آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام ابوالفضل امیرعطایی و دردی که تمامی ندارد...

«ماهم رفت ماهت بمیرد آسمان
پسر قشنگم به سرت شلیک کردند تو و ارزوهایت را کشتند من هم با تو مردم.
پسرم از وقتی که رفتی، دنیا برایم تاریک و بی‌صدا شده است
چشم تیله ای مامان بی تو دنیا برایم یک زمستان بی‌پایان شده است.
هر گوشه‌ی وجودم خاطرات توست .
چهره معصوم تو در روزهای اخر زخمی است در قلبم که هیچ‌گاه التیام نمی‌یابد
دلم برای صدایت، برای نگاهت، برای بودنت پرپر می‌زند، اما تو دیگر اینجا نیستی...
کاش درد نبودنت فقط یک کابوس بود و من می‌توانستم بیدار شوم
بی تو هیچ روزی شبیه قبل نشد
چگونه با این درد زندگی کنم وقتی هر لحظه جای خالی‌ات را حس می‌کنم
کاش می‌توانستم دوباره دستانت را بگیرم اما تو دیگر در آغوشم نیستی در دل آسمان ها هستی ماه من
و حالا من برای انتقام و قولی که به تو دادم زندگی میکنم
کفتارهای قاتل بترسید از روز جواب دادن خون های به ناحق ریخته
چنین نماند و چنین نیز نخواهد ماند قاتلان کثیف
انتقام آتشی است که خاموشی ندارد
زخم کهنه ای که فراموشی ندارد
نه میبخشیم نه فراموش میکنیم
ابولفضل امیرعطایی فرزند مریم »


#ابولفضل_امیرعطایی
#دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔3420👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوم اسفند۱۴۰۳ چهارمین سالگرد جاوید نام #بهنام_محجوبی انسانی از جنس شرافت که توسط نامسئولین قضایی به طور سیستماتیک به قتل رسید.🥀🖤

امین وزیری سرپرست وقت دادیاری اوین
محمدی دادیار وقت دادیاری اوین.
القاصی مهر دادستان وقت تهران.
ماشالله احمدزاده قاضی بندنام شعبه ۲۶دادگاه انقلاب

#بهنام_محجوبی
#زندانی_سیاسی
#افول_انسانیت
#امین_آباد
#قتلگاه_اوین
#قسم_به_خون_بهنام_ایستاده_ایم_تا_پایان
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم

ویدیو و متن ارسالی یکی از هم‌بندی‌ها و هم اتاقی‌های سابق بهنام محجوبی

#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔383💯2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام ابوالفضل مهدی‌پور، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:

«هشتصدو نود روز است که گفته ام نه.
نه میبخشم و نه فراموش میکنم.»

یکی از مخاطبان توانا، متن زیر را از زبان مادر ابوالفضل نوشت:

«صبح‌ها که چشم باز می‌کنم، هنوز عادت دارم دنبال صدای پاهاش بگردم. انگار صدای دمپایی‌هاش روی موزاییک‌های کهنه‌ی حیاط هنوز توی گوشمه. هر روز صبح با عجله لباس کارشو می‌پوشید، یه لقمه نون توی دستش، کیف مدرسه رو هم انداخته بود رو دوشش. می‌گفتم «ابوالفضل جان، یه کم آرومتر، یه استراحت به خودت بده.» لبخند می‌زد و می‌گفت «وقت استراحت بعد آزادیه، حالا باید بدوئم.»

حالا من موندم و این سکوت سنگین. اون دفترچه کوچیکش که یه گوشه‌ی اتاق افتاده، گاهی بازش می‌کنم، بوی دستاش هنوز لا‌به‌لای ورقاش مونده. همون دستایی که پینه بسته بود از کارگری، همون دستایی که بوی گچ و سیمان می‌داد، همون دستایی که باهاش برام نون می‌آورد.

روزی که رفت، انگار جونم رو با خودش برد. گفت «نگران نباش مامان، یه روزی همه چیز درست می‌شه.» ولی نگفت اون روز، من دیگه دستای پینه‌بستش رو نمی‌تونم بگیرم. نگفت این خونه بدون خنده‌های اون، می‌شه قبرستان آرزوهای من.

شب‌ها، وقتی همه جا ساکته، می‌رم سر خاکش. باهاش حرف می‌زنم. از روزی می‌گم که با پول اولین دستمزدش برام روسری خرید. از خستگی‌های خودش، از آرزوهایی که هیچ‌وقت نچشید. می‌گم: «ابوالفضل جان، تو که رفتی، ولی من هنوز زنده‌ام تا شهادت بدم به مظلومیتت، به غیرتت، به عشق تو به زندگی، به آزادی.»

دلتنگی من، فقط گریه‌های شبونه نیست. دلتنگی من یه زخم عمیقه که هیچ‌وقت خوب نمی‌شه. دلتنگی من، به اندازه همه‌ی مادرهایی که بچه‌هاشون تو این خاک به ناحق پرپر شدن، سنگینه.

ابوالفضل من، دلتنگتم...»


#ابوالفضل_مهدی_پور #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #دلتنگی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
20💔11👍2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر آن شب جمهوری اسلامی کمر به کشتن مردم نبسته و به خودروی میثم پیرفلک شلیک نکرده بود، امروز هم کیان پیرفلک یک نهال می‌کاشت و از نهال‌کاری خود فیلم می‌گرفت. پدرش دچار معلولیت نمی‌شد و مادرش حال و روز بهتری داشت. پویا مولایی‌راد از اقوامشان هم امروز با پدرش بلوط می‌کاشت...

ویدیو از صفحه اینستاگرام میثم پیرفلک

#کیان_پیرفلک #ایذه #روز_درختکاری #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔50👍4😍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مبارزان ایذه، بر سر مزار جاویدنام حامد سلحشور در ایذه حاضر شده و می‌گوید وقتی یارانش اوول کورکور، حسین سعیدی، محمود احمدی و مصطفی احمدپور، متوجه شدند که اعضای داخلی بدن حامد را از بدن خارج کرده بودند. او می‌گوید صحنه جدال با اهرمن اینگونه است، همینقدر سخت و نفس‌گیر.

حامد سلحشور جوانی که از مبارزان ایذه بود، مثل میلاد، محمود احمدی، حسین سعیدی، مجاهد کورکور، کمر طهماسبی، مهدی الماسی و ...

او با پرایدش از اصفهان به ایذه مسافر جابجا می‌کرد، تا اینکه در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در روز ۴ آذرماه بازداشت شد، ۵ روز گذشت و خانواده از او خبری نداشت، روز ۹ آذرماه ۱۴۰۱ به پدر او زنگ زدند و او را نیمه‌شب در تاریکی محض در روستای قلعه تل در ۳۰ کیلومتری ایذه دفن کردند، بی‌آنکه پدر و مادر فرزندشان را ببینند و برای آخرین‌بار با او وداع کنند.

یک روز بعد، دهم آذر، خانواده این جان‌باخته به سر مزارش رفتند، با کمک چند تن از جوانان مبارز، پیکر او را از خاک بیرون آوردند و سوار بر صندلی عقب پراید حامد کردند و در زادگاهش با رعایت تشریفات و رسم و رسوم معمول به خاک سپردند.

به روایت چند تن از اعضای این خانواده، پیکر حامد سلحشور پاره پاره بود: «جای کلیه‌‌ها بخیه و از زیر گلو تا شکم دوخته شده بود» و «سر و صورتش کاملا له شده بود.» به‌گفته همین منابع «او را با لباس و کفش و پیچیده در پلاستیک» دفن کرده بودند.

حامد ۲۳ ساله که تجربه سال‌ها کار سخت در پروژه‌های جنوب ایران را داشت، به درخواست مادرش و‌ به‌علت سختی کار به مسافرکشی روی آورده بود.
حامد نامزد داشت و قصد داشت با او ازدواج کند. مهسا (معصومه) احمدی، نامزد حامد سلحشور دو سال پیش پس از برگزاری جشن تولد حامد سلحشور هنگام رفتن به مزار رضا شریعتی، از دیگر کشته‌شدگان ایذه بازداشت شد و یک ماه و نیم بعد آزاد شد.

#از_شما_بیزاریم #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #حامد_سلحشور #شکنجه #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔39👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«روزهای روشن از آنِ ما خواهد بود»
علیرضا قندچی، که همسرش فائزه و دو فرزندش درسا و پارسا را در شلیک موشک سپاه به هواپیمای اوکراینی ۱۸ دی ۹۸ از دست داد، به این شکل بر مزار خانواده‌اش سال نو را به ایرانیان تبریک گفت.

او از زندانیان هم یاد کرد و در اینستاگرام نوشت:

«🌿 سال نو مبارک، با امید به روزهای بهتر 🌿

حالا که بهار از راه رسیده، کاش این شکوفه‌ها برای ما هم نوید تولدی دوباره باشند؛ تولدی برای آزادی، برای آرامش، برای لبخندهای بی‌دغدغه.

سال۱۴۰۴ را با امید به تغییرات واقعی، با آرزوی حق، عدالت و شادی برای همه ایرانیان آغاز می‌کنم. ما زنده‌ایم، ما ایستاده‌ایم، و روزهای روشن از آنِ ما خواهد بود.

بهار یعنی شکفتن… ما هم شکوفه خواهیم داد. 🌸#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم »

به امید دادخواهی

#یاری_مدنی_توانا
#نوروز

@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊5👍31
«برای حمیدرضا، در زادروزی که نیستی اما هنوز در دل‌ ما زنده‌ای

امروز، روز تولد توست حمیدرضا. اما نه شمعی هست، نه کیکی، نه لبخندی روی لب‌های خانواده‌ات. آمدم بر سر مزارت تا با تو تجدید عهد کنم. تا بگویم به یادت هستم.

تو جوانی بودی که شعر و زندگی را با هم زندگی می‌کردی، با همان صدای آرام و آن نگاه پرشور.
هنوز صدای شعارهایت در گوشم هست، هنوز تصویر خونت روی آسفالت تهران از ذهنم پاک نشده.
ما در تو، شجاعت نسل‌مان را دیدیم.
در سکوت خونین تو، صدای فریادمان را پیدا کردیم.
تو رفتی، اما بیدار شدیم.
تو "شهید" شدی، اما ما سرباز شدیم.
حمیدرضای عزیز، روز تولدت نه فقط روز به دنیا آمدنت، بلکه یادآور آغاز راهی‌ست که تو جانت را پای آن گذاشتی؛ راه آزادی، راه "زن، زندگی، آزادی".
ما عهد بسته‌ایم صدایت را خاموش نکنیم، نامت را از یاد نبریم، و راهت را ادامه دهیم.
زادروزد مبارک، پسر آزادی.
تو در قلب ما همیشه ۱۹ ساله می‌مانی.»

— متن و عکس از یکی از مخاطبان «توانا»

حمیدرضا روحی، متولد ۱۶ فروردین ۱۳۸۲، جوانی نوزده ساله بود که در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، پنج‌شنبه شب، ۲۶ آبان‌ ۱۴۰۱ در شهر زیبا با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.

#حمیدرضا_روحی #پسر_ایران #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔3813
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام مهران بصیر توانا این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:

اصلا کسی چه می‌فهمد آدمی که آرام و موقر، در فروشگاه خرید می‌کند، درخیابان راه می‌رود، گاهی چیزی از خودش در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارد، زیر کدامین بار خارج از قوای روانی‌اش کمر خم کرده و زیر پوست جسارتش، چقدر دارد درد می‌کشد؟!

پی نوشت یک:منم سوگواری ز ایران زمین، رد کدامین زخم را بگیرم؟

پی نوشت دو:چقدر حیف شدیم.....»


مهران بصیر توانا، یک کارگر بود، مثل بسیاری از جان‌باختگان ایران که توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند.
یادش گرامی باد

#مهران_توانا #دادخواهی_جرم_نیست #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔22👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«امشب، شب تولد غنیمت‌ه...
غنیمتی که هزار تا آرزو داشت؛ اما جمهوری اسلامی حق زندگی رو ازش گرفت و برای هميشه ۳۶ ساله موند.

غنیمتی که امروز باید به عنوان‌ استاد دانشگاه پشت میز بشینه، درس بده و لبخند بزنه... نه اینکه قاب عکسش روی یه نیمکت‌ چوبی باشه.

دختری که ایران رو با همه‌ی وجودش دوست داشت.
رؤیاش گرفتن دکترا بود تا کمکی باشه به طبیعت زخمی این سرزمین.
تو دانشگاه تهران، با همه‌ی سختی‌ها، رتبه‌ی سوم دکترا رو آورد… اما به‌جاش، سهمیه رو دادن به یکی که تنها هنرش، وابستگی به حکومت بود.
غنیمت مجبور شد مهاجرت کنه… اما حتی آسمون وطنش هم براش امن نبود.
پروازش رو نشونه گرفتن، و اون رو با ۱۷۶ مسافر دیگه پرپر کردن.

غنیمت عزیزم…
تولدت مبارک، ای همیشه‌سی‌وشش‌ساله‌ی ما.
جات کنارمونه، تو دل‌هامون، تو فریاد‌هامون، تو سکوت‌مون…

تو رو از ما گرفتن، اما ما هنوز زنده‌ایم.
ما خانواده‌های داغدار، با تمام اشک‌هامون، هنوز ایستاده‌ایم.
تا روزی که دادت رو بگیریم… تا روزی که این رژیم جنایتکار سرنگون شه.
ما با جمهوری اسلامی، دشمنی و کینه شخصی داریم. و تا آخرین نفس، عقب نمی‌کشیم.»

از صفحه خواهر غنیمت اژدری
ghanimat.azhdari

ما #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#غنیمت_اژدری #غنیمت_فراموش_نمیشود #هواپیمای_اوکراینی #ps752justice @ps752justice #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔475🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروز دختر شجاعی ایران است. دختر قهرمانی که تا آخرین لحظه زندگی‌اش مردم را به شهامت داشتن در برابر استبداد دینی تشویق می‌کرد.

فاطمه مجتبایی، مادر غزاله چلابی، به مناسبت زادروز او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«زاد روزت خجسته 🎊🎊جان مادر 💝🌟🌟🌟

امروز آسمان میزبان میلاد توست و ما چه ناباورانه

تولدت را بر روی زمین ،،با قلبی سرشار از درد و غمِ نبودنت

بر سر مزار تو ،،زاد روزت را ارج می نهیم 🙏🕊🥀

نفرین ابدی برکسانی که تو را از ما گرفتند .»

#غزاله_چلابی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دلتنگی_یعنی_حال_من
#شجاعت_را_تکثیر_کنیم
#اتحاد_رمز_پیروزیست
#مادران_دادخواه_ایران
#جاویدنامان_راه_آزادی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
39💔19🥰1
سی و یکم شهریور؛ تولدی که سه دهه است با دلتنگی گره خورده ، سعید زینالی فرزند گمشده‌ای که مادر هنوز چشم‌به‌راه اوست.

۳۱ شهریور، زادروز سعید زینالی است؛ روزی که باید پر از خنده و شادی باشد، اما بیش از سه دهه است که این روز با اشک و دلتنگی گره خورده است. روزی که مادر، پدر و خانواده‌اش باید در کنار او جشن می‌گرفتند، حالا یادآور نبودنش، سکوت بی‌رحم خانه‌ها و قلب‌هایی است که هنوز جای خالی‌اش را حس می‌کنند.

سعید زینالی، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران در رشته مهندسی کامپیوتر، با قلبی روشن و آرزوهایی بزرگ برای آینده، در ۲۳ تیر ۱۳۷۸ در جریان اعتراضات دانشجویی موسوم به «کوی دانشگاه» در خانه‌اش بازداشت شد و از آن روز تاکنون هیچ خبری از او در دست نیست. تنها یک تماس کوتاه با خانواده‌اش برقرار شد و پس از آن، سکوتی عمیق جای خنده‌ها و حضورش را گرفت.

مادر مهربان و داغدارش، بانو اکرم نقابی، بیش از ۲۶ سال است که هر روز با اشک و امید، با قلبی پاره و روحی خسته، به دنبال حقیقت و فرزندش می‌گردد. ۲۶ سال انتظار، ۲۶ سال درد و ۲۶ سال نگاه به هر کوچه و هر درگاه که شاید نشانی از او باشد. مادری که حتی خواسته است اگر فرزندش دیگر در میان ما نیست، حداقل محل آرامگاه او را بداند تا بتواند با آرامش، خاطره‌اش را در آغوش گیرد.

امروز، تولد سعید زینالی با خاطره‌ها و امید به عدالت گرامی داشته می‌شود، با قلب‌هایی که هنوز برای او می‌تپند و با یادش که هیچ‌گاه فراموش نمی‌شود. نبودنش زخمی است که هرگز کهنه نمی‌شود، اما یاد و نامش همچنان روشن و جاودانه است.

سعید جان، هر سال که می‌گذرد، نبودت بیشتر حس می‌شود، اما یاد تو، مظلومیتت و دلی که برایت می‌تپد، هرگز خاموش نخواهد شد. تولدت مبارک، ای فرزند گم‌شده‌ای که مادر هنوز به دنبال استخوان‌هایت است، به دنبال هر نشانی از تو، به دنبال حقیقتی که باید روشن شود…

و ما امیدواریم روزی فرا برسد که پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، سعید زینالی در زندان باشد و دوباره به آغوش مادر و خانواده‌اش بازگردد.

نوشته مسعود علیزاده
masoudalizadeh___✍️

#کوی_دانشگاه_۷۸
#سعید_زینالی_کجاست
#اکرم_نقابی
#زادروز
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔485🕊3
علیه فراموشی؛

‏«امروز روز تولدت بود عزیزم!
امروز میگم شهادت مبارک نیکا!»

مادر جاویدنام #نیکا_شاکرمی در مراسم خاکسپاری دخترش که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسید محکم ایستاده و به او افتخار می‌کند.

یکی از صحنه‌های دلخراش رویدادهای سال ۱۴۰۱، روز خاکسپاری نیکا شاکرمی و سخنان مادرش بود. در تجمع روز ۴ نوامبر ۲۰۲۲ ایرانیان در نیویورک سخنان مادر نیکا توسط جمعی از هنرمندان بازسازی شد. جمهوری اسلامی نیکا شاکرمی ۱۶ ساله را چند روز پیش از تولدش به قتل رساند. حکومتی که در جریان خیزش اخیر ملت ایران بیش از پنجاه کودک را کشته است.

نیکا را وحشیانه به قتل رساندند، از شهامت او ترسیدند و خشمگین شدند. او را در ون یخچالدار، شکنجه دادند، نیکا با دست و پای بسته در برابر تعرض مقاومت کرد، مزدوران وحشیانه با باتوم او را زدند. گونه‌ها و دندان‌هایش‌شکسته بود و فرورفتگی عمیقی در جمجمه او از ناحیه پشت سر وجود داشت که در اثر ضربات شدید به وجود امده بود....

آن‌هایی که برداشتن عمامه آخوندها را و دفاع از خود در برابر نیروهای سرکوبگر لباس‌شخصی را مصداق خشونت از سوی مردم دانسته و آن را نکوهش می‌کنند، فراموش کرده‌اند که با چه حکومتی طرف هستیم. حکومتی که در عاشورای ۸۸ با خودرو چند بار از روی معترضان رد شد و آن‌ها را به قتل رساند یا فاجعه کهریزک را به وجود آورد یا به کارون حاجی‌زاده ۹ ساله بیش از ده ضربه چاقو زد و او را پس از کشتن پدر مقابل چشمانش، کشت‌.
حکومتی که نیکا، سارینا، سیاوش، کاروان، مونا، هستی، محمداقبال، کیان، آرتین و صدها هزازان را در سالیان گذشته به شکل فجیعی کشت.

حکومتی که از همه قوای قهریه‌اش برای سرکوب مردم بی‌دفاع استفاده می‌کند...

شهامت و ایستادگی نیکا در خاطره‌ها می‌ماند و الهام‌بخش و سرمشق میلیون‌ها جوان و نوجوان در راه مبارزه برای آزادی می‌شود.

#مهسا_امينى #نیکا_شاکرمی #انقلاب_۱۴۰۱ #یادمون_نمیره #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊53👍1🥰1
برای چهاردهمین سالگرد پرکشیدن علیرضا صبوری

برای جوان آزاده‌ای که دو سال تمام با تکه‌ای از تیر جنگی در جمجمه‌اش زندگی کرد، ایستاد، جنگید… و سرانجام، آرام و غریبانه اما سرفراز در غربت به آرامش ابدی پیوست.

برای تمام جان‌های بی‌گناهی که مظلومانه پر کشیدند…

جاویدنام علیرضا صبوری؛ جوانی ۲۲ ساله، آزاد اندیش، شجاع و تشنه‌ی روشنایی بود. او در اعتراضات روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ در حوالی میدان آزادی و در برابر پایگاه بسیج مقداد گردان ۱۱۷ عاشورا با گلوله‌ای جنگی و بی‌رحم از ناحیه سر هدف قرار گرفت. بدن نیمه‌جانش را به بیمارستان رساندند؛ ساعت‌ها روی تخت جراحی میان ماندن و رفتن دست‌و‌پا زد، زنده ماند… اما چشمانش برای مدتی طولانی در خوابی سنگین فرو رفت؛ خوابی که بیداری‌اش دیگر هرگز شبیه زندگی پیشینش نبود.

یک ماه بعد، معجزه‌ای لرزان اما امیدوارکننده رخ داد: علیرضا از کما چشم گشود. او را، زخمی اما زنده، به خانه بازگرداندند تا در آغوش خانواده نفسی تازه کند. اما هنوز گلوله‌ای سرد و تلخ در عمق مغزش جا خوش کرده بود. پزشکان دوبار به امید بیرون آوردن آن جنگیدند، اما تیغ جراحی در برابر این زخم عمیق و بی‌رحم زانو زد.

علیرضا دو سال تمام، با دردی جان‌سوز در سر و زخمی عمیق‌تر در روح زندگی کرد؛ نه شکایت کرد نه خم شد… تنها تاب آورد.

با امیدی که هنوز در دل داشت، همراه خانواده راهی ترکیه شد؛ پناهنده‌ای بی‌پناه، که یک‌سال‌ونیم در غربت با رنج‌هایی که گویی تمامی نداشتند، دست‌وپنجه نرم کرد. بعدتر، در بوستون آمریکا گوشه‌ای برای ادامه زندگی یافت؛ اما حتی آنجا هم هیچ پزشکی نتوانست مرهمی بر زخم دیرینش بگذارد.
گلوله همان‌جا ماند و علیرضا، آرام‌آرام، از درون فرسوده شد.

سرانجام در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۰، پس از سال‌ها رنج، تنهایی در غربت  روح آزاد و رنج‌کشیده‌اش از قفس تن رها شد… و این‌بار، آزادتر از همیشه، پرکشید و از درد و رنج رها شد.

پیکرش مسیر دشوار دیگری را پیمود تا سرانجام در ۳۰ دی ۱۳۹۰ در گورستان ویلمرزدورف برلین، در آغوش خاکی آرام بگیرد.

برادر شجاع و قهرمانم،
یاد تو در تاریخ این سرزمین نه تنها ثبت و ماندگار است، بلکه درخشان، تابناک و جاویدان باقی خواهد ماند. اما افسوس… گذر زمان نامت را کم‌رنگ کرده است، اما تو زنده‌ای، برای همیشه زنده.

یاد و خاطره ات تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.

masoudalizadeh___ ✍️

#۲۵_خرداد_۸۸
#علیرضا_صبوری
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#دادخواهی_ادامه_دارد
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔43🕊126