Forwarded from گفتوشنود
تنها در دنیای موسیقی نیست که چهرههای جدید با محتواهای خلاقانه تازه ظهور میکنند؛ تنها در دنیای سینما اینطور نیست؛ تنها در قلمرو فناوری نیست که ابتکارهای تازه رخ میدهد. در واقع یک حیات اجتماعی پویا در تمامی شئون خود پویا خواهد بود و محتواهای تازه برای عرضه خواهد داشت.
در کشور ما ایران در دهههای اخیر، حیات دینی حقیقتا پویا بوده و چهرهها و شخصیتهایی ظهور کردهاند که اگر با آنها برخورد سخت نمیشد، قادر به ایجاد تشکل و سازمانهای نو دینی هم بودند.
معاونت «فرق و مذاهب» در وزارت اطلاعات، دهههاست که مسئول مستقیم سرکوب پویاییهای دینی در حیات اجتماعی ایرانیان است. بعضی از این چهرهها یا خیزشهای معنوی کاملا نوظهور بودهاند و خود را ادامه هیچ سنت کهنی معرفی نمیکردهاند. بعضی دیگر، قدیمیترند و محصول تحولات دینی در صدها سال گذشته بودهاند.
از نمونه چهرههای جدید پیمان فتاحی ملقب به ایلیا م. رامالله یا محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه است. از چهرههای کمی قدیمیتر حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله است که در قرن نوزدهم میلادی آیین بهایی را در ایران تاسیس کرد. این آیین به جهت سرکوب شدید در خاستگاه خود، در خارج از ایران گسترش یافت و اکنون در سراسر دنیا پیرو دارد؛ بنا به منابع موجود تعداد پیروان آیین بهایی در سراسر جهان، پنج تا هشت میلیون نفر است. بهاییان هنوز در ایران زندگی میکنند و هر از گاهی اخبار تلخ زندان و شکنجه و مصادره اموال و گاهی حکم اعدام پیروان بهایی به رسانهها مخابره میشود.
نظر به اینکه پژوهش در تکاپوی نوآورانه دینی در میان ایرانیان و گسترش رواداری را بخشی از وظایف خود میدانیم، به سراغ چهرههای جوان و سرزندهای میرویم که با علاقه و بیباکانه رخ نشان میدهند، از گفتوگو استقبال میکنند و از هویت خود میگویند.
یکی از این چهرههای جوان که خود را پژوهشگر تاریخ اندیشه مینامد و هماکنون در تابستان ۱۴۰۳ دانشجوی دکتری رشته تاریخ در دانشگاه کمبریج است ایقان شهیدی، هموطن بهایی و زندانی سیاسی سابق، است. او مهربانانه و با حوصله درخواست ما برای گفتوگو را پذیرفت و چنانچه در ادامه میخوانید، دقیق و مستند، همه آنچه به خاطرش رنج بسیار کشیده بود را با ما در میان گذاشت.
برای مطالعه این مصاحبه به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/iqan-shahidi-bahai-faith/
#ایمان_بهایی #آیین_بهایی #نوگرایی_دینی #دین #ادیان_نوظهور #حضرت_بهاءالله #نیایش #انفرادی #ایستادگی #گفتگو
@dialogue1402
در کشور ما ایران در دهههای اخیر، حیات دینی حقیقتا پویا بوده و چهرهها و شخصیتهایی ظهور کردهاند که اگر با آنها برخورد سخت نمیشد، قادر به ایجاد تشکل و سازمانهای نو دینی هم بودند.
معاونت «فرق و مذاهب» در وزارت اطلاعات، دهههاست که مسئول مستقیم سرکوب پویاییهای دینی در حیات اجتماعی ایرانیان است. بعضی از این چهرهها یا خیزشهای معنوی کاملا نوظهور بودهاند و خود را ادامه هیچ سنت کهنی معرفی نمیکردهاند. بعضی دیگر، قدیمیترند و محصول تحولات دینی در صدها سال گذشته بودهاند.
از نمونه چهرههای جدید پیمان فتاحی ملقب به ایلیا م. رامالله یا محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان حلقه است. از چهرههای کمی قدیمیتر حسینعلی نوری ملقب به بهاءالله است که در قرن نوزدهم میلادی آیین بهایی را در ایران تاسیس کرد. این آیین به جهت سرکوب شدید در خاستگاه خود، در خارج از ایران گسترش یافت و اکنون در سراسر دنیا پیرو دارد؛ بنا به منابع موجود تعداد پیروان آیین بهایی در سراسر جهان، پنج تا هشت میلیون نفر است. بهاییان هنوز در ایران زندگی میکنند و هر از گاهی اخبار تلخ زندان و شکنجه و مصادره اموال و گاهی حکم اعدام پیروان بهایی به رسانهها مخابره میشود.
نظر به اینکه پژوهش در تکاپوی نوآورانه دینی در میان ایرانیان و گسترش رواداری را بخشی از وظایف خود میدانیم، به سراغ چهرههای جوان و سرزندهای میرویم که با علاقه و بیباکانه رخ نشان میدهند، از گفتوگو استقبال میکنند و از هویت خود میگویند.
یکی از این چهرههای جوان که خود را پژوهشگر تاریخ اندیشه مینامد و هماکنون در تابستان ۱۴۰۳ دانشجوی دکتری رشته تاریخ در دانشگاه کمبریج است ایقان شهیدی، هموطن بهایی و زندانی سیاسی سابق، است. او مهربانانه و با حوصله درخواست ما برای گفتوگو را پذیرفت و چنانچه در ادامه میخوانید، دقیق و مستند، همه آنچه به خاطرش رنج بسیار کشیده بود را با ما در میان گذاشت.
برای مطالعه این مصاحبه به صفحه گفتوشنود رجوع کنید:
https://dialog.tavaana.org/iqan-shahidi-bahai-faith/
#ایمان_بهایی #آیین_بهایی #نوگرایی_دینی #دین #ادیان_نوظهور #حضرت_بهاءالله #نیایش #انفرادی #ایستادگی #گفتگو
@dialogue1402
❤19👍3
روایت تلخ و دردناک حبیب برادر نوید افکاری از شکنجه و انفرادی زندانهای جمهوری اسلامی قبل از اعدام نوید
سعید افکاری به نقل از برادرش حبیب، نوشته:
به شدت واسم سخته که از اون روزا و شرایطی که وحید داره بنویسم.
اصلنم دوس ندارم مردمو ناراحت کنم اما با دیدن تصاویر زندانهای سوریه و آگاهی مردم تصمیم گرفتم کمی از زندانهای ایران و آنچه به من و برادرانم گذشت بنویسم.
۱۳ شهریور ۹۹، نوید رو به انفرادی بردن
نوید قبل از رفتن به دوستش گفته بود که به داداشام خبر بده، اما زندان تلفنها رو قطع کرده بود.(زندان ما سه نفرو جداگانه نگه میداشت).
پسفرداش به طریقی به ما پیغام رسید که نوید رو بردن انفرادی واسه اعدام.
منو وحید تونستیم از بندهای خودمون خارج بشیمو خودمونو برسونیم جلوی سلول انفرادی(ارشاد).
شروع به اعتراض کردیم. نوید بعدا بهمون گفت باور نمیکردم اومده باشید! چجوری از بند خارج شدید و اومدید اینجا؟
محکم میزدیم تو درب و نویدو صدا میزدیم. فریاد میزدیم شما که میدونید نوید بیگناهه.
گارد زندان بهمون حمله کرد و وحید گفت اینجا دوربینه درگیر نشو چون میان فقط همین تیکشو کات میکننو ازش استفاده میکنن.
زورمونم به همشون نمیرسید. حدود ۲۰ نفر مسلح تا تونستن و جون داشتن مارو زدن.
نوید که صدای مارو شنیده بود پیرهنشو درآورده بود با شامپویی که اونجا بود بدنشو لیز کرده بود و دوربین مداربسته رو کنده بود و تخت آهنیو از جا کنده بود و سعی داشت درب سلول رو بکنه.
گارد به سرعت سمت نوید رفت و با ضربه به سرش انداختنش زمین و شروع کردن به زدنش.
به قدری زدنمون که از خستگی به نفس زدن افتاده بودن.
هم به ما فحش میدادن هم به مردمی که حمایتمون کردن.
خیلی احساس بدی داشتیم. من یکدفعه داد زدم جانم فدای ایران. نوید و وحیدم شروع کردن به فریاد زدن جانم فدای ایران
از زدنمون دست کشیدن بقیشون ولی خادم الحسینی(رییس گارد) ادامه میداد.
گفتن لخت بشید و شورتتونم در بیارید.
یه لباس پاره و خونی تنمون کردن و دست بند و پابند و چشم بند بهمون زدن و گفتن راه بیفتید.
لباسها بخاطر کتک زدن و خودزنی پاره و خونی بود و میدن نفر بعدی.
یکی دستمون گرفته بود و راه رو نشونمون میداد.
درب ورودی زیرزمین باز شد و گفت جلوی پات پله هست.
حدود ۱۵ تا ۲۰ تا پله زیرِ زمین.
هر کدوممون رو انداختن توی سلولی.
حدودا ۳ در ۴ متر که فقط یه موکت داشت.
بدنه و کف از سنگ بود و به شدت سرد.
آخر سلول یه دستشویی و حموم داشت. که از همونجا آب میخوردیم.
هیچ نوری وجود نداشت بطوریکه دو متری خودتم نمیدیدی.
بقول وحید اینجا خداهم آنتن نمیده!
پایین درب یه دریچه ۱۰ در ۳۰ سانتی بود که نگهبانان نقاب پوش بدون هیچ حرفی غذا رو میزاشتن داخل و میرفتن.
فقط اگه میمردی، واس بردنت میومدن.
گوشه ظرف یکبار مصرف رو میکندیم و غذا میخوردیم. غذا بقدری کم بود که همیشه گرسنه بودیم.
دست بند و پابند آهنی در اثر سرما مثل تیغ بود و بدنی که در اثر ضربات پر از درد.
از درد نمیتونستیم روی کمر دراز بکشیم.
همدیگه رو نمیدیدیم ولی صدای همو میشنیدیم. وحید گفت بچه ها آلت خودتونو ببندید که اگه اعدام شدیم پای چوبه دار از ترس دستشویی نکنیم.
میدونم واس وحید چقدر گفتن این حرف به برادرای کوچکترش سخت بوده ولی چه میشد کرد؟!
بیشتر از این نوشتن در حال حاضر از توان من خارجه»
#نوید_افکاری #شکنجه #انفرادی #برادران_افکاری #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سعید افکاری به نقل از برادرش حبیب، نوشته:
به شدت واسم سخته که از اون روزا و شرایطی که وحید داره بنویسم.
اصلنم دوس ندارم مردمو ناراحت کنم اما با دیدن تصاویر زندانهای سوریه و آگاهی مردم تصمیم گرفتم کمی از زندانهای ایران و آنچه به من و برادرانم گذشت بنویسم.
۱۳ شهریور ۹۹، نوید رو به انفرادی بردن
نوید قبل از رفتن به دوستش گفته بود که به داداشام خبر بده، اما زندان تلفنها رو قطع کرده بود.(زندان ما سه نفرو جداگانه نگه میداشت).
پسفرداش به طریقی به ما پیغام رسید که نوید رو بردن انفرادی واسه اعدام.
منو وحید تونستیم از بندهای خودمون خارج بشیمو خودمونو برسونیم جلوی سلول انفرادی(ارشاد).
شروع به اعتراض کردیم. نوید بعدا بهمون گفت باور نمیکردم اومده باشید! چجوری از بند خارج شدید و اومدید اینجا؟
محکم میزدیم تو درب و نویدو صدا میزدیم. فریاد میزدیم شما که میدونید نوید بیگناهه.
گارد زندان بهمون حمله کرد و وحید گفت اینجا دوربینه درگیر نشو چون میان فقط همین تیکشو کات میکننو ازش استفاده میکنن.
زورمونم به همشون نمیرسید. حدود ۲۰ نفر مسلح تا تونستن و جون داشتن مارو زدن.
نوید که صدای مارو شنیده بود پیرهنشو درآورده بود با شامپویی که اونجا بود بدنشو لیز کرده بود و دوربین مداربسته رو کنده بود و تخت آهنیو از جا کنده بود و سعی داشت درب سلول رو بکنه.
گارد به سرعت سمت نوید رفت و با ضربه به سرش انداختنش زمین و شروع کردن به زدنش.
به قدری زدنمون که از خستگی به نفس زدن افتاده بودن.
هم به ما فحش میدادن هم به مردمی که حمایتمون کردن.
خیلی احساس بدی داشتیم. من یکدفعه داد زدم جانم فدای ایران. نوید و وحیدم شروع کردن به فریاد زدن جانم فدای ایران
از زدنمون دست کشیدن بقیشون ولی خادم الحسینی(رییس گارد) ادامه میداد.
گفتن لخت بشید و شورتتونم در بیارید.
یه لباس پاره و خونی تنمون کردن و دست بند و پابند و چشم بند بهمون زدن و گفتن راه بیفتید.
لباسها بخاطر کتک زدن و خودزنی پاره و خونی بود و میدن نفر بعدی.
یکی دستمون گرفته بود و راه رو نشونمون میداد.
درب ورودی زیرزمین باز شد و گفت جلوی پات پله هست.
حدود ۱۵ تا ۲۰ تا پله زیرِ زمین.
هر کدوممون رو انداختن توی سلولی.
حدودا ۳ در ۴ متر که فقط یه موکت داشت.
بدنه و کف از سنگ بود و به شدت سرد.
آخر سلول یه دستشویی و حموم داشت. که از همونجا آب میخوردیم.
هیچ نوری وجود نداشت بطوریکه دو متری خودتم نمیدیدی.
بقول وحید اینجا خداهم آنتن نمیده!
پایین درب یه دریچه ۱۰ در ۳۰ سانتی بود که نگهبانان نقاب پوش بدون هیچ حرفی غذا رو میزاشتن داخل و میرفتن.
فقط اگه میمردی، واس بردنت میومدن.
گوشه ظرف یکبار مصرف رو میکندیم و غذا میخوردیم. غذا بقدری کم بود که همیشه گرسنه بودیم.
دست بند و پابند آهنی در اثر سرما مثل تیغ بود و بدنی که در اثر ضربات پر از درد.
از درد نمیتونستیم روی کمر دراز بکشیم.
همدیگه رو نمیدیدیم ولی صدای همو میشنیدیم. وحید گفت بچه ها آلت خودتونو ببندید که اگه اعدام شدیم پای چوبه دار از ترس دستشویی نکنیم.
میدونم واس وحید چقدر گفتن این حرف به برادرای کوچکترش سخت بوده ولی چه میشد کرد؟!
بیشتر از این نوشتن در حال حاضر از توان من خارجه»
#نوید_افکاری #شکنجه #انفرادی #برادران_افکاری #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔77👍10🕊6❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نامههایی از زندان: انفرادی، شکنجهای که سفید نیست
سلول انفرادی؛ اتاقکی عمدتا کوچک، بعضا به ابعاد قبر، که زندانی سیاسی محبوس در آن، فرق شب و روز را نمیفهمد، و تنها مامن او، میشود دلنوشتههایی که زندانیان پیش از او روی دیوارها حک کردهاند. چه رازها و رنجها که در این اتاقکهای کوچک پنهان است.
اگرچه از سلول انفرادی به شکنجه سفید تعبیر میشود اما وقتی سرگذشت آنها که در سلول انفرادی حبس بودهاند را میشنویم درمییابیم که این شکنجه، سیاهی مطلق است.
سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه مطلق روحی و جسمی است. این جمله را بسیاری از آنها که روزها و شبهای خود را در انفرادی گذراندهاند، میگویند.
پس از انقلاب اسلامی بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حبس در سلول انفرادی را تجربه کردهاند و حتی با تغییر دولتها در جمهوری اسلامی نیز کاربری این سلولها تفاوتی نکرده و نخواهد کرد.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ نامههایی رفتهایم که هر کدام بازگوکننده گوشهای کوچک از این شکنجه هولناک است. نامههایی از: بهروز جاویدتهرانی، سعید ملکپور، رضا شریفیبوکانی، نرگس محمدی و احمد باطبی.
این بخش تقدیم میشود به تمام کسانی که بخشی از زندگیشان را در سلولهای انفرادی جمهوری اسلامی گذراندهاند و میگذرانند.
https://tavaana.org/letters_prison3/
یوتیوب:
https://youtu.be/LDV0deCaVUA
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586395212
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-3-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #سلول_انفرادی #انفرادی_شکنجه_است #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
سلول انفرادی؛ اتاقکی عمدتا کوچک، بعضا به ابعاد قبر، که زندانی سیاسی محبوس در آن، فرق شب و روز را نمیفهمد، و تنها مامن او، میشود دلنوشتههایی که زندانیان پیش از او روی دیوارها حک کردهاند. چه رازها و رنجها که در این اتاقکهای کوچک پنهان است.
اگرچه از سلول انفرادی به شکنجه سفید تعبیر میشود اما وقتی سرگذشت آنها که در سلول انفرادی حبس بودهاند را میشنویم درمییابیم که این شکنجه، سیاهی مطلق است.
سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه مطلق روحی و جسمی است. این جمله را بسیاری از آنها که روزها و شبهای خود را در انفرادی گذراندهاند، میگویند.
پس از انقلاب اسلامی بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی، حبس در سلول انفرادی را تجربه کردهاند و حتی با تغییر دولتها در جمهوری اسلامی نیز کاربری این سلولها تفاوتی نکرده و نخواهد کرد.
در این بخش از مجموعه «نامههایی از زندان» به سراغ نامههایی رفتهایم که هر کدام بازگوکننده گوشهای کوچک از این شکنجه هولناک است. نامههایی از: بهروز جاویدتهرانی، سعید ملکپور، رضا شریفیبوکانی، نرگس محمدی و احمد باطبی.
این بخش تقدیم میشود به تمام کسانی که بخشی از زندگیشان را در سلولهای انفرادی جمهوری اسلامی گذراندهاند و میگذرانند.
https://tavaana.org/letters_prison3/
یوتیوب:
https://youtu.be/LDV0deCaVUA
در کستباکس:
https://castbox.fm/episode/id4733738-id586395212
در ساندکلاد:
https://soundcloud.com/tavaana/namehai-az-zendan-3-vid
#پادکست #کتاب_صوتی #سلول_انفرادی #انفرادی_شکنجه_است #یاری_مدنی_توانا #نامه_های_زندان
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊2
حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، به روانپزشک «امن» مراجعه کنید
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، در خصوص اهمیت سلامت روان بازذاشتشدگان، متن زیر را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد:
«سلامتِ روان از جمله مسائلی است که بیارزش یا کماهمیت تلقی میشود، خاصه برای زندانیان و یا فعالان سیاسی که تحت سرکوب روزمره زیست میکنند.
حتی گاهی ممکن است تبدیل به ابزاری برای تهدید آنان از سوی نهادهای امنیتی گردد.
در زندانها هیچ مشاور و روانپزشک امنی وجود ندارد.
ویزیتهای دستهجمعی، بدون رعایت حریم خصوصی، نسخههای اشتباه و یا پروندهسازی پزشکی جهت انتقال آنان به بیمارستانهای اعصاب و روان و با هدف سرکوب بیشتر، تنها گوشهای از فجایعی است که زندانیان سیاسی و عقیدتی متحمل میشوند.
در بازجوییها و بازپرسیها و یا حتی دادگاههای انقلاب و کیفرخواستها و احکامِ متهمان سیاسی، بیمارانگاری آنان بخش مهمی از تحلیل امنیتیِ افراد را تشکیل میدهد.
مثلاً بهراحتی و بدون نظر هیچ پزشک متخصص و یا کمیسیون پزشکی، میتوانند متهم را ماهها و یا حتی سالها بستری کنند.
نمونههای متعددی در میان زندانیان سیاسی وجود دارد که این کار صرفاً به دلیل «عدم همکاریِ متهم» انجام شده است.
نسخههای تجویزی توسط روانپزشکنماهای زندان نیز عموماً شامل مسکنها و آرامبخشهای قویاند که زندانیان را بهمثابه یک «موجود مرده» از هرگونه فکر و ماجرا بازدارند.
در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، هنگام ویزیت اولیه در پذیرش، با تشخیص پزشک عمومی و نه متخصص، بهصورت پیشگیرانه آرامبخش تجویز میشود تا روزانه به زندانی «خورانده» شود.
صرفاً مددکارهایی «ناامن» سعی میکنند شخصیت زندانی را تحلیل و به بازجو گزارش کنند تا روند پروندهسازی تسهیل شود.
با این وجود، حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، مراجعه به روانشناس و روانپزشک «امن» را در اولویت قرار دهید.»
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️مطهره گونهای
مطهره گونهای، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، در خصوص اهمیت سلامت روان بازذاشتشدگان، متن زیر را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد:
«سلامتِ روان از جمله مسائلی است که بیارزش یا کماهمیت تلقی میشود، خاصه برای زندانیان و یا فعالان سیاسی که تحت سرکوب روزمره زیست میکنند.
حتی گاهی ممکن است تبدیل به ابزاری برای تهدید آنان از سوی نهادهای امنیتی گردد.
در زندانها هیچ مشاور و روانپزشک امنی وجود ندارد.
ویزیتهای دستهجمعی، بدون رعایت حریم خصوصی، نسخههای اشتباه و یا پروندهسازی پزشکی جهت انتقال آنان به بیمارستانهای اعصاب و روان و با هدف سرکوب بیشتر، تنها گوشهای از فجایعی است که زندانیان سیاسی و عقیدتی متحمل میشوند.
در بازجوییها و بازپرسیها و یا حتی دادگاههای انقلاب و کیفرخواستها و احکامِ متهمان سیاسی، بیمارانگاری آنان بخش مهمی از تحلیل امنیتیِ افراد را تشکیل میدهد.
مثلاً بهراحتی و بدون نظر هیچ پزشک متخصص و یا کمیسیون پزشکی، میتوانند متهم را ماهها و یا حتی سالها بستری کنند.
نمونههای متعددی در میان زندانیان سیاسی وجود دارد که این کار صرفاً به دلیل «عدم همکاریِ متهم» انجام شده است.
نسخههای تجویزی توسط روانپزشکنماهای زندان نیز عموماً شامل مسکنها و آرامبخشهای قویاند که زندانیان را بهمثابه یک «موجود مرده» از هرگونه فکر و ماجرا بازدارند.
در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، هنگام ویزیت اولیه در پذیرش، با تشخیص پزشک عمومی و نه متخصص، بهصورت پیشگیرانه آرامبخش تجویز میشود تا روزانه به زندانی «خورانده» شود.
صرفاً مددکارهایی «ناامن» سعی میکنند شخصیت زندانی را تحلیل و به بازجو گزارش کنند تا روند پروندهسازی تسهیل شود.
با این وجود، حتی اگر یک ساعت هم بازجویی، انفرادی یا بازداشت را تجربه کردهاید، مراجعه به روانشناس و روانپزشک «امن» را در اولویت قرار دهید.»
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
1❤21👍4💯2
سلول انفرادی؛ تاکتیک نظام برای شکست روانی کنشگران
میگوید: «اولش فقط سکوت بود. بعد از سه روز، صدای قفل برایم شبیه صدای انسان شد.»
این جملهی یکی از کنشگران آزادشده است؛ خلاصهی روانشناسیِ شکنجهی سفید.
سلول انفرادی فقط یک مکان نیست؛ روشی طراحیشده برای شکستن انسان است.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از کنشگران مدنی را در فضایی بیصدا و بیتماس نگه میدارند تا فروبریزند، اعتراف کنند یا از آرمانشان دست بکشند.
هدف این فضا نه حفاظت، بلکه فروپاشی روانی است.
جان بالبی، روانپزشک انگلیسی، دلبستگی را ستون بقای روان میدانست.
وقتی کسی را از هر تماس انسانی محروم میکنند، مغزش دچار سردرگمی و وحشت میشود؛
مرز میان واقعیت و خیال میریزد و اضطراب جای امید را میگیرد.
در چنین وضعی، زندانی ممکن است برای بقا به تنها انسان در دسترسش—بازجو—وابسته شود.
سیستم بهخوبی میداند: جدایی از انسانها، جدایی از خود است.
اریک برن، بنیانگذار تحلیل رفتار متقابل، میگفت انسان گرسنهی نوازش است؛
گرسنهی دیدهشدن—حتی از سوی دشمن.
در سلول انفرادی، همین گرسنگی به ابزار اعترافگیری تبدیل میشود:
وقتی هیچ صدایی نیست، صدای بازجو شبیه نجات میشود.
راهنمای روانپزشکی DSM-5 نشان میدهد که ایزولاسیون طولانی،
میتواند به افسردگی، توهم، اضطراب شدید و تروماهای ماندگار بینجامد.
زخم انفرادی با آزادی پایان نمییابد؛
سالها بعد نیز صدای درِ سلول، ذهن را به همان شب بازمیگرداند.
سلول انفرادی، سلاحی سیاسی برای فروپاشاندن روح مقاومت است.
هدف، شکستن استخوان نیست؛ شکستن پیوند است—
پیوند انسان با دیگری، با حقیقت، با امید.
اما اگر شکنجه در انزوا رخ میدهد، در همدلی میمیرد.
هر بار که از سلول انفرادی سخن میگوییم،
دیوارهای آن را اندکی ترک میدهیم.
هیچ صدایی در جهان خاموش نمیماند،
اگر گوشهای بیداری برای شنیدن باشد.
مرتبط:
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
میگوید: «اولش فقط سکوت بود. بعد از سه روز، صدای قفل برایم شبیه صدای انسان شد.»
این جملهی یکی از کنشگران آزادشده است؛ خلاصهی روانشناسیِ شکنجهی سفید.
سلول انفرادی فقط یک مکان نیست؛ روشی طراحیشده برای شکستن انسان است.
در جمهوری اسلامی، بسیاری از کنشگران مدنی را در فضایی بیصدا و بیتماس نگه میدارند تا فروبریزند، اعتراف کنند یا از آرمانشان دست بکشند.
هدف این فضا نه حفاظت، بلکه فروپاشی روانی است.
جان بالبی، روانپزشک انگلیسی، دلبستگی را ستون بقای روان میدانست.
وقتی کسی را از هر تماس انسانی محروم میکنند، مغزش دچار سردرگمی و وحشت میشود؛
مرز میان واقعیت و خیال میریزد و اضطراب جای امید را میگیرد.
در چنین وضعی، زندانی ممکن است برای بقا به تنها انسان در دسترسش—بازجو—وابسته شود.
سیستم بهخوبی میداند: جدایی از انسانها، جدایی از خود است.
اریک برن، بنیانگذار تحلیل رفتار متقابل، میگفت انسان گرسنهی نوازش است؛
گرسنهی دیدهشدن—حتی از سوی دشمن.
در سلول انفرادی، همین گرسنگی به ابزار اعترافگیری تبدیل میشود:
وقتی هیچ صدایی نیست، صدای بازجو شبیه نجات میشود.
راهنمای روانپزشکی DSM-5 نشان میدهد که ایزولاسیون طولانی،
میتواند به افسردگی، توهم، اضطراب شدید و تروماهای ماندگار بینجامد.
زخم انفرادی با آزادی پایان نمییابد؛
سالها بعد نیز صدای درِ سلول، ذهن را به همان شب بازمیگرداند.
سلول انفرادی، سلاحی سیاسی برای فروپاشاندن روح مقاومت است.
هدف، شکستن استخوان نیست؛ شکستن پیوند است—
پیوند انسان با دیگری، با حقیقت، با امید.
اما اگر شکنجه در انزوا رخ میدهد، در همدلی میمیرد.
هر بار که از سلول انفرادی سخن میگوییم،
دیوارهای آن را اندکی ترک میدهیم.
هیچ صدایی در جهان خاموش نمیماند،
اگر گوشهای بیداری برای شنیدن باشد.
مرتبط:
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا بسیاری از بازداشتشدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از آزادی، تنها چند ماه بعد، دست به خودکشی زدند؟
دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در گفتوگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحلهی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن میگوید: «لحظهی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».
او توضیح میدهد که در هفتهها و ماههای نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد میشود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بیخوابی و احساس طردشدگی به خانه برمیگردد.
او جامعهای را میبیند که دیگر همان جامعهی پیش از بازداشت نیست؛ خانوادهای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کردهاند یا فاصله گرفتهاند.
دکتر یزدی هشدار میدهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبهرو میشوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کردهاند، ناگهان قطع میشود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها میشود؛ نه در زنداناند، نه در زندگی.»
به گفتهی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانهها، بیتفاوتی جامعه و انکار رنج، میتواند فرد را به نقطهای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آنگاه، بدن خود را آخرین صحنهی مقاومت کند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر احمدرضا یزدی، روانشناس، در گفتوگویی با بهرنگ رهبری از دو مرحلهی بسیار حساس در زندگی یک زندانی سیاسی سخن میگوید: «لحظهی دستگیری» و «دوران پس از آزادی».
او توضیح میدهد که در هفتهها و ماههای نخست بازداشت، فرد درگیر شکنجه، بلاتکلیفی و خشونت ساختاری است، در محیطی که نه قانون معنا دارد، نه مرز انسانیت.
اما بحران دوم، زمانی است که زندانی آزاد میشود: در ظاهر آزاد، اما در درون گرفتار. با تراما، اضطراب، بیخوابی و احساس طردشدگی به خانه برمیگردد.
او جامعهای را میبیند که دیگر همان جامعهی پیش از بازداشت نیست؛ خانوادهای که در ترس و فرسودگی فرو رفته، دوستانی که مهاجرت کردهاند یا فاصله گرفتهاند.
دکتر یزدی هشدار میدهد:
«پس از آزادی، بسیاری از زندانیان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مزمن روبهرو میشوند. داروهایی که در زندان به اجبار مصرف کردهاند، ناگهان قطع میشود. ذهن و بدنشان در تعلیقی دردناک رها میشود؛ نه در زنداناند، نه در زندگی.»
به گفتهی او، در این وضعیت، نبود حمایت روانی و اجتماعی، سکوت رسانهها، بیتفاوتی جامعه و انکار رنج، میتواند فرد را به نقطهای برساند که احساس کند هیچ چیز جز خودش باقی نمانده تا علیه آن اعتراض کند و آنگاه، بدن خود را آخرین صحنهی مقاومت کند.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #سلامت_روان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل پیامدهای روانی، اجتماعی و سیاسی خودکشی اعتراضی جاویدنام کیانوش سنجری
دکتر احمدرضا یزدی
در پی واقعه تکاندهنده خودکشی کیانوش سنجری، روزنامهنگار و فعال سیاسی که سالها زیر شکنجه، زندان و فشار روانی بود، دکتر احمدرضا یزدی در گفتوگو با بهرنگ رهبری این پدیده را از منظر روانشناختی و اجتماعی تحلیل میکند.
یزدی با یادآوری مسیر پررنج سنجری از بازداشت در نوجوانی تا شکنجه و «هویتزدایی در سلول انفرادی»، تأکید میکند که او انسانی نیرومند و سالها مبارز بود. اما استفاده از بدن برای اعتراض، از خودسوزی تا خودآسیبزنی، یک چاقوی دولبه است:
از یکسو میتواند جامعه و جهان را تکان دهد، همبستگی ایجاد کند و صدای اعتراض را بلندتر کند؛ و از سوی دیگر میتواند حس ناامیدی به جامعه تزریق کند، ابتکار عمل اپوزیسیون را کمرنگ کند و حتی بهانهای به حکومتها بدهد تا مخالفان را «بیمار روانی» معرفی کنند.
او یادآور میشود که تجربهای که در بعضی کشورها توجه جهانی ایجاد کرده، در برخی دیگر نتیجه معکوس داشته و حتی میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد—از جمله «خودکشیسازی» و القای اینکه این موارد بخشی از یک موج «بیمارگونه» است.
یزدی در پایان میگوید:
«زندانی سیاسی، چه در زندان باشد چه پس از آزادی یا مهاجرت، یک سرمایه فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است. همانطور که از یک اثر باستانی حفاظت میشود، جامعه، رسانه و متخصصان باید همه تلاششان را برای حمایت روانی و اجتماعی از این افراد انجام دهند.»
#کیانوش_سنجری #سلامت_روان #انفرادی #زندانی_سیاسی #شاید_تلنگری_باشد #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر احمدرضا یزدی
در پی واقعه تکاندهنده خودکشی کیانوش سنجری، روزنامهنگار و فعال سیاسی که سالها زیر شکنجه، زندان و فشار روانی بود، دکتر احمدرضا یزدی در گفتوگو با بهرنگ رهبری این پدیده را از منظر روانشناختی و اجتماعی تحلیل میکند.
یزدی با یادآوری مسیر پررنج سنجری از بازداشت در نوجوانی تا شکنجه و «هویتزدایی در سلول انفرادی»، تأکید میکند که او انسانی نیرومند و سالها مبارز بود. اما استفاده از بدن برای اعتراض، از خودسوزی تا خودآسیبزنی، یک چاقوی دولبه است:
از یکسو میتواند جامعه و جهان را تکان دهد، همبستگی ایجاد کند و صدای اعتراض را بلندتر کند؛ و از سوی دیگر میتواند حس ناامیدی به جامعه تزریق کند، ابتکار عمل اپوزیسیون را کمرنگ کند و حتی بهانهای به حکومتها بدهد تا مخالفان را «بیمار روانی» معرفی کنند.
او یادآور میشود که تجربهای که در بعضی کشورها توجه جهانی ایجاد کرده، در برخی دیگر نتیجه معکوس داشته و حتی میتواند مورد سوءاستفاده قرار گیرد—از جمله «خودکشیسازی» و القای اینکه این موارد بخشی از یک موج «بیمارگونه» است.
یزدی در پایان میگوید:
«زندانی سیاسی، چه در زندان باشد چه پس از آزادی یا مهاجرت، یک سرمایه فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است. همانطور که از یک اثر باستانی حفاظت میشود، جامعه، رسانه و متخصصان باید همه تلاششان را برای حمایت روانی و اجتماعی از این افراد انجام دهند.»
#کیانوش_سنجری #سلامت_روان #انفرادی #زندانی_سیاسی #شاید_تلنگری_باشد #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤5👌1
روایت یک بازداشتی از شکنجه پس از اعتراضات ۱۸ دی؛ «با انبردست بخیه دستم را کشیدند»
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔57❤10🕊10