای را مشروع میدانیم که مطابق خواست ما باشد؟
اینجاست که یکی از دشوارترین مهارتهای دموکراسی آشکار میشود: پذیرش شکست بدون کنار گذاشتن حق مخالفت.
پذیرفتن نتیجه به معنای دست کشیدن از عقیده نیست. عضو مخالف همچنان میتواند نقد کند، دیگران را متقاعد کند و برای تغییر تصمیم در چارچوب قواعد تشکل تلاش کند. اما اگر قواعد مشترک را فقط زمانی بپذیریم که نتیجه به سود ماست، هنوز منطق دموکراتیک را نپذیرفتهایم.
این تجربههای کوچک برای آینده یک جامعه اهمیت بزرگی دارند.
دموکراسی ناگهان با تغییر یک حکومت متولد نمیشود. جامعهای که قرار است فردا انتخابات آزاد، احزاب مستقل و گردش مسالمتآمیز قدرت داشته باشد، به شهروندانی نیاز دارد که از امروز همکاری با مخالف، پذیرش شکست و احترام به قواعد مشترک را تجربه کرده باشند.
در یک دموکراسی نیز ممکن است حزب یا نامزد مورد علاقه ما شکست بخورد. تفاوت اساسی این است که شکست نباید به حذف تبدیل شود.
بازنده امروز باید بتواند تشکل داشته باشد، حرف بزند، نقد کند و برای تبدیل شدن به برنده فردا تلاش کند؛ همانطور که برنده حق ندارد پیروزی خود را مجوز خاموش کردن مخالفان بداند.
انجمن معلمان یا تشکل کارگری شاید کوچک به نظر برسد، اما همین نهادهای مستقل میتوانند مدرسه دموکراسی باشند.
زیرا دموکراسی فقط در صندوق رأی ساخته نمیشود؛ در تجربه روزمره همکاری با کسانی ساخته میشود که همیشه مثل ما فکر نمیکنند.
مرتبط:
عناصر دموکراسی:
https://tavaana.org/center-for-civic-ed-elements-of-democracy/?utm_source=chatgpt.com
دموکراسی و نقش شهروندان:
https://tavaana.org/civic-responsibility-in-democracy/?utm_source=chatgpt.com
@Tavaana_TavaanaTech
👌10❤3💔2
کوکب بداغی پگاه: مرا از مرزی منع کردهاید که هیچوقت مقصدم نبود
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در واکنش به ممنوعالخروج شدن خود از سوی قوه قضاییه، با انتشار یادداشتی تأکید کرد که قصد ترک ایران را نداشته و آنچه برای او دردناک است، نه ممنوعیت خروج، بلکه برخورد امنیتی با کسانی است که برای آینده کشور تلاش میکنند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
به بهانهی ممنوع الخروج بودنم توسط قوهی قضاییه
«به نام نامی ایران
سالها به فرزندان این سرزمین آموختم که وطن فقط خاک نیست خاطره است ریشه است، امید است هر روز با عشق نام ایران را بر زبان آوردم و باور داشتم که ساختن آینده از کلاسهای کوچک مدرسه آغاز میشود.
امروز اما نام من در فهرست ممنوعالخروجهاست نه حسرت دیدن سرزمینهای دیگر را دارم و نه سودای گریختن از این خاک مگر میشود از خانهای که تمام عمر برای آبادانیاش کوشیدهای گریخت؟
درد من ممنوعالخروج بودن نیست، درد آنجاست که عشق به وطن گاهی با سوءتفاهم پاسخ میگیرد با این همه هنوز باور دارم که #ایران را باید با دانایی خِرد و از خودگذشتگی ساخت
مرا از مرزی منع کردهاید که هیچ وقت مقصدم نبود عاشق از مرز نمیگذرد، میماند تا بسازد.
کوکب بداغی پگاه_معلم وفعال مدنی ایذه»
ـ ممنوعالخروجی در جمهوری اسلامی وجهی تناقضآمیز نیز دارد: حکومتی که خود مدعی است ایران بهترین مکان برای زندگی شهروندان است، «مجبور کردن فرد به ماندن در ایران» را بهعنوان مجازات و ابزار فشار به کار میگیرد. گویی سلب حق خروج از کشور و اقامت اجباری در سرزمینی که حکومت بر آن فرمان میراند، خود بخشی از کیفر مخالفان و منتقدان است. ممنوعالخروجی فقط بستن یک مرز نیست؛ محدود کردن حق انتخاب انسان درباره محل زندگی، سفر، تحصیل، کار و ارتباط با جهان بیرون است.
#کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍12💔4❤3🕊2
Forwarded from گفتوشنود
مرگ تکصدایی و تولد معناهای تازه
چرا تکثرگرایی تهدید نیست، بلکه ضامن بقای فرهنگی است؟
هنگامی که تکصدایی به عنوان سیاست مسلط یک ساختار اجتماعی تثبیت میشود، جریان سیال معنا و حیات فرهنگی آرامآرام به سمت انجماد پیش میرود. در چنین فضایی فرهنگ به جای آنکه بدنهای پویا، خودجوش و متکثر باشد، به مجموعهای از الگوهای ازپیشتعیینشده و تکراری تقلیل مییابد که هرگونه انحراف از آن، تهدیدی علیه نظم موجود تلقی میشود.
این اصرار ساختاری بر یکدستی، در ظاهر به معنای ثبات و هماهنگی است، اما در عمق خود نشانگر نوعی شکنندگی پنهان در برابر تحولات و بحرانهای پیرامونی است.
حیات فرهنگی برای بقا و بازتولید خود، به اصطکاک مداوم اندیشهها، سبکهای زیست و روایتهای گوناگون نیاز دارد. تکثرگرایی، بستر این برخورد زاینده است، جایی که هیچ روایت واحدی توان انحصار حقیقت را ندارد و معنا در فضای میان این تفاوتها زنده نگه داشته میشود.
وقتی این شبکه ارتباطی قطع میشود و تفاوتها به حاشیه رانده یا حذف میشوند، جامعه ابزار خود را برای فهم پیچیدگیهای جهان از دست میدهد. سیستمهای تکصدا در مواجهه با چالشهای تازه فاقد انعطاف لازم برای بازنگری در ساختارهای خود هستند، چرا که انعطافپذیری مستلزم پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن زاویهدیدهای متکثر است.
مرگ تکصدایی در واقع آغاز بازگشت پویایی به درون کالبد فرهنگ است. این روند نشان میدهد که هویتهای فرهنگی نه در ایزولهکردن اجتماع و حذف رقیبان، بلکه در بستر تعامل مستمر و همنشینی ناهمگونها دوام میآورند.
جوامعی که از تکثر هراسی ندارند، امکان ظهور معناهای تازه را فراهم میکنند و از این طریق ظرفیت انطباق خود را با آیندهای پیشبینیناپذیر افزایش میدهند.
#تکثر_گرایی #پلورالیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا تکثرگرایی تهدید نیست، بلکه ضامن بقای فرهنگی است؟
هنگامی که تکصدایی به عنوان سیاست مسلط یک ساختار اجتماعی تثبیت میشود، جریان سیال معنا و حیات فرهنگی آرامآرام به سمت انجماد پیش میرود. در چنین فضایی فرهنگ به جای آنکه بدنهای پویا، خودجوش و متکثر باشد، به مجموعهای از الگوهای ازپیشتعیینشده و تکراری تقلیل مییابد که هرگونه انحراف از آن، تهدیدی علیه نظم موجود تلقی میشود.
این اصرار ساختاری بر یکدستی، در ظاهر به معنای ثبات و هماهنگی است، اما در عمق خود نشانگر نوعی شکنندگی پنهان در برابر تحولات و بحرانهای پیرامونی است.
حیات فرهنگی برای بقا و بازتولید خود، به اصطکاک مداوم اندیشهها، سبکهای زیست و روایتهای گوناگون نیاز دارد. تکثرگرایی، بستر این برخورد زاینده است، جایی که هیچ روایت واحدی توان انحصار حقیقت را ندارد و معنا در فضای میان این تفاوتها زنده نگه داشته میشود.
وقتی این شبکه ارتباطی قطع میشود و تفاوتها به حاشیه رانده یا حذف میشوند، جامعه ابزار خود را برای فهم پیچیدگیهای جهان از دست میدهد. سیستمهای تکصدا در مواجهه با چالشهای تازه فاقد انعطاف لازم برای بازنگری در ساختارهای خود هستند، چرا که انعطافپذیری مستلزم پذیرش حضور دیگری و به رسمیت شناختن زاویهدیدهای متکثر است.
مرگ تکصدایی در واقع آغاز بازگشت پویایی به درون کالبد فرهنگ است. این روند نشان میدهد که هویتهای فرهنگی نه در ایزولهکردن اجتماع و حذف رقیبان، بلکه در بستر تعامل مستمر و همنشینی ناهمگونها دوام میآورند.
جوامعی که از تکثر هراسی ندارند، امکان ظهور معناهای تازه را فراهم میکنند و از این طریق ظرفیت انطباق خود را با آیندهای پیشبینیناپذیر افزایش میدهند.
#تکثر_گرایی #پلورالیسم #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👌3💯2
در روزهای گذشته مریم طهماسبی، همسر پسر معصومه ابتکار، روایتی منتشر کرده و خود را از طبقه کارگر دانسته است که عاشق آمریکا ست!
لادن بازرگان، فعال مدنی، در واکنش به روایت مریم طهماسبی نوشته است که روایت او از پیشینه خانوادگیاش، بهویژه درباره معصومه ابتکار، تنها بخشی از ماجرا را بازگو میکند. بازرگان معتقد است نمیتوان ابتکار را صرفا «مترجم گروگانگیران» معرفی کرد؛ زیرا او در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران، بهعنوان سخنگوی انگلیسیزبان اشغالکنندگان در برابر رسانههای بینالمللی ظاهر میشد و از این اقدام دفاع میکرد.
او همچنین تأکید کرده است که خانواده ابتکار پس از حضور او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، از ارتباطات و موقعیتهایی برخوردار شدند که برای بسیاری از ایرانیان عادی دستنیافتنی بوده است.
زمانی که خبرنگار شبکه انبیسی از او پرسید که میتواند اسلحه بردارد و گروگانها را بکشد، پاسخ داد: «بله. وقتی دیدهام اسلحه آمریکایی برادران و خواهرانم را در خیابانها هدف قرار میدهد… طبیعی است که باید با ظلم و ستم مقابله کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
لادن بازرگان، فعال مدنی، در واکنش به روایت مریم طهماسبی نوشته است که روایت او از پیشینه خانوادگیاش، بهویژه درباره معصومه ابتکار، تنها بخشی از ماجرا را بازگو میکند. بازرگان معتقد است نمیتوان ابتکار را صرفا «مترجم گروگانگیران» معرفی کرد؛ زیرا او در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران، بهعنوان سخنگوی انگلیسیزبان اشغالکنندگان در برابر رسانههای بینالمللی ظاهر میشد و از این اقدام دفاع میکرد.
او همچنین تأکید کرده است که خانواده ابتکار پس از حضور او در ساختار قدرت جمهوری اسلامی، از ارتباطات و موقعیتهایی برخوردار شدند که برای بسیاری از ایرانیان عادی دستنیافتنی بوده است.
زمانی که خبرنگار شبکه انبیسی از او پرسید که میتواند اسلحه بردارد و گروگانها را بکشد، پاسخ داد: «بله. وقتی دیدهام اسلحه آمریکایی برادران و خواهرانم را در خیابانها هدف قرار میدهد… طبیعی است که باید با ظلم و ستم مقابله کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
👍14❤2
سپهر امیرزاده، دانشجوی پزشکی و از معترضان بازداشتشده در اصفهان، با حکم دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مبنای صدور این حکم اتهام «محاربه» عنوان شده است. منابع حقوق بشری همچنین گزارش دادهاند که سپهر امیرزاده در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به مجروحان اعتراضات کمک کرده و این موضوع در روند پرونده او مورد استناد قرار گرفته است.
سپهر امیرزاده روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، در محل سکونت خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازداشت مدتی در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار داشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد و همچنان در این زندان بهسر میبرد.
صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده بار دیگر نگرانیها درباره استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه معترضان را افزایش داده است. اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت افرادی که با خطر اعدام روبهرو هستند، اهمیت حیاتی دارد؛ چرا که سکوت و بیخبری میتواند جان زندانیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مبنای صدور این حکم اتهام «محاربه» عنوان شده است. منابع حقوق بشری همچنین گزارش دادهاند که سپهر امیرزاده در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ به مجروحان اعتراضات کمک کرده و این موضوع در روند پرونده او مورد استناد قرار گرفته است.
سپهر امیرزاده روز ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، در ارتباط با اعتراضات سراسری، در محل سکونت خود در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از بازداشت مدتی در مرحله بازجویی و تحقیقات قرار داشت و سپس به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد و همچنان در این زندان بهسر میبرد.
صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده بار دیگر نگرانیها درباره استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ علیه معترضان را افزایش داده است. اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت افرادی که با خطر اعدام روبهرو هستند، اهمیت حیاتی دارد؛ چرا که سکوت و بیخبری میتواند جان زندانیان را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔9
ابهام درباره وضعیت رهبر جمهوری اسلامی و روایتهای متناقض مقامهای حکومتی، به یکی از پرسشهای مهم درباره ساختار قدرت در ایران تبدیل شده است؛ در شرایطی که هر بخش از حکومت میکوشد تصمیمها و مواضع خود را به راس نظام نسبت دهد و تصویری از انسجام و اقتدار ارائه دهد.
مانا نیستانی این وضعیت و تناقضهای موجود در روایت رسمی جمهوری اسلامی را دستمایه کاریکاتور هفته خود برای دویچه وله فارسی قرار داده است.
توضیح دویچه وله فارسی:
«جمهوری اسلامی در یکی از مبهمترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته است؛ درباره وضعیت و نقش مجتبی خامنهای، به عنوان رهبر فعلی جمهوری اسلامی روایتهای رسمی متناقض و پرسشهای بیپاسخ فراوانی وجود دارد.
در حالی که مقامهای مختلف حکومت بر سلامت و حضور فعال او تاکید میکنند، بدون آنکه شواهد عمومی روشنی برای پایان دادن به این ابهام ارائه شود. همزمان، در شرایط بحران با آمریکا، جناحها و نهادهای مختلف حکومت تلاش میکنند مواضع خود را به رهبری نسبت دهند و نشان دهند که تصمیمها و رویکردهایشان با نظر او هماهنگ است.»
@dw_farsi
@mananey
@Tavaana_TavaanaTech
مانا نیستانی این وضعیت و تناقضهای موجود در روایت رسمی جمهوری اسلامی را دستمایه کاریکاتور هفته خود برای دویچه وله فارسی قرار داده است.
توضیح دویچه وله فارسی:
«جمهوری اسلامی در یکی از مبهمترین مقاطع سیاسی خود قرار گرفته است؛ درباره وضعیت و نقش مجتبی خامنهای، به عنوان رهبر فعلی جمهوری اسلامی روایتهای رسمی متناقض و پرسشهای بیپاسخ فراوانی وجود دارد.
در حالی که مقامهای مختلف حکومت بر سلامت و حضور فعال او تاکید میکنند، بدون آنکه شواهد عمومی روشنی برای پایان دادن به این ابهام ارائه شود. همزمان، در شرایط بحران با آمریکا، جناحها و نهادهای مختلف حکومت تلاش میکنند مواضع خود را به رهبری نسبت دهند و نشان دهند که تصمیمها و رویکردهایشان با نظر او هماهنگ است.»
@dw_farsi
@mananey
@Tavaana_TavaanaTech
👍13
Forwarded from گفتوشنود
پذیرش، نقطه صفر حرکت
چرا تا زمانی که واقعیت موجود را در آغوش نکشیم، نمیتوانیم تغییرش دهیم؟
انسان تمایل دارد در برابر واقعیتهای ناخوشایند گارد بگیرد، آنها را پس بزند یا در پناه انکار، به سوی تصویری مطلوبتر و خیالی از جهان بگریزد.
این واکنش دفاعی، اگرچه در نگاه نخست آرامشبخش به نظر میرسد، اما سد محکمی در برابر هرگونه دگرگونی واقعی میسازد.
تا زمانی که وضعیت موجود، با تمام زوایا، کاستیها و تناقضاتش بهدقت دیده نشود و به رسمیت شناخته نشود، انرژی روانی و اجتماعی صرف جنگیدن با سایهها میشود.
پذیرش، پیش از آنکه رویکردی عاطفی باشد، نقطهی ثقل شناخت است، لحظهای که ذهن دست از تحریف جهان برمیدارد و دقیقا همانجایی میایستد که واقعیت قرار دارد.
حرکت و تغییر در اجتماع، زمانی آغاز میشود که نقطه صفر مختصات به درستی تعیین شود.
انکار واقعیت، به معنای پاک کردن صورتمسئله است و مسیر حرکت را به بیراهه میبرد.
پذیرش به معنای تسلیم شدن یا رضایت دادن به شرایط نیست، بلکه توقف فرسایشِ انرژی در کوران مقاومتِ بیحاصل است.
هنگامی که واقعیت موجود بدون نقاب و به تمامی دیده میشود، ابزار مناسب برای مواجهه با آن نیز شکل میگیرد.
در این نقطه است که بستر تحول، نه از روی توهم، بلکه از دل سختترین لایههای واقعیت سر برمیآورد و پویایی از سر گرفته میشود.
#پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا تا زمانی که واقعیت موجود را در آغوش نکشیم، نمیتوانیم تغییرش دهیم؟
انسان تمایل دارد در برابر واقعیتهای ناخوشایند گارد بگیرد، آنها را پس بزند یا در پناه انکار، به سوی تصویری مطلوبتر و خیالی از جهان بگریزد.
این واکنش دفاعی، اگرچه در نگاه نخست آرامشبخش به نظر میرسد، اما سد محکمی در برابر هرگونه دگرگونی واقعی میسازد.
تا زمانی که وضعیت موجود، با تمام زوایا، کاستیها و تناقضاتش بهدقت دیده نشود و به رسمیت شناخته نشود، انرژی روانی و اجتماعی صرف جنگیدن با سایهها میشود.
پذیرش، پیش از آنکه رویکردی عاطفی باشد، نقطهی ثقل شناخت است، لحظهای که ذهن دست از تحریف جهان برمیدارد و دقیقا همانجایی میایستد که واقعیت قرار دارد.
حرکت و تغییر در اجتماع، زمانی آغاز میشود که نقطه صفر مختصات به درستی تعیین شود.
انکار واقعیت، به معنای پاک کردن صورتمسئله است و مسیر حرکت را به بیراهه میبرد.
پذیرش به معنای تسلیم شدن یا رضایت دادن به شرایط نیست، بلکه توقف فرسایشِ انرژی در کوران مقاومتِ بیحاصل است.
هنگامی که واقعیت موجود بدون نقاب و به تمامی دیده میشود، ابزار مناسب برای مواجهه با آن نیز شکل میگیرد.
در این نقطه است که بستر تحول، نه از روی توهم، بلکه از دل سختترین لایههای واقعیت سر برمیآورد و پویایی از سر گرفته میشود.
#پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1
Forwarded from گفتوشنود
کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کتاب «تاریخ خدا» اثر کارن آرمسترانگ، برخلاف آثار سنتی که در پی اثبات یا رد باورها هستند، رویکرد متفاوتی برمیگزیند. این کتاب نمیپرسد که آیا خدا وجود دارد یا خیر، بلکه بررسی میکند که انسانها در طول چهار هزار سال تاریخ، مفهوم خدا را چگونه درک کردهاند. این اثر پرفروش، تحول این مفهوم را در سه دین ابراهیمی یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام ردیابی میکند.
کارن آرمسترانگ، پژوهشگر بریتانیایی، سالها پیش از نویسندگی راهبهای کاتولیک بود. او پس از خروج از صومعه، زندگی خود را وقف پژوهش درباره دین و گفتوگوی بینادیانی کرد. آثار او بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر، به دلیل نگاه ویژه به بنیادگرایی و رابطه دین با خشونت، توجه مخاطبان زیادی را به خود جلب نمود.
یکی از محوریترین استدلالهای کتاب این است که مفهوم خدا در طول قرنها هرگز ثابت نبوده است. تصویر انسان از امر مقدس همواره تحتتأثیر شرایط تاریخی، جنگها، امپراتوریها و بحرانهای فکری تغییر کرده است. آرمسترانگ در این مسیر از خدای قبایل باستانی آغاز کرده و تا شکلگیری الهیات پیچیده، فلسفه اسلامی و عرفان پیش میرود.
با وجود استقبال گسترده، کتاب از تیغ نقد مصون نمانده است. منتقدان بر این باورند که فشردهسازی چهار هزار سال تاریخ فکری در چند صد صفحه، ناگزیر به سادهسازی مباحث انجامیده است. عدهای نیز او را متهم میکنند که رویکردی بیش از حد همدلانه دارد و نقش سنتهای مذهبی را در باز تولید خشونت و سرکوب کمرنگ جلوه میدهد.
برای مخاطبان ایرانی، این نگاه تاریخی پرسشهای مهمی را مطرح میکند. در جامعهای که دین گاه از مسیر سیاست و اجبار تجربه شده است، بررسی تحول تاریخی مفهوم خدا نشان میدهد که فهم دینی امری پویاست. این پژوهش بستر مناسبی برای تأمل درباره آزادی وجدان، تکثرگرایی و تجربههای گوناگون معنوی در جوامع انسانی فراهم میسازد.
نسخه کامل «کارن آرمسترانگ
چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟» را در وبسایت گفتوشنود بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
یا کیوآر کد در اسلاید آخر را اسکن کنید
#کارن_آرمسترانگ #خداناباوری #خدا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6