روایت یک بازداشتی از شکنجه پس از اعتراضات ۱۸ دی؛ «با انبردست بخیه دستم را کشیدند»
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره میترسم و شوکه میشم. بخیه دستمو با انبردست میکشیدن، زخمم باز میشد و خون میرفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار میدادن؛ بیهوش میشدم و وقتی به خودم میاومدم میدیدم همهجا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما میخواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو میشنیدم که التماس میکردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. میگفتم چرا منو نمیکشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد میکنه وقتی اینا رو مینویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود میگفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا میکنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..
خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمیگنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم میترسم؛ فکر میکنم اومدن دوباره ببرنم.»
ـ روایت بالا را یکی از بازداشتشدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روانشناس معرفی کردیم.
ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانوادههای دادخواه هستید و به روانشناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔51❤9🕊9
تداوم بازداشت چهار شهروند در کرمان پس از اعتراضات دیماه؛ افزایش نگرانیها درباره اعترافات اجباری و بیخبری از وضعیت آنان
چند روز پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در تاریخ ۲۲ دیماه محمد محمدیان و در تاریخ ۲۳ دیماه امیرمحمد سرحدی و علی گیلانی در شهر کرمان بازداشت شدند و چند روز بعد نیز پوریا میرزایی بازداشت شد. در همان روزهای ابتدایی، ویدئویی از اعترافات اجباری این افراد با عنوان «عاملان آتشزدن موکب میدان کوثر کرمان» در رسانهها منتشر شد.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، این چهار بازداشتی تحت فشار، تهدید و ضربوشتم مجبور به امضای اتهاماتی شدهاند که ارتباطی با واقعیت نداشته است. با توجه به بیخبری کامل از وضعیت این افراد در روزهای اخیر، طرح اتهامات سنگین و انتشار ویدئوی اعتراف اجباری، نگرانیها درباره امنیت جانی آنان افزایش یافته است.
تکمیلی:
امیرمحمد سرحدی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، در حال حاضر در بازداشت موقت بهسر میبرد.
محمد محمدیان، دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد کرمان و علی گیلانی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، به «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» متهم شدهاند.
پوریا میرزایی است با اتهام «افساد فیالارض» مواجه شده است.
#از_بازداشتیها_بگو #محمد_محمدیان #امیرمحمد_سرحدی #علی_گیلانی #پوریا_میرزایی
@Tavaana_TavaanaTech
چند روز پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در تاریخ ۲۲ دیماه محمد محمدیان و در تاریخ ۲۳ دیماه امیرمحمد سرحدی و علی گیلانی در شهر کرمان بازداشت شدند و چند روز بعد نیز پوریا میرزایی بازداشت شد. در همان روزهای ابتدایی، ویدئویی از اعترافات اجباری این افراد با عنوان «عاملان آتشزدن موکب میدان کوثر کرمان» در رسانهها منتشر شد.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، این چهار بازداشتی تحت فشار، تهدید و ضربوشتم مجبور به امضای اتهاماتی شدهاند که ارتباطی با واقعیت نداشته است. با توجه به بیخبری کامل از وضعیت این افراد در روزهای اخیر، طرح اتهامات سنگین و انتشار ویدئوی اعتراف اجباری، نگرانیها درباره امنیت جانی آنان افزایش یافته است.
تکمیلی:
امیرمحمد سرحدی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، در حال حاضر در بازداشت موقت بهسر میبرد.
محمد محمدیان، دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد کرمان و علی گیلانی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، به «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» متهم شدهاند.
پوریا میرزایی است با اتهام «افساد فیالارض» مواجه شده است.
#از_بازداشتیها_بگو #محمد_محمدیان #امیرمحمد_سرحدی #علی_گیلانی #پوریا_میرزایی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22❤4💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محسن جهاندیده، ۳۶ ساله، با شلیک مستقیم در نازیآباد تهران جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، محسن جهاندیده، ۳۶ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دیماه در محدوده میدان بهشت نازیآباد هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
به گفته منابع نزدیک، او که به شغل بنکداری کفش در بازار مشغول بود و مجرد بود، هنگام حرکت به سمت حوزه مقاومت بسیج در میدان بهشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. بنا بر این روایت، نیروهای حاضر او را به بیمارستان هفتتیر منتقل کردند، اما خانواده که همان شب به بیمارستان مراجعه کرده بودند تا صبح هیچ اطلاعی از وضعیت او دریافت نکردند و به آنان گفته شد مورد فوتی وجود ندارد.
طبق این گزارش، صبح روز بعد افرادی مسلح به بیمارستان مراجعه کرده و پیکرها را با خود بردهاند و پس از آن تصاویر مربوط به جانباختگان در اختیار خانوادهها قرار گرفته است.
#محسن_جهاندیده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محسن جهاندیده، ۳۶ ساله، با شلیک مستقیم در نازیآباد تهران جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، محسن جهاندیده، ۳۶ ساله و ساکن تهران، روز ۱۸ دیماه در محدوده میدان بهشت نازیآباد هدف شلیک مستقیم قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
به گفته منابع نزدیک، او که به شغل بنکداری کفش در بازار مشغول بود و مجرد بود، هنگام حرکت به سمت حوزه مقاومت بسیج در میدان بهشت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. بنا بر این روایت، نیروهای حاضر او را به بیمارستان هفتتیر منتقل کردند، اما خانواده که همان شب به بیمارستان مراجعه کرده بودند تا صبح هیچ اطلاعی از وضعیت او دریافت نکردند و به آنان گفته شد مورد فوتی وجود ندارد.
طبق این گزارش، صبح روز بعد افرادی مسلح به بیمارستان مراجعه کرده و پیکرها را با خود بردهاند و پس از آن تصاویر مربوط به جانباختگان در اختیار خانوادهها قرار گرفته است.
#محسن_جهاندیده #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤15💔10🕊6
تداوم بازداشت پدرام صفرپور، هنرمند ۳۰ ساله، در کرمان
بر اساس اطلاعات دریافتی، پدرام صفرپور، جوانی حدوداً ۳۰ ساله اهل استان کرمان، صبح روز ۱۹ دیماه در منزل شخصی خود واقع در خیابان شهاب بازداشت شده است.
به گفته منابع نزدیک، او در حوزه نقاشی و طراحی گرافیک فعالیت داشته و از علاقهمندان طبیعتگردی و کوهپیمایی بوده است.
گفته شده که دست کم یک بار با خاله خود تماس داشته است.
از علت بازداشت، اتهامات و وضعیت کنونی پدرام صفرپور تاکنون اطلاعاتی منتشر نشده است.
متاسفانه طبق روال جمهوری اسلامی، بازداشتشدگان در مرحله تحقیقات از حق انتخاب وکیل مورد نظر خود محروم هستند.
حق ملاقات با خانواده و وکیل، تماس تلفنی، داشتن وکیل انتخابی، از جمله حقوقی است که غالبا نقض میشود. ضمن آنکه نگهداری در بلاتکلیفی، شکنجه و برخوردهای توهینآمیز هم در اغلب موارد گزارش شده است که ناقض حقوق بشر و حقوق زندانی است.
سخنان رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در خصوص انتساب اتهامات سنگین به بازداشتشدگان، نگرانی درباره وضعیت آنها را بیشتر کرده است.
#پدرام_صفرپور #کرمان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
تداوم بازداشت پدرام صفرپور، هنرمند ۳۰ ساله، در کرمان
بر اساس اطلاعات دریافتی، پدرام صفرپور، جوانی حدوداً ۳۰ ساله اهل استان کرمان، صبح روز ۱۹ دیماه در منزل شخصی خود واقع در خیابان شهاب بازداشت شده است.
به گفته منابع نزدیک، او در حوزه نقاشی و طراحی گرافیک فعالیت داشته و از علاقهمندان طبیعتگردی و کوهپیمایی بوده است.
گفته شده که دست کم یک بار با خاله خود تماس داشته است.
از علت بازداشت، اتهامات و وضعیت کنونی پدرام صفرپور تاکنون اطلاعاتی منتشر نشده است.
متاسفانه طبق روال جمهوری اسلامی، بازداشتشدگان در مرحله تحقیقات از حق انتخاب وکیل مورد نظر خود محروم هستند.
حق ملاقات با خانواده و وکیل، تماس تلفنی، داشتن وکیل انتخابی، از جمله حقوقی است که غالبا نقض میشود. ضمن آنکه نگهداری در بلاتکلیفی، شکنجه و برخوردهای توهینآمیز هم در اغلب موارد گزارش شده است که ناقض حقوق بشر و حقوق زندانی است.
سخنان رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در خصوص انتساب اتهامات سنگین به بازداشتشدگان، نگرانی درباره وضعیت آنها را بیشتر کرده است.
#پدرام_صفرپور #کرمان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علیرضا مقدسی نیکو، ۲۱ ساله و دانشجو بود
علیرضا مقدسی نیکو، دانشجوی ۲۱ ساله مقطع کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات در دانشگاه سمنان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در شهر اندیشه فاز ۱ بر اثر اصابت گلوله از ناحیه گردن توسط نیروهای سرکوبگر به قتل رسید.
ویدیوی منتشر شده نشان میدهد ک در تشییع علیرضا مقدسی نیکو شعار این گل پر پر شده هدیه به میهن شده سر دادند.
#علیرضا_مقدسی_نیکو #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا مقدسی نیکو، دانشجوی ۲۱ ساله مقطع کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات در دانشگاه سمنان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ در شهر اندیشه فاز ۱ بر اثر اصابت گلوله از ناحیه گردن توسط نیروهای سرکوبگر به قتل رسید.
ویدیوی منتشر شده نشان میدهد ک در تشییع علیرضا مقدسی نیکو شعار این گل پر پر شده هدیه به میهن شده سر دادند.
#علیرضا_مقدسی_نیکو #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊7❤2
فانتزیِ حادثهی بزرگ!
مرگ رهبر | مداخلهی خارجی
چرا مردم ایران منتظر یک اتفاق بزرگ هستند؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر، انتظارِ «یک اتفاق بزرگ» به بخشی از گفتوگوی روزمره ایرانیان تبدیل شده است؛ حادثهای بیرونی که ناگهان وضعیت موجود را قطع کند: مرگ رهبر، مداخله خارجی، جنگ یا فروپاشی. این انتظار را نمیتوان صرفاً به تحلیلهای سیاسی تقلیل داد. مسئله، بیش از آنکه عقلانی یا راهبردی باشد، روانی–جمعی است.
جامعهای که بارها مسیرهای تغییر تدریجی را آزموده، اصلاح، اعتراض، مشارکت و هر بار به بنبست رسیده، آرامآرام دچار نوعی درماندگی آموختهشده میشود. تجربهی تکرارشوندهی بیاثری کنش، این باور را تثبیت میکند که «از ما کاری ساخته نیست». در چنین وضعی، عاملیت فرسوده میشود و انتظار جای کنش را میگیرد.
اینجاست که «فانتزی حادثه بزرگ» شکل میگیرد. فانتزی، خیالپردازی ساده نیست؛ سازوکاری است برای تحمل انسداد. حادثهی بزرگ، هرچه باشد، یک ویژگی حیاتی دارد: گسست. گسست از زمانِ کشدار و فرساینده، از تداوم وضعیتی که نه زندگی است و نه مرگ. به همین دلیل، حتی فاجعه میتواند در ناخودآگاه جمعی لباس امید بپوشد.
مرگ رهبر در این تخیل، نه صرفاً حذف یک فرد، بلکه پایان یک انسداد تاریخی است؛ پایان «حالِ منجمد». مداخله خارجی نیز از همینجا جذاب میشود: وقتی جامعه خود را ناتوان از تغییر میبیند، تغییر باید از بیرون بیاید. این فانتزی، هم وعدهی گسست میدهد و هم بار مسئولیت را از دوش «ما» برمیدارد.
در چنین زیستبومی، صلح ترسناک میشود؛ زیرا صلح یعنی تداوم همان وضعیت بدون سوگواری، بدون اعتراف به فقدان، بدون ترمیم. انتظار حادثه، نشانهی خشونتطلبی یا فروپاشیخواهی نیست؛ نشانهی خفگیِ طولانیمدت است. جامعهای که امکان تغییر انسانی و تدریجی را از دست داده، دیر یا زود به انتظار فاجعه پناه میبرد، نه چون آن را میخواهد، بلکه چون ادامهی این زندگی را دیگر تاب نمیآورد.
آنچه گفته شد توصیفی از شرایطی است که حاکمیت پدید آورده است و نه تجویز آن!
#خامنه_ای
#ولایت_فقیه #استبداد_دینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ رهبر | مداخلهی خارجی
چرا مردم ایران منتظر یک اتفاق بزرگ هستند؟
پیام همراهان
در سالهای اخیر، انتظارِ «یک اتفاق بزرگ» به بخشی از گفتوگوی روزمره ایرانیان تبدیل شده است؛ حادثهای بیرونی که ناگهان وضعیت موجود را قطع کند: مرگ رهبر، مداخله خارجی، جنگ یا فروپاشی. این انتظار را نمیتوان صرفاً به تحلیلهای سیاسی تقلیل داد. مسئله، بیش از آنکه عقلانی یا راهبردی باشد، روانی–جمعی است.
جامعهای که بارها مسیرهای تغییر تدریجی را آزموده، اصلاح، اعتراض، مشارکت و هر بار به بنبست رسیده، آرامآرام دچار نوعی درماندگی آموختهشده میشود. تجربهی تکرارشوندهی بیاثری کنش، این باور را تثبیت میکند که «از ما کاری ساخته نیست». در چنین وضعی، عاملیت فرسوده میشود و انتظار جای کنش را میگیرد.
اینجاست که «فانتزی حادثه بزرگ» شکل میگیرد. فانتزی، خیالپردازی ساده نیست؛ سازوکاری است برای تحمل انسداد. حادثهی بزرگ، هرچه باشد، یک ویژگی حیاتی دارد: گسست. گسست از زمانِ کشدار و فرساینده، از تداوم وضعیتی که نه زندگی است و نه مرگ. به همین دلیل، حتی فاجعه میتواند در ناخودآگاه جمعی لباس امید بپوشد.
مرگ رهبر در این تخیل، نه صرفاً حذف یک فرد، بلکه پایان یک انسداد تاریخی است؛ پایان «حالِ منجمد». مداخله خارجی نیز از همینجا جذاب میشود: وقتی جامعه خود را ناتوان از تغییر میبیند، تغییر باید از بیرون بیاید. این فانتزی، هم وعدهی گسست میدهد و هم بار مسئولیت را از دوش «ما» برمیدارد.
در چنین زیستبومی، صلح ترسناک میشود؛ زیرا صلح یعنی تداوم همان وضعیت بدون سوگواری، بدون اعتراف به فقدان، بدون ترمیم. انتظار حادثه، نشانهی خشونتطلبی یا فروپاشیخواهی نیست؛ نشانهی خفگیِ طولانیمدت است. جامعهای که امکان تغییر انسانی و تدریجی را از دست داده، دیر یا زود به انتظار فاجعه پناه میبرد، نه چون آن را میخواهد، بلکه چون ادامهی این زندگی را دیگر تاب نمیآورد.
آنچه گفته شد توصیفی از شرایطی است که حاکمیت پدید آورده است و نه تجویز آن!
#خامنه_ای
#ولایت_فقیه #استبداد_دینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍11🕊6❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای دست به خون آلوده
دامان تو را میگیرد
خونی که به گردن داری
نبرد از یادت
خوش باش که ظالم
نبرد راه به منزل
شعری با صدای جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی
جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی قشقایی در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در شیراز با شلیک گلوله جنگی جان باخت
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، احسان ابوالحسنبیگی شب پنجشنبه ۱۸ دیماه برای حضور در اعتراضات به محدوده فلکه قهرمانان میانرود شیراز رفت. شاهدان عینی از درگیریهای شدید در این منطقه خبر دادهاند. به گفته منابع محلی، وی در جریان این سرکوب از ناحیه گردن با گلوله جنگی هدف قرار گرفت، از ناحیه بازو نیز مورد اصابت گلوله قرار داشت و دستها و پاهایش بهشدت با ساچمه مجروح شده بود.
گزارشها حاکی از آن است که احسان ابوالحسنبیگی پس از مجروح شدن، شماره تماسهایی را که به خاطر داشت به یکی از افراد حاضر داد تا با تلفن همراه او با خانواده تماس گرفته و آنها را مطلع کنند. با این حال، پیکر او تنها پس از گذشت حدود یک هفته به خانواده تحویل داده شد.
پس از تحویل پیکر، نیروهای امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا مراسم خاکسپاری در سکوت خبری، بدون چاپ اعلامیه و صرفاً در ساعات اولیه صبح و در چارچوبی خانوادگی برگزار شود. پیکر احسان ابوالحسنبیگی در نهایت در زادگاهش، به خاک سپرده شد. او در کنار مزار جاویدنام رها بهلولیپور آرام گرفت.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
به گفته نزدیکان، او پس از حدود ۲۰ سال دوری از خانواده، تنها یک سال بود که به شیراز بازگشته بود. احسان ابوالحسنبیگی بهعنوان یکی از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نمادی از شهروندانی توصیف میشود که با حضور مسالمتآمیز در اعتراضات، هدف سرکوب مرگبار نیروهای امنیتی قرار گرفتند.
#احسان_ابوالحسنبیگی_قشقایی #احسان_ابوالحسن_بیگی #شیراز #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
دامان تو را میگیرد
خونی که به گردن داری
نبرد از یادت
خوش باش که ظالم
نبرد راه به منزل
شعری با صدای جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی
جاویدنام احسان ابوالحسنبیگی قشقایی در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در شیراز با شلیک گلوله جنگی جان باخت
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی، ۴۴ ساله، متولد فیروزآباد و ساکن شیراز، در جریان اعتراضات مردمی شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شیراز با شلیک گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او دارای مدرک دیپلم و صاحب یک واحد تولیدی کیف چرم بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، احسان ابوالحسنبیگی شب پنجشنبه ۱۸ دیماه برای حضور در اعتراضات به محدوده فلکه قهرمانان میانرود شیراز رفت. شاهدان عینی از درگیریهای شدید در این منطقه خبر دادهاند. به گفته منابع محلی، وی در جریان این سرکوب از ناحیه گردن با گلوله جنگی هدف قرار گرفت، از ناحیه بازو نیز مورد اصابت گلوله قرار داشت و دستها و پاهایش بهشدت با ساچمه مجروح شده بود.
گزارشها حاکی از آن است که احسان ابوالحسنبیگی پس از مجروح شدن، شماره تماسهایی را که به خاطر داشت به یکی از افراد حاضر داد تا با تلفن همراه او با خانواده تماس گرفته و آنها را مطلع کنند. با این حال، پیکر او تنها پس از گذشت حدود یک هفته به خانواده تحویل داده شد.
پس از تحویل پیکر، نیروهای امنیتی خانواده را تحت فشار قرار دادند تا مراسم خاکسپاری در سکوت خبری، بدون چاپ اعلامیه و صرفاً در ساعات اولیه صبح و در چارچوبی خانوادگی برگزار شود. پیکر احسان ابوالحسنبیگی در نهایت در زادگاهش، به خاک سپرده شد. او در کنار مزار جاویدنام رها بهلولیپور آرام گرفت.
احسان ابوالحسنبیگی قشقایی پیش از حضور در اعتراضات، مواضع خود را بهصورت علنی بیان کرده بود. او در یکی از استوریهای اینستاگرامی خود نوشته بود:
«دیگر در خانه ماندن جایز نیست. همه باید به خیابان بیایم. همه باید غیرت به خرج بدهیم.
حتی اگر نمیتوانیم در خیابان به اعتراضات بپیوندیم، جلوی در خانه یا مغازهمان که میتوانیم بیاییم و اعلام حضور کنیم.»
به گفته نزدیکان، او پس از حدود ۲۰ سال دوری از خانواده، تنها یک سال بود که به شیراز بازگشته بود. احسان ابوالحسنبیگی بهعنوان یکی از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، نمادی از شهروندانی توصیف میشود که با حضور مسالمتآمیز در اعتراضات، هدف سرکوب مرگبار نیروهای امنیتی قرار گرفتند.
#احسان_ابوالحسنبیگی_قشقایی #احسان_ابوالحسن_بیگی #شیراز #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔10❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص سوگ در زادروز جاویدنام سجاد صمدی، بر سر مزارش
برای سجاد صمدى ٢٢ ساله بر سر مزارش رقص سوگ میکنند
سجاد صمدی را ١٨ دی در گناباد با گلوله جنكَى زخمی کردند. از ترس بازداشت، به بیمارستان نرفت و به دليل خونريزى شديد جان باخت.
خانواده و دوستانش در تولد سجاد بر سر مزارش میرقصند و از این طریق به حکومت این پیام را میدهند که ما نشکستیم، ما زندهایم، ما ایستادهایم و در مناسبات زندگی خود دقیقا بر خلاف رفتار مرسوم حکومتیها رفتار میکنیم.
#سجاد_صمدی #گناباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
برای سجاد صمدى ٢٢ ساله بر سر مزارش رقص سوگ میکنند
سجاد صمدی را ١٨ دی در گناباد با گلوله جنكَى زخمی کردند. از ترس بازداشت، به بیمارستان نرفت و به دليل خونريزى شديد جان باخت.
خانواده و دوستانش در تولد سجاد بر سر مزارش میرقصند و از این طریق به حکومت این پیام را میدهند که ما نشکستیم، ما زندهایم، ما ایستادهایم و در مناسبات زندگی خود دقیقا بر خلاف رفتار مرسوم حکومتیها رفتار میکنیم.
#سجاد_صمدی #گناباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4🕊3
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در صدوهفتمین هفته
بنا بر اخبار و اطلاعات به دست آمده در جریان خیزش افتخار آفرین دیماه، ماموران سرکوبگر حکومت ولایت فقیه علاوه بر هزاران انسان بیگناهی که قتل عام کردند، دهها هزار تن از مردم و جوانان ایران را بازداشت کرده و شمار زیادی از آنها را تحت فشارهای جسمی و روحی برای گرفتن اعترافات اجباری قرار دادهاند.
بنا بر همین خبرها، در راستای افزایش جو سرکوب و ارعاب عمومی حکومت اعدامی اقدام به دستگیری تعدادی از وکلا و پزشکان و کادر درمان کرده که بیان.گر وحشت فزایندهاش از قیام دلیرانه مردم در دیماه گذشته است.
حکومت مستبد حاکم در ۳ هفته ابتدایی بهمن ماه تا کنون بیش از ۲۰۷ تن شامل ۲ زن را اعدام کرده است و علاوه بر صدها و هزاران زندانی بازداشتی که بینامونشان در خطر حکم قرون وسطایی اعدام هستند؛ در چند روز گذشته زندانی سیاسی کُرد ناصر بکرزاده برای سومین بار به اعدام محکوم شده و در خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در همین جا از مردم شجاع و دلیر ایران میخواهیم که صدای بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی باشند و از خانوادههای بازداشتشدگان می.خواهیم که فریاد اعتراضشان را علیه ستم و بیعدالتی و دستگیریهای گسترده و فراقانونی بلند کرده و از عزیزانشان حمایت کنند.
آری! هموطنان در این شرایط سکوت گزینه نیست. تنها گزینه و راه نجات، فریاد و اعتراض است. در این شرایط حساس آرزوی رسیدن به ایرانی آزاد و برابر به دور از خشونت و اعدام و «حق تعیین سرنوشت» توسط مردم را داریم.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در صدوهفتمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
صدوهفتمین هفته
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر اخبار و اطلاعات به دست آمده در جریان خیزش افتخار آفرین دیماه، ماموران سرکوبگر حکومت ولایت فقیه علاوه بر هزاران انسان بیگناهی که قتل عام کردند، دهها هزار تن از مردم و جوانان ایران را بازداشت کرده و شمار زیادی از آنها را تحت فشارهای جسمی و روحی برای گرفتن اعترافات اجباری قرار دادهاند.
بنا بر همین خبرها، در راستای افزایش جو سرکوب و ارعاب عمومی حکومت اعدامی اقدام به دستگیری تعدادی از وکلا و پزشکان و کادر درمان کرده که بیان.گر وحشت فزایندهاش از قیام دلیرانه مردم در دیماه گذشته است.
حکومت مستبد حاکم در ۳ هفته ابتدایی بهمن ماه تا کنون بیش از ۲۰۷ تن شامل ۲ زن را اعدام کرده است و علاوه بر صدها و هزاران زندانی بازداشتی که بینامونشان در خطر حکم قرون وسطایی اعدام هستند؛ در چند روز گذشته زندانی سیاسی کُرد ناصر بکرزاده برای سومین بار به اعدام محکوم شده و در خطر جدی اجرای حکم اعدام قرار دارد.
در همین جا از مردم شجاع و دلیر ایران میخواهیم که صدای بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی باشند و از خانوادههای بازداشتشدگان می.خواهیم که فریاد اعتراضشان را علیه ستم و بیعدالتی و دستگیریهای گسترده و فراقانونی بلند کرده و از عزیزانشان حمایت کنند.
آری! هموطنان در این شرایط سکوت گزینه نیست. تنها گزینه و راه نجات، فریاد و اعتراض است. در این شرایط حساس آرزوی رسیدن به ایرانی آزاد و برابر به دور از خشونت و اعدام و «حق تعیین سرنوشت» توسط مردم را داریم.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در صدوهفتمین هفته در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
صدوهفتمین هفته
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید زارعی، ۳۵ ساله، در نورآباد ممسنی با شلیک گلوله جان باخت
یکی از نزدیکان سعید زارعی اعلام کرد که این شهروند ۳۵ ساله روز ۲۰ دیماه در مقابل دادگستری نورآباد ممسنی و پس از برگزاری مراسم جاویدنام کامیاب احمدی هدف شلیک نیروهای مسلح قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته این منبع، پس از آنکه جمعی از مردم ساختمان دادگستری را به آتش کشیدند، مأموران با سلاح کلاشینکف به سوی مردم حمله کردند که در پی آن شماری از جوانان کشته، مجروح یا دچار آسیبهای جدی شدند. سعید زارعی که قصد کمک به یکی از مجروحان را داشت، هنگام خم شدن برای امدادرسانی هدف گلوله قرار گرفت؛ گلولهای که به ناحیه کمر او اصابت کرد و موجب آسیب شدید به ریه و قلبش شد. همچنین گزارش شده یک گلوله دیگر نیز به سر او اصابت کرده بود.
بر اساس این روایت، پیکر سعید زارعی پس از انتقال به شیراز، حدود یک هفته بعد و با اخذ تعهد از خانواده تحویل داده شد و خانواده ملزم شدند مراسم خاکسپاری را ساعت ۶ صبح برگزار کنند. در نهایت، او ساعت ۷ صبح در فضای امنیتی در آرامستان بهشتزهرای آبگشنه به خاک سپرده شد.
سعید زارعی دارای دو دختر خردسال به نامهای باران و بهار بود که در پایههای سوم و پنجم ابتدایی تحصیل میکنند. به گفته نزدیکان، او در حوزه خدمات فنی از جمله دریل، تخریب و جوشکاری فعالیت داشت و فقدانش تأثیر عمیقی بر خانوادهاش بر جای گذاشته است.
#سعید_زارعی #نورآباد_ممسنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از نزدیکان سعید زارعی اعلام کرد که این شهروند ۳۵ ساله روز ۲۰ دیماه در مقابل دادگستری نورآباد ممسنی و پس از برگزاری مراسم جاویدنام کامیاب احمدی هدف شلیک نیروهای مسلح قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته این منبع، پس از آنکه جمعی از مردم ساختمان دادگستری را به آتش کشیدند، مأموران با سلاح کلاشینکف به سوی مردم حمله کردند که در پی آن شماری از جوانان کشته، مجروح یا دچار آسیبهای جدی شدند. سعید زارعی که قصد کمک به یکی از مجروحان را داشت، هنگام خم شدن برای امدادرسانی هدف گلوله قرار گرفت؛ گلولهای که به ناحیه کمر او اصابت کرد و موجب آسیب شدید به ریه و قلبش شد. همچنین گزارش شده یک گلوله دیگر نیز به سر او اصابت کرده بود.
بر اساس این روایت، پیکر سعید زارعی پس از انتقال به شیراز، حدود یک هفته بعد و با اخذ تعهد از خانواده تحویل داده شد و خانواده ملزم شدند مراسم خاکسپاری را ساعت ۶ صبح برگزار کنند. در نهایت، او ساعت ۷ صبح در فضای امنیتی در آرامستان بهشتزهرای آبگشنه به خاک سپرده شد.
سعید زارعی دارای دو دختر خردسال به نامهای باران و بهار بود که در پایههای سوم و پنجم ابتدایی تحصیل میکنند. به گفته نزدیکان، او در حوزه خدمات فنی از جمله دریل، تخریب و جوشکاری فعالیت داشت و فقدانش تأثیر عمیقی بر خانوادهاش بر جای گذاشته است.
#سعید_زارعی #نورآباد_ممسنی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊6❤1
بازداشت مجدد افشین حسینپناهی، برادر رامین حسینپناهی، توسط نیروهای امنیتی
افشین حسینپناهی، فعال مدنی و محیطزیستی و برادر زندهیاد رامین حسینپناهی ـ فعال سیاسی که در سال ۱۳۹۷ اعدام شد ـ امروز بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس گزارش خانواده، این بازداشت در ادامه روند برخوردهای امنیتی با فعالان مدنی صورت گرفته و تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری و دلیل بازداشت او اعلام نشده است.
افشین حسینپناهی پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اجتماعی بازداشت شده و چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده است. بازداشت مجدد او نگرانیهای جدی درباره امنیت، سلامت و وضعیت حقوقی وی ایجاد کرده است.
خانواده و نزدیکان او مسئولیت کامل جان و سلامت افشین حسینپناهی را متوجه نهادهای امنیتی میدانند و خواستار شفافسازی فوری درباره وضعیت و محل نگهداری او هستند.
#افشین_حسین_پناهی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
افشین حسینپناهی، فعال مدنی و محیطزیستی و برادر زندهیاد رامین حسینپناهی ـ فعال سیاسی که در سال ۱۳۹۷ اعدام شد ـ امروز بار دیگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بر اساس گزارش خانواده، این بازداشت در ادامه روند برخوردهای امنیتی با فعالان مدنی صورت گرفته و تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره محل نگهداری و دلیل بازداشت او اعلام نشده است.
افشین حسینپناهی پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اجتماعی بازداشت شده و چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده است. بازداشت مجدد او نگرانیهای جدی درباره امنیت، سلامت و وضعیت حقوقی وی ایجاد کرده است.
خانواده و نزدیکان او مسئولیت کامل جان و سلامت افشین حسینپناهی را متوجه نهادهای امنیتی میدانند و خواستار شفافسازی فوری درباره وضعیت و محل نگهداری او هستند.
#افشین_حسین_پناهی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊5
محمدرضا سمیعی، جوان ۲۰ ساله، در شیراز با شلیک گلوله نیروهای حکومتی جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدرضا سمیعی، ۲۰ ساله، روز ۱۸ دیماه در منطقه معالیآباد شیراز هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، این جوان با اصابت سه گلوله جنگی کشته شده و پیکر او پس از گذشت حدود یک هفته به خانواده تحویل داده شده است. همچنین مراسم تشییع و خاکسپاری با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و در شرایطی محدود برگزار شده است.
#محمدرضا_سمیعی #شیراز #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدرضا سمیعی، ۲۰ ساله، روز ۱۸ دیماه در منطقه معالیآباد شیراز هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته یک منبع مطلع، این جوان با اصابت سه گلوله جنگی کشته شده و پیکر او پس از گذشت حدود یک هفته به خانواده تحویل داده شده است. همچنین مراسم تشییع و خاکسپاری با حضور تعداد محدودی از اعضای خانواده و در شرایطی محدود برگزار شده است.
#محمدرضا_سمیعی #شیراز #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊5❤2
بیخبری از سرنوشت آتیلا سلطانپور پس از بازداشت خشونتآمیز در پردیس تهران
آتیلا سلطانپور، ۴۵ ساله، شامگاه ۹ بهمنماه حوالی ساعت ۱۱ شب در پی یورش مأموران امنیتی و افراد لباسشخصی به منزلش در پردیس تهران، پس از ساعتها ضربوشتم، تفتیش کامل خانه و ایجاد رعب و وحشت، تا حدود ساعت ۳ بامداد بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. تنها اطلاع، نگهداری او در زندان اوین است.
بهگفته منابع مطلع، آتیلا فاقد پدر و مادر است و تنها برادرش در آلمان زندگی میکند. ادامه بیخبری از وضعیت جسمی و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه او، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی وی ایجاد کرده است. همچنین گمان میرود تحت فشار برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفته باشد تا اتهاماتی به او نسبت داده شود.
تداوم بازداشتهای خشونتآمیز و بیاطلاعی مطلق از سرنوشت بازداشتشدگان، خطر جدی برای جان آنان بهشمار میرود و ضرورت اطلاعرسانی، پیگیری حقوقی و توجه افکار عمومی به وضعیت این افراد را دوچندان میکند.
صدای بازداشتشدگان باشیم.
#آتیلا_سلطانپور #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
آتیلا سلطانپور، ۴۵ ساله، شامگاه ۹ بهمنماه حوالی ساعت ۱۱ شب در پی یورش مأموران امنیتی و افراد لباسشخصی به منزلش در پردیس تهران، پس از ساعتها ضربوشتم، تفتیش کامل خانه و ایجاد رعب و وحشت، تا حدود ساعت ۳ بامداد بازداشت شد و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست. تنها اطلاع، نگهداری او در زندان اوین است.
بهگفته منابع مطلع، آتیلا فاقد پدر و مادر است و تنها برادرش در آلمان زندگی میکند. ادامه بیخبری از وضعیت جسمی و اتهامات احتمالی مطرحشده علیه او، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی وی ایجاد کرده است. همچنین گمان میرود تحت فشار برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفته باشد تا اتهاماتی به او نسبت داده شود.
تداوم بازداشتهای خشونتآمیز و بیاطلاعی مطلق از سرنوشت بازداشتشدگان، خطر جدی برای جان آنان بهشمار میرود و ضرورت اطلاعرسانی، پیگیری حقوقی و توجه افکار عمومی به وضعیت این افراد را دوچندان میکند.
صدای بازداشتشدگان باشیم.
#آتیلا_سلطانپور #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊4❤1👍1
ادعای اعدام یک بازداشتشده با تماس تلفنی ناشناس؛ مراجعه خانواده به پزشکی قانونی بینتیجه ماند
در حالیکه بیخبری از سرنوشت یکی از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر ادامه دارد، گزارشهای تازه حاکی از آن است که در روزهای گذشته تماسی تلفنی با خانواده این فرد برقرار شده و در آن ادعا شده است که او صبح همان روز اعدام شده و خانواده برای تحویل پیکر مراجعه کنند.
این تماس، خانواده را در شوک و اضطراب شدید فرو برده و آنان را تا صبح روز بعد در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی مطلق نگه داشته است. خانواده صبح روز بعد به پزشکی قانونی جنوب تهران مراجعه کردند، اما پیکری که به آنان نشان داده شد متعلق به فرد دیگری بوده و هیچ توضیح روشنی درباره سرنوشت بازداشتشده ارائه نشده است.
با گذشت چند روز از این رویداد، همچنان هیچ اطلاعات معتبری درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی، نهاد بازداشتکننده یا اتهامات احتمالی مطرحشده علیه این بازداشتشده در دسترس نیست.
بر اساس گزارشهای پیشین، این شهروند هنگام خروج از منزل توسط چند فرد لباسشخصی با استفاده از خودروهای بدون پلاک و با خشونت بازداشت شده بود. تداوم بیخبری و انتشار چنین تماسهایی، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی بازداشتشدگان و نبود پاسخگویی نهادهای مسئول را تشدید کرده است.
اکنون پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است:
این بازداشتشده در کجا نگهداری میشود؟
چه نهادی مسئول بازداشت اوست و با چه هدفی چنین تماس هولناکی با خانواده برقرار شده است؟
و پیکری که به خانواده نشان داده شد متعلق به چه کسی بوده است؟
ادامه این وضعیت، ضرورت اطلاعرسانی شفاف درباره سرنوشت بازداشتشدگان و تضمین امنیت جانی آنان را بیش از پیش برجسته میکند.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
در حالیکه بیخبری از سرنوشت یکی از بازداشتشدگان اعتراضات اخیر ادامه دارد، گزارشهای تازه حاکی از آن است که در روزهای گذشته تماسی تلفنی با خانواده این فرد برقرار شده و در آن ادعا شده است که او صبح همان روز اعدام شده و خانواده برای تحویل پیکر مراجعه کنند.
این تماس، خانواده را در شوک و اضطراب شدید فرو برده و آنان را تا صبح روز بعد در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی مطلق نگه داشته است. خانواده صبح روز بعد به پزشکی قانونی جنوب تهران مراجعه کردند، اما پیکری که به آنان نشان داده شد متعلق به فرد دیگری بوده و هیچ توضیح روشنی درباره سرنوشت بازداشتشده ارائه نشده است.
با گذشت چند روز از این رویداد، همچنان هیچ اطلاعات معتبری درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی، نهاد بازداشتکننده یا اتهامات احتمالی مطرحشده علیه این بازداشتشده در دسترس نیست.
بر اساس گزارشهای پیشین، این شهروند هنگام خروج از منزل توسط چند فرد لباسشخصی با استفاده از خودروهای بدون پلاک و با خشونت بازداشت شده بود. تداوم بیخبری و انتشار چنین تماسهایی، نگرانیهای جدی درباره امنیت جانی بازداشتشدگان و نبود پاسخگویی نهادهای مسئول را تشدید کرده است.
اکنون پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است:
این بازداشتشده در کجا نگهداری میشود؟
چه نهادی مسئول بازداشت اوست و با چه هدفی چنین تماس هولناکی با خانواده برقرار شده است؟
و پیکری که به خانواده نشان داده شد متعلق به چه کسی بوده است؟
ادامه این وضعیت، ضرورت اطلاعرسانی شفاف درباره سرنوشت بازداشتشدگان و تضمین امنیت جانی آنان را بیش از پیش برجسته میکند.
#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊3❤2👍1
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در شهرستان ازنا، در تاریخ ۱۲ دیماه بازداشت شده و در حالیکه بهصورت غیرقانونی در زندان دورود نگهداری میشده، بدون حضور وکیل برای او دادگاه تشکیل شده است. بنا بر این گزارش، در نهایت حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید برای وی صادر شده است.
طبق مستندات ارائهشده، آقای رحیمی از ناحیه هر دو پا دارای معلولیت شدید بوده و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد؛ وضعیتی که تحمل شرایط زندان را برای او دشوار و رنجآور میکند.
یکی از همکاران او در توضیح جزئیات بازداشت اعلام کرده است که شامگاه ۱۲ دیماه، یک روز پس از اعتراضات خونین در ازنا، وی هنگام مشاهده ضربوشتم یک دانشآموز توسط نیروهای یگان ویژه، از خودرو پیاده شده و برای محافظت از آن کودک مداخله میکند. بهگفته این منبع، نیروهای یگان ویژه پس از این اقدام، او را با باتوم مورد ضربوشتم قرار داده، به خودرویش آسیب زده و سپس وی را به اداره اطلاعات ازنا منتقل کردهاند.
بر اساس همین گزارش، بدون اطلاعرسانی به خانواده، حدود ساعت چهار بامداد او را به زندان دورود انتقال دادهاند و پس از نزدیک به ۴۰ روز، بدون آنکه امکان دسترسی به وکیل برای او یا خانوادهاش فراهم شود، پرونده به دادگستری خرمآباد ارسال و حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهرستان خوی به وی ابلاغ شده است.
با توجه به شرایط جسمانی و محدودیتهای حرکتی این معلم، نگرانیها درباره وضعیت سلامت و توانایی او برای تحمل دوران حبس افزایش یافته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان خواستار توجه به وضعیت این شهروند و رسیدگی عادلانه به پرونده او شده است.
#امیر_رحیمی #ازنا #اعتراضات_سراسری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق مستندات ارائهشده، آقای رحیمی از ناحیه هر دو پا دارای معلولیت شدید بوده و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد؛ وضعیتی که تحمل شرایط زندان را برای او دشوار و رنجآور میکند.
یکی از همکاران او در توضیح جزئیات بازداشت اعلام کرده است که شامگاه ۱۲ دیماه، یک روز پس از اعتراضات خونین در ازنا، وی هنگام مشاهده ضربوشتم یک دانشآموز توسط نیروهای یگان ویژه، از خودرو پیاده شده و برای محافظت از آن کودک مداخله میکند. بهگفته این منبع، نیروهای یگان ویژه پس از این اقدام، او را با باتوم مورد ضربوشتم قرار داده، به خودرویش آسیب زده و سپس وی را به اداره اطلاعات ازنا منتقل کردهاند.
بر اساس همین گزارش، بدون اطلاعرسانی به خانواده، حدود ساعت چهار بامداد او را به زندان دورود انتقال دادهاند و پس از نزدیک به ۴۰ روز، بدون آنکه امکان دسترسی به وکیل برای او یا خانوادهاش فراهم شود، پرونده به دادگستری خرمآباد ارسال و حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهرستان خوی به وی ابلاغ شده است.
با توجه به شرایط جسمانی و محدودیتهای حرکتی این معلم، نگرانیها درباره وضعیت سلامت و توانایی او برای تحمل دوران حبس افزایش یافته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان خواستار توجه به وضعیت این شهروند و رسیدگی عادلانه به پرونده او شده است.
#امیر_رحیمی #ازنا #اعتراضات_سراسری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊3❤1
قتل علی فاتحی با شلیک جنگی در تهران و فشار بر خانواده برای تحریف علت مرگ
جاویدنام علی فاتحی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۱، روز ۱۸ دیماه در خیابان پیروزی تهران هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت. بنا بر گزارشهای دریافتی، ابتدا گلولهای به ران او اصابت کرده و پس از آن، در حالیکه افراد حاضر از محل گریخته بودند و او امکان دفاع از خود نداشت، دو شلیک دیگر به نزدیکی پهلوهایش صورت گرفته است.
پس از کشتهشدن، پیکر علی به نهادهای وابسته به سپاه منتقل شده و به خانواده اعلام شده که فرزندتان اینجاست. مادر او برای شناسایی به کلانتری مراجعه کرده و سپس پیکر فرزندش به کهریزک انتقال داده شده است. بر اساس این گزارش، از خانواده برای هر گلوله شلیکشده مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان مطالبه شده و در نهایت پس از دو روز، پیکر به آنان تحویل داده شده است.
همچنین خانواده تحت فشار قرار گرفتهاند تا با امضای مدارکی، علت مرگ علی را «تصادف» اعلام کنند؛ موضوعی که با شواهد موجود و زمانبندی کشتهشدن او در ۱۸ دی و تحویل پیکر در ۲۰ دی مغایرت دارد. این رویداد نمونهای دیگر از نگرانیهای جدی درباره نحوه برخورد با جانباختگان و فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت رسمی از علت مرگ محسوب میشود.
#علی_فاتحی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام علی فاتحی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۱، روز ۱۸ دیماه در خیابان پیروزی تهران هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت. بنا بر گزارشهای دریافتی، ابتدا گلولهای به ران او اصابت کرده و پس از آن، در حالیکه افراد حاضر از محل گریخته بودند و او امکان دفاع از خود نداشت، دو شلیک دیگر به نزدیکی پهلوهایش صورت گرفته است.
پس از کشتهشدن، پیکر علی به نهادهای وابسته به سپاه منتقل شده و به خانواده اعلام شده که فرزندتان اینجاست. مادر او برای شناسایی به کلانتری مراجعه کرده و سپس پیکر فرزندش به کهریزک انتقال داده شده است. بر اساس این گزارش، از خانواده برای هر گلوله شلیکشده مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان مطالبه شده و در نهایت پس از دو روز، پیکر به آنان تحویل داده شده است.
همچنین خانواده تحت فشار قرار گرفتهاند تا با امضای مدارکی، علت مرگ علی را «تصادف» اعلام کنند؛ موضوعی که با شواهد موجود و زمانبندی کشتهشدن او در ۱۸ دی و تحویل پیکر در ۲۰ دی مغایرت دارد. این رویداد نمونهای دیگر از نگرانیهای جدی درباره نحوه برخورد با جانباختگان و فشار بر خانوادهها برای تغییر روایت رسمی از علت مرگ محسوب میشود.
#علی_فاتحی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊1
روایت شاهدان از دو روز خونین در اصفهان؛ نشانههایی از جنایت علیه بشریت
شهادتها از کشتار و خشونت سیستماتیک در اصفهان نشان میدهد که این شهر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ صحنه یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ معاصر ایران به دست جمهوری اسلامی بوده است. اطلاعات خود را از خانوادهها، دوستان قربانیان و پرستاران و پزشکان بیمارستانهای میلاد، الزهرا، کاشانی و صدوقی و چند صد نفر شاهدان عینی جمعآوری کردهایم.
طبق گزارشهای میدانی و بیمارستانی، هر محله اصفهان بین ۵۰ تا ۱۰۰ کشته داشته است. یک منبع که در سازمان بهداشت استان اصفهان مشغول به کار است و خواسته به علت امنیت جانی نامش فاش نشود، گفته تعداد کشتههای اصفهان ۱۲۰۰۰ نفر است، بهجز آنهایی که گمنام شدهاند.
شاهدان عینی میگویند نیروهای حکومتی با لباسهای نظامی، لباس نیروی انتظامی و بسیج در خیابانهای اصفهان حضور داشتند و با بیسیم دستور کشتار دریافت میکردند.
تیراندازیها کاملاً هدفمند و سیستماتیک بود: شلیک مستقیم به سر، قلب، سیاهرگ ران و قفسه سینه برای کشتن؛ ساچمه به چشمها برای کور کردن؛ و شلیک به بیضههای مردان و واژن زنان برای ایجاد وحشت و تحقیر جنسی سیستماتیک. چندین شاهد مستقل از نقاط مختلف شهر گزارش دادهاند که وقتی تیر جنگی تمام میشد، با چاقو سر معترضان به دست بسیج بریده میشد. بهعلاوه، یکی از شاهدان سردخانه باغ رضوان میگوید تعداد زیادی جسد بدون سر دیده است و اکثر آنها دختر بودند.
یک شاهد ۶۰ ساله نیز روایت میکند که هنگام فرار از دست نیروهای سپاه زمین خورده و سربازان با پوتین به صورت و بدن او کوبیدهاند. زن قربانی به سربازان گفته است: «من جای مادر شما هستم»، اما سرباز پاسخ داده است: «تو هرزهای که میخواهی رژیم عوض شود و باید امثال شما منقرض شوند.»
حکومت از تحویل جنازهها هفتهها خودداری کرده است. چندین خانواده در اصفهان نیز تأیید کردهاند که دولت آنها را مجبور کرده تا قبول کنند فرزندشان بهعنوان شهید بسیجی ثبت شود یا مبلغ یک میلیارد تومان بهعنوان «حق تیر» برای هر تیر جنگی که با جسم فرزندشان اصابت داشته پرداخت کنند تا جنازه تحویل داده شود. خانواده کشتهشدگان زن نیز مجبور شدهاند علت مرگ را «مرگ طبیعی» یا «تصادف» برای زنان امضا کنند.
طبق گزارشات پرستاران و پزشکان بیمارستانهای اصفهان، به دست نیروهای سپاه و بسیج تیر خلاص به مجروحان روی تخت بیمارستانها زده میشد. خانوادهها هنگام تحویل جنازه متوجه میشدند که تیر تازهای، بهعنوان تیر خلاص، به بدن زده شده است. کسانی که در خیابانها برای کمک و انتقال زخمیها اقدام میکردند نیز هدف قرار میگرفتند.
یک پرستارِ شاهد عینی شهادت داده است که نیروهای سپاه در بیمارستانها آمپولهایی به پرستاران میدادند تا به مجروحان تزریق کنند. اگر پرستار امتناع میکرد یا سؤال میپرسید، با اسلحه تهدید میشد. به گفته این شاهد، آمپولها باعث درد شدید و وخیمتر شدن حال مجروح میشد.
شاهدان متعددی گزارش دادهاند که اجساد را در گودالهای بزرگ در دامنه کوههای اصفهان و کنار باغ رضوان دفن میکردند و برخی اجساد را به شهرهای دیگر منتقل کرده و در قبرهای قدیمی و ناشناس دفن میکردند تا شناسایی نشوند. در بازار سبزی اصفهان اجساد نگهداری میشد و سپس کامیونها آنها را منتقل میکردند. چند شاهد عینی میگویند حتی صدای نالهای از میان اجساد شنیده میشد که نشان میدهد برخی هنوز زنده بودهاند. سه شاهد عینی از وجود گورهای دستهجمعی در اطراف باغ رضوان خبر دادهاند و یکی از کارگرانی که در دفن اجساد به سپاه کمک کرده گفته است چشم کارگران بسته شده و به مکان کوهستانی برده شدند تا گودالها کنده شود و کامیونی پر از اجساد تخلیه شد. به گفته این شاهد، لباسهای خونآلود اجساد هم با آنها دفن شد.
در جریان سرکوب، تیراندازی نیروی سپاه، پلیس، ارتش و بسیج از پلها، مساجد، بانکها و مقرهای سپاه گزارش شده است. خودروهای غیرنظامی نیز هدف تیراندازی قرار گرفتند، حتی اگر کودک در داخل خودرو بود. گزارشهایی از کشته شدن خانوادهها داخل ماشین موجود است. خانهها مورد حمله قرار گرفتند تا افراد پناهنده و صاحبخانه دستگیر یا جنازههای مخفیشده توسط مردم، به دست مأموران حکومتی ربوده شود. مردم بدون سلاح کشته شدند و تنها امیدشان مداخله جامعه جهانی و سرنگونی رژیم بوده است.
خیابانها پوشیده از خون بود و شاهدان فیلمهایی از شلیک به سر و سینه قربانیان ارسال کردهاند.
ادامه را در اسلایدها یا در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/isfahan-iran-protest-december-2025-massacres/
#اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شهادتها از کشتار و خشونت سیستماتیک در اصفهان نشان میدهد که این شهر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ صحنه یکی از خونینترین سرکوبهای تاریخ معاصر ایران به دست جمهوری اسلامی بوده است. اطلاعات خود را از خانوادهها، دوستان قربانیان و پرستاران و پزشکان بیمارستانهای میلاد، الزهرا، کاشانی و صدوقی و چند صد نفر شاهدان عینی جمعآوری کردهایم.
طبق گزارشهای میدانی و بیمارستانی، هر محله اصفهان بین ۵۰ تا ۱۰۰ کشته داشته است. یک منبع که در سازمان بهداشت استان اصفهان مشغول به کار است و خواسته به علت امنیت جانی نامش فاش نشود، گفته تعداد کشتههای اصفهان ۱۲۰۰۰ نفر است، بهجز آنهایی که گمنام شدهاند.
شاهدان عینی میگویند نیروهای حکومتی با لباسهای نظامی، لباس نیروی انتظامی و بسیج در خیابانهای اصفهان حضور داشتند و با بیسیم دستور کشتار دریافت میکردند.
تیراندازیها کاملاً هدفمند و سیستماتیک بود: شلیک مستقیم به سر، قلب، سیاهرگ ران و قفسه سینه برای کشتن؛ ساچمه به چشمها برای کور کردن؛ و شلیک به بیضههای مردان و واژن زنان برای ایجاد وحشت و تحقیر جنسی سیستماتیک. چندین شاهد مستقل از نقاط مختلف شهر گزارش دادهاند که وقتی تیر جنگی تمام میشد، با چاقو سر معترضان به دست بسیج بریده میشد. بهعلاوه، یکی از شاهدان سردخانه باغ رضوان میگوید تعداد زیادی جسد بدون سر دیده است و اکثر آنها دختر بودند.
یک شاهد ۶۰ ساله نیز روایت میکند که هنگام فرار از دست نیروهای سپاه زمین خورده و سربازان با پوتین به صورت و بدن او کوبیدهاند. زن قربانی به سربازان گفته است: «من جای مادر شما هستم»، اما سرباز پاسخ داده است: «تو هرزهای که میخواهی رژیم عوض شود و باید امثال شما منقرض شوند.»
حکومت از تحویل جنازهها هفتهها خودداری کرده است. چندین خانواده در اصفهان نیز تأیید کردهاند که دولت آنها را مجبور کرده تا قبول کنند فرزندشان بهعنوان شهید بسیجی ثبت شود یا مبلغ یک میلیارد تومان بهعنوان «حق تیر» برای هر تیر جنگی که با جسم فرزندشان اصابت داشته پرداخت کنند تا جنازه تحویل داده شود. خانواده کشتهشدگان زن نیز مجبور شدهاند علت مرگ را «مرگ طبیعی» یا «تصادف» برای زنان امضا کنند.
طبق گزارشات پرستاران و پزشکان بیمارستانهای اصفهان، به دست نیروهای سپاه و بسیج تیر خلاص به مجروحان روی تخت بیمارستانها زده میشد. خانوادهها هنگام تحویل جنازه متوجه میشدند که تیر تازهای، بهعنوان تیر خلاص، به بدن زده شده است. کسانی که در خیابانها برای کمک و انتقال زخمیها اقدام میکردند نیز هدف قرار میگرفتند.
یک پرستارِ شاهد عینی شهادت داده است که نیروهای سپاه در بیمارستانها آمپولهایی به پرستاران میدادند تا به مجروحان تزریق کنند. اگر پرستار امتناع میکرد یا سؤال میپرسید، با اسلحه تهدید میشد. به گفته این شاهد، آمپولها باعث درد شدید و وخیمتر شدن حال مجروح میشد.
شاهدان متعددی گزارش دادهاند که اجساد را در گودالهای بزرگ در دامنه کوههای اصفهان و کنار باغ رضوان دفن میکردند و برخی اجساد را به شهرهای دیگر منتقل کرده و در قبرهای قدیمی و ناشناس دفن میکردند تا شناسایی نشوند. در بازار سبزی اصفهان اجساد نگهداری میشد و سپس کامیونها آنها را منتقل میکردند. چند شاهد عینی میگویند حتی صدای نالهای از میان اجساد شنیده میشد که نشان میدهد برخی هنوز زنده بودهاند. سه شاهد عینی از وجود گورهای دستهجمعی در اطراف باغ رضوان خبر دادهاند و یکی از کارگرانی که در دفن اجساد به سپاه کمک کرده گفته است چشم کارگران بسته شده و به مکان کوهستانی برده شدند تا گودالها کنده شود و کامیونی پر از اجساد تخلیه شد. به گفته این شاهد، لباسهای خونآلود اجساد هم با آنها دفن شد.
در جریان سرکوب، تیراندازی نیروی سپاه، پلیس، ارتش و بسیج از پلها، مساجد، بانکها و مقرهای سپاه گزارش شده است. خودروهای غیرنظامی نیز هدف تیراندازی قرار گرفتند، حتی اگر کودک در داخل خودرو بود. گزارشهایی از کشته شدن خانوادهها داخل ماشین موجود است. خانهها مورد حمله قرار گرفتند تا افراد پناهنده و صاحبخانه دستگیر یا جنازههای مخفیشده توسط مردم، به دست مأموران حکومتی ربوده شود. مردم بدون سلاح کشته شدند و تنها امیدشان مداخله جامعه جهانی و سرنگونی رژیم بوده است.
خیابانها پوشیده از خون بود و شاهدان فیلمهایی از شلیک به سر و سینه قربانیان ارسال کردهاند.
ادامه را در اسلایدها یا در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/isfahan-iran-protest-december-2025-massacres/
#اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤5🕊1