آموزشکده توانا
48.9K subscribers
41.9K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
قوه قضائیه:
انتشار تصاویر و مطالبی که باعث رعب و وحشت شود، تا ۱۵ سال حبس دارد


🔸قوه قضاییه جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای هشدار داده است انتشار هرگونه مطلب، تصویر یا ویدئویی که از نگاه مقام قضایی «کذب»، «موجب رعب و وحشت عمومی» یا «مغایر با امنیت ملی» تشخیص داده شود، می‌تواند مجازاتی تا ۱۵ سال زندان و محرومیت دائمی از خدمات دولتی و عمومی در پی داشته باشد.

🔸همچنین ارسال ویدئو، عکس یا اطلاعات برای رسانه‌ها و صفحات مجازی خارج از کشور، چنانچه برخلاف امنیت ملی قلمداد شود، با دو تا پنج سال حبس و انفصال دائمی از خدمات دولتی و عمومی روبه‌رو خواهد شد.

انتشار این بیانیه با واکنش‌های طعنه‌آمیز کاربران شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شده است. شماری از کاربران می‌گویند رئیس دستگاه قضایی که نهاد تحت مدیریتش در صدور و اجرای احکام اعدام جوانان معترض و برخوردهای مرگ‌بار با مردم نقش دارد، بیش از آنکه چهره‌ای قضایی باشد، برای افکار عمومی یادآور «جلاد» است.
از همین رو، کاربران با کنایه پرسیده‌اند:
«اگر انتشار تصاویر رعب‌آور تا ۱۵ سال زندان دارد، آیا انتشار تصویر رئیس قوه قضاییه نیز مشمول همین قانون می‌شود؟!»


🔸اما نکته تلخ داستان اینجاست که در جمهوری اسلامی، ظاهرا ایجاد رعب و وحشت مسئله اصلی نیست؛ بلکه ثبت و انتشار تصویر آن جرم محسوب می‌شود!

وقتی امکان پنهان‌کردن خشونت وجود ندارد، دوربین، خبرنگار و شهروندی که واقعیت را روایت می‌کند به تهدیدی علیه "امنیت ملی" تبدیل می‌شوند!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام سودا اکرمی‌فرد؛
نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله می‌شد

امروز سودا باید شمع ۱۷سالگی‌اش را فوت می‌کرد؛ اما ۲۷ تیر برای خانواده اکرمی‌فرد، به‌جای جشن تولد، به یادآور جای خالی دختری تبدیل شده است که تنها ۱۶ سال داشت.

🔸جاویدنام سودا اکرمی‌فرد در اعتراضات ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در مارلیک کرج، هدف گلوله جنگی نیروهای حکومتی قرار گرفت و در خیابان، در آغوش مادرش جان باخت.

🔸پس از آن، نهادهای امنیتی بارها مادر و دیگر اعضای خانواده سودا را احضار کردند و تحت فشار گذاشتند تا واژه «جاویدنام» از سنگ مزار او پاک شود و خانواده درباره آنچه بر سودا گذشت، سکوت کند. مادرش اما در برابر این فشارها ایستاد و گفت: «من دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم.»

۲۷ تیر، زادروز جاویدنام سودا اکرمی‌فرد؛ نوجوانی که امروز باید ۱۷ ساله می‌شد، گرامی باد.

🔸تعداد زیادی از جوانان و دوستان سودا با پوشیدن لباس سفید و جمع شدن در کنار مزار او، سالگرد تولد جاویدنام سودا اکرمی فرد را گرامی داشتند.

#سودا_اکرمی_فرد


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔201
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محکومیت «آنیتا پاپیست»، خواننده جوان، به ۷۴ ضربه شلاق

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، «آنیتا»، خواننده جوانی که آثارش را با نام «آنیتا پاپیست» در اینستاگرام منتشر می‌کند، به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. گذرنامه او را نیز توقیف و خط تلفن همراهش را مسدود کرده‌اند؛ مجازات‌هایی برای جوانی که صدایش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است.

🔸طی ماه‌ها و سال‌های گذشته، شماری از خوانندگان زن، نوازندگان و دیگر هنرمندان پس از انتشار اجراهایشان، با احضار و بازداشت، حذف آثار، مسدود شدن صفحات اینستاگرام، ممنوعیت فعالیت و ضبط گذرنامه روبه‌رو شده‌اند. در برخی پرونده‌ها، مأموران کنترل حساب‌های شخصی هنرمندان را به دست گرفته و به‌جای محتوای اصلی، پیام‌های قضایی روی صفحات آن‌ها قرار داده‌اند. گزارش‌های متعدد نیز از تشدید مسدودسازی صفحات خوانندگان زن و جلوگیری از فعالیت عمومی آنان حکایت دارد.

🔸ظاهرا فساد، غارت و نابودی زندگی میلیون‌ها شهروند ایرانی آن‌قدر «جرم» نیست که دستگاه قضایی را تکان دهد؛ اما کافی است زنی بخواند تا قاضی، پلیس، نهاد امنیتی و سامانه مخابراتی همگی ناگهان به کار بیفتند!

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔12🕊3👍1
محکومیت پریا دادگر صفا، بازداشتی دی‌ماه ۱۴۰۴ به ۱۰ سال حبس

پریا دادگر صفا، ۲۳ ساله و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عموزاد به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. بر اساس حکم صادرشده، چهار سال از این مجازات به حالت تعلیق درآمده و شش سال آن به عنوان حبس تعزیری قابل اجرا خواهد بود.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، پریا دادگر صفا متهم ردیف نخست این پرونده بوده و ریبوار مارابی، متهم ردیف دوم، نیز به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

اتهام مطرح‌شده علیه این دو شهروند «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» عنوان شده است.

گزارش‌های منتشرشده از سوی منابع حقوق بشری حاکی از آن است که پریا دادگر پس از بازداشت، حدود سه ماه را در زندان اوین سپری کرده و سپس پرونده او برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شده است.

بر پایه اطلاعات دریافتی، انتظار می‌رود پریا دادگر طی هفته‌های آینده برای اجرای حکم حبس به زندان اوین احضار شود.

#پریا_دادگر #نه_به_جمهوری_اسلامی
7🕊5💔3😍1
Forwarded from گفت‌وشنود
مولوی محمد انور ریگی، روحانی اهل سنت بلوچ و امام جمعه منصوب‌شده میرجاوه، بامداد دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵ در نزدیکی مسجد جامع این شهر هدف تیراندازی افراد مسلح ناشناس قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

انتصاب وی پس از برکناری و بازداشت مولوی عبدالقهار میربلوچزهی با حمایت مصطفی محامی، نماینده علی خامنه‌ای در سیستان و بلوچستان، با مخالفت گسترده شهروندان میرجاوه روبه‌رو شده بود و اعتراض‌های مردمی و تحریم نماز جمعه این شهر را در پی داشت.

مولوی انور ریگی پیش‌تر نیز در آذر ۱۴۰۳ از یک سوءقصد مسلحانه جان سالم به در برده بود. همچنین پس از اعتراضات به انتصاب او، شماری از شهروندان و فعالان منطقه با پرونده‌های امنیتی و قضایی مواجه شدند.

تا این لحظه، هیچ اطلاعات مستقلی درباره هویت یا انگیزه عاملان این ترور منتشر نشده است.

#اهل_سنت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊42👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پنج سال از قیام تشنگان خوزستان می‌گذرد؛ روزهایی که مردم برای ابتدایی‌ترین حق خود، یعنی دسترسی به آب، به خیابان آمدند و پاسخ حکومت نه آب، که گلوله، بازداشت و قطع اینترنت بود.

تیرماه ۱۴۰۰، مردم خوزستان فریاد می‌زدند که تشنه‌اند. یکی از ماندگارترین صداهای آن روزها، فریاد زنی بود که خطاب به نیروهای سرکوب می‌گفت:

«مظاهرات سلمیه، چرا تیر می‌ندازی؟ تو که خاکتو نبردن! ما آب و زمینمون رو می‌خوایم.»

این جمله، به نماد قیام تشنگان خوزستان تبدیل شد؛ مردمی که تنها خواهان زندگی بودند.

هزاران شهروند برای حق زندگی، آب و کرامت انسانی ایستادند، اما جمهوری اسلامی پاسخ مطالبه آنها را با گلوله داد. دست‌کم ۹ نفر در جریان سرکوب اعتراضات خوزستان جان خود را از دست دادند و ده‌ها نفر دیگر بازداشت و زخمی شدند.

امروز همان حکومتی که مردم خوزستان را به جرم مطالبه آب هدف گلوله قرار داد، از «وطن» و «دفاع از ایران» سخن می‌گوید. اما وطن‌دوستی با شلیک به مردم، با کشتن جوانان، با خاموش‌کردن صدای معترضان و با کشاندن کشور به جنگ و ویرانی سازگار نیست.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16👌5💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد بدون پرهام؛ دادخواهی یعنی نگذاریم خانواده‌های دادخواه تنها بمانند

پریسا، خواهر جاویدنام پرهام آقامحمدی، ویدیویی از نخستین سالروز تولد برادرش پس از کشته‌شدن او منتشر کرد و نوشت:

«اولین تولدیه که خودت نیستی و ما هنوز بلد نیستیم چطور بدون تو جشن بگیریم.

سعی کردم همه‌چیز شبیه همون سال‌هایی باشه که خودت کنارمون بودی؛ با همون عشق، با همون وسواس.

نمیدونم کجایی، نمیدونم می‌بینی یا نه، نمیدونم صدامون به تو رسید یا نه…»

پرهام آقامحمدی، شهروند ۳۲ ساله، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محله کاشانی تهران هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت. بر اساس گزارش‌ها، پس از پایان تجمع، او در حالی که با موتورسیکلت در حال بازگشت بود، با چندین گلوله ساچمه‌ای هدف قرار گرفت، از موتور سقوط کرد و سپس از پشت با گلوله جنگی به پهلویش شلیک شد.

گزارش‌های منتشرشده همچنین حاکی است که پرهام در حالی به بیمارستان منتقل شد که هنوز زنده بود، اما از ارائه خدمات درمانی مؤثر به او خودداری شد و در نهایت بر اثر شدت خون‌ریزی جان باخت.

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊6👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
جامعه‌شناسی گفت‌وگو
از تلاقی باورها تا اخلال تعصب

پذیرشِ دیگری، در بنیادین‌ترین لایه‌های حیاتِ جمعی، نه یک فضیلت اخلاقی انتزاعی، که فرآورده‌ ساختاری «گفت‌وگوی انتقادی» است. از منظر جامعه‌شناختی، گام نهادن در افق باورهای دگرسان، نیازمند گذار از دوقطبی «حق-باطل» به پارادایم «فهم موقعیتی» است. هنگامی که میدان تعامل از منطق منازعه به پویایی تفاهم تغییر فاز می‌دهد، چشم‌انداز شناختی کنشگران وسعت یافته و هزینه‌های اجتماعی ابراز تفاوت کاهش می‌یابد.

با این وجود، اثربخشی این فرآیند مشروط به تحقق «شرایط ارتباطی ایمن» است. به تعبیر هابرماسی، کنش ارتباطی تنها در سایه تعلیق قدرت و حذف برتری‌طلبی به هم‌گرایی عقلانی منجر می‌شود. ورود نشانگان خصومت، سلطه‌جویی یا میل مفرط به غلبه‌ گفتمانی، صورتبندی مفاهمه را معکوس ساخته و به پدیده‌ «تصلب هویت تدافعی» دامن می‌زند؛ وضعیتی که در آن، شکاف‌های اجتماعی عمیق‌تر و تابوهای شناختی مستحکم‌تر می‌شوند.

دیالوگ سازنده در بستر حیات جمعی، ابزاری خنثی نیست؛ بلکه پروسه‌ای است ظریف که عیار آن با شاخص‌های همدلی ساختاری، تساهل عقلانی و صبر تاریخی سنجیده می‌شود. گذار به جامعه‌ای پذیرنده، در گروی نهادینه‌سازی همین خرد ارتباطی است.

#رواداری #تعصب #ارتباط #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
4👌1
پرزیدنت ترامپ روایت اعدام عرفان اسفندیاری توسط رژیم ایران را بازنشر کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهوری ایالات متحده، روز دوشنبه ۲۹ تیر تصویری از تويیت مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و کنشگر مخالف جمهوری اسلامی، درباره اعدام یک جوان ۱۹ ساله در ایران را در شبکه اجتماعی «تروت سوشال» منتشر کرد.

پرزیدنت ترامپ این مطلب را که درباره اعدام عرفان اسفندیاری منتشر شده بود، بدون هیچ توضیح یا اظهارنظر دیگری بازنشر کرده است.

در توییتی که تصویر آن در حساب تروت سوشال رئیس‌ جمهوری آمریکا منتشر شد، مسیح علی‌نژاد نوشته است که عرفان اسفندیاری، جوان ۱۹ ساله و تنها فرزند خانواده‌اش، روز دوشنبه به دست جمهوری اسلامی اعدام شده است.

به گفته خانم علی‌نژاد، عرفان اسفندیاری کسی را نکشته و سلاحی نیز حمل نکرده بود و تنها اتهام او، به ادعای رژیم ایران، باز کردن در و پناه دادن به معترضانی بود که از نیروهای امنیتی می‌گریختند.

او همچنین گفته است عرفان اسفندیاری یکی از ۱۲ متهم جوان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» در اصفهان بود که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند. بر اساس این روایت، هر ۱۲ متهم روز یکشنبه به قرنطینه منتقل شدند و عرفان اسفندیاری یک روز بعد اعدام شد.

بازنشر این مطلب از سوی دونالد ترامپ، بدون افزودن توضیح، توجه‌ها را به سرنوشت بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر ایران و نگرانی‌ها درباره اجرای احکام اعدام جلب کرده است.

مسیح علی‌نژاد در پایان توییت خود از مخاطبان خواسته است نام عرفان اسفندیاری را تکرار کنند و گفته است جمهوری اسلامی در تلاش است نام و سرنوشت او را از افکار عمومی پاک کند.

#نه_به‌_اعدام #عرفان_اسفندیاری

@Tavaana_TavaanaTech
💔375👍3
Forwarded from گفت‌وشنود
ژان-پل شارل ایمار سارْتْرْ، زاده ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ و درگذشته ۱۵ آوریل ۱۹۸۰، فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان نویس، نمایشنامه نویس و منتقد فرانسوی بود.

سارتر به آزادی بنیادی انسان معتقد بود و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.

او از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود، با این همه سعی می کرد با انجام مصاحبه ها، دیدارها و حضور در مراسم ها، کماکان چهره ای فعال و اجتماعی از خود نشان دهد.

ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس از دنیا رفت.

خاکستر او در گورستان مون پارناس در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله ای در پاریس به خاک سپرده شده است.
#اگزیستانسیالیست #اصالت_بشر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍84👌1
محکومیت دو معلم زندانی پس از شکایت از مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتن در زندان وکیل‌آباد مشهد!

بر اساس اطلاعات دریافتی، جواد لعل‌محمدی و محمدحسین سپهری، دو معلم و زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، پس از آنکه در دی‌ماه سال گذشته در بند ۶/۱ این زندان مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند، از عاملان این حمله شکایت کردند.

در پی این شکایت، پرونده‌ای در مجتمع قضایی کامیاب مشهد تشکیل شد. اما بنا بر گزارش منتشرشده، دادگاه بدوی نه‌تنها شکایت این دو زندانی را نپذیرفته، بلکه آنان را به پرداخت دیه به افرادی که متهم به ضرب‌وشتمشان هستند، محکوم کرده است!!

بر اساس این گزارش، رأی صادره قطعی اعلام شده و امکان تجدیدنظرخواهی برای آن در نظر گرفته نشده است.
منابع منتشرکننده این خبر، حمله به این دو زندانی را به افراد وابسته به حفاظت زندان و با دستور مأموران اداره اطلاعات مشهد نسبت داده و صدور این حکم را نشانه‌ای از نقض عدالت و بی‌طرفی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی توصیف کرده‌اند.

#جواد_لعل_محمدی #محمدحسین_سپهری

@Tavaana_TavaanaTech
💔304🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از عرفان شکورزاده جوان نخبه‌ای که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد

عرفان شکورزاده، متولد ۱۳۷۶، دانش‌آموخته مهندسی برق دانشگاه تبریز و دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه علم و صنعت تهران بود. بر اساس سوابق علمی منتشرشده، او در حوزه نرم‌افزارهای تست ماهواره، کنترل و موقعیت‌یابی ماهواره فعالیت پژوهشی داشت و رتبه نخست مقطع کارشناسی ارشد را نیز کسب کرده بود.

طبق اطلاعات منتشرشده، او در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ توسط اطلاعات سپاه با اتهام «جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم» بازداشت شد. منابع نزدیک به پرونده گفته بودند که عرفان شکوری‌زاده حدود ۹ ماه را در سلول انفرادی سپری کرده و تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار داشته است.

در بخشی از نامه منتسب به او که پیش از اعدام خطاب به برادرش نوشته، آمده است:

«برادر شریف و عزیزم، سلام.

می‌دانم در حالی که دارم این متن را نگارش می‌کنم، تو از هیچ تلاشی برای نجات من فروگذار نکرده‌ای. اگر این متن را می‌خوانی، احتمالا به این معنی است که من در این جهان در کنار تو نیستم. اما بدان من از تمام تلاش‌های تو و پدر و مادرمان ممنونم و تمام مدت سعی کردم برای تو برادر خوبی باشم. لاجرم این اتفاق کریه و این رژیم کثیف ما را از هم جدا کرد.

می‌خواهم بدانی که علیرغم سختی این یک سال و نیم و با وجود شکنجه‌ها و اعترافات اجباری، همواره به فکر تو و خانواده بودم. ولی سعی کردم در همین مدت هم خوب زندگی کنم و تا جایی که می‌شود مقاوم باشم.
همیشه تصورم این بود که در کنار هم خوب و طولانی زندگی خواهیم کرد و فرزندانمان کنار هم بزرگ خواهند شد. هرچند که امیدوارم فرزندان تو این راه را طی کنند.»

او در بخش دیگری از این نامه نوشته است:

«برادر عزیزم، از تو می‌خواهم به جای هر دویمان خوب زندگی کنی و برای پدر و مادرمان هم عرفان باشی و هم احسان. من هیچ وقت نمی‌خواستم تو را اذیت کنم یا پدر و مادرمان را. اما ناخواسته این اتفاق افتاد و من برای همیشه شرمنده تو خواهم ماند.

اما این بهایی بود که خانواده ما برای آزادی ایران‌مان باید پرداخت می‌کرد و قرعه به من افتاد که این هزینه را بدهم.»

در ادامه این نامه، عرفان شکوری‌زاده با اشاره به امیدش برای دیدار دوباره خانواده‌اش نوشته است:

«من در حین نگارش این متن هم باز سرشار از امید به زندگیم. چون پشتم به تو گرم است. برادر عزیزم، بدان برای یک بار صحبت کردن با تو حاضرم هر کاری بکنم. دلم برای صدایت و برای وجودت تنگ است و دوستت دارم.»

او همچنین در بخشی دیگر، نام افرادی را که به گفته او در روند پرونده‌اش نقش داشته‌اند و «نهایت شقاوت را خرج کردند»، ذکر کرده و نوشته است:

«کنار پدر و مادرمان بایست و سرت را بالا بگیر و مطمئن باش برادرت تا لحظه آخر ایستاد و آنطور که تو به من آموختی سرخم نکردم و جنگیدم.»

در بخش پایانی این نامه نیز آمده است:
«در زمانی که در کشورمان دادگاه عادلانه‌ای بود، حتماً خسارات مادی و معنوی را پیگیری کن و بعد از برداشتن مبلغی که بابت خسارات مادی به خانواده ما وارد شد، مابقی صرف ایجاد بنیاد علمی با نام خانوادگی ما در جهت رشد و کمک علمی به فرزندان این کشور شود.»
و در پایان نوشته است:
«قوی بمان و به همه بگو برادرت برای میهنمان جنگید و لاغیر.»

پیش‌تر نیز یادداشتی از عرفان شکورزاده منتشر شده بود که در آن نوشته بود: «من عرفان شکورزاده ۲۹ ساله، یکی از معدود به اصطلاح نخبگانی که حاضر به مهاجرت نشدم. چند ماه پیش از جنگ ۱۲ روزه، به اتهام واهی جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم توسط اطلاعات سپاه بازداشت شدم و در مدت ۸ ماه و نیم شکنجه و زندان انفرادی مجبور به اعتراف اجباری شدم. نگذارید یک جان بی‌گناه دیگر در سکوت و بی‌خبری از دست برود.»

عرفان شکورزاده بامداد ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد.

#عرفان_شکورزاده #نه_به‌_اعدام #علیه_فراموشی #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔6410🕊4👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
تصلب شناختی و بحران نوآوری
نقدی بر ابزارسازی سیاسی از دین در نظام آموزش

در افق نظریه‌های مدرن آموزشی به‌ویژه آرای پیر بوردیو، فیلسوف و جامعه‌شناس نظریه‌پرداز آموزش، درباره‌ «خشونت نمادین» و دستگاه‌های بازتولید ایدئولوژیک، نظام آموزش و پرورش نه‌تنها بستری برای انتقال دانش خنثی نیست، بلکه ساختاری است که می‌تواند در خدمت بازتولید اقتدار مسلط درآید.

هنگامی که سامانه‌ آموزش از رسالت اصیل خود یعنی پرورش «تفکر نقاد» (Critical Thinking) تهی شده و به ابزاری برای مهندسی عقیدتی تبدیل می‌گردد، خرد جمعی در چرخ‌دنده‌های یکپارچه‌سازی ایدئولوژیک منکوب می‌شود.

بر اساس الگوهای نوین (پداگوژی) هنر تدریس، مانند رویکردهای پائولو فریره، فیلسوف و مربی نظریه‌پرداز آموزش، آموزش اصیل بر پایه «دیالوگ»، «پرسشگری بنیادین» و «آگاهی‌بخشی رهاساز» استوار است؛ در مقابل، ایدئولوژیک‌سازی سیستماتیک دروس، با ارائه‌ تفاسیر بسته و جزم‌اندیشانه، به پدیده‌ «تصلب شناختی» دامن می‌زند.

در این ساختار، دین نه به مثابه پروژه‌ای اخلاقی و معنوی، بلکه به‌عنوان پروژه‌ای سیاسی برای تثبیت اطاعت بی‌چون‌وچرا بازتعریف می‌شود که پیامد محتوم آن، سرکوب خلاقیت، تقلیل عاملیت فردی و مسدودسازی افق‌های نوآوری در نسل جوان است.

گذار از این بن‌بست ساختاری، در گروی پی‌ریزی «آموزش سکولار» است؛ رویکردی که در آن، مرز میان دانش تجربی-انتقادی و باورسازی عقیدتی تفکیک شده و میدان مدرسه و دانشگاه به عرصه‌ تقابل آزادانه‌ اندیشه‌ها بدل گردد.
تنها در بستر چنین نظام آموزشی رها از قید کنترل ایدئولوژیک است که جامعه می‌تواند از چرخه ایستایی فکری رها شده و به پویایی پایدار دست یابد.

#آموزش_ایدئولوژیک #آموزش_سکولار #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍5🥰1
شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، علیرضا بهشتی شیرازی، ناصر دانشفر و محمدجواد دردکشان، سه کنشگر سیاسی، را به اتهام امضای یک بیانیه در مجموع به ۳۶ ماه حبس محکوم کرد.

حجت کرمانی و محمدعلی کامفیروزی، وکلای این سه کنشگر، از محکومیت آقای بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر هر کدام به ۱۵ ماه و آقای دردکشان به ۶ ماه حبس خبر داده‌اند.

این وکلا در گفت‌وگو با پایگاه خبری امتداد گفتند: دادگاه آنان را به دلیل امضای یک بیانیه، به آنچه «فعالیت تبلیغی علیه نظام» نامید، متهم کرده است.

به گفته این وکلا این پرونده با گزارش وزارت اطلاعات در ارتباط با امضای طوماری در حمایت از بیانیه میرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز، برای این متهمان گشوده شده است.

در بهمن‌ماه ۱۴۰۴، ۴۰۰ تن از کنشگران مدنی و سیاسی با امضای طوماری از بیانیه میرحسین موسوی در محکوم کردن خشونت‌های مرگبار سیاسی دی‌ماه ۱۴۰۴ حمایت کردند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔21
تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان
اعتصاب زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار با بیش از ۱۵۰۰ زندانی زیر حکم اعدام

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» ضمن محکومیت اعدام‌های فزاینده در ایران، یاد تمامی زندانیان اعدام شده به ویژه آنان که برای آزادی و مبارزه با دیکتاتوری خودکامه جانشان را فدا کردند، گرامی می‌دارد.

حکومت مستبد حاکم، در هفته گذشته بار دیگر جان چهار زندانی سیاسی با نام‌های عارف خوشکار در زندان قزلحصار و محمد امینی دهاقانی، عرفان اسفندیاری و گل محمد محمدی در زندان اصفهان، را به شیوه قرون وسطایی اعدام گرفت.

این چهار زندانی ستم‌دیده نیز همچون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در یک دادرسی ناعادلانه محاکمه و اعدام‌ شدند. روحشان شاد و یادشان گرامی‌باد.

براساس آمار موثق تعداد زندانیان اعدام شده در سال ۱۴۰۵ تا کنون دستِ کم ۲۸۰ نفر بوده است.
در مخالفت و اعتراض به اعدام‌های غیرانسانی، بیش از ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار بیش از یک هفته‌ است که دست به اعتراض و اعتصاب زده و خواهان لغو حکم اعدام می‌باشند.

زندانیان این بند تماماً محکوم به اعدام و عمدتاً با اتهام مواد مخدر می‌باشند. بر همگان روشن است که واردکننده و تولیدکننده مواد مخدر در ایران سران حکومت و سرداران سپاه پاسداران هستند و برای سرپوش گذاشتن بر این خیانت آشکار، افرادی که از روی فقر و ناداری در دام مواد مخدر افتاده‌اند را همه‌روزه به چوبه‌های دار می‌سپارند.

اکنون زندانیان قزلحصار و کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، که در مخالفت با حکم اعدام در ایران صدوسی هفته پیاپی است، به پاخاسته‌اند و ایستادگی می‌کنند.

در همین خصوص جمعی از زندانیان زندان نیشابور نیز در بیانیه‌‌ای اعلام کردند که به کارزار می‌پیوندند؛ بنابراین کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» روز سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشند:

زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم‌آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل‌آباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائم‌شهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن و زندان نیشابور.

هفته صدوسی‌ام
۳۰ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
9🕊6👍2💯1
محکومیت به اعدام مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای به دلیل کمک به معترضان مجروح

شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز، در حکمی بدوی، مجتبی دهبندی (۲۳ ساله) و کیانوش همزه‌ای کازرونی (۲۷ ساله) را با اتهاماتی همچون «محاربه»، «اقدام علیه امنیت ملی»، آتش‌زدن اماکن عمومی و کمک به معترضان زخمی به اعدام محکوم کرد.

بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، پرونده این دو جوان شیرازی به اعتراضات سراسری دی‌ماه مرتبط است. نهادهای امنیتی مدعی شده‌اند که شناسایی آنان از طریق دوربین‌های مداربسته و پس از انتقال چند معترض زخمی به داخل یک مغازه برای مداوا صورت گرفته است. پس از این رویداد، این دو نفر همراه با چهار معترض مجروح که در آن مکان حضور داشتند، بازداشت شدند و هم‌اکنون در زندان مرکزی شیراز (عادل‌آباد) نگهداری می‌شوند. 

این حکم در حالی صادر شده است که سازمان‌های حقوق بشری بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه، عدم دسترسی متهمان به وکیل انتخابی و شتاب‌زدگی دستگاه قضایی در رسیدگی به پرونده‌های معترضان ابراز نگرانی کرده‌اند. 

صدور این احکام سنگین در راستای روند صعودی و نگران‌کننده صدور احکام اعدام برای معترضان صورت می‌گیرد. هم‌زمان با افزایش چشمگیر شمار احکام اعدام صادرشده برای شرکت‌کنندگان و حامیان اعتراضات سراسری، در چند روز اخیر نیز اجرای احکام اعدام شماری از معترضان در زندان‌های مختلف کشور موج تازه‌ای از نگرانی‌ها را در میان نهادهای حقوق بشری و خانواده‌های زندانیان سیاسی برانگیخته است.

#نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
9🕊7💔6
Forwarded from گفت‌وشنود
جغرافیای مکث و سیاست هراس
چرا کافه‎‌ها بسته می‌شوند؟

گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از سوی کاربران در شبکه‌های اجتماعی، بار دیگر بر موج تازه‌ای از پلمب واحدهای صنفی در پایتخت، به‌ویژه در خیابان‌های سنایی و ایرانشهر، گواهی می‌دهند؛ رویدادی که در بستر هم‌زمانی‌اش با تنش‌های فزاینده سیاسی و نظامی، معنادارتر به نظر می‌رسد. هرچند نهادهای ناظر، بهانه‌هایی چون «عدم رعایت شئونات، سد معبر و تداخل صنفی» را دستمایه این تعطیلی‌ها قرار می‌دهند، اما ریشه این فشار مکرر را باید در لایه‌ای بسیار عمیق‌تر از خط‌کشی‌های اداری و ضوابط تعزیراتی جست‌وجو کرد. پرسش کانونی این است: چرا در این برهه، کافه‌ها چنین در کانون غضب و انقباض حاکمیت قرار گرفته‌اند؟

پاسخ را نباید در آیین‌نامه‌های صنفی، که در منطق بنیادین قدرت توتالیتر و ایدئولوژیک جست‌وجو کرد. حکومت‌های ایدئولوژیک بیش از آنکه از تخلفات خرد و ایذایی بترسند، از «فضا» می‌ترسند؛ از جغرافیای کوچکی که امکان مکث، درنگ و حضور جمعی را فراهم می‌کند. در شهری که فضاهای عمومی رسمی یا در چنبره تجاری‌سازی مطلق گرفتارند و یا زیر شدیدترین لایه‌های نظارت و کنترل امنیتی نفس می‌کشند، کافه به پناهگاهی برای «بودن با دیگری» بدل شده است.

مسئله اصلی نه قهوه است و نه حتی پوشش؛ مسئله مکان گفت‌وگوست. کافه جایی است که در آن، اتمسفر اتمیزه و فردمحور جامعه شکسته می‌شود. میزهای کافه بستر رویش شبکه‌های اجتماعی حقیقی و رودررویند؛ شبکه‌هایی که بر پایه اشتراک فکری، تبادل تجربه‌های زیسته، بحث درباره هنر، سیاست و ادبیات شکل می‌گیرند. این‌گونه است که غریبه‌ها در پس یک فنجان چای و ساعت‌ها گفتگو، از سطح مصرف‌کنندگان منفعل کالا به همسایگان مدنی و هم‌سرنوشت بدل می‌شوند.

پیامد طبیعی این تعامل رو در رو، زایش همدلی، تمرین عاملیت جمعی و عمق‌بخشی به آگاهی انتقادی است. آگاهی، در تعریف ساختارهای اقتدارگرا، یک تهدید امنیتی بالقوه است. هر کانون فکری و مدنی که بیرون از دایره کنترل متمرکز نهادهای رسمی جوانه بزند و بتواند شهروندان را در فضایی به یکدیگر پیوند دهد، پایه‌های انحصار معنا و حقیقت را می‌لرزاند.

تعطیلی کافه‌ها، در تحلیل نهایی، واکنشی است به پتانسیل رهایش‌بخش این مکان‌ها. حکومت ایدئولوژیک در مواجهه با بحران‌های پیرامونی خود، ناگزیر به انقباض حداکثری است؛ زیرا می‌داند تا زمانی که مکانی برای گفت‌وگوی زنده، همبستگی ارگانیک و اندیشیدن جمعی در رگ‌های شهر جریان داشته باشد، پروژه یکدست‌سازی جامعه کامل نخواهد شد. بسته شدن کافه‌ها، تلاش مذبوحانه‌ای است برای بازگرداندن سکوت به فضایی که دیگر آمادگی تسلیم شدن در برابر فرامین ازپیش‌تعیین‌شده را ندارد.

#کافه #گفتگو #تعامل_اجتماعی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊8💔4👍1💯1
به گزارش منابع حقوق بشری، شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز مجتبی دهبندی، ۲۳ ساله، و کیانوش همزه‌ای‌کازرونی، ۲۷ ساله، را با اتهام‌هایی از جمله «محاربه» و «اقدام علیه امنیت ملی» به اعدام محکوم کرده است. این دو زندانی که هم‌اکنون در زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری می‌شوند، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ هستند.

بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر ایران، این دو جوان به پناه‌دادن به معترضان زخمی، آتش‌زدن اماکن عمومی و سوزاندن قرآن متهم شده‌اند. گزارش‌ها حاکی است که شناسایی آنان از طریق تصاویر دوربین‌های مداربسته یک مغازه انجام شده است.

یک منبع آگاه گفته است مجتبی دهبندی و کیانوش همزه‌ای پس از آن بازداشت شدند که چند معترض زخمی را برای مداوا به داخل مغازه منتقل کرده بودند. هشت روز بعد، نیروهای امنیتی آنان را در خانه‌هایشان بازداشت کردند. همچنین چهار معترض زخمی که هنگام یورش مأموران در آن محل حضور داشتند نیز بازداشت شدند.


@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊52
وجدان در محاصره
یادداشت‌هایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیت‌خواهی

چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعه‌ای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره می‌اندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی می‌تواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت می‌تواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت می‌تواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی می‌تواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار می‌شود.

چهار یادداشت این پرونده گفت‌وشنود از همین رو کنار هم آمده‌اند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان می‌دهد چگونه یک مرجع دینی می‌تواند به تصرف سرزمین، برده‌سازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش می‌کشد: وقتی فرقه‌ها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دست‌اندازی می‌کنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» می‌کوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیت‌خواهی» نیز نشان می‌دهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقه‌های مذهبی خلاصه نمی‌شود؛ هر نظام فکری‌ای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، می‌تواند به حذف آزادی بینجامد.

در همه این یادداشت‌ها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو می‌شوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری می‌کنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل می‌کنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژی‌ای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحی‌شده و فرمان‌پذیر بخواهد.

کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!

https://dialog.tavaana.org/collections-8/

#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا

@tavaana

@Dialogue1402
👍81👌1
امیرعلی عباسی‌فر؛ نوجوان ۱۷ ساله کرمانشاهی که در اعتراضات ۱۸ دی جان باخت

بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع معتبر، جاویدنام امیرعلی عباسی‌فر، نوجوان ۱۷ ساله اهل کرمانشاه، از جان‌باختگان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ است که تاکنون نام او در رسانه‌ها و گزارش‌های حقوق بشری منتشر نشده بود.

امیرعلی که در یک عینک‌سازی مشغول به کار بود، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در خیابان دبیر اعظم کرمانشاه هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت. گلوله به پای او اصابت کرد و وی همان شب بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست داد.

امیرعلی مادر خود را از دست داده بود و از کودکی نزد مادربزرگش بزرگ شده بود. اکنون مادربزرگ او دادخواه نوه‌اش است. رسانه‌ای شدن نام و ثبت روایت جان‌باختن شهروندان اقدامی است علیه فراموشی و مقابله با روایت‌سازی حکومت.

#امیرعلی_عباسی_فر #کرمانشاه

@Tavaana_TavaanaTech
💔341🕊1