This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داریوش اقبالی، خواننده ایرانی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سالهاست که بهترین و دلیرترین فرزندان ایران در راه آزادی و رفاه و شادی، حبس و شکنجه و گلوله و مرگ را به جان خریدهاند.
ادامه راهی که کشتهشدگان و قربانیان جنبشهای آزادیخواهانه ایران آغاز کردند، بر عهده تک تک مردمی است که ایران را برای همه ایرانیان میخواهند و متحد، فارغ از هر زنده باد و مرده باد، در زير پرچم سه رنگ شير و خورشيد، ایران را به نقطه پایان ویرانی ۴۷ سالهاش میرسانند.
باشد که پس از اين خونبارترين شبهاى تاريخ ايران، درخشانترين روزهايش برسد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران #آزادی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
«سالهاست که بهترین و دلیرترین فرزندان ایران در راه آزادی و رفاه و شادی، حبس و شکنجه و گلوله و مرگ را به جان خریدهاند.
ادامه راهی که کشتهشدگان و قربانیان جنبشهای آزادیخواهانه ایران آغاز کردند، بر عهده تک تک مردمی است که ایران را برای همه ایرانیان میخواهند و متحد، فارغ از هر زنده باد و مرده باد، در زير پرچم سه رنگ شير و خورشيد، ایران را به نقطه پایان ویرانی ۴۷ سالهاش میرسانند.
باشد که پس از اين خونبارترين شبهاى تاريخ ايران، درخشانترين روزهايش برسد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران #آزادی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
👍33❤19🕊6💯1
مطهره گونهای:
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
در جنگ و نسلکشی، طلب استمداد از مجامع بینالمللی یک ضرورت است
مطهره گونهای، فعال سیاسی، در یادداشتی تحلیلی با تأکید بر اینکه آنچه در ایران رخ داده صرفاً «سرکوب» نیست بلکه «نسلکشی» است، معتقد است در مواجهه با حکومتی تا بندندان مسلح که تنها زبان گلوله را میفهمد، مفاهیمی چون گذار دموکراتیک و پرهیز مطلق از مداخله خارجی کارایی خود را از دست دادهاند و «دفاع مشروع» به ضرورتی گریزناپذیر برای نجات ایران بدل شده است.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
میتوان از آدمها بت نساخت، آنها را تقدیس نکرد، اما سخنانشان را شنید و به نقد کشید.
دستکم سه سال فرصت وجود داشت تا جزئیات پیشنهاد «نجات ایران» تکمیل و ارائه شود. اکنون، در بحبوحه گذار اعتراض به انقلاب، باید منتظر اراده مردم و پیامدهای آن ماند. در چنین شرایطی حتی سخن گفتن از «دموکراتیک بودن» گذار نیز بیمعناست.
ما با حکومتی تا بندندان مسلح روبهرو هستیم؛ حکومتی که تنها زبان گلوله و موشک را به رسمیت میشناسد. این امکان وجود داشت که مجموعه نیروهای سیاسی ـ که برخی از آنها هویت خود را بیش از هر چیز در نفی و انکار جریان مقابل خود تعریف میکنند ـ به جای این رویکرد سلبی، بر اتحاد درونی و همبستگی با دیگر نیروهای دارای پایگاه اجتماعی و ظرفیت واقعی تمرکز کنند. استفاده از کلیدواژههای مبهم یا جملاتی که حتی به اندازه یک دقیقه به تداوم حیات حاکمیت کمک میکنند، دیگر نمیتواند نقش «راهنما» ایفا کند.
این روزها شاهد صدور بیانیههایی از سوی فعالان سیاسی هستیم که برخی از آنها بر عدم «مداخله خارجی» تاکید میکنند.
اعلام مخالفت صریح با «عدم مداخله خارجی» بدون بازتعریف روشن این مفهوم، یا در قالب کلیگویی، پاسخی متناسب با وضعیت ویرانگر کنونی نیست.
نام بزرگ آنچه این روزها بر ایران گذشته را نمیتوان صرفاً به «سرکوب»، «کشتار» یا «جنایت بشری» تقلیل داد. آنچه در واقع رخ داد، «نسلکشی» بود. امروز میتوان با قاطعیت گفت که تمامیت مردم ایران در برابر تمامیت مرجعیت شیعه و استبداد دینی صفآرایی کردهاند؛ حتی اگر بهای آن تکهتکه شدن کشور یا بدتر از آن، جنگ باشد. با این حال، باید تأکید کرد که جنگ اصلی هماکنون در خاک این سرزمین جریان دارد و دشمن اصلی، خامنهای و جمهوری اسلامیاند که ملت را به نابودی میکشانند.
از این رو، «دفاع مشروع» و حتی «حمایت از مداخله خارجی» در برابر این تمامیت خون، جنون و ستم، نهتنها مذموم و مصداق «وطنفروشی» نیست، بلکه عین «وطنپرستی» است و در عین حال، گریزناپذیر خواهد بود. تروریسمی که این روزها بهطور گسترده در ادبیات امنیتی و تبلیغاتی نظام تکرار میشود، یادآور ارعاب دهه شصت است؛ دههای که هم رخدادهایش و هم سرکوب بیسابقهاش با هدف شکستن اراده مردم رقم خورد.
نباید از سرسختی خامنهای در حفظ قدرت و پیرویاش از قرائت عاشورایی از سیاست غافل شد. او از شکست «امت» در برابر «ملت» خشمگین است؛ خشمی که حتی نوزاد بیگناه را نیز در آتش انتقام خود میسوزاند. امروز دشمن دیگر دیش ماهواره، اینترنت یا «غربزدگی» نیست؛ دشمن کتاب، دانشگاه و رسانه آزاد است. حتی جمعی کوچک که در چایخانهای درباره گرانی بنزین صحبت میکنند نیز تحمل نمیشود.
در نتیجه، خرد و کلان، پیر و جوان، با یاری ساختار دولتی «خالص» و «مخلص»، به شکلی سیستماتیک حذف میشوند؛ یا در خیابان با گلوله جنگی از پشت هدف قرار میگیرند، یا از ابتداییترین حقوق شهروندی محروم میشوند. مردم دیگر در آمار حکومت جایی ندارند و این فیلتر جلادِ خالصساز، به فرمان خامنهای آنقدر میکُشد تا جز مدیحه رهبر چیزی شنیده نشود.
مردم با دست خالی و سنگ، این بار نه صرفاً از سر استیصال، بلکه آگاهانه و با خشمی فزاینده، در نبردی نابرابر با خدا، کتاب و مکتب جمهوری اسلامی ـ که همگی در خدمت حفظ نظام و ولایت مطلقه فقیهاند ـ جان میبازند.
منطق و تجربه تاریخی حکم میکند که در شرایط جنگ و نسلکشی، باید از مجامع بینالمللی طلب استمداد کرد. این امر نه «دخالت نامشروع» است و نه «اشغال سرزمینی»، بلکه تلاشی برای «نجات ایران» از سالها ویرانیِ پیوند دین و قدرت است. این خاک قرار نیست اشغال شود؛ چهبسا همین امروز نیز در اشغال جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای آن و عطش سیریناپذیر قدرت و استبداد خامنهای باشد. در چنین وضعیتی، راهی جز «دفاع مشروع» باقی نمانده است.
امید که ایران، دوباره ایران شود.
#مداخله_بشردوستانه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #ایران #مطهره_گونهای
@Tavaana_TavaanaTech
👍25❤6💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" ققنوس " با صدا و ترانه و آهنگ ِ هنرمندی، با نام مستعار #صدای_مردم ؛ برای شجاعترین مردم تاریخ جهان که با دستانی خالی و دلی پُر به خیابانهای شهرشان آمدند سروده و ساخته شده. به یاد هزاران هزار #جاوید_نام که در راه وطن به دست جلادان خونخوار رژیم جمهوری اسلامی کشته شدن. به امید لحظه رهایی مردم کشورم از چنگال ظلم و ستم ؛ به امید آزادی ایران ❤️
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
" ققنوس " با صدا و ترانه و آهنگ ِ هنرمندی، با نام مستعار #صدای_مردم ؛ برای شجاعترین مردم تاریخ جهان که با دستانی خالی و دلی پُر به خیابانهای شهرشان آمدند سروده و ساخته شده. به یاد هزاران هزار #جاوید_نام که در راه وطن به دست جلادان خونخوار رژیم جمهوری اسلامی کشته شدن. به امید لحظه رهایی مردم کشورم از چنگال ظلم و ستم ؛ به امید آزادی ایران ❤️
متن و ویدیو ارسالی مخاطبان
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
❤16🕊2
چگونه روایت
«هر دو طرف کشته دادهاند»
مسئولیت کشتار را پنهان میکند!
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، یکی از پرتکرارترین روایتهای رسمی این بود: «از هر دو طرف کشته شدهاند و ما سوگوار هر دو هستیم». این جمله در ظاهر انسانی و بیطرفانه به نظر میرسد، اما در واقع نمونهی روشن یک مغالطهی شناختهشده است: معادلسازی کاذب.
معادلسازی کاذب زمانی رخ میدهد که دو موقعیت اساساً نابرابر، از نظر اخلاقی و سیاسی همسطح نشان داده میشوند. در اینجا، مردم معترض، بیسلاح، فاقد قدرت سازمانیافته و بدون اختیار استفاده از خشونت، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیج، مسلح، آموزشدیده، برخوردار از مصونیت قضایی و مأمور اجرای سرکوب، در یک تراز قرار داده میشوند. این تراز، واقعی نیست؛ ساختگی است.
اینکه هر مرگی دردناک و اندوهبار است، گزارهای انسانی و درست است. اما همهی مرگها یکسان و هممعنا نیستند. کسی که در مقام قدرت و با سلاح جنگی کشته میشود، در همان موقعیتی نیست که انسانی غیرمسلح در خیابان یا محلهی مسکونی هدف گلوله قرار میگیرد. حذف این تفاوت، حذف مسئولیت است.
معادلسازی کاذب یک کارکرد مشخص دارد: پاککردن نقش عامل خشونت. وقتی گفته میشود «هر دو طرف کشته دادهاند»، پرسش اصلی به حاشیه میرود: چه کسی دستور داد؟ چه کسی شلیک کرد؟ چه کسی ابزار و اختیار کشتن را داشت؟ این روایت، بهجای روشنکردن حقیقت، گردی اخلاقی بر صحنه میپاشد.
سوگواری واقعی، نیازمند شجاعت دیدن نابرابری است. بیطرفیِ ادعایی در برابر رابطهی نابرابر قدرت، بیطرفی نیست؛ جانبداری پنهان از خشونت است. عدالت از مساوینشاندادن قربانی و عامل سرکوب آغاز نمیشود، بلکه از بهرسمیتشناختن همین نابرابری بنیادین آغاز میشود.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
«هر دو طرف کشته دادهاند»
مسئولیت کشتار را پنهان میکند!
پیام همراهان
پس از کشتار خونین هجدهم و نوزدهم دی، یکی از پرتکرارترین روایتهای رسمی این بود: «از هر دو طرف کشته شدهاند و ما سوگوار هر دو هستیم». این جمله در ظاهر انسانی و بیطرفانه به نظر میرسد، اما در واقع نمونهی روشن یک مغالطهی شناختهشده است: معادلسازی کاذب.
معادلسازی کاذب زمانی رخ میدهد که دو موقعیت اساساً نابرابر، از نظر اخلاقی و سیاسی همسطح نشان داده میشوند. در اینجا، مردم معترض، بیسلاح، فاقد قدرت سازمانیافته و بدون اختیار استفاده از خشونت، در کنار نیروهای انتظامی، امنیتی و بسیج، مسلح، آموزشدیده، برخوردار از مصونیت قضایی و مأمور اجرای سرکوب، در یک تراز قرار داده میشوند. این تراز، واقعی نیست؛ ساختگی است.
اینکه هر مرگی دردناک و اندوهبار است، گزارهای انسانی و درست است. اما همهی مرگها یکسان و هممعنا نیستند. کسی که در مقام قدرت و با سلاح جنگی کشته میشود، در همان موقعیتی نیست که انسانی غیرمسلح در خیابان یا محلهی مسکونی هدف گلوله قرار میگیرد. حذف این تفاوت، حذف مسئولیت است.
معادلسازی کاذب یک کارکرد مشخص دارد: پاککردن نقش عامل خشونت. وقتی گفته میشود «هر دو طرف کشته دادهاند»، پرسش اصلی به حاشیه میرود: چه کسی دستور داد؟ چه کسی شلیک کرد؟ چه کسی ابزار و اختیار کشتن را داشت؟ این روایت، بهجای روشنکردن حقیقت، گردی اخلاقی بر صحنه میپاشد.
سوگواری واقعی، نیازمند شجاعت دیدن نابرابری است. بیطرفیِ ادعایی در برابر رابطهی نابرابر قدرت، بیطرفی نیست؛ جانبداری پنهان از خشونت است. عدالت از مساوینشاندادن قربانی و عامل سرکوب آغاز نمیشود، بلکه از بهرسمیتشناختن همین نابرابری بنیادین آغاز میشود.
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای هموطن...
خواننده: شمیرام
ترانه: علی انصاری
آهنگساز: سام آیزیا
تنظیم: حامد پورساعی
کارگردان: علی عزیزیان
#برای_ایران #همبستگی #هنر_اعتراض #ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
خواننده: شمیرام
ترانه: علی انصاری
آهنگساز: سام آیزیا
تنظیم: حامد پورساعی
کارگردان: علی عزیزیان
#برای_ایران #همبستگی #هنر_اعتراض #ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊3💔2
آقای رئیسجمهور:
جمهوری اسلامی فقط زبان زور را میفهمد
قدرت را برای مهار کشتار به کار گیرید.
جناب آقای رئیسجمهور دونالد ترامپ
کشتار خونین روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بار دیگر واقعیتی را عریان کرد که مردم ایران سالهاست با گوشت و پوست خود تجربه میکنند: جمهوری اسلامی در برابر هشدار، گفتوگو و ابتکارهای دیپلماتیک عقبنشینی نمیکند. این نظام تنها زمانی متوقف میشود که هزینهای واقعی و ملموس در برابر خود ببیند.
مردم ایران امروز داغدار و خشمگیناند؛ خشمی که نه از نفرت، بلکه از بیعدالتی مزمن، مصونیت آمران جنایت و بیپاسخماندن خون قربانیان برمیخیزد. خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، به آمران این کشتارها دسترسی ندارند و طبیعی است که از جامعه جهانی و بهویژه از ایالات متحده، انتظار اقدام مسئولانه داشته باشند.
جمهوری اسلامی نشان داده است که «نگرانی عمیق» و «پیامهای دیپلماتیک» را نشانهی ضعف تلقی میکند. هر روزی که رهبر جمهوری اسلامی و حلقهی تصمیمگیرندگان پیرامون او بدون هزینه در جایگاه خود باقی میمانند، به معنای جانهای بیشتری است که از انسانهای بیدفاع گرفته میشود.
صلح، بدون اعمال قدرت برای مهار جنایت، به شعاری توخالی تبدیل میشود. اگر جامعه جهانی واقعاً به جلوگیری از خشونت و بیثباتی پایدار باور دارد، باید مستقیماً آمران و تصمیمگیرندگان اصلی را هدف بگیرد آنچنانی که قاسم سلیمانی هدف قرار گرفت.
وقتی آمران در امان میمانند، خشم اجتماعی راهی جز فوران پیدا نمیکند و انتقام کور جای عدالت را میگیرد. اقدام قاطع علیه رأس قدرت، دقیقاً همان چیزی است که میتواند این خشم را از مسیر ویرانگر به مسیر دادخواهی و پاسخگویی هدایت کند.
بیتفاوتی امروز، هزینهی خونین فرداست. مردم ایران نمیخواهند خشونت را با خشونت پاسخ دهند، اما نمیتوان از آنان انتظار داشت در برابر کشتار مستمر، تنها نظارهگر بمانند. مسئولیت تاریخی شما و دولتتان این است که نشان دهید قدرت میتواند و باید در خدمت صلح به کار گرفته شود.
این یادداشت از دل سوگ و خشم نوشته شده است؛ از جانب مردمی که هنوز امیدوارند جهان آزاد، در برابر جنایت آشکار، صرفاً تماشاگر نباشد.
با احترام
یک معلم داغدار
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی فقط زبان زور را میفهمد
قدرت را برای مهار کشتار به کار گیرید.
جناب آقای رئیسجمهور دونالد ترامپ
کشتار خونین روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بار دیگر واقعیتی را عریان کرد که مردم ایران سالهاست با گوشت و پوست خود تجربه میکنند: جمهوری اسلامی در برابر هشدار، گفتوگو و ابتکارهای دیپلماتیک عقبنشینی نمیکند. این نظام تنها زمانی متوقف میشود که هزینهای واقعی و ملموس در برابر خود ببیند.
مردم ایران امروز داغدار و خشمگیناند؛ خشمی که نه از نفرت، بلکه از بیعدالتی مزمن، مصونیت آمران جنایت و بیپاسخماندن خون قربانیان برمیخیزد. خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، به آمران این کشتارها دسترسی ندارند و طبیعی است که از جامعه جهانی و بهویژه از ایالات متحده، انتظار اقدام مسئولانه داشته باشند.
جمهوری اسلامی نشان داده است که «نگرانی عمیق» و «پیامهای دیپلماتیک» را نشانهی ضعف تلقی میکند. هر روزی که رهبر جمهوری اسلامی و حلقهی تصمیمگیرندگان پیرامون او بدون هزینه در جایگاه خود باقی میمانند، به معنای جانهای بیشتری است که از انسانهای بیدفاع گرفته میشود.
صلح، بدون اعمال قدرت برای مهار جنایت، به شعاری توخالی تبدیل میشود. اگر جامعه جهانی واقعاً به جلوگیری از خشونت و بیثباتی پایدار باور دارد، باید مستقیماً آمران و تصمیمگیرندگان اصلی را هدف بگیرد آنچنانی که قاسم سلیمانی هدف قرار گرفت.
وقتی آمران در امان میمانند، خشم اجتماعی راهی جز فوران پیدا نمیکند و انتقام کور جای عدالت را میگیرد. اقدام قاطع علیه رأس قدرت، دقیقاً همان چیزی است که میتواند این خشم را از مسیر ویرانگر به مسیر دادخواهی و پاسخگویی هدایت کند.
بیتفاوتی امروز، هزینهی خونین فرداست. مردم ایران نمیخواهند خشونت را با خشونت پاسخ دهند، اما نمیتوان از آنان انتظار داشت در برابر کشتار مستمر، تنها نظارهگر بمانند. مسئولیت تاریخی شما و دولتتان این است که نشان دهید قدرت میتواند و باید در خدمت صلح به کار گرفته شود.
این یادداشت از دل سوگ و خشم نوشته شده است؛ از جانب مردمی که هنوز امیدوارند جهان آزاد، در برابر جنایت آشکار، صرفاً تماشاگر نباشد.
با احترام
یک معلم داغدار
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤8🕊3💔3
محکومیت مصطفی مهرآیین به ۵ سال حبس تعزیری قابل اجرا
بر اساس رأی صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به تاریخ ۱۱ آذر ماه، که به تایید دادگاه تجدیدنظر نیز رسیده است، مصطفی مهرآیین مجموعاً ۸ سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
دادگاه انقلاب اسلامی با صدور دادنامهای، مصطفی مهرآیین را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام رهبری» مجرم شناخت.
بر اساس این رأی، وی بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس، بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و بابت اهانت به مقام رهبری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است که مطابق مقررات، مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.
دادگاه همچنین با استناد به مواد ۲۳ و ۱۸ قانون مجازات اسلامی، مهرآیین را به عنوان مجازات تکمیلی به محرومیت از فعالیت در فضای مجازی، رسانهها، احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی و نیز ممنوعالخروجی از کشور به مدت دو سال محکوم کرده است.
مهرآیین اعلام کرده است ظرف سه روز آینده باید خود را به زندان معرفی کند.
جمهوری اسلامی یک استاد جامعهشناسی را تنها بهدلیل نوشتن چند نامه خطاب به علی خامنهای، فعالیت در شبکههای اجتماعی و بیان دیدگاههای انتقادی، به زندانی طولانیمدت محکوم کرده است؛ حکمی که نه نشانه اقتدار، بلکه اعترافی آشکار به ترس عمیق از اندیشه، گفتوگو و هر صدای مستقل در جامعه است. حکومتی که از نامه یک استاد دانشگاه میهراسد، پیشاپیش مشروعیت خود را از دست داده است.
اگر خامنهای در سالهای گذشته به هشدارها و توصیههای دلسوزانه افرادی چون آقای مهرآیین گوش میداد و بهجای چنگ زدن به قدرت، راه کنارهگیری مسئولانه و گذار مسالمتآمیز را انتخاب میکرد، امروز این همه خون در ایران ریخته نمیشد، این حجم از ویرانی و اندوه بر جامعه تحمیل نمیشد و هزینه تغییر تا این اندازه سنگین نمیشد.
اما اصرار بر ماندن به هر قیمت، سرکوب بیوقفه منتقدان و بستن همه راههای اصلاح، کشور را به نقطهای رسانده که حتی نوشتن نامه و بیان مسالمتآمیز اعتراض نیز با زندان و مجازات پاسخ داده میشود؛ وضعیتی که بیش از هر زمان دیگر نشان میدهد بحران اصلی نه صدای منتقدان، بلکه ساختاری است که بقای خود را در خاموش کردن حقیقت جستوجو میکند.
#مصطفی_مهرآئین #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس رأی صادره از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به تاریخ ۱۱ آذر ماه، که به تایید دادگاه تجدیدنظر نیز رسیده است، مصطفی مهرآیین مجموعاً ۸ سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد.
دادگاه انقلاب اسلامی با صدور دادنامهای، مصطفی مهرآیین را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام رهبری» مجرم شناخت.
بر اساس این رأی، وی بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس، بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس و بابت اهانت به مقام رهبری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است که مطابق مقررات، مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.
دادگاه همچنین با استناد به مواد ۲۳ و ۱۸ قانون مجازات اسلامی، مهرآیین را به عنوان مجازات تکمیلی به محرومیت از فعالیت در فضای مجازی، رسانهها، احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی و نیز ممنوعالخروجی از کشور به مدت دو سال محکوم کرده است.
مهرآیین اعلام کرده است ظرف سه روز آینده باید خود را به زندان معرفی کند.
جمهوری اسلامی یک استاد جامعهشناسی را تنها بهدلیل نوشتن چند نامه خطاب به علی خامنهای، فعالیت در شبکههای اجتماعی و بیان دیدگاههای انتقادی، به زندانی طولانیمدت محکوم کرده است؛ حکمی که نه نشانه اقتدار، بلکه اعترافی آشکار به ترس عمیق از اندیشه، گفتوگو و هر صدای مستقل در جامعه است. حکومتی که از نامه یک استاد دانشگاه میهراسد، پیشاپیش مشروعیت خود را از دست داده است.
اگر خامنهای در سالهای گذشته به هشدارها و توصیههای دلسوزانه افرادی چون آقای مهرآیین گوش میداد و بهجای چنگ زدن به قدرت، راه کنارهگیری مسئولانه و گذار مسالمتآمیز را انتخاب میکرد، امروز این همه خون در ایران ریخته نمیشد، این حجم از ویرانی و اندوه بر جامعه تحمیل نمیشد و هزینه تغییر تا این اندازه سنگین نمیشد.
اما اصرار بر ماندن به هر قیمت، سرکوب بیوقفه منتقدان و بستن همه راههای اصلاح، کشور را به نقطهای رسانده که حتی نوشتن نامه و بیان مسالمتآمیز اعتراض نیز با زندان و مجازات پاسخ داده میشود؛ وضعیتی که بیش از هر زمان دیگر نشان میدهد بحران اصلی نه صدای منتقدان، بلکه ساختاری است که بقای خود را در خاموش کردن حقیقت جستوجو میکند.
#مصطفی_مهرآئین #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊8👍6❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این سخنان ابوالفضل بهرامپور، چهره رسمی و مورد استفاده صداوسیمای جمهوری اسلامی، بار دیگر منطق عریان خشونت در ایدئولوژی حاکم را آشکار میکند. او در یک برنامه رسمی تلویزیونی، نهتنها از کشتن «۱۰ هزار نفر» در جامعه ایران دفاع میکند، بلکه با جزئیات، «زجرکشکردن» را توضیح میدهد؛ از بریدن دست راست و پای چپ تا درآوردن چشم، و مدعی میشود که با چنین اعمالی «افراط» صورت نگرفته است.
همین منطق است که امروز در خیابانها، زندانها و بازداشتگاهها به عمل تبدیل شده: شلیک به معترضان بیدفاع، کشتن نوجوانان، صدور و اجرای گسترده احکام اعدام، و عادیسازی مرگ بهعنوان ابزار «حفظ نظم».
پرسش اصلی اینجاست: چه کسی واقعاً امنیت جامعه را به خطر انداخته است؟ امنیتی که از آن سخن میگویند، نه امنیت مردم، بلکه امنیت قدرت، ایدئولوژی و منافع حاکمان است.
ابوالفضل بهرامپور کارشناس ارشد ادبیات و علوم قرآنی و مؤسس دفتر ترجمه و تفسیر دارالقرآن و از چهرههای وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی تهران است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
همین منطق است که امروز در خیابانها، زندانها و بازداشتگاهها به عمل تبدیل شده: شلیک به معترضان بیدفاع، کشتن نوجوانان، صدور و اجرای گسترده احکام اعدام، و عادیسازی مرگ بهعنوان ابزار «حفظ نظم».
پرسش اصلی اینجاست: چه کسی واقعاً امنیت جامعه را به خطر انداخته است؟ امنیتی که از آن سخن میگویند، نه امنیت مردم، بلکه امنیت قدرت، ایدئولوژی و منافع حاکمان است.
ابوالفضل بهرامپور کارشناس ارشد ادبیات و علوم قرآنی و مؤسس دفتر ترجمه و تفسیر دارالقرآن و از چهرههای وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی تهران است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊8❤2👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علی مطهری، بهتازگی در یک مصاحبه گفت:
«الان که جامعه در آزادی کامل است. خانمها هر جور میخواهند میآیند بیرون، مشروبات الکلی هم راحت گیر میآید؛ پس چرا اعتراض میکنید؟»
این ادعا در حالی مطرح میشود که همان گوینده، پیشتر خواستار برخورد پلیس با زنانی شده بود که «نافشان مشخص است» و دویدن زنان در ماراتن کیش را «پدیدهای زشت» خوانده بود.
او که فرزند آیتالله مطهری است، سالها پیش گفته بود:
«بدبین نباشید، نیروهای حشدالشعبی هموطن ما هستند؛ اصلا هر جا اسلام باشد، وطن همانجاست.»
همین یک جمله بهروشنی نشان میدهد در نگاه او، مرز، ملت و حقوق شهروندی اهمیتی ندارد و ایدئولوژی جای ایران و مردمش نشسته است.
پاسخ شما به علی مطهری چیست؟!
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
«الان که جامعه در آزادی کامل است. خانمها هر جور میخواهند میآیند بیرون، مشروبات الکلی هم راحت گیر میآید؛ پس چرا اعتراض میکنید؟»
این ادعا در حالی مطرح میشود که همان گوینده، پیشتر خواستار برخورد پلیس با زنانی شده بود که «نافشان مشخص است» و دویدن زنان در ماراتن کیش را «پدیدهای زشت» خوانده بود.
او که فرزند آیتالله مطهری است، سالها پیش گفته بود:
«بدبین نباشید، نیروهای حشدالشعبی هموطن ما هستند؛ اصلا هر جا اسلام باشد، وطن همانجاست.»
همین یک جمله بهروشنی نشان میدهد در نگاه او، مرز، ملت و حقوق شهروندی اهمیتی ندارد و ایدئولوژی جای ایران و مردمش نشسته است.
پاسخ شما به علی مطهری چیست؟!
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍16🕊6❤3