محکومیت علی راز به ۱۲ سال و شش ماه حبس بهدلیل فعالیت در فضای مجازی
علی راز، شهروند اهل ساوه، در پروندهای مرتبط با فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی، مجموعاً به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس محکوم شده است. بر اساس مقررات مربوط به تعدد جرایم، مجازات اشد، معادل هفت سال و شش ماه و یک روز حبس، درباره او قابلاجرا خواهد بود.
اتهامهای مطرحشده علیه علی راز شامل «اهانت به مقدسات اسلام»، «توهین به پیامبر اسلام»، «توهین و تمسخر امام علی»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «همکاری اطلاعاتی با نهادهای وابسته به اسرائیل از طریق شبکه ایراناینترنشنال» عنوان شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، دفاع از کوروش و انتشار مطالبی درباره مقدسات مذهبی، مصداق اتهام «اهانت به مقدسات» و انتشار استوری درباره بندر شهید رجایی، از مصادیق اتهام «توهین به رهبری» در پرونده او محسوب شدهاند.
تمامی مستندات ارائهشده علیه این شهروند به فعالیتهای او در فضای مجازی مربوط است؛ از جمله پستها و استوریهای منتشرشده در صفحه شخصی اینستاگرام، پسندیدن یا نوشتن نظر زیر مطالب دیگران و دنبالکردن برخی صفحات.
علی راز در تیرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و اکنون در زندان شهرستان ساوه، واقع در استان مرکزی، دوران محکومیت خود را سپری میکند.
#علی_راز #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
علی راز، شهروند اهل ساوه، در پروندهای مرتبط با فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی، مجموعاً به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس محکوم شده است. بر اساس مقررات مربوط به تعدد جرایم، مجازات اشد، معادل هفت سال و شش ماه و یک روز حبس، درباره او قابلاجرا خواهد بود.
اتهامهای مطرحشده علیه علی راز شامل «اهانت به مقدسات اسلام»، «توهین به پیامبر اسلام»، «توهین و تمسخر امام علی»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «همکاری اطلاعاتی با نهادهای وابسته به اسرائیل از طریق شبکه ایراناینترنشنال» عنوان شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، دفاع از کوروش و انتشار مطالبی درباره مقدسات مذهبی، مصداق اتهام «اهانت به مقدسات» و انتشار استوری درباره بندر شهید رجایی، از مصادیق اتهام «توهین به رهبری» در پرونده او محسوب شدهاند.
تمامی مستندات ارائهشده علیه این شهروند به فعالیتهای او در فضای مجازی مربوط است؛ از جمله پستها و استوریهای منتشرشده در صفحه شخصی اینستاگرام، پسندیدن یا نوشتن نظر زیر مطالب دیگران و دنبالکردن برخی صفحات.
علی راز در تیرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و اکنون در زندان شهرستان ساوه، واقع در استان مرکزی، دوران محکومیت خود را سپری میکند.
#علی_راز #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊3
عرفان حاجبنیان دهاقانی، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان، در مجموع به ۱۱ سال حبس محکوم شده است. یک سال از این محکومیت به فعالیتهای اعتراضی او مربوط است و ۱۰ سال دیگر بر اساس اتهامهای غیرسیاسی صادر شده است.
شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان در حکمی به تاریخ ۲۰ مرداد، او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال زندان محکوم کرده است. شرکت در تجمع ۱۸ دی، پوشیدن لباسی با نوشتههای اعتراضی و فعالیت در فضای مجازی از مصادیق مورد استناد دادگاه عنوان شدهاند.
در بخش دیگری از پرونده، ماموران اطلاعات سپاه پس از تفتیش منزل او مدعی کشف شش گرم قارچ توهمزا شدهاند. بر پایه همین ادعا، اتهامهای دیگری علیه این شهروند مطرح و در نهایت برای او حکم ۱۰ سال حبس نیز صادر شده است.
هنگام بازداشت و بازرسی منزل، شماری از وسایل شخصی و داراییهای او از جمله تجهیزات دیجیتال، لباس، پول نقد و داراییهای مرتبط با ارز دیجیتال را ضبط کردند. حاجبنیان دهاقانی که ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ با سپردن وثیقه از بازداشت آزاد شد.
#عرفان_حاج_بنیان
#از_بازداشتیها_بگو
شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان در حکمی به تاریخ ۲۰ مرداد، او را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال زندان محکوم کرده است. شرکت در تجمع ۱۸ دی، پوشیدن لباسی با نوشتههای اعتراضی و فعالیت در فضای مجازی از مصادیق مورد استناد دادگاه عنوان شدهاند.
در بخش دیگری از پرونده، ماموران اطلاعات سپاه پس از تفتیش منزل او مدعی کشف شش گرم قارچ توهمزا شدهاند. بر پایه همین ادعا، اتهامهای دیگری علیه این شهروند مطرح و در نهایت برای او حکم ۱۰ سال حبس نیز صادر شده است.
هنگام بازداشت و بازرسی منزل، شماری از وسایل شخصی و داراییهای او از جمله تجهیزات دیجیتال، لباس، پول نقد و داراییهای مرتبط با ارز دیجیتال را ضبط کردند. حاجبنیان دهاقانی که ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شده بود، ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ با سپردن وثیقه از بازداشت آزاد شد.
#عرفان_حاج_بنیان
#از_بازداشتیها_بگو
🕊8💔6
تشکیل پرونده قضایی و درخواست توقیف اموال رضا درمیشیان با شکایت سپاه پاسداران
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، از تشکیل پرونده قضایی برای رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ علیه نظام» خبر داد.
به گفته وی، برای این هنرمند در دادسرا «قرار جلب» صادر شده و سپاه پاسداران بهعنوان شاکی پرونده، درخواست توقیف اموال او را مطرح کرده است.
آقای درمیشیان از آذر ۱۴۰۱ و در پی حمایت از اعتراضات سراسری و انتشار مطالبی در صفحه اینستاگرام خود، ممنوعالخروجی و با ضبط گذرنامه مواجه شده بود. این کارگردان شناختهشده سینمای ایران، ساخت فیلمهای شاخصی چون «بغض»، «عصبانی نیستم!»، «لانتوری» و «مجبوریم» را در کارنامه دارد.
پروندهسازی برای رضا درمیشیان و تلاش برای مصادره داراییهای او، نمونه آشکاری از استراتژی سیستماتیک جمهوری اسلامی در اعمال فشارهای اقتصادی، امنیتی و قضایی بر اهالی فرهنگ و هنر است؛ رویکردی سرکوبگرانه که با هدف ایجاد ارعاب، به حاشیه راندن و مجازات هنرمندان منتقد به دلیل موضعگیریهای مستقل و مردمی آنها اجرا میشود.
#رضا_درمیشیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، از تشکیل پرونده قضایی برای رضا درمیشیان، نویسنده و کارگردان سینما، در شعبه هفتم دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ علیه نظام» خبر داد.
به گفته وی، برای این هنرمند در دادسرا «قرار جلب» صادر شده و سپاه پاسداران بهعنوان شاکی پرونده، درخواست توقیف اموال او را مطرح کرده است.
آقای درمیشیان از آذر ۱۴۰۱ و در پی حمایت از اعتراضات سراسری و انتشار مطالبی در صفحه اینستاگرام خود، ممنوعالخروجی و با ضبط گذرنامه مواجه شده بود. این کارگردان شناختهشده سینمای ایران، ساخت فیلمهای شاخصی چون «بغض»، «عصبانی نیستم!»، «لانتوری» و «مجبوریم» را در کارنامه دارد.
پروندهسازی برای رضا درمیشیان و تلاش برای مصادره داراییهای او، نمونه آشکاری از استراتژی سیستماتیک جمهوری اسلامی در اعمال فشارهای اقتصادی، امنیتی و قضایی بر اهالی فرهنگ و هنر است؛ رویکردی سرکوبگرانه که با هدف ایجاد ارعاب، به حاشیه راندن و مجازات هنرمندان منتقد به دلیل موضعگیریهای مستقل و مردمی آنها اجرا میشود.
#رضا_درمیشیان #نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊9👍6💔4
Forwarded from گفتوشنود
فرمول مخفی مغز برای ساختن یک خدای بهیادماندنی
فکر کنید یکی برایتان تعریف کند: «یک درخت دیدم که برگهایش سبز بود.» فردا این جمله را یادتان میماند؟
حالا فکر کنید بگوید: «یک درخت دیدم که وقتی از کنارش رد شدم، اسمم را صدا زد.» کدامیک را برای بقیه تعریف میکنید؟
راز ماندگاری اسطورهها، ارواح و خدایان در همین یک تفاوت کوچک نهفته است.
🔹 مفهوم ضدشهودی کمینه چیست؟ پاسکال بویر، انسانشناس شناختی، اصطلاح Minimally Counterintuitive Concepts (مفاهیم ضدشهودی کمینه) را برای توصیف باورهایی بهکار برد که به نظر میرسد کاملا عادیاند، جز در یک ویژگی که انتظارات طبیعی ما را نقض میکند.
🔹 مثال ساده یک درخت را در نظر بگیرید. ذهن شما بهطور خودکار میداند درخت رشد میکند، ریشه دارد، نمیشنود و حرف نمیزند. حالا فقط یک ویژگی را بشکنید: «درختی که حرف زدن آدمها را میشنود و دعایشان را اجابت میکند.» همهچیز دیگرش هنوز عادی است؛ فقط یک نقض کوچک اما عجیب.
این دقیقا فرمول یک «درخت مقدس» در بسیاری فرهنگهاست.
🔹 چرا «کمینه» مهم است؟
اگر مفهومی خیلی عجیب باشد (مثلا موجودی که همزمان در ده مکان است، از جنس نور است، احساسات ندارد، و زمان برایش معنا ندارد)، مغز در پردازش و انتقالش به دیگران دچار مشکل میشود. اما اگر مفهومی کاملا عادی باشد، به یاد ماندنی نیست. نقطهی طلایی جایی است که فقط یک یا دو انتظار شکسته شود؛ نه هیچ، نه خیلی زیاد.
🔹 مثالهای دیگر مجسمهای که اشک از آن خارج میشود و میگرید (عادی است جز اینکه احساس دارد)، روحی که از دیوار رد میشود (عادی است جز عدم جسمانیت)، خدایی که همهچیز را میداند (شبیه انسان است جز دانش نامحدودش). همین ترکیب «آشنا + یک شگفتی» است که این مفاهیم را در حافظه ماندگار و در نسلها قابلانتقال میکند.
📌 نکتهی کلیدی: بویر نشان داد ادیان جهان، از هزاران مفهوم ممکن، ناخودآگاه دقیقا همین فرمول را انتخاب کردهاند؛ چون مغز انسان آن را بهتر از هر فرمول دیگری به خاطر میسپارد و منتقل میکند.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #تفکر_نقاد #خردگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فکر کنید یکی برایتان تعریف کند: «یک درخت دیدم که برگهایش سبز بود.» فردا این جمله را یادتان میماند؟
حالا فکر کنید بگوید: «یک درخت دیدم که وقتی از کنارش رد شدم، اسمم را صدا زد.» کدامیک را برای بقیه تعریف میکنید؟
راز ماندگاری اسطورهها، ارواح و خدایان در همین یک تفاوت کوچک نهفته است.
🔹 مفهوم ضدشهودی کمینه چیست؟ پاسکال بویر، انسانشناس شناختی، اصطلاح Minimally Counterintuitive Concepts (مفاهیم ضدشهودی کمینه) را برای توصیف باورهایی بهکار برد که به نظر میرسد کاملا عادیاند، جز در یک ویژگی که انتظارات طبیعی ما را نقض میکند.
🔹 مثال ساده یک درخت را در نظر بگیرید. ذهن شما بهطور خودکار میداند درخت رشد میکند، ریشه دارد، نمیشنود و حرف نمیزند. حالا فقط یک ویژگی را بشکنید: «درختی که حرف زدن آدمها را میشنود و دعایشان را اجابت میکند.» همهچیز دیگرش هنوز عادی است؛ فقط یک نقض کوچک اما عجیب.
این دقیقا فرمول یک «درخت مقدس» در بسیاری فرهنگهاست.
🔹 چرا «کمینه» مهم است؟
اگر مفهومی خیلی عجیب باشد (مثلا موجودی که همزمان در ده مکان است، از جنس نور است، احساسات ندارد، و زمان برایش معنا ندارد)، مغز در پردازش و انتقالش به دیگران دچار مشکل میشود. اما اگر مفهومی کاملا عادی باشد، به یاد ماندنی نیست. نقطهی طلایی جایی است که فقط یک یا دو انتظار شکسته شود؛ نه هیچ، نه خیلی زیاد.
🔹 مثالهای دیگر مجسمهای که اشک از آن خارج میشود و میگرید (عادی است جز اینکه احساس دارد)، روحی که از دیوار رد میشود (عادی است جز عدم جسمانیت)، خدایی که همهچیز را میداند (شبیه انسان است جز دانش نامحدودش). همین ترکیب «آشنا + یک شگفتی» است که این مفاهیم را در حافظه ماندگار و در نسلها قابلانتقال میکند.
📌 نکتهی کلیدی: بویر نشان داد ادیان جهان، از هزاران مفهوم ممکن، ناخودآگاه دقیقا همین فرمول را انتخاب کردهاند؛ چون مغز انسان آن را بهتر از هر فرمول دیگری به خاطر میسپارد و منتقل میکند.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #تفکر_نقاد #خردگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👍3🕊2👌1
روز جهانی دموکراسی
۲۴ شهریور (۱۵ سپتامبر)
نگاهی به جایگاه ایران
نظارت استصوابی، سرکوب رسانه، فساد نهادی
سازمان ملل این روز را از سال ۲۰۰۷ برای بازبینی وضعیت دموکراسی در جهان تعیین کرده است. اهداف اعلامی آن عبارتاند از: تقویت حکمرانی مشارکتی، حمایت از حاکمیت قانون و تفکیک قوا، تضمین انتخابات آزاد و رقابتی، آزادی رسانه و بیان، و پاسخگویی نهادهای قدرت در برابر شهروندان.
جایگاه جمهوری اسلامی در شاخصهای بینالمللی
بر اساس شاخص دموکراسی ۲۰۲۴ واحد اطلاعات اکونومیست، ایران در رتبه ۱۵۴ از ۱۶۷ کشور قرار دارد و در گروه رژیمهای اقتدارگرا طبقهبندی میشود. این شاخص، کیفیت انتخابات، عملکرد دولت، مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی و آزادیهای مدنی را میسنجد؛ ایران در مؤلفه انتخابات و کثرتگرایی سیاسی نمره صفر از ده گرفته است.
این عقبماندگی در شاخصهای مرتبط دیگر نیز تکرار میشود:
• در شاخص جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۵، ایران رتبه ۱۷۶ از ۱۸۰ کشور را دارد.
• در شاخص ادراک فساد ۲۰۲۵ (ترانسپرنسی اینترنشنال)، ایران رتبه ۱۵۳ از ۱۸۲ کشور را دارد.
• در شاخص صلح جهانی ۲۰۲۵، ایران رتبه ۱۴۲ از ۱۶۳ کشور را دارد.
• در شاخص آزادی اینترنت ۲۰۲۵، ایران رتبه ۷۰ از ۷۲ کشور را دارد.
این تجمیع رتبهها نشان میدهد مسئله صرفا «کیفیت» دموکراسی نیست، بلکه فقدان سازوکارهای بنیادین آن است: نظارت استصوابی شورای نگهبان که رقابت واقعی در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس را از میان میبرد؛ نبود تفکیک قوا در برابر جایگاه فراقانونی ولیفقیه؛ سرکوب رسانههای مستقل و فیلترینگ گسترده اینترنت؛ و برخورد امنیتی با اعتراضات مدنی (نظیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ و خیزش اعتراضی دیماه۱۴۰۴).
همزمانی رتبه فساد، آزادی رسانه و دموکراسی در قعر جدول نشان میدهد این سه معضل به هم گره خوردهاند: نبود پاسخگویی انتخاباتی، زمینه فساد نهادی را تقویت میکند و سرکوب رسانه، امکان افشاگری و اصلاح را از بین میبرد. جمهوری اسلامی خود را «مردمسالاری دینی» مینامد، اما شکاف میان این ادعا و دادههای مستقل بینالمللی، یکی از پایدارترین تناقضهای نظام سیاسی آن است.
#دموکراسی #روز _جهانی_دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
۲۴ شهریور (۱۵ سپتامبر)
نگاهی به جایگاه ایران
نظارت استصوابی، سرکوب رسانه، فساد نهادی
سازمان ملل این روز را از سال ۲۰۰۷ برای بازبینی وضعیت دموکراسی در جهان تعیین کرده است. اهداف اعلامی آن عبارتاند از: تقویت حکمرانی مشارکتی، حمایت از حاکمیت قانون و تفکیک قوا، تضمین انتخابات آزاد و رقابتی، آزادی رسانه و بیان، و پاسخگویی نهادهای قدرت در برابر شهروندان.
جایگاه جمهوری اسلامی در شاخصهای بینالمللی
بر اساس شاخص دموکراسی ۲۰۲۴ واحد اطلاعات اکونومیست، ایران در رتبه ۱۵۴ از ۱۶۷ کشور قرار دارد و در گروه رژیمهای اقتدارگرا طبقهبندی میشود. این شاخص، کیفیت انتخابات، عملکرد دولت، مشارکت سیاسی، فرهنگ سیاسی و آزادیهای مدنی را میسنجد؛ ایران در مؤلفه انتخابات و کثرتگرایی سیاسی نمره صفر از ده گرفته است.
این عقبماندگی در شاخصهای مرتبط دیگر نیز تکرار میشود:
• در شاخص جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۵، ایران رتبه ۱۷۶ از ۱۸۰ کشور را دارد.
• در شاخص ادراک فساد ۲۰۲۵ (ترانسپرنسی اینترنشنال)، ایران رتبه ۱۵۳ از ۱۸۲ کشور را دارد.
• در شاخص صلح جهانی ۲۰۲۵، ایران رتبه ۱۴۲ از ۱۶۳ کشور را دارد.
• در شاخص آزادی اینترنت ۲۰۲۵، ایران رتبه ۷۰ از ۷۲ کشور را دارد.
این تجمیع رتبهها نشان میدهد مسئله صرفا «کیفیت» دموکراسی نیست، بلکه فقدان سازوکارهای بنیادین آن است: نظارت استصوابی شورای نگهبان که رقابت واقعی در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس را از میان میبرد؛ نبود تفکیک قوا در برابر جایگاه فراقانونی ولیفقیه؛ سرکوب رسانههای مستقل و فیلترینگ گسترده اینترنت؛ و برخورد امنیتی با اعتراضات مدنی (نظیر جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ و خیزش اعتراضی دیماه۱۴۰۴).
همزمانی رتبه فساد، آزادی رسانه و دموکراسی در قعر جدول نشان میدهد این سه معضل به هم گره خوردهاند: نبود پاسخگویی انتخاباتی، زمینه فساد نهادی را تقویت میکند و سرکوب رسانه، امکان افشاگری و اصلاح را از بین میبرد. جمهوری اسلامی خود را «مردمسالاری دینی» مینامد، اما شکاف میان این ادعا و دادههای مستقل بینالمللی، یکی از پایدارترین تناقضهای نظام سیاسی آن است.
#دموکراسی #روز _جهانی_دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5👌1
حمایت دایه شریفه از فراخوان اعتصاب عمومی در سالگرد جانباختن ژینا امینی
دایه شریفه، مادر دادخواه رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد اعدامشده، با انتشار پیامی از فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی حمایت کرد و از مردم خواست در این حرکت اعتراضی همصدا و همراه شوند.
دایه شریفه در این پیام گفت:
«در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی، از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان حمایت میکنم. از همه مردم میخواهم در این حرکت اعتراضی، همصدا و همراه باشند؛ به یاد ژینا و همه جانباختگان راه آزادی و در اعتراض به سرکوب، برای دادخواهی و آزادی.
ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. از خون جانباختگان راه آزادی نمیگذریم.»
«ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران»، متشکل از شماری از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی، پیشتر در فراخوانی مشترک از مردم خواسته بود روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با تعطیلکردن محلهای کسبوکار و پیوستن به اعتصاب عمومی اعتراض خود را نشان دهند.
این ائتلاف همچنین از نیروهای سیاسی، مدنی و آزادیخواه و مردم دیگر مناطق ایران خواسته است از این حرکت اعتراضی حمایت کنند و در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم کردستان همصدا شوند.
دایه شریفه از چهرههای شناختهشده دادخواهی در کردستان و مادر رامین حسینپناهی است. رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد، روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ همراه با زانیار و لقمان مرادی در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد. پیکر او پس از اعدام به خانوادهاش تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم است.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #دایه_شریفه #بیانیه #اعتصاب_عمومی
@Tavaana_TavaanaTech
دایه شریفه، مادر دادخواه رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد اعدامشده، با انتشار پیامی از فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی حمایت کرد و از مردم خواست در این حرکت اعتراضی همصدا و همراه شوند.
دایه شریفه در این پیام گفت:
«در چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی، از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان حمایت میکنم. از همه مردم میخواهم در این حرکت اعتراضی، همصدا و همراه باشند؛ به یاد ژینا و همه جانباختگان راه آزادی و در اعتراض به سرکوب، برای دادخواهی و آزادی.
ما دادخواهی را زنده نگه میداریم؛ نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم. از خون جانباختگان راه آزادی نمیگذریم.»
«ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران»، متشکل از شماری از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی، پیشتر در فراخوانی مشترک از مردم خواسته بود روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، با تعطیلکردن محلهای کسبوکار و پیوستن به اعتصاب عمومی اعتراض خود را نشان دهند.
این ائتلاف همچنین از نیروهای سیاسی، مدنی و آزادیخواه و مردم دیگر مناطق ایران خواسته است از این حرکت اعتراضی حمایت کنند و در چهارمین سالگرد جنبش «زن، زندگی، آزادی» با مردم کردستان همصدا شوند.
دایه شریفه از چهرههای شناختهشده دادخواهی در کردستان و مادر رامین حسینپناهی است. رامین حسینپناهی، زندانی سیاسی کُرد، روز ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ همراه با زانیار و لقمان مرادی در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد. پیکر او پس از اعدام به خانوادهاش تحویل داده نشد و محل دفنش همچنان نامعلوم است.
#مهسا_امینی #ژینا_امینی #دایه_شریفه #بیانیه #اعتصاب_عمومی
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊8❤2
Forwarded from گفتوشنود
فیدئیسم
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌1
کسی که از فرط سنگدلی، روی وزارت اطلاعات و سپاه را سفید کرد
پیام همراهان
یادم هست که مأموران اطلاعاتی به ما میگفتند: «شانس آوردید ما به سراغتان آمدیم؛ اگر بهجای ما پلیس امنیت آمده بود، استخوانهایتان خرد شده بود.» تصور میکردم این ادعایی بیهوده برای بازی روانی است، اما هنگامی که بعدها به بند عمومی منتقل شدم، با روایات و مشاهداتی روبهرو گشتم که به درستی حرف اطلاعاتیها پی بردم!
اکثر بازداشتیهای پلیس امنیت یک یا چند مورد از این آثار را داشتند:
بدنهایی سیاه از کبودی، دندههای شکسته، ناخنهای کندهشده، چشمهایی با لکههای خونمردگی و تا دلتان بخواهد ساق پاهای گلولهخورده؛ افرادی که هیچ توجیهی برای گلولهخوردنشان وجود نداشت، چون نه فرار کرده بودند و نه مقاومت مسلحانه.
گویا به دستور شخص رادان، نباید هیچ معترضی با تن سالم راهی زندان میشد.
از چندین نفر شنیدم که برخی مأموران فراجا مکرراً جملاتی با این مضمون میگفتند: «دستور داریم ناقصتان کنیم تا بفهمید اغتشاشکردن چه قیمتی دارد!»
اما شکنجه جسمی همه ماجرا نیست. در ادامه به روایاتی از موارد تحقیر و آزار جنسی و روانی میپردازم.
فردی که مردی میانسال بود، تعریف میکرد که مأموران پلیس امنیت تلاش کرده بودند دسته تی را به سوراخ مقعدش فرو کنند.
جوان دیگری میگفت مأموران بهصورت بازداشتیها تف و ادرار میکردند و میخندیدند و چپ و راست از شوکر الکتریکی برای آزار استفاده مینمودند.
یا پس از یک روز تشنگی و گرسنگی، هنگامی که درخواست آب کرده بودند، آلت خود را به بازداشتیها نشان داده و گفته بودند: «بفرمایید!»
این وضعیت حتی برای افراد مذهبی و میانسالی که سابقه جبهه و جانبازی در سپاه پاسداران را داشتند نیز رخ داده بود. یکی از آنها روایت میکرد که وقتی مأموران را به مقدسات قسم میداد که نزنندش، مأموران رکیکترین فحشها را به مقدسات میدادند و میگفتند: «ما این چیزها را نمیشناسیم.» وقتی هم به سوابق رزمندگی و جانبازیاش اشاره کرده بود، با الفاظ رکیک و سیلی روبهرو شده بود.
اما در همه روایتهایی که شنیدم، یک چیز مشترک بود: «اگر هر چیزی را که آنها میخواستند، بهعنوان اقرار با قید در صحت و سلامت! امضا نمیکردیم، با چنان شدتی کتک میخوردیم که دیگران تصور خودداری از امضا و اثر انگشت به سرشان نزند.»
تصور نمیکردم روزی برسد که در جمهوری اسلامی، کسی یا نهادی بتواند اطلاعات و اطلاعات سپاه را روسفید و تطهیر کند؛ اما به لطف کارنامه درخشان رادان، این معجزه هم حاصل شد!
الف. ن.
#پلیس_امنیت #شکنجه #خشونت
@Tavaana_TavaanaTech
کسی که از فرط سنگدلی، روی وزارت اطلاعات و سپاه را سفید کرد
پیام همراهان
یادم هست که مأموران اطلاعاتی به ما میگفتند: «شانس آوردید ما به سراغتان آمدیم؛ اگر بهجای ما پلیس امنیت آمده بود، استخوانهایتان خرد شده بود.» تصور میکردم این ادعایی بیهوده برای بازی روانی است، اما هنگامی که بعدها به بند عمومی منتقل شدم، با روایات و مشاهداتی روبهرو گشتم که به درستی حرف اطلاعاتیها پی بردم!
اکثر بازداشتیهای پلیس امنیت یک یا چند مورد از این آثار را داشتند:
بدنهایی سیاه از کبودی، دندههای شکسته، ناخنهای کندهشده، چشمهایی با لکههای خونمردگی و تا دلتان بخواهد ساق پاهای گلولهخورده؛ افرادی که هیچ توجیهی برای گلولهخوردنشان وجود نداشت، چون نه فرار کرده بودند و نه مقاومت مسلحانه.
گویا به دستور شخص رادان، نباید هیچ معترضی با تن سالم راهی زندان میشد.
از چندین نفر شنیدم که برخی مأموران فراجا مکرراً جملاتی با این مضمون میگفتند: «دستور داریم ناقصتان کنیم تا بفهمید اغتشاشکردن چه قیمتی دارد!»
اما شکنجه جسمی همه ماجرا نیست. در ادامه به روایاتی از موارد تحقیر و آزار جنسی و روانی میپردازم.
فردی که مردی میانسال بود، تعریف میکرد که مأموران پلیس امنیت تلاش کرده بودند دسته تی را به سوراخ مقعدش فرو کنند.
جوان دیگری میگفت مأموران بهصورت بازداشتیها تف و ادرار میکردند و میخندیدند و چپ و راست از شوکر الکتریکی برای آزار استفاده مینمودند.
یا پس از یک روز تشنگی و گرسنگی، هنگامی که درخواست آب کرده بودند، آلت خود را به بازداشتیها نشان داده و گفته بودند: «بفرمایید!»
این وضعیت حتی برای افراد مذهبی و میانسالی که سابقه جبهه و جانبازی در سپاه پاسداران را داشتند نیز رخ داده بود. یکی از آنها روایت میکرد که وقتی مأموران را به مقدسات قسم میداد که نزنندش، مأموران رکیکترین فحشها را به مقدسات میدادند و میگفتند: «ما این چیزها را نمیشناسیم.» وقتی هم به سوابق رزمندگی و جانبازیاش اشاره کرده بود، با الفاظ رکیک و سیلی روبهرو شده بود.
اما در همه روایتهایی که شنیدم، یک چیز مشترک بود: «اگر هر چیزی را که آنها میخواستند، بهعنوان اقرار با قید در صحت و سلامت! امضا نمیکردیم، با چنان شدتی کتک میخوردیم که دیگران تصور خودداری از امضا و اثر انگشت به سرشان نزند.»
تصور نمیکردم روزی برسد که در جمهوری اسلامی، کسی یا نهادی بتواند اطلاعات و اطلاعات سپاه را روسفید و تطهیر کند؛ اما به لطف کارنامه درخشان رادان، این معجزه هم حاصل شد!
الف. ن.
#پلیس_امنیت #شکنجه #خشونت
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊8❤2
محکومیت به حبس رحیم مولاییان، نقاش و مجسمساز، توسط دادگاه انقلاب
رحیم مولاییان، نقاش، مجسمساز اهل بابل، توسط دادگاه انقلاب این شهرستان به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. اتهام مطروحه علیه این هنرمند معاصر در این پرونده «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
این هنرمند متولد ۱۳۳۹ در بابل است و در سال ۱۳۷۵ نیز در فستیوال اوزاکای ژاپن به عنوان یکی از ۷۴ مجسمهساز صاحبسبک جهان برگزیده شد.
آثار تجسمی او با رویکردی انتزاعی و الهامگرفته از اسطورهها در گالریهای معتبری به نمایش درآمده و او در حوزه شعر و ادبیات نیز فعال بوده است.
تا لحظه تنظیم این خبر، اطلاعات بیشتری درباره مصادیق اتهامات، امکان تجدیدنظرخواهی یا زمان اجرای حکم این هنرمند پیشکسوت منتشر نشده است.
#رحیم_مولاییان
رحیم مولاییان، نقاش، مجسمساز اهل بابل، توسط دادگاه انقلاب این شهرستان به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. اتهام مطروحه علیه این هنرمند معاصر در این پرونده «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
این هنرمند متولد ۱۳۳۹ در بابل است و در سال ۱۳۷۵ نیز در فستیوال اوزاکای ژاپن به عنوان یکی از ۷۴ مجسمهساز صاحبسبک جهان برگزیده شد.
آثار تجسمی او با رویکردی انتزاعی و الهامگرفته از اسطورهها در گالریهای معتبری به نمایش درآمده و او در حوزه شعر و ادبیات نیز فعال بوده است.
تا لحظه تنظیم این خبر، اطلاعات بیشتری درباره مصادیق اتهامات، امکان تجدیدنظرخواهی یا زمان اجرای حکم این هنرمند پیشکسوت منتشر نشده است.
#رحیم_مولاییان
💔13❤7🕊2
زن از میانِ قرنها سکوت بلند شد؛
زندگی در رگهای خیابان دوید؛
و آزادی برای نخستینبار، شبیه رؤیا نبود؛ شبیه زنی بود که سایهاش از دیوارهای ترس بلندتر شده بود.
طرح از ملیکا باقری.
به سان ماه، در شبی که آسمان را خسوفی دیرپا فرا گرفته بود، به شهری آمد که سالها بود تیرگی و غبار بر چهرهاش نشسته بود.
طرهای از گیسوان مجعد و شبق گونش بر رخساره چون ماهش فرو افتاده بود؛ و شاید همین یک رشته گیسو برای آن همه ظلمت، زیادی نور داشت.
پاسداران شب، تاب تماشای ماه را نیاوردند.
دست بردند تا نور را خاموش کنند؛ و بر سیمای قمر، سیلیای نشاندند که شب را در نیلی رخسارش جاودانه کرد.
ماه منیر خمید؛ چون هلالی نحیف، و سه روز در محاق ماند.
هر بامداد، خورشید سر برآورد و با ناله و زاری از او خواست دیدگانش را بگشاید.
ماه رخسار، فریاد عاشقان خویش را میشنید؛ صدای مادران را، صدای پدران را، و صدای هزاران انسانی را که نمیخواستند باور کنند ماه میتواند بمیرد.
اما رمقی برای پاسخ نداشت.
اهریمن زشت خو، پتک خویش را چنان بر فرق او کوفته بود که گویی میخواست نه یک تن، که خود امکان روشنایی را درهم بشکند.
و سرانجام ماه دانست که دیگر ماندن در ظلمت ممکن نیست.
آهی کشید، دست ابریشمینش را به دست خورشید سپرد و در آغوش او آرام گرفت.
خورشید، اما، آرام نگرفت.
از آن هم آغوشی، چنان در التهاب سوخت که دیگر تاب خویشتن داری نداشت.
خورشید شهریور، که روزهای پایانی تابستان را با ملایمت خزان سپری میکرد، ناگهان آتش نیمه مرداد را بر سر زمینیان فرو ریخت؛ و دلهایی را که سالها از خوف یخ زده بودند، به هرم خویش گداخت.
آنگاه کمان برگرفت.
پیکانی از شراره رخ ماه ساخت و آن را به سوی زمین خاکستری رها کرد.
اما یک تیر بود و هزاران دل.
از هر خانه، از هر کوچه، از هر دانشگاه و خیابان، نوری برخاست؛ و تیر نخستین، در پرواز خویش هزاران بار تکثیر شد.
سپاهیان ظلمت، برای نخستین بار دریافتند که نور را میتوان کشت، اما نمیتوان کشتن نور را از یاد انسانها برد.
و آن شب، نه ماه تنها بود، نه خورشید.
هزاران نور در آسمان و زمین برخاستند و غریو مردمانی که دیگر نمیخواستند در تاریکی زندگی کنند، در جهان پیچید:
زن، زندگی، آزادی
مسعود گرزین
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
زندگی در رگهای خیابان دوید؛
و آزادی برای نخستینبار، شبیه رؤیا نبود؛ شبیه زنی بود که سایهاش از دیوارهای ترس بلندتر شده بود.
طرح از ملیکا باقری.
به سان ماه، در شبی که آسمان را خسوفی دیرپا فرا گرفته بود، به شهری آمد که سالها بود تیرگی و غبار بر چهرهاش نشسته بود.
طرهای از گیسوان مجعد و شبق گونش بر رخساره چون ماهش فرو افتاده بود؛ و شاید همین یک رشته گیسو برای آن همه ظلمت، زیادی نور داشت.
پاسداران شب، تاب تماشای ماه را نیاوردند.
دست بردند تا نور را خاموش کنند؛ و بر سیمای قمر، سیلیای نشاندند که شب را در نیلی رخسارش جاودانه کرد.
ماه منیر خمید؛ چون هلالی نحیف، و سه روز در محاق ماند.
هر بامداد، خورشید سر برآورد و با ناله و زاری از او خواست دیدگانش را بگشاید.
ماه رخسار، فریاد عاشقان خویش را میشنید؛ صدای مادران را، صدای پدران را، و صدای هزاران انسانی را که نمیخواستند باور کنند ماه میتواند بمیرد.
اما رمقی برای پاسخ نداشت.
اهریمن زشت خو، پتک خویش را چنان بر فرق او کوفته بود که گویی میخواست نه یک تن، که خود امکان روشنایی را درهم بشکند.
و سرانجام ماه دانست که دیگر ماندن در ظلمت ممکن نیست.
آهی کشید، دست ابریشمینش را به دست خورشید سپرد و در آغوش او آرام گرفت.
خورشید، اما، آرام نگرفت.
از آن هم آغوشی، چنان در التهاب سوخت که دیگر تاب خویشتن داری نداشت.
خورشید شهریور، که روزهای پایانی تابستان را با ملایمت خزان سپری میکرد، ناگهان آتش نیمه مرداد را بر سر زمینیان فرو ریخت؛ و دلهایی را که سالها از خوف یخ زده بودند، به هرم خویش گداخت.
آنگاه کمان برگرفت.
پیکانی از شراره رخ ماه ساخت و آن را به سوی زمین خاکستری رها کرد.
اما یک تیر بود و هزاران دل.
از هر خانه، از هر کوچه، از هر دانشگاه و خیابان، نوری برخاست؛ و تیر نخستین، در پرواز خویش هزاران بار تکثیر شد.
سپاهیان ظلمت، برای نخستین بار دریافتند که نور را میتوان کشت، اما نمیتوان کشتن نور را از یاد انسانها برد.
و آن شب، نه ماه تنها بود، نه خورشید.
هزاران نور در آسمان و زمین برخاستند و غریو مردمانی که دیگر نمیخواستند در تاریکی زندگی کنند، در جهان پیچید:
زن، زندگی، آزادی
مسعود گرزین
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤7👍7🕊4
محکومیت احسان (آرمین) خدایاری به حبس و محرومیت از فعالیت در فضای مجازی
احسان (آرمین) خدایاری، شهروند اهل رشت، با اتهام «نشر اکاذیب» به شش ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حضور و فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به پرونده این شهروند روز ۹ شهریور ۱۴۰۵ در شعبه ۱۱۲ دادگاه کیفری دو شهرستان رشت برگزار شد.
بر اساس حکم صادرشده، احسان خدایاری افزون بر شش ماه حبس تعزیری، بهمدت دو سال از حضور و فعالیت در فضای مجازی محروم شده است.
#احسان_خدایاری #آرمین_خدایاری
@Tavaana_TavaanaTech
محکومیت احسان (آرمین) خدایاری به حبس و محرومیت از فعالیت در فضای مجازی
احسان (آرمین) خدایاری، شهروند اهل رشت، با اتهام «نشر اکاذیب» به شش ماه حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حضور و فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به پرونده این شهروند روز ۹ شهریور ۱۴۰۵ در شعبه ۱۱۲ دادگاه کیفری دو شهرستان رشت برگزار شد.
بر اساس حکم صادرشده، احسان خدایاری افزون بر شش ماه حبس تعزیری، بهمدت دو سال از حضور و فعالیت در فضای مجازی محروم شده است.
#احسان_خدایاری #آرمین_خدایاری
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔8❤2💯2