آموزشکده توانا
51K subscribers
39.9K photos
41.4K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
امروز دوم مهرماه، دومین سالگرد قتل حکومتی جاویدنام داریوش ریگی است

متأسفانه در رسانه ها کمتر از #داریوش_ریگی یاد می‌شود : اما #داریوش_ریگی که بود و چگونه جانش را در راه آزادی وطن از دست داد..!!

در برخی منابع در مورد داریوش ریگی نوشته شده که او متولد ۱۳۷۹ و اهل زاهدان بود، دو برادر ۱۳ و ۹ ساله داشت، داریوش تا سوم راهنمایی درس خواند و با وجود شاگرد اول مدرسه بودن ترک تحصیل کرد و برای کار به تهران مهاجرت کرد و در یک رستوران مشغول به کار شد، به آشپزی علاقه زیادی داشت و خیلی زود سر آشپز شد، او آرزوی مهاجرت به استرالیا را داشت و با یک سرآشپز برای کار در رستورانش به توافق رسیده بود، بعد از کشته شدن مهسا امینی او هم به جمع معترضین خیابان پیوست و در یکی از همان روزها دستگیر شد و او را آنقدر در زیر شکنجه تحت فشار قرار دادند تا روز ۱ مهر ماه ۱۴۰۱ کشته شد، چون کسی را در تهران نداشت تا پیگیر وضعیتش باشد اسمش در هیچ جا ثبت نشد، یکی از دوستانش به خانواده‌اش اطلاع داد که مدتی است از او بی خبرند و خانواده بعد از آن همه جا را دنبالش گشتند اما هیچ اثری از او نبود و می‌گفتد او حتما زنده است.

با کمک یکی از آشنایان نظامی‌شان توانستند با دریافت نامه‌ای او را در پزشک قانونی کهریزک پیدا کنند، آنها را تهدید کردند که بی سر و صدا او را تحویل بگیرند و در آرامستان زاهدان به خاک بسپارند، یک هفته بعد از دفن او ۸ مهرماه فاجعه حمله تروریستی سپاه پاسداران و ‎#جمعه_خونین_زاهدان رخ داد، آزار و اذیت‌های حکومت تمامی نداشت و سنگ قبرش را شکستند و آنها را مجبور کردند تا تاریخ مرگش را مرداد ماه بنویسند، اما روی سنگ مزارش نوشته است غصه ما ... تهران.

آن‌ها را تهدید کردند که ماجرای کشته شدنش رسانه‌ای نشود و علت مرگ را خودکشی اعلام کنند، اما آن‌ها اثر کبودی و شکستگی را موقع خاکسپاری بر بدنش دیدند، مزار او دو قبر با مزار «خدانور لجه‌ای فاصله دارد.
علی رغم تهدیدها برای رسانه‌ای نکردن این ماجرا ‎#ابراهیم_ریگی که فامیلشان بود این ماجرا را رسانه ای کرد و خودش را هم ۳ اسفند ماه ۱۴۰۱ زیر شکنجه در کلانتری کشتند.

گویا ضحاکان زمانه تمامی پسران و دختران شجاع و زیبای معترض را هدف خود قرار دادند و آنها را مظلومانه کشتند.💔🖤🕊️🥀

برادر شجاع و قهرمانم ، یادتان تا همیشه در قلب ما زنده و گرامی خواهد ماند ، هرگز نه می‌بخشیم و نه فراموشتان میکنیم.🖤»

از صفحه اینستاگرام مسعود علیزاده


#مهسا_امینی
#داریوش_ریگی
#ابراهیم_ریگی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔536👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدرم را خدا بیامرزد
مرد سنگ و زغال و آهن بود
سال‌های دراز عمرش را
کارگر بود، اهل معدن بود
....

شعری از موسی عصمتی شاعر روشندل ایرانی با صدای او، با مضمون سختی زندگی کارگران

او این شعر را در برنامه رقابتی سرزمین شعر، در اولین شب این رقابت، خواند و آن را تقدیم به همه کارگران کشورمان کرد.
آقای عصمتی این شعر را خطاب به همه پدران کارگر سروده است.

#طبس #معدن_طبس #کارگران_معدن #اعتصاب_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔31👍32
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دایه مینا، مادر جاویدنام شهریار محمدی، ۲۱ شهریور ماه بازداشت شد و میلاد فرزند دایه مبنا، سه روز است که در تورنتو تحصن کرده است.
او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«مادر #گوهر_عشقی نماد دادخواهی نماد شرافت و مادر ایران است، مادر گوهر قول شرافت به مادرم #دایه_مینا داد و پای قولش ایستاد و من به مادر گوهر و تمام مادران دادخواه قول میدهم سکوت نکنم و فریادشان را به دنیا برسانم.

ما امروز تمام تلاشمان را کردیم با مادر ارتباط بگیریم و حالش را بپرسیم اما موفق نشده‌ایم، کوچیکترین اتفاق برای مادر ایران و دختر ایران #سحر_بهشتی بیاد مقصر اصلی جمهوری اسلامی.»


#دایه_مینا_سلطانی #دایه_مینا #شهریار_محمدی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍51
Forwarded from گفت‌وشنود
«ملایی که مرغ‌داری پیشه کرد!»
علی‌اکبر حکمی‌زاده

«ایرانیان! با تعارف و ماست‌مالی کار درست نمی‌شود! تا ما چنینیم وضع ما هم همین است!» 

۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۷ رادیوفردا گزارشی منتشر کرد از فهرست روحانیونی که بعد از انقلاب ۱۳۵۷ و تشکیل دادگاه ویژه‌ روحانیت، «خلع لباس» شدند. از میان نام‌هایی که در این گزارش دیده می‌شود، نام علی‌اکبر حَکَمی‌زاده شاید از همه جالب‌تر باشد. چون حکمی‌زاده به‌ویژه به عنوان مولف کتابی انتقادی و تند مشهور است به نام «اسرار هزارساله» که در ۱۳۲۲ منتشر شده بود! البته بنیان‌گذار نظم سیاسی جدید که بعد سال‌ها تبعید از فرانسه به ایران بازگشته، و برای محاکمه‌ «آخوندهای فاسد» دادگاهی ویژه درست کرده بود، خیلی خوب به خاطر می‌آورد که یکی از اولین رساله‌های خود را علیه همین کتاب «اسرار هزارساله» نوشته است؛ نزدیک به چهار دهه پیش، زمانی که خود ۴۲ سال سن داشته است! 

علی‌اکبر حمکی‌زاده، مانند اغلب کنشگران عصر مشروطه و ابتدای پهلوی اول، تحصیلات خود را در حوزه سپری کرده بود. گفته می‌شود که او در ابتدای امر، منتقد غرب هم بوده است. کتاب «راه نجات از آفات تمدن حاضر»، در واقع از اولین نمونه‌های ژانر ادبی انتقاد از غرب‌گرایی، نوشته‌ی اوست که پیش از «اسرار هزارساله» نوشته شده است. رسول جعفریان از آخوندهای نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران می‌گوید که…

برای مطالعه ادامه یادداشت به صفحه گفت‌وشنود مراجعه کنید:

https://dialog.tavaana.org/aliakbar-hakamizadeh/

#اسرار_هزار_ساله #علی_اکبر_حکمی_زاده #روح_الله_خمینی #کشف_الاسرار #گفتگو #مدارا #نقد_دینی

@dialogue1402
👍21💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی


مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقه‌ى اميّد و گيج سهم نفت،

حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:

باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!

رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!

مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!

كشورِ اشغالىِ ايران‌زمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْ‌بندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْ‌سوزانِ مَه، شد اين پگاه!

وين درختِ گيسوى جان‌دادگان
بيرق پيروزى آزادگان!

برده‌ى اين بى‌وطن‌ها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!

مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخش‌هایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊288💔6👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مراسم دومین سالگرد شهادت جاویدنام #محمد_جامه_بزرگ
و پیمان دوباره فرزندان ایشان با آرمان‌های او و تاکید دوباره بر استفاده از حق قانونی خود در برابر قاتلین و عاملین و آمرین این جنایت.»

از صفحه خواهر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ

۳۱ شهریور ۱۴۰۱ ملارد صحنه اعتراضات مردمی بود، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه‌بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ می‌گوید:
فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ‌شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم  و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ می‌کردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشک‌آور داخل خانه. ما می‌خواستیم برویم داخل اما بابا نمی‌آمد و می‌گفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»

پس از تهدید شفاهی محمد جامه‌بزرگ در روز اول مهرماه،  او تصور می‌کند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را می‌زنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشت‌بام به خانه همسایه پناه می‌برند و مقتول به پشت‌بام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا می‌کنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمی‌شود، در این لحظه تهدید می‌شود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما می‌آیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه می‌شود.
همسر محمد جامه‌بزرگ نیز به شرق گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمه‌ای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»


#محمد_جامه_بزرگ #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔34👍4
حجت آل‌محمدی، شهروند ساکن ایذه، هشت روز است که بازداشت شده و تاکنون از محل نگهداری او اطلاعی حاصل نشده است. بی‌خبری از وضعیت این شهروند، افزایش نگرانی‌های خانواده و نزدیکان وی را در پی داشته است.


یک گفته یک مطلع ، بازداشت آقای آل ‌محمدی روز دوشنبه ۲۶ شهریورماه، توسط پنج خودرو از نیروهای امنیتی در منزل شخصی او در ایذه صورت گرفته است. همچنین علیرغم پیگیری خانواده و وکیل مدافع وی از مراجع امنیتی و قضایی، مسئولین مربوطه از ارائه پاسخی روشن در خصوص محل نگهداری و وضعیت آقای آل‌محمدی خودداری می‌کنند.

آقای آل محمدی در تاریخ ۲۳ مردادماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و چندی بعد از زندان شیبان اهواز آزاد شده بود.

حجت آل محمدی پیشتر نیز در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی در شهرستان ایذه بازداشت و سپس به زندان شیبان اهواز منتقل شد.

وی نهایتا توسط دادگاه انقلاب از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۹ ماه حبس محکوم شد. آقای آل محمدی در تاریخ ۹ بهمن ماه سال گذشته، پس از اتمام دوران محکومیت خود از زندان شیبان اهواز آزاد شد.

آقای آل محمدی در سال ۱۳۹۴ بازداشت شده و تا ۱۳۹۸ تحت بازداشت موقت بود.

حجت آل محمدی شهروند ساکن ایذه، ۳۹ ساله و پدر یک فرزند خردسال است.
به گفته یکی از دوستان آقای آل‌محمدی، «ایشان در بازداشت دهه نود بسیار شکنجه شده بود به طوری که حین شکنجه‌ی غیر قابل تصور و وحشیانه دندانش را کشیدند، دست و پایش را شکستند. او از نظر روحی نیز بسیار آسیب دید. موقعی که حجت آزاد شد آرتمیس دخترش۶ سالش بود و اصلا نزدیک حجت نمی‌رفت، حجت بخاطر شرایط بد و شکنجه‌های شدیدی که شده بود بسیار عصبی و پریشان بود.. همسرش هم در اون چهار سال تحت شرایط مالی بدی قرار داشت..»

#حجت_آل_محمدی #ایذه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔24👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کارگر معدن که برادرش را در انفجار معدن معدنجو از دست داد: "یک روز پیش از حادثه، کارگران نشست گاز را به اطلاع مدیران رساندند اما گفتند بروید و کار کنید"
اما احمد میدری ، وزیر کار ج ا، به دروغ می گوید: قابل پیش بینی نبود.
مثل سایر مقامات درباره سایر موارد»

از حساب ایکس روزبه بوالهری، روزنامه‌نگار

#کارگران_معدن #کارگر #طبس #معدن_طبس #معدن_معدنجو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔27💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از اعضای خانواده‌های کارگران جان‌باخته در معدن می‌گوید
«در آمبولانس بسته نمی‌شد به زور و با پا جنازه‌های سوخته شده را به داخل هل می‌دادند!»
او همچنین می‌گوید یک زن که همسرش کشته شده بود درخواست می‌کرد که جنازه‌ها را با عزت حمل کنند.

کارگران در ایران، تا وقتی که زنده هستند، حقوق و مزایاشان به تعویق می‌افتد، حقوقی که متناسب با سختی کارشان نیست، بعد که اینگونه مظلومانه می‌میرند هم با پیکرشان محترمانه رفتار نمی‌شود!

#طبس #کارگران_معدن #معدن_طبس #معدن_معدنجو #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔54👍31🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا بهبهان است، مردی بسیجی که همسر چادریش ترک موتورش نشسته، به دختر جوان نزدیک می‌شود و او را خاطر عدم تمکین از حجاب اجباری مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد

.این واقعه در جمعه شب سی شهریور حوالی میدان محسنی بهبهان رخ داده است.
دختر قصد رفتن به منزل خود را داشت توسط یک موتورسیکلت با دو راکب که معلم بسیجی «داوود شفیعی بازارنویی» بهمراه همسر چادری خود بودند، متوقف می‌شود و در صورتیکه فقط شال زن جوان کمی به عقب رفته بود. به زن جوان دستور می دهد که «شالت رو سرت کن» و با ترس و استرسی که به زن جوان وارد می‌شود از اینکه فرد مزاحم خواهان چه هدفی است، پاسخ می‌دهد «آقا مزاحم نشو» اما این فرد مزاحم بر می‌گردد و با متوقف کردن زن جوان، یک سیلی محکم به او می‌زند که بعد از بررسی دوربین‌های آن منطقه،ثبت شکایت و پیگیری موضوع فرد ضارب معلم علوم مدرسه راهنمایی شاهد بهبهان آقای داوود شفیعی بازارنویی ساکن منطقه کرم نسب تشخیص داده می‌شود.
.

#بهبهان #حجاب_اجباری #خشونت_علیه_زنان #نه_به_حجاب_اجباری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔331😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏من #مهرداد_قربانی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱. فقط هجده سالم بود، متولد ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۳. فرزند محمد حسین و زینب بودم. اهل و ساکن زنجان و با خانوادم تو محله کوی قائم زندگی میکردم.

با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی، مردم‌ غیور زنجان هم به پا خاستن. روز ۳۰ شهریور ماه بود که من و دوستام برای حمایت از مردم کردستان و قتل مهسا به خیابون رفتیم تا اعتراض خودمونو فریاد بزنیم. اونروز ساعت شش و نیم عصر با دوستام قرار گذاشته بودیم دم در مجتمع فجر، پیاده به طرف سعدی شمالی حرکت کردیم از سمت استانداری و بعد در نزدیکی بوتیک تیک تاک به دوستای دیگمون ملحق شديدم، ده دقيقه اونجا ایستادیم، محل شلوغ بود و یگان ویژه با استفاده از گاز اشک آور مردمو متفرق می کردن. وقتی موتور سوارا از سمت زینبیه به سمت چهار راه سعدی اومدن ما از کوچه کنار بوتیک به دروازه رشت فرار کردیم، بعد از فرار و گریز فراوان از دوستام جدا موندم، حدود ساعت ۹ شب از کوچه بینش خارج و وارد بلوار چمران تو خیابون منتهی به قائم شدم، مزدورای موتور سوار هم زمان به محل رسیدن من به سمت میدان قائم حرکت کردم که ناگهان اونا در کمتر از یه دقیقه دو بار اقدام به شلیک کردن، اولین شلیک به سمت جمعیت بود و کمتر از سی ثانیه دومین شلیک به من اصابت کرد از فاصله پنج متری و از پشت سر، پشت بدنم و باسن چپم پر از ساچمه شد و غرق در خون شدم، افتادم زمین، مزدورا ریختن رو سرم، نمیذاشتن منوببرن بیمارستان حتی نیروهای سرکوب ازم فیلم برداری میکردند. چند نفر رهگذر بمن کمک کردن که از جام بلند شم ، با کمک راننده یه ماشین پژو ۲۰۶ میخواستن منو به بیمارستان ببرن ولی از ترس اینکه دست مامورا نیفتیم تصمیم گرفتم برم خونمون. وقتی منو رسوندن خونه خانوادم منو به بیمارستان ولیعصر زنجان رسوندن ولی اونجا به علت شدت جراحات وارده چشم از دنیا فرو بستم….

بعد از کالبد شکافی پزشکی قانونی علت مرگم رو برخورد اجسام سخت فلزی پر شتاب (ساچمه) یا تیز اعلام کرد. به تشخیص اونا من دچار خونریزی وسیع داخلی و خارجی و عوارض ناشی از اون و همینطور آسیب ارگانهای داخل شکم و خلف صفاق شده بودم.

مامورای امنیتی خانوادمو تهدید کردن که مراسم خاکسپاری باید در سکوت و بدون حضور مردم انجام بشه. خواهرم تو مراسم فریاد میزد و میگفت: «مهرداد مثل یه دسته گل بود، گناهی نداشت. صداش باشین، راه مهرداد رو ادامه بدین، این جوونا نیاز به فاتحه ندارن پاکترین انسانهای روی زمین هستن، چرا باید کشته بشن فقط خونخواهی کنین». پیکر بیجون من مظلومانه در بهشت زهرای زنجان در قطعه ۷، شماره ۴-۳ به خاک سپرده شد…

بعد از کشته شدنم مامورا میخواستن خانوادمو مجبور به گرفتن دیه بکنن تا از شکایت صرفنظر کنن ولی اونا قبول نکردن و دادخواه خون به ناحق ریخته شده من بودن.

از اونطرف قاتل من شناسایی شد ولی پرونده قتل رو چندین ماه از این دادگاه به اون دادگاه ارجاع دادن و گفتن پرونده امنیتیه و محرمانه هست، حتی لباسی که موقع کشته شدن تنم بود رو به خانوادم پس ندادن ولی بعد همون پرونده به اصطلاح محرمانه رو فرستادن دادسرای عمومی! بعد از گذشت نه ماه از قتل من، جلسه محاکمه توی دادسرای زنجان برگزار شد. قاتل از نیروهای مسلح بود ولی تو پرونده ذکر نکردن از کدوم ارگان و در نهایت هم به دلایل واهی و غیرمنصفانه تبرئه شد.
خانوادم از نتیجه دادگاه خیلی آزرده شدن، خواهرم گفت: قاتل مهرداد رو با دلایل و ادله ای تبرئه کردن که هر دانشجوی ترم اول وکالت هم پرونده رو بخونه گریه‌اش میگیره به این همه بی عدالتی و ظلم سیستم قضایی! اما صبر ما زياده صبح میشه این شب باز میشه این در….

هموطن منم مثل خیلی دیگه از جوونای وطنم رویاهای زیادی برای رسیدن به آزادی و زندگی عادی داشتم. من دو روز بعد باید راهی مدرسه میشدم ولی به جاش در آرامستان بهشت زهرای زنجان تو خونه ابدیم زیر خروارها خاک سرد خوابیدم. برای آزادی جون دادم، نذار خونم پایمال بشه فراموشم نکن و روز پیروزی از منم یاد کن…💔


متن از لعبت
LoabatK


#مهسا_امینی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔353👍3