آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
«زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون می‌کشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه می‌کردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!»

خاطره شهریار براتی، زندانی سیاسی از روزی که اوین مورد اصابت موشک اسراییل قرار گرفت.

«یک سال پیش به خدای ابراهیم قسم خوردم که عصای موسی در اوین را خواهد شکافت. این پیش‌بینی شیطانی، مانند دیگر پیش‌بینی‌هایم درست از آب درآمد… باید سزاوار و پذیرای چه رنجی بوده باشیم که در بند اوین شاهد اصابت موشک‌های اسراییل باشیم؟ بعد از آن‌که موشک‌ها اصابت کرد، میان دود و سرفه، میان آوار و خون به‌سوی محمد نجفی دویدم تا او را سالم یافته باشم؛ سالم بود. در کمال سرگشتگی با هم به کریدور رفتیم، چراغ‌ها چون چشم‌های دوزخیان چشمک می‌زدند. محمد می‌خواست از پنجره بیرون را ببیند. قدش نرسید. چه را می‌خواستی به تماشا بنشینی محمد؟! آزادی را؟ نه! آوار را. به راستی که قدما نه به آزادی رسیدند نه به آوار… گفت قلاب بگیر. برایش گرفتم. چیزی ندید. دود سیاه نمی‌گذاشت، به پایین رفتیم. دفتر رییس بند متلاشی شده بود. بهداری متلاشی شده بود. پای زنی که در بهداری کار می‌کرد، قطع شده بود، اوین، غزه شده بود… زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون می‌کشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه می‌کردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!

با محمد نجفی و مهدی محمودیان به همه سالن‌های بند ۴ سر زدیم. به زندانیان دلداری دادیم. آقا مهدی می‌گفت: «روحیه را باید حفظ کرد، بالاخره همدیگر را داریم.» مدتی بعد گفتند جمع کنید تا منتقل شوید. شب شد. نزدیک به شب، هنوز در حیاط کمی نور بود. هیچ‌کس در حیاط نبود، همه مثل اسرای جنگی در صف بودند با دستبند و پابند… دو به دو راه می‌رفتند. پیرمردها می‌لنگیدند. پیش از پابند شدن محمد را دوباره گم کردم.
دوباره یافتمش. موحش‌ترین یافتن زندگی‌ام؛ در حیاط سالن ۳ انجیر اوین را بغل کرده بود و هق‌هق گریه می‌کرد؛ به حال ما، به حال انسان، به حال تاریخ، به حال آن همه نام روی آجرها. جنگ است و محمد در آغوش انجیرش، جنگ است و محمد در آغوش دارش.
شهریار براتی
زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۹ ۱۴۰۴.۴.۴ »


از صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان

#اوین #ج_ا_یعنی_جنگ #زندان_اوین #شهریار_براتی #محمد_نجفی #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
52💔24👍4🕊3
🔷 نه این زندان تازه است و نه این ظلم؛
این ماییم که تازه آمده‌ایم

مهدی محمودیان
زندان تهران‌بزرگ

🔹امروز، یکی از مدیران سازمان زندان‌ها به فشافویه آمد. چهره‌ای متین، نگران و با چاشنی عذرخواهی. آمده بود بگوید: «ما غافلگیر شدیم. باید کمی تحمل کنید تا امکانات فراهم شود.» گفتند که ما را بی‌خبر آوردند، زندان آماده نبود، قول دادند شرایط بهتر شود.

🔹اما حقیقت این است:
ما را به زندانی تازه‌تأسیس نیاورده‌اند.
اینجا سال‌هاست که آدم‌هایی با هر جرمی، هر گذشته‌ای، هر طبقه و قشری، در همین وضعیت زندگی کرده‌اند؛ بدون امکانات، بدون صدا، و بدون امکان اعتراض.

🔹این‌جا زندانی نیست که «آماده» نباشد. این‌جا زندانی است که سال‌هاست آماده ظلم کردن است. آماده‌ی خرد کردن انسان‌ها، با خُردترین امکانات ممکن. آن‌ها که پیش از ما اینجا بودند، فریاد نزدند یا فریادشان شنیده نشد و کسی نبود صدایشان را منعکس کند.
و ما، جامعه‌ی مدنی، فعالان سیاسی، روشنفکران، نویسندگان، کسانی که دغدغه آزادی داریم، ما هم ــ اغلب ــ صدای آن‌ها نبودیم.
سالیان سال، هزاران زندانی ــ صرف‌نظر از جرم‌شان ــ در سلول‌های نمور، بدون تخت، بدون دسترسی به آب شرب، بدون پزشک، با بدرفتاری مأموران و در شرایطی غیرانسانی زندگی کردند.
نه فقط «زندگی»، بلکه تحقیر شدند، فراموش شدند، له شدند.
اما چون «سیاسی» نبودند، چون عنوانی برای دفاع از حقوق‌شان نبود، چون هویت جمعی و مدنی نداشتند، در اولویت دفاع ما هم نبودند.

🔹حالا که ما را ــ با پابند و دستبند ــ به همین زندان کشانده‌اند، فریاد می‌زنیم.
فریادمان به حق است.
اما اگر راستش را بخواهیم، این فریاد دیر است.
ما دیر فریاد زدیم.
ما، که خود را دل‌سوز مردم می‌دانستیم، اغلب در برابر این سطح از تحقیر زندانیان عادی، ساکت بودیم.

🔹سالیان پیش از ما، انسان‌هایی با نام «اراذل»، «قاچاقچی»، «سارق» و برچسب‌های بی‌رحمانه دیگر، در همین سلول‌ها و راهروها، در همان صف‌های کثیف هواخوری، زیر همان سقف‌های کوتاه، زیسته‌اند و خمیده شده‌اند.
جمهوری اسلامی با آن‌ها آزمایش انسان‌زدایی کرده و ما بیشترِ وقت‌ها فقط نظاره کردیم. یا از کنارش گذشتیم.
بی‌عدالتی را طبقه‌بندی کردیم. حقوق بشر را طبقاتی دیدیم.
آدم‌ها را بر اساس جنس اتهام‌شان، درجه‌بندی کردیم.
و حالا، وقتی خودمان به همان سرنوشت دچار شدیم، تازه داریم می‌فهمیم که ظلم، هیچ‌گاه صرفاً سیاسی نیست.

ظلم، تمرین می‌شود.
اول بر ضعیف‌ترین‌ها، بی‌صداها، فراموش‌ شده‌ها.
و وقتی خوب تمرین شد، به سراغ ما می‌آید.
ما ــ فعالان سیاسی و مدنی ــ به‌جای آنکه صدا باشیم، گاهی شریک سکوت شدیم و این خودِ ما بودیم که با این سکوت، ظلم را مشروع‌تر کردیم.

🔹سال‌هاست که جمهوری اسلامی و ساختار امنیتی‌قضایی مسلط بر آن، زندان را به مرکزی برای شکستن کرامت انسان تبدیل کرده‌اند.
در این ساختار، زندان ابزار سلطه است، نه اصلاح.
شکنجه فیزیکی، بی‌خوابی، فشار روانی، سلول انفرادی، قطع ارتباط با خانواده، انتقال‌های ناگهانی، محرومیت از درمان، توهین، دستبند، پابند، و محرومیت از ابتدایی‌ترین نیازها، نه استثناء بلکه قاعده‌ی این سیستم است.
و این سیستم را نه صرفاً قاضی می‌سازد، نه زندانبان.
این یک سازوکار تمام‌عیار برای له کردن انسان است، که از بالاترین سطوح قدرت طراحی و پشتیبانی می‌شود.

🔹امروز که ما از فشافویه می‌نویسیم، نه از سر نازک‌دلی است، نه ضعف، نه تازه‌کار بودن در زندان.
می‌نویسیم چون نمی‌خواهیم بار دیگر، صدای کسی را نشنویم.
می‌نویسیم تا ثبت شود که این‌جا «زندان تازه‌ای» نیست؛ این‌جا قتلگاه خاموش هزاران انسان بوده.
و اگر ما تا امروز صدای‌شان نبودیم، از امروز به بعد وظیفه‌ای دو چندان داریم که باشیم.

ـ از کانال تلگرام آقای محمودیان

#زندان_تهران_بزرگ #حقوق_بشر #حقوق_زندانی #بیانیه #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍324
احضار مهدی محمودیان، فعال سیاسی زندانی، به شعبه ۵ دادسرای عمومی و انقلاب تهران به اتهام «نشر اکاذیب»

صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان زندانی سیاسی، که توسط ادمین اداره می‌شود، تصویری از احضاریه این فعال سیاسی منتشر کرده است.
در این احضاریه که به خانواده‌ی وی ابلاغ شده، اتهام «نشر اکاذیب از طریق رایانه» دلیل احضار عنوان شده است.

این در حالیست که مهدی محمودیان نزدیک به ۶ ماه است در حال گذراندن دوران محکومیت پیشین خود است و پس از حمله اسرائیل به زندان اوین به زندان‌ تهران بزرگ منتقل شده ‌است.
با این حال، نهادهای امنیتی با استناد به گزارش‌های منتشرشده از سوی وی درباره این حمله و رفتارهای سرکوبگرانه در حین انتقال زندانیان و شرایط ناگوار زندان تهران بزرگ برای او پرونده جدیدی گشوده‌اند.

در روزهای گذشته روند فشار و سرکوب فعالین سیاسی و مدنی شذت بیشتری پیدا کرده است.

صدای زندانیان باشیم

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #مهدی_محمودیان #زندانی_سیاسی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔72

🔲 زندانی سیاسی کیست؟

✍️مصطفا آل‌احمد

مصطفا آل‌احمد، کارگردان سرشناس ایرانی، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرده، درباره منش زندانیان سیاسی، از خودگذشتگی و عشق آن‌ها به ایران و مردم نوشت و خواستار آزادی آن‌ها شده است. او همچنین گفته که پزشکیان که مدعی است که می‌خواهد با اپوزیسیون گفتگو کند، اپوزیسیون در زندان است! سری به آنجا بزند!

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

بنابر مستندات متعدد در بمباران اوین در حالی که دیوارها فرو ریخته بود و ده‌ها زندانی با جرم‌های غیرسیاسی فرار کردند، این زندانیان سیاسی بودند که نه تنها فرار نکردند، بلکه با از خودگذشتگی کادر زندان و زندان‌بان‌هایشان را که زخمی شده بودند از زیر آوار بیرون آوردند. کمک کردند تا اجساد ماموران و بازجوهایشان از زیر آوار بیرون آید.

زندانیان سیاسی همواره با کنش‌هایشان نشان داده‌اند که از با اخلاق‌ترین و دلسوزترین افراد جامعه هستند. آن‌ها می‌توانستند به راحتی دنبال زندگی معمولی خود باشند یا حتی دنبال ثروت بروند، اما عشق به‌ میهن و مردم آن‌ها را وا داشته است تا در موارد متعدد، منتقد سیاست‌های حکومت باشند به قیمت این که می‌دانند جریمه و زندانی می‌شوند و بایستی تاوان مخالفت‌های خود را بدهند. امروز ثابت شده است که حکومت جمهوری اسلامی در عرصه‌های اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، زیست‌محیطی، نظامی، امنیتی و سیاسی ناکارآمد بوده و حتی با این همه مصیبت باید با شدت بیشتری نقد می‌شده است.
حالا با توجه به اذعان مهمترین مسئولین نظام به نفوذ در سطوح بالا ، آیا می‌توان پرسید که طرح دستگیری و به انزوا کشاندن این کنشگران دلسوز و با اخلاق، خود طرحی نفوذی و انحرافی برای سرگرم کردن نهادهای قضایی و امنیتی بوده است؟ یا این که حکومتی با این همه ناکارآمدی خود را از اساس حق و کامل دانسته و مخالفان (اپوزیسیون) را باطل و مستلزم عذاب و حذف می‌داند؟

مسعود پزشکیان، رئیس‌الوزرا گفته است اپوزیسیون را پیدا کنید با ایشان هم مذاکره می‌کنیم.
حضرت رئیس، اپوزیسیونی که می‌خواهی با آن‌ها گفت‌وگو کنی در زندان‌ها هستند. سری به آن جا بزن.

نگارنده خود الزاما با برخی عقاید سیاسی و روش‌های این زندانیان عزیز موافقت ندارد، اما همواره مخالف دربند شدن و سانسور هرگونه عقیده‌ایست.

#مصطفا_آل_احمد
#مصطفی_آل_احمد

#زندانی_سیاسی
#آزادی_بیان
#زندان_اوین

#فاطمه_سپهری : فعال حقوق زنان و کنش‌گر اجتماعی
#حسین_شنبه‌_زاده : مترجم ، ویراستار و کنش‌گر اجتماعی
#سعید_مدنی : نویسنده و پژوهشگر علوم اجتماعی
#محمد_نوری_زاد : فیلمساز
#حسین_رونقی : کنش‌گر حقوق بشر و روزنامه‌نگار
#مصطفی_تاجزاده : سیاستمدار و فعال سیاسی
#ساسان_چمن_آرا : خواننده، نوازده و کنش‌گر اجتماعی
#مهدی_محمودیان : روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی
#مصطفی_مهرآیین : نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی

این فهرست ادامه دارد ....


#یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
🕊192👍1
🔷ایستاده بر قله‌های توهم و ناتوان از دیدن واقعیت

نه مشروعیتی باقی مانده، نه امیدی؛ فقط لجاجتی خطرناک بر بقای قدرتی پوشالی.

مهدی محمودیان

🔹در حالی‌ که کشور در بحرانی‌ترین وضعیت تاریخ معاصر خود قرار دارد، آنان که مسئول مستقیم این ویرانی‌اند، نه تنها پاسخ‌گو نیستند، بلکه هنوز هم برای حفظ ظاهرِ اقتدار، به ابزارهایی چون تهدید، پرونده‌سازی و احضارِ به زعم خود به خفه کردن صدای منتقد متوسل می‌شوند.

🔹در برابر هر نشانه‌ای از هشدار، به جای تأمل، سرکوب می‌کنند؛ و به جای شنیدن، ساکت‌کردن را تمرین می‌کنند.

🔹بی شک این راه به هر کجا ختم شود با حل مسئله منجر نخواهد شد. مشکل اصلی، نبودِ یک تصمیم تاریخی‌ست: فرمانده‌ای که خود را بر قله‌ی قدرت نشانده، هنوز نپذیرفته که شکست خورده است.

🔹او، به جای اینکه مانند یک رهبر مسئول، پذیرای پیام مردم باشد، همچنان بر همان منطق معیوب پافشاری می‌کند:
"نه جنگ می‌شود، نه مذاکره می‌کنیم!" را یادتان هست؟
نتیجه چیست؟ یک کشور فرو رفته در هرج‌ومرج، خشم، و بی‌چشم‌اندازی مطلق.

🔹اقتصاد، در سراشیبی فروپاشی‌ست.
ریال، ارزش خود را از دست داده و میلیون‌ها نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
جوانان، نه شغلی دارند، نه امیدی، نه آینده‌ای.
نخبگان، دسته‌دسته مهاجرت می‌کنند و در ازایش، یک فساد نهادی همه‌چیز را در خود می‌بلعد.

🔹سیاست، بی‌معنا شده است.
حاکمیت حتی در مهندسی انتخابات هم شکست خورده و با رکورد کم‌ترین مشارکت تاریخ خود مواجه شده.

🔹نظام، حتی دیگر قادر به تولید چهره‌ای نمایشی برای اداره کشور نیست؛ آن‌قدر تهی و بی‌اعتبار که دلقکی مانند پزشکیان رئیس جمهور شده است که حتی خودی‌ها نیز آن را جدی نمی‌گیرند.

🔹محیط زیست، در آستانه‌ی فروپاشی‌ست.
تالاب‌ها و دریاچه‌ها و سدها خشکیده‌اند، زمین‌ها فرونشسته‌اند، آلودگی هوا نفس مردم را گرقته است، و هیچ برنامه‌ای برای نجات باقی نمانده.

🔹انرژی، در بحران است. زمستان‌ها گاز نیست، تابستان‌ها آب و برق نیست، نیروگاه‌ها مازوت می‌سوزانند، آینده‌ای برای صنعت کشور باقی نمانده است.

🔹در منطقه، آن پروژه‌ی پرطمطراق صدور انقلاب ،هلال شیعی و محور مقاومت، حالا به جایی رسیده که خود فرمانده می‌گوید:
«می‌خواستیم کمک کنیم، آسمان و زمین را بر ما بستند!»

🔹این نه روایت مظلومیت است، نه نشانه‌ی اقتدار؛ این، خودِ شکست است.

🔹با این همه، خامنه‌ای به‌جای آنکه این وضعیت بحرانی را ببیند و مسئولیت آن را بپذیرد، همچنان به گشودن پرونده برای منتقدان و قفل زدن بر دهان معترضان دل‌خوش است. اما دیگر نه مشروعیتی برایش باقی مانده، نه پشمی بر کلاهش.

🔹ادامه‌ مسیر خفت‌وار فعلی، فقط عمق سقوط را بیشتر می‌کند؛ نه برای او اقتدار می‌آورد، نه برای مردم امید و نه برای کشور امنیت.

🔹تاریخ، گاه فرماندهانی را دیده که پس از شکست، با شرافت کنار رفتند و کشور را به مسیر بازسازی سپردند و گاه نیز دیده‌ایم که چگونه اصرار بر ماندن، کشورها را به کام فاجعه کشانده است.

لیدل هارت در جایی گفته بود:
«گام نخست بازیابی برای ارتش شکست‌خورده، پذیرش شکست از سوی فرمانده کل است. بدون اعتراف به شکست، احتمال بازسازی و نوسازی ممکن نیست؛ سهل است که زمینه‌ای برای شکست‌های بعدی خواهد بود.»


🔹خامنه‌ای امروز در یکی از همان نقطه‌های بی‌بازگشت ایستاده است.
یا باید شجاعت پذیرش شکست را داشته باشد و با کناره‌گیری از قدرت، راه را برای نجات ایران باز کند،
یا تن بدهد به گذار مسالمت‌آمیز، دمکراتیک و ملی از وضعیت موجود؛ گذار از ولایت مطلقه به حاکمیت ملی.
از حکومت بسته و فردمحور، به نظامی آزاد، شفاف، و پاسخ‌گو..

🔹مسیر این گذار، روشن است:
- برگزاری رفراندومی آزاد زیر نظارت نهادهای بی‌طرف و مستقل،
- تشکیل مجلس مؤسسان منتخب ملت برای تدوین قانون اساسی نوین،
-سپس برگزاری انتخابات آزاد و رقابتی برای سپردن قدرت به مردم.


🔹این، نه یک رؤیاست، نه یک تهدید؛
بلکه تنها راهی‌ست که از دل ویرانه‌های امروز، می‌تواند آینده‌ای برای ایران بسازد.


🔹همین امروز هم برای راه‌گشایی دیر است، البته که اگر کسی بر سر این راه بایستد مردم خود راه را خواهند گشود.


#مهدی_محمودیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #رفراندوم #خامنه_ای #بیانیه #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
👍31🕊42🥰1
🔴 روایت یک صحنه آرائی برای سرکوب وحشیانه

🖋️ ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان


🔹در روزهای اخیر، قوه قضائیه با انتشار چند ثانیه تصویر گزینشی از ابتدای حرکت و لحظه رسیدن به زندان اوین، مدعی شده که انتقال زندانیان سیاسی از زندان تهران بزرگ بدون کوچک‌ترین درگیری، ضرب‌وشتم یا هتک حرمت انجام شده است. این در حالی است که صدها زندانی سیاسی و عادی، و نیز بیش از هزار نیروی امنیتی و انتظامی از سپاه، وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و یگان‌های ویژه، شاهد مستقیم صحنه‌هایی از خشونت، ضرب و جرح و بی‌حرمتی آشکار بوده‌اند.


🔹حدود ساعت ۲۳ شب پنج‌شنبه ۱۶ مرداد چراغ‌های سالن و بندها روشن شد. به ما اطلاع دادند که ساعت چهار صبح روز جمعه با تعدادی اتوبوس از زندان تهران بزرگ به زندان اوین منتقل خواهیم شد. به هر نفر یک عدد گونی پنجاه کیلویی دادند و گفتند همه وسایلتان را داخل آن بریزید.

🔹در جلوی تیپ دو که قصد سوار شدن بر اتوبوس‌ها را داشتیم، ده‌ها عکاس و صدها نیروی امنیتی از گروه‌های مختلف، از سپاه و وزارت اطلاعات تا سازمان اطلاعات نیروی انتظامی و یگان انتظامی سازمان زندان‌ها، با ده‌ها ماشین منتظر خروج ما از تیپ ۲ بودند. در مقابل درب، دستبند و پابند در اختیار سربازان بود تا به دست و پای زندانیان بزنند.

🔹ده نفر آخر سالن ۹ شامل ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاج‌زاده، مهدی محمودیان، امیرحسین موسوی، حسین شنبه‌زاده، خشایار سفیدی، محمدباقر بختیار، سعید احمدی، سیامک ابراهیمی و مطلب احمدیان حاضر به زدن دستبند نشدند.

🔹ابتدا از ورودشان به اتوبوس ممانعت شد، اما با هماهنگی تلفنی مسئولین امنیتی اجازه خروج بدون زدن دستبند به این عده داده شد.

🔹همه چیز آماده یک پروژه به نظر می‌رسید.

🔹بعد از توقف اتوبوس در بین راه تیپ دو تا درب خروج، حدود ۳۰ نفر سرباز با باتوم و حدود ۵۰ نیروی نوپو با لباس‌های به اصطلاح دیجیتالی در پشت و مقابل سربازها یک تونل ایجاد کردند.

🔹ما از اتوبوس خارج شدیم. در حال حرف زدن بودیم که یک سرهنگ و یک لباس شخصی با هیکلی خیلی درشت و چاق به سربازها و نیروهای با لباس دیجیتالی دستور حمله دادند.

🔹تقریباً هر کدام از ما ده نفر چندین نیروی انتظامی و امنیتی روی سر و گردن‌مان سوار شدند. ابتدا زیر پای حسین شنبه‌زاده و خشایار سفیدی زدند و هر کدام چندین سرباز روی کمر و گردن‌شان نشستند، سپس محمودیان به خاطر درگیری لفظی که دوبار یکی در زمان عکس گرفتن مامور سازمان زندان‌ها داخل اتوبوس و یکی درگیری لفظی با سرهنگی که داخل اتوبوس تهدید کرده بود، ابتدا با اصابت باتوم یک سرباز به سرش به زمین خورد و بعد توسط چند نیروی یگان و لباس شخصی روی زمین به سمت بیرون تونل کشیده شد.

🔹آقای قدیانی با ۸۲ سال سن توسط چند سرباز ۱۸ ساله به زمین زده شد؛ آقای بختیار و سعید احمدی هم به زمین زده شدند. آقای بختیار چندین بار از زمین بلند شد و دوباره به زمین زده شد. امیرحسین موسوی با ضربه‌ای محکم به سینه اش و توسط دو سرباز به زمین کوبیده شد و سپس روی کمرش نشستند و با فشار به دستانش دستبند زدند.

🔹مطلب احمدیان در حالی که به زمین خورده بود، حداقل توسط ۵ نفر با ضربات لگد به شکم و پهلو مورد حمله قرار گرفت. سیامک ابراهیمی که به سمت مطلب احمدیان رفته بود تا مانع وحشیگری علیه او شود، به زمین زده شد و دستش به دست مطلب دستبند شد. آقای تاج‌زاده را مجبور کردند روی زمین بنشیند. سپس روی آسفالت خواباندند و به دستانش دستبند زدند.

🔹ما به عنوان آخرین اتوبوس قرار بود از درب تهران بزرگ خارج شویم و با اسکورت ماشین‌های انتظامی به سمت اوین حرکت کنیم. نحوه انتقال به این صورت بود که اتوبوس‌ها پشت سر هم قرار می‌گرفتند و چند ماشین در جلو، چند ماشین از عقب و چند ماشین در کنار، اسکورت را تشکیل می‌دادند. اما انگار قرار نبود این روز نکبت‌بار تمام شود.

🔹 آنها یقه محمودیان را کشیدند و در حالی که دستانش از پشت دستبند خورده بود، با زور از اتوبوس بیرونش بردند. به دستور سرهنگ مزبور محمودیان با دستانی که از پشت بسته شده بود، مورد حمله قرار گرفت.

🔹زندانی‌ها اعتراض کردند و هر کدام که امکان داشت، از اتوبوس خارج شدند، و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. محمودیان را پس از چند بار به زمین زدن، به سمت صندوق یک ماشین بردند و به پشت صندوق انداختند.

🔹این اتفاقات جلوی درب خروج افتاد، به همین دلیل اکثر اتوبوس‌ها شاهد این رفتارهای وحشیانه بودند. تقریباً در تمام لحظات درگیری، صدای فریاد زندانیان علیه دیکتاتور و شخص رهبر فضای خروجی زندان را پر کرده بود. زندانی‌ها با گرایش‌های مختلف مشت به شیشه می‌کوبیدند و اعتراضشان را فریاد می‌زدند.



🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

از کانال تلگرام مهدی محمودیان
@MahmoudianMehdi

#بیانیه #مهدی_محمودیان #ابوالفضل_قدیانی #مصطفی_تاج_زاده #زندان_تهران_بزرگ #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔327
اعلام جرم علیه مهدی محمودیان در پی افشای نحوه اجرای احکام مفسدان اقتصادی نزدیک به حکومت

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، از اعلام جرم و تشکیل پرونده قضایی علیه مهدی محمودیان، فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق، خبر داد. این اقدام پس از انتشار پستی از سوی محمودیان در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) انجام شد که در آن، او با انتشار بخشی از گزارشی محرمانه، به تبعیض در نحوه اجرای احکام محکومان اقتصادی وابسته به نظام اعتراض کرده بود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که پس از بازداشت مصطفی تاجزاده با رفتاری غیرمتعارف از سوی نیروهای امنیتی استان‌های تهران و مازندران و انتقال او به زندان اوین، محمودیان با انتشار پستی این اقدام را محکوم کرد. در واکنش به سخنان مدیرعامل خبرگزاری میزان مبنی بر «رعایت قانون در مورد همه زندانیان»، او جدولی از گزارش رسمی دستگاه قضایی منتشر کرد که نشان می‌داد محکومان اقتصادی وابسته به حکومت، برخلاف دیگر زندانیان، از مرخصی‌های ویژه و تخفیف‌های متعدد برخوردارند.

محمودیان در پست خود نوشت:

«دادستانی تهران بخاطر انتشار یک صفحه از یک گزارش ۸۵صفحه‌ای درباره نحوه برخورد دستگاه قضایی با پرونده مفاسد اقتصادی، در کمتر از چند ساعت علیه من اعلام جرم کرد‌.
اما از سال ۹۲ تا امروز، برای متهم به هزاران میلیارد تومان فساد اقتصادی هنوز کیفرخواست صادر نکرده و او همچنان مشغول کسب‌وکار است.»

او ساعاتی پیش‌تر نیز در توضیح انتشار بخشی از این گزارش نوشته بود:

«‏بعید است که ندانید سازمان زندان‌ها آیین‌نامه‌ای دارد که بندهایی از آن درباره غیبت زندانیان از مرخصی است؛ البته اصلاً بعید نیست که ندانید همین قوه قضاییه در مورد محکومین مفاسد اقتصادی چگونه عمل کرده است. برای اطلاع شما گوشه‌ای از وضعیت اجرای احکام این محکومین را منتشر می‌کنم.
پ.ن: اطلاعات جدول مربوط به سال ۱۴۰۱ است و هنوز به‌روزرسانی نشده.»

گزارش مورد اشاره محمودیان تنها بخشی از یک گزارش درباره نحوه اجرای احکام و برخورد با محکومان مفاسد اقتصادی بوده است. انتشار این سند، به‌ویژه در شرایطی که نام برخی از وابستگان اقتصادی حکومت در آن دیده می‌شود، با واکنش سریع دستگاه قضایی روبه‌رو شد.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد محمودیان به‌دلیل افشای تبعیض سیستماتیک در اجرای احکام و افشای اطلاعات محرمانه دستگاه قضایی، با پرونده‌ای جدید روبه‌رو شده است.

#مهدی_محمودیان #مجرمان_اقتصادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊167👍2