آموزشکده توانا
48.9K subscribers
41.9K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
انتقال سپیده ابطحی، مستندساز و کنشگر مدنی، به زندان قرچک

سپیده ابطحی، مستندساز، به زندان قرچک منتقل شد.

سعیده ابطحی، خواهر سپیده ابطحی، از انتقال این مستندساز به زندان قرچک ورامین خبر داد و گفت: سپیده در تماس با خانواده، نسبت به انتقال خود به این زندان ابراز نگرانی کرده و خواستار پیگیری وضعیتش شده است.

به گفته خواهر سپیده، داروهای تنفسی، داروهای روزانه و عینک او که پس از نخستین تماس کوتاه وی از بازداشتگاه، از منزل خانواده تحویل گرفته شده بود، اکنون به دستش رسیده است. همچنین مشخص شده که نهاد بازداشت‌کننده سپیده ابطحی، سازمان اطلاعات سپاه است؛ با این حال، با گذشت چند روز از بازداشت، هنوز اتهام انتسابی به او به‌طور رسمی به وکیل یا خانواده اعلام نشده است.

سعیده ابطحی با اشاره به پیگیری‌های خانواده، دوستان، همکاران و برخی اعضای خانه سینما گفت: «همچنان با جدیت پیگیر وضعیت سپیده هستیم و امیدواریم هرچه زودتر اتهام او به‌صورت رسمی اعلام و زمینه آزادی‌اش فراهم شود.»

او همچنین از فشار روحی شدید واردشده بر خانواده خبر داد و گفت پدر و مادر سالخورده سپیده در روزهای گذشته شرایط دشواری را پشت سر گذاشته‌اند.

سپیده ابطحی، مستندساز و عضو باسابقه انجمن صنفی مستندسازان، روز چهارشنبه ۲۴ تیرماه در منزل مادری‌اش و مقابل چشمان پدر و مادر سالخورده خود بازداشت شد. او همچنین به‌عنوان نماینده خانه سینما برای پیگیری امور هنرمندان بازداشتی فعالیت داشته است.

#سپیده_ابطحی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊81

هشدار مادر حسن رونقی درباره وخامت وضعیت جسمانی فرزندش در پی اعتصاب غذا

زلیخا موسوی، مادر حسن رونقی، با انتشار متنی از ادامه بازداشت فرزندش، اعتصاب غذای او و بی‌توجهی مسئولان به وضعیت جسمانی‌اش ابراز نگرانی کرد و نسبت به پیامدهای ادامه این روند هشدار داد.

او در این متن می‌گوید از زمان بازداشت حسن، حتی یک لحظه آرامش نداشته است. به گفته وی، حسن رونقی از همان لحظه بازداشت دست به اعتصاب غذا زده و با توجه به ابتلای او به سندرم گیلن‌باره، ادامه بازداشت و اعتصاب غذا می‌تواند آسیب‌های جبران‌ناپذیری به سلامت او وارد کند.

مادر حسن رونقی همچنین اعلام کرده است که با وجود شرایط جسمانی فرزندش، دادستان ملکان، بازپرس پرونده و مسئولان زندان مراغه نه‌تنها توجهی به وضعیت او نکرده‌اند، بلکه هر روز فشارهای بیشتری بر او و خانواده‌اش وارد می‌کنند. به گفته او، با وجود درخواست‌های مکرر، مسئولان از اعزام حسن به پزشکی قانونی برای معاینه خودداری کرده‌اند و حتی مدارک پزشکی مربوط به بیماری او را نیز از پرونده‌اش خارج کرده‌اند.

ذلیخا موسوی در ادامه با اشاره به شرایط دشوار جامعه ایران می‌نویسد که مردم زیر فشار جنگ، گرانی، نگرانی و مشکلات فراوان زندگی می‌کنند و هر روز خبر اعدام، بازداشت و زندانی شدن جوانان، خانواده‌های بیشتری را داغدار و نگران می‌کند. او می‌گوید خود نیز یکی از همین مادرانی است که با شنیدن هر خبر بازداشت یا اعدام اشک می‌ریزد و هر لحظه با اضطراب در انتظار خبری از فرزندش است، بی‌آنکه بداند آیا بار دیگر او را خواهد دید یا نه.

او در پایان از همه کسانی که «هنوز صدای یک مادر را می‌شنوند» خواسته است نسبت به وضعیت حسن رونقی بی‌تفاوت نباشند و تأکید کرده است که مسئولیت هر اتفاقی که برای فرزندش رخ دهد، مستقیماً بر عهده جمهوری اسلامی، دادستان ملکان، بازپرس پرونده و مسئولان زندان مراغه خواهد بود و هیچ‌کس نمی‌تواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند.


#حسن_رونقی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊83
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگرانی دختر اکبر نجفی علویجه از شرایط پدرش در زندان دستگرد اصفهان

پگاه نجفی، دختر اکبر نجفی علویجه، زندانی سیاسی محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با انتشار ویدیویی حاوی صدای تماس تلفنی پدرش از زندان، نسبت به وضعیت جسمانی او و احتمال انتقالش برای اجرای حکم ابراز نگرانی کرده است.او در توضیح این ویدیو نوشته است که خانواده در جریان یک تماس تلفنی از زندان مطلع شده‌اند ۳۰ زندانی از محل نگهداری خود خارج شده‌اند و پس از خواندن نام ۱۲ نفر، این افراد برای اجرای حکم منتقل شده‌اند.

به گفته پگاه نجفی، به ۱۸ زندانی دیگر اعلام شده که «در دور بعدی نوبت شماست» و اکبر نجفی علویجه نیز در میان این افراد قرار دارد.

دختر این زندانی سیاسی همچنین با اشاره به شرایط جسمی پدرش گفته است که او «دائم تحت فشار و شکنجه» قرار دارد، به بیماری قلبی مبتلاست و ممکن است توان تحمل فشارهای جسمی و روحی را نداشته باشد. او افزوده است که امکان ارتباط با وکیل پدرش را ندارد و از جزئیات پرونده و وضعیت قضایی او بی‌اطلاع است.پگاه نجفی گفته است که به دلیل فشارهای واردشده بر پدرش مدتی سکوت کرده، اما اکنون تنها خواسته‌اش آزادی اوست. او از افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری خواسته است صدای پدرش باشند.

طبق گزارش‌های منتشرشده، اکبر نجفی علویجه، شهروند ساکن علویجه در استان اصفهان، در تاریخ ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در مقابل محل کارش بازداشت شد
بر اساس این گزارش‌ها، او صاحب کافه‌ای به نام «پارمیس» در علویجه است و پس از بازداشت، خانواده‌اش برای چند هفته از محل نگهداری و وضعیت او اطلاعی نداشتند. پس از آن، او به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد.

گزارش‌های منتشرشده حاکی از آن است که اکبر نجفی علویجه دست‌کم چند ماه پس از بازداشت، بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان دستگرد نگهداری شده و اطلاعات دقیقی درباره روند رسیدگی به پرونده او در دسترس نبوده است.

اظهارات پگاه نجفی در شرایطی مطرح می‌شود که پیش‌تر گزارش‌های متعددی درباره وضعیت نامناسب زندان دستگرد اصفهان، از جمله تراکم شدید جمعیت، کمبود خدمات درمانی، بدرفتاری با زندانیان و اعمال فشارهای جسمی و روانی منتشر شده است.

طبق گزارش‌های منتشرشده، پس از اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ جمعیت زندان دستگرد افزایش یافته و برخی زندانیان با مشکلاتی مانند کمبود فضای خواب، محرومیت از امکانات رفاهی و محدودیت در ارتباط با خانواده مواجه شده‌اند.

همچنین گزارش‌هایی درباره انتقال برخی زندانیان به سلول‌های انفرادی، محرومیت از خدمات پزشکی و ادعاهایی درباره بدرفتاری با زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان منتشر شده است. نهادهای حقوق بشری خواستار بررسی مستقل این گزارش‌ها و تضمین حقوق زندانیان شده‌اند.

#اکبر_نجفی_علویجه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊4👍32
Forwarded from گفت‌وشنود
محکومیت سنگین شیده توکلی، شهروند بهایی، به ۱۱ سال حبس، مصادره املاک و جزای نقدی

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، شیده توکلی، شهروند بهایی ساکن تهران را به ۱۱ سال حبس، محرومیت دائم از خدمات دولتی و عمومی، مصادره املاک و پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.

▪️جزئیات حکم و اتهامات
بر اساس رأی صادره که در ۳۰ اردیبهشت‌ماه صادر و در خردادماه به او و وکیلش ابلاغ شده است، خانم توکلی از بابت اتهامات «عضویت در گروه‌های ضد نظام و فعالیت تبلیغی مغایر با شرع» به ۱۰ سال حبس، محرومیت دائم از اشتغال دولتی و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی، و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد. دادگاه همچنین حکم مصادره دو ملک او در تهران به ارزش ۱۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان و ضبط وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و زیورآلات مذهبی وی را صادر کرده است. شیده توکلی پیش‌تر در ۶ خرداد ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود بازداشت و پس از بازجویی با وثیقه آزاد شده بود.

▪️تداوم سرکوب سیستماتیک و نقض آزادی عقیده
صدور احکام سنگین حبس، مصادره اموال و محرومیت‌های اجتماعی علیه شهروندانی چون شیده توکلی، بخشی از کارزار سازمان‌یافته و سیستماتیک جمهوری اسلامی برای سرکوب و محدودسازی حقوق بنیادین اقلیت‌های مذهبی در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی با انتساب اتهامات واهی امنیتی و عقیدتی، تلاش می‌کنند تا با اعمال فشارهای مالی و حبس‌های طولانی‌مدت، هزینه‌های زندگی را برای جامعه بهایی به بالاترین سطح ممکن برسانند؛ روندی که در تقابل آشکار با موازین حقوق بشر و حق آزادی عقیده قرار دارد.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#شیده_توکلی #آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊194💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم نگار جهان‌تاب، در تهران پلاکاردهایی در دست گرفته و نسبت به حکم اعدام اعتراض می‌کند و از جامعه می‌خواهد که با همبستگی علیه حکم اعدام یک صدا شوند.

او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:

«بچه‌هارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچه‌ها می‌ذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانی‌های داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکه‌ی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانه‌ای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک می‌کنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمی‌شدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. می‌خوابم کابوس می‌بینم، غذا می‌خورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس می‌کشم چندتا از بچه‌ها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت تو‌جرمی نداری فقط حقیقتو‌فریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمت‌آمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندان‌ها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض می‌کنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»


#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به‌_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
31👍5👌2
فروزان انصاری با رای دادگاه انقلاب بندرعباس به یک سال حبس محکوم شد

فروزان انصاری از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان بندرعباس به یک سال حبس محکوم شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، حکم این شهروند در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵ صادر شده است.

فروزان انصاری روز ۲۲ دی ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات بندرعباس منتقل شد. وی پس از حدود ۱۰ روز بازداشت، در تاریخ ۲ بهمن ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه به طور موقت از زندان آزاد شد.

اتهامی که بابت آن این رای صادر شد، اتتهام «تبلیغ علیه نظام» قید شده است.

#فروزان_انصاری #بندرعباس

@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊7
عبدالله محمودی، فعال مدنی اهل کوهدشت لرستان، به سه سال و نیم حبس محکوم شد

عبدالله محمودی، فعال مدنی اهل کوهدشت لرستان، به سه سال و نیم حبس محکوم شد. اتهام‌های مطرح‌شده در این پرونده «حمایت تبلیغی از رژیم صهیونیستی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌اند.
او از ۱۷ دی ناچار به زندگی مخفی شد و تا ۱۴ بهمن در این وضعیت بود. سپس ۱۴ بهمن بازداشت شد، ۱۲ روز را در بازداشتگاه اطلاعات وزارت کشور در خرم‌آباد گذراند و پس از حدود دو ماه بازداشت موقت با قرار وثیقه آزاد شد.
بر اساس این پرونده، برای معرفی به اجرای حکم ۲۰ روز فرصت دارد.

او همچنین بابت بازداشت در جنگ ۱۲ روزه به دو سال حبس محکوم شده بود.

#عبدالله_محمودی #کوهدشت

@Tavaana_TavaanaTech
💔7🕊5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی خواهر جاویدنام پارسا امینی؛
«تو نقطه قوت زندگیمون بودی»

جاویدنام محمد پارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله‌ای بود که در فردیس کشته شد. او پنج‌شنبه ۱۸ دی با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به کمر جان باخت.

خواهر پارسا با انتشار ویدئویی از برادرش نوشته:
«یکی یدونمون بودی پارسا
تو نقطه قوت زندگیمون بودی
ته تغاری که هیچ وقت لوس نشد
نمیدونم این روزا چجوری داره بدون تو میگذره …»


#پارسا_امینی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صف‌های طولانی؛ سهم مردم سیستان‌ و بلوچستان از منابع نفتی ایران!

در کشوری که حاکمانش شبانه‌روز از منابع عظیم نفت و گاز سخن می‌گویند، سهم مردم سیستان‌ و بلوچستان صف‌های طولانی و ساعت‌ها انتظار برای تنها چند لیتر بنزین است؛ تصویری تلخ از مدیریتی که ثروت کشور را می‌بلعد و بعد وقیحانه از مردم می‌پرسد که چرا ناراضی‌اند!

🔸ویدئوی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، صف طولانی خودروها مقابل یک جایگاه سوخت در سیستان‌ و بلوچستان و در مسیر زاهدان را نشان می‌دهد.

🔸کاربران با انتشار این تصاویر نوشته‌اند:
«در کشوری زندگی می‌کنیم که یکی از بزرگ‌ترین منابع نفت و گاز جهان را دارد، اما مردم باید برای ۲۰ لیتر بنزین ساعت‌ها در صف بمانند. اگر قرار باشد هر روز بخشی از عمرمان در صف سوخت تلف شود، چه زمانی به کار، خانواده و زندگی‌مان برسیم؟ انگار تمام زندگی ما به انتظار تبدیل شده؛ صف بنزین، صف نان، صف دارو و صف رسیدن به ابتدایی‌ترین حقوقی که باید بدون منت در اختیار مردم باشد. بعد همین مسئولان با تعجب می‌پرسند چرا مردم ناراضی و معترض هستند!»

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔171
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زمین سوخته و اعتراف رائفی‌پور:
«اگر نظام سقوط کند، سپاه شهرهای ایران را موشک‌باران می‌کند»


علی‌اکبر رائفی‌پور، از مبلغان و حامیان جمهوری اسلامی، در این ویدئو می‌گوید:
اگر نظام سقوط کند، سپاه پاسداران موشک‌های خود را بر سر شهرهایی خالی خواهد کرد که به کنترل طرف مقابل درآمده‌اند.


این سخنان با اظهارات سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی هم‌خوانی دارد که گفته بود:
«اگر بخشی از خاک ما مورد اشغال طرف دیگر قرار بگیرد، برای وارد کردن تلفات به نیروهای دشمن، خاک خودمان را نیز هدف قرار می‌دهیم. این منطق جنگ است.»


این اعترافات دقیقا رونمایی بی‌پرده از سیاست «اگر حکومت برای ما نماند، ایران هم نباید بماند» است. در این منطق ضدملی و ضدمردمی، شهرهای ایران نه خانه میلیون‌ها شهروند، بلکه اهدافی روی نقشه‌اند و جان مردم نیز تنها بخشی از «هزینه جنگ» محسوب می‌شود.

نکته جالب‌تر اینکه کسانی که سال‌ها مخالفان خود را به «بی‌وطنی» متهم می‌کردند، اکنون آشکارا از موشک‌باران خاک ایران سخن می‌گویند. ظاهرا میهن‌دوستی آنان تا جایی اعتبار دارد که جمهوری اسلامی بر سر کار باشد؛ اگر قدرت از دست برود، همان وطنی که مدعی دفاع از آن بودند، باید به زمین سوخته تبدیل شود.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔22👍21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فردوسی‌پور پس از مسدود شدن «فوتبال ۳۶۰»: هیچ‌وقت بله‌قربان‌گو نخواهم شد

سایت و اپلیکیشن «فوتبال ۳۶۰» از شب گذشته به‌طور کامل از دسترس خارج شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که گزارش‌ها نشان می‌دهد استفاده از VPN نیز امکان ورود به آن‌ها را فراهم نمی‌کند. با وجود این محدودیت، حساب‌های فوتبال ۳۶۰ در تلگرام و اینستاگرام همچنان فعال هستند.

عادل فردوسی‌پور در برنامه شب گذشته به این اتفاق واکنش نشان داد و تأکید کرد که برای ادامه فعالیت حرفه‌ای، حاضر به اطاعت و سکوت نیست:
«هیچ‌وقت بله‌قربان‌گو نخواهم شد.»


او همچنین با لحنی صریح خطاب به کسانی که مانع فعالیت این رسانه شده‌اند، گفت:
«همه‌چیز در اختیار شماست، اما این‌قدر کوچک هستید که نمی‌توانید یک سایت یا اپلیکیشن را تحمل کنید.»


تاکنون هیچ نهاد رسمی درباره علت و مرجع مسدودکننده فوتبال ۳۶۰ توضیحی ارائه نکرده است. این اتفاق مدت کوتاهی پس از سخنان امیر قلعه‌نویی رخ داد؛ سرمربی تیم ملی، رسانه‌های منتقد را به تخریب تیم متهم کرده و از مسئولان پرسیده بود چرا به افرادی که به تعبیر او «در دوران جنگ در غار بودند»، تریبون داده شده است.

ظاهراً در جمهوری اسلامی، حتی فوتبال هم باید خبردار بایستد، اجازه بگیرد و فقط همان چیزی را بگوید که صاحبان قدرت دوست دارند بشنوند. ساختاری که صداوسیما، بودجه‌های نجومی، فدراسیون و تقریباً تمام تریبون‌های رسمی را در اختیار دارد، باز هم از یک سایت ورزشی و چند جمله انتقادی به لرزه می‌افتد.
وقتی پاسخ انتقاد، مسدود کردن است، یعنی حرفی برای پاسخ دادن نمانده و تنها ابزار باقی‌مانده همان کلید فیلترینگ است؛ کلیدی که سال‌هاست جای منطق، تحمل و پاسخ‌گویی را گرفته است.

🔸اما اعتراض به این سانسور، نباید فردوسی‌پور را از نقد معاف کند. ادعای «هیچ‌وقت بله‌قربان‌گو نبودم» با حافظه عمومی سنجیده می‌شود، نه با بغض مقابل دوربین. بخشی از کاربران شبکه‌های اجتماعی یادآوری کرده‌اند که او پس از کشته‌شدن قاسم سلیمانی، در یادداشتی نوشت:
«رفتنش ایران عزیز را به سوگ نشاند» و از عبارت «همشهری، به خانه خوش آمدی(کرمان)» استفاده کرد؛ موضعی که منتقدانش آن را هم‌صدایی آشکار با روایت رسمی حکومت می‌دانند.

🔸فردوسی‌پور همچنین در سال ۱۳۹۴ با محمدجواد ظریف، وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی، برای برنامه «۹۰» گفت‌وگو کرد؛ مصاحبه‌ای که در نهایت اجازه پخش نگرفت. انجام یک مصاحبه به‌خودی‌خود نشانه اطاعت نیست، اما منتقدان می‌پرسند چرا فردوسی‌پور در برابر چهره‌های قدرتمند و روایت‌های رسمی نظام، همواره همان صراحت و جسارتی را نشان نداده که امروز، پس از بسته‌شدن رسانه خودش، از آن سخن می‌گوید!

مسدودکردن وب‌سایت و اپلیکیشن "فوتبال ۳۶۰" محکوم است و ایستادن مقابل سانسور ارزشمند است؛ اما اگر آزادی بیان را فقط زمانی به یاد بیاوریم که نوبت به خودمان رسیده، نامش اعتراض گزینشی است!



💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
36👍13💔7💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
بررسی تحولات چهار دهه گذشته در ایران نشان می‌دهد که حکومت با استقرار ساختاری متمرکز، نظارت همه‌جانبه‌ای را بر تمامی ابعاد زندگی فردی و عمومی اعمال کرده است. کنترل شدید بر تولیدات فرهنگی و هنری از سوی نهادهای خاص، فیلترهای سفت‌وسخت ایدئولوژیک در سینما، نشر و موسیقی، نمونه بارز تلاش برای حذف تنوع فرهنگی است.

این رویکرد بر پایه ترویج اجباری «سبک زندگی اسلامی-ایرانی» بنا شده؛ در حالی که جامعه‌شناسی تجربی ایران گواهی می‌دهد جامعه‌ای متکثر، چندفرهنگی و مدرن در جریان است که تمامی اعضای آن لزوما مسلمان یا دارای پایبندی‌های دینی سنتی نیستند. تحمیل این الگوی یکدست، حقوق شهروندی اقلیت‌های فکری و عقیدتی را نادیده می‌گیرد.

بخش عمده‌ای از این مداخله‌ها، معطوف به اعمال محدودیت‌های اجتماعی شدید علیه جوانان و دخالت مستقیم در روابط اجتماعی، نوع پوشش، تفریحات و انتخاب‌های شخصی آنان بوده است. هم‌زمان، نظام آموزشی از مدارس تا دانشگاه‌ها به ابزاری برای شست‌وشوی مغزی و آموزش ایدئولوژیک بدل شده تا از طریق متون درسی هماهنگ، نسلی مطیع تربیت شود.

در کنار این کنترل آموزشی، ترویج رسمی خرافات و گفتمان‌های ضدغربی و ضدیت با ارزش‌های جهان مدرن در رسانه‌های دولتی، شکاف عمیقی میان عقلانیت ابزاری جامعه و نگاه رسمی حاکمیت ایجاد کرده است. تلاش برای قطع ارتباط با دانش و فرهنگ جهانی، هزینه‌های سنگینی را به بدنه علمی و اجتماعی کشور تحمیل نموده است.

هر چند کنترل اخلاق و فرسایش اجتماعی ناشی از آن دامنگیر مردم بوده، اما شواهد عینی و ملموس جامعه امروز ایران نشان می‌دهد که این پروژه کلان یکسان‌سازی و مهندسی اجتماعی با شکست روبه‌رو شده است. جامعه مدنی و به‌ویژه نسل جوان، در برابر تمامی فشارها، انحصار و هزینه‌های گزاف، مقاومت مدنی و فرهنگی عمیقی از خود نشان داده‌اند. جوانان ایرانی امروز با اتکا به آگاهی جمعی، دسترسی به جریان آزاد اطلاعات و خلق فضاهای موازی، سبک زندگی مستقل، مدرن و متفاوتی را زیست می‌کنند که فرسنگ‌ها با استانداردهای دیکته‌شده‌ حاکمیت فاصله دارد؛ واقعیتی که اثبات می‌کند اراده‌ جامعه برای زیست آزادانه، قدرتمندتر از ماشین کنترل و سرکوب است.

#حکومت_ایدئولوژیک #سبک_زندگی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌8👍3
اعدام مهدی خانکی؛ ادامه استفاده جمهوری اسلامی از مجازات مرگ برای سرکوب معترضان

جمهوری اسلامی ایران در ادامه سیاست استفاده از مجازات اعدام به‌عنوان ابزاری برای سرکوب مخالفان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه، بامداد امروز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵، مهدی خانکی، از معترضان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را اعدام کرد.

مرکز رسانه‌ای قوه قضاییه جمهوری اسلامی با اعلام این خبر، مدعی شده است که مهدی خانکی به دلیل «اقدام عملیاتی به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» اعدام شده است؛ اتهامی که بر اساس قانون موسوم به «تشدید مجازات جاسوسی» مبنای صدور حکم مرگ برای او قرار گرفته است. با این حال، قوه قضاییه هیچ سند یا مدرک مستقلی برای اثبات این ادعا منتشر نکرده و همچنان جزئیات پرونده در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

بر اساس گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری میزان، مهدی خانکی روز ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در کرج بازداشت شده بود. تا زمان اعلام خبر اعدام، هیچ اطلاع‌رسانی رسمی درباره روند بازداشت، محاکمه، صدور حکم یا وضعیت پرونده او صورت نگرفته بود؛ موضوعی که بار دیگر بر نبود شفافیت و محرمانه نگه داشتن پرونده‌های منتهی به اعدام در جمهوری اسلامی تأکید می‌کند.

شواهد مربوط به پرونده‌های معترضان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که بسیاری از این احکام در روندهایی فاقد حداقل استانداردهای دادرسی عادلانه صادر شده‌اند. محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل مستقل، برگزاری دادگاه‌های غیرعلنی، اتکا به گزارش‌های نهادهای امنیتی به‌جای ادله قابل راستی‌آزمایی و بی‌اعتنایی به حقوق دفاعی متهمان، از جمله مواردی است که مشروعیت این احکام را به‌شدت زیر سؤال می‌برد.

استناد مکرر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به اتهاماتی چون «جاسوسی» یا «همکاری با دولت‌های متخاصم» علیه معترضان، بدون ارائه مستندات قابل بررسی، نشان‌دهنده استفاده ابزاری از قوانین کیفری برای حذف مخالفان سیاسی است. در چنین شرایطی، مجازات اعدام نه به‌عنوان نتیجه یک دادرسی مستقل، بلکه به‌عنوان ابزاری برای انتقام‌گیری سیاسی، ایجاد فضای رعب و جلوگیری از شکل‌گیری اعتراضات مردمی به کار گرفته می‌شود.

اعدام مهدی خانکی نمونه‌ای دیگر از تداوم سیاست سرکوب خونین جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که در آن قوه قضاییه، به جای ایفای نقش یک نهاد مستقل و حافظ عدالت، در عمل به بازوی اجرایی نهادهای امنیتی برای اجرای احکام مرگ علیه مخالفان و معترضان تبدیل شده است.


#مهدی_خانکی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔26👍42
Forwarded from گفت‌وشنود
آیا ایمان بدون خدا ممکن است؟
نگاهی به جهان میلان کوندرا

میلان کوندرا در رمان سبکی تحمل‌ناپذیر هستی، بیش از آنکه داستانی عاشقانه بنویسد، پرسشی فلسفی پیش می‌کشد: آیا در جهانی بی‌خدا و بی‌معنا هنوز می‌توان مؤمن بود؟
او از وحی، نجات و یقین سخن نمی‌گوید؛ از سبکی، تصادف و ناپایداری هستی می‌گوید. اما در همین جهان سبک و گذرا، نوعی ایمان تازه سر برمی‌آورد ، ایمان بدون خدا.

کوندرا معتقد است زندگی «سبک» است، چون هیچ تکراری ندارد؛ هیچ معنا یا ضرورتی ما را به بودن مجبور نکرده است. ما تنها یک بار زندگی می‌کنیم، و همین بی‌تکراری، زندگی را هم بی‌پناه و هم یگانه می‌کند.
در برابر این سبکی، انسان دو گزینه دارد: یا به مطلقی پناه ببرد تا اضطراب را فراموش کند، یا سبک بودن را بپذیرد و با آگاهی از پوچی، به زندگی معنا دهد.
کوندرا راه دوم را برمی‌گزیند: پذیرش بی‌معنایی و آفرینش معنا در دل آن.

در نگاه او، ایمان دیگر به حقیقتی متافیزیکی مربوط نیست؛ بلکه به شهامت زیستن مربوط است ، شهامت آری گفتن به جهانی که پاسخی نمی‌دهد.
شخصیت‌های او، مانند توما و ترزا، میان سبکی و سنگینی، آزادی و دلبستگی، پیوسته در نوسان‌اند؛ اما رهایی‌شان در همین نوسان است، نه در رسیدن به قطعیت.

کوندرا به ما می‌آموزد که ایمان، اگر اصیل باشد، شاید دیگر به خدا نیاز نداشته باشد.
ایمان، در معنای عمیق اگزیستانسیالیستی، نه تسلیم در برابر اقتدار الهی، بلکه پذیرش دلیرانه‌ ناپایداری و بی‌معنایی زندگی است.
ایمان بی‌خدا، در جهان کوندرا، نه انکار ایمان است، بلکه شکل ناب‌تری از آن: ایمانی که از تکیه‌گاه رها شده و تنها بر شجاعتِ بودن تکیه دارد ، ایمانی سبک، اما تحمل‌ناپذیر.

#ایمان #میلان_کوندرا #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4👍3

انتقال دوباره مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به مکانی نامعلوم
مسعود فرهیخته، معلم زندانی، که روز یکشنبه ۲۸ تیرماه پس از ۲۰ روز حبس در سلول انفرادی به سالن ۱۶ زندان مرکزی کرج منتقل شده بود، تنها یک روز بعد، دوشنبه ۲۹ تیرماه، بار دیگر به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پیگیری‌های همسر و وکیل آقای فرهیخته از طریق مراجعه به دادگاه، تاکنون بی‌نتیجه مانده و هیچ مقام مسئولی درباره محل نگهداری یا وضعیت او پاسخ روشنی ارائه نکرده است. با این حال، برخی مقامات زندان و دستگاه قضایی از احتمال تبعید این معلم زندانی به زندانی دیگر خبر داده‌اند.
این هفتمین بار از آغاز دوران محکومیت مسعود فرهیخته، از شهریور ۱۴۰۴ در زندان مرکزی کرج، است که وی به سلول انفرادی یا مکانی نامعلوم منتقل می‌شود؛ اقدامی که نگرانی‌ها درباره وضعیت سلامت و امنیت او را افزایش داده است.

#مسعود_فرهیخته

@Tavaana_TavaanaTech
🕊103
Forwarded from گفت‌وشنود
با گذشت ۱۳۰ روز از بازداشت پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، او همچنان بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان عادل‌آباد این شهر در بازداشت به‌سر می‌برد.
بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ جلسهٔ آخرین دفاع آقای زارع در شعبهٔ ۱۴ بازپرسی برگزار شده است. به گفتهٔ یک منبع آگاه، اگرچه معمولاً پس از برگزاری این جلسه امکان آزادی متهم با قرار وثیقه فراهم می‌شود، اما پروندهٔ آقای زارع هنوز به دادگاه ارجاع نشده و با آزادی او به قید وثیقه نیز موافقت نشده است.

آقای زارع که در دوران بازجویی با رفتار خشونت‌آمیز مأموران مواجه شده و مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته بود، در هفته‌های اخیر با هدف دادخواهی نسبت به بدرفتاری‌ها و تخلفات غیرقانونی صورت‌گرفته در روند رسیدگی به پرونده‌اش، چندین نامه خطاب به مراجع مسئول نوشته، اما تاکنون اجازهٔ خروج این نامه‌ها از زندان داده نشده است.

یک منبع مطلع با ابراز نگرانی از احتمال پرونده‌سازی علیه این شهروند بهائی می‌گوید که با وجود آنکه به نظر می‌رسد تلاش‌هایی برای سنگین‌ کردن پروندهٔ او در جریان است، آقای زارع تاکنون از حق دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده است. این منبع همچنین می‌افزاید که حتی وکیل تسخیری او نیز اجازهٔ مطالعهٔ پرونده را نداشته و ناچار شده بدون اطلاع از محتویات پرونده از موکل خود دفاع کند؛ موضوعی که نقض آشکار حق برخورداری از دادرسی عادلانه محسوب می‌شود.

این منبع همچنین تاکید می‌کند افرادی که آقای زارع را از نزدیک می‌شناسند، او را فردی قانون‌مدار، خوش‌نام، بااخلاق و مسئولیت‌پذیر توصیف می‌کنند که هیچ‌گونه سابقهٔ بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشته است. او مدیر یک شرکت خدمات رایانه‌ای است که همواره فعالیت‌های خود را با اخذ مجوزهای قانونی انجام داده است. هرچند کسب‌وکار او در سال‌های گذشته بارها در پی قطعی‌های گسترده و طولانی‌مدت اینترنت تا آستانه ورشکستگی پیش رفته، اما او هر بار با تلاش و نوآوری توانسته شرکت خود را از بحران نجات دهد.

آقای زارع همچنین از چندین بیماری جدی رنج می‌برد و ادامهٔ بازداشت او بدون دسترسی به مراقبت‌های درمانی مناسب، نگرانی‌های جدی پیرامون وضعیت جسمانی‌اش ایجاد کرده است.

پژمان زارع پدر یک کودک یک ساله است. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در شیراز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. مأموران پس از تفتیش منزل، به محل کار او نیز مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی و ابزارهای مرتبط با فعالیت حرفه‌ای او را ضبط کردند.
 #پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران

@Dialogue1402
🕊10
به گزارش منابع حقوق بشری، یونس نبی‌زاده، شهروند ۳۷ ساله اهل ارومیه، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی نجف‌زاده، به اتهام «عضویت در یکی از احزاب مخالف حکومت» به ۱۰ سال و یک روز حبس محکوم شده است.

یونس نبی‌زاده در خرداد ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی در ارومیه بازداشت شده بود و پس از مدتی به یکی از بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات این شهر منتقل شده بود از آن زمان تاکنون اطلاعاتی درباره محل نگهداری کنونی او منتشر نشده است.

او ۳۷ ساله، فرزند عیسی، متأهل، پدر دو فرزند و اهل روستای دلو از توابع منطقه دیزج‌دول شهرستان ارومیه است.

جمهوری اسلامی سال‌هاست با بازداشت، صدور احکام سنگین و ایجاد فضای رعب، می‌کوشد هر صدای منتقدی را خاموش کند. در چنین شرایطی، رسانه‌ای کردن بازداشت‌ها و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی و عقیدتی، یکی از مهم‌ترین راه‌های جلوگیری از ناپدیدسازی، تشدید فشارهای امنیتی و نقض بیشتر حقوق آنان است.
سکوت، تنها دست سرکوبگران را برای ادامه این روند بازتر می‌گذارد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۳۱ تیر، زادروز نوید افکاری است. اگر جمهوری اسلامی او را اعدام نکرده بود، امروز تنها ۳۳ سال داشت؛ جوانی ورزشکار، کارگر و معترض که زندگی‌اش را در یک روند قضایی ناعادلانه از او گرفتند تا ماشین سرکوب حکومت همچنان به کار خود ادامه دهد.

پرونده نوید افکاری به یکی از نمادهای بی‌عدالتی در نظام قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شد. حکم اعدام او بر پایه اعترافاتی صادر شد که خود نوید بارها اعلام کرده بود زیر شکنجه از او گرفته شده‌اند. با وجود ایرادهای متعدد حقوقی، نبود شواهد کافی، نادیده گرفتن شهادت شهود و محروم کردن او از دادرسی عادلانه، حکم اجرا شد.

نوید در زمان اعدام، همچنان دو پرونده باز دیگر داشت که هنوز رسیدگی نشده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
24💔5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو بخوان

عزیز قاسم‌زاده، معلم و فعال صنفی و خواننده، بر روی فایل موسیقی به جامانده از زنده یاد پویا قبادی آواز خوانده است. امروز تولد پویا قبادی است، جوانی که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.

آهنگساز: جواد لشگری
شعر: رحیم معینی کرمانشاهی
سنتور: #پویا_قبادی
خواننده: #عزیز_قاسم_زاده

پویا قبادی متولد ۳۱ تیر ۱۳۷۲ در سنقر و  فارغ التحصیل مهندسی برق دانشگاه کردستان، علاوه بر نواختن  سنتور، در هنر خوشنویسی هم مهارت زیادی داشت. زنده یاد پویا قبادی از صدای خوبی نیز بهره‌مند بود.
پویا اولین بار در اردیبهشت  ۹۷ و در حالی که یک هفته به پایان سربازیش مانده بود، دستگیر و روانه زندان اوین شد و پس از دو ماه انفرادی با وثیقه آزاد شد. در اسفند ۹۷ برای بار دوم در منزل دستگیر شد و پس از  تحمل ۴ سال زندان، در اسفند ۱۴۰۱ آزاد شد. و بلافاصله به نیک شهر سیستان و بلوچستان تبعید شد.
پویا قبادی در ۴ اسفند ۱۴۰۲ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور دستگیر شد و پس از دو سال و سی و هفت روز در زندان‌های اوین، تهران بزرگ و قزلحصار و به رغم نقص در پرونده و انتظار دادرسی مجدد، نهایتاً در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
این کلیپ به بهانه تولد او برای نخستین بار منتشر می‌شود.

https://t.me/azizghasemzademusic

#نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔111
Forwarded from گفت‌وشنود
ژان پل سارتر
تبیین‌گر انتخاب، مسئولیت و معناآفرینی فردی


ژان پل سارتر (۱۹۰۵–۱۹۸۰)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، از چهره‌های برجسته اگزیستانسیالیسم در قرن بیستم است. او با طرح این ایده که «وجود بر ماهیت تقدم دارد»، بر این باور بود که انسان ابتدا به دنیا می‌آید، در جهان حضور می‌یابد و سپس با انتخاب‌های خود، ماهیت و هویت خویش را می‌سازد.

سارتر در سخنرانی مشهور خود با عنوان «اگزیستانسیالیسم یک انسان‌گرایی است»، استدلال کرد که از هیچ الگوی از پیش تعیین‌شده‌ای برای معنای زندگی برخوردار نیستیم. او معتقد بود که آزادی مطلق، مسئولیتی سنگین بر دوش انسان می‌گذارد و ما خود معمار اعمال و ارزش‌های خویش هستیم.

از نظر او، انکار این مسئولیت یا پنهان شدن پشت نقاب تقدیر، نشانه‌ی «بدخویی» یا فرار از حقیقت است. سارتر تاکید داشت که انسان در قبال تمام جامعه و انتخاب‌هایش مسئول است؛ زیرا هر تصمیمی که می‌گیریم، تصویری از انسان مطلوب ما را بازمی‌تاباند.

او فلسفه‌ خود را ابزاری برای رهایی و آگاهی فردی دانست. در دیدگاه سارتر، هنر، ادبیات و تعهد اجتماعی باید در خدمت مبارزه با استثمار و بازگرداندن استقلال از دست‌رفته به انسان باشد تا افراد بتوانند در جهانی بی‌معنا، معنای دلخواه خود را خلق کنند.

سارتر بر این نکته پافشاری می‌کرد که انسان‌ها در انتخاب مسیر زندگی کاملاً آزادند، اما این آزادی جدایی‌ناپذیر از مسئولیت است. او هرگونه تفکر جزم‌اندیش یا باور به سرنوشت محتوم را نفی می‌کرد تا بشر بتواند روی پای خود بایستد و جامعه‌ای مبتنی بر اراده آزاد بسازد.

اندیشه سارتر دعوتی است به بیداری و کنش‌گری آگاهانه. او به ما می‌آموزد که انسانیت پروژه‌ای ناتمام است که هر فرد باید آن را با انتخاب‌های شجاعانه و مسئولانه‌ خود در طول زندگی‌اش به سرانجام برساند و هویت انسانی خویش را اثبات کند.

#اگزیستانسیالیست #انسانگرایی #سارتر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👍3