Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر باقرینیا، استاد ممنوع التدریس دانشگاه، در مورد تفاوت امکان و احتمال؛ نقد راسل به خداباوران میگوید.
خدا باوران از امکان وجود خدا احتمال ۵۰ درصدی وجود او را نتیجهگیری میکنند.
برخی کتاب های خودیاری و روانشناسان زرد از امکان میلیاردر شدن مخاطبان و مراجعان خود میگویند و از احتمال آن سخنی نمیگویند
مدعیان طبهای مکمل تنها از امکان روشهای دیگر درمان سخن میگویند نه احتمال.
آیا امکان وجود یا وقوع چیزی مساوی با احتمال ۵۰ درصدی وجود یا وقوع آن است؟
احتمال با عدد و رقم سر و کار دارد، اما امکان صرفاً با عدم وجود تناقض منطقی.
در احتمال شواهد تجربی لحاظ میشود اما در امکان خیر.
مغالطهی خلط کردن میان امکان و احتمال میتواند باعث فریب ما شود.
Possibility versus probability
شما چه مثالهای دیگری را میتوانید ذکر کنید؟
https://dialog.tavaana.org/bertrand-russell-tolerance/
#دکتر_باقری_نیا #راسل #خداناباوران
#خداباوران #قوری_سماوی #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خدا باوران از امکان وجود خدا احتمال ۵۰ درصدی وجود او را نتیجهگیری میکنند.
برخی کتاب های خودیاری و روانشناسان زرد از امکان میلیاردر شدن مخاطبان و مراجعان خود میگویند و از احتمال آن سخنی نمیگویند
مدعیان طبهای مکمل تنها از امکان روشهای دیگر درمان سخن میگویند نه احتمال.
آیا امکان وجود یا وقوع چیزی مساوی با احتمال ۵۰ درصدی وجود یا وقوع آن است؟
احتمال با عدد و رقم سر و کار دارد، اما امکان صرفاً با عدم وجود تناقض منطقی.
در احتمال شواهد تجربی لحاظ میشود اما در امکان خیر.
مغالطهی خلط کردن میان امکان و احتمال میتواند باعث فریب ما شود.
Possibility versus probability
شما چه مثالهای دیگری را میتوانید ذکر کنید؟
https://dialog.tavaana.org/bertrand-russell-tolerance/
#دکتر_باقری_نیا #راسل #خداناباوران
#خداباوران #قوری_سماوی #ناباورمندان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌21👍4💯2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی پرستاران امروز شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۳ در شهرهای مختلف
بیش از یک ماه است که کادر درمان در اعتراض به وضعیت حقوقی، نبود دارو و نبود امکانات در بیمارستانها دست به تجمع و اعتصاب زدهاند.
تصاویر از اصفهان قم و کاشان انتخاب شده است.
جمهوری اسلامی با بازداشت پرستاران سعی در سرکوب آنان داشت سپس مبلغ ناچیز ۷۰۰ هزار تومان از معوقات را واریز کرد و بعد هم ۹۰۰ هزار تومان دیگر! پرستاران اما این اقدامات جمهوری اسلامی را توهین به خود میدانند و خواهان احقاق حق خود هستند.
خامنهای با برداشت بودجهای از صندوق توسعه ملی برای حل مشکل پرستاران و بازنشستگان موافقت کرده اما کماکان مشکلات حل نشده و پرستاران همچنان شعار میدهند:
«تعرفهٔ ما کجاست، توی جیب شماهاست»
چگونه میتوانیم از جامعه معترض حمایت کنیم؟
چه راههایی برای حمایت از اعتراضات بازنشستگان، اساتید دانشگاه، دانشجویان، کارگران و کادر درمان پیشنهاد میدهید؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#پرستاران
#تجمع_اعتراضی
@Tavaana_TavaanaTech
بیش از یک ماه است که کادر درمان در اعتراض به وضعیت حقوقی، نبود دارو و نبود امکانات در بیمارستانها دست به تجمع و اعتصاب زدهاند.
تصاویر از اصفهان قم و کاشان انتخاب شده است.
جمهوری اسلامی با بازداشت پرستاران سعی در سرکوب آنان داشت سپس مبلغ ناچیز ۷۰۰ هزار تومان از معوقات را واریز کرد و بعد هم ۹۰۰ هزار تومان دیگر! پرستاران اما این اقدامات جمهوری اسلامی را توهین به خود میدانند و خواهان احقاق حق خود هستند.
خامنهای با برداشت بودجهای از صندوق توسعه ملی برای حل مشکل پرستاران و بازنشستگان موافقت کرده اما کماکان مشکلات حل نشده و پرستاران همچنان شعار میدهند:
«تعرفهٔ ما کجاست، توی جیب شماهاست»
چگونه میتوانیم از جامعه معترض حمایت کنیم؟
چه راههایی برای حمایت از اعتراضات بازنشستگان، اساتید دانشگاه، دانشجویان، کارگران و کادر درمان پیشنهاد میدهید؟
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#پرستاران
#تجمع_اعتراضی
@Tavaana_TavaanaTech
❤24👍4💯3
«دیگر بالاتر از سیاهی رنگی نیست ما به حزبالله، حماس، حشدالشعبی موشک میدهیم چرا به روسیه ندهیم؟»
این سخنان را عضو مجلس شورای اسلامی گفته است کسی که خود را نماینده! مردم میداند. او به تامین مالی و ارسال موشک به حزبالله حماس و حشدالشعبی و روسیه افتخار هم میکند.
در حالیکه بازنشستگان و پرستاران و معلمان و بهواقع تمام اقشار جامعه دست به اعتراض زدهاند نسبت به وضعیت اقتصادی و رفاهی خود.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این سخنان را عضو مجلس شورای اسلامی گفته است کسی که خود را نماینده! مردم میداند. او به تامین مالی و ارسال موشک به حزبالله حماس و حشدالشعبی و روسیه افتخار هم میکند.
در حالیکه بازنشستگان و پرستاران و معلمان و بهواقع تمام اقشار جامعه دست به اعتراض زدهاند نسبت به وضعیت اقتصادی و رفاهی خود.
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔29😍5
«محمد آزاد، قربانی شلیک عامدانه به چشم، دو سال پس از انقلاب ۱۴۰۱ جان باخت. هرچند از ابتدای انقلاب مهسا من تمام اخبار جامعه رو دنبال میکردم اما واقعن اولبار بود که اسم ایشون رو میشنیدم.
از این نظر که همسن من بوده ایشون، دو تا بچه داشته و به امید زندگی بهتر و بهدستآوردن آزادی به خیابان اومده بود، شبیه هستیم.
اینطور که دنبال کردم تعداد زیادی ساچمه در بدنش بوده که بسیار خطرناک بودند مثلن خوندم که تعداد زیادی ساچمه در سرش بوده.
هرجند علت فوت سکته عنوان شده اما این مرگ طبیعی نبوده و مسئول مستقیمش دیکتاتوری جمهوری اسلامی است.
حتی ایشون رو نمیشناختم اما دادخواه هستم.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
روز گذشته صفحه چشم برای آزادی خبر درگذشت محمد آزاد را منتشر کرد. بلافاصله همراهان زیادی پیام دادند و از لزوم تداوم مبارزه با دیکتاتوری برای ما نوشتند.
صفحه چشم برای آزادی در اینستاگرام
@chashm.baraye.azadi
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#محمد_آزاد
@Tavaana_TavaanaTech
از این نظر که همسن من بوده ایشون، دو تا بچه داشته و به امید زندگی بهتر و بهدستآوردن آزادی به خیابان اومده بود، شبیه هستیم.
اینطور که دنبال کردم تعداد زیادی ساچمه در بدنش بوده که بسیار خطرناک بودند مثلن خوندم که تعداد زیادی ساچمه در سرش بوده.
هرجند علت فوت سکته عنوان شده اما این مرگ طبیعی نبوده و مسئول مستقیمش دیکتاتوری جمهوری اسلامی است.
حتی ایشون رو نمیشناختم اما دادخواه هستم.»
پیام ارسالی از همراهان توانا
روز گذشته صفحه چشم برای آزادی خبر درگذشت محمد آزاد را منتشر کرد. بلافاصله همراهان زیادی پیام دادند و از لزوم تداوم مبارزه با دیکتاتوری برای ما نوشتند.
صفحه چشم برای آزادی در اینستاگرام
@chashm.baraye.azadi
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#محمد_آزاد
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊7❤6👍4
۱۵ هزار ایرانی در کنسرت معین در استانبول
- فرصتهایی که جمهوری اسلامی دود کرد و به هوا فرستاد!
از نشانههای غیرعادیبودن جمهوری اسلامی یکی این است که مردم ایران را وادار میکند با پول خود به کشورهای دیگر بروند و خواننده محبوب خود را ببینند و یا پول خود را بردارند و به کشور دیگری بروند تا از سواحل دریا استفادهکنند و …
سالانه هزاران خانواده برای خرید و بهرهمندشدن از مقداری فضای آزاد برای تنفس، به دبی یا ترکیه و ارمنستان و … میروند و جمهوری اسلامی در اینسوی مرزها بر طبل سختگیری و گشتارشاد و … میکوبد.
#کنسرت_معین #استانبول #توریسم #جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
- فرصتهایی که جمهوری اسلامی دود کرد و به هوا فرستاد!
از نشانههای غیرعادیبودن جمهوری اسلامی یکی این است که مردم ایران را وادار میکند با پول خود به کشورهای دیگر بروند و خواننده محبوب خود را ببینند و یا پول خود را بردارند و به کشور دیگری بروند تا از سواحل دریا استفادهکنند و …
سالانه هزاران خانواده برای خرید و بهرهمندشدن از مقداری فضای آزاد برای تنفس، به دبی یا ترکیه و ارمنستان و … میروند و جمهوری اسلامی در اینسوی مرزها بر طبل سختگیری و گشتارشاد و … میکوبد.
#کنسرت_معین #استانبول #توریسم #جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29👍5❤2🕊1
مصائب زندانیان سیاسی را پایانی نیست
در حالی که بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری، در شرایطی که زندانی مبتلا به یک بیماری میشود و ادامه زندان برای او سبب تشدید بیماری میشود، قاضی اجرای حکم موظف است ادامه مجازات (زندان) را تا بر طرف شدن بیماری متوقف کرده یا شرایط را برای مرخصی زندانی فراهم کند.
با این حال زندانیان سیاسی مجبورند علاوه بر تهیه مدارک پزشکی، برای استفاده از مرخصی درمان دست به اعتراض میزنند حتی با وجود شرایط حاد جسمی مجبور میشوند دست به اعتصاب غذا بزنند. یا خانواده آنها مجبور میشود روزانه برای پیگیری و اعتراض به عدم اعطای مرخصی درمانی به دادسرا و دادگاه و زندان برود.
چه بسیار زندانیانی که از حق مرخصی درمان محروم شدهاند اما حتی اگر زندانی به مرخصی درمانی هم اعزام شود بارها مشاهده شده که بدون اتمام روند درمان مجبور به بازگشت به زندان شده است.
برای مثال بانو فاطمه سپهری تنها یک هفته بعد از عمل قلب باز به زندان بازگردانده شد.
جدای از این مورد، ناتمامماندن مراحل درمان، مشکل دیگر زندانیان این است که مدارک پزشکی و درمانی از شهرها و حتی استانهای مختلف باید ارسال شود.
گاهی پرونده پزشکی زندانی هنوز به زندان ارسال نشده یا مدارک رسیده اما هنوز زندانی به آن زندان معرفی نشده یا زندانی خود را معرفی کرده اما پرونده ناقص است و کامل نرسیده است.
اذیت و آزار زندانیان و تحمیل مصائب بیپایان برای شکستن اراده آنها صورت میگیرد.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_شكنجه
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری، در شرایطی که زندانی مبتلا به یک بیماری میشود و ادامه زندان برای او سبب تشدید بیماری میشود، قاضی اجرای حکم موظف است ادامه مجازات (زندان) را تا بر طرف شدن بیماری متوقف کرده یا شرایط را برای مرخصی زندانی فراهم کند.
با این حال زندانیان سیاسی مجبورند علاوه بر تهیه مدارک پزشکی، برای استفاده از مرخصی درمان دست به اعتراض میزنند حتی با وجود شرایط حاد جسمی مجبور میشوند دست به اعتصاب غذا بزنند. یا خانواده آنها مجبور میشود روزانه برای پیگیری و اعتراض به عدم اعطای مرخصی درمانی به دادسرا و دادگاه و زندان برود.
چه بسیار زندانیانی که از حق مرخصی درمان محروم شدهاند اما حتی اگر زندانی به مرخصی درمانی هم اعزام شود بارها مشاهده شده که بدون اتمام روند درمان مجبور به بازگشت به زندان شده است.
برای مثال بانو فاطمه سپهری تنها یک هفته بعد از عمل قلب باز به زندان بازگردانده شد.
جدای از این مورد، ناتمامماندن مراحل درمان، مشکل دیگر زندانیان این است که مدارک پزشکی و درمانی از شهرها و حتی استانهای مختلف باید ارسال شود.
گاهی پرونده پزشکی زندانی هنوز به زندان ارسال نشده یا مدارک رسیده اما هنوز زندانی به آن زندان معرفی نشده یا زندانی خود را معرفی کرده اما پرونده ناقص است و کامل نرسیده است.
اذیت و آزار زندانیان و تحمیل مصائب بیپایان برای شکستن اراده آنها صورت میگیرد.
صدای زندانیان باشیم
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_شكنجه
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊3👍2❤1
Forwarded from گفتوشنود
سروش محلاتی: مشهد وحشتناک ترین شهر ایران از نظر فقر و فساد است
- با این اوصاف، به نظر شما خاصیت تشکیلات مالی و معنوی گسترده در این شهر چیست؟ آیا امپراطوری مالی و اقتصادی که پیرامون آرامگاه امام هشتم ایجادشده و در قالب «آستان قدس رضوی» دارای هولدینگهای متعدد و شرکتهای بی شمار در گوشه و کنار ایران است، نمی تواند کمکی به بهبود اوضاع یکند؟ از نظر فساد چه؟ آیا در شهری که همین امپراطوری مال-مذهبی مورد اشاره، اجازه برگزاری کنسرت مجاز هم نمی دهد، توان کنترل فساد را ندارد؟
#مشهد #فساد #فقر #مذهب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
- با این اوصاف، به نظر شما خاصیت تشکیلات مالی و معنوی گسترده در این شهر چیست؟ آیا امپراطوری مالی و اقتصادی که پیرامون آرامگاه امام هشتم ایجادشده و در قالب «آستان قدس رضوی» دارای هولدینگهای متعدد و شرکتهای بی شمار در گوشه و کنار ایران است، نمی تواند کمکی به بهبود اوضاع یکند؟ از نظر فساد چه؟ آیا در شهری که همین امپراطوری مال-مذهبی مورد اشاره، اجازه برگزاری کنسرت مجاز هم نمی دهد، توان کنترل فساد را ندارد؟
#مشهد #فساد #فقر #مذهب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔18👍12❤1
مطهره گونهای، دانشجوی تعلیقی و تبعیدی، ضمن انتشار این عکس از تحصن خود برای مطالبه حق بازگشت به تحصیل خبر داد
مطهره گونهای نوشت:
«امروز مقابل دانشکده دندانپزشکی تهران تحصن کردم.
"من، مطهره گونهای و دیگر دانشجویان محروم از تحصیل، خواستار بازگشت بی قید و شرط به دانشگاه هستیم."
#زن_زندگی_آزادی
پ.ن: دلیل زاویه عکس: در احاطه کامل نیروهای حراست بودم. تلفن دانشجوها رو هم تفتیش کردند که مبادا عکسی گرفته باشند!»
این فعال دانشجویی روز گذشته هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«دو سال میشود که مرا از خانهام یعنی دانشگاه تهران محروم کردهاند.
شب و روز برایم نذاشتهاند و زندگیام را جهنم کردند.
گفتند نباید ایران بمانی. وگرنه برایت بد میشود.
گفتم این جهنم را به بهشت لجن و کثافت شما نمیفروشم.
دو سال است که کمر همت به نابودیام بستهاند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطهره گونهای نوشت:
«امروز مقابل دانشکده دندانپزشکی تهران تحصن کردم.
"من، مطهره گونهای و دیگر دانشجویان محروم از تحصیل، خواستار بازگشت بی قید و شرط به دانشگاه هستیم."
#زن_زندگی_آزادی
پ.ن: دلیل زاویه عکس: در احاطه کامل نیروهای حراست بودم. تلفن دانشجوها رو هم تفتیش کردند که مبادا عکسی گرفته باشند!»
این فعال دانشجویی روز گذشته هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«دو سال میشود که مرا از خانهام یعنی دانشگاه تهران محروم کردهاند.
شب و روز برایم نذاشتهاند و زندگیام را جهنم کردند.
گفتند نباید ایران بمانی. وگرنه برایت بد میشود.
گفتم این جهنم را به بهشت لجن و کثافت شما نمیفروشم.
دو سال است که کمر همت به نابودیام بستهاند.»
مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران بود که پس از اولین بازداشت در پاییز ۱۴۰۱ به مدت ۲۴ ماه از تحصیل تعلیق به دانشگاه علوم پزشکی اردبیل تبعید شده بود. او بارها از سوی نهادهای امنیتی احضار شد، مورد بازجویی و تهدید قرارگرفت، بازداشت شد، ممنوعالورود به دانشگاه شد، ولی هرگز از آرمانهای خود عقب نکشید.
#مطهره_گونه_ای
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💯30❤18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی به دست ما رسیده که نشان میدهد مادر جاویدنام مهران بصیر توانا از جانباختگان خیزش ۱۴۰۱ که نشان میدهد این مادر برسرمزار فرزندش از بسته شدن و پیگیری نشدن پرونده فرزندش توسط بازپرس خبر میدهد و از شناختن قاتل فرزندش میگوید که میخواست فیلمش به دستشان برسد که میتوانستند توسط آن فیلم از قاتلش شکایت شخصی کنند که فرزندانش را بازداشت و زندانی کردند و برایشان پروندههای سنگین تشکیل دادهاند و آنها موقتا تا زمان صدور رای دادگاه، با قرار وثیقه آزاد هستند
مادر این جانباخته اشاره به این دارد که مثل یزید بالای سر فرزندانم هستند تا سکوت کنند.
- مهران بصیر توانا جوان غیوری که ۲۵ آبان ۱۴۰۱ هنگام نجات یک دختر جوان از چنگال سرکوبگران، توسط عوامل جمهوری اسلامی کشته شد. جوانی ورزشکار که قصد داشت کسب و کار مستقل خودش را راه بیندازد و به زودی ازدواج کند و تشکیل خانواده بدهد....
مهران، جوانی بود که مانند صدها شهروند دیگر، جمهوری اسلامی، در حالی زندگی را از آنها گرفت که سرشار از شور زندگی و آرزو بودند. آنها که تنها خواهان عدالت و داشتن یک زندگی عادی و آرام بودند.
در ویدیویی درباره مهران ساختیم، بیشتر با او آشنا شوید:
https://tavaana.org/mehrantavana/
#مهران_توانا #مهران_بصیر_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر این جانباخته اشاره به این دارد که مثل یزید بالای سر فرزندانم هستند تا سکوت کنند.
- مهران بصیر توانا جوان غیوری که ۲۵ آبان ۱۴۰۱ هنگام نجات یک دختر جوان از چنگال سرکوبگران، توسط عوامل جمهوری اسلامی کشته شد. جوانی ورزشکار که قصد داشت کسب و کار مستقل خودش را راه بیندازد و به زودی ازدواج کند و تشکیل خانواده بدهد....
مهران، جوانی بود که مانند صدها شهروند دیگر، جمهوری اسلامی، در حالی زندگی را از آنها گرفت که سرشار از شور زندگی و آرزو بودند. آنها که تنها خواهان عدالت و داشتن یک زندگی عادی و آرام بودند.
در ویدیویی درباره مهران ساختیم، بیشتر با او آشنا شوید:
https://tavaana.org/mehrantavana/
#مهران_توانا #مهران_بصیر_توانا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔37❤3🕊1
Forwarded from الفبای امنیت در اعتراضات و کنشگری
دوستان عزیز و گرامی
به منظور پاسخگویی به سوالات شما و بررسی موضوعات دوره، یک جلسه پرسش و پاسخ زنده دیگر با حضور سعید ملکپور، مدرس دوره، برگزار خواهد شد.
این جلسه فرصتی مناسب است برای رفع ابهامات و تبادل نظر در رابطه با مطالب آموزشی مطرحشده در دوره.
تاریخ و زمان:
یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۸ سپتامبر
ساعت ۱۹ به وقت ایران
لینک حضور در جلسه:
پرسشوپاسخ دوره الفبای امنیت
https://meet.google.com/sji-xcmw-yer
توجه داشته باشید که پیش از ورود به جلسه یک نام مستعار برای خود انتخاب کنید ودوربین و میکروفونتان را نیز خاموش نگه دارید.
منتظر حضور فعال و مشارکت ارزشمند شما در این جلسه هستیم.
با تشکر و احترام،
آموزشکده توانا
به منظور پاسخگویی به سوالات شما و بررسی موضوعات دوره، یک جلسه پرسش و پاسخ زنده دیگر با حضور سعید ملکپور، مدرس دوره، برگزار خواهد شد.
این جلسه فرصتی مناسب است برای رفع ابهامات و تبادل نظر در رابطه با مطالب آموزشی مطرحشده در دوره.
تاریخ و زمان:
یکشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۳، ۸ سپتامبر
ساعت ۱۹ به وقت ایران
لینک حضور در جلسه:
پرسشوپاسخ دوره الفبای امنیت
https://meet.google.com/sji-xcmw-yer
توجه داشته باشید که پیش از ورود به جلسه یک نام مستعار برای خود انتخاب کنید ودوربین و میکروفونتان را نیز خاموش نگه دارید.
منتظر حضور فعال و مشارکت ارزشمند شما در این جلسه هستیم.
با تشکر و احترام،
آموزشکده توانا
Forwarded from گفتوشنود
اندیشه سیاسی در اسلام معاصر
حمید عنایت
معرفی کتاب
برای دانشآموختگان رشته فلسفه در ایران و علاقهمندان عمومی ادبیات فلسفی، حمید عنایت بیشتر با ترجمهاش از کتاب «فلسفه هگل»، اثر والتر استیس، مشهور است. اما این پژوهشگر که متأسفانه فقط پنجاه سال عمر کرد، از ترجمه و تألیف آثار متعددی از خود به جا گذاشت. با این حال، یک نگاه کلی به عناوین آثارش و از جمله همین کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر»، علاقهی او را به اسلامگرایی و آنچه که تجدد فکر اسلامی و شیعی میخواند، نشان میدهد.
حمید عنایت از خانوادهای روحانی بود. گفته میشود که پدرش بر اثر اصلاحات دوران رضاشاه، لباس روحانیت را کنار گذاشت و محضرداری میکرد. مانند اغلب نخبگان ایرانی، عنایت سوابقی با حزب توده داشت و باز چنان که یک الگوی کلی و بسیار تکرار شونده در میان نخبگان ایرانی آن سالهاست، پس از جدایی از حزب توده به جریانهای اسلامگرا تقرب پیدا کرد. او سمپات با محمد مصدق و جبههی موسوم به ملی بود و به نظر میرسد که به مرور، به اصل خانوادگی خود که دیانت اسلام بود، بازگشته باشد. در بخش یاد و سپاس در انتهای مقدمهای که عنایت بر کتاب خود «اندیشهی سیاسی در اسلام معاصر» مینویسد، مرتضی مطهری را «متفکری اصیل و خلاق و مسلمانی به تمام معنی انساندوست» معرفی میکند و میآورد: «اگر دوستی اینجانب با مرحوم مرتضی مطهری استاد فلسفهی اسلامی دانشگاه تهران نبود، اندیشهی اصلی این کتاب به خاطرم خطور نمیکرد.»
اندیشهی اصلی کتاب، مروری کلی بر دلالتهای سیاسی سنت اسلامی بود؛ یعنی بازتابی از دلبستگیهای سیاسی مرحوم عنایت و بسیاری از همفکران همنسلاش. آنها که عمری تحت سیطرهی حکومتی تجددخواه و توسعهگرا به سبک اروپایی زندگی کرده بودند، نسبت به میراث اسلامی خوشگمان بودند و تصور میکردند با احیاء فکر اسلامی و با تأکید بر نواندیشی و تجدد داخل پارادایمهای اسلامی، میتوان انتظار دورانی درخشانتر داشت.
خود او در مقدمه بر «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» مینویسد: «… این کتاب آنقدرها که به اندیشههای اسلامی میپردازد به اندیشههایی که مسلمانان طبق برداشت خود عرضه داشتهاند نمیپردازد. منظور آن است که به اندیشههای اسلامیای میپردازد که در جامهی اصطلاحات و مقولات رسمی فقه و کلام و سایر معارف اسلامی بیان شده، هرچند ممکن است بسیاری از آنها غیرسنتی و غریب و نامعهود بنماید.» به عبارت دیگر، او در این کتاب نه چندان بر آن عده که تحت عنوان «روشنفکر دینی» یا «نواندیش دینی» مشهور شدند متمرکز بوده است که بر روحانیت نواندیش و تجددخواه. نمونه این روحانیت از جمله نعمتالله صالحی نجفآبادیست که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/political-thought-in-islam/
#اسلام #اسلامگرایی #اندیشه_اسلامی #تجدد_دینی #نوگرایی_دینی #نواندیشی_دینی #حمید_عنایت #رواداری
@Dialogue1402
حمید عنایت
معرفی کتاب
برای دانشآموختگان رشته فلسفه در ایران و علاقهمندان عمومی ادبیات فلسفی، حمید عنایت بیشتر با ترجمهاش از کتاب «فلسفه هگل»، اثر والتر استیس، مشهور است. اما این پژوهشگر که متأسفانه فقط پنجاه سال عمر کرد، از ترجمه و تألیف آثار متعددی از خود به جا گذاشت. با این حال، یک نگاه کلی به عناوین آثارش و از جمله همین کتاب «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر»، علاقهی او را به اسلامگرایی و آنچه که تجدد فکر اسلامی و شیعی میخواند، نشان میدهد.
حمید عنایت از خانوادهای روحانی بود. گفته میشود که پدرش بر اثر اصلاحات دوران رضاشاه، لباس روحانیت را کنار گذاشت و محضرداری میکرد. مانند اغلب نخبگان ایرانی، عنایت سوابقی با حزب توده داشت و باز چنان که یک الگوی کلی و بسیار تکرار شونده در میان نخبگان ایرانی آن سالهاست، پس از جدایی از حزب توده به جریانهای اسلامگرا تقرب پیدا کرد. او سمپات با محمد مصدق و جبههی موسوم به ملی بود و به نظر میرسد که به مرور، به اصل خانوادگی خود که دیانت اسلام بود، بازگشته باشد. در بخش یاد و سپاس در انتهای مقدمهای که عنایت بر کتاب خود «اندیشهی سیاسی در اسلام معاصر» مینویسد، مرتضی مطهری را «متفکری اصیل و خلاق و مسلمانی به تمام معنی انساندوست» معرفی میکند و میآورد: «اگر دوستی اینجانب با مرحوم مرتضی مطهری استاد فلسفهی اسلامی دانشگاه تهران نبود، اندیشهی اصلی این کتاب به خاطرم خطور نمیکرد.»
اندیشهی اصلی کتاب، مروری کلی بر دلالتهای سیاسی سنت اسلامی بود؛ یعنی بازتابی از دلبستگیهای سیاسی مرحوم عنایت و بسیاری از همفکران همنسلاش. آنها که عمری تحت سیطرهی حکومتی تجددخواه و توسعهگرا به سبک اروپایی زندگی کرده بودند، نسبت به میراث اسلامی خوشگمان بودند و تصور میکردند با احیاء فکر اسلامی و با تأکید بر نواندیشی و تجدد داخل پارادایمهای اسلامی، میتوان انتظار دورانی درخشانتر داشت.
خود او در مقدمه بر «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» مینویسد: «… این کتاب آنقدرها که به اندیشههای اسلامی میپردازد به اندیشههایی که مسلمانان طبق برداشت خود عرضه داشتهاند نمیپردازد. منظور آن است که به اندیشههای اسلامیای میپردازد که در جامهی اصطلاحات و مقولات رسمی فقه و کلام و سایر معارف اسلامی بیان شده، هرچند ممکن است بسیاری از آنها غیرسنتی و غریب و نامعهود بنماید.» به عبارت دیگر، او در این کتاب نه چندان بر آن عده که تحت عنوان «روشنفکر دینی» یا «نواندیش دینی» مشهور شدند متمرکز بوده است که بر روحانیت نواندیش و تجددخواه. نمونه این روحانیت از جمله نعمتالله صالحی نجفآبادیست که…
برای مطالعه ادامه این یادداشت به صفحه گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/political-thought-in-islam/
#اسلام #اسلامگرایی #اندیشه_اسلامی #تجدد_دینی #نوگرایی_دینی #نواندیشی_دینی #حمید_عنایت #رواداری
@Dialogue1402
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میلاد جمالزاده، ویدیویی از دو قلوهای برادرش، جاویدنام یاسین جمالزاده، منتشر کرد.
یاسین جمالزاده، متولد ۲۳ شهریور ۱۳۷۳ بود. او کارگر گچکار ساختمان بود. اهل شاندرمن از توابع ماسال در استان گیلان. در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر رضوانشهر با شلیک گلوله از سوی نیروهای حکومتی، به قتل رسید. یاسین دو دختر دوقلو به نامهای کیانا و آریانا داشت.
ویدیوهایی از لحظه اصابت گلوله به او منتشر شده است. یکی از ویدیوها مربوط به موبایل خود یاسین است.
#یاسین_جمالزاده #رضوانشهر #شاندرمن #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یاسین جمالزاده، متولد ۲۳ شهریور ۱۳۷۳ بود. او کارگر گچکار ساختمان بود. اهل شاندرمن از توابع ماسال در استان گیلان. در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در شهر رضوانشهر با شلیک گلوله از سوی نیروهای حکومتی، به قتل رسید. یاسین دو دختر دوقلو به نامهای کیانا و آریانا داشت.
ویدیوهایی از لحظه اصابت گلوله به او منتشر شده است. یکی از ویدیوها مربوط به موبایل خود یاسین است.
#یاسین_جمالزاده #رضوانشهر #شاندرمن #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔50👍5🕊5
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روایت برای امنیت همراه صفحه گفتوشنود بازخوانی شده است.
چند سال در کار نقد ادیان بودیم. کوچکترین توهینی از طرف ما به هیچ کدامشان اعم از ائمه یا پیامبر نتونستند ثابت کنند. چون نیازی به توهین نبود، وقتی دستمون از لحاظ نقد مفاهیم قرآنی و رجال پر بود.
و چون دو سال زیر نظرمون داشتند به جرم ارتداد فطری قرار صادر کردند.
به خاطر موضعگیریهایی که در طول فعالیتم علیه سازمان مجاهدین داشتم عنوان ارتداد در کیفرخواست من لحاظ نشد و ۱۸ سال حبس رو برام در نظر گرفتند. به جرم توهین به مقدسات و براندازی نظام، که با گذشت سه سال و نیم عفو خوردم.
اما دو نفر از دوستانم رو اعدام کردند.
منظورم این شما هر طور که در زمینه نقد و انتقاد دینی و مذهبی قلمفرسایی کنید، به دلیل تقدس موضوعات مذهبی، هر دلیلی در رد آنها رو توهین محسوب میکنند.
این خاصه نظامهای ایدئولوژیک هست. ایدئولوژیک یعنی جزمگرایی و قطعیگرایی و دگماتیسم. و نقد، مساوی ست با شک و توهین.
همان شکلی که لازمه خردگرایی ست. در نظامهای ایدئولوژیک، شک و خردگرایی یعنی توهین.
قطعا یاد قرون وسطی افتادید.
#نقد #تقدس_گرایی #سب_النبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چند سال در کار نقد ادیان بودیم. کوچکترین توهینی از طرف ما به هیچ کدامشان اعم از ائمه یا پیامبر نتونستند ثابت کنند. چون نیازی به توهین نبود، وقتی دستمون از لحاظ نقد مفاهیم قرآنی و رجال پر بود.
و چون دو سال زیر نظرمون داشتند به جرم ارتداد فطری قرار صادر کردند.
به خاطر موضعگیریهایی که در طول فعالیتم علیه سازمان مجاهدین داشتم عنوان ارتداد در کیفرخواست من لحاظ نشد و ۱۸ سال حبس رو برام در نظر گرفتند. به جرم توهین به مقدسات و براندازی نظام، که با گذشت سه سال و نیم عفو خوردم.
اما دو نفر از دوستانم رو اعدام کردند.
منظورم این شما هر طور که در زمینه نقد و انتقاد دینی و مذهبی قلمفرسایی کنید، به دلیل تقدس موضوعات مذهبی، هر دلیلی در رد آنها رو توهین محسوب میکنند.
این خاصه نظامهای ایدئولوژیک هست. ایدئولوژیک یعنی جزمگرایی و قطعیگرایی و دگماتیسم. و نقد، مساوی ست با شک و توهین.
همان شکلی که لازمه خردگرایی ست. در نظامهای ایدئولوژیک، شک و خردگرایی یعنی توهین.
قطعا یاد قرون وسطی افتادید.
#نقد #تقدس_گرایی #سب_النبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍34❤2
علیرضا گلیپور، زندانی سیاسی سابق درگذشت
«بدرود رفیق عزیزم، بدرود علی جان
در سوگ جانکاه درگذشت علیرضا گلیپور
امروز ۱۷ شهریور ماه قلب علیرضا گلیپور، جوان زجر کشیده و دانشمند و پر شور و شعفمان در بند ۸ زندان اوین از حرکت باز ایستاد.
علیرضا گلیپور جوانی تحصیلکرده و دانشجوی مقطع دکتری در رشته برق در دانشگاه آخن آلمان بود که بدنبال بازگشت به ایران و بدلیل عدم همکاری با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ۹ سال از جوانی و بهترین دوران زندگی خود را با تنی رنجور و مریض در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد.
هیچ زندانی سیاسی را در طول یک دهه گذشته نمیتوان پیدا کرد که هم بند علیرضا بوده باشد و خاطره تلخی از بیماریهای جسمی حاد و روزمرهاش در زندان به خاطر نسپرده باشد.
علیرضا الگویی از اولین نسل از جوانانی بود که در پی دهه سیاه شصت و به رغم بیماری جسمی و طاقتفرسایش تن به همکاری با نیروهای امنیتی نداد و امروز در سی و هشت سالگی رفقایش و همسر و یگانه فرزندش را تنها گذاشت.
یاد و خاطره علیرضای عزیزمان را همراه با همه رفقای همبندیمان از طیفهای مختلف سیاسی، عزیز و گرامی میداریم و عهد میبندیم تا ایجاد تغییرات بنیادین در کشور لحظهای از پای ننشینیم.
صبح روز دوشنبه همه با هم علی عزیزمان را در آرامستان فیروز آباد شهر ری بدرود خواهیم گفت و یادش را تا ابدیت گرامی خواهیم داشت.
بدرود رفیق عزیزم، بدرود علی جان
برای آروزها و آمال تو و آیندهای بهتر برای همه جوانانمان با تو رفیق عزیزمان عهد میبندیم که ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته و مالامال از علم و دانش و برابری و رفاه و شادی را پی ریزی کنیم.
جعفر عظیم زاده ۱۷ شهریور ۱۴۰۳»
علیرضا گلیپور در سال ۱۳۹۱ با اتهامات واهی بازداشت شد و به ۳۹ سال زندان محکوم شد. او سرانجام در سال ۱۴۰۰ آزاد شد. او دچار بیماریهای متعددی در زندان بود به طوری که کمیسیون پزشکی رای به عدم تحمل کیفر داده بود.
علیرضا گلیپور بهرغم ابتلا به تومور سرطانی و عفونت شدید ریه، بیماری قلبی و خونریزی شدید بینی و با وجود گواهی پزشکان مبنی بر 'عدم تحمل کیفر' از مراقبتهای پزشکی ضروری محروم بود و حتی مورد شکنجه فیزیکی زیادی هم قرار گرفته بود
این فرد نخبه با اتهاماتی مثل جاسوسی، توهین به رهبری و ... سالهای جوانیش را با بیماری در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد. یادش گرامی باد
#علیرضا_گلیپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بدرود رفیق عزیزم، بدرود علی جان
در سوگ جانکاه درگذشت علیرضا گلیپور
امروز ۱۷ شهریور ماه قلب علیرضا گلیپور، جوان زجر کشیده و دانشمند و پر شور و شعفمان در بند ۸ زندان اوین از حرکت باز ایستاد.
علیرضا گلیپور جوانی تحصیلکرده و دانشجوی مقطع دکتری در رشته برق در دانشگاه آخن آلمان بود که بدنبال بازگشت به ایران و بدلیل عدم همکاری با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ۹ سال از جوانی و بهترین دوران زندگی خود را با تنی رنجور و مریض در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد.
هیچ زندانی سیاسی را در طول یک دهه گذشته نمیتوان پیدا کرد که هم بند علیرضا بوده باشد و خاطره تلخی از بیماریهای جسمی حاد و روزمرهاش در زندان به خاطر نسپرده باشد.
علیرضا الگویی از اولین نسل از جوانانی بود که در پی دهه سیاه شصت و به رغم بیماری جسمی و طاقتفرسایش تن به همکاری با نیروهای امنیتی نداد و امروز در سی و هشت سالگی رفقایش و همسر و یگانه فرزندش را تنها گذاشت.
یاد و خاطره علیرضای عزیزمان را همراه با همه رفقای همبندیمان از طیفهای مختلف سیاسی، عزیز و گرامی میداریم و عهد میبندیم تا ایجاد تغییرات بنیادین در کشور لحظهای از پای ننشینیم.
صبح روز دوشنبه همه با هم علی عزیزمان را در آرامستان فیروز آباد شهر ری بدرود خواهیم گفت و یادش را تا ابدیت گرامی خواهیم داشت.
بدرود رفیق عزیزم، بدرود علی جان
برای آروزها و آمال تو و آیندهای بهتر برای همه جوانانمان با تو رفیق عزیزمان عهد میبندیم که ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته و مالامال از علم و دانش و برابری و رفاه و شادی را پی ریزی کنیم.
جعفر عظیم زاده ۱۷ شهریور ۱۴۰۳»
علیرضا گلیپور در سال ۱۳۹۱ با اتهامات واهی بازداشت شد و به ۳۹ سال زندان محکوم شد. او سرانجام در سال ۱۴۰۰ آزاد شد. او دچار بیماریهای متعددی در زندان بود به طوری که کمیسیون پزشکی رای به عدم تحمل کیفر داده بود.
علیرضا گلیپور بهرغم ابتلا به تومور سرطانی و عفونت شدید ریه، بیماری قلبی و خونریزی شدید بینی و با وجود گواهی پزشکان مبنی بر 'عدم تحمل کیفر' از مراقبتهای پزشکی ضروری محروم بود و حتی مورد شکنجه فیزیکی زیادی هم قرار گرفته بود
این فرد نخبه با اتهاماتی مثل جاسوسی، توهین به رهبری و ... سالهای جوانیش را با بیماری در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد. یادش گرامی باد
#علیرضا_گلیپور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔70👍7❤1😍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر سیاوش محمودی:
«هر ثانیه عذاب من یک آتش بسیار عظیم است که شعله میکشد و بنیان ظلم و ستم را میسوزاند.»
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، در آستانه دومین سالگرد جانباختن فرزندش، وقایع شب جانباختن سیاوش را با حضور در محل کشته شدن او شرح میدهد. روایتی دردناک از حضور کوچهبهکوچه مادری در جستجوی فرزند... و خیابانی که رفتن به آن هنوز نفس مادر را بند میآورد...
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سیاوش جان، مادر! هرچه به آخر شهریور نزدیک میشوم، قلب زخمی و دردمند مادر گویی دیگر توان تپیدن ندارد. هر وقت این خیابانها را که رد میشوم، نفسم به شمارش میافتد. چه شب وحشتناکی، چه ترسی در درونم شعله میکشید. نمیدانستم دیگر با تو نخواهم بود. نمیدانستم دیگر نمیتوانم تو را ببینم. بعد از چند ساعت دویدن و سرگردانی، عاقبت خودت مرا به بیمارستان رساندی. تو را ناآورانه در بیمارستان پیدا کردم، به امید اینکه باشی. اما وقتی گفتند یک بچه را آوردهاند که به سرش تیر خورده و او در سردخانه است، بدنم شروع به لرزیدن کرد. نه، او سیاوش من نیست! وای به حال دل مادرش! گریان فقط خواهش میکردم بگذارید ببینمش. گفتند نمیشود. عکست را به پرستارها نشان دادم. روی برگرداندند. قلبم ایستاد. یعنی چه؟ نکند سیاوش باشد؟ مغزم باور نداشت، بدنم میلرزید. دیگر توان نداشتم. شک عجیبی، حالتی بد. فقط دیدم برادرم که همراهم بود افتاد زمین و شروع به گریه کرد. برگشتم و برادرم را بلند کردم. گفتم: «پاشو، سیاوش نیست، مگر نه؟» که در حالت شوک، فقط صدای برادرم را شنیدم که گفت: «بدبخت شدیم، یعنی چه؟ سیاوش شام نخورده، گفت میآیم.» نمیدانستم، باور نداشتم. اینهمه دنبالت گشتم، بیقرار شدم. جیغ، فریاد، گویی مغزم دارد میترکد. یک ساعت خواهش، تمنا و گریه که ببینم آن بچه را. یک پلیس جلو آمد و گفت: «اگر داد نزنی، یک نشانه بهت نشان میدهم.» اشکهایم را پاک کردم و با دست جلوی دهانم را گرفتم. گفتم: «باشه، هیچی نمیگم...» کارت عابر بانک سیاوش را از دور نشان داد. زانوهایم توان نداشت، زمین خوردم. نه، سیاوش عادت دارد کارتهایش را گم کند! نگاه پرسنل بیمارستان را میکردم، همه میدانستند که او سیاوش است و من باور نداشتم. درد عجیبی در وجودم بود که تا مغز استخوانم نفوذ میکرد. هیچ مسکنی آرامم نمیکرد. نهایتاً برای آرام کردن، نمیدانم چه چیزی تزریق کردند. ساعت سه بود؟ چهار بود؟ بیهوش شدم، اما شدت درد آنقدر زیاد بود که ساعت شش بود، باز چشمهایم باز شد. گفتند میتوانی ببینی. لرزان، همراه خواهرت، پاهایم توان راه رفتن نداشت. مرا به پشت بیمارستان بردند. کشوی سردخانه باز شد و من تو را با چشمان باز و سر باندپیچی دیدم. میلرزیدم. آمدم بغلت کنم، سرد بودی. سرت را با دست بالا آوردم تا بغلت کنم. جیغ میزدم. سرت را که بالا آوردم ببوسم، دستم پر از خون شد. او فرزند من بود، سیاوش من بود. دوسال است هر روز میمیرم. هر مردن من، هر غم من، هر ثانیه عذاب من یک آتش بسیار عظیم است که شعله میکشد و بنیان ظلم و ستم را میسوزاند.»
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«هر ثانیه عذاب من یک آتش بسیار عظیم است که شعله میکشد و بنیان ظلم و ستم را میسوزاند.»
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، در آستانه دومین سالگرد جانباختن فرزندش، وقایع شب جانباختن سیاوش را با حضور در محل کشته شدن او شرح میدهد. روایتی دردناک از حضور کوچهبهکوچه مادری در جستجوی فرزند... و خیابانی که رفتن به آن هنوز نفس مادر را بند میآورد...
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«سیاوش جان، مادر! هرچه به آخر شهریور نزدیک میشوم، قلب زخمی و دردمند مادر گویی دیگر توان تپیدن ندارد. هر وقت این خیابانها را که رد میشوم، نفسم به شمارش میافتد. چه شب وحشتناکی، چه ترسی در درونم شعله میکشید. نمیدانستم دیگر با تو نخواهم بود. نمیدانستم دیگر نمیتوانم تو را ببینم. بعد از چند ساعت دویدن و سرگردانی، عاقبت خودت مرا به بیمارستان رساندی. تو را ناآورانه در بیمارستان پیدا کردم، به امید اینکه باشی. اما وقتی گفتند یک بچه را آوردهاند که به سرش تیر خورده و او در سردخانه است، بدنم شروع به لرزیدن کرد. نه، او سیاوش من نیست! وای به حال دل مادرش! گریان فقط خواهش میکردم بگذارید ببینمش. گفتند نمیشود. عکست را به پرستارها نشان دادم. روی برگرداندند. قلبم ایستاد. یعنی چه؟ نکند سیاوش باشد؟ مغزم باور نداشت، بدنم میلرزید. دیگر توان نداشتم. شک عجیبی، حالتی بد. فقط دیدم برادرم که همراهم بود افتاد زمین و شروع به گریه کرد. برگشتم و برادرم را بلند کردم. گفتم: «پاشو، سیاوش نیست، مگر نه؟» که در حالت شوک، فقط صدای برادرم را شنیدم که گفت: «بدبخت شدیم، یعنی چه؟ سیاوش شام نخورده، گفت میآیم.» نمیدانستم، باور نداشتم. اینهمه دنبالت گشتم، بیقرار شدم. جیغ، فریاد، گویی مغزم دارد میترکد. یک ساعت خواهش، تمنا و گریه که ببینم آن بچه را. یک پلیس جلو آمد و گفت: «اگر داد نزنی، یک نشانه بهت نشان میدهم.» اشکهایم را پاک کردم و با دست جلوی دهانم را گرفتم. گفتم: «باشه، هیچی نمیگم...» کارت عابر بانک سیاوش را از دور نشان داد. زانوهایم توان نداشت، زمین خوردم. نه، سیاوش عادت دارد کارتهایش را گم کند! نگاه پرسنل بیمارستان را میکردم، همه میدانستند که او سیاوش است و من باور نداشتم. درد عجیبی در وجودم بود که تا مغز استخوانم نفوذ میکرد. هیچ مسکنی آرامم نمیکرد. نهایتاً برای آرام کردن، نمیدانم چه چیزی تزریق کردند. ساعت سه بود؟ چهار بود؟ بیهوش شدم، اما شدت درد آنقدر زیاد بود که ساعت شش بود، باز چشمهایم باز شد. گفتند میتوانی ببینی. لرزان، همراه خواهرت، پاهایم توان راه رفتن نداشت. مرا به پشت بیمارستان بردند. کشوی سردخانه باز شد و من تو را با چشمان باز و سر باندپیچی دیدم. میلرزیدم. آمدم بغلت کنم، سرد بودی. سرت را با دست بالا آوردم تا بغلت کنم. جیغ میزدم. سرت را که بالا آوردم ببوسم، دستم پر از خون شد. او فرزند من بود، سیاوش من بود. دوسال است هر روز میمیرم. هر مردن من، هر غم من، هر ثانیه عذاب من یک آتش بسیار عظیم است که شعله میکشد و بنیان ظلم و ستم را میسوزاند.»
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔57👍5❤3🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالروز جانباختن سحر خدایاری (دختر آبی)
خبر ساده ولی شوکآور بود؛ دختری در تهران در حرکتی اعتراضی خودش را به آتش کشید؛ سحر خدایاری.
یکی از موانع اصلی ورود زنان به ورزشگاهها، مراجع تقلید هستند که همواره حکم و نظرشان علیه این حق ساده و طبیعی زنان است.
http://bit.ly/2nxKr8k
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2nvs1VD
#اسلایدشو #دختر_آبی #سحر_خدایاری #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خبر ساده ولی شوکآور بود؛ دختری در تهران در حرکتی اعتراضی خودش را به آتش کشید؛ سحر خدایاری.
یکی از موانع اصلی ورود زنان به ورزشگاهها، مراجع تقلید هستند که همواره حکم و نظرشان علیه این حق ساده و طبیعی زنان است.
http://bit.ly/2nxKr8k
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2nvs1VD
#اسلایدشو #دختر_آبی #سحر_خدایاری #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔51🕊10❤1👍1
افسون نجفی، خواهر جاویدنام حدیث نجفی، در استوری اینستاگرامش خبر داد که ماموران امروز صبح ساعت هشت، به خانه پدر و مادرش هجوم بردند، ضمن تفتیش کامپیوتر و گوشیها، حکم جلب افسون نجفی را نشان داده و خواستار دریافت آدرس او شدند و گفتند که به او بگویند به ایران بازگردد و توبه کند!!
اما دقیقا از چه چیزی باید توبه کند؟!
حکومت حدیث نجفی را کشته و از خواهرش میخواهد که توبه کند؟! بابت چه گناهی؟ مگر حکومت در جایگاه «پروردگار» است؟!
- «خیلی دوست دارم الان که دارم میرم آخرش وقتی چند سال گذشت خوشحال باشم رفتم تظاهرات و همه چی عوض شده.»
این آخرین پیام حدیث نجفی است دختر پر شور ایران و جوان انقلابی ۲۳ سالهای که روز چهارشنبه ۳۰ شهریور با گلولههای مأموران حکومتی در کرج جان باخت.
حدیث در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ و در بلوار ارم مهرشهر کرج با ۶ گلوله جنگی و چندین گلوله ساچمهای کشته شد و این اظهارات توسط دو شاهد عینی که او را به بیمارستان منتقل کردند، تایید شده است.
افسون نجفی، خواهر حدیث با بیان اینکه در شب حادثه پسری حدیث را به بیمارستان رسانده، اضافه میکند: «آن پسر با کمک عمهاش، حدیث را با خودروی شخصی به بیمارستان برد و او را تحویل بیمارستان داد و به تایید آنها در آن زمان حدیث زنده بود، پس از تماس این مرد با خانواده و حضور ما در بیمارستان، همراه یکی از بیماران حاضر که شاهد رخدادها بوده به ما گفت که حدیث هنگام انتقال به بیمارستان هوشیار نبود اما زنده بود و ماموران او را در حیاط پشتی بیمارستان در اتاقی محبوس و به کادر درمان هشدار دادند که از مداوای او خودداری کنند تا زمان مرگش فرا برسد.»
#حدیث_نجفی #زن_زندگی_آزادی #انقلاب_ملی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اما دقیقا از چه چیزی باید توبه کند؟!
حکومت حدیث نجفی را کشته و از خواهرش میخواهد که توبه کند؟! بابت چه گناهی؟ مگر حکومت در جایگاه «پروردگار» است؟!
- «خیلی دوست دارم الان که دارم میرم آخرش وقتی چند سال گذشت خوشحال باشم رفتم تظاهرات و همه چی عوض شده.»
این آخرین پیام حدیث نجفی است دختر پر شور ایران و جوان انقلابی ۲۳ سالهای که روز چهارشنبه ۳۰ شهریور با گلولههای مأموران حکومتی در کرج جان باخت.
حدیث در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ و در بلوار ارم مهرشهر کرج با ۶ گلوله جنگی و چندین گلوله ساچمهای کشته شد و این اظهارات توسط دو شاهد عینی که او را به بیمارستان منتقل کردند، تایید شده است.
افسون نجفی، خواهر حدیث با بیان اینکه در شب حادثه پسری حدیث را به بیمارستان رسانده، اضافه میکند: «آن پسر با کمک عمهاش، حدیث را با خودروی شخصی به بیمارستان برد و او را تحویل بیمارستان داد و به تایید آنها در آن زمان حدیث زنده بود، پس از تماس این مرد با خانواده و حضور ما در بیمارستان، همراه یکی از بیماران حاضر که شاهد رخدادها بوده به ما گفت که حدیث هنگام انتقال به بیمارستان هوشیار نبود اما زنده بود و ماموران او را در حیاط پشتی بیمارستان در اتاقی محبوس و به کادر درمان هشدار دادند که از مداوای او خودداری کنند تا زمان مرگش فرا برسد.»
#حدیث_نجفی #زن_زندگی_آزادی #انقلاب_ملی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤2👍2
مزارشان کجاست؟
✍️آتنا دائمی
«شنبه هفده شهریور ۹۷ ساعت ۱۰ صبح زنگ زدم به پدرم با نگرانی گفت بچهها رو از پنجشنبه بردند انفرادی زانیار، لقمان و رامین را. سست شدم ولی گفتم من از همین الان اعتصاب غذا هستم، گفت منو مامان هم اعتصابیم.
تمام روز در استرس بودم یکی از ه بندیها اون روز اعزام داشت اما برعکس همیشه با حال بد برگشت، جرات نداشتم بپرسم چی شده، ساعت هشت شب شبکه خبر نگاه میکردیم که دنیا رو سرم خراب شد زیرنویس زد که بچهها اعدام شدند.
فقط یادمه دویدم تو باشگاه و با صدای بلند گریه میکردم. اولین بار بود صدای گریه خودمو میشنیدم.
یکشنبه شد،روز ملاقات! بیانیه نوشتیم و سرودی آماده کردیم اما در سالن مانع ملاقات من و گلرخ ایرایی شدند، همه اعتراض کردند و بقیه هم بدون ما ملاقات نرفتند. همه عزادار بودیم، عصبانی بودیم، درگیری لفظی شد بعد از یک ساعت همه در سالن ملاقات بودیم، خانوادهام مشکیپوش و همچنان اعتصاب غذا بودند. شش مامور بالای سرم ایستاده بودند تا بیانیه رد نشه اما شد.
بعد از ملاقات امین وزیری(دادیار ناظر) آمد باز هم بحث بود و درگیری، بلند شدم گفتم عزیزان ما را اعدام کردید و بعد این مسخرهبازیها را در آوردید که مانع انتشار بیانیه ما شوید شب در خانهات بیانیهام را بخوان، از در بیرون رفتم. آن روز و اتفاقاتش بهانه شد که ۳ سال و ۷ ماه از ایمان افشاری حکم زندان گرفتم!
یک سال گذشت
برای اولین سالگرد زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی مراسمی تدارک دیده بودم و شش ماه بود که از ملاقات حضوری با خانوادهام محروم بودم،همان روز برای اولین بار غلامرضا ضیایی را دیدم که قبلا رییس رجاییشهر بود و او زانیار و لقمان را برای اعدام از بند خارج کرده بود، برای سالگرد آنان به بند آمده بود، اکثر زندانیان با او صحبت کردند. بعضی با داد و بعضی آرام، من اما نرفتم یا در تختم بودم یا مشغول تدارک مراسم عصر. صدایم کرد با خشم رفتم. گفت دوستانت گفتهاند از ملاقات محرومی، خواستهات چیست؟ گفتم من خواستهای از شماها ندارم، گفت چرا انقدر تلخی؟ عصبانی هستی، همه آمدند حرف زدند، تو بیاحترامی کردی! رفتی آش هم زدی! روز منو خراب نکن! روز خیلی خوبیه برای من. جواب دادم: برای من اما روز تلخیه چون قاتل زانیار و لقمان و رامین را در سالگردشون در مقابل خودم میبینم و اتاق را ترک کردم. دنبالم آمد شروع به داد و فریاد کرد و در حرفهایش مدام میگفت شنیدم شاخی! من اما شاختو میشکنم! چندین بار به قصد ضرب و شتم نزدیکم شد اما در نهایت شاخ خودش شکست! او چند ماه بعد به دلیل اختلاس به بازرس بیمارستان تنزل یافت.
هنوز محل دفن عزیزانمان مشخص نیست»
از اینستاگرام آتنا دائمی
(متن دو سال پیش نوشته و منتشر شده است)
مطلب مرتبط:
اعدام در ایران؛ سیاست هراس و انتقام
https://tavaana.org/execution_in_iran_revenge_policy/
#رامین_حسین_پناهی #زانیار_مرادی #لقمان_مرادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️آتنا دائمی
«شنبه هفده شهریور ۹۷ ساعت ۱۰ صبح زنگ زدم به پدرم با نگرانی گفت بچهها رو از پنجشنبه بردند انفرادی زانیار، لقمان و رامین را. سست شدم ولی گفتم من از همین الان اعتصاب غذا هستم، گفت منو مامان هم اعتصابیم.
تمام روز در استرس بودم یکی از ه بندیها اون روز اعزام داشت اما برعکس همیشه با حال بد برگشت، جرات نداشتم بپرسم چی شده، ساعت هشت شب شبکه خبر نگاه میکردیم که دنیا رو سرم خراب شد زیرنویس زد که بچهها اعدام شدند.
فقط یادمه دویدم تو باشگاه و با صدای بلند گریه میکردم. اولین بار بود صدای گریه خودمو میشنیدم.
یکشنبه شد،روز ملاقات! بیانیه نوشتیم و سرودی آماده کردیم اما در سالن مانع ملاقات من و گلرخ ایرایی شدند، همه اعتراض کردند و بقیه هم بدون ما ملاقات نرفتند. همه عزادار بودیم، عصبانی بودیم، درگیری لفظی شد بعد از یک ساعت همه در سالن ملاقات بودیم، خانوادهام مشکیپوش و همچنان اعتصاب غذا بودند. شش مامور بالای سرم ایستاده بودند تا بیانیه رد نشه اما شد.
بعد از ملاقات امین وزیری(دادیار ناظر) آمد باز هم بحث بود و درگیری، بلند شدم گفتم عزیزان ما را اعدام کردید و بعد این مسخرهبازیها را در آوردید که مانع انتشار بیانیه ما شوید شب در خانهات بیانیهام را بخوان، از در بیرون رفتم. آن روز و اتفاقاتش بهانه شد که ۳ سال و ۷ ماه از ایمان افشاری حکم زندان گرفتم!
یک سال گذشت
برای اولین سالگرد زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی مراسمی تدارک دیده بودم و شش ماه بود که از ملاقات حضوری با خانوادهام محروم بودم،همان روز برای اولین بار غلامرضا ضیایی را دیدم که قبلا رییس رجاییشهر بود و او زانیار و لقمان را برای اعدام از بند خارج کرده بود، برای سالگرد آنان به بند آمده بود، اکثر زندانیان با او صحبت کردند. بعضی با داد و بعضی آرام، من اما نرفتم یا در تختم بودم یا مشغول تدارک مراسم عصر. صدایم کرد با خشم رفتم. گفت دوستانت گفتهاند از ملاقات محرومی، خواستهات چیست؟ گفتم من خواستهای از شماها ندارم، گفت چرا انقدر تلخی؟ عصبانی هستی، همه آمدند حرف زدند، تو بیاحترامی کردی! رفتی آش هم زدی! روز منو خراب نکن! روز خیلی خوبیه برای من. جواب دادم: برای من اما روز تلخیه چون قاتل زانیار و لقمان و رامین را در سالگردشون در مقابل خودم میبینم و اتاق را ترک کردم. دنبالم آمد شروع به داد و فریاد کرد و در حرفهایش مدام میگفت شنیدم شاخی! من اما شاختو میشکنم! چندین بار به قصد ضرب و شتم نزدیکم شد اما در نهایت شاخ خودش شکست! او چند ماه بعد به دلیل اختلاس به بازرس بیمارستان تنزل یافت.
هنوز محل دفن عزیزانمان مشخص نیست»
از اینستاگرام آتنا دائمی
(متن دو سال پیش نوشته و منتشر شده است)
مطلب مرتبط:
اعدام در ایران؛ سیاست هراس و انتقام
https://tavaana.org/execution_in_iran_revenge_policy/
#رامین_حسین_پناهی #زانیار_مرادی #لقمان_مرادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔51❤2👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سلام توانا، اینجا فلکه سرخواجه گرگان هست و این آقا وسط خیابون با فریاد داشت از مردم میخواست از خواب بیدار بشن
این فیلم واسه دیشبه، ۱۷شهریور ۱۴۰۳»
#یاری_مدنی_توانا #فقر_فساد_گرونی
@Tavaana_TavaanaTech
این فیلم واسه دیشبه، ۱۷شهریور ۱۴۰۳»
#یاری_مدنی_توانا #فقر_فساد_گرونی
@Tavaana_TavaanaTech
❤34👍9
Forwarded from گفتوشنود
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری به معنای تحقیر، نادیدهگرفتن و سلب انسانیت از افرادی است که با ایدئولوژی حاکم مخالف هستند یا به گروههای خاص تعلق دارند و به منظور اعمال هرگونه تبعیض و خشونت حاکمیتی صورت میگیرید.
در این سیستمها، فردیت و آزادیهای انسانی قربانی ایدئولوژیهای دینی یا سیاسی میشوند.
حکومتهای مذهبی اغلب با اعمال فشارهای اجتماعی و قانونی، از جمله تبعیض جنسیتی، سرکوب اقلیتهای دینی، و کنترل شدید بر آزادی بیان، مردم را به تبعیت بیقید و شرط از باورها و قوانین دینی وادار میکنند.
در دیکتاتوریهای مذهبی، مخالفان سیاسی و دینی اغلب به عنوان "کفار" یا "خائن" معرفی میشوند و بهطور سیستماتیک از حقوق انسانی محروم میگردند.
این روند انسانزدایی نه تنها بر فرد تأثیر منفی میگذارد، بلکه به تضعیف انسجام اجتماعی منجر میشود، زیرا جامعه را به دو گروه "مؤمنان" و "غیرمؤمنان" تقسیم میکند و در عمل نیز حاکمان را مجاز به اعمال تبعیض و خشونت سیستماتیک میکند.
در نتیجه، خشونت، تعصب و بیعدالتی افزایش مییابد و ارزشهای انسانی زیر سایه ایدئولوژی قرار میگیرند.
#گفتگو_توانا #انسان_زدایی
@Dialogue1402
در این سیستمها، فردیت و آزادیهای انسانی قربانی ایدئولوژیهای دینی یا سیاسی میشوند.
حکومتهای مذهبی اغلب با اعمال فشارهای اجتماعی و قانونی، از جمله تبعیض جنسیتی، سرکوب اقلیتهای دینی، و کنترل شدید بر آزادی بیان، مردم را به تبعیت بیقید و شرط از باورها و قوانین دینی وادار میکنند.
در دیکتاتوریهای مذهبی، مخالفان سیاسی و دینی اغلب به عنوان "کفار" یا "خائن" معرفی میشوند و بهطور سیستماتیک از حقوق انسانی محروم میگردند.
این روند انسانزدایی نه تنها بر فرد تأثیر منفی میگذارد، بلکه به تضعیف انسجام اجتماعی منجر میشود، زیرا جامعه را به دو گروه "مؤمنان" و "غیرمؤمنان" تقسیم میکند و در عمل نیز حاکمان را مجاز به اعمال تبعیض و خشونت سیستماتیک میکند.
در نتیجه، خشونت، تعصب و بیعدالتی افزایش مییابد و ارزشهای انسانی زیر سایه ایدئولوژی قرار میگیرند.
#گفتگو_توانا #انسان_زدایی
@Dialogue1402
👍20