"«شهر موشکی برای افراد پوشکی»
اینها با هزینه مردم ایران شهر موشکی برای نگهداشتن خودشون درست کردن، در صورتیکه حتی توان نگهداری دستشوییشون رو هم ندارن"
این متن را یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، همراه با تصویری از تعدادی از آخوندهای سالخورده منتشر کرده است.
گرچه این جملات لحنی طنزآمیز دارد، اما واقعیتی تلخ را بازتاب میدهد: حکومتی که به جای تقویت مشروعیت خود در داخل کشور و رسیدگی به رفاه مردم، مسیر بقا را در توسعه ساختارهای نظامی و ایجاد «شهرهای موشکی» جستوجو کرده است.
شهرهای موشکیای که هر یک میلیاردها دلار هزینه بر کشور تحمیل کردهاند. اما مسئله فقط هزینههای مالی نیست؛ منابع آبی مصرفشده برای ساخت و خنکسازی این تأسیسات، انرژی صرفشده و نیروی انسانی بهکارگرفتهشده نیز بخشی از این هزینه پنهان است. منابعی که میتوانست صرف توسعه، آبادانی، رونق کشاورزی و صنعت، و بهبود وضعیت محیط زیست شود.
با این حال، در شرایطی که سیاستهای تنشزا و نگاه امنیتی بر تصمیمگیریها سایه انداخته، بخش قابلتوجهی از ثروت کشور طی سالها بهصورت مخفیانه صرف پروژههای نظامی شده است؛ پروژههایی که بیش از آنکه در خدمت رفاه مردم باشند، در راستای اهداف ایدئولوژیک و ستیزهجویانه متطقهای تعریف شدهاند.
ملایان پیر، برای آنکه دو روز بیشتر بقا داشته باشند، به خاطر باورهای آخرالزمانی و خرافی و ستیزهجویانه خود، امنیت و آبادانی و زندگی یک کشور را گروگان گرفتهاند.
اما فقط آنها مسئول نیستند، مهندسان و متخصصان و شرکتها و سازمانهایی که عالمانه و عامدانه با آنها همکاری کردند هم باید پاسخگو باشند. این ملایان که بدون کمک آنها هرگز نمیتوانستند از عهده پروژهها برآیند. آنها حتی توان انجام کارهای شخصی خودشان را هم ندارند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
"«شهر موشکی برای افراد پوشکی»
اینها با هزینه مردم ایران شهر موشکی برای نگهداشتن خودشون درست کردن، در صورتیکه حتی توان نگهداری دستشوییشون رو هم ندارن"
این متن را یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، همراه با تصویری از تعدادی از آخوندهای سالخورده منتشر کرده است.
گرچه این جملات لحنی طنزآمیز دارد، اما واقعیتی تلخ را بازتاب میدهد: حکومتی که به جای تقویت مشروعیت خود در داخل کشور و رسیدگی به رفاه مردم، مسیر بقا را در توسعه ساختارهای نظامی و ایجاد «شهرهای موشکی» جستوجو کرده است.
شهرهای موشکیای که هر یک میلیاردها دلار هزینه بر کشور تحمیل کردهاند. اما مسئله فقط هزینههای مالی نیست؛ منابع آبی مصرفشده برای ساخت و خنکسازی این تأسیسات، انرژی صرفشده و نیروی انسانی بهکارگرفتهشده نیز بخشی از این هزینه پنهان است. منابعی که میتوانست صرف توسعه، آبادانی، رونق کشاورزی و صنعت، و بهبود وضعیت محیط زیست شود.
با این حال، در شرایطی که سیاستهای تنشزا و نگاه امنیتی بر تصمیمگیریها سایه انداخته، بخش قابلتوجهی از ثروت کشور طی سالها بهصورت مخفیانه صرف پروژههای نظامی شده است؛ پروژههایی که بیش از آنکه در خدمت رفاه مردم باشند، در راستای اهداف ایدئولوژیک و ستیزهجویانه متطقهای تعریف شدهاند.
ملایان پیر، برای آنکه دو روز بیشتر بقا داشته باشند، به خاطر باورهای آخرالزمانی و خرافی و ستیزهجویانه خود، امنیت و آبادانی و زندگی یک کشور را گروگان گرفتهاند.
اما فقط آنها مسئول نیستند، مهندسان و متخصصان و شرکتها و سازمانهایی که عالمانه و عامدانه با آنها همکاری کردند هم باید پاسخگو باشند. این ملایان که بدون کمک آنها هرگز نمیتوانستند از عهده پروژهها برآیند. آنها حتی توان انجام کارهای شخصی خودشان را هم ندارند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💯11❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
مطابق گزارش اختصاصی که والاستریت ژورنال منتشر کرده است، مقامات امنیتی و اطلاعاتی در چندین کشور اروپایی در حال تحقیق پیرامون شبکهای هستند که گمان میرود با هدایت جمهوری اسلامی، مراکز یهودی را در واکنش به تنشهای خاورمیانه هدف قرار داده است.
یافتههای این تحقیق نشان میدهد که نهادهای امنیتی ایران با تغییر تاکتیک، به جای استفاده از ماموران مستقیم، به استخدام افراد از طریق فضای آنلاین روی آوردهاند. این افراد که غالبا شامل مجرمان محلی یا مزدوران هستند، ماموریت مییابند تا به اهدافی نظیر:
* مدارس و کنیسههای یهودی
* شرکتها و مراکز تجاری مرتبط با اسرائیل
* مراکز خیریه یهودی
حمله کنند. استفاده از این واسطهها به تهران اجازه میدهد تا از «انکارپذیری مصلحتی» بهره برده و ردپای مستقیم خود را در این عملیاتها پاک کند.
نکته کلیدی این گزارش، ظهور گروهی مرموز به نام «جنبش اسلامی اصحاب یمین» است که مسئولیت اکثر حملات اخیر در اروپا را بر عهده گرفته است. مقامات اطلاعاتی اروپا تاکید میکنند که این گروه تا پیش از ماه جاری میلادی هیچ سابقه یا حضور فیزیکی نداشته و در دایره شناسایی آنها نبوده است.
جولین لانشه، پژوهشگر مرکز بینالمللی مبارزه با تروریسم (ICCT)، در این باره معتقد است که این گروه یک «سازمان ساختگی» است. او توضیح میدهد که ایجاد چنین اسامی مستعاری نه تنها باعث سردرگمی سرویسهای امنیتی میشود، بلکه لایه حفاظتی جدیدی برای آمران اصلی ایجاد میکند.
مقامات امنیتی با ابراز نگرانی از موفقیتآمیز بودن این «الگوی عملیاتی موثر»، هشدار دادهاند که احتمالا این تنها آغاز یک موج جدید است و باید منتظر حملات بیشتری با این شیوه در خاک اروپا بود. این استراتژی، ترکیبی از جنگ نرم (استخدام آنلاین) و عملیات سخت (حملات فیزیکی) است که چالشهای پیچیدهای را برای دستگاههای ضدتروریسم ایجاد کرده است.
#یهودی_ستیزی #تروریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یافتههای این تحقیق نشان میدهد که نهادهای امنیتی ایران با تغییر تاکتیک، به جای استفاده از ماموران مستقیم، به استخدام افراد از طریق فضای آنلاین روی آوردهاند. این افراد که غالبا شامل مجرمان محلی یا مزدوران هستند، ماموریت مییابند تا به اهدافی نظیر:
* مدارس و کنیسههای یهودی
* شرکتها و مراکز تجاری مرتبط با اسرائیل
* مراکز خیریه یهودی
حمله کنند. استفاده از این واسطهها به تهران اجازه میدهد تا از «انکارپذیری مصلحتی» بهره برده و ردپای مستقیم خود را در این عملیاتها پاک کند.
نکته کلیدی این گزارش، ظهور گروهی مرموز به نام «جنبش اسلامی اصحاب یمین» است که مسئولیت اکثر حملات اخیر در اروپا را بر عهده گرفته است. مقامات اطلاعاتی اروپا تاکید میکنند که این گروه تا پیش از ماه جاری میلادی هیچ سابقه یا حضور فیزیکی نداشته و در دایره شناسایی آنها نبوده است.
جولین لانشه، پژوهشگر مرکز بینالمللی مبارزه با تروریسم (ICCT)، در این باره معتقد است که این گروه یک «سازمان ساختگی» است. او توضیح میدهد که ایجاد چنین اسامی مستعاری نه تنها باعث سردرگمی سرویسهای امنیتی میشود، بلکه لایه حفاظتی جدیدی برای آمران اصلی ایجاد میکند.
مقامات امنیتی با ابراز نگرانی از موفقیتآمیز بودن این «الگوی عملیاتی موثر»، هشدار دادهاند که احتمالا این تنها آغاز یک موج جدید است و باید منتظر حملات بیشتری با این شیوه در خاک اروپا بود. این استراتژی، ترکیبی از جنگ نرم (استخدام آنلاین) و عملیات سخت (حملات فیزیکی) است که چالشهای پیچیدهای را برای دستگاههای ضدتروریسم ایجاد کرده است.
#یهودی_ستیزی #تروریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔8💯3❤1
نیلوفر بیانی؛ روایت یک قربانی در تقاطع امنیت و محیطزیست
در روزهایی که نام «شهرهای موشکی» و پروژههای نظامی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده، بازخوانی پرونده فعالان محیطزیست، بهویژه نیلوفر بیانی، معنایی تازه پیدا میکند؛ روایتی که نهفقط از سرکوب، بلکه از برخورد دو جهان متفاوت حکایت دارد: جهان حفاظت از طبیعت و جهان امنیتیسازی همهچیز.
نیلوفر بیانی، کارشناس محیطزیست و فارغالتحصیل دانشگاههای معتبر بینالمللی، یکی از چهرههایی بود که با هدف حفظ حیاتوحش به ایران بازگشت. او سالها در پروژههای بینالمللی، از جمله در برنامه محیطزیست سازمان ملل، فعالیت کرده بود و در سال ۱۳۹۶ همکاری خود را با مؤسسه میراث حیاتوحش پارسیان آغاز کرد. اما تنها چند ماه بعد، در بهمن همان سال، به همراه جمعی از فعالان محیطزیست بازداشت شد؛ بازداشتی که به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای امنیتی سالهای اخیر تبدیل شد.
در روایتهایی که بعدتر از درون زندان منتشر شد، تصویر تکاندهندهای از آنچه بر او گذشته، شکل گرفت. بیانی از «دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی» سخن گفت؛ بازجوییهایی همراه با شدیدترین فشارهای روانی، تهدیدهای مکرر به شکنجه فیزیکی و حتی تهدیدهای جنسی. او نوشته بود که بازجویان برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را وادار به رفتارهای تحقیرآمیز، از جمله تقلید صدای حیوانات کرده و با تهدید به تزریق آمپولهای فلجکننده یا حتی «آمپول هوا» تلاش کردهاند او را بشکنند.
در بخشی از این فشارها، به او تصویر جسد کاووس سیدامامی نشان داده شده و هشدار داده بودند که سرنوشت او و خانوادهاش نیز میتواند مشابه باشد. در روایت دیگری، بیانی از انتقال به ویلایی در لواسان و مواجهه با رفتارهایی که خود «غیراخلاقی و غیراسلامی» توصیف کرده، سخن گفته است؛ تجربهای که نشان میدهد فشارها تنها به بازجوییهای رسمی محدود نبوده است.
او در نامههای متعدد به مقامهای مختلف، از جمله رئیس وقت قوه قضاییه و حتی رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به این رفتارها اعتراض کرد؛ اما نهتنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه به گفته خودش، پس از هر بار افشاگری، فشارها و تهدیدها افزایش یافت. در یکی از این نامهها، از توهینهای جنسی مکرر و تلاش بازجویان برای وادار کردن او به مشارکت در سناریوهای ساختگی سخن گفته است. او حتی در «آخرین دفاع» خود نیز از ترس دائمی از تعرض جنسی در طول بازجوییها نوشته؛ ترسی که به گفته او هرگز پایان نیافت.
با وجود این روایتها، دستگاه قضایی نهتنها این ادعاها را بررسی نکرد، بلکه بر اساس همان اعترافات مورد مناقشه، احکام سنگینی علیه متهمان صادر شد. این در حالی بود که وزارت اطلاعات، بهعنوان نهاد رسمی تشخیص جرایم جاسوسی، اساساً اتهام جاسوسی علیه این فعالان را بیپایه دانسته بود.
در این میان، تحلیلهایی که امروز از سوی کارشناسانی چون کاوه مدنی مطرح میشود، ابعاد تازهای به این پرونده میدهد. او تأکید کرده که ادعای دسترسی تصادفی فعالان محیطزیست به اطلاعات نظامی از طریق دوربینهای تلهای «هیچگونه» صحتی ندارد. به گفته او، مسئله اصلی این بود که این فعالان، ناخواسته در مکانهایی حضور داشتند که در نگاه امنیتی «نامناسب» تلقی میشد؛ مناطقی که شاید در آنها پروژههای نظامی جریان داشته، اما برای این فعالان تنها زیستگاه گونههای در حال انقراض بوده است.
از این منظر، پرونده نیلوفر بیانی را میتوان نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی دانست؛ جایی که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یا سایر گونههای حیاتوحش، بهجای حمایت، به سوءظن و اتهام تبدیل شد. افرادی که نه با نیت سیاسی، بلکه با دغدغه علمی و زیستمحیطی وارد میدان شده بودند، ناگهان در میانه یک روایت امنیتی گرفتار شدند.
بیانی سرانجام پس از سالها تحمل زندان، در فروردین ۱۴۰۳ و در قالب یک عفو آزاد شد. اما این آزادی، نمیتواند سالهایی را که در شرایطی توأم با فشار، تهدید و محرومیت سپری شد، جبران کند.
امروز، با پررنگ شدن دوباره بحث پروژههای نظامی در مناطق مختلف ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح است: چند نفر دیگر، تنها به این دلیل که در مسیر حفظ طبیعت «در جای نامناسب» قرار گرفتند، به سرنوشتی مشابه دچار شدند؟ پرونده نیلوفر بیانی، فقط روایت یک فرد نیست؛ نمادی است از هزینهای که جامعه مدنی در برخورد با ساختارهای امنیتی میپردازد، هزینهای که گاه به قیمت سالها از بهترین سالهای زندگی تمام میشود.
#نیلوفر_بیانی #محیط_زیست #شهر_موشکی #کاووس_سیدامامی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که نام «شهرهای موشکی» و پروژههای نظامی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده، بازخوانی پرونده فعالان محیطزیست، بهویژه نیلوفر بیانی، معنایی تازه پیدا میکند؛ روایتی که نهفقط از سرکوب، بلکه از برخورد دو جهان متفاوت حکایت دارد: جهان حفاظت از طبیعت و جهان امنیتیسازی همهچیز.
نیلوفر بیانی، کارشناس محیطزیست و فارغالتحصیل دانشگاههای معتبر بینالمللی، یکی از چهرههایی بود که با هدف حفظ حیاتوحش به ایران بازگشت. او سالها در پروژههای بینالمللی، از جمله در برنامه محیطزیست سازمان ملل، فعالیت کرده بود و در سال ۱۳۹۶ همکاری خود را با مؤسسه میراث حیاتوحش پارسیان آغاز کرد. اما تنها چند ماه بعد، در بهمن همان سال، به همراه جمعی از فعالان محیطزیست بازداشت شد؛ بازداشتی که به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای امنیتی سالهای اخیر تبدیل شد.
در روایتهایی که بعدتر از درون زندان منتشر شد، تصویر تکاندهندهای از آنچه بر او گذشته، شکل گرفت. بیانی از «دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی» سخن گفت؛ بازجوییهایی همراه با شدیدترین فشارهای روانی، تهدیدهای مکرر به شکنجه فیزیکی و حتی تهدیدهای جنسی. او نوشته بود که بازجویان برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را وادار به رفتارهای تحقیرآمیز، از جمله تقلید صدای حیوانات کرده و با تهدید به تزریق آمپولهای فلجکننده یا حتی «آمپول هوا» تلاش کردهاند او را بشکنند.
در بخشی از این فشارها، به او تصویر جسد کاووس سیدامامی نشان داده شده و هشدار داده بودند که سرنوشت او و خانوادهاش نیز میتواند مشابه باشد. در روایت دیگری، بیانی از انتقال به ویلایی در لواسان و مواجهه با رفتارهایی که خود «غیراخلاقی و غیراسلامی» توصیف کرده، سخن گفته است؛ تجربهای که نشان میدهد فشارها تنها به بازجوییهای رسمی محدود نبوده است.
او در نامههای متعدد به مقامهای مختلف، از جمله رئیس وقت قوه قضاییه و حتی رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به این رفتارها اعتراض کرد؛ اما نهتنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه به گفته خودش، پس از هر بار افشاگری، فشارها و تهدیدها افزایش یافت. در یکی از این نامهها، از توهینهای جنسی مکرر و تلاش بازجویان برای وادار کردن او به مشارکت در سناریوهای ساختگی سخن گفته است. او حتی در «آخرین دفاع» خود نیز از ترس دائمی از تعرض جنسی در طول بازجوییها نوشته؛ ترسی که به گفته او هرگز پایان نیافت.
با وجود این روایتها، دستگاه قضایی نهتنها این ادعاها را بررسی نکرد، بلکه بر اساس همان اعترافات مورد مناقشه، احکام سنگینی علیه متهمان صادر شد. این در حالی بود که وزارت اطلاعات، بهعنوان نهاد رسمی تشخیص جرایم جاسوسی، اساساً اتهام جاسوسی علیه این فعالان را بیپایه دانسته بود.
در این میان، تحلیلهایی که امروز از سوی کارشناسانی چون کاوه مدنی مطرح میشود، ابعاد تازهای به این پرونده میدهد. او تأکید کرده که ادعای دسترسی تصادفی فعالان محیطزیست به اطلاعات نظامی از طریق دوربینهای تلهای «هیچگونه» صحتی ندارد. به گفته او، مسئله اصلی این بود که این فعالان، ناخواسته در مکانهایی حضور داشتند که در نگاه امنیتی «نامناسب» تلقی میشد؛ مناطقی که شاید در آنها پروژههای نظامی جریان داشته، اما برای این فعالان تنها زیستگاه گونههای در حال انقراض بوده است.
از این منظر، پرونده نیلوفر بیانی را میتوان نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی دانست؛ جایی که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یا سایر گونههای حیاتوحش، بهجای حمایت، به سوءظن و اتهام تبدیل شد. افرادی که نه با نیت سیاسی، بلکه با دغدغه علمی و زیستمحیطی وارد میدان شده بودند، ناگهان در میانه یک روایت امنیتی گرفتار شدند.
بیانی سرانجام پس از سالها تحمل زندان، در فروردین ۱۴۰۳ و در قالب یک عفو آزاد شد. اما این آزادی، نمیتواند سالهایی را که در شرایطی توأم با فشار، تهدید و محرومیت سپری شد، جبران کند.
امروز، با پررنگ شدن دوباره بحث پروژههای نظامی در مناطق مختلف ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح است: چند نفر دیگر، تنها به این دلیل که در مسیر حفظ طبیعت «در جای نامناسب» قرار گرفتند، به سرنوشتی مشابه دچار شدند؟ پرونده نیلوفر بیانی، فقط روایت یک فرد نیست؛ نمادی است از هزینهای که جامعه مدنی در برخورد با ساختارهای امنیتی میپردازد، هزینهای که گاه به قیمت سالها از بهترین سالهای زندگی تمام میشود.
#نیلوفر_بیانی #محیط_زیست #شهر_موشکی #کاووس_سیدامامی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4
مقامات اسرائیل:
علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در حمله به بندرعباس کشته شد
رسانههای اسرائیلی به نقل از یک مقام این کشور گزارش دادهاند که علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جریان حملهای در بندرعباس کشته شده است. روزنامه جروزالم پست به نقل از این مقام نوشته است که تنگسیری از چهرههای کلیدی در برنامههای دریایی جمهوری اسلامی، از جمله طرحهای مرتبط با بستن تنگه هرمز، بوده است.
همزمان، تایمز اسرائیل نیز به نقل از منابع امنیتی اسرائیل مدعی شده که تنگسیری در حملات هوایی اخیر به بندرعباس هدف قرار گرفته و کشته شده است. در این گزارشها از او بهعنوان یکی از مسئولان اصلی اقدامات علیه نفتکشها در تنگه هرمز یاد شده است.
با این حال، تا لحظه تنظیم این خبر، هیچیک از مقامهای رسمی جمهوری اسلامی ایران یا ارتش اسرائیل این ادعا را تأیید یا رد نکردهاند.
علیرضا تنگسیری، متولد ۱۳۴۱، از مرداد ۱۳۹۷ فرماندهی نیروی دریایی سپاه را بر عهده داشت. او پیش از این، جانشین فرمانده این نیرو بود و سابقه فرماندهی در دوران جنگ ایران و عراق و همچنین مسئولیت منطقه یکم دریایی سپاه در بندرعباس را در کارنامه داشت.
تنگسیری در سال ۱۳۹۸ در فهرست تحریمهای دولت آمریکا قرار گرفت و در سالهای بعد نیز به دلیل نقش در برنامههای نظامی، از جمله توسعه قایقهای تندرو، پهپادهای دریایی و زیرساختهای موشکی ساحلی، با تحریمهای بیشتری مواجه شد.
او از جمله فرماندهانی بود که بهطور مستمر علیه حضور نظامی آمریکا در منطقه موضعگیری میکرد و در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از چهرههای فعال در حوزه «بازدارندگی دریایی» به شمار میرفت.
با وجود انتشار این گزارشها، نبود تأیید رسمی باعث شده است که این خبر همچنان در حد ادعاهای مطرحشده از سوی منابع اسرائیلی باقی بماند.
#irgcterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علیرضا_تنگسیری
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در حمله به بندرعباس کشته شد
رسانههای اسرائیلی به نقل از یک مقام این کشور گزارش دادهاند که علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در جریان حملهای در بندرعباس کشته شده است. روزنامه جروزالم پست به نقل از این مقام نوشته است که تنگسیری از چهرههای کلیدی در برنامههای دریایی جمهوری اسلامی، از جمله طرحهای مرتبط با بستن تنگه هرمز، بوده است.
همزمان، تایمز اسرائیل نیز به نقل از منابع امنیتی اسرائیل مدعی شده که تنگسیری در حملات هوایی اخیر به بندرعباس هدف قرار گرفته و کشته شده است. در این گزارشها از او بهعنوان یکی از مسئولان اصلی اقدامات علیه نفتکشها در تنگه هرمز یاد شده است.
با این حال، تا لحظه تنظیم این خبر، هیچیک از مقامهای رسمی جمهوری اسلامی ایران یا ارتش اسرائیل این ادعا را تأیید یا رد نکردهاند.
علیرضا تنگسیری، متولد ۱۳۴۱، از مرداد ۱۳۹۷ فرماندهی نیروی دریایی سپاه را بر عهده داشت. او پیش از این، جانشین فرمانده این نیرو بود و سابقه فرماندهی در دوران جنگ ایران و عراق و همچنین مسئولیت منطقه یکم دریایی سپاه در بندرعباس را در کارنامه داشت.
تنگسیری در سال ۱۳۹۸ در فهرست تحریمهای دولت آمریکا قرار گرفت و در سالهای بعد نیز به دلیل نقش در برنامههای نظامی، از جمله توسعه قایقهای تندرو، پهپادهای دریایی و زیرساختهای موشکی ساحلی، با تحریمهای بیشتری مواجه شد.
او از جمله فرماندهانی بود که بهطور مستمر علیه حضور نظامی آمریکا در منطقه موضعگیری میکرد و در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از چهرههای فعال در حوزه «بازدارندگی دریایی» به شمار میرفت.
با وجود انتشار این گزارشها، نبود تأیید رسمی باعث شده است که این خبر همچنان در حد ادعاهای مطرحشده از سوی منابع اسرائیلی باقی بماند.
#irgcterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی #علیرضا_تنگسیری
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤3
جمهوری اسلامی در داخل کشور با سرکوب، قطع اینترنت و بیاطلاع نگهداشتن مردم، روایت خود را پیش میبرد، به گزارش خبرگزاریهای داخلی جمهوری اسلامی تا کنون چندین بار ناوهای آمریکا را غرق کرده، خلبانان را به اسارت گرفته، کشورهای منطقه را تصرف کرده ...
رژیم همچنین از مردم عادی بهعنوان سپر انسانی استفاده میکند، اما در عرصه بینالمللی تصویری متفاوت ارائه میدهد. این دوگانگی، بار دیگر توسط پرزیدنت ترامپ مورد توجه قرار گرفته.
رئیسجمهور ایالات متحده با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروث نوشت:
«مذاکرهکنندگان ایرانی بسیار متفاوت و «عجیب» هستند. آنها دارند به ما «التماس» میکنند که توافقی انجام شود؛ کاری که باید هم بکنند، چون از نظر نظامی کاملاً درهم شکسته شدهاند و هیچ شانسی برای بازگشت ندارند. با این حال، در ملأعام میگویند که فقط «در حال بررسی پیشنهاد ما» هستند.
غلط! بهتر است خیلی زود جدی شوند، پیش از آنکه خیلی دیر شود؛ چون اگر آن نقطه فرا برسد، دیگر راه بازگشتی وجود نخواهد داشت و اوضاع هم اصلاً خوشایند نخواهد بود!»
@Tavaana_TavaanaTech
رژیم همچنین از مردم عادی بهعنوان سپر انسانی استفاده میکند، اما در عرصه بینالمللی تصویری متفاوت ارائه میدهد. این دوگانگی، بار دیگر توسط پرزیدنت ترامپ مورد توجه قرار گرفته.
رئیسجمهور ایالات متحده با انتشار پستی در شبکه اجتماعی تروث نوشت:
«مذاکرهکنندگان ایرانی بسیار متفاوت و «عجیب» هستند. آنها دارند به ما «التماس» میکنند که توافقی انجام شود؛ کاری که باید هم بکنند، چون از نظر نظامی کاملاً درهم شکسته شدهاند و هیچ شانسی برای بازگشت ندارند. با این حال، در ملأعام میگویند که فقط «در حال بررسی پیشنهاد ما» هستند.
غلط! بهتر است خیلی زود جدی شوند، پیش از آنکه خیلی دیر شود؛ چون اگر آن نقطه فرا برسد، دیگر راه بازگشتی وجود نخواهد داشت و اوضاع هم اصلاً خوشایند نخواهد بود!»
@Tavaana_TavaanaTech
💯6
Forwarded from گفتوشنود
همبستگی در عین اختلاف؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4💯3
در حالی که روایتهای رسمی تلاش میکنند تصویری کنترلشده از وضعیت زندانها ارائه دهند، گزارشها و شهادتهای مستقیم زندانیان و خانوادههایشان، واقعیتی بهمراتب تلختر را آشکار میکند. آنچه از درون زندانها نقل میشود، نشانههایی از نقض گسترده و سیستماتیک حقوق انسانی است.
مرضیه محبی، حقوقدان، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس،
، به وضعیت زندانیان اشاره میکند: «چند قاشق برنج و یک کف دست نان، سهم زندانیان از غذا بود» و بسیاری از آنان «با زخمهای عفونی ناشی از اصابت گلوله یا با دست و پای شکسته به زندان منتقل شدهاند».
او همچنین از شرایطی سخن میگوید که در آن «هر ۱۲۰ تا ۱۳۰ نفر تنها به یک سرویس بهداشتی دسترسی داشتند» و «انواع بیماریها، از جمله سل، در میان زندانیان شیوع پیدا کرده بود».
در بخش دیگری از این روایت، به وضعیت زنان بازداشتشده اشاره شده است؛ جایی که «دهها زن جوان در یک بند، گرسنه، بیمار و مجروح نگهداری میشدند» و به گفته منابع، «برخی از آنان مورد خشونت شدید و تعرض قرار گرفته بودند و حتی امکان دراز کشیدن نداشتند.»
@Tavaana_TavaanaTech
مرضیه محبی، حقوقدان، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس،
، به وضعیت زندانیان اشاره میکند: «چند قاشق برنج و یک کف دست نان، سهم زندانیان از غذا بود» و بسیاری از آنان «با زخمهای عفونی ناشی از اصابت گلوله یا با دست و پای شکسته به زندان منتقل شدهاند».
او همچنین از شرایطی سخن میگوید که در آن «هر ۱۲۰ تا ۱۳۰ نفر تنها به یک سرویس بهداشتی دسترسی داشتند» و «انواع بیماریها، از جمله سل، در میان زندانیان شیوع پیدا کرده بود».
در بخش دیگری از این روایت، به وضعیت زنان بازداشتشده اشاره شده است؛ جایی که «دهها زن جوان در یک بند، گرسنه، بیمار و مجروح نگهداری میشدند» و به گفته منابع، «برخی از آنان مورد خشونت شدید و تعرض قرار گرفته بودند و حتی امکان دراز کشیدن نداشتند.»
@Tavaana_TavaanaTech
💔11
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اینترنت پرو، نام تازه برای اینترنت طبقاتی؟
دسترسی تبعیضآمیز در زمان قطعی اینترنت!
در ساعات اخیر برخی مشترکان همراه اول پیامکی دریافت کردهاند که در آن از فعال شدن سرویس «اینترنت پرو» یا همان «اینترنت پایدار» برای شماره آنها خبر داده است.
به گزارش سیتنا، در این پیامک از کاربران خواسته شده در صورت بروز مشکل، یکبار حالت پرواز گوشی خود را فعال و سپس غیرفعال کنند. همچنین اعلام شده مشترکان حداکثر ۳۰ روز فرصت دارند با مراجعه به لینک ارسالشده، فرآیند احراز هویت خود را تکمیل کنند؛ در غیر این صورت وضعیت اینترنت آنها به حالت قبل بازمیگردد.
در این اطلاعرسانی همچنین آمده که در صورت عدم تمایل به استفاده از این سرویس، کاربران میتوانند با شمارهگیری کد دستوری اعلامشده، اینترنت خود را به حالت عادی بازگردانند.
همراه اول تاکنون توضیح رسمی و روشنی درباره ماهیت دقیق این سرویس و اینکه شامل چه کسانی میشود منتشر نکرده است. با این حال، پیشتر رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای به سیتنا گفته بود که در جلساتی با اپراتورها، راهکارهایی برای اختصاص اینترنت پایدار به کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال در شرایط اضطراری مطرح شده است.
همزمان، برخی کاربرانی که پیش از این تجربه استفاده از «اینترنت پرو» را داشتهاند، میگویند این سرویس روی خطوط همراه اول بدون محدودیتهای معمول فیلترینگ در دسترس بوده است.
اما ادعای مدیریت بحران، نقاب مضحکی است که بر چهره این رانت ناعادلانه زدهاند. محروم کردن مردم از ابزار معیشت و ارتباط، و همزمان بخشیدن آن به یک اقلیت خاص به عنوان امتیاز، تحقیر مستقیم تکتک شهروندان است.
این ماجرا، یک تبعیض آشکار در دسترسی به اینترنت است. یعنی اینترنت برای همه مردم نیست و فقط به کسانی داده میشود که حکومت بخواهد. وقتی بیشتر مردم از سادهترین حق خود برای دسترسی آزاد به اینترنت محروم هستند، اما همزمان برای یک عده خاص اینترنت بدون محدودیت و پایدار فراهم میشود، دیگر نمیشود اسم این کار را مدیریت بحران گذاشت.
اگر «اینترنت پرو» قرار باشد فقط در زمان قطع اینترنت برای عدهای خاص فعال شود، در عمل چیزی جز همان اینترنت طبقاتی نیست؛ فقط با یک اسم جدید.
💸 tavaanatech
دسترسی تبعیضآمیز در زمان قطعی اینترنت!
در ساعات اخیر برخی مشترکان همراه اول پیامکی دریافت کردهاند که در آن از فعال شدن سرویس «اینترنت پرو» یا همان «اینترنت پایدار» برای شماره آنها خبر داده است.
به گزارش سیتنا، در این پیامک از کاربران خواسته شده در صورت بروز مشکل، یکبار حالت پرواز گوشی خود را فعال و سپس غیرفعال کنند. همچنین اعلام شده مشترکان حداکثر ۳۰ روز فرصت دارند با مراجعه به لینک ارسالشده، فرآیند احراز هویت خود را تکمیل کنند؛ در غیر این صورت وضعیت اینترنت آنها به حالت قبل بازمیگردد.
در این اطلاعرسانی همچنین آمده که در صورت عدم تمایل به استفاده از این سرویس، کاربران میتوانند با شمارهگیری کد دستوری اعلامشده، اینترنت خود را به حالت عادی بازگردانند.
همراه اول تاکنون توضیح رسمی و روشنی درباره ماهیت دقیق این سرویس و اینکه شامل چه کسانی میشود منتشر نکرده است. با این حال، پیشتر رئیس سازمان نظام صنفی رایانهای به سیتنا گفته بود که در جلساتی با اپراتورها، راهکارهایی برای اختصاص اینترنت پایدار به کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال در شرایط اضطراری مطرح شده است.
همزمان، برخی کاربرانی که پیش از این تجربه استفاده از «اینترنت پرو» را داشتهاند، میگویند این سرویس روی خطوط همراه اول بدون محدودیتهای معمول فیلترینگ در دسترس بوده است.
اما ادعای مدیریت بحران، نقاب مضحکی است که بر چهره این رانت ناعادلانه زدهاند. محروم کردن مردم از ابزار معیشت و ارتباط، و همزمان بخشیدن آن به یک اقلیت خاص به عنوان امتیاز، تحقیر مستقیم تکتک شهروندان است.
این ماجرا، یک تبعیض آشکار در دسترسی به اینترنت است. یعنی اینترنت برای همه مردم نیست و فقط به کسانی داده میشود که حکومت بخواهد. وقتی بیشتر مردم از سادهترین حق خود برای دسترسی آزاد به اینترنت محروم هستند، اما همزمان برای یک عده خاص اینترنت بدون محدودیت و پایدار فراهم میشود، دیگر نمیشود اسم این کار را مدیریت بحران گذاشت.
اگر «اینترنت پرو» قرار باشد فقط در زمان قطع اینترنت برای عدهای خاص فعال شود، در عمل چیزی جز همان اینترنت طبقاتی نیست؛ فقط با یک اسم جدید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯3
«زهرا جان! در این روزها، به یادت هستیم، که با دانش، تجربه و شرافت زیستهای و امروز در ۶۷ سالگی، در برابر ناعادلانهترین حکمها، حکم اعدام، ایستادهای.
امیدواریم این نوروز، هرچند در سختترین شرایط، برایت لحظههایی از آرامش و امید به همراه داشته باشد. آرزو میکنیم که در بهاری نزدیک، آزادی را نه در رؤیا، بلکه در واقعیت لمس کنید و این روزهای سخت به پایان برسد.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی و عقیدتی ساکن رشت، مهندس برق و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان است که مدرک کارشناسی ارشد در حوزه «انرژی پایدار» از سوئد دارد. او در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد. دادگاه او که بهصورت ویدیوکنفرانس و در زمانی کوتاه برگزار شد، در مهر ۱۴۰۴ حکم اعدام او را به اتهام «همکاری با گروههای مخالف نظام» صادر کرد.
بر اساس گزارشها، مستندات پرونده بسیار محدود و فاقد اعتبار بوده و شامل مواردی چون یک پارچهنوشته با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی منتشرنشده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
امیدواریم این نوروز، هرچند در سختترین شرایط، برایت لحظههایی از آرامش و امید به همراه داشته باشد. آرزو میکنیم که در بهاری نزدیک، آزادی را نه در رؤیا، بلکه در واقعیت لمس کنید و این روزهای سخت به پایان برسد.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
زهرا شهباز طبری، زندانی سیاسی و عقیدتی ساکن رشت، مهندس برق و فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی اصفهان است که مدرک کارشناسی ارشد در حوزه «انرژی پایدار» از سوئد دارد. او در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ در منزل خود بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد. دادگاه او که بهصورت ویدیوکنفرانس و در زمانی کوتاه برگزار شد، در مهر ۱۴۰۴ حکم اعدام او را به اتهام «همکاری با گروههای مخالف نظام» صادر کرد.
بر اساس گزارشها، مستندات پرونده بسیار محدود و فاقد اعتبار بوده و شامل مواردی چون یک پارچهنوشته با شعار «زن، مقاومت، آزادی» و یک فایل صوتی منتشرنشده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤7🕊4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
سوژه طنز کاربران:
پایان تنگسیری؛ بعد از تعریف و تمجید رائفیپور!
امروز خبر کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در جریان حمله هوایی اسرائیل منتشر شد. همزمان، آنچه در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، اظهارات علیاکبر رائفیپور است که تنها چند ساعت پیش از این حادثه، در سخنانی از تنگسیری تعریف و تمجید کرده بود؛ موضوعی که حالا به سوژه طنز و واکنشهای گسترده کاربران تبدیل شده است.
💸 tavaanatech
پایان تنگسیری؛ بعد از تعریف و تمجید رائفیپور!
امروز خبر کشته شدن علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در جریان حمله هوایی اسرائیل منتشر شد. همزمان، آنچه در شبکههای اجتماعی مورد توجه کاربران قرار گرفته، اظهارات علیاکبر رائفیپور است که تنها چند ساعت پیش از این حادثه، در سخنانی از تنگسیری تعریف و تمجید کرده بود؛ موضوعی که حالا به سوژه طنز و واکنشهای گسترده کاربران تبدیل شده است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔1
رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ، در یک گفتگوی تلویزیونی اعلام کرده است که سن مشارکت در برخی فعالیتهای مرتبط با گشتهای ایستبازرسی به ۱۲ سال کاهش یافته و حتی «بچههای ۱۲ و ۱۳ ساله» برای حضور در این برنامهها اعلام آمادگی کردهاند. همزمان، گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد از کودکان و نوجوانان برای مشارکت در فعالیتهایی چون گشتهای اطلاعاتی، ایستهای بازرسی، پشتیبانی و برنامههای تبلیغاتی دعوت به ثبتنام میشود.
در چنین شرایطی، این کودکان نهتنها در معرض خطرات مستقیم قرار میگیرند، بلکه بهگونهای در موقعیت «سپر انسانی» قرار داده میشوند. از سوی دیگر، استفاده از کودکان در این سنین، همزمان با شکلگیری هویت و باورهای آنها، به معنای قرار دادن آنان در معرض نوعی جهتدهی و القای ایدئولوژیک است. چنین فرآیندی، که میتوان آن را نوعی مغزشویی سیستماتیک دانست، تلاش دارد کودکان را از سنین پایین به ابزارهایی در خدمت اهداف سیاسی و امنیتی تبدیل کند؛ بدون آنکه امکان انتخاب آگاهانه یا درک کامل پیامدهای این نقشها را داشته باشند.
@Tavaana_TavaanaTech
در چنین شرایطی، این کودکان نهتنها در معرض خطرات مستقیم قرار میگیرند، بلکه بهگونهای در موقعیت «سپر انسانی» قرار داده میشوند. از سوی دیگر، استفاده از کودکان در این سنین، همزمان با شکلگیری هویت و باورهای آنها، به معنای قرار دادن آنان در معرض نوعی جهتدهی و القای ایدئولوژیک است. چنین فرآیندی، که میتوان آن را نوعی مغزشویی سیستماتیک دانست، تلاش دارد کودکان را از سنین پایین به ابزارهایی در خدمت اهداف سیاسی و امنیتی تبدیل کند؛ بدون آنکه امکان انتخاب آگاهانه یا درک کامل پیامدهای این نقشها را داشته باشند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔6❤1
عرفان ثابتی، پژوهشگر جامعهشناسی دین و فلسفه، در توییتی با اشاره به نتایج «شاخص پیشرفت اجتماعی ۲۰۲۶» نوشته است که ایران در این رتبهبندی در جایگاه ۱۰۲ قرار گرفته؛ جایگاهی که حتی شش پله پایینتر از غزه و کرانه باختری است.
این شاخص، برخلاف بسیاری از رتبهبندیهای اقتصادی، بر جنبههای غیرمالی زندگی تمرکز دارد؛ از جمله دسترسی به آموزش و بهداشت، کیفیت محیط زیست، امنیت، حقوق فردی و سطح رفاه اجتماعی. به همین دلیل، تصویری واقعیتر از کیفیت زندگی مردم در کشورها ارائه میدهد.
آنچه این آمار نشان میدهد، نشانهای از وضعیت عمیقا نگرانکننده جامعهای است که با وجود منابع گسترده انسانی و طبیعی، به دلیل سالها سوءمدیریت، فساد ساختاری، سرکوب اجتماعی و بیتوجهی به نیازهای اساسی شهروندان، در چنین جایگاهی قرار گرفته است.
اینکه ایران در چنین شاخصی پایینتر از مناطقی قرار میگیرد که سالها درگیر جنگ و بحران بودهاند، نشاندهنده عمق بحران در زندگی روزمره مردم است؛ رتبه ۱۰۲، بازتاب سالها سیاستگذاریای است که هزینه آن را مردم ایران با کیفیت زندگیشان پرداختهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
این شاخص، برخلاف بسیاری از رتبهبندیهای اقتصادی، بر جنبههای غیرمالی زندگی تمرکز دارد؛ از جمله دسترسی به آموزش و بهداشت، کیفیت محیط زیست، امنیت، حقوق فردی و سطح رفاه اجتماعی. به همین دلیل، تصویری واقعیتر از کیفیت زندگی مردم در کشورها ارائه میدهد.
آنچه این آمار نشان میدهد، نشانهای از وضعیت عمیقا نگرانکننده جامعهای است که با وجود منابع گسترده انسانی و طبیعی، به دلیل سالها سوءمدیریت، فساد ساختاری، سرکوب اجتماعی و بیتوجهی به نیازهای اساسی شهروندان، در چنین جایگاهی قرار گرفته است.
اینکه ایران در چنین شاخصی پایینتر از مناطقی قرار میگیرد که سالها درگیر جنگ و بحران بودهاند، نشاندهنده عمق بحران در زندگی روزمره مردم است؛ رتبه ۱۰۲، بازتاب سالها سیاستگذاریای است که هزینه آن را مردم ایران با کیفیت زندگیشان پرداختهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که نام «شهرهای موشکی» و پروژههای نظامی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده، بازخوانی پرونده فعالان محیطزیست، معنایی تازه پیدا میکند؛ پرونده سپیده کاشانی، از فعالان محیطزیست، یکی از روشنترین نمونههای روند سرکوب فعالان محیط زیست است.
سپیده کاشانی از کنشگرانی بود که سالها از عمر خود را صرف حفاظت از طبیعت ایران کرده بود. اما در بهمن ۱۳۹۶، او به همراه گروهی از فعالان محیطزیست توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد؛ کاشانی در نامهای که پس از پنج سال از زندان به بیرون فرستاد، جزئیاتی از آنچه بر او و دیگر همکارانش گذشته را روایت کرد، او در این نامه از بازجوییهایی نوشته بود که «طولانی و همراه با داد و بیداد و فحاشی، هتک حرمت، تهدید و تفتیش عقاید» بوده است. به گفته او، «ساعتها ایستاده بازجویی میشدم» و حتی اجازه تکیهدادن به دیوار نداشته.
در نهایت، سپیده کاشانی پس از تحمل بیش از شش سال حبس، در ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ از زندان اوین آزاد شد. اما آنچه در این سالها بر او گذشته، تنها یک تجربه شخصی نیست؛ بلکه بخشی از روایتی گستردهتر از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی در ایران است.
@Tavaana_TavaanaTech
سپیده کاشانی از کنشگرانی بود که سالها از عمر خود را صرف حفاظت از طبیعت ایران کرده بود. اما در بهمن ۱۳۹۶، او به همراه گروهی از فعالان محیطزیست توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد؛ کاشانی در نامهای که پس از پنج سال از زندان به بیرون فرستاد، جزئیاتی از آنچه بر او و دیگر همکارانش گذشته را روایت کرد، او در این نامه از بازجوییهایی نوشته بود که «طولانی و همراه با داد و بیداد و فحاشی، هتک حرمت، تهدید و تفتیش عقاید» بوده است. به گفته او، «ساعتها ایستاده بازجویی میشدم» و حتی اجازه تکیهدادن به دیوار نداشته.
در نهایت، سپیده کاشانی پس از تحمل بیش از شش سال حبس، در ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ از زندان اوین آزاد شد. اما آنچه در این سالها بر او گذشته، تنها یک تجربه شخصی نیست؛ بلکه بخشی از روایتی گستردهتر از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی در ایران است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from گفتوشنود
مارتا نوسبام (Martha Nussbaum)، فیلسوف معاصر آمریکایی و از چهرههای تاثیرگذار در اخلاق، فلسفه حقوق، و نظریه عدالت، نگاهی نو به پیوند میان اخلاق، گفتوگو و کرامت انسانی ارائه داده است. او که تحت تاثیر سنت ارسطویی و همچنین نظریههای مدرن عدالت اجتماعی و فمینیسم است، بیش از آنکه اخلاق را بر پایه قانون یا پیامد صرف تعریف کند، بر ظرفیتهای انسانی و شرایط عینی زندگی شرافتمندانه تاکید دارد. در نظریه «توانمندسازی» (Capabilities Approach) که با همکاری آمارتیا سن توسعه داده، اخلاق در نسبت با توانایی افراد برای زیستن یک زندگی انسانی و معنادار فهمیده میشود.
در اندیشه نوسبام، گفتوگو و استدلال نقشی بنیادین دارند، اما این گفتوگو باید از همدلی، شناخت تفاوتها و توجه به آسیبپذیری انسان آغاز شود. برخلاف دیدگاههای صرفا عقلگرایانه، او باور دارد که عواطف بهویژه ترحم، خشم، و عشق نقش مثبت در اخلاق و سیاست دارند، اگر بهدرستی هدایت و درک شوند. نوسبام معتقد است که برای رسیدن به عدالت، باید صداهای خاموششده را شنید، تجربههای زیسته را فهمید، و از طریق گفتوگوهایی باز و انسانی، برای بهبود شرایط زندگی واقعی افراد تلاش کرد.
نظریه توانمندسازی نوسبام بر شناسایی و تامین حداقلهایی برای زندگی انسانی تمرکز دارد از جمله آموزش، سلامت، برابری جنسیتی، بیان آزادانه، و مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی. این نظریه، نوعی اخلاق کاربردی و گفتوگومحور است که میخواهد عدالت را در جهان واقعی و در مواجهه با نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رقم بزند. او بارها تاکید کرده که بدون مشارکت فعال و شنیدن صدای همه، بهویژه اقلیتها، زنان و فرودستان، نه اخلاق ممکن است، نه دموکراسی.
نوسبام ما را دعوت میکند تا اخلاق را نه تنها از دریچه عقل، بلکه از راه گفتوگویی آمیخته با همدلی، درک تفاوت و تعهد عملی به بهبود زندگی انسانها بازاندیشی کنیم. در جهان امروز که پر از طرد، بیعدالتی و گسست است، صدای او یادآور این حقیقت است که عدالت تنها زمانی ممکن میشود که گفتوگو با زندگی انسانها، از درون تجربههایشان، آغاز شود.
#اخلاق #مارتا_نوسباوم #مارتا_نوسبام #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در اندیشه نوسبام، گفتوگو و استدلال نقشی بنیادین دارند، اما این گفتوگو باید از همدلی، شناخت تفاوتها و توجه به آسیبپذیری انسان آغاز شود. برخلاف دیدگاههای صرفا عقلگرایانه، او باور دارد که عواطف بهویژه ترحم، خشم، و عشق نقش مثبت در اخلاق و سیاست دارند، اگر بهدرستی هدایت و درک شوند. نوسبام معتقد است که برای رسیدن به عدالت، باید صداهای خاموششده را شنید، تجربههای زیسته را فهمید، و از طریق گفتوگوهایی باز و انسانی، برای بهبود شرایط زندگی واقعی افراد تلاش کرد.
نظریه توانمندسازی نوسبام بر شناسایی و تامین حداقلهایی برای زندگی انسانی تمرکز دارد از جمله آموزش، سلامت، برابری جنسیتی، بیان آزادانه، و مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی. این نظریه، نوعی اخلاق کاربردی و گفتوگومحور است که میخواهد عدالت را در جهان واقعی و در مواجهه با نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رقم بزند. او بارها تاکید کرده که بدون مشارکت فعال و شنیدن صدای همه، بهویژه اقلیتها، زنان و فرودستان، نه اخلاق ممکن است، نه دموکراسی.
نوسبام ما را دعوت میکند تا اخلاق را نه تنها از دریچه عقل، بلکه از راه گفتوگویی آمیخته با همدلی، درک تفاوت و تعهد عملی به بهبود زندگی انسانها بازاندیشی کنیم. در جهان امروز که پر از طرد، بیعدالتی و گسست است، صدای او یادآور این حقیقت است که عدالت تنها زمانی ممکن میشود که گفتوگو با زندگی انسانها، از درون تجربههایشان، آغاز شود.
#اخلاق #مارتا_نوسباوم #مارتا_نوسبام #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام سجاد صمدی، با کتف شکسته، از بیمارستان به زندان گناباد منتقل شد
طبق گزارش دریافتی، خانم بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی، در حالیکه هنوز در حال طی کردن مراحل درمان بود، از بیمارستان به زندان گناباد منتقل شد.
پیشتر خبر داده بودیم که نیروهای بسیج و سپاه در گناباد با یورش به مراسم آخرین پنجشنبه سال بر مزار سجاد صمدی، دهها نفر را بازداشت کردند.
در جریان این یورش، بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی، بهشدت مورد ضربوجرح قرار گرفته و در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل شده بود. بر اساس گزارشها، او دچار جراحات و صدمات شدید از جمله شکستگی استخوان کتف شده بود.
حالا به گزارش کانال تلگرام انقلاب ملی مردم گناباد، در حالی که مراحل درمان این مادر دادخواه تکمیل نشده بود، او را به زندان منتقل کردهاند.
سجاد صمدی، ۲۲ ساله، در تاریخ ۱۸ دیماه در گناباد با گلوله جنگی زخمی شده بود. به گفته منابع، او به دلیل ترس از بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرد و در نهایت بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
ویدیو: سخنان پرشور مادر دادخواه سجاد صمدی در مراسمی به یاد فرزندش در بهمن ماه ۱۴۰۴
#سجاد_صمدی #بتول_گرامی #گناباد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش دریافتی، خانم بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی، در حالیکه هنوز در حال طی کردن مراحل درمان بود، از بیمارستان به زندان گناباد منتقل شد.
پیشتر خبر داده بودیم که نیروهای بسیج و سپاه در گناباد با یورش به مراسم آخرین پنجشنبه سال بر مزار سجاد صمدی، دهها نفر را بازداشت کردند.
در جریان این یورش، بتول گرامی، مادر جاویدنام سجاد صمدی، بهشدت مورد ضربوجرح قرار گرفته و در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل شده بود. بر اساس گزارشها، او دچار جراحات و صدمات شدید از جمله شکستگی استخوان کتف شده بود.
حالا به گزارش کانال تلگرام انقلاب ملی مردم گناباد، در حالی که مراحل درمان این مادر دادخواه تکمیل نشده بود، او را به زندان منتقل کردهاند.
سجاد صمدی، ۲۲ ساله، در تاریخ ۱۸ دیماه در گناباد با گلوله جنگی زخمی شده بود. به گفته منابع، او به دلیل ترس از بازداشت به بیمارستان مراجعه نکرد و در نهایت بر اثر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.
ویدیو: سخنان پرشور مادر دادخواه سجاد صمدی در مراسمی به یاد فرزندش در بهمن ماه ۱۴۰۴
#سجاد_صمدی #بتول_گرامی #گناباد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤1