آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
میشل فوکو
نقد قدرت و گشودگی به سوی «بودن متفاوت»

میشل فوکو (۱۹۲۶–۱۹۸۴)، فیلسوف، تاریخ‌دان و نظریه‌پرداز بزرگ فرانسوی، یکی از متفکران اثرگذار در تحلیل ساختارهای قدرت، دانش و نهادهای مدرن است. او با بررسی تاریخچه‌ دیوانگی، زندان‌ها، جنسیت و پزشکی، نشان داد که چگونه «حقیقت» و «قدرت» در هم تنیده‌اند و نهادهای اجتماعی چگونه تلاش می‌کنند انسان‌ها را به قالب‌های ازپیش‌ تعیین‌ شده درآورند.
فوکو اگرچه به طور مستقیم درباره «رواداری» ننوشت، اما فلسفه‌ او بستر رادیکالی برای پذیرش شیوه‌های گوناگون زیستن و مقاومت در برابر یکسان‌سازی فراهم می‌کند.


▪️نظریه قدرت و مقاومت
پذیرش در ساحت تفاوت رادیکال

از دیدگاه فوکو، پذیرش دیگری تنها یک اخلاق فردی نیست، بلکه رهایی از چنگال گفتمان‌هایی است که تفاوت را سرکوب می‌کنند. او مفاهیم کلیدی زیر را برای این رهایی و پذیرش مطرح می‌کند:


▪️نقد هنجارسازی (Normalization) و پذیرش غیریت

فوکو معتقد است قدرت مدرن از طریقِ برساختن هنجارهای صلب (تعریف اینکه چه کسی «طبیعی» یا «درست» است و چه کسی «منحرف» یا «دیگر» است) عمل می‌کند. پذیرش در نگاه فوکو یعنی پس زدن این استانداردهای تحمیلی. یعنی به رسمیت شناختن حقوق انسان‌ها برای زیستن بر اساس الگوهایی که خود برمی‌گزینند، بدون آنکه زیرِ بارِ سرکوب نهادهای قدرت بروند.


▪️مراقبت از خود (Care of the Self) و آزادی درون

فوکو در آثار متاخر خود بر ایده «مراقبت از خود» تاکید می‌کند. از نظر او، پیش از آنکه بخواهیم دیگری را کنترل یا اصلاح کنیم، باید رابطه‌ آزادی‌بخشی با خودمان برقرار کنیم. پذیرش دیگران زمانی ممکن می‌شود که ما از تلاش برای به خدمت درآوردن یا اصلاح آن‌ها دست برداریم و اجازه دهیم هر کس زیباییِ ابداع خویش را تجربه کند.


▪️مقاومت به مثابه حق متفاوت بودن

در اندیشه‌ فوکو، مقاومت همزاد قدرت است. پذیرش دیگری به معنای احترام به نقطه‌های مقاومت خرد و محلی است، یعنی همان صداها و سبک‌های زندگی که در حاشیه قرار گرفته‌اند اما از تسلیم شدن در برابر گفتمان‌های مسلط سر باز می‌زنند. رواداری در اینجا یعنی گشودگی در برابر اشکال جدید «بودن» که سیستم حاکم آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد.

▪️پذیرش در اندیشه‌ فوکو، به معنای گسستن از زنجیرهای دانش سرکوبگر و پذیرش «تکثر زیست‌جهان‌ها» است. او ما را دعوت می‌کند تا بپذیریم حقیقت یک امر واحد آسمانی نیست، بلکه در دل تکثر مقاومت‌ها و تجربه‌های انسانی شکل می‌گیرد. جامعه‌ روادار از منظر فوکو، جامعه‌ای است که در آن قدرت‌های مستقر به چالش کشیده می‌شوند تا هیچ‌کس نتواند سبک زندگی، اندیشه و هویت دیگری را به نام «حقیقت مطلق» حذف یا انکار کند.

#میشل_فوکو #نقد_قدرت #تکثر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍71👌1🕊1
بازداشت محسن خالصی در سبزوار، قطع دارو و نگرانی جدی از وضعیت سلامتی او

محسن خالصی، شهروند ۳۴ ساله اهل سبزوار، از ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ در بازداشت به سر می‌برد و با اتهاماتی از جمله «محاربه» روبه‌رو شده است. بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت سلامت روان او در دوران بازداشت وخیم گزارش شده و درخواست‌های مکرر زندان برای بستری شدن وی در بیمارستان نیز با مخالفت مقام قضایی مواجه شده است.

محسن خالصی روز ۲۹ تیرماه ۱۴۰۴ در خیابان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه آگاهی منتقل شد. به گفته یک منبع مطلع، او حدود یک هفته در این محل نگهداری و تحت فشار و بدرفتاری قرار گرفت.

این منبع می‌گوید محسن خالصی پیش از بازداشت به اختلال دوقطبی مبتلا بوده و لیتیوم مصرف می‌کرده است. در ابتدای بازداشت نیز این دارو در اختیار او قرار گرفت، اما پس از یک روز مصرف دارو قطع شد. بنا بر این روایت، مأموران با اعمال فشار و وعده آزادی تلاش کردند از او اعتراف اجباری بگیرند.

محسن خالصی پس از حدود یک هفته به زندان سبزوار منتقل شد. اوایل شهریورماه همان سال، وی را به زندان وکیل‌آباد مشهد انتقال دادند و سه روز بعد برای بررسی وضعیتش به پزشکی قانونی فرستادند. بنا بر اطلاعات رسیده، پس از ارزیابی پزشکی قانونی و تشخیص شدت وضعیت بیماری، خالصی ابتدا به بیمارستان ابن‌سینا و سپس به بیمارستان حجازی منتقل شد.

او پس از طی دوره‌ای در بیمارستان بار دیگر به بند ۱۰۳ زندان وکیل‌آباد بازگردانده شد و حدود یک ماه بعد به زندان سبزوار انتقال یافت؛ جایی که بر اساس آخرین اطلاعات همچنان در آن نگهداری می‌شود.

در جریان رسیدگی به پرونده، بازپرس طلوعی یک‌بار برای محسن خالصی قرار وثیقه صادر کرد، اما با تغییر بازپرس این قرار لغو شد و او در بازداشت باقی ماند.

بر اساس کیفرخواست صادرشده از سوی دادستان، اتهامات محسن خالصی «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «آتش زدن مکانی به قصد مقابله با جمهوری اسلامی و محاربه» عنوان شده است. خانواده او می‌گویند تاکنون پاسخ روشنی درباره وضعیت پرونده و سرنوشت فرزندشان دریافت نکرده‌اند.

نگرانی اصلی در حال حاضر وضعیت سلامت محسن خالصی است. بنا بر اطلاعات رسیده، مسئولان زندان سبزوار طی مدت حبس دست‌کم پنج بار خواستار بستری شدن او در بیمارستان شده‌اند، اما هر پنج درخواست از سوی قاضی غلامی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب، رد شده است.

همچنین گزارش شده است که محسن خالصی در دوران حبس چندین بار اقدام به خودکشی کرده است. این اقدامات به مرگ او منجر نشده، اما با توجه به سابقه بیماری، ارزیابی پزشکی قانونی و درخواست‌های مکرر زندان برای بستری کردن او، نگرانی جدی درباره سلامت و امنیت جانی این زندانی وجود دارد.

#محسن_خالصی #سبزوار #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊43
Forwarded from گفت‌وشنود
⁨ ‌
توماس جفرسون، یکی از بنیان‌گذاران آمریکا و نویسنده اصلی اعلامیه استقلال، از مدافعان سرسخت آزادی عقیده و محدود بودن قدرت دولت بود. او در کتاب «یادداشت‌هایی درباره ایالت ویرجینیا» تاکید کرد که حکومت تنها حق دخالت در اموری را دارد که به دیگران زیان واقعی برساند.

به باور جفرسون، باورهای مذهبی یا بی‌دینی افراد، تا وقتی که آسیب نزند، موضوع شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند.
این دیدگاه پایه‌ای مهم برای جدایی دین از حکومت و آزادی وجدان در آمریکا شد.​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​

#تماس_جفرسون #دین #سکولاریسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
18🕊2👍1😍1
بیانیه زرتشت احمدی‌راغب و مسعود فرهیخته از زندان کرج

ایران را نه رهبر غایب، که همبستگی مردم نجات خواهند داد

مردم شریف، مبارز و جان‌به‌لب‌رسیده ایران،
در شرایطی با شما سخن می‌گوییم که حکومت نه پاسخی برای بحران‌های عمیق کشور دارد و نه اراده‌ای برای شنیدن صدای مردمی که زیر فشار فقر، گرانی، تورم، بیکاری و کمبودهای روزافزون زندگی می‌کنند. هر روز سفره‌های مردم کوچک‌تر و نگرانی از فردا بیشتر می‌شود، در حالی که منابع و توان کشور همچنان در خدمت سیاست‌هایی قرار می‌گیرد که نتیجه آن چیزی جز افزایش ناامنی، فقر و خطر ویرانی بیشتر ایران نیست.
جمهوری اسلامی پس از سال‌ها حکومت بر پایه تقدس‌سازی و اطاعت، اکنون می‌کوشد با «رهبرتراشی» و ساختن اقتداری که حتی از دید مردم غایب است، همان ساختار را حفظ کند. حکومتی که زمانی جامعه را در انتظار «امام غایب» نگاه می‌داشت، امروز می‌خواهد مردم فرمانبری از «رهبر غایب» را نیز بپذیرند؛ رهبری که درباره او سخن می‌گویند و به نام او حکم و فرمان صادر می‌کنند، اما مردم امکان مشاهده و ارزیابی مستقیم حضور و نقش او را ندارند.
هم‌زمان، سپردن مسئولیت‌ها به فرماندهان تندرو و ادامه سیاست‌های جنگ‌طلبانه، ایران را با خطرهای تازه‌ای روبه‌رو کرده است. مردمی که سال‌ها هزینه سیاست‌های جمهوری اسلامی را با جان، آزادی، امنیت و معیشت خود پرداخته‌اند، نباید بار دیگر قربانی جنگی شوند که در تصمیم‌گیری درباره آن هیچ نقشی ندارند.
انتخاب فرماندهان تازه و آرایش جدید ساختار قدرت را می‌توان آخرین تلاش‌های حکومتی دانست که برای حفظ خود، بیش از گذشته به دستگاه نظامی و امنیتی متکی شده است. اما در پس نمایش «وفاق» و انسجام، شکاف‌ها و آشفتگی‌هایی وجود دارد که دیگر نمی‌توان آنها را پنهان کرد. آن محور قدرتی که سال‌ها جناح‌ها و نهادهای مختلف حکومت را حول خود نگه می‌داشت، دیگر وجود ندارد و هیچ رهبرتراشی تازه‌ای نمی‌تواند آن ساختار پیشین را به سادگی بازسازی کند.
در مقابل، وظیفه ما مردم ایران نیز سنگین است؛ هم در برابر جان‌های عزیزی که جمهوری اسلامی از ما گرفت و هم در برابر سرزمینی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مسئولیت‌پذیری ماست.
راه نجات ایران نه در جنگ و ویرانی بیشتر است و نه در انتظار برای اینکه بخشی از همین ساختار قدرت کشور را نجات دهد. ما باید به نیروی خودمان متکی شویم.
اختلاف عقیده، گرایش سیاسی، قومیت، مذهب، زبان و شیوه زندگی نباید ما را از یک حقیقت مشترک دور کند: ایران متعلق به همه ماست و آینده آن نیز باید با اراده آزاد همه مردم ساخته شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به اتحاد، همدلی و مسئولیت مشترک نیاز داریم؛ اتحادی نه حول یک فرد یا منجی تازه، بلکه حول ایران، آزادی و حق مردم برای تعیین سرنوشت خود.
نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی برای بقای خود، آنچه از ایران باقی مانده است به میدان جنگ، فقر و ویرانی بیشتر تبدیل کند.
به جای رهبرتراشی، به مردم اعتماد کنیم.
به جای جنگ، از ایران دفاع کنیم.
و به جای انتظار برای منجی، به نیروی جمعی خود متکی شویم.
نجات ایران مسئولیت مشترک ماست.
زرتشت احمدی‌راغب
مسعود فرهیخته
زندان کرج


#مسعود_فرهیخته #زرتشت_احمدی_راغب #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
👍238🕊4👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
پارسا نجفی، جوان ۱۹ ساله بهائی، ۷۰ روز در برزخ بازداشت و بی‌خبری در زندان دستگرد اصفهان

گزارش‌های تازه حاکی از تداوم نقض حقوق شهروندان بهائی در ایران است؛ پارسا نجفی، نوجوان ۱۹ ساله ساکن اصفهان، با گذشت بیش از دو ماه از زمان دستگیری همچنان در بلاتکلیفی مطلق به‌سر می‌برد.

▪️گزارش وضعیت و رنج‌های پارسا نجفی در بازداشت
بلاتکلیفی طولانی: این شهروند جوان ۱۹ ساله با گذشت ۷۰ روز از زمان بازداشت، بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شود و هنوز از اتهامات مطروحه علیه وی اطلاع دقیقی در دست نیست.
محرومیت از ارتباطات: آقای نجفی طی ۴۵ روز گذشته به‌طور کامل از حق ملاقات با خانواده محروم بوده و تنها اخیرا موفق به برقراری یک تماس تلفنی کوتاه شده است.
مانع‌تراشی در مسیر دفاع: وکیل این شهروند بهائی نیز تاکنون اجازه دسترسی به پرونده و بررسی اتهامات موکل خود را نیافته است.
بازداشت و فشارهای امنیتی: پارسا نجفی در ۱۶ خردادماه توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به زندان منتقل شد. ماموران ضمن تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی، او را تحت فشار و تهدید برای انجام اعترافات اجباری مقابل دوربین قرار داده بودند. محل سکونت این خانواده پیش‌تر نیز در دی‌ماه ۱۴۰۳ مورد هجوم و تفتیش نهادهای امنیتی قرار گرفته بود.

▪️موج جدید و سیستماتیک فشارها بر جامعه بهائی
پرونده‌سازی و بازداشت خودسرانه پارسا نجفی در حالی ادامه دارد که این مورد تنها بخشی از پروژه کلان و سیستماتیک جمهوری اسلامی برای سرکوب شهروندان بهائی است. طی ماه‌های اخیر، فشار بر این جامعه اقلیت دینی ابعاد تازه‌ای به خود گرفته و شامل طیف وسیعی از اقدامات سرکوبگرانه از جمله احکام سنگین حبس، محرومیت‌های گسترده تحصیلی و اقتصادی، تفتیش مکرر منازل، و بازداشت‌های طولانی‌مدت بدون دسترسی به دادرسی عادلانه شده است. نهادهای امنیتی با اعمال فشار، محرومیت از درمان، و قطع ارتباط زندانیان با وکیل و خانواده تلاش می‌کنند تا هزینه زندگی و باورمندی را برای شهروندان بهائی به بالاترین حد ممکن برسانند.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پارسا_نجفی #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
💔18🕊42
طاهر حاجی‌قربانی از زندان اوین: اعدام بازداشت‌شدگان اعتراضات، اعدام «اسرای یک جنگ نابرابر» است

طاهر حاجی‌قربانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، با انتشار بیانیه‌ای در مردادماه ۱۴۰۵، کشتار معترضان از سوی حکومت را به‌منزله «اعلان جنگ با ملت» توصیف کرده و با طرح این دیدگاه که بازداشت‌شدگان چنین اعتراضاتی را می‌توان «اسرای یک جنگ نابرابر» دانست، اعدام آنان را اقدامی «وحشیانه و غیرانسانی» خوانده است.

حاجی‌قربانی در این بیانیه نوشته است هنگامی که یک حکومت «به بهانه اعتراضات» دست به کشتار جمعی مردم خود می‌زند، در عمل با ملت وارد جنگ شده است و در چنین شرایطی، به باور او، واکنش مردم در برابر سرکوب را باید در چارچوب دفاع از خود در برابر حکومتی دید که با شهروندانش همچون دشمن برخورد می‌کند.

او با اشاره به کشته‌شدن شماری از نیروهای سرکوبگر حکومت در جریان اعتراضات، نوشته است که گاه تعدادی از این نیروها نیز «به طرز مشکوک» کشته می‌شوند. حاجی‌قربانی سپس شرایط موجود را «جنگی نابرابر» توصیف کرده که در یک سوی آن حکومت با امکانات گسترده نظامی و امنیتی قرار دارد و در سوی دیگر مردمی هستند که شماری از آنان در جریان اعتراضات بازداشت می‌شوند.

این زندانی سیاسی در ادامه استدلال کرده است که افراد بازداشت‌شده از سوی حکومت را، در چنین وضعیتی، می‌توان «اسرای جنگی» تلقی کرد؛ هرچند به تصریح خود او، این افراد الزاماً «جنگجو» نبوده‌اند. او دلیل این تعبیر را رفتار حکومتی دانسته که به گفته وی، با مردم «همچون دشمن» و با استفاده از سرکوب سنگین نظامی برخورد می‌کند.

حاجی‌قربانی با طرح پرسشی درباره اعدام این بازداشت‌شدگان نوشته است: «امروز کدام حقوق بشر و حتی دینی اجازه اعدام اسرای جنگی را داده و یا می‌دهد؟» او در ادامه پرسیده است که آیا اعدام افرادی که در چنین شرایطی به اسارت حکومت درآمده‌اند، «یک عمل شیطانی و وحشیانه و غیرانسانی» نیست؟

این زندانی سیاسی در پایان بیانیه خود، با ابراز امیدواری نسبت به افزایش آگاهی در «شعور جمعی بشریت»، خواستار توقف مجازات اعدام نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان شده است.

طاهر حاجی‌قربانی بیانیه خود را با تأکید دوباره بر مخالفت با مجازات مرگ و با هشتگ‌های «ننگ بر حکومت‌های بزدل» و «نه به اعدام» به پایان رسانده است.

طاهر حاجی‌قربانی
زندان اوین
مرداد ۱۴۰۵

#طاهر_حاجی_قربانی #بیانیه #نه_به‌_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔202🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
رواداری به مثابه ایمنی‌زیستی جامعه
چرا جامعه‌ای که تحمل تنوع را ندارد، در برابر بحران‌ها شکننده‌تر است؟

وقتی به سیستم ایمنی بدن انسان نگاه می‌کنیم، پیچیدگی شگفت‌انگیزی را می‌بینیم که بقا را نه در یکدستی، بلکه در تکثر و حضور سلول‌های متنوع معنا می‌کند. هرچه این شبکه متنوع‌تر باشد، توانایی شناسایی تهدیدها و ویروس‌های ناشناخته بالاتر می‌رود.

جامعه نیز در مقیاسی بزرگ‌تر، از همین قانون زیستی پیروی می‌کند. هنگامی که ساختار یک جمع، هرگونه تفاوت، صدای ناهمساز و اندیشه‌ی متفاوتی را پس بزند و به دنبال یکدستی اجباری باشد، در واقع سیستم دفاعی خود را فلج کرده است.

جامعه‌ای که تنوع را برنمی‌تابد، مانند ارگانیسمی است که سلول‌های خودی را بیگانه پندارند و به نابودی آن‌ها برخیزد. این فرآیند فرسایشی، سیستم را در برابر بحران‌های پیش‌بینی‌نشده به‌شدت آسیب‌پذیر و شکننده می‌کند. در چنین بستری، انعطاف‌پذیری اجتماعی رنگ می‌بازد و ساختارها به جای انطباق با واقعیت‌های متغیر، دچار خشک‌مغزی می‌شوند.

هر تکانه‌ی بیرونی، از بحران‌های اقتصادی گرفته تا چالش‌های فرهنگی، می‌تواند پوسته‌ی نازک این همگونی مصنوعی را بشکند و کل سیستم را به آستانه‌ فروپاشی برساند.

تاریخ بارها نشان داده است که انعطاف و پویایی، زاییده برخورد اندیشه‌ها و سبک‌های زیست گوناگون است. حذف تنوع، هزینه‌های پنهان سنگینی بر دوش جوامع می‌گذارد که معمولا خود را در قالب از دست رفتن خلاقیت، فرار نخبگان فکری و انجماد اجتماعی نشان می‌دهند.

وقتی مسیرهای یادگیری و مواجهه با حقیقت به یک جریان واحد و بی‌رقابت محدود می‌شود، توانایی جامعه برای بازآفرینی و حل مسئله تحلیل می‌رود. در نهایت، شکنندگی حاصل از عدم رواداری، نه یک تصادف، بلکه پیامد طبیعی سیستمی است که زیستن در میان طیف وسیعی از رنگ‌ها و صداها را برنمی‌تابد و به تقابل با ماهیت تکثرگرای حیات برمی‌خیزد.


#رواداری #تکثر #آزاداندیشی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6👌1
حمید حاج‌جعفر کاشانی؛
با وجود بیماری‌های متعدد محروم از رسیدگی پزشکی در زندان تهران بزرگ

حمید کاشانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود ابتلا به مشکلات جدی ستون فقرات، بیماری‌های گوارشی و عارضه قلبی، از رسیدگی و خدمات پزشکی مناسب محروم مانده است. بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت روحی و روانی او نیز در پی شرایط زندان و فشارهای اعمال‌شده نگران‌کننده گزارش شده است.

بر اساس اطلاعات رسیده، کاشانی در ماه‌های اخیر بخشی از فعالیت‌های خود در زندان را به همراهی با کارزار «نه به اعدام» و اعتراض به اجرای احکام اعدام معطوف کرده است. یک منبع مطلع می‌گوید این فعالیت‌ها با واکنش منفی برخی مسئولان و مقامات مرتبط با پرونده او مواجه شده و فشارهای بیشتری را متوجه وی کرده است.
حمید کاشانی پیش‌تر در سال ۱۴۰۱ و پس از توقف اجرای حکم از زندان خارج شده بود، اما در پرونده‌ای جدید با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی» و اتهامات مرتبط با حضور در اعتراضات دی‌ماه محاکمه و در نهایت به پنج سال حبس محکوم شد.
این زندانی سیاسی اخیراً همراه با چند زندانی سیاسی دیگر به‌صورت تنبیهی به زندان تهران بزرگ منتقل شده و در حال حاضر دوران محکومیت خود را در بند محل نگهداری بازداشت‌شدگان و محکومان مرتبط با اعتراضات سپری می‌کند.
بر اساس اطلاعات رسیده، حمید کاشانی در حال حاضر از زندانیان سیاسی باسابقه محبوس در زندان تهران بزرگ است.

مسئولیت تأمین مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز زندانیان بر عهده سازمان زندان‌ها و مقام‌های مسئول است و محروم کردن زندانی از درمان ضروری می‌تواند سلامت و جان او را با خطر مواجه کند.
#حمید_کاشانی #زندانی_سیاسی

@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، درگیری میان شماری از حاضران در صحن حرم امام هشتم شیعیان در مشهد را در شامگاه پنج‌شنبه ۲۲ مرداد نشان می‌دهد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این درگیری میان اعضای دو هیئت عزاداری، منتسب به هیئت‌های یزدی و تبریزی، رخ داده و شماری از افراد با چوب‌های مورد استفاده در مراسم به یکدیگر حمله کرده‌اند. در برخی تصاویر، پرتاب چوب به سمت افراد مقابل نیز دیده می‌شود.

علت آغاز این درگیری هنوز مشخص نیست و درباره تلفات یا بازداشت‌های احتمالی نیز اطلاعات رسمی منتشر نشده است.

جامعه‌ای که سال‌ها شاهد نهادینه‌شدن خشونت از سوی حکومت بوده، برای بازسازی اعتماد، مدارا و گفت‌وگو نیازمند عبور از همین فرهنگ خشونت است؛ خشونتی که جمهوری اسلامی نه‌تنها علیه شهروندان، بلکه با سیاست‌های خود در روابط اجتماعی نیز به بازتولید آن کمک کرده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍16🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر جاویدنام عباس قنبری بر سر مزار فرزند جان‌باخته‌اش؛ سوگ، یادآوری و ادامه دادخواهی

ویدیویی که امروز جمعه ۲۳ مردادماه منتشر شده، پدر این معترض جان‌باخته را در سالروز تولد فرزندش بر سر مزار او در گویم شیراز نشان می‌دهد؛ پدری که با رقصی آمیخته به اندوه، یاد فرزندش را گرامی می‌دارد و اجازه نمی‌دهد نام و خاطره او به فراموشی سپرده شود.

عباس قنبری، مهندس نقشه‌برداری و ورزشکار اهل گویم شیراز، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات و بر اثر اصابت گلوله جنگی مقابل کلانتری گویم جان خود را از دست داد. از او دختری پنج‌ساله به یادگار مانده است.
این تصاویر یادآور خانواده‌هایی است که پس از کشته‌شدن عزیزانشان، با داغی سنگین و پرسش‌هایی بی‌پاسخ درباره حقیقت و مسئولیت عاملان این جنایت‌ها زندگی می‌کنند.

در چنین شرایطی، همراهی جامعه با خانواده‌های دادخواه اهمیت ویژه‌ای دارد. حضور مردم در کنار این خانواده‌ها، یادکردن از نام جان‌باختگان و بازگوکردن روایت زندگی آنان، اجازه نمی‌دهد سرکوب و کشتار معترضان در سکوت و فراموشی فرو رود.
#دادخواهی
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔342
مقاومت علیه تاریکی: نگاهی به وضعیت زندانیان سیاسی در ونزوئلا

اسلایدها را ورق بزنید!

این مطالعه نشان می‌دهد چگونه ونزوئلا، که زمانی یک کشور مرفه بود، به یکی از فقیرترین کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شده است که ۹۶ درصد از جمعیت آن در فقر زندگی می‌کنند.
تاریخچه استعمار، مبارزات استقلال و بهره‌برداری از ذخایر نفت که منجر به ظهور رهبران مستبدی مانند هوگو چاوز و جانشین او نیکلاس مادورو شد، در این مطالعه مورد اشاره قرار گرفته است. این مطالعه سپس به تغییرات سیستم قضایی ونزوئلا می‌پردازد و چگونگی سقوط آن از دموکراسی به فساد و سرکوب را نشان می‌دهد.
به رایگان دانلود کنید و‌بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-venezuela/


#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
#زندانیان_سیاسی

@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
👍104👌1
حسین بیات، وکیل دادگستری، در یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود، با اشاره به زندگی شمار قابل توجهی از فرزندان و بستگان مقام‌ها و کارگزاران جمهوری اسلامی در کشورهای غربی، این پدیده را نشانه شکاف میان گفتار رسمی و رفتار خصوصی حاکمان می‌داند. او می‌پرسد چرا کسانی که در عرصه عمومی از الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی، نظام آموزشی و سبک زندگی مورد تأیید آن دفاع می‌کنند، در زندگی شخصی برای فرزندان خود انتخاب‌هایی متفاوت دارند. به باور بیات، این تناقض را می‌توان نشانه‌ای از بی‌اعتمادی بخشی از کارگزاران نظام به همان ساختاری دانست که خود در ایجاد و استمرار آن نقش داشته‌اند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

_چرا بسیاری از فرزندان مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی حاضر به زندگی در ایران تحت سلطه پدران خویش نیستند؟؟

با انتشار خبر اعلام برائت عروس معصومه ابتکار از جمهوری اسلامی سئوالی بسیار خطیر قابل طرح است:
چرا فرزندان مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی حاضر به زندگی در ایران تحت سلطه پدران خویش نیستند؟
تعداد سه تا پنج هزار تن از فرزندان مسئولان فعلی و گذشته جمهوری اسلامی بر اساس آنچه در اخبار آمده در اروپا زندگی می‌کنند بررسی اسامی آن‌ها نشان می دهد پدرانشان متعلق طیف‌ها و جریانات مختلف سیاسی هستند .
به چند نکته اشاره می‌کنم شما بخوانید حدیث مفصل از این مجمل:
سال‌های سال است که کارایی و کارآمدی ایدئولوژی و خط مشی سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی دچار بن بست و انسداد جدی گشته است. البته در ملا و منظر عام و مناسبات رسمی و در رسانه‌ها مسئولان جمهوری اسلامی بدان اعتراف نمی‌کنند اما به خانه که بر می گردند نزد خانواده خویش در عمل و نظر بدان معترف می‌شوند.
مسئولان جمهوری اسلامی در ساحت مطابق ظواهر ایدئولوژی زندگی می‌کنند و برای وجاهت و اعتبارش سینه جاک می‌کنند در خلوت اما آن کار دیگر می‌کنند و فرزندانشان را نیز به راه و روش دگری که مبراتر از مفاسد ایدئولوژی‌ست هدایت می‌کنند.
مثلا مدام داد سخن از مزایا و امکانات علمی دانشگاه‌های ایران سر می‌دهند در خفا اما فرزندان خود را رهسپار بهترین دانشگاه‌های اروپا و آمریکا می‌کنند.
حضور گسترده فرزندان مسئولان جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکا گویای نارضایتی عمیقی ست که میان طیف وسیعی از کارگزاران جمهوری اسلامی از وضعیت موجود وجود دارد وضعیتی که به دلیل ساختار متصلب ایدئولوژیک و البته منافع شخصی و جناحی خویش قادر به بیان و تغییر آن نیستند زین روی دست به ریا و تزویر می‌یازند در محراب و منبر نسخه صبر برای ملت می پیچند در خلوت اما آن کار دیگر می‌کنند
حکایت حکایت آخوندی‌ست که سر منبر به خلائق می گفت اگر فرزندانتان روی فرش خانه ادار کرد آن تکه را ببرید به خانه که برگشت دید قسمتی از فرش خانه بریده شده از همسرش پرسید داستان چیست او پاسخ داد که پای منبر بوده و به توصیه او عمل کرده آخوند فریاد زد که زن من این حرف‌ها را برای مردم می زنم نه خودم. مسئولین جمهوری اسلامی هرچه از خوبی و وزانت حکمرانی خویش از صدر تا ذیل می‌گویند برای مردم می‌گویند نه برای خود و خانواده خویش. خودشان به آنچه می‌گویند باور ندارند به طریق اولی فرزندانشان نیز که در جریان ریز همه ابعاد حکمرانی پدران خویشند بیش از سایر آحاد مردم از آن بیزاری نشان می‌دهند.

@Tavaana_TavaanaTech
💯15👌62👍1